مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۲۱ تا ۳٬۱۴۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
Background: Video games like Tetris engage distinct cognitive processes, yet the neural mechanisms underlying gameplay remain incompletely understood. This study investigates how Tetris modulates brain activity patterns compared to resting state, focusing on oscillatory dynamics and their behavioral relevance. Methods: We recorded 32-channel EEG in 32 participants during rest and Tetris gameplay. Spectral analysis identified power differences in key frequency bands (theta: 4-6Hz; alpha2: 10-11.5Hz; beta3: 28-29Hz). Cluster-based permutation tests (p<0.03, FDR-corrected) localized significant changes, while Spearman correlations and regression analyses examined performance relationships. Results: Three main findings emerged: (1) Gameplay increased frontal theta (cognitive control) and occipital beta3 (visual processing) while decreasing parietal alpha2 (attention reallocation); (2) Regional band power correlations showed a shift in co-modulation patterns from stronger frontoparietal theta covariance (rest) to enhanced parieto-occipital synchrony (gameplay), reflecting task-specific regional engagement; (3) Frontal theta modulation predicted performance (R²=0.322, p=0.004), with stronger theta increases correlating with better scores (r=+0.57, p<0.01). Conclusion: Tetris induces rapid changes, with frontal theta emerging as a key marker of cognitive adaptability. These findings demonstrate the utility of Tetris for studying neuroplasticity and suggest its potential as a paradigm for cognitive training interventions. Future research should explore longitudinal changes in these neural patterns with extended practice.
بررسی رابطه بین حسابداری محیط زیست و کیفیت افشا در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی رابطه بین حسابداری محیط زیست و کیفیت افشا در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰ پرداخته است. جامعه آماری شامل ۱۳۹ شرکت بود که با روش رگرسیون پانل دیتا در نرم افزار EViews تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین حسابداری محیط زیست و کیفیت افشا رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (ضریب کیفیت افشا: ۰.۰۱۷ با سطح معناداری ۰.۰۰۹۵). به عبارت دیگر، بهبود کیفیت افشا منجر به ارتقای حسابداری محیط زیست می شود. از بین متغیرهای کنترلی، اندازه شرکت و بازده دارایی تأثیر منفی بر حسابداری محیط زیست داشتند، در حالی که اهرم مالی و زیان شرکت رابطه معناداری نشان ندادند. مدل تحقیق با ضریب تعیین ۰.۴۵ و آزمون های آماری (مانند VIF زیر ۵ و دوربین-واتسون ۲.۱۱) از اعتبار بالایی برخوردار بود. افشای باکیفیت اطلاعات زیست محیطی نه تنها مشروعیت شرکت ها را افزایش می دهد، بلکه به بهبود سیستم حسابداری محیط زیست کمک می کند. این یافته ها با مطالعاتی مانند بچیر و همکاران (۲۰۲۱) و محمد و همکاران (۲۰۲۰) همخوانی دارد. پژوهش حاضر بر اهمیت توجه به استانداردهای افشای محیطی در شرکت های ایرانی تأکید می کند.
آیا استانداردهای حسابرسی مهم هستند؟
حوزههای تخصصی:
درک صحیح نقش اقتصادی استانداردهای حسابرسی یک قدم مهم به سمت بهبود بازدهی و کارایی حسابرسی است. در این مقاله، من بیان می کنم که استانداردهای حسابرسی زمانی بیشترین اهمیت را دارند که یک حسابرس ممکن است برای حسابرسی ضعیف مشوق داشته باشد. در حالی که این نتیجه گیری ممکن است غافلگیرکننده نباشد، اما شرایطی که تحت آن استانداردها ممکن است دارای اثر مطلوب بر روی کیفیت حسابرسی باشند یا نه کمتر آشکار هستند. به طور ویژه تر، من تعدادی از مشاهدات در مورد اینکه استانداردها چه کارهایی می توانند انجام دهند را ارئه می کنم: استانداردها می توانند: 1- فقدان قابلیت مشاهده ی نتیجه ی حسابرسی را با تمرکز بر فرآیند حسابرسی جبران کنند. 2- به طور نسبی مزیت اطلاعاتی در اختیار حسابرس به عنوان یک متخصص حرفه ای را کاهش می دهند که ممکن است حسابرس را تشویق کند تا حسابرسی ضعیف انجام دهد. 3- تنوع تقاضا در بین ذینفعان مختلف را متعادل کنند که ممکن است حسابرس را به سمت پایین ترین مخرج رایج سوق دهند و یک بازار براساس انتخاب معکوس را ایجاد کنند. 4- یک معیار فراهم کنند که تنظیم مسئولیت قانونی حسابرس در رویداد یک حسابرسی زیراستاندارد را تسهیل می کند. اگرچه من همچنین تعدادی از مشاهدات در مورد اینکه استانداردها نباید انجام دهند نیز ارائه می کنم؛ استانداردها نباید: 1- استفاده از قضاوت توسط حسابرسان را دلسرد کنند. 2- تقاضای بالقوه برای سطوح جایگزین ارزشمند اقتصادی از اطمینان را محدود کنند. 3- به روتین رویه ای بیش از حد یا استانداردسازی در اجرای حسابرسی منجر شوند. و4- براساس یک دستورالعمل اجرای قانون تعیین شوند. در انتها، فراتر رفتن استانداردها از حدود، ارزش اقتصادی حسابرسی را برای بسیاری از ذینفعان کاهش می دهد و منجر می شود به فشار اجرت برای شرکت های حسابرسی. خوشبختانه، این نگرش ها می توانند مباحث آینده در مورد سطح و انواع استانداردها را آگاه سازند که برای حرفه ی حسابرسی مناسب می باشند.
شناسایی و تحلیل شایستگی های مدیران و راهکارهای توسعه آن با روش FCM(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رفتار سازمانی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
107 - 133
حوزههای تخصصی:
روش: پژوهش حاضر ازلحاظ روش، آمیخته و برمبنای پژوهش های کیفی و کمی است و همچنین ازنظر فلسفه پژوهش، درزمره پژوهش های قیاسی استقرایی قرار می گیرد. این پژوهش ازحیث هدف، کاربردی و ازحیث شیوه گردآوری اطلاعات، اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش، مدیران ارشد سازمان مخابرات استان لرستان می باشند. درخصوص چگونگی انتخاب جامعه آماری باید بیان کرد که باتوجه به اینکه موضوع پژوهش، انواع شایستگی مدیران می باشد، باید از افرادی استفاده می شد که ازحیث نظری و عملی با این مفهوم پژوهش، آشنایی داشته و اشراف اطلاعاتی لازم درجهت پاسخگویی به سؤالات مصاحبه و پرسشنامه را دارا باشند. به همین دلیل، با استفاده از روش نمونه گیری هدف مند و براساس اصل اشباع نظری 20 نفر از مدیران ارشد سازمان مخابرات به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. ابزارگردآوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار انجام شد. در این پژوهش برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و کدگذاری و در بخش کمی از روش نقشه شناختی فازی بهره گرفته شده است.
یافته ها: در این پژوهش یافته های بخش کیفی مشتمل بر شناسایی انواع شایستگی مدیران و راهکارهای توسعه آن است و یافته های بخش کمی مرتبط با اولویت یابی این عوامل است.
نتایج: براین اساس، مهم ترین انواع شایستگی مدیران: برخورداری مهارت تیم سازی، توانایی مدیریت بحران و شایستگی حل مسئله و مهم ترین پیامدهای راهکارهای آن تقویت خودآگهی، تمرکز بر یادگیری مستمر و تقویت دانش روز مدیریت و سازمان است.
ارائه مدل بهینه سازی برون سپاری مدیریت دانش با استفاده از الگوریتم ژنتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت راهبردی دانش سازمانی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
67 - 85
حوزههای تخصصی:
هدف: مدیریت دانش همچنان به عنوان یک منبع اصلی برای کسب مزیت رقابتی در سازمان ها اهمیت دارد. این پژوهش با هدف ارائه مدل بهینه سازی برون سپاری مدیریت دانش با استفاده از الگوریتم ژنتیک انجام شده است. روش پژوهش: این تحقیق از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل هشت نفر از خبرگان و اساتید دانشگاهی و صنعتی در حوزه مدیریت دانش و شش شرکت پیمانکاری بود. نمونه گیری به روش گلوله برفی انجام شد و ابزار اصلی جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه بود. یافته ها: در گام نخست، با بررسی مطالعات پیشین و نظرات خبرگان، 28 معیار برای ارزیابی ارائه دهندگان برون سپاری شناسایی شد. سپس، این معیارها با روش فازی تأیید و چارچوب نهایی طراحی شد. در مرحله بعد، پیمانکاران با استفاده از الگوریتم ژنتیک و بر اساس معیارهای تأییدشده ارزیابی شدند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که یکی از پیمانکاران بالاترین امتیاز را کسب کرده است. مدل پیشنهادی می تواند به سازمان ها در انتخاب بهینه ارائه دهندگان خدمات مدیریت دانش و بهبود تصمیم گیری در این زمینه کمک کند. این پژوهش با استفاده از الگوریتم ژنتیک و رویکرد فازی به تحلیل و ارزیابی ارائه دهندگان خدمات برون سپاری مدیریت دانش پرداخته است که در ادبیات موجود کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
بررسی تاریخنگاری و تاریخنگری محمد ابراهیم باستانی پاریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باستانی پاریزی به عنوان یکی از موثر ترین تاریخنگاران معاصر، نقشی پر رنگ در افزایش شناخت تاریخی مردم و علاقه آن ها به مطالعه تاریخ داشته است، او با سبکی ساده و روان، حوادث و رویداد های تاریخی را از هر دوره و سلسله و در هر موضوعی با یکدیگر پیوند می داد و از پس آن ها محتوایی جذاب و با ارزش برای مخاطبانش تهیه می کرد، سبک خاص تاریخنگاری او در دوره ای که شیوه های نوین تاریخنگاری با روش های کمی پوزیتیویستی و مارکسیستی در بین مورخین ایرانی رایج بود سبب نگاهی ویژه به آثار او شده است، او که برخلاف همسلکانش از بیانی متفاوت در تاریخنگاری خود برخوردار بود، انتقادات زیادی را چه در دوره حیاتش و چه پس از آن به سوی خود جلب کرد، با این حال همواره سبک متمایزش طرفداران بسیاری هم داشت، در این جستار به دنبال این مسئله هستیم تا به بررسی کلی و یکپارچه از نقطه نظرات گونان نسبت به شیوه تاریخنگاری این مورخ مشهور برسیم، با جستجوی دیدگاه های مختلف شاهد یکپارچگی نظرات درباره تاریخنگاری او هستیم، ضمن اینکه با وجود انتقادات بسیار حتی از سوی برخی از شاگردان ایشان، در نگاهی کلی در میان بسیاری از اهالی تاریخ از او و سبک نوشتارش به نیکی یاد می شود و آثارش به عنوان مجموعه ای با اهمیت شناخته می شود.
وفاداری سیاسی در حاکمیت های توتالیتر (تجربه شوروی، چین و آلمان نازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
133-164
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله تلاش برای ارائه تبیینی جامعه شناختی از منابع، شیوه تضمین و پیامدهای وفاداری در حاکمیت های توتالیتر قرن بیستم (شوروی، چین و آلمان نازی) است. در مورد وفاداری به رویکرد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پرداخته شده و استدلال های مربوط به هر کدام به شکل خلاصه طرح گردیده و چهارچوب نظری مورد استفاده تلفیقی از ترکیب رویکردهای مذکور بوده است. روش مطالعه تطبیقی-تاریخی بوده و با استفاده از مقایسه موردهای خاص صورت گرفته است. نمونه ها به شکل هدف مند از بین نظام های توتالیتر قرن بیستم انتخاب گردیده اند، گردآوری داده ها از منابع دست دوم صورت گرفته و پس از روایت تاریخی مبتنی بر شاخصه های وفاداری در هر مورد، جدول مقایسه موردها ارائه شده و مورد تحلیل قرار گرفته است. اعتبار داده ها از طریق مراجعه به متون مختلف مربوط به هر مورد تامین شده است. یافته ها نشان می دهد حاکمیت های توتالیتر تلاش کرده اند به شکل مشابه از زمینه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برای تأمین، تضمین و بهره برداری از وفاداری استفاده کنند و استفاده از این زمینه ها وجه اشتراک تمامی توتالیترها بوده است. لیکن این حاکمیت ها به شکل هوشمندانه ای به شیوه موقعیتی از فرمول های متفاوت در جوامع مختلف استفاده کرده اند. تفسیر هوشمندانه شرایط و استفاده عقلانی از شرایط مختلف هر جامعه برای کسب، تضمین و بهره برداری از وفاداری در نمونه های مورد مطالعه مشاهده می شود که در مقاله به تفصیل با استفاده از نمونه های تاریخی مورد اشاره واقع شده اند.
چالش هوش مصنوعی و وضعیت پدیدآور در حقوق مالکیت فکری ایران (با تأکید بر چت جی.پی.تی و مالکیت ادبی و هنری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حقوق تطبیقی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
117 - 146
حوزههای تخصصی:
پیشرفت های پرشتابی که در هوش مصنوعی و ابزار های آن، مانند چت جی.پی.تی رخ داده و می دهد، تبیین موضوعات مرتبط با مالکیت فکری در این باره را ضروری ساخته است. با توجه به کمبود منابع مربوط در ادبیات حقوقی فارسی در این زمینه، کوشش شده تا از راه مراجعه به متون تازه خارجی، زوایای این موضوع بررسی شود. روش این بررسی، توصیفی – تحلیلی است که در آن، منابع حاصل که به روش اسنادی و به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده اند، ابتدا توصیف و توضیح می شوند و سپس مورد تحلیل قرار می گیرند. پرسش اصلی این مقاله آن است که آیا هوش مصنوعی و چت جی.پی.تی می تواند بر پایه اصول حاکم بر حقوق مالکیت فکری، به عنوان پدیدآور شناخته شود یا نه؟ در کوشش برای یافتن پاسخی منطقی و حقوقی به این پرسش، ضمن بررسی پیشینه تحقیق و نظرهایی که در این باره داده شده، اظهارنظرهای مطرح شده در ایران و خارج از ایران ارائه گردیده و پس از دسته بندی این نظرها، راه حل های ممکن بیان شده است. مقاله با نتیجه گیری از موضوعات مطرح شده و بیان برخی پیشنهادهای ممکن در حوزه حقوق داخلی و جهانی پایان یافته است.
طراحی چارچوب اکوسیستم پلتفرمی B2B بازار انرژی برق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اکوسیستم ها به دلیل دارا بودن مزایا و مزیت های که مورد نیاز بازارهای امروزی است به عنوان ابزاری برای ساماندهی و راهبری در طیف گسترده از کسب و کارها مورد اقبال قرار گرفته اند. بازارهای انرژی نیز به عنوان زیر ساختهای توسعه در جوامع بدلیل استراتژیک و پیچیده بودن میتوانند از ظرفیت های اکوسیستم ها برای کارآمدی بهینه بهره ببرند. عدم شناخت از چیستی، ابعاد، پیش نیازها و مهمترین عوامل موثر در اکوسیستم انرژی، فرصت بهره از آن را برای بسیاری از مدیران و تصمیم گیران و بازارها محدود کرده است و در عمل از این ابزار کارآمد مدیریتی در کسب و کار استفاده بهنه نمی شود. این پژوهش تلاش کرده است تا چارچوب یک اکوسیستم مبتنی بر پلتفرم را ارائه نماید که از دید پژوهشگران مورد توجه قرار نگرفته است.این پژوهش از انواع مطالعات کیفی، کاربردی و اکتشافی است. جامعه آم اری پ ژوهش، ص احبنظ ران ح وزه مدیریت بازار، و نیز فعالان صنعت انرژی بودندو با رویکرد نظریه داده بنیاد، به شناسایی مقوله های اثرگذار بر موضوع پژوهش اقدام کرده است.گردآوری اطلاعات با استفاده از نمونه گیری هدفمند و روش گلوله برفی و مصاحبه های نیمه ساختار یافته با استفاده از پروتوکل تهیه شده به کمک متخصصین علمی و عملی انجام ش د. در نهایت چارچوب اکوسیستم پلتفرمی B2Bبازار انرژی برق شناسایی و استخراج شد
تحلیل گفتمانی سکوت در شعر اخوان ثالث: خوانشی سه سطحی (ساختاری، معنایی، کاربردشناختی) با رویکرد نقد ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
257 - 302
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل سکوت به عنوان سازه ای گفتمانی و بررسی عوامل مؤثر بر بازنمایی آن در شعر مهدی اخوان ثالث انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، تبیین کارکردهای گفتمانی سکوت در سه سطح ساختاری، معنایی و کاربردشناختی و نقش آن در فرایند معناسازی و فعال سازی ادراک بینامتنی است. روش تحقیق، کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی است و با تلفیق نظریه های تحلیل گفتمان، نشانه شناسی و زبان شناسی شناختی، نمونه های شعری اخوان ثالث را بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد سکوت در سطح ساختاری از طریق حذف فعل و ایستایی نحوی، در سطح معنایی با بهره گیری از استعاره و مجاز، و در سطح کاربردشناختی به عنوان ابزاری گفتمانی، مفاهیم سیاسی اجتماعی را در بافت تاریخی فرهنگی رمزگذاری می کند. هم چنین، سکوت با ایجاد مکث های معناساز و حذف های برنامه ریزی شده، مخاطب را به مشارکت فعال در تفسیر متن و ادراک بینامتنی فرا می خواند. درنهایت، تحلیل نمونه ها نشان می دهد که سکوت در شعر اخوان ثالث به ایجاز هنری، تصویرسازی نمادین، تعلیق روایی و فضاسازی چندلایه منجر می شود و نظام تأویلی مخاطب را فعال می سازد.
تحلیل تطبیقی بازنمایی طبیعت و نمادپردازی های مرتبط در شعر فرخی سیستانی و دو فو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر، به دلیل ایجاز زبانی و قابلیت های بازنمایی تصاویر با نمادپردازی و بهره مندی از عناصر خیال، بستر مناسبی برای تحلیل تطبیقی نظام های زیباشناختی و فرهنگی به شمار می رود. از آنجا که در بسیاری از سنت های شعری، به ویژه در حوزه های کلاسیک، طبیعت به عنوان عنصری زیباشناختی و نمادین نقش برجسته ای دارد، مطالعه تطبیقی تصویرپردازی طبیعت در سنت های شعری مختلف می تواند به شناخت مؤلفه های فرهنگی و زیباشناختی آن ها یاری رساند. پژوهش حاضر به بررسی نحوه بازنمایی عناصر طبیعی در اشعار دو شاعر شاخص از دو نظام ادبی و فرهنگی متفاوت—فرخی سیستانی از ایران و دو فو از چین—می پردازد. انتخاب این دو شاعر به دلیل جایگاه ممتاز آن ها در ادبیات کلاسیک و همچنین حضور پررنگ عناصر طبیعت در شعر ایشان صورت گرفته است. با وجود تفاوت ها در زمینه های تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و... هر دو شاعر از عناصر طبیعی بسیار بهره برده اند که برخی از آنها چون «خورشید»، «ماه» و «گل» و مانند آن از نظر بسامد شاخص تر است، و می تواند برای این پژوهش تطبیقی از زاویه بلاغت ادبی و عناصر زیبایی شناسی در شعر مورد مطالعه قرار گیرد. دو فو از طبیعت به عنوان ابزاری برای بازتاب اندوه، ناپایداری و تجربه های فردی–اجتماعی بهره می گیرد؛ در حالی که فرخی طبیعت را در خدمت ساخت تصویری باشکوه از نظام سلطنتی و به عنوان ابزاری برای پربار کردن مضمون مدح به کار می برد. این مقاله تلاش دارد با تکیه بر خوانش دقیق و تحلیل تطبیقی، نشان دهد که بازنمایی طبیعت چگونه می تواند بازتابی از نگرش فرهنگی، جهان بینی و ساختار عاطفی در دو سنت شعری متمایز باشد.
بررسی محتوای شعری و ساختار موسیقیایی در ترانه های شادی قوم بختیاری ( دُوالالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۶۵
106 - 145
حوزههای تخصصی:
دُوالالی ترانه های شادی قوم بختیاری اند که زنان و دختران در آیین های ازدواج آن ها را می خوانند؛ ترانه هایی برای ابراز احساسات جمعی که باورها و ارزش های فرهنگی و اجتماعی این مردمان را بازتاب می دهند. ساختار موسیقایی دوالالی بر مبنای تکرار، تک خوانی و همسرایی است. آن ها زبانی ساده و صمیمی داشته و نقش مایه هایی از آداب، رسوم، عقاید و باورها را در خود دارند. پژوهش حاضر بر آن است تا این ترانه ها را از منظر محتوای شعری، مضمون و ساختار موسیقیایی بررسی کند و نقش آن ها را در زندگی روزمره این قوم مورد واکاوی قرار دهد. روش این تحقیق کتابخانه ای و میدانی است. یافته ها حاکی از عمق ارتباط دوالالی ها با آیین ازدواج قوم بختیاری و همچنین بازتاب زیباشناسی زندگی روزمره آنان است؛ ضمن آن که زنان را به عنوان راویانی قدرتمند در قوم بختیاری قلمداد می کند. در دوالالی ها ارزش هایی چون اصل و نسب، اصالت، شغل، ثروت، اخلاق مداری، پند و اندرز و هرآن چه مایه مباهات یک قوم است، نهفته است.
ارائه یک چارچوب نظری برای تبیین ارجاعات کانسپت های معماری بر پایه تفسیرهای نمایه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
49 - 73
حوزههای تخصصی:
اهداف: علیرغم ظرفیت های موجود در ایده ارجاع بر پایه مفهوم نمایه پیرس برای برقراری ارتباط بین کانسپت معماری با سه مولفه فرم، محتوا و بافتار برای تبیین ارجاعات کانسپت های معماری، تا کنون مطالعه جامعی در این زمینه صورت نگرفته است. بر این پایه، هدف این پژوهش ارائه یک چارچوب نظری مدون بر مبنای ایده ارجاع می باشد که شاخص های آن قابلیت تبیین ارجاعات کانسپت های معماری را دارا باشد.
روش ها: با استفاده از روش استدلال منطقی، در قالب پژوهشی کیفی و اسنادی، مدل های موجود در خصوص روش های شکل گیری کانسپت های معماری مورد بررسی و تطبیق قرار گرفته اند. در این راستا گردآوری داده ها از طریق بررسی قاعده مند ادبیات موجود و تحلیل داده ها بر پایه رویه کیفی تحلیلی- تفسیری بوده است که شامل دو مرحله استخراج گزاره های توصیفی و تطبیق متون می باشد.
یافته ها: خروجی پژوهش، چارچوب نظری مدونی شامل42 شاخص تبیینی است که در ذیل سه مولفه اصلی فرم، محتوا و بافتار و شش زیرمولفه تحلیلی ترکیب بندی فرمی، فرآیند تکاملی ترادیسش فرمی، جنبه های معنایی، برنامه فضایی، ظرفیت های طبیعی بستر و ظرفیت های بستر مصنوع دسته بندی شده اند.
نتیجه گیری: چنانچه کانسپت معماری را به مثابه مدلول و عوامل تعیین کننده کانسپت را به مثابه دال هایی در نظر بگیریم، آنگاه عوامل موثر در شکل گیری کانسپت را می توان به مثابه ارجاعاتی دانست که بر پایه تفسیرهای نمایه ای قابل تبیین می باشند. بر مبنای این سیستم تبیینی مجموعه عواملی که در پردازش کانسپت های معماری نقش دارند در یک تقسیم بندی کلی در قالب ارجاعات فرمی، ارجاعات محتوایی و ارجاعات بافتاری قابل تبیین می باشند.
کلمات کلیدی: کانسپت معماری، ایده ارجاع، ارجاعات کانسپت معماری، روش های طراحی، فرم، محتوا، بافتار
ارزیابی پایداری ترجیحات مصرف کنندگان برنج در کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و توسعه کشاورزی جلد ۳۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
289 - 273
حوزههای تخصصی:
برنج یکی از مهم ترین اقلام غذایی جهان است که نقشی اساسی در سبد مصرفی خانوارهای ایرانی دارد. در دو دهه ی گذشته، روند افزایشی واردات به ویژه از هند و پاکستان، همراه با کاهش تولید داخلی، موجب کاهش سهم برنج ایرانی در مصرف سرانه و افزایش سهم برنج وارداتی شده است. این تغییرات نگرانی هایی درباره وفاداری مصرف کنندگان به برنج داخلی و احتمال تغییر پایدار ترجیحات غذایی ایجاد کرده است.هدف اصلی پژوهش حاضر آزمون پایداری ترجیحات مصرف کنندگان برنج ایرانی در کشور است. برای این منظور با استفاده از رهیافت های غیر پارامتری با بکارگیری دو رویکرد ترجیحات آشکار شده ضعیف و ترجیحات آشکار شده تعمیم یافته، پایداری ترجیحات مصرف کنندگان برنج ایرانی در کشور در دوره ی زمانی 1401-1382 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد باوجود این که در دوره ی مورد مطالعه 4 نقض در ترجیحات مصرف کنندگان اتفاق افتاده است اما این نقض ها پایدار نبوده و شکست ساختاری در ترجیحات رخ نداده است و به عبارت دیگر وفاداری به برنج ایرانی کماکان وجود دارد. لذا پیشنهاد می شود که جهت کاربست سیاست گذاری های مناسب اقداماتی نظیر سرمایه گذاری در فناوری و تحقیق و توسعه و بهبود زنجیره ی تأمین در دستور کار قرار گیرد تا برنج ایرانی با قیمت رقابتی به بازار وارد شود.
بررسی اثرات نامتقارن نااطمینانی سیاست های اقتصادی بر کارایی سیستم مالی ایران: رویکرد NARDL(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه های کاربردی اقتصاد سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
129 - 164
حوزههای تخصصی:
نااطمینانی اقتصادی، به عنوان متغیری برون زا و ناپایدار، از عوامل کلیدی و بالقوه تضعیف کارایی سیستم های مالی شناخته می شود. در اقتصادهای درحال توسعه ای مانند ایران که از ساختار نهادی شکننده و حساسیت بالایی نسبت به شوک های سیاستی برخوردارند، این پدیده می تواند با ایجاد بی ثباتی در شاخص های کلان اقتصادی و کاهش سطح اعتماد فعالان بازار، عملکرد و کارایی سیستم مالی را به طور معناداری تحت تأثیر قراردهد. از آنجا که واکنش سیستم مالی در برابر شوک های مثبت و منفی نااطمینانی اقتصادی لزوماً یکسان نیست، بررسی اثرات نامتقارن آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا چنین رویکردی می تواند شناخت دقیق تری از سازوکارهای انتقال نااطمینانی و پیامدهای آن فراهم سازد. براین اساس، پژوهش حاضر با استفاده از داده های فصلی درطی دوره ۱۳۷۶ تا ۱۴۰۲، به تحلیل اثرات نامتقارن نااطمینانی اقتصادی بر کارایی سیستم مالی ایران پرداخته است. نوآوری این مطالعه در به کارگیری چارچوب غیرخطی و نامتقارن مبتنی بر مدل خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی غیرخطی (NARDL) نهفته است که امکان تفکیک و مقایسه اثر شوک های مثبت و منفی را فراهم می کند. در مرحله نخست، شاخص نااطمینانی اقتصادی بابهره گیری از متغیرهای کلان و از طریق ترکیب مدل گارچ (GARCH) و تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA) برآورد شده است. سپس، ویژگی های آماری داده ها از جمله ایستایی، وابستگی غیرخطی، وجود هم انباشتگی و نامتقارن بودن شوک ها بررسی و صحت استفاده از مدل NARDL تأیید گردید. یافته ها نشان می دهد در کوتاه مدت و بلندمدت، شوک های منفی نااطمینانی اقتصادی باعث بهبود کارایی سیستم مالی و شوک های مثبت موجب تضعیف آن می شوند. افزون بر این، متغیرهایی چون سرمایه گذاری مستقیم خارجی، سطح آموزش و حجم تجارت، تأثیر مثبت و معناداری بر کارایی سیستم مالی دارند.
Regulating Iran's bunkering industry(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Abstract By regulating the general policies of Article 44 of the Constitution law, downstream oil and gas industries were handed over to the private sector. Bunkering industry or supplying fuel to the ships is identified as one of the downstream industries of oil and gas. Despite having opportunities, such as abundant sources of high-quality fuel, Iran has not been able to play a key role in bunkering industry in the Persian Gulf. Notwithstanding the emphasis of the laws on supporting the private sector, many of the policies have problems in implementation. Expanding the activity of the private sector by analyzing the necessity of creating an independent regulatory body, that will follow single governance at the same time as removing government monopolies is the main goal of this research. The findings of the research show that the bunkering value chain is still under the control of the government, and regulation in the bunkering industry should be done with an integrated and supportive approach with the participation of organizations related to this industry and private sector activists.
Exploring EFL Teachers’ Motivation and Influential Factors in Adopting AI for Language Teaching(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۸۹)
93 - 124
حوزههای تخصصی:
The integration of AI in educational contexts has been a heated debate among scholars. Despite the important role of Artificial Intelligence (AI) in foreign language education, exploring English as a foreign language (EFL) teachers’ voices regarding their motivation to use AI in foreign language education has received scant attention. Therefore, this study explores the motivational factors influencing the adoption of AI in foreign language teaching through the lens of self-determination theory (SDT). Qualitative data were collected through semi-structured interviews from six EFL teachers in the context of Saudi Arabia. The study identified several key sub-themes within the broader motivational factors of relatedness, autonomy, and competence from the SDT framework. Regarding competence, participants emphasized the role of AI in enhancing their ability to deliver personalized instruction and manage their classrooms more efficiently. For relatedness, the sub-theme of mutual support and community building emerged as crucial, highlighting the importance of collaboration between teachers and students in AI adoption. In the context of autonomy, self-initiated professional development was prominent, reflecting teachers’ active efforts to stay updated on AI technologies. Teachers felt that mastering AI tools not only improved their competence but also enabled them to adapt AI-based solutions to meet students' individual needs. However, they also noted the challenge of ensuring that AI tools complement rather than replace critical pedagogical skills, highlighting the need to maintain a balance between using AI for efficiency and preserving essential human elements like creativity and critical thinking.
مفهوم سازی «ترس» در زبان قرآن کریم: رویکرد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ بهمن و اسفند ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۹۰)
145 - 183
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی چگونگی مفهوم سازیِ استعاره های مفهومی «ترس» در قرآن می پردازد. استعاره مفهومی از مباحث مهم در زبان شناسی شناختی است، در این رویکرد اعتقاد بر این است که استعاره پدیده ای شناختی است و آنچه در زبان ظاهر می شود تنها نمودِ این پدیده شناختی است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی حوزه های مبدأیی که در قرآن ترس بر مبنای آن مفهوم سازی شده اند، می کوشد به نگرش قرآن درخصوص این عاطفه دست یابد. به منظور دستیابی به این هدف پیکره ای متشکل از 607 آیه که دربردارنده مفهومِ ترس بودند جمع آوری شد، سپس از طریق تحلیل شناختی، 18 نام نگاشت شناسایی شد. دو طرحواره نیرو و حرکت به عنوان حوزه مبدأ، در مفهوم سازی «ترس» در قرآن نقش عمده ایفا می کنند. در مفهوم سازی بر مبنای حرکت، کنش های رفتاری و فیزیولوژیک در افراد در مواجهه با نیروی بیرونی بیانگر عدم کنترل ایشان و مغلوب شدن در برابر نیروی بیرونی است که در اکثر موارد از اساسِ مجازی برخوردار است، در مقابل در مفهوم سازی ترس بر مبنای طرحواره نیرو، حضور انواع نیروها ازجمله فشار، انسداد و تغییر مسیر در مواجهه با نیروی بیرونی بیانگر واکنش ارادی افراد در غلبه بر نیروی بیرونی است از این روست که قرآن در راستای هدف هدایتی خود در بسیاری از موارد در قالب امری و ضمن مأمور کردن انبیا از مخاطبان خود خواسته است که با نیروی برآمده از ترس عظمت الهی به مقابله با نیروهای بیرونی غیرالهی بپردازند.
Components of Children’s Citizenship Rights in the Conduct of Imam al-Rida
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۲, Summer ۲۰۲۵
93 - 108
حوزههای تخصصی:
Citizenship rights constitute a universal and comprehensive concept encompassing political, economic, social, cultural, and civil dimensions, and they extend to all age and gender groups. Children, as an essential segment of society, also possess specific rights, which are recognized in international instruments, most notably the Convention on the Rights of the Child. In this regard, certain aspects of children’s rights in Islam may be understood in terms of citizenship rights. The primary objective of this study is to examine the components of children’s citizenship rights within the conduct ( sīra ) of Imam al-Rida. The central question is: What are the manifestations and components of children’s citizenship rights in the Imam al-Rida’s conduct? This investigation demonstrates that children’s rights—including health (through principles of nutrition, personal hygiene, and family hygiene), the provision of tranquility and comfort in the home, religiosity and emphasis on spiritual and religious dimensions in child-rearing, rational education and training of children, and affectionate and compassionate treatment—are all evident in the practical conduct and hadiths narrated from Imam al-Rida. The Radawi tradition’s emphasis on children’s specific rights may be regarded as a model for Islamic approaches to citizenship rights, which can also be articulated within binding legal instruments.
Cooperative and Competitive Game Analysis between Iran, Kuwait, and Saudi Arabia in Management of the Arash (Al-Durra) Gas Field(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Arash (Al-Durra) gas field, located in the northern Persian Gulf, is a shared natural resource claimed by Iran, Kuwait, and Saudi Arabia. Ongoing maritime boundary disputes have made the development of this field a geopolitical and legal challenge. Game theory is used in this research to model the strategic interactions between the three states under various cooperation and competition scenarios. The results indicate that trilateral cooperation would be the greatest economic and security benefits for all parties; however, political tensions and legal barriers, particularly Iran’s non-membership in the United Nations Convention on the Law of the Sea (UNCLOS), hinder such outcomes in the short term. Iran experiences the greatest losses under competitive strategies, while Saudi Arabia and Kuwait benefit more from bilateral agreements. The study also explores how Iran’s legal position could be strengthened through accession to UNCLOS and the adoption of a flexible strategy that combines active diplomacy with cautious resource exploitation. This approach could improve Iran’s bargaining power and reduce its isolation in the dispute. The research offers a comprehensive analysis of the legal, geopolitical, and economic dimensions of the Arash field conflict and provides actionable policy recommendations to reduce tensions and promote equitable, long-term resource sharing in the region.









