مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶٬۵۸۱ تا ۲۶٬۶۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
183 - 211
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر الگوی آموزشی گانیه بر آگاهی وا ج شناختی و حل مسئله دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر انجام شد. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود که در آن از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری کلیه دانش آموزان پایه اول و دوم کم توان ذهنی شهر خمام در سال تحصیلی 1401-1402 بودند. نمونه این پژوهش متشکل از 30 دانش آموز بوده که با توجه به ملاک های پژوهش انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل، جای دهی شدند. جمع آوری داده ها در مرحله پیش- پس آزمون با استفاده از آزمون آگاهی واج شناختی سلیمانی و دستجردی (1382) و آزمون برج لندن (1982) انجام شد. الگوی طراحی آموزشی گانیه طی 10 جلسه به مدت 45 دقیقه برای گروه آزمایش برگزار شد و گروه کنترل آموزش مرسوم از سوی معلمان خود را دریافت کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-24 و با استفاده از روش کوواریانس تک و چند متغیره تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد نمرات پس آزمون آگاهی واج شناختی به شکل معناداری در گروه آزمایش بیشتر از گروه کنترل است (05/0>P). همچنین دانش آموزان گروه آزمایش در عملکرد حل مسئله نمرات بهتری نسبت به گروه کنترل به دست آوردند (05/0>P). بر اساس یافته ها می توان گفت که الگوی آموزشی گانیه با توجه به گام های مؤثر و منسجمی که در طراحی آموزشی ارائه می دهد، با بهره گیری از توانایی ها و فراخواندن حافظه دانش آموزان کم توان ذهنی، موجب بهبود مهارت حل مسئله و آگاهی واج شناختی آن ها می شود.
ارائه الگوی عمومی جهت پیاده سازی موفق تحول دیجیتال در سازمان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
282 - 315
حوزههای تخصصی:
هدف: تحول دیجیتال مستلزم ادغام فناوری های دیجیتال در تمام جنبه های عملیات یک سازمان است که اساساً نحوه عملکرد آن و ارائه ارزش به ذی نفعان آن را تغییر می دهد. در این زمینه، تحول دیجیتال شامل پذیرش و استفاده از ابزارها و بن سازه های دیجیتال برای ساده سازی فرایندهای سازمانی، افزایش دیجیتال سازی فرایندها و هدایت عملکرد سازمانی است. هدف از اجرای این پژوهش، شناسایی عوامل پیاده سازی موفق تحول دیجیتال در سازمان و ارائه الگوی عمومی برای آن است.
روش: پژوهش جاری از نوع پژوهش های تفسیری با رویکرد استقرایی است و از حیث هدف، کاربردی شمرده می شود. همچنین از نظر روش پژوهش و نوع داده ها، یک پژوهش کیفی و از لحاظ زمان تک مقطعی است و از حیث صبغه پژوهشی، جزء پژوهش های میدانی قرار می گیرد. مشارکت کنندگان پژوهش حاضر، استادان و متخصصان حوزه تحول دیجیتال و مدیریت بودند. روش نمونه گیری در پژوهش حاضر، نمونه گیری هدفمند در نظر گرفته شد تا افرادی انتخاب شوند که قادر باشند اطلاعات مطلوبی ارائه دهند و با معیار خاص مدنظر پژوهشگر تناسب داشته باشند. روش جمع آوری داده ها در این پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود؛ بر این اساس با ۱۵ نفر مصاحبه انجام گرفت و با این تعداد، اشباع نظری حاصل شد. افزون بر انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته، برای جمع آوری داده ها، از مطالعه متون نیز استفاده شد. به منظور دسته بندی و کدگذاری، پس از تهیه مستندات حاصل شده از طریق مصاحبه، با استفاده از روش تحلیل مضمون، متن مصاحبه ها تجزیه وتحلیل شد.
یافته ها: طبق تحلیل پایانی و نگارش گزارش صورت گرفته و همچنین، کدگذاری های انجام شده، ۱۷۴ مضمون پایه، ۴۲ مضمون سازمان دهنده به دست آمد. در نتیجه تجزیه وتحلیل یافته ها، خرده موضوعات با معانی جامع مشابه ترکیب شدند و پنج مضمون فراگیر را تشکیل دادند. نتایج نشان داد که رهبری و چشم انداز، مدیریت تغییر، همکاری و مشارکت، طراحی کاربرمحور و حفظ حریم خصوصی و امنیت داده ها، عوامل اصلی در اجرایی سازی تحول دیجیتال هستند و هریک از زیرمجموعه های آن ها نیز، در روند اجرایی سازی تحول دیجیتال، نقش مهمی دارند.
نتیجه گیری: تحول دیجیتال شامل تغییر شکل شیوه های سنتی مدیریت و انجام امور در سازمان، بهره گیری از فناوری های نوظهور مانند هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی و همچنین، ایجاد بهبود توسعه محصول، مهندسی، بازاریابی، فروش و خدمات است. تحول دیجیتال فقط تغییری برای استفاده از فناوری اطلاعات نیست، بلکه باید کل سازمان را درگیر کند؛ از این رو ارائه الگویی جامع، طبق یافته های پژوهش حاضر که به بررسی جنبه های مختلف سازمان جهت اجرایی سازی بپردازد، ضروری است. طبق نتایج پژوهش عواملی از قبیل رهبری و چشم انداز در راستای ایجاد زمینه برای انجام تحول دیجیتال و سپس، طراحی ابعاد مدیریت تغییر به منظور هماهنگی و ایجاد تغییرات در سازمان، همکاری و مشارکت برای ایجاد یکپارچگی و ارتباط بین بخش ها، طراحی کاربرمحور به منظور استقبال کارکنان و مردم یا مشتریان و حفظ حریم خصوصی و امنیت داده ها جهت ایجاد اعتماد از فضای مجازی، در راستای اجرایی سازی ضروری هستند. به طور کلی، تحول دیجیتال فرایندی پیچیده، اما ضروری است که در صورت اجرای موفق، می تواند مزایای چشمگیری را برای سازمان ها به همراه داشته باشد؛ از این رو ایجاد تحول دیجیتال در سازمان ها، در شرایط کنونی یک ضرورت به نظر می رسد.
تاثیر طردشدگی در محیط کار بر رفتار خلاقانه کارکنان با تاکید بر نقش کامیابی، تعلق خاطر کاری و عزت نفس مبتنی بر سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت دولتی سال ۱۵ تابستتان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
87 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به پویایی های محیط در قرن حاضر، سازمان های خدماتی از جمله سازمان های آموزشی نیاز به رفتار خلاقانه کارکنان دارند، بنابراین با توجه به اهمیت رفتار خلاقانه کارکنان، محققان عوامل و موانع فردی و زمینه ای موثر برای رسیدن یا نرسیدن به رفتار خلاقانه کارکنان را بررسی نموده اند. پژوهش ها نشان داده اند که سطح خلاقیت کارکنان تحت تاثیر شرایط نامطلوب کاهش می یابد. لذا، پژوهش حاضر بر یکی از موانع رفتار خلاقانه کارکنان یعنی، طردشدگی در محیط کار تمرکز نموده است. طرد شدگی در محیط کار، می تواند یک عامل استرس زا باشد که منابع فرد را تحلیل می برد و در نتیجه به طور جدی از پیشرفت و کامیابی کارکنان جلوگیری می کند. همچنین طرد شدن در محل کار به عنوان یک عامل کاهش دهنده ی شور و اشتیاق کارکنان به کارشان می باشد که نشان دهنده عدم تعلق کاری کارکنان است و بدین ترتیب بر رفتارهای خلاقانه کارکنان نیز تاثیر منفی می گذارد. البته شدت اثرات منفی طرد شدن، ممکن است تابع تفاوت های فردی مانند عزت نفس مبتنی بر سازمان باشد؛ لذا، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر طردشدگی در محیط کار بر رفتار خلاقانه کارکنان با تاکید بر نقش کامیابی، تعلق خاطر کاری و عزت نفس مبتنی بر سازمان در دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شد.طراحی/ روش شناسی/ رویکرد: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی- پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی شیراز (400 نفر) بودند که 196 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، پرسشنامه های استاندارد شامل پرسشنامه طردشدگی در محیط کار از مطالعه فریس و همکاران؛ پرسشنامه تعلق خاطر کاری از مطالعه اسچوفلی و باکر؛ پرسشنامه کامیابی در محیط کار از مطالعه ایمران و همکاران؛ پرسشنامه رفتار خلاقانه کارکنان از مطالعه یاسینی؛ و پرسشنامه عزت نفس مبتنی بر سازمان از مطالعه پیرسی و همکاران بود که روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات تعدادی از متخصصان این حوزه تایید شد. برای تعیین پایایی ابزار اندازه گیری از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد. روش تحلیل مورد استفاده در این پژوهش، تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری بود.یافته های پژوهش: یافته های حاصل از اجرای پژوهش نشان داد، طردشدگی در محیط کار با تعلق خاطر کاری و کامیابی در محیط کار رابطه منفی و معناداری دارد؛ همچنین رابطه تعلق خاطر کاری با کامیابی در محیط کار و رفتار خلاقانه کارکنان؛ و رابطه کامیابی در محیط کار با رفتار خلاقانه کارکنان نیز تایید گردید. همچنین، کامیابی در محیط کار و تعلق خاطر کاری در رابطه بین طردشدگی و رفتار خلاقانه کارکنان؛ و تعلق خاطر کاری در رابطه بین طردشدگی در محیط کار و کامیابی در محیط کار؛ در نهایت کامیابی در محیط کار در رابطه بین تعلق خاطر کاری و رفتار خلاقانه کارکنان نقش میانجی دارند.محدودیت ها و پیامدها: عدم امکان تعمیم پذیری نتایج پژوهش به همه جوامع و استفاده از ابزار پرسشنامه برای سنجش نگرش افراد از جمله محدودیت های این پژوهش بود.پیامدهای عملی: پیامدهای این پژوهش، طبق نظریه ی خودتعیینی بررسی نمود که کارکنان با انگیزه ی درونی، به دنبال یادگیری و پیشرفت بوده و کامیابی و رفتار خلاقانه آنان افزایش می یابد. با ادغام نظریه حفاظت از منابع با مدل درهم تنیدگی اجتماعی کامیابی، می توان استدلال نمود که طرد شدن در محیط کار از نظر خودپنداره مثبت کارکنان در سازمان برای افراد دارای عزت نفس بالا مضرتر است؛ بنابراین، تهدیدی بزرگ بر احساس کامیابی کارکنان است. همچنین کاهش سطح کامیابی و تعلق خاطر کاری کارکنان به دلیل طرد شدن کارکنان، پیامدهای منفی برای رفتار خلاقانه کارکنان در پی خواهد داشت و افرادی که در سازمان طرد شده اند، احساس پیشرفت و کامیابی کمتری در سازمان داشته و با توجه به اینکه احساس سرزندگی و یادگیری در آن ها کاهش می یابد، رفتار خلاقانه ی کمتری را نیز از خود نشان می دهند. با این وجود، مدیران سازمان می توانند با افزایش سطح کامیابی و تعلق خاطر کاری کارکنان، اثرات منفی طردشدگی در محیط کار بر رفتار خلاقانه کارکنان را کاهش دهند.ابتکار یا ارزش مقاله: ارائه مدلی جهت نشان دادن پیامدهای طردشدگی در محیط کار.نوع مقاله: مقاله پژوهشی
قابلیت ها و توانمند سازهای نوآوری ارزش پیشنهادی بازیگران در کسب و کارهای سکویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
109 - 128
حوزههای تخصصی:
کسب و کارهای سکویی همانند دیگر کسب و کارها، به منظور حفظ مزیت رقابتی، پایداری خود و پیشرو بودن در بازار، نیازمند نوآوری هستند. با توجه به تحول مفهوم ارزش پیشنهادی بازیگران در کسب و کارهای سکویی، دستیابی به نوآوری بر مبنای نگاه و تفکر شبکه ای و زیست بومی، مستلزم برخورداری و توسعه مجموعه ای از قابلیت ها می باشد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر شناسایی قابلیت های سکویی است که می توانند همچون توانمندساز نوآوری ارزش پیشنهادی بازیگران در کسب و کارهای سکویی عمل کنند. به این منظور، داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران، مشاوران و صاحبان 12 شرکت سکویی با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی، جمع آوری و با روش تحلیل مضمون در قالب قابلیت هایی دسته بندی شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که قابلیت های توانمندساز نوآوری ارزش پیشنهادی بازیگران به سه گروه قابلیت های پلتفرم، قابلیت های طرف عرضه و قابلیت های طرف تقاضا دسته بندی می شوند؛ قابلیت های سکو شامل قابلیت بازاریابی، قابلیت زیرساخت فناوری، قابلیت همسوسازی ارزش پیشنهادی، قابلیت حس گری بازار، قابلیت جمع سپاری و قابلیت تحلیل داده های کلان است. قابلیت های به اشتراک گذاری/ مدیریت دانش، تطبیق پذیری و مهارت الکترونیکی از جمله قابلیت های طرف تقاضا و در نهایت قابلیت های ارتباطی، بهبود مستمر کیفیت، شبکه سازی با سایر خدمت دهندگان (مکمل ها) و یادگیری بازار از جمله قابلیت های طرف عرضه محسوب می شوند که شرکت ها می توانند با به کارگیری آنها در راستای ایجاد نوآوری ارزش پیشنهادی اقداماتی انجام دهند. این پژوهش به توسعه مبانی نظری قابلیت های سکویی و نوآوری ارزش پیشنهادی بازیگران سکو کمک شایانی می نماید. همچنین می تواند رهنمودی در اختیار مدیران، مشاوران و صاحبان سکوها قرار دهد تا با بهره گیری از آنها در جهت ایجاد نوآوری و حفظ پویایی پلتفرم خود به منظور پایداری مزیت رقابتی گام های موثری بردارند.
واکاوی شیوه بازنمایی امر قدسی در سینمای داستانی بر اساس آرای سنت گرایان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۳شماره ۶۶
69 - 106
حوزههای تخصصی:
امر قدسی در جهان مفهومی سنّت گرایی سنت تعریف می شود و مطالعه بازنمایی آن در سینمای داستانی به عنوان یک پدیده مدرن، مسأله ای مهم است. زیرا سنت گرایان بر این باورند که امر قدسی در هنر قدسی می تواند نمود یابد؛ اما در خصوص بازنمایی آن در سینما به عنوان یک پدیده مدرن، دیدگاه مبسوطی ندارند. بنابراین هدف این پژوهش، واکاوی نحوه بازنمایی امر قدسی در سینما از منظر سنت گرایی است. این جُستار با رویکرد کیفی، به شیوه توصیفی تحلیلی و روش کتابخانه ای اسنادی به این مسأله پرداخته است. برای این منظور، مبانی فکری سنت گرایی مانند امر قدسی و هنر قدسی، و نیز سبک استعلایی در سینما به عنوان سبکی نزدیک به هنر قدسی تبیین شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد، همانگونه که سنت گرایان هنر قدسی را در شکل و سبکی خاص جستجو می کنند که دارای کیفیات و خصوصیات معنوی متناظر با جهان الوهی است، می توان همین ویژگی را در سبک استعلایی سینمایی به نحوی که در بازنمایی امر قدسی کارکرد داشته باشد، ردیابی کرد. سبک استعلایی در سینما، کارکردی شبیه هنر قدسی دارد که با استفاده از عناصری که در هنر بدوی وجود دارد، امر مقدس را بازنمایی کند. اینگونه، به واسطه استخدام سبک استعلایی یا ویژگی های عمده آن، می توان به بازنمایی امر قدسی در سینما، بر پایه مفاهیم مورد توجه سنت گرایان، امیدوار بود.در پژوهش حاضر شش فیلم مهاجر، خیلی دور خیلی نزدیک، آواز گنجشک ها، قدمگاه، یک تکه نان و به رنگ خدا بررسی شده است و نتایج آن دال بر کارکرد سبک استعلایی در بازنمایی امر قدسی است.
مطالعه تطبیقی چارچوب بندی بصری زلزله ترکیه-سوریه در خبرگزاری های ایسنا و فارس در سال 1402(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انگاره های ذهنی مخاطبان از واقعیت های بیرونی متأثر از چارچوبی است که رسانه ها برای ارائه اخبار اتخاذ می کنند. با توجه به اینکه چارچوب ها می توانند معنای اجتماعی جدیدی از یک رویداد بسازند، مطالعه نحوه چارچوب بندی بصری اخبار می تواند به فهم صحیح تری از اینکه رسانه ها در پی ارائه چه دیدگاهی در مورد واقعیت هستند کمک کند. هدف اصلی این مقاله بررسی چارچوب بندی بصری زلزله ترکیه-سوریه در خبرگزاری های ایسنا و فارس است. داده های این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی که ژیلیان رز ارائه کرده است گردآوری شده اند. بر اساس نتایج به دست آمده در چارچوب بندی زلزله ترکیه در خبرگزاری فارس و ایسنا سه مضمون اصلی وجود دارند که شامل خسارت به محیط، قربانیان و امداد و نجات هستند. هر دو خبرگزاری به این سه مضمون پرداخته اند باوجوداین خبرگزاری های مذکور در نحوه چارچوب بندی اخبار تفاوت هایی با یکدیگر دارند. خبرگزاری ایسنا به دو مضمون تخریب ساختمان ها برای تأکید بر ناکارآمدی مدیریت شهری در ترکیه و وضعیت قربانیان برای نشان دادن عدم مدیریت بحران صحیح پرداخته است. در خبرگزاری فارس جنبه تبلیغاتی و اقناعی برجسته است و به کمک رسانی نیروهای امدادی کشور ایران در ترکیه تأکید شده است. بنابراین، رسانه ها در چارچوب بندی بصری واقعیت های بیرونی عملکردی بی طرف ندارند و ابعادی از واقعیت را که با ایدئولوژی مالکان رسانه ها هماهنگ هستند بازنمایی می کنند.
عنصر جمعیت و نقش دولت در مدیریت و جلوگیری از کاهش آن براساس مبانی فقهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت سازمان های دولتی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۶)
89 - 102
حوزههای تخصصی:
مسئله جمعیت و مدیریت آن، از مهم ترین مباحث یک جامعه و دولت است، در فقه اسلامی نسبت به جمعیت و تولید نسل و همچنین آثار و برکات آن تذکر داده شده است و چه بسا کم جمعیتی تأثیر زیاد و غیرقابل انکاری بر قوت و ضعف دولت به شمار می آید. در کنار آن، سفارش قرآن کریم و ائمه بزرگوار (علیهم السلام) نسبت به تولید نسل و تربیت فرزندان صالح، آفات و آسیب های زیادی نیز در سر راه خانواده ها نسبت به کاهش جمعیت و تهدید نسل وجود دارد. لذا لازم است که مدیران دولتی با توجه مبانی فقهی نسبت به تولید نسل و خطرات ناشی از کاهش جمعیت و همچنین تربیت صحیح فرزندان اهتمام و تدابیر لازم را اتخاذ نمایند. در این مقاله ابتدا جمعیت را از لحاظ لغوی و اصطلاحی و سپس جمعیت را از دیدگاه آیات و روایات و فقه اسلامی مورد بررسی قرار داده و سپس به آثار زیان بار کمبود جمعیت و محاسن جمعیت پرداخته و در پایان نیز ضمن ریشه یابی به ذکر چند پیشنهاد برای دولتمندان در جهت افزایش جمعیت پرداخته است.
واکاوی ابعاد خط مشی به کارگیری هوش مصنوعی در نظام سلامت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت سازمان های دولتی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۶)
181 - 204
حوزههای تخصصی:
خط مشی گذاران برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه در محیط های پیچیده مانند نظام های سلامت به اطلاعات دقیق و به موقع نیاز دارند. در هنگام مواجهه نظام های سلامت با مسائل پیچیده، چند بعدی و نوپدید، به کارگیری ابزارهای سنتی خط مشی گذاری محدودیت های قابل توجهی ایجاد می نماید. هدف این پژوهش شناسایی ابعاد مهم و تأثیرگذار در خط مشی گذاری به کارگیری هوش مصنوعی در نظام سلامت ایران است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شده است. ضمن بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای، داده های تکمیلی پژوهش از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان به روش نمونه گیری گلوله برفی و تا حد اشباع نظری داده ها گردآوری شد. برای بررسی ابزار پژوهش از روش سه سویه سازی استفاده شد. براساس پاسخ مشارکت کنندگان، در مرحله اول، 328 شناسه اولیه و در مرحله دوم 47 مضمون فرعی استخراج گردید. در مرحله سوم نیز پنج مضمون اصلی شامل: الزامات خط مشی، مناسب سازی اجرا، رشد و توسعه، کاربردها و سرانجام موانع و چالش های کاربست هوش مصنوعی در نظام سلامت کشور احصا شد. تجزیه و تحلیل داده های انجام شده امکان شناسایی مزایا و معایب استفاده از هوش مصنوعی در نظام سلامت را فراهم کرده است اما چالش اصلی در به کارگیری و بهره برداری از هوش مصنوعی در نظام سلامت، خود فناوری نیست که در جهان پیرامون ما در حال رشد و تکامل است، بلکه در چارچوب قانونی است که به وضوح فاقد مقررات مناسب و در نظر داشتن برخی تحولات سیاسی، اخلاقی، اجتماعی و قضایی است. همچنین به منظور جلوگیری از تعارض و حفظ رویکرد رشد و توسعه در به کارگیری آن، همکاری های بین بخشی و فرابخشی اهمیت دو چندان دارد.
Presenting and Evaluating the Effective Factors on the Sustainable Supply Chain in the National Iranian South Oil Company(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This research aims to identify the effective factors on sustainable supply chain in the National Iranian South Oil Company (NISOC). The method of data collection was mixed methods. In the qualitative section, data were collected through reviewing 32 previous studies as well as in-depth interviews with 10 faculty members and experts in the field of sustainable supply chain of crude oil and oil products of the NISOC using a Non-Probability Judgmental Sampling. The main dimensions were identified from interviews, and the dimensions were grouped in 13 main categories and 78 sub-categories. 13 main components included organizational factors, production products, sustainable supply chain, industry supply chain, macro policies, technology, customer, economic factors, deficits of supply chain, social factors, political factors, organizational performance, and organizational productivity. Second, through reviewing literature and previous studies, 72 open codes in 9 categories were identified, including strategies, blockchain technology, improving the economic environment, improving the social and environmental policies and laws, internal organizational solutions, external organizational solutions, environmental management, market and capital factors. In the quantitative part, the researcher-made questionnaire was applied in a preliminary study on 10 experts in the field of management, and its relative content validity is examined. Then the final and modified version was provided to 384 employees of the NISOC. SmartPLS software were used for quantitative evaluation of the model. The presented model helps industry managers and decision makers to significantly improve the performance of the supply chain by re-designing the supply chain and taking appropriate measures.
الزامات تحول دیجیتال مدیریت منابع انسانی در سازمان های دولتی ایران، مورد: سازمان آموزش فنی و حرفه ای استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهارت آموزی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴۹)
۲۴۰-۲۰۳
هدف پژوهش حاضر شناسایی الزامات تحول دیجیتال مدیریت منابع انسانی در سازمان های دولتی ایران میباشد. این تحقیق از جمله تحقیقات آمیخته است که به شناسایی الزامات تحول دیجیتال مدیریت منابع انسانی در سازمان های دولتی ایران پرداخته است. روش تحقیق برحسب هدف، کاربردی و برحسب روش گرداوری دادهها توصیفی-پیمایشی است. مشارکت کنندگان در بخش کیفی شامل 10 تن از متخصصان و خبرگان منابع انسانی و اساتید دانشگاهی بودند که بصورت هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی نیز جامعه آماری شامل مدیران و کارکنان واحد قسمت منابع انسانی سازمان تامین اجتماعی بود که با توجه به اینکه اطلاعات کاملی از آنها در دست نبود تعداد 384 نفر بعنوان نمونه و بصورت تصادفی انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده های بخش کیفی از روش تحلیل تم و همچنین جهت تحلیل داده های بخش کمی از روش معادلات ساختاری و نرم افزار PLS.3 استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل تم نشان داد که الزامات دیجیتال سازی مدیریت منابع انسانی شامل الزامات سازمانی، الزامات اجتماعی، الزامات مشارکتی و الزامات ارتباطی می باشد که دارای 11 زیر مولفه می باشند. همچنین نتایج حاصل از معادلات ساختاری نشان داد تمامی الزامات شناسایی شده دارای رابطه مستقیم و معناداری با تحول دیجیتال مدیریت منابع انسانی در سازمان تامین اجتماعی است. بنابراین پیشنهاد می شود سازمانها کارکنان را تشویق نمایند تا از فناوری های جدید استقبال کنند و روش های جدید کار را آزمایش کنند. همچنین محیطی ایجاد کنند که در آن نوآوری ارزش گذاری شده و به آن پاداش داده شود.
ارزیابی میزان بهره مندی از وجوه تعاملی مخاطب در فرایند خوانش آثار معماری در سیستم آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۸
۱۰۰-۸۳
حوزههای تخصصی:
چنانچه دانشجویان معماری در فرایند خوانش و ادراک مصادیق معماری بیش از هر چیز، بر شکل و فرم اثر تکیه کنند، آنگاه پیامدهایی چون غفلت از ارزشهای تاریخی- هویتی، معنا و مفهوم آثار را در پی خواهد داشت. ﺑﻨﺎﺑﺮایﻦ ﻣﻬﻢﺗﺮیﻦ ﭘﺮﺳﺶ ایﻦ ﭘﮋوﻫﺶ آن اﺳﺖ ﮐﻪ تـوجه دانشجویان به هرکدام از وجوه ارتباطی اثر- مخاطب در فرایند نقد و مواجهه با اثر به چه میزان است؟ پژوهش پیش رو با هدف سنجش میزان توجه و بهرهگیری از وجوه ارتباطی از مطالعات میدانی و کتابخانهای به دو شیوهی کیفی و کمی بهره جسته است، بدین شرح که ابتدا جایگاه و اهمیت مواجهه و نقد در درک و دریافت دانشجویان مورد بررسی قرار گرفت، در ادامه نیز وجوه ارتباطی اثر –مخاطب به روش تطبیقی و شیوهی تحلیل محتوا از تطابق دو رویکرد پدیدارنگر و تفسیرنگر استنباط گردید و به منظور ارزیابی میزان به کارگیری این وجوه در رابطه با نمونهی موردی مسجد شیخ لطف الله در دو دانشگاه هنر اصفهان و دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان، از ادوات آماری چون پرسشنامه و نرمافزار spss، استفاده شد. مطابق با نتایج حاصل از آزمون و فاصله اطمینان محاسبه شده میتوان گفت که وجه بیداری خاطرات و وجه نمایشی اثر دارای میانگین بالاتر از حد متوسط بودهاند و در این بین وجه نمایشی اثر میانگین بالاتری نسبت به سایر وجوه داشته و به این معنی است که وجه نمایشی اثر تأثیر بیشتری داشته است و چنانچه تدابیر لازم در خصوص توجه به آن در فرایند نقد آثار معماری و همچنین فرایند طراحی صورت نپذیرد، نقش تهدیدآمیز آموزشی و تربیتی آن بر فرایند نقد دانشجویان معماری بهوضوح آشکارتر میگردد. همچنین وجه ارزششناختی و وجه اصالتگرای تاریخی، میانگین کمتر از حد متوسط داشتهاند و با توجه به مقادیر میانگین و فواصل اطمینان مربوط به هرکدام میتوان گفت وجه ارزششناختی میانگین کمتری نسبت به سایر وجوه داشته و به منزله تأثیر کمتر وجه ارزششناختی نسبت به سایر وجوه بر فهم دستاوردهای اثر میباشد و دلایل آن از سوی اساتید دانشگاه، غفلت از معنا و محتوای اثر در کنار گرایش به سبکها و شیوههای خاص در معماری گزارششده است.
استراتژی های نوآورانه در طراحی ساختمان های هوشمند: با توسعه از طریق برنامه ریزی سناریو در صنعت معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادغام فناوری های هوشمند در ساختمان های مدرن نحوه طراحی، ساخت و بهره برداری از ساختمان ها را متحول کرده است. با این حال، پیشرفت های سریع در فناوری های ساختمان های هوشمند چالش های پیچیده ای را به وجود آورده است، به ویژه این امر در ادغام و استفاده مؤثر از این فناوری ها برای به حداکثر رساندن کارایی ساختمان، پایداری و راحتی کاربران رخ داده است. این پژوهش با هدف افزایش درک این مسئله از طریق روشن سازی مزایا و کاربردهای بالقوه برنامه ریزی سناریو به عنوان یک ابزار استراتژیک در طراحی ساختمان های هوشمند انجام شده است. سئوالات کلیدی مطرح شده شامل: چگونه می توان از برنامه ریزی سناریو برای رفع چالش های ادغام فناوری های هوشمند استفاده کرد؟ پیشران های حیاتی تأثیرگذار بر طراحی ساختمان های هوشمند کدام هستند؟ با استفاده از رویکردهای مبتنی بر سناریو برای ایجاد مسکن بیشتر با استفاده از فناوری های جدید و بهبود کیفیت زندگی مسکونی، این پژوهش، پیشران های کلیدی "چارچوب مقرراتی و اجتماعی" و "پذیرش و ادغام فناوری" را از طریق مشاوره با خبرگان و روش برنامه ریزی سناریوی منطق شهودی شناسایی کرده است. این فرآیند منجر به توسعه چهار سناریو شد: سناریوی افق هماهنگ، سناریوی دوراهی مختل شده، سناریوی رنسانس مقررات و سناریوی ایستایی و رکود. پس از توسعه جامع سناریوها، تجزیه و تحلیل نقاط قوت، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدهای هر سناریو انجام شد که بینش های کلیدی را به دست آورد. در نهایت، بر اساس نتایج به دست آمده، رویکردی جامع و منسجم برای استراتژی های نوآورانه در طراحی ساختمان های هوشمند ارائه شده است. این رویکرد بر گزینه های مهمی از جمله: اولویت بندی اصول طراحی کاربر محور، حمایت از چارچوب های مقرراتی حمایتی، پذیرش یادگیری مستمر، انطباق پذیری و چابکی، ترویج عدالت اجتماعی و فرصت های برابر، و افزایش تاب آوری در برابر بحران ها در طراحی ساختمان های هوشمند تأکید دارد.
ابعاد حریم خصوصی از منظر نهج البلاغه با تأکید به شرح های پیام امام امیرالمؤمنین (ع) و مصباح السالکین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حریم خصوصی به عنوان یکی از اساسی ترین جلوه های حقوق بشر همواره در جوامع و مکاتب گوناگون، از جایگاه ویژه و بسزایی برخوردار بوده است؛ لکن علی رغم نقش پررنگ آن در زندگی افراد و پیشینه ای که از آن برخوردار است، هنوز بر سر تعریف مشخصی از آن توافق نشده است. حضرت علی % در سخنان گوهربار خود در کتاب نهج البلاغه، این حق را در قالب حمایت از حقوق دیگر به رسمیت شناخته و نقض آن توسط دیگری را بر نمی تابند. در این پژوهش با استفاده از اسناد کتابخانه ای و به شیوه ی توصیفی- تحلیلی، مفاهیم مرتبط با حمایت حضرت علی % از حریم خصوصی، از نهج البلاغه استخراج گردیده و در سه حوزه ی جداگانه مربوط به اموال، جسم و جان و روح و روان و با نیم نگاهی به شروح پیام امام امیرالمومنین آیت الله مکارم شیرازی و مصباح السالکین ابن میثم مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که میزان اهمیت بی بدیل ایشان نسبت به حفظ این حق، نمود عینی یافته است.
بهینه سازی ابعاد بازشو در خانه های روستایی مناطق جلگه ای گیلان با رویکرد کاهش مصرف انرژی؛ مطالعه موردی: شهرستان رودسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۸۷
۵۶-۴۱
حوزههای تخصصی:
هدف: بر اساس آخرین ترازنامه انرژی در بازه سال های 1392 تا 1400 بخش زیادی از مصرف انرژی در کشور مربوط به ساختمان های مسکونی است که با رشد مصرف 30/27 درصد همراه بوده است؛ اجزای این ساختمان ها تحت تأثیر اقلیم، به اشکال متفاوتی رفتار می کند. در سال های اخیر، رشد ساخت وسازهای نامتعارف در مناطق جلگه ای روستایی شهرستان رودسر موجب بالا رفتن مصرف حامل های انرژی شده است. ازاین رو هدف پژوهش حاضر، بهینه نمودن ابعاد بازشو در خانه های این منطقه جهت کاستن از مصرف انرژی است. روش پژوهش: به این منظور، ابتدا نیازسنجی وضع موجود یک نمونه ساختمان متداول مسکونی در این منطقه و سپس بهینه سازی عضو پرمصرف آن خواهد بود. در مسیر پژوهش در اولین گام از نرم افزار Climate Consultant 6.0 برای نیازسنجی طراحی اقلیمی ساختمان و از نرم افزار Expert Choice 11 برای اولویت بندی مؤلفه پرمصرف از روش تحلیل سلسله مراتبی AHP استفاده شد. مدل سازی ساختمان موردنظر در نرم افزار Rhino7 و شبیه سازی انرژی آن توسط افزونه های هانی بی و لیدی باگ محیط گرس هاپر انجام شد و درنهایت برای بهینه یابی پارامتریک آن از افزونه اختاپوس استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از بهینه سازی تک هدفه شدت مصرف انرژی بنا بوده است و بیانگر این است که بهینه یابی تناسبات پنجره در زون های آشپزخانه و پذیرایی به نسبت سایر زون ها، تأثیر بیشتری در کاهش مصرف انرژی بنا دارد. همچنین بازشوی دارای سایبان جبهه جنوبی زون نشیمن نسبت به بازشوی اتاق جنوبی در همان جبهه، دارای محدودیت کمتری در افزایش تناسبات بازشو است که درمجموع این جبهه شمالی و جنوبی هستند که قابلیت تنوع بیشتری در انتخاب متغیرهای تناسبات پنجره را در طراحی دارا هستند. نتیجه گیری: به طور گزینشی از میان حالت های بهینه ای که شکل متداول تری در اجرا دارند، زون آشپزخانه با اختلاف 58/3 کیلووات ساعت بر مترمربع در سال، نسبت به وضع موجود یافت شد که شاخص WWR آن برای ضلع شمالی، 75/31 و برای ضلع شرقی 42/8 درصد است. از کل مساحت پنجره های به کار رفته در سطوح خارجی بنا، 34 درصد مربوط به جبهه شمالی، 29 درصد جنوبی، 23 درصد شرقی و 14 درصد در جبهه جنوبی، میانگین شرایط بهینه در این بنا بوده است. بنابراین با توجه به نتایج حاصل از میانگین بهینه یابی زون ها، با کاهش شاخص WWR در ضلع های جنوبی و شمالی زون اتاق شمالی و رساندن آن به ترتیب به 54/16 و 87/2 درصد، می توان شدت مصرف انرژی را به مقدار 52/3 کیلووات ساعت بر مترمربع در سال نسبت به وضع موجود کاهش داد.
بررسی و مقایسه رشد حامی فقرا در کشورهای اسلامی با وفور منابع طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و بانکداری اسلامی دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
361-388
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر، بررسی و مقایسه رشد حامی فقرا در چهار کشور منتخب اسلامی با وفور منابع طبیعی طی دوره زمانی 2009-2019 است. برای تحقق این هدف، سه شاخص رشد حامی فقرا (PPGI)، نرخ رشد معادل فقر (PEGR) و نرخ رشد حامی فقرا (RPPG) با استفاده از سه معیار نسبت سرشمار فقر، نسبت شکاف فقر و مجذور شکاف فقر، از طریق بسته تجزیه و تحلیل DASP نرم افزار Stata محاسبه شد. نتایج نشان داد که اغلب کشورها رشد قطره چکانی و رشد بی ارزشی را در طی دوره مورد بررسی داشته اند که این امر؛ منجر به افزایش فقر و نابرابری می شود. در این بین، فقط پاکستان (2019-2015) و مالزی (2016-2011) بر اساس هر سه معیار فقر و ایران (2015-2009) و (2019-2015) بر اساس معیار مجذور شکاف فقر، رشد نسبتاً قوی تر حامی فقرا داشته اند. نتایج شاخص های سه گانه مذکور، تایید کننده یکدیگر بوده و در همه کشورها، فقر و نابرابری در یک جهت تغییر کرده است. همچنین بر اساس شاخص RPPG، همه کشورها به جز پاکستان (2019-2015) و مالزی (2016-2011)، علاوه بر افزایش در فقر، افزایش در نابرابری را نیز تجربه کردند. نتیجه کلی تحقیق بیانگر این است که درجه رشد حامی فقرا در کشورهای مورد مطالعه، متفاوت بوده و نیز رشد اتفاق افتاده روند باثباتی را در دو دوره مورد بررسی برای کشورهای نمونه تحقیق نداشته است.
رویکرد تربیتی بازی ویدئویی ندای وظیفه(کالاف دیوتی)
در دهه های اخیر، بازی های رایانه ای به بخشی مهم از زندگی نوجوانان و جوانان تبدیل شده اند و زمان قابل توجهی از اوقات فراغت آن ها را به خود اختصاص می دهند. این پژوهش با هدف بررسی رویکرد تربیتی بازی ویدئویی آمریکایی «ندای وظیفه» تأثیرات آن بر نوجوانان و جوانان انجام شده است. با استفاده از روش پیمایشی و پرسشنامه، داده های۴۲۰ نفر از نوجوانان و جوانان فعال درزمینه بازی های رایانه ای، جمع آوری و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که این بازی به طور معناداری بر افزایش خشونت، نهادینه سازی الفاظ رکیک و تقویت ضدیت با ملیت تأثیرگذار است. براساس تحلیل رگرسیونی، الفاظ رکیک با ضریب ۲۱۸/۰ بیشترین تأثیر را داشته، درحالی که خشونت و ضدیت با ملیت به ترتیب با ضرایب ۲۰۷/۰ و ۱۶۸/۰ در رتبه های بعدی قرار گرفتند. این نتایج بر لزوم توجه به شاخص های تربیتی در طراحی بازی ها و آموزش والدین و مربیان برای مدیریت استفاده از این رسانه تأکید می کند.
ارائه الگوی پادشکنندگی شناختی نیروهای مسلح ج.ا.ایران در مقابله با جنگ شناختی دشمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۸)
177 - 202
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی، جنگ شناختی به عنوان یک تهدید پیچیده و چندوجهی، با استفاده از ابزارهای روان شناختی، رسانه ای و فناوری اطلاعات، تلاش می کند تا ادراکات، باورها و رفتارهای افراد و جوامع هدف را دست کاری کند. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یکی از ارکان اساسی امنیت ملی، به طور خاص در معرض این نوع تهدیدات قرار دارند. این پژوهش با هدف ارائه الگوی پادشکنندگی شناختی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در مقابله با جنگ شناختی دشمن انجام شد. این مطالعه کاربردی با ماهیت کیفی، از روش نظریه داده بنیاد (رویکرد گلیزری) برای تحلیل داده های متون علمی و مصاحبه ها بهره برده است. روایی و پایایی پژوهش با نظرات متخصصان و چندسویه سازی تضمین شد. نتایج پژوهش به طراحی الگویی جامع برای پادشکنندگی شناختی نیروهای مسلح در برابر جنگ شناختی دشمن منجر شد که مشتمل بر پنج بُعد اساسی: رهبری و فرماندهی هوشمند با تأکید بر یکپارچگی مهارت های شناختی، عاطفی و اخلاقی؛ کارکنان با محوریت توسعه شایستگی های شناختی، عاطفی و اطلاعاتی/ سواد؛ زیرساخت شامل زیرساخت های اطلاعاتی، آموزشی و سرمایه های انسانی/ اجتماعی؛ نظامات شامل نظام ارزیابی و پاداش، ارتباطی و پیش بینی تهدیدات و فناوری شامل فناوری های اطلاعاتی، امنیتی و آموزشی است. این پژوهش بر این اصل تأکید دارد که ارتقای اثربخش پادشکنندگی شناختی در سازمان نیروهای مسلح نیازمند توجه همه جانبه و یکپارچه به این ابعاد و تعاملات پویا میان آنهاست. درنهایت، پیشنهاد می شود که این الگو به منظور حفظ کارآمدی در برابر تحولات محیطی و ظهور تهدیدات نوین، به طور مستمر مورد ارزیابی و روزآمدسازی قرار گیرد.
طراحی مدل حکمرانی داده مراکز مدارک علمی (مورد مطالعه: پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، مراکز مدارک علمی با تقاضاهای فزاینده در جمع آوری داده ها، ذخیره سازی، یکپارچه سازی، پردازش و تحلیل برای سیستم های اطلاعاتی و زیرساخت ها مواجه هستند. این مراکز مهم ترین و قابل اتکاترین منابع حکمرانی برای پیشبرد حوزه های مختلف هر کشور هستند و لازمه موفقیت آنها عملکرد مناسب آنهاست. پژوهش حاضر برای پیشنهاد مدل حکمرانی داده در مراکز مدارک علمی کشور انجام شد تا نشان دهد که حکمرانی داده متناسب با این مراکز علمی باید چگونه باشد. «پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک)» به عنوان مورد مطالعه انتخاب شد. این پژوهش با روش فراترکیب به تحلیل محتوای متون در حوزه مراکز مدارک علمی پرداخته است. 15 مقاله و پایان نامه مرتبط با این حوزه به صورت هدفمند انتخاب شدند و برابر با مراحل فراترکیب «سندلوسکی و باروسو» تحلیل شدند. برای طراحی مدل حکمرانی داده مراکز مدارک علمی از مدل پایه ای استفاده شد. یافته های پژوهش 5 مؤلفه اصلی حکمرانی داده شامل «برنامه ریزی»، «سازماندهی و مدیریت»، «عملکرد»، «اجرا»، و «ارزیابی» را شناسایی کرد. این مؤلفه های اصلی هر یک دارای مؤلفه های فرعی هستند که سرانجام، 38 مؤلفه فرعی برای حکمرانی داده مراکز مدارک علمی با فراترکیب متون مشخص شد. این مؤلفه ها به اجرای حکمرانی داده برای مراکز مدارک علمی کمک زیادی می کنند.
سیاست گذاری مبتنی بر شواهد علمی: وضع موجود و راهکارهای بهبود در کتابخانه ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سیاست گذاری مبتنی بر شواهد پژوهشی یکی از رویکردهای مدیریتی است که بر مبنای حرکت از طیف کاملاً شهودی و ناخودآگاه به سمت طیفی علمی و در نظر گرفتن تمامی ظرفیت های سازمانی استوار است. بدیهی است که بخش عمده ای از این شواهد علمی از طریق مؤسسات دانشگاهی و مراکز پژوهشی به دست می آید. بسیاری از کشورهای جهان، مؤسسات و انجمن های علمی بسیاری را تأسیس می کنند و طیف گسترده ای از محققان را برای تجزیه وتحلیل و ارزیابی نتایج تحقیقات دانشگاهی به کار می گیرند تا بتوانند برنامه ریزی ها و تصمیم گیری های سازمانی خود را با جدیدترین یافته های علمی همسو سازند. براین اساس، هدف پژوهش حاضر نیز بررسی این مسئله بود که چگونه می توان بین تصمیم گیری و سیاست گذاری های سازمان اسناد و کتابخانه ملی با شواهد علمی و پژوهشی پیوند برقرار کرد، موانع احتمالی کدام است و چگونه می توان بر آن ها فائق آمد.روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که با روش پیمایشی تحلیلی انجام پذیرفت. ابزار اصلی گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که در قالب پرسشنامه با پرسش های باز و بسته طراحی شد. جامعه پژوهش و حجم نمونه از میان کارکنان سازمان اسناد و کتابخانه ملی به صورت هدفمند انتخاب شد، به طوری که حداقل دارای 15 سال سابقه کار و دارای تحصیلات کارشناسی ارشد به بالا باشند. با این پیش فرض که هم به لحاظ تجربه، نیمه کاری خود را در سازمان طی کرده و بتوانند ارزیابی بهتری از شرایط موجود ارائه دهند و نیز حداقل یک کار پژوهشی به ثمر رسانده باشند از این نظر، 198 نفر واجد شرایط فوق بودند. 164 نفر حاضر به همکاری شدند و به پرسش ها پاسخ دادند. برای سنجش روایی، پرسشنامه در اختیار پنج نفر متخصص کتابداری و نیز متخصصان حوزه مدیریت و سیاست گذاری مبتنی بر شواهد قرار گرفت. برای سنجش پایایی نیز تعداد 35 پرسشنامه بین جامعه موردبررسی توزیع و جمع آوری و سپس با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ (85%) پایایی پرسشنامه سنجیده شد. در تجزیه وتحلیل ها از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف (k-s)، t تک متغیره و همچنین برای رتبه بندی موانع از آزمون فریدمن استفاده شد.یافته ها: کارکنان بر این اعتقاد بودند که استفاده از داده ها و یافته های پژوهشی برای تصمیم گیری و برنامه ریزی در بخش های تخصصی سازمان در حد بالا (25/4 در مقیاس 5) لازم و ضروری است. آن ها برای حل مسائل کاری که تاکنون با آن مواجه بوده اند بسیار زیاد (4 از 5) به استفاده از دستاوردهای پژوهشی نیاز پیداکرده اند و براین اعتقادند که کاربست شواهد پژوهشی می تواند کارایی آنان را در انجام فعالیت های تخصصی به مقدار زیاد ارتقا بخشد؛ اما از سوی دیگر، کاربست شواهد پژوهشی را در تصمیم های کلان سازمانی کمتر از حد متوسط ارزیابی کرده اند.نتیجه گیری: برنامه ریزان و مدیران علاقه مند به اجتناب از شکست های عمده در تصمیم ها و برنامه های خود باید توجه بیشتری به کاربست شواهد علمی و پژوهشی داشته باشند تا بتوانند دانش و آگاهی خود را از پیامدها بهبود بخشند و عدم قطعیت و ریسک آن را در حوزه کاری خود کاهش دهند.
تدوین و اعتباریابی مقیاس کاربردپذیری روابط معنایی در بازیابی اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: اگر یک نظام بازیابی اطلاعات برای واسط ه ای کاربری خود، طراحی مناسبی داشته باشد، حوادث و اتفاقات ناخواسته و همچنین زمان مورد نیاز برای یادگیری نحوه کار با نظام کاهش می یابد و به افزایش کاربردپذیری منجر می شود. بنابراین، یافتن شیوه هایی که به توسعه بهتر بازیابی اطلاعات منجر شود، حائز اهمیت فراوانی است. پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی مقیاس کاربردپذیری روابط معنایی در بازیابی اطلاعات انجام شده است.روش پژوهش: برای انجام این پژوهش، از روش ترکیبی با طرح اکتشافی مدل توسعه ابزار استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش در بخش کمی، کلیه کتابداران کتابخانه های مرکزی دانشگاه های علوم پزشکی کشور با جامعه آماری 280 نفر بود که با استناد به فرمول کوکران 163 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در بخش کیفی حجم نمونه شامل 15 نفر از متخصصین کتابداری و اطلاع رسانی مشغول به خدمت در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی کشور بود که به روش غیراحتمالی هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. روایی و پایایی ابزار پژوهش در هر دو بخش کیفی و کمی بررسی و مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش داده بنیاد و در بخش کمی از روش تحلیل عامل تأییدی استفاده گردید و داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS 22 و PLS 3.8 تجزیه و تحلیل شد.یافته ها: نتایج بخش کیفی و کمی پژوهش نشان داد که ابزار تدوین شده جهت کاربردپذیری روابط معنایی در بازیابی اطلاعات از پنج مؤلفه (وجود ابهام معنایی، سیستم های جستجوی معنایی، ابهامات ماشینی، تدوین راهبرد در سیستم های بازیابی اطلاعات و بهره گیری از فرایندهای کیفیت بخشی) با 30 گویه تشکیل شده است که با توجه به نتایج تحلیل عاملی، بیشترین بار عاملی مربوط به مؤلفه تدوین راهبرد در سیستم های بازیابی اطلاعات بود که در 6 گویه تدوین گردید و کمترین بار عاملی مربوط به مؤلفه بهره گیری از فرایندهای کیفیت بخشی بود که در 4 گویه تدوین گردید. بیشترین ضریب پایایی ترکیبی مربوط به مؤلفه ابهام معنایی و کمترین ضریب پایایی ترکیبی مربوط به مؤلفه تدوین استراتژی در سیستم های بازیابی اطلاعات بود. همچنین، نتایج تحلیل عامل تأییدی نشان داد که ابزار تدوین شده پژوهش از برازش بسیار مطلوبی برخوردار است.نتیجه گیری: پرسشنامه طراحی شده در این مطالعه می تواند به عنوان ابزار مناسبی برای سنجش کاربردپذیری روابط معنایی در بازیابی اطلاعات در کتابخانه ها مورد استفاده قرار گیرد.









