رابطه خود خاموشی و سوگیری تفسیری با ایده پردازی خودکشی در زنان متأهل با نشانگان افسردگی: نقش میانجی پریشانی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش میانجی پریشانی روان شناختی در رابطه بین خود خاموشی و سوگیری تفسیری با ایده پردازی خودکشی در میان زنان متأهل با نشانگان افسردگی بود. روش پژوهش توصیفی همبستگی و از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش متشکل از زنان متأهل ۱۸ تا ۵۰ ساله ی شهرستان میاندوآب با نشانگان افسردگی در سال 1403 بودند. 350 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند و به پرسشنامه افکار خودکشی (BSSI؛ بک و همکاران، 1979)، سیاهه افسردگی (BDI-II؛ بک، 1961)، مقیاس خود خاموشی (STSS؛ جک و دیل، 1992)، پرسشنامه سوگیری تفسیری (AST-D؛ برنا و همکاران، 2011) و پرسشنامه پریشانی روان شناختی (KPDS؛ کسلر، 2002) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مسیر انجام شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. همچنین یافته ها نشان داد خود خاموشی، سوگیری تفسیری و پریشانی روان شناختی اثر مستقیم مثبتی بر ایده پردازی خودکشی داشتند (01/0> p). خود خاموشی و سوگیری تفسیری اثر مستقیم مثبتی بر پریشانی روان شناختی داشتند (01/0> p). هم چنین نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد پریشانی روان شناختی بین خود خاموشی و سوگیری تفسیری با ایده پردازی خودکشی به طور مثبت و معنادار (01/0> p) نقش میانجی داشت. این نتایج نشان می دهد که خود خاموشی و سوگیری تفسیری با توجه به نقش مهم پریشانی روان شناختی می توانند تبیین کننده ی ایده پردازی خودکشی در زنان دارای نشانگان افسردگی باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش خودکشی ضروری است.