رابطه تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار فابینگ با نقش میانجی تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی در افراد متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ شماره ۱۱ (پیاپی ۱۱۶)
۱۲۰-۱۱۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار فابینگ با نقش میانجی تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی در افراد متأهل انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش متشکل از مردان و زنان متاهل شهر اردبیل در سال 1404 بود که به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی مراجعه کرده بودند. 250 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند، اما تحلیل نهایی در 238 نمونه انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ترومای کودکی (CTQ؛ برنستاین و همکاران، ۲۰۰۳)، مقیاس عمومی فابینگ (GSP؛ چوتپیتایاسونوند و داگلاس، 2018)، سیاهه ذهن آگاهی فرایبورگ (FMI-SF؛ والش و همکاران (2006) و مقیاس تجارب تجزیه ای (BES-II؛ برنستاین و پاتنم، 1986) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. تجارب آسیب زای دوران کودکی، ذهن آگاهی و تجارب تجزیه ای بر رفتار فابینگ به طور معنادار اثر مستقیم داشتند (05/0>P). تجارب آسیب زای دوران کودکی بر تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). همچنین نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و فابینگ نقش میانجی داشتند (05/0>P). یافته ها دلالت بر این دارند که تجارب آسیب زای دوران کودکی به طور مستقیم و غیرمستقیم با نقش میانجی تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی بر رفتار فابینگ در افراد متاهل اثر داشت.