فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۴۱ تا ۱٬۸۶۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
منبع:
پژوهشنامه زنان سال یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۳۳)
165-191
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تحلیل گفتمان کنشگران موافق و مخالف ورزش و اشتغال زنان و بررسی بازنمایی زن در آن می پردازد و با روش توصیفی-تحلیلی و به شیوه کیفی و کمّی به این پرسش ها پاسخ می دهد: گفتمان های رقیب در حیطه ورزش و اشتغال زنان کدامند؟ زن در این گفتمان ها چگونه بازنمایی می شود؟ جنسیت چه تأثیری بر انتخاب های واژگانی سخنران دارد؟ داده ها به شیوه کتابخانه ای و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای گردآوری شده اند و شامل 16 متن سخنرانی در 5 سال اخیر است. بر مبنای نتایج، دو گفتمان اصلی تجددگرا و سنتی در رقابت هستند. مخالفین بیشتر به گفتمان سنتی و موافقین به گفتمان تجددگرا و گاهی به عناصر گفتمان سنتی برای اقناع مخاطب ارجاع می دهند. زن در گفتمان سنتی در قالب نقش های کلیشه ای مادری، همسری، کدبانوگری، خانه داری، فرزندآوری و فرزند پروری و موجودی وابسته به مرد بازنمایی می شود. در گفتمان تجددگرا علاوه بر نقش زن در خانواده بر نقش های اجتماعی او نیز تاکید می شود. دشواژه-هایی مانند زنا، چشم هرزهی هوسآلود مرد، تجاوزات جنسی، شغل روسپی گری، دلاّلان جنسی و غیره؛ همچنین واژه های ایدئولوژیک مانند انقلاب، عفت و عفاف و ارجاع به سن زن برای ازدواج تنها در گفتمان مردان دیده شد و مردان بیشتر از واژ های اسلام و مسلمان استفاده کرده اند.
مؤلفه های فمینیسم در سینمای شانتال آکرمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۲ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
411 - 436
حوزههای تخصصی:
شانتال آکرمن در فیلم هایش مسائل فمنیسم را مطرح می کند و تناقضات مستتر در هم زیستی عمومی را به نمایش می گذارد. شخصیت های فیلم هایش نقش های سنتی را به چالش می کشند و از این طریق هنجارهای مربوط به زنان را که در اجتماع پذیرفته شده اند مورد پرسش قرار می دهند. تحقیق حاضر سعی در شناسایی و معرفی سینمای زنانه این فیلم ساز دارد. مسئله اصلی پژوهش کاوش و واکاوی عناصر فمنیستی در سینمای شانتال آکرمن است. روش تحقیق کیفی و رویکرد آن توصیفی و اسنادی است و بر اساس اطلاعات برگرفته شده از منابع مکتوب کتابخانه ای اعم از کتاب ها، مقاله ها و آثار صوتی و تصویری است. از این رو، پس از شناسایی مؤلفه های اصلی این نوع فیلم سازی، سه فیلم از آکرمن با نام های ژان دیلمان، شماره ۲۳ اسکل ه تجارت، ۱۰۸۰ بروکسل ، شهرم را منفجر کن و من تو او او ، که به صورت انتخاب هدف مند از موارد مطلوب گزینش شده، بر مبنای مبانی نظری بحث و تحلیل شده است. نتیجه حاصله نشان از آن دارد که آثار آکرمن سعی در نمایش و ایجاد گفتمان تصویری ساده اما صادق از شخصیت و زندگی زنانه ای دارد که در روزمرگی دچار فراموشی و بی توجهی شده است.
واکاوی پدیدارشناسانه تجارب زیسته زنان قربانی تعرض جنسی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر یک پژوهش کیفی با هدف بررسی پدیدارشناسانه تجارب زیسته زنان قربانی تعرض جنسی است. افراد جامعه پژوهش حاضر را بانوانی تشکیل می دهند که مورد آزار و اذیت و تجاوز به عنف قرار گرفته بودند و پژوهشگر در روند درمان آنها هیچ گونه مداخله ای نداشته است. از میان این جامعه مشارکت کنندگان به صورت نمونه گیری گلوله برفی تا حد اشباع (12 نفر مشارکت کننده) انتخاب گردیدند. با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته اطلاعات مرتبط با افراد نمونه جمع آوری شد و با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و به روش کلایزی یافته ها تحلیل شد. پس از تحلیل محتوای مصاحبه ها و کدگذاری آنها، یافته ها شامل 8 مقوله اصلی(خلق پایین،استرس پس از سانحه، خشونت، خلاء اعتماد بخود، مکانیزم های جبرانی ناکارآمد، دریافت واکنشهای آزار دهنده از جانب دیگران، پیامدهای منفی و بازدارنده در زندگی روزمره، جبران سازنده) و 37 مقوله فرعی بودند . یافته های پژوهش نشان داد زنانی که مورد تعرض جنسی قرار گرفته اند همچنان با گذشت سالها از وقوع حادثه، نتوانسته اند با اختلالهای پس از اضطراب آن کنار آمده و یا آن را فراموش کنند و این امر در آنها بصورت طرحواره درآمده است. همچنین بیشترین علامت دیده شده در آنها افسردگی و پرخاشگری بوده و عوامل اجتماعی و فرهنگی در عدم درمان ایشان موثر تشخیص داده شد.
مقایسه امتیازات و محدودیت های حقوقی زنان بعد از نکاح در ایران با برخی کشورهای اسلامی
منبع:
زن و فرهنگ سال یازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۴
93-105
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر، مقایسه امتیازات و محدودیت های حقوقی زنان بعد از نکاح در قوانین کشور ایران با برخی کشورهای اسلامی می باشد. جامعه مورد بررسی مسائل حقوقی زنان است و نمونه پژوهش امتیازات و محدودیت های حقوقی زنان است. طرح پژوهش توصیفی –تحلیلی بود. روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای است. با استفاده از روش تحلیل داده ها و بر اساس یافته های این پژوهش امتیازات حقوقی زنان بعد از نکاح در ایران و برخی کشورهای اسلامی عبارت اند از : مهریه، اجرت المثل، توارث، نفقه زن، نفقه جنین، حقوق زنان در دوران بارداری و شیردهی، حق امتناع زن از ایفای وظایف زوجیت، استقلال مالی زن در نکاح، شرط برخورداری از نصف دارایی در صورت طلاق از سوی مرد، طلاق قضایی و محدودیت های آن ها شامل تمکین ، ریاست مرد، اشتغال زن، تابعیت، سکونت و اجازه زن برای خروج از منزل بود.
بررسی آسیب شناسانه آثار ادبی فمینیستی با تأکید بر جایگاه خانواده و مسائل آن در نظریه های فمینیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۴۱)
177 - 198
حوزههای تخصصی:
آثار داستانی یکی از عرصه هایی است که فمینیست ها در بیان مسائل و دغدغه های زنان از آن بهره می گیرند. فمینیسم در هر جا که ردپایی از زنان دیده می شود بسیاری از هنجارها، سنّت ها و باید و نبایدها را به چالش کشیده و مورد تردید قرار داده است. شماری از داستانهای زن محور در کنار بیان مشکلات زنان آثار مخربی نیز داشته است؛ زیرا این آثار با دیدگاهی ضد ارزشی به جایگاه خانواده، ازدواج و روابط زناشویی می نگرد. این در حالی است که از ارزش خانواده به عنوان نهادی کوچک ولی تأثیرگذار در سلامت روانی و تأمین آرامش و نیازهای عاطفی افراد، غفلت شده است. مقاله حاضر درصدد است تا با رویکردی آسیب شناسانه و به روش مطالعه متن و بررسی مقایسه ای، آسیب ها در حوزه مسائل خانواده را با تحلیل شماری از آثار داستانی فمینیستی بررسی و نقد کند. این آثار عبارت است از رمان های سگ و زمستان بلند (از شهرنوش پارسی پور) پرنده من (از فریبا وفی)، داستان های کوتاه لکه ها، آپارتمان (1) و (2) و (3) از مجموعه «طعم گس خرمالو» (از زویا پیرزاد). داستانها برمبنای معیارهایی نظیر زن محور بودن، زن بودن نویسندگان، ارتباط محتوای آثار با مسائل خانوادگی و قرار گرفتن شخصیتهای زن در جایگاه قهرمان اصلی انتخاب شده است. نتایج نشان می دهد که این آثار با برجسته سازی مقوله هایی مانند طلاق عاطفی، تضاد دیدگاه ها در زندگی مشترک، بی هویتی زن و طلاق قانونی و با تکیه بر پدیده هایی نظیر مردسالاری و مردستیزی تأثیرات مخربی را در جایگاه ارزشی خانواده و ازدواج به دنبال داشته است.
واکاوی نخبگانی (کژ) کارکردهای شروط ضمن عقد نکاح در بستر خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شروط ضمن عقد نکاح از جمله تمهیدات اسلام برای تحکیم خانواده است که امکان انعطاف پذیری و تطابق خانواده با شرایط زمان و مکان در عرصه های مختلف را فراهم می کند. این شروط همچون دیگر قواعد حقوقی، معلول فشارهای اجتماعی و برای پاسخ گویی به نیازهای جامعه است. بنابراین، انتظار می رود میان نیازهای خانواده و جامعه، فشارهای اجتماعی و قوانین حقوقی، تناسبی هرچند تقریبی برقرار کند، اما در عمل، تحقق این امر با تردید روبروست. پژوهش حاضر با هدف بررسی کارآمدی این شروط انجام شد. داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه نیمه ساخت یافته با متخصصان حقوقی و جامعه شناسان در حوزه خانواده (شامل قضات، جامعه شناسان، وکلا، اساتید دانشگاه و مشاوران) جمع آوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون، مقوله های (کژ)کارکردهای این شروط استخراج شد. براساس نتایج، کارکردهای مثبت و منفی این شروط در زیر مقوله های کارکردهای آشکار مثبت (شامل تسهیل طلاق زنان در شرایط مالایطاق و احقاق حقوق زن)، کارکرد آشکار منفی (شامل بالا رفتن آمار طلاق، افزایش طلاق عاطفی، دیدگاه اجباری بودن امضا شروط)، کارکردهای پنهان مثبت (شامل تعدیل قدرت و خشونت در خانواده) و کارکردهای پنهان منفی (شامل سوء استفاده برخی از زنان، شرایط زنان پس از طلاق، عدم تقاضای مردان برای طلاق و زمینه سازی اختلافات بعدی) قرار گرفت. نتایج نشان داد که این شروط در جایگاه واقعی خود نیست و خلأهای موجود سبب دور شدن این شروط از فلسفه اولیه تأسیس شده است.
تبیین مدل جامعه شناختی مدیریت بدن زنان براساس سرمایه فرهنگی و رسانه با میانجی گری مقایسه اجتماعی (مطالعه موردی: شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۲ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
71 - 90
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مطرح شده در حوزه جامعه شناسی بدن، که امروزه در میان دختران و زنان رواج فراوانی یافته، مدیریت بدن است که در آن افراد با تغییر ویژگی های ظاهری بدن، خود را با دیگران مقایسه می کنند. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر اجرا توصیفی تحلیلی است. در این پژوهش از روش پیمایشی استفاده شد. ابزارهای پژوهش عبارت اند از: پرسش نامه سرمایه فرهنگی بوردیو و پرسش نامه محقق ساخته مقیاس مدیریت بدن زنان و مقایسه اجتماعی گیبونز و بونک. این پژوهش در سال 1398 انجام شده است و حجم نمونه را 382 نفر از زنان و دختران 20 تا 45 ساله شهر سنندج تشکیل داده اند. روش نمونه گیری از نوع خوشه ای چندمرحله ای بوده و برای تجزیه و تحلیل داده های کمی از نرم افزارهای SPSS22 و LISREL استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که میان متغیرهای مدیریت بدن، سرمایه فرهنگی، رسانه، مقایسه اجتماعی متغیرهای ذکرشده رابطه معناداری وجود دارد. مدل جامعه شناختی مدیریت بدن در زنان بر اساس سرمایه فرهنگی و رسانه با میانجی گری مقایسه اجتماعی در شهر سنندج دارای برازش است. اثر پیش بینی مدیریت بدن بر اساس مقایسه اجتماعی در این پژوهش 48 / 0، اثر پیش بینی مدیریت بدن بر اساس سرمایه فرهنگی در این پژوهش 47 / 0 و اثر پیش بینی مدیریت بدن بر اساس رسانه در این پژوهش 46 / 0 است. در زنان شهر سنندج مقایسه اجتماعی منبعی ضروری از اطلاعات درباره خود مدیریت بدن به شمار می آید و فرایند های مقایسه اجتماعی شکاف میان مباحث مربوط به خود و مفهوم هویت فردی و میان گروهی را پر می کنند. با افزایش مصرف رسانه های خارجی، مدیریت بدن افزایش می یابد. در واقع، این یافته تلویحاً نشان می دهد که جامعه مورد نظر درمعرض منابع خارجی و نوظهور هویت ساز قرار گرفته اند و مخاطبان ساعت های درخور توجهی را در شبانه روز از رسانه هایی همچون ماهواره ا اینترنت و فضای مجازی استفاده می کنند.
تحلیل روایت جنسیتی از جدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۸ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
81 - 104
حوزههای تخصصی:
تحلیل روایت جنسیتی از جدایی در پی بررسی مسئله جدایی از منظری سه گانه شامل روایت داوطلبان ورود به خانواده، ساختار جنسیت و نهاد خانواده است. برآیند این سه منظر، جایگاه و نقش مؤثر ساختار جنسیت در هویت تجویزی خود و نهاد خانواده در قاعده های جنسیتی و کارکردهای خاص آن را نشان می دهد. جهت نیل به این هدف از رویکرد تحلیل روایت و از مشارکت 30 زن و مرد دارای تجربه حداقل یک بار ازدواج و جدایی استفاده شد. نتایج بیانگر تأثیر جنسیت و تحولات متأخر آن در ذهنیت کنشگران و همچنین تقابل ناشی از این تحولات با نهاد قاعده مند خانواده است. کنشگران اجتماعی، به ویژه زنان، در تعبیر جدید خود از جنسیت و تجویزات آن با نهاد خانواده روبه رو می شوند و زمانی که قادر به ایجاد تطابق میان خواست خود و نهاد خانواده نباشند از آن خارج می شوند. بر این اساس، رویارویی جنسیت تحول یافته و نهاد خانواده عامل مؤثر بر جدایی در سطح میانه و نیازمند بررسی های دقیق تر تشخیص داده شد.
بررسی نقش زنان معمار در معماری معاصر ایران (1320 تا 1357 خورشیدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۲ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
19 - 49
حوزههای تخصصی:
فعالیت حرفه ای زنان در ایران قبل از قاجار چندان مرسوم نبوده است، ولی از نیمه های دوره قاجار فرصت برای حضور زنان در جامعه فراهم شد. با توجه به اینکه حضور زنان معمار در معماری معاصر ایران اغلب نادیده مانده، هدفِ این پژوهش معرفی زنان معمار در دوره پهلوی و بررسی اثرگذاری آن ها در حوزه های معماری است. پرسش اصلی پژوهش این است که عملکرد زنان معمار در دوره پهلوی در کدام حوزه های معماری صورت گرفته و تأثیرگذاری آن ها چگونه بوده است. فرض بر آن است که فعالیت زنان در حوزه حرفه ای اثرگذاری بیشتری داشته است. به این منظور، مقاله از نوع کیفی، روش پژوهش تاریخی تفسیری و تاریخ شفاهی و شیوه گردآوری داده ها، اسنادی و کتابخانه ای و مصاحبه با پیش کسوتان معماری است. در این زمینه، عملکرد زنان معمار متغیر مستقل و میزان فعالیت و آثار و دستاوردهایشان در حوزه های معماری متغیر وابسته است. نتایج بیانگر آن است که هم زمانی تحصیل در دانشگاه و کار در دفاتر معماری و توسعه ساخت وساز در کشور علتی بوده که زنان معمار بتوانند در حوزه حرفه ای بیشتر از آکادمیک فعالیت داشته باشند، ولی، با وجود این، آن ها در حوزه آکادمیک تأثیرگذار و در حوزه حرفه ای تأثیرپذیر بودند.
اخلاق مراقبت زنانه و بازاندیشی در مفهوم خودآئینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۸ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
1 - 22
حوزههای تخصصی:
خودآئینی از مؤلفه های مهم دوران مدرن در قلمرو نظریه های سیاسی و اخلاقی به شمار می آید که دو رکن مهم آن یکی باور به استقلال رأی آدمی در مقام تشخیص حقیقت و دیگری توان پی جویی اهداف خویش در عرصه عمل است. اخلاق مراقبت، به ویژه آرای کارول گیلیگان، با تأکید بر هویت رابطه ای (نسبتی) که به ویژه در زنان و شخصیت اخلاقی و مشی روان شناختی آن ها ظهور می یابد، برداشت متعارف از خودآئینی مدرن را زیر سؤال برده است. از نظر طرفداران اخلاق مراقبت، مکاتب اخلاقی موجود، از جمله اخلاق عدالت، با تأکید بر اصول انتزاعی، جهان شمول و فرازمینه ای، که گفتمانی عمدتاً مردانه است، از توجه به الزامات نگاه مراقبتی نزد زنان غفلت کرده اند. در این مقاله، ضمن بیان نقدهای اخلاق مراقبت بر خودآئینی غالب در اخلاق مدرن، خوانش و فهم خاص اخلاق مراقبت از خودآئینی مورد توجه قرار گرفته و بر اساس تحلیل مفهومی نشان داده می شود که چگونه اخلاق مراقبت، ضمن توجه به دیگری در قضاوت های اخلاقی، خودآئینی را نیز فرو نگذاشته و آن را در نوعی مراقبت متوازن بازسازی می کند. یافته های مقاله حاضر حاکی از امکان خوانشی از اخلاق مراقبت است که ضمن توجه به دیگری، از شکوفایی و تحقق فرد مراقبت کننده نیز غفلت نمی ورزد.
الگوی کاربردی توسعه توانمندسازی زنان جامعه ایرانی: یک پژوهش ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۸ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
463 - 484
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش ترکیبی اکتشافی متوالی از نوع طبقه بندی، تدوین الگویی کاربردی در توسعه توانمندسازی زنان شایسته در جامعه ایران است. در این زمینه، هدف کیفی پژوهش کشف چارچوب مؤلفه های کاربردی در توسعه توانمندسازی زنان شایسته و هدف کمی پژوهش اعتباریابی چارچوب تدوین شده، سنجش میزان سودمندی و قابلیت تحقق آن است. روش پژوهش در بخش کیفی مطالعه موردی و مشارکت کنندگان بالقوه این پژوهش شامل متخصصان و اعضای هیئت علمی و همچنین زنان نمونه استان فارس بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری 15 نفر از متخصصان و 10 نفر از زنان نمونه و 5 نفر از زنان نمونه شهر، که تصدی مدیریتی داشتند، انتخاب شدند. روش جمع آوری داده های کیفی مصاحبه عمیق و مطالعه اسناد مرتبط با موضوع پژوهش بود. برای تدوین الگویی کاربردی در توسعه توانمندسازی زنان شایسته در جامعه ایران از روش تحلیل شبکه مضامین استفاده شد. بر اساس یافته های بخش کیفی پژوهش، الگوی توانمندسازی زنان شایسته در جامعه ایران در قالب پنج مضمون سازمان دهنده دانش شخصی، دانش محیطی، نگرش شخصی، نگرش محیطی، مهارت شخصی و مهارت محیطی و 57 مضمون پایه کاوش شد. بر اساس یافته های بخش اول پژوهش، مقیاسی برای استفاده در بخش کمی طراحی شد. در بخش کمی، با استفاده از روش توصیفی پیمایشی اعتبار چارچوب سنجیده شد. جامعه آماری شامل اعضای هیئت علمی متخصص در رشته های روان شناسی، علوم تربیتی، جامعه شناسی و حقوق بودند که با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش آگاهی دهندگان کلیدی 20 نفر انتخاب و مقیاس ذکرشده بین آنان توزیع شد. با استفاده از نرم افزارهای لیزرل 8 / 8 و 21 Spss و روش تحلیل عاملی تأییدی اعتباریابی چارچوب سنجیده شد. نتایج نشان داد که الگوی تدوین شده اعتبار لازم را دارد و سودمند و قابل اجراست.
ارزیابی نقش شبکه های اجتماعی مجازی در توانمند سازی زنان(مطالعه موردی؛ شهر باغملک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۴۳)
193 - 222
حوزههای تخصصی:
امروزه شبکه های اجتماعی به محلی برای حضور اقشار مختلف جامعه، به ویژه زنان و مکان تبادل آرا و افکار آنان جهت تأمین نیازهای مناسب با زندگی اجتماعی زنان و توانمندسازی آنان تبدیل شده است. درواقع، افزایش اطلاعات مجازی کاربران زن و آگاهی آن ها از نقش اطلاعات در توانمندسازی و نقش آفرینی بالاتر، آن ها را به مشارکت بیشتر در دنیای مجازی واداشته است. به همین منظور پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش شبکه های اجتماعی مجازی در توانمندسازی زنان شهر باغملک تدوین شده است. رویکرد حاکم بر این پژوهش، به لحاظ هدف، کاربردی - نظری و به لحاظ ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی است. داده های نظری پژوهش به روش کتابخانه ای از طریق کتب موجود و مقالات جمع آوری شد. همچنین اطلاعات میدانی با استفاده از پرسشنامه، گردآوری و به وسیله نرم افزار SPSS.22 تجزیه وتحلیل شد. نتایج پژوهش بیانگر این است که مدل مفروض تدوین شده توسط داده های پژوهش حمایت می شوند، به عبارت دیگر برازش داده ها به مدل برقرار و همگی شاخص ها دلالت بر مطلوبیت مدل معادله ساختاری دارند. همچنین نتایج پژوهش نشان دهنده تأثیر مستقیم و بالای متغیر شبکه های اجتماعی مجازی بر توانمندسازی اقتصادی، اجتماعی - فرهنگی و اطلاعاتی زنان است. برآوردهای مربوط به آزمون فریدمن بیانگر این است که در حوزه ی توانمندسازی اقتصادی، متغیر ارتقاء روحیه کارآفرینی؛ در حوزه ی توانمندسازی اجتماعی– فرهنگی، متغیر بهبود نظرات و ایده ها و در حوزه ی توانمندسازی اطلاعاتی، متغیر اخبار و حوادث در رتبه اول قرار دارند.
سنخ شناسی کیفی پیامدهای اسکان زنان در اردوگاه سیل زدگان با تأکید بر مؤلفه جنسیت (مطالعه زنان سیل زده شهرستان سوسنگرد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۴۴)
47 - 70
حوزههای تخصصی:
در آغاز سال 1398 سیلاب شهرهایی از استان خوزستان را دربرگرفت و در شهر سوسنگرد اردوگاه هایی برای اسکان زنان و کودکان در نظر گرفته شد. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف تحلیل کیفی پیامدهای اسکان زنان سیل زده در اردوگاه ها، به روش کیفی تحلیل مضمون انجام گرفته است. نمونه گیری به صورت هدفمند بوده و تا زمان اشباع نظری و تعداد 20 مصاحبه انجام و روش گردآوری داده ها مصاحبه عمیق بدون ساختار بوده است. نتایج تحلیل داده ها به شیوه کدگذاری در نرم افزار NVivo8 نشان داد که پدیده «سکونت اردوگاهیِ زنانه» آنومی فردی و آنومی ساختاری را به دنبال داشته است. ابعاد آنومی فردی عبارتند از: 1)روان پریشی (با مقولات فرسایش عاطفی و فرسایش روانی) و 2)ناکارآمدی فردی با مقولات اختلال کارکرد فردی، خودسربارپنداری، فقدان حمایت نهادی و انزوای اجتماعی). ابعاد آنومی ساختاری نیز عبارتند از: 1)اجتماع پریشی(با مقولات فرسایش انسجام اجتماعی و فرسایش سرمایه اجتماعی) و 2)ناکارآمدی ساختاری(با مقولات اختلال کارکرد ساختاری، فرسایش سلامت اجتماعی، دیگرسربارپنداری و انزوای بخشی). آنچه در تحقیق حاضر به عنوان یک دستاورد مهم محسوب می گردد این است که دیدگاه زنانه به پدیده های اجتماعی با دیگاه مردانه متفاوت است و تجربه این پیامدهای منفی به واسطه جنسیت زنانه آنها و تأثیر جنسیت بر درک آنها از پدیده ها و نگرش آنها نسبت به پدیده هاست.
نقش واسطه ای ناگویی هیجانی در رابطه ی بین حمایت اجتماعی ادراک شده و شکایات جسمانی زنان افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۴۴)
199 - 216
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای ناگویی هیجانی در ارتباط بین حمایت اجتماعی ادراک شده و شکایات جسمی بیماران زن افسرده بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمام زنان افسرده ی اساسی شهر شیراز بود. بدین منظور با روش نمونه گیری در دسترس، 101 زن مبتلا به اختلال افسردگی اساسی که به کلینیک های روانپزشکی و روانشناختی شهر شیراز مراجعه کرده بودند، پرسشنامه های ناگویی هیجانی تورنتو(TAS-20)، مقیاس چندگانه ی حمایت اجتماعی درک شده(MSPSS) و اختلالات روان تنی ریاحی و همکاران(1386) را تکمیل نمودند. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که بین حمایت اجتماعی ادراک شده و شکایات جسمی رابطه ی معکوس معنی دار و بین ناگویی هیجانی و شکایات جسمی رابطه ی مثبت معنی دار وجود دارد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که حمایت اجتماعی ادراک شده بر شکایات جسمی اثر مستقیم و غیرمستقیم دارد. همچنین مدل تحقیق قادر به برآورد 38/0 از تغییرات شکایات جسمی بیماران زن افسرده بود. بنابراین حمایت اجتماعی ادراک شده هم به طور مستقیم و هم از طریق ناگویی هیجانی می تواند بر سلامت جسمی زنان مبتلا به افسردگی تاثیر بگذارد. بعنوان نتیجه گیری میتوان گفت که زنان بعنوان سنگ زیر بنای هر جامعه یی نیازمند دریافت توجه و حمایت و تشخیص زودهنگام اختلالات خلقی جهت پیشگیری از تبدیل به مشکلات جسمانی، هستند
برجسته سازی زبان زنانه در مجموعه داستان «رویای مادرم» اثر آلیس مونرو
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۵
75 - 85
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی برجسته سازی عناصر زبان زنانه در کتاب آلیس مونرو می باشد. جامعه مورد بررسی داستان های کتاب رویای مادرم بود. نمونه پژوهش نشانه های نوشتاری و زبانی زنانه نوشته های آلیس مونرو بود. طرح پژوهش کیفی است. جمع آوری داده ها با گزینش واژه های جنسیت زده نوشتار نسخه فارسی کتاب صورت گرفت. در پژوهش حاضرچندین داستان از نوشته های آلیس مونرو با نشانه های فراوانی از نوشتار و زبان زنانه به کمک روش تحلیل محتوا مورد کاوش قرار گرفت تا با تکیه بر واحدهای معمول روش تحلیل محتوا موضوعِ تجربه ی زبانِ زنانه برجسته شود. درضمن برای حفظ توازن میان زبان به عنوان یک محصول اجتماعی و ترجمه به عنوان ابزار تعامل اجتماعی، بیش از کلمات بر شخصیت و فضای داستان توجه شده است. پژوهش حاضر بر این باور است که ترویج و برجسته سازی عناصر زبان زنانه، راهی به سوی عدم تداوم نابرابری جنسیتی را فراهم خواهد آورد. با روش تحلیل محتوادر مجموع از یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که در ادبیاتِ جنسیت زده، موضوعِ تجربه ی یک جنس، عامدانه مورد توجه کمتری قرار می گیرد تا تجارب زنانه در جوامعی با ساختارهای پنهان مردانه، بازتاب یابد. بدین ترتیب نوشتار زنانه گاهی در این برجسته سازی راهی به سوی افراط برده و مردان را بی اثر تصویر می کند.
نقش زن در استحکام خانواده با الگوگیری از فرهنگ غنی اسلامی
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۵
87 - 96
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تبیین نقش زن در استحکام بنیان خانواده با الگوگیری از فرهنگ غنی اسلامی است. جامعه مورد بررسی آیات قرآن و جوامع روایی می باشد. نمونه پژوهش آیات الهی و روایات مربوط به نقش زنان در امر استحکام خانواده و موضوعات مرتبط با آن است. طرح پژوهش توصیفی تحلیلی است. اطلاعات از طریق اسنادی و کتابخانه ای حاصل شده است. تحلیل با استفاده از داده های به دست آمده از آیات قرآن و روایات مربوطه از کتب جوامع روایی صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد در فرهنگ غنی اسلامی راهبردهای بسیار زیاد، بسیار دقیق و بسیار موثر برای ایفای نقش زنان در استحکام خانواده ارائه شده است. برخی از مهم ترین این راه کارها شامل توجه زن به سنخیت همسر در تشکیل خانواده، پرهیز از بیان مطالب اختلاف افکن، دوری از انجام رفتارهای تنش زا، تاکید بر اظهار محبت زوجین نسبت به یک دیگر، تاکید بر انجام اعمال محبت زا بین زوجین، ترغیب زن به اطاعت همسر، رسیدگی شایسته به امور منزل، ترغیب زن به رعایت حال همسر، تشویق به رفتارهای زناشویی، تغافل زن از خطاهای همسر، و عفو و گذشت زن نسبت به همسر می شود. با به کارگیری موارد فوق و هنرنمایی زن حصول استحکام خانواده امری قطعی است.
بررسی نقش راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در پیش بینی سبک تصمیم گیری در دانشجویان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
123 - 134
حوزههای تخصصی:
تصمیم گیری نقش گسترده ای در زندگی افراد دارد و شناخت مهارت های حل مسئله و تصمیم گیری برای رویارویی با مسائل مختلف در جهان امروز لازم است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش راهبردهای نظم جویی شناختی در پیش بینی سبک تصمیم گیری دانشجویان دختر بود. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه رازی در سال 1395 بود که 150 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و پرسشنامه تصمیم گیری گردآوری و با استفاده از روش های آماری همبستگی و رگرسیون همزمان به وسیله نرم افزار 24spss بررسی شدند. نتایج نشان داد سبک تصمیم گیری عقلانی با راهبرد ملامت و ملامت دیگران رابطه منفی، سبک تصمیم گیری شهودی با راهبرد ملامت و با راهبرد دیدگاه دیگری رابطه منفی، سبک تصمیم گیری اجتنابی با راهبرد تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد و دیدگاه گیری، با راهبرد ارزیابی رابطه منفی و با راهبرد نشخوارگری و ملامت دیگران و فاجعه سازی رابطه مثبت دارد. سبک تصمیم گیری وابسته با راهبرد ملامت و فاجعه سازی رابطه مثبت و با راهبرد دیدگاه گیری رابطه منفی دارد. سبک تصمیم گیری آنی با راهبرد ملامت دیگران و راهبرد فاجعه سازی رابطه مثبت و با راهبرد دیدگاه گیری رابطه منفی دارد. با توجه به نقش راهبردهای نظم جویی شناختی در پیش بینی سبک تصمیم گیری، از این رو می توان با آموزش مناسب به افراد در شناسایی و کاربرد صحیح راهبردهای نظم جویی، از اتخاذ تصمیماتی که ممکن است عواقب بدی در پی داشته باشد جلوگیری کرد. بنابراین با آموزش راهبردهای مناسب تنظیم هیجانی به افراد، می توان سبک تصمیم گیری آن ها را بهبود بخشید.
نگاره زن اشکانی بر روی آثار و یافته های باستان شناسی
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۵
7 - 19
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی حضور، نمایش و جایگاه زن به مفهوم وسیع آن بر روی آثار و مواد فرهنگی باستان شناختی برجای مانده از دوران اشکانیان می باشد. جامعه پژوهش شامل نقش و نگار زنان بر روی آثار دوران اشکانی است. نمونه نگاره های زن بر اساس شواهد باستان شناختی می باشد. طرح تحقیق توصیفی-تحلیلی و بر پایه تطبیق داده ها به صورت کیفی است. گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و موزه ای با استفاده از منابع مکتوب و دیجیتال انجام شده است. نتایج نشان می دهند که در این دوره بیشتر از ادوار پیشین به شمایل نگاری زنان توجه شده و نسبت به دوره های قبل از خود به کلی متفاوت است. محصولات هنری به شدت التقاطی هستند و هیچ سبک خاصی در آن ها به چشم نمی خورد. نوع پوشش رایج زنان دوره اشکانی در مناطق مختلف متفاوت است. وجود آثار به جا مانده از نگاره زنان و ملکه ها بر روی سکه ها، نقوش برجسته، سردیس ها، نیم تنه ها، پیکرک ها، مجسمه ها، نقاشی های دیواری، آرایه های معماری، زینت آلات، ظروف و ریتون ها بیانگر نقش و حضور سیاسی و اجتماعی زنان در این دوره می باشد. از سویی دیگر مقایسه آن ها با دوره های مختلف راه را برای شناخت هر چه بیشتر بافت اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و سیاسی در دوره اشکانی هموار می کند.
بررسی جامعه شناختی احساس طرد شدگی زنان در بین خانواده های زن سرپرست تحت پوشش اداره بهزیستی شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تلاشی است برای بررسی درک وچگونگی تفاسیر کنشگران از مسئله طرد اجتماعی که با رویکردی برساختی و برای تحلیل این مسئله از روش کیفی نظریه زمینه ای استفاده شده است و با تعداد 30 نفر از زنان سرپرست خانوار مراجعه کننده به مرکز بهزیستی شهر مشهد مصاحبه نیمه ساخت یافته صورت گرفته است، یافته ها حاکی از یک فضای جنسیت زده است که روابط را تحت سیطره خود قرار داده و عاملی در جهت طرد درون گروهی و برون گروهی است. از خلال تحلیل ها هشت مقوله عمده: طرد خودخواسته، احساسات ناشی از حقارت و بی هویتی، اختلال در سلامت اجتماعی و روانی، عادت واره های فرهنگی، زنانه شدن فقر، بازتولید کلیشه های جنسیتی، تعدد و فشار نقش، ایجاد بدیل های جبران کننده و عدم اعتماد به استمرار حمایت های نهادی و خانوادگی از بطن مفاهیم استخراج شد که در نهایت به تولید مقوله هسته ای با عنوان ناکامی قابلیتی مبادرت ورزیدیم
بررسی مدیریت بدن در بین زنان و تأثیر آن بر نگرش آن ها نسبت به باروری (مورد مطالعه: زنان در سنین باروری شهر جهرم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۴۳)
47 - 66
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی مدیریت بدن در بین زنان و تأثیر آن بر نگرش آن ها نسبت به باروری انجام شده و برای نیل به این هدف از روش پیمایش استفاده شده است. جامعه ی آماری تحقیق حاضر را زنان متأهل 49-15ساله ی ساکن در شهرستان جهرم تشکیل داده اند، که 400 نفر از آنان با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه تعیین و با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای مورد بررسی قرار گرفته اند. داده های این پژوهش در نیمه دوم سال 1397 و با ابراز جمع آوری شده است. برای تعیین اعتبار پرسشنامه از روش اعتبار صوری، و برای تعیین پایایی آن، از آلفای کرونباخ استفاده شده است. نتایج پژوهش در دو بخش توصیفی و استنباطی از طریق نرم افزار SPSS 24 ارائه شده است که بر این اساس نتایج حاکی از آن است که متغیر مستقل این تحقیق یعنی مدیریت بدن (مدیریت ظاهر بدن و تناسب اندام) بر نگرش زنان نسبت به باروری موثر است. در واقع متغیر مستقل (مدیریت بدن کل)، 166/0 درصد از متغیر وابسته را تبیین کرده است. در بین ابعاد نیز بعد مدیریت ظاهر بدن تاثیر بیشتری داشته و میزان تبیین آن برابر با 154/0 می باشد. یافته های تحقیق با نتایج مشابه مقایسه گردیده و در نهایت پیشنهادهایی ارائه شده است.