فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل الگوی پیشرفت سیاسی در بیانیه گام دوم انجام شد. توسعه و پیشرفت، از مهم ترین آمال سیاسی مردم ایران در تاریخ معاصر بوده است. برخی از اندیشمندان، لازمه چنین توسعه ای را تبعیت از الگوی غربی توسعه دموکراتیک می دانند. تقلید از الگوی توسعه غربی از انقلاب مشروطه به بعد، در آغاز به استقرار نظام استبدادی و وابسته پهلوی و در پایان به ظهور اسلام سیاسی منتهی شد. روش: در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیلی توصیفی و ابزار جمع آوری داده کتابخانه ای، با واکاوی مفهوم توسعه سیاسی و لحاظ نظریه نظام انقلابی در بیانیه گام دوم، شاخصهای الگوی مطلوب پیشرفت سیاسی در گام دوم انقلاب بررسی شده است. یافته ها: نظام دینی برآمده از انقلاب اسلامی در مقابله با تمدن سکولار غرب و بر پایه الگوی جدیدی از توسعه و پیشرفت و با دورنمای تأسیس تمدن نوین اسلامی ایجاد شد. نتیجه گیری: توسعه مردم سالاری دینی، اقتصاد مقاومتی، توسعه علمی، جوان سازی مدیریت، اصلاح سبک زندگی، اقتدار نظامی و تقویت بعد پارلمانی حاکمیت؛ شاخصه های ضروری پیشرفت سیاسی بر اساس بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی در دهه های آینده خواهد بود
نقش آب در سیاست های منطقه ای ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۷ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲۵
99 - 132
حوزههای تخصصی:
هر رفتاری از سوی هر دولتی در روابط بین الملل که در سیاست خارجی آن کشور تبلور می یابد، حامل پیام ها، انگاره ها و معانی خاصی است که محصول شرایط محیطی داخل و خارج از آن کشور می باشد. در این میان، ترکیه با حاکمیت حزب عدالت و توسعه از سال 2003 همواره در تلاش بوده است تا نفوذ و قدرت منطقه ای خود را در مناطق پیرامونی، به ویژه خاورمیانه، افزایش دهد. در همین راستا، پیرو تحولات سال 2011 و خیزش های مردمی کشور های عربی منطقه، در چارچوب دکترین عمق استراتژیک داوود اوغلو؛ آنکارا سعی کرده است تا با ابزار های متعددی اقدام به ارتقای جایگاه خود در خاورمیانه نماید. عنصر آب و هیدروپلیتیک، طی دو دهه گذشته، در کنار دیگر ابزار های ترکیه نظیر (ایدئولوژی اخوانی، قدرت نظامی، هاب انرژی، ترانزیت) به یکی از ابزار های مهم، تأثیرگذار و راهبردی در مسائل داخلی و سیاست خارجی این کشور تبدیل شده است؛ بر همین اساس، در این مقاله سعی شده است تا با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به این سوال پاسخ داده شود که آب چه نقشی در سیاست های منطقه ای ترکیه در خاورمیانه ایفا می کند؟ فرضیه پژوهش بر این نکته تأکید دارد که ترکیه طی دو دهه گذشته با استفاده از موقعیت هیدروهژمونی خود در هیدروپلیتیک خاورمیانه سعی کرده است تا از آب در راستای افزایش اقتدار سیاسی داخلی خود (افزایش مشروعیت، امنیت غذایی، امنیت انرژی) از یک سو و همچنین، استفاده از آن به عنوان دارایی(Asset)، ابزار و همچنین، سلاح راهبردی در سیاست های خارجی خود در خاورمیانه از سوی دیگر، در راستای تبدیل شدن به هژمون منطقه ای در منطقه بهره گیری نماید. بنابراین، برخی از موارد استفاده از آب به عنوان سلاح از سوی رهبران ترکیه، صرف نظر از به مخاطره انداختن امنیت زیست محیطی کشور های منطقه مانند دشت مغان در شمال غربی ایران، ابعاد امنیتی حادی را در پی خواهد داشت؛ به شکلی که امکان وابسته شدن سیاست های داخلی و منطقه ای بغداد به آنکارا، دور از ذهن نخواهد بود؛ چنانچه در بررسی بحران سوریه، می توان یکی از عوامل مهم بی ثباتی این کشور را عدم دسترسی قشر روستایی به منابع آبی دانست.
تولد مدرسه در ایران: روایت تاریخی از ظهور آموزش و پرورش مدرن در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال بوده است که مدارس به شکل امروزی از چه دوره تاریخی در ایران شکل گرفتند؟ این مدارس در بستر چه شرایط اجتماعی و فرهنگی ظهور کردند و در پی پاسخ به چه نیازهایی بودند؟ این پژوهش با مطالعه و تحلیل اسناد و منابع تاریخی انجام گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تغییر از نظام آموزش مکتب خانه ای به نظام مدرسه محور در ایران، حکایت از تغییرات انقلابی در بینش ها، روش ها و جهان بینی های آموزشی در ایران داشت. نخستین بار، احساس نیاز به مدارس جدید بعد از جنگ های ایران و روس پیش آمد. برای اولین بار در این دوران بود که اندیشه عقب ماندگی ایرانیان به شدیدترین شکل ممکن یعنی امپریالیسم نظامی و از دست دادن سرزمین توسط قوای روس، خود را نشان داد. تا پیش از آن هدف مکتب خانه ها، آموزش الفبا در حد روخوانی قرآن و تعلیم شرعیات بود. آموزش مکتب خانه ای برای آبادکردن آخرت بود و نه دنیا. آنها به کار توسعه مادی زندگی نمی آمدند. بسیاری از کودکان بعد از سال ها تحصیل در مکتب خانه ها حتی نمی توانستند یک نامه بنویسند. مدارس جدید که ریشه های غربی داشتند مسیری برعکس رفتند. آنها برای توسعه زندگی مادی خلق شده بودند. دروس جدید که مهارت های زندگی مادی را تقویت می کرد همگی برای اولین بار با ظهور مدارس نوین وارد برنامه درسی شد. در نهایت، جامعه ایرانی که در اواخر دوران قاجار در مسیر توسعه قرار گرفته بود نظام آموزش مکتب خانه ای را که نهادی ضد توسعه بود فرونهاد و به تدریج نظام آموزش مدرسه محور را که مهارت های زندگی مادی را توسعه می داد به جای آن نشاند.
تحلیل راهبردی اقتصاد آموزش عالی هنر در ایران و پیشنهاد راهبردهای توسعه پایدار و پویاسازی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۹
32 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف: توجه به ابعاد اقتصادی از مهمترین عوامل موفقیت نظام آموزش عالی در عرصه هنر است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل راهبردی اقتصاد آموزش عالی هنر در ایران با تأکید بر تحصیلات تکمیلی و تدوین راهبردهای لازم بوده است.روش پژوهش: براساس وضعیت شناسی، مسائل راهبردی این حوزه در 45 گزاره مشخص و در چارچوب مدل راهبردی PESTEL تحلیل شد. به منظور اولویت بندی نظام مسائل راهبردی، پرسشنامه ای در اختیار 30 نفر از متخصصان مطالعات راهبردی فرهنگی، هنری، اقتصادی و آموزش عالی قرار گرفت؛ همچنین، از روش ماکسی ماکس برای اولویت شناسی نظام مسائل راهبردی استفاده شد.یافته ها: تعداد 11 راهبرد جهت تحقق اقتصاد پویا و توسعه پایدار در آموزش عالی هنر با تأکید بر تحصیلات تکمیلی ارائه شد: 1. استقلال نهادی-کارکردی مراکز دانشگاهی؛ 2. تعامل مؤثر و ارتباط حداکثری مراکز دانشگاهی هنر با بخش های اقتصادی و صنعتی داخلی و خارجی؛ 3. متناسب سازی رشته ها با مهارت های شغلی و بازار کار؛ 4. اتخاذ رویکرد تأمین مالی مبتنی بر اقتصاد درون زای دانشگاه؛ 5. فرهنگ سازی و آگاهی بخشی نسبت به اهمیت کارکردی اقتصاد هنر و کارآفرینی؛ 6. استفاده مراکز دانشگاهی از فناوری های نوین به منظور درآمدزایی؛ 7. استفادهئاز ظرفیت های موجود در جریان غیررسمی آموزش و مهارت های هنری؛ 8. ایجاد محیط خلاقانه و پویا در مراکز دانشگاهی؛ 9. ایجاد مؤسسات آموزش عالی و مراکز پژوهشی مختص به اقتصاد هنر و کارآفرینی؛ 10. وضع قوانین حمایتی و تسهیلگر ویژه فعالیت های اقتصادی و کارآفرینانه؛ 11. معیارسازی کارآفرینی و اقتصاد هنر در قوانین جذب دانشجویان و اعضای هیئت علمی.نتیجه گیری: تسهیل حرکت مراکز دانشگاهی هنر از وضع کنونی به سوی دانشگاه کارآفرین هنر، نیازمند هم افزایی ساختارهای مدیریتی و سیاست گذاری کشور به عنوان ذینفعان اصلی نظام آموزش عالی است.
تاریخ طبیعی، تصویر عینی و شباهت مراحل ترقی: علوم طبیعی جدید و ظهور مفهوم تکاملی از تاریخ و تاریخ نگاری در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ علم دوره ۲۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۳۳)
93 - 132
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر پژوهشی تاریخی در باره نسبت علوم طبیعی جدید و مفهوم ترقی در دوره قاجار است. با بررسی کتاب های تاریخ طبیعی (معرفت الارض، معرفت الحیوان) و کتاب های «تاریخ عالمِ» نوشته شده در این دوره نشان می دهیم که نخست این علوم از لحاظ نظری و روشی در دنباله یکدیگر هستند که مفهوم زمان در تاریخ را به زمانِ پیش رونده، انباشتی، بهبودیابنده و تکاملی تبدیل کردند که اجتناب ناپذیر و بدون مداخله انسانی در طبیعت درحالِ عمل است. قانونی که به عنوان «قانون طبیعیِ ترقی پذیری» از آن یاد می شد و ناظر بر تکامل و شکوفایی همه جانبه عقل، ادراکات، حواس، قانون ها، سازمان ها و نهادهای جمعی مانند خانواده، خویشاوندی، اقتصاد و دولت است. دوم اینکه اصول نظری این علوم در گزارش «تاریخ واقعی» جوامع به کار بسته شد و جوامع در یک طیف تکاملی با گذر تدریجی از «وحشی گری» به «تمدن» طبقه بندی شدند. سوم اینکه علوم طبیعی جدید، زیست شناسی با تشریح آناتومیکِ چشم انسان و فیزیک با توضیح نور و نحوه رؤیت اجسام، دیدن انسان را با تشبیه به تکنولوژی عکاسی به مثابه عمل عکس برداری و گرفتن تصاویر عینی توضیح دادند. دیدن انسان عینیّتی به دست آورد که مورخ را در جایگاهِ ناظرِ عینی بی طرفی می گذاشت که ضمن انکار «موضع مورخ»، به ثبت عینیِ تمامی چیزهایی می پردازد که بر حسب ضرورت رخ می دهند و یا باید رخ دهند. تاریخ به مثابه آئینه، دفتر، لوح، فونوگراف، صفحه، عکس، سینما و پرده نقاشی فهم شد که آنچه را در طبیعت رخ می دهد به صورت تصاویر عینی بازنمایی می کند. عینیت، شباهت و تکرار رخدادهای جوامع انسانی در مسیر ترقی، شیوه غالب نگریستن به تاریخ در این دوره بود که با علوم طبیعی جدید ممکن شده است.
بررسی تأثیر آموزش راهکارهای فرهنگی- تربیتی رعایت پوشش اسلامی بر آراستگی دانشجویان دختر دانشگاههای آزاد اسلامی استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از نگارش مقاله حاضر، بررسی تأثیر آموزش راهکارهای فرهنگی- تربیتی رعایت پوشش اسلامی بر آراستگی دانشجویان دختر دانشگاههای آزاد اسلامی استان فارس بود. روش: روش پژوهش در بخش کمّی، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و در بخش کیفی، روش دیکلمن بود. جامعه آماری پژوهش، همه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی استان فارس در سال تحصیلی 99-1398 بود. راهکارهای ایجاد شناخت، الگوسازی، نکوهش ضد ارزشها، زمینه های خطرساز، انذار از عواقب بی عفتی و تصحیح نگرش به زن، به گروه آزمایش طی چهار جلسه دو ساعته به تناوب هر دو هفته یک جلسه در مدت دو ماه آموزش داده شد. ابزار گرداوری داده ها، پرسشنامه و مصاحبه بود که با استفاده از روش تحلیل کوواریانس، با اندازه گیری مکرر یک طرفه و تحلیل دیکلمن بررسی شدند. یافته ها: متغیّرهای مقطع تحصیلی و شغل با مؤلفه های فرهنگی- تربیتی تفاوت معناداری داشت؛ اما با متغیّر سال تحصیلی و مؤلفه فرهنگی- تربیتی در دو گروه کنترل و آزمایش در مرحله پس آزمون تفاوت معنادار وجود نداشت. یافته های کیفی منجر به استخراج درونمایه اصلی پیرامون راهکارهای فرهنگی- تربیتی از مصاحبه ها شد. نتیجه گیری: آموزشهای نظری پوشش اسلامی نه تنها آثار مثبت نداشته، بلکه باعث فاصله گرفتن جامعه از فرهنگ اسلامی شده است.
کارکردهای گروه معارف اسلامی در آموزش سلامت معنوی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش گروه معارف اسلامی در نهادینه سازی معنویت، این مطالعه با هدف بررسی کارکردهای گروه معارف اسلامی در آموزش سلامت معنوی انجام شد. روش: در این مطالعه از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده و از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با شش نفر از اساتید دانشگاه علوم پزشکی جهرم از طریق نمونه گیری مبتنی بر هدف، اطلاعات پژوهش جمع آوری شده است. یافته ها: در نتیجه تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها، 96 کد، 32 مفهوم و سه مقوله استخراج شد. سه مقوله شامل نقاط ضعف گروه معارف، چالشهای آموزش معنویت و راهکارها شناسایی شدند. نتایج: در راستای تحقق معنویت در نظام سلامت باید تغییراتی در محتوای دروس معارف از لحاظ کمّی و کیفی صورت پذیرد. توجه به کوریکولوم پنهان در تدریس معنویت به دانشجویان، استفاده از اساتید دروس تخصصی الگو در زمینه معنویت و هم افزایی گروههای معارف اسلامی و گروههای تخصصی در دانشگاه پیشنهاد می شود.
بازپژوهی انتظام ملی؛ چیستی و چگونگی در جهت نظریه پردازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۷ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۶
5 - 31
حوزههای تخصصی:
نظم که انتظام(به نظم شدن و نظم پذیری) و تنظیم(نظم دهی و نظم بخشی) بر محور آن شکل می گیرند به عنوان یک معقول ثانی فلسفی، یک نوع رابطه هماهنگ میان اجزای یک مجموعه، برای تحقق یافتن هدف مشخصی است؛ به گونه ای که هر جزئی از اجزای مجموعه، مکمل دیگری باشد و فقدان هر یک، سبب شود که مجموعه، هدف خاص و اثر مطلوب را از دست بدهد. نظم در عرصه عمومی(عموم مردم و اجتماع) که سطحی از عرصه ملی است با مفاهیمی از قبیل امنیت، اخلاق عمومی و اخلاق حسنه پیشینه ای مرتبط دارد. نظم و انتظام، هدف غایی و فلسفه وجودی قانون قلمداد شده و نظم عمومی، موضوع محوری نظام های حقوقی و جامعه شناسی به حساب می آید. در فرهنگ قرآنی، کلیدواژه هایی شکل دهنده شبکه معنایی "نظم" و "بی نظمی" هستند که بررسی آنها، ابعاد مختلف نظم را روشن می سازد. با ملاحظه تشریع در پرتو تکوین، انتظامی واحد(توحیدی) قابل درک است که درنتیجه، نظم تکوینی عالم، الهام بخش نظمی الهی در جوامع بشری قلمداد می شود. تلاش در نقض هر یک از تشریع و تکوین، ملازم با نقض دیگری است و با نقض آنها، اختلال در نظم امور و به اصطلاح "فساد" صورت می پذیرد. در نظریه پردازی در عرصه "انتظام ملی"، شناخت دقیق چیستی و چگونگی و پویایی شناسی نظم و انتظام و تنظیم و امور مرتبط، تعیین کننده هستند. متن حاضر، کوششی افزون بر تلاش های گذشته(بازپژوهی)، در برخی عرصه های یادشده، در این جهت است.
پدیدارشناسی؛ مکتب، جنبش یا روش؟
حوزههای تخصصی:
«پدیدارشناسی» به مثابه یکی از رویکردهای فلسفی مغرب زمین، با وجود گستره حامیان خود و تشتت آراء در میان آنها، این پرسش را به اذهان متبادر می سازد که آیا این رویکرد فلسفی، به منزله یک مکتب فلسفی مستقل و معین با یک سلسله مبانی و مؤلفه های مشخص خودنمایی می کند؟ یا اختلاف رأی میان پدیدارشناسان به قدری زیاد است که نمی توان آنها را ذیل یک مکتب فلسفی معین با مبانی و مؤلفه های مشخص جای داد؟ در صورت اخیر، پرسش دیگری مطرح می شود که اگر نمی توان آنها را با یک سلسله آراء مشخص تحت یک مکتب معین جمع آوری کرد، پس وجه تسمیه آنها به «پدیدارشناسی» چیست؟ این پژوهش با روشی «توصیفی و تحلیلی» به این نتایج دست یافته که گرچه پدیدارشناسی به عنوان یک رویکرد فلسفی توسط ادموند هوسرل با یک سلسله مبانی و مؤلفه های معین برای تحقق یک علم متقن بنیان نهاده شد، ولی شاگردان و پیروان وی بر آراء او وفادار نماندند و به شعب مختلف تقسیم شدند. به رغم اختلافات زیاد میان پدیدارشناسان، برخی از محققان بر این باورند که گرچه نمی توان رویکرد پدیدارشناسی را به سبب فقدان اشتراک حامیان آن بر یک سلسله مبانی مشخص، یک مکتب فلسفی معرفی کرد، ولی می توان نام «جنبش» بر آن نهاد؛ زیرا رویکردی پویاست که با سرچشمه ای واحد به سوی اهدافی در جریان است. جنبش مزبور گرچه شایسته عنوان یک مکتب مستقل فلسفی نیست، ولی تمام طرفداران خود را با روشی خاص به مطالعه پدیدارهای گوناگون دعوت می کند. روش مذکور هفت مرحله ای است که تمام پدیدارشناسان در سه مرحله نخست آن اتفاق نظر و در مراحل بعدی اختلاف نظر دارند.
مقایسه تمدن اسلامی با تمدن های بزرگ جهان بر اساس کتاب التعریف بطبقات الامم قاضی صاعد اندلسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پایه و اساس تمدن بزرگ اسلامی برخلاف سایر تمدن ها، بر نگاه ویژه به جایگاه و هدف علوم، فنون و هنر در زندگی مدنی انسان استوار است. هدف: بررسی مقایسه ای تمدن اسلام با تمدن های بزرگ جهان بر اساس کتاب التعریف بطبقات الامم قاضی صاعد اندلسی. روش: توصیفی، تحلیلی و مقایسه ای بوده که با استفاده از کتاب التعریف قاضی صاعد اندلسی و به صورت اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده است. یافته ها: مفهوم تمدن اسلامی و اشاره به ملت های بزرگ باستانی و متمدن، ارکان مشترک و نیز تفاوت تمدن های بزرگ، معیار متمدن بودن از نگاه قرآن کریم و مقایسه تمدن های بزرگ و وجه تمایز تمدن اسلامی از شاخصه های این پژوهش بود. نتیجه گیری: تمدن اسلامی تفاوت های بنیادین و اساسی با تمدن های دیگر داشته و ازنظر قاضی صاعد به لحاظ توجه دین اسلام به هدف علم، فن و هنر در زندگی مدنی انسان، مهم ترین دلیل برتری تمدن بزرگ اسلامی بر سایر تمدن های بشری، نگرش خاص و ویژه ی آن به انسان مبتنی بر علم و معرفت دینی است.
الگوی روش شناسی مسئله محور در اندیشه شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : یکی از راههای زنده نگه داشتن روش شناسی در جامعه، بررسی آرا، اندیشه ها و روشهای اندیشمندان و استخراج الگوی اندیشه ورزی و روش شناسی آنهاست. آیت الله شهید علامه مرتضی مطهری، ژرف اندیش و متفکری است که بررسی اندیشه اش می تواند افقهای نوینی در امر پژوهش، روش شناسی و مسئله شناسی بگشاید. روش شناسی شهید مطهری آمیزه ای از مبانی اسلامی، تدبّر نوین در مشکلات جامعه اسلامی و ابتکارات فکری و توانایی های ذهنی بود. لذا هدف از انجام پژوهش حاضر، دستیابی به ویژگی های روش شناسی استاد مطهری در پژوهش مسئله محور بود. روش: روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع کتابخانه ای بود. یافته ها: یافته های این این پژوهش در قالب الگویی شامل بسترسازهای فردی: هدفمندی، عشق به علم و تفکر، خودآگاهی، هجرت فکری و حقیقت جویی؛ بسترسازهای تاریخی- اجتماعی: کشف ریشه های تاریخی در تحقیق، بررسی عملکردهای فلسفی حکمای مسلمان، نقد فیلسوفان مسلمان، عمق نگری تاریخی و نقد عالمانه اندیشه ها؛ و پیشرانهای روشی: دستیابی به نیازها، روشمندی، قاعده اهم فالاهم، تیزبینی، آینده نگری، عمق یابی، مسئله محوری فعالانه، نوآوری و پرهیز از مطلق گرایی ارائه شد. نتیجه گیری: شهید مطهری در مسئله شناسی و مسئله یابی از زمان علمی خویش جلوتر بود؛ ذهن و چشم مسئله یاب داشت؛ تحقیقاتش بر حسب نیاز بود؛ خالق یک نظام واحد فکری بود و در تحقیق مسئله محور، ضابطه و قاعده مندی را رعایت می کرد.
بررسی و نقد بدنمندی ذهن (تأکید بر دیدگاه م.جانسون وج. لیکاف) بر اساس مبانی حکمت ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی سال ۲۶ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۹۳)
1047 - 1063
حوزههای تخصصی:
نظریه بدنمندی ذهن مارک جانسون و جورج لیکاف، در پاسخ به مسئله ذهن-بدن، و بر اساس نظریه استعاره اولیه مطرح کرده اند. مسئله مقاله تعریف بدنمندی از طرف آن دو و نقد و بررسی آثار این تعریف با تکیه بر دیدگاه صدرا می باشد. به این معنا که با بررسی وجوه اشتراک و اختلاف دو دیدگاه، به نقد دیدگاه جانسون و لیکاف توسط صدرا می پردازیم پاسخ مقاله این است که از نظر لیکاف و جانسون ذهن و کارکردهای آن به ویژگی های فیزیکی بدنی و سیستم عصبی وابسته است، و مغز نقش علیت در پردازش های ذهن دارد. آنان بر ضرورت بدن به مثابه منشأ جسمانی ساختارهای فهم مثل طرح واره های تصویری و تفصیل های استعاری که در مغز ما به صورت فیزیکی تحقق پیدا می کنند و عمدتاً در کنترل ما نیستند، تأکید می کنند. آن دو هرچند خود را هوادار حذف گرایی نمی دانند اما جسمانیت گرا هستند؛ اما در دیدگاه ملاصدرا، اگرچه حیثیت هستی شناختی بدن و نفس در ابتدای تکوّن یکی است و کارکردهای نفس در آن محقق می شود، اما در بحث بلوغ صوری و ادراکی نفس و تعامل نفس و بدن دیدگاهی فراتر از دیدگاه دکارتی و نوخاسته گرایی دارد، شباهت حدوث جسمانی ملاصدرا با نوخاسته گرایی در فراتر بودن هویت ذهن از ماده جسمانی و تفاوت آن دو در این است که در نهایت صدرا بدن را مرتبه نازله نفس و از شئون آن می داند نه برعکس؛ و از این روی با جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء دانستن نفس، تجرد خیالی و وحدت نفس و قوا و حرکت جوهری نفس به چالش های لیکاف و جانسون، ناشی از جسمانی دانستن فعل تعقل یا عدم تمایز عقل با دیگر جنبه ها در انسان، دچار نیست؛ و مثل آنان نیست که ضمن قبول واقعیات غیر جسمانی، هیچ امر غیر جسمانی را برای انسان نپذیرد! بلکه از دیدگاه او، نفس در ابتدای تکوّن بدنمند است با تعریفی متفاوت از بدنمندی جانسون ولیکاف، آنگاه در روند استکمال، که با فاعلیت نفس برای بدن همراه است به نفسمندی بدن می رسد. در این مقاله مشخص می شود که لیکاف و جانسون اگرچه خود را فیزیکالیست حذف گرا نمی دانند و بیشتر به کارکردگرایی تمایل دارند اما در عمل به این همانی ذهن و بدن می رسند و هر امر غیر جسمانی را رد می کنند بنابراین هم نقدهای حذف گرایی و هم کارکردگرایی بر آن ها وارد است.
آزادی بیان در قرآن با نگره نقدی بر نوشته کتاب نقد قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بشری خوانی آموزه های قرآن کریم پیشینه دیرینه دارد. در این راستا، نویسنده کتاب نقد قرآن، با بهره جستن از رهیافت انسان پساسنّت، در پی انکار آزادی بیان در قرآن برآمد و بر اساس زاویه خود با خوانش نبود آزادی بیان در قرآن کریم، به دنبال اثبات ضعف و خطا در قرآن کریم بود. هدف این پژوهش، نقد دیدگاه نویسنده کتاب «نقد قرآن» در انکار آزادی بیان در قرآن کریم بود. روش: در پژوهش حاضر از روش توصیفی- تحلیلی با سویه انتقادی بر اساس منابع کتابخانه ای و تفکیک گفتمانها استفاده شد. یافته ها: سها با بودگی در دنیای پست مدرن و با استفاده ازگفتمان لیبرال بر پایه بنیانهای نظری انسان محورانه، با مؤلفه های عقل خودبنیاد، فردگرایی و حقوق و با تکیه بر اعلامیه جهانی حقوق بشر، تلاش کرد آزادی بیان در قرآن کریم را انکار کند. نتیجه گیری: سها با درهم آمیزی گفتمانها و عدم تفکیک مؤلفه های دو گفتمان پساسنّت و گفتمان دین اسلام، افزون بر برداشت همسان از مفهوم آزادی در گفتمانها، دچار خطای روشی شده و این امر، زمینه ساز نتیجه گیری وی در نبود آزادی بیان در قرآن کریم شده که بی وجه است.
ماهیت انسان در نظریه فروید و نقد آن از دیدگاه انسان شناختی امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف تحقیق حاضر، بررسی ماهیت انسان از منظر فروید و مقایسه و نقد آن از منظر انسان شناسی امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه بود. روش: روش تحقیق پژوهش حاضر در چارچوب تحقیقات توصیفی- تحلیلی قرار دارد که هدف آن، بررسی و نقد مبانی انسان شناختی فروید بود. یافته ها: در دیدگاه انسان شناختی فروید و تطبیق آن با دیدگاه انسان شناختی امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه، نکات اختلافی قابل ملاحظه ای به چشم می خورد که مبیّن اشراف حضرت(ع) بر سرشت انسان و وقوف بر فطرت است. نکاتی چون: برتری داشتن جنبه وجودی انسان و ارزشمندی او، لزوم توجه به دو ساحتی بودن شخصیت انسان، مزیت جنبه های اخلاقی و صاحب اختیار بودن او و سرانجام، هدفمندی انسان در ساختار زندگی اش، مباحثی است که در صحیفه سجادیه به چشم می خورد. نتیجه گیری: در مقام تطبیق نظریات فروید با سخنان امام سجاد(ع) نقدهای اساسی بر آرای فروید وجود دارد؛ زیرا فروید تلاش دارد انسان را در غرایز خلاصه کند و این بر خلاف آموزه های پیرامون ماهیت انسان در صحیفه سجادیه است.
شاخصه های فردی و اجتماعی حیات طیبه در قرآن کریم (در آیینه آمال انبیاء و اولیاء)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از این پژوهش، شناسایی شاخصه های فردی و اجتماعی حیات طیبه با توجه به آمال پیامبران و مؤمنان است. روش: این تحقیق از حیث هدف، کاربردی است و از روش توصیفی – تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها: ازآنجاکه پیامبران و مؤمنان حقیقی از راه یافتگان به حیات طیبه به شمار می روند، دعاها و آرزوهای فردی و اجتماعی آنان می تواند بیانگر شاخصه های فردی و اجتماعی حیات طیبه باشد. آرزوهایی که به بُعْد اجتماعی حیات مؤمنین تعلق دارد، با توجه به برخی آیات و روایات، به طور اتم و اکمل در جامعه آرمانی عصر ظهور تحقق خواهد یافت. نتیجه گیری : با توجه به آرزوهای بیان شده از لسان انبیا و اولیا در قرآن، شاخصه های فردی و اجتماعی حیات طیبه به ترتیب عبارتند از: دریافت حکمت و پیوستن به صالحان، عبودیت حقیقی، برخورداری از هدایت الهی و...؛ نق اقتصاد، امنیت پایدار و فراگیر، سلب قدرت دشمنان و پیروزی بر آنان، تزکیه امم و... .
تبیین نقش اعتبارسنجی در بین المللی شدن نظام آموزش عالی: نظریه برخاسته از داده ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۸
103 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از اجرای این پژوهش، ارائه الگوی نقش اعتبارسنجی آموزش عالی در جهت بین المللی شدن بوده است.
روش پژوهش: روش پژوهش کیفی بوده و 20 خبره دانشگاهی به صورت هدفمند و زنجیره ای، انتخاب و از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته، کدها، مفاهیم و مقوله های الگوی اعتبارسنجی آموزش عالی با روش نظریه برخاسته از داده ها (گراندد تئوری) شناسایی شدند.
یافته ها: یافته ها نشان دهنده آن بود که بر اساس میزان تشابه مفهومی کدها، 101 کد استخراج و با توجه به وجه اشتراک آنها در قالب 62 خوشه مفهومی و 28 کد محوری دسته بندی شدند و درنهایت الگوی اعتبارسنجی آموزش عالی در جهت بین المللی شدن طراحی شد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده از مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با 20 صاحب نظر، الگویی مشتمل بر 3 شرط علی و 9 عامل مداخله گر ارائه شد. پدیده اصلی آن نیز تضمین کیفیت، هم هدف و هم وسیله کشف شد که تحت تأثیر 5 شرایط محیطی ناپایداری سیاسی، اقتصاد دولتی، سرمایه اجتماعی، اجتناب از عدم قطعیت و زمینه های فرهنگی فردگرا قرار داشت. به منظور نیل به پیامدهایی که در دو گروه ملی و فرا ملی حاصل می شدند اتخاذ راهبردهایی در سطح دانشگاه و همچنین دولت و سیاست گذاران ضروری به نظر رسید.
تبیین تحلیلی و معرفتی وحی در اندیشه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، تبیین سازوکار کشف و انعکاس حقایق کلی و جزیی وحیانی در نفس نبی(ص) از منظر ابن سینا و ارزیابی انتقادی دیدگاه وی بود. روش: در این پژوهش از روش توصیفی - تحلیلی بهره گرفته شد. شیوه گردآوری اطلاعات، به صورت منابع اسنادی و مطالعات کتابخانه ای بود. یافته ها: در نظام معرفت شناختی ابن سینا، اولاً، قوه حدس و عقل قدسی به عنوان ظرفیتهای عقلی مختص نبی، امکان ارتباط بی واسطه نبی را با عقل فعال برای دریافت معقولات و معارف کلی وحی فراهم ساخته؛ ثانیاً، نفس نبی به مدد قوه خیال نیرومند، قابلیت اتصال به نفوس فلکی را یافته است و دریافت معارف جزیی وحی، اعم از علم نبی به جزئیات مربوط به عالم ماده و مشاهده و شنیدن کلام خدا به واسطه فرشته حامل وحی امکان پذیر می شود. نتیجه گیری: ابن سینا سعی کرده با طرح نقش عقل فعال، قوه حدس، عقل قدسی و قوه خیال نیرومند در نبی، سازوکار کشف و انعکاس وحی در نفس نبی را توجیه کند؛ اما تبیین وی از این مسئله، با نقدها و چالشهایی مواجه شده است.
بررسی اثر عوامل درونی و بیرونی بر بازگشت ایرانیان خارج از کشور طی سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۱(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهاجران بازگشتی می توانند به کاهش اثرات منفی مهاجرت و توسعه جوامع مبدأ کمک کنند. این پژوهش با هدف بررسی اثر عوامل درونی و بیرونی بر بازگشت ایرانیان خارج از کشور به روش ترکیبی انجام شده است. مقایسه فراز و فرود های شاخص های بازگشت (نرخ بازگشت و نرخ تصمیم به بازگشت) و پیشران های بازگشت طی سال های 1393 تا 1401 ، حاکی از آن هستند که همواره دو عامل درونی «خانواده» و «احساس میهن پرستی» مهم ترین پیشران های اثرگذار بر جریان بازگشتی به کشور بوده اند؛ اما در اثر عوامل بیرونی دو نقطه عطف در سال های مورد بررسی وجود داشته است. در سال 96-1395 نرخ بازگشت ایرانیان (بازگشت داوطلبانه متخصصان ایرانی و بازگشت داوطلبانه و ادغام مجدد حمایت شده مهاجران ایرانی)، همزمان با امضای توافق نامه هسته ای و بهبود چشم انداز سیاسی و اقتصادی کشور در اثر امید به رفع تحریم ها، به عنوان یک عامل جاذب قدرتمند در کشور مبدأ، افزایش یافته است. در سال 1400-1399 نیز نرخ بازگشت داوطلبانه متخصصان ایرانی به دلیل بروز پاندمی کرونا و افزایش نارضایتی از شرایط در کشور میزبان افزایش قابل توجهی یافته است، درحالی که بازگشت داوطلبانه و ادغام مجدد حمایت شده مهاجران ایرانی نه تنها افزایش نیافته، بلکه روند نزولی نیز یافته است.
تحلیل انتقادی عوامل شکل گیری نظریه تفسیر ادبی امین خولی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مقاله، واکاوی عوامل شکل گیری نظریه تفسیر ادبی امین خولی، نواندیش مصری بود. وی، قرآن را متنی ادبی و در عین حال وحیانی و مقدس می دانست که باید همانند متون ادبی انسانی فهم شود. او هدفِ نزول قرآن را هدایت و هدفِ تفسیر را فهم ادبی و آن را مقدّم بر تمامی فهم ها معرفی کرد. این شیوه موجب شد وی میان قرآن پژوهان مصری و ایرانی، طرفداران و منتقدانی داشته باشد. نواندیشان، وی را متعصب به سنّت می دانند و سنّتیان، وی را به نواندیشی و سنّت گریزی متهم می کنند. این چالش، ضرورت بررسی عوامل شکل گیری این نظریه را روشن کرد. روش: مقاله حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد انتقادی، عوامل پیدایش نظریه امین خولی را بررسی کرد. یافته ها: خولی تحت تأثیر ویژگی های شخصیتی، جنبش ادبی مصر و رومانتیسیسم عربی، با الهام از آرای عبده و طه حسین، از مطالعات زبان شناسی غربی و پژوهشهای عهدینی بهره گرفته و در طراحی نظریه تفسیر ادبی، با در نظر داشتن آثار جاحظ، جرجانی و شاطبی، ریشه این نظریه را در اندیشه متقدمان نشان داده است. نتیجه گیری: شناسایی عوامل شکل گیری این نظریه و بعضاً بیان اشکالات مرتبط با آن، موجب شد زمینه برای نقد علمی و منصفانه میسّر شود.
امکان تولید علم دینی از منظر علامه مصباح یزدی و دکتر علی پایا
حوزههای تخصصی:
بنیادی ترین پرسشی که پیش از استخراج علوم انسانی (مانند علوم تربیتی و روان شناسی) از منابع اسلامی مطرح می شود، امکان یا عدم امکان تولید علم دینی است. مقاله حاضر با هدف بازخوانی نظریه علم دینی علامه مصباح یزدی به عنوان قائل به امکان و دکتر علی پایا به عنوان قائل به عدم امکان و مقایسه آراء ایشان با رویکرد تربیتی نگاشته شده است. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی و با شیوه کتابخانه ای انجام شده است. منابع استفاده شده فلسفی و تربیتی هستند. این نوشتار در پنج محور مفهوم شناسی واژه علم و دین، تعریف علم دینی، بررسی امکان و عدم امکان علم دینی از نگاه آیت الله مصباح یزدی و دکتر پایا، تکنولوژی دینی، و در محور آخر به بررسی آراء پرداخته است. مطابق یافته ها و پس از مقایسه آراء، تولید علوم انسانی ازجمله علوم تربیتی بر پایه دین امکان پذیر است؛ زیرا ازیک سو گزاره های ارزشی مانند گزاره های واقع نما و مطابق با شأنیت علم، کاشف حقیقت هستند و از سوی دیگر، دین منبعی برای آموزه های ارزشی و تربیتی است.