فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۸۱ تا ۲٬۶۰۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۴
33 - 48
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از پرسش های حساسیت برانگیز در نظام ارزشیابی دانشجویان از تدریس اساتید این است که آیا دانشجویانِ ضعیفی که در درس مردود می شوند به صورت نظام مند استادان خویش را ضعیف تر ارزشیابی می کنند؟ به بیان دیگر، آیا این دسته از دانشجویان، هشیارانه یا ناهشیارانه در آینده ارزشیابی خویش از تدریس استاد را سوگیرانه انجام می دهند؟ از آنجایی که نمرات ارزشیابی دانشجویان از اساتید، بر اساس آئین نامه ارتقای مرتبه علمی و بر اساس دیگر دستورالعمل های داخلی دانشگاه ها، تصمیم گیری های دانشگاهی درباره اعضای هیأت علمی را تحت تأثیر قرار می دهند این احتمال وجود دارد که سنجش و اندازه گیری پیشرفت تحصیلی دانشجویان توسط اساتید، هشیارانه یا ناهشیارانه دستخوش ملاحظات غیرآکادمیک قرار گیرد. هدف مطالعه پنلی حاضر آزمودن این فرضیه است که دانشجویان مردود در آینده نمره ارزشیابی کمتری به استاد خویش می دهند.روش پژوهش: برای آزمودن فرضیه تحقیق، داده های پیشرفت تحصیلی و نیز ارزشیابی دانشجویان یک ورودی مشخص استخراج شد و پس از شرط گذاری متناسب با طرح و هدف تحقیق، نمونه ای به اندازه 268 دانشجوی مردودی به دست آمد که اطلاعات نمرات درسی و نیز ارزشیابی آنها از استاد درس، طی دو نیمسال متوالی به دست آمد. تحقیق و ماهیت داده ها از نوع طولی و مبتنی بر منطق مطالعه پنلی است. یافته ها: تحلیل ها نشان داد که بر خلاف فرضیه اولیه، میانگین نمرات ارزشیابی دانشجویانِ مردود از استاد خویش در نیمسال بعد به طور معناداری بالاتر از نیمسال قبلی است. در عین حال، پس از کاربرد مدل پارامترهای اثرات تصادفی و کنترل واریانس ناشی از عامل استاد، از یک سو ملاحظه شد که با کاهش یک واحد در «معدل دانشجو» به عنوان شاخص اصلی توان و استعداد تحصیلی، کاهشی به اندازه سیزده صدم در ارزشیابی دانشجو از تدریس استاد قابل مشاهده است. از سوی دیگر، با یک واحد افزایش در نمره دانشجویانِ مردود، افزایش معناداری به اندازه یک درصد در ارزشیابی آنها از اساتید به وجود می آید.نتیجه گیری: از مجموع این یافته ها می توان نتیجه گرفت که اگر چه بین توان و استعداد تحصیلی و نیز نمره دانشجویانِ مردود با ارزشیابی آنها از استاد درس ارتباط وجود دارد اما ارزشیابی این دانشجویان از تدریس استاد بیش از اینکه متأثر از نمره مردودی آنها در ترم قبل باشد مبتنی بر برداشت و ادراک آنها از فعالیت های آموزشی و حرفه ای استاد در ترم بعد است.
بررسی و مقایسه میزان موفقیت دوره های دکتری پیوسته در رشته های بیوتکنولوژی، فیزیک و ریاضی و ارائه راهکارهایی برای بهبود این دوره ها
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۲ زمستان ۱۳۸۸ شماره ۸
85 - 102
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی برای به کارگیری ظرفیت ها و تقویت افراد نخبه و مستعد در هر کشور، نهاد و سازمانی از وظایف مهمی است که بر عهده مدیران نهادها و سازمان ها می باشد. لذا برای زنده نگهداشتن و پرورش سالم آنان، لازم است در پرورش و حفظ متفکران و استعدادهای فکری درخشان، برنامه ریزی و سرمایه گذاری کنیم. هدف این پژوهش، علاوه بر بررسی میزان موفقیت طرح دوره های دکتری پیوسته، بر اساس شاخص هایی چون رضایتمندی از برنامه ریزی دوره عملکرد مسئولان و تجهیزات و امکانات، بررسی دلایل عدم ورود دانشجویانی که علی رغم دارا بودن شرایط ورود، وارد این دوره ها نشدند، این تحقیق از نوع ارزشیابی و به صورت توصیفی و پیمایشی انجام شده است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه و مصاحبه استفاده گردیده است؛ جامعه آماری این پژوهش، کلیه دانشجویان مشغول به تحصیل در دوره دکتری پیوسته (در دانشگاه های تهران؛ صنعتی امیرکبیر، تربیت معلم تهران و مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان) و دانشجویان ممتازی که علی رغم داشتن شرایط ورود به دوره دکتری پیوسته، وارد دوره نشده اند، می باشد. یافته های تحقیق نشان می دهد، میزان موفقیت طرح دوره دکتری پیوسته بر اساس رضایتمندی دانشجویان شاغل به تحصیل در این دوره، به ترتیب در رشته های بیوتکنولوژی، فیزیک و ریاضی بوده است. همچنین بررسی های مربوط به دلایل دانشجویانی که علی رغم داشتن شرایط وارد دوره دکتری پیوسته نشده اند، به ترتیب حاکی از انتخاب دلایل محیطی و اجتماعی (مواردی چون نداشتن جایگاه اجتماعی علوم پایه، جامعه ما ارزشی برای علم قائل نیست)؛ دلایل فردی (مواردی چون شخصاً علاقه ای به تحصیل در دوره دکتری پیوسته ندارم، هیچ یک از رشته های دوره دکتری پیوسته را دوست ندارم) و بالاخره دلایل مدیریتی و برنامه ریزی (عدم اطلاع رسانی صحیح از سوی مسئولان مربوط، طولانی بودن طول دوره تحصیل در دوره دکتری پیوسته) می باشد.
بررسی کاربرد قابلیت های فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در ارتقاء کیفیت برنامه درسی دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۴ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۱۶
85 - 107
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی کاربرد قابلیت های فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در ارتقاء کیفیت برنامه درسی دانشگاهی از دیدگاه متخصصین با استفاده از الگوی کیفیت برنامه درسی فرانسیس کلاین طراحی و اجرا شده است. این پژوهش به روش توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه اعضای هیئت علمی و دانشجویان دکتری در رشته های برنامه ریزی درسی و تکنولوژی آموزشی دانشگاه های تهران (شهید بهشتی، علامه طباطبائی، تربیت مدرس، تربیت معلم، دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات) می باشد. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته 9 مؤلفه ای بوده که شامل (هدف، محتوا، فعالیت های یادگیری، نقش معلم، مواد و منابع، گروه بندی، مکان، زمان، سنجش) و 42 گویه در مقیاس لیکرت می باشد که پس از تدوین، روایی آن مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن نیز از طریق فرمول آلفای کرونباخ 960/0 محاسبه گردید. جهت تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی (فراوانی، درصد، میانگین، آزمون های کای دو، f فیشر و آزمون تعقیبی دانکن) استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در هر 9 مولفه، میانگین پاسخ های شرکت کنندگان بیشتر از حد متوسط بوده و مؤلفه اول با میانگین1852/4 و مؤلفه دوم با میانگین 6806/3 به ترتیب دارای بیشترین و کمترین کاربرد می باشند و نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که بین کاربرد قابلیت های فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در 9 مؤلفه آزمون شده اختلاف معنی داری وجود دارد.
بررسی رابطه مؤلفه های شکاف دیجیتالی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۰ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳۹
115 - 135
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی شکاف دیجیتالی بین دانشجویان از نظر آشنایی، علاقه و استفاده از فناوری های اطلاعات و ارتباطات و ارتباط آن با پیشرفت تحصیلی و روش پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه مورد مطالعه این پژوهش 250 نفر از دانشجویان رشته علوم تربیتی دانشگاه پیام نور دلفان بوده که از بین آنها 150 دانشجو به روش نمونه گیری سیستماتیک انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون های تی (t) تک نمونه، آزمون تی (t) مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون، تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که میانگین مؤلفه های سه گانه شکاف دیجیتالی بیشتر از میانگین جامعه مورد مطالعه است و بین سه مؤلفه شکاف دیجیتال بر اساس جنسیت و میزان درآمد تفاوت معنی داری وجود ندارد در حالی که بر اساس سن و نیمسال تحصیلی دانشجویان تفاوت معنی داری را نشان می دهد. همچنین نتایج، همبستگی ضعیفی را بین شکاف دیجیتالی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان نشان می دهد.
ارائه الگوی برنامه ریزی استراتژیک برای نظام آموزش عالی ایران
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۳ بهار ۱۳۸۹ شماره ۹
47 - 61
حوزههای تخصصی:
نظام آموزش عالی ایران همانند دیگر سازمان های امروزی باید از دستاوردهای نوین دانش مدیریت، از جمله برنامه ریزی راهبردی بهره جوید و طراحی، تدوین و اجرای چنین برنامه ای را به عنوان اولویتی اجتناب ناپذیر، مورد توجه قرار دهد. هدف از این اثر، ارایه الگویی از برنامه راهبردی است که بتواند به طور علمی و عملی و البته به سهولت در سطوح مختلف نظام آموزش عالی ایران از وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری گرفته تا تمامی سازمان ها و مراکز آموزش عالی مربوط به کار گرفته شود و مکانیزم مدیریتی این نظام را متحول ساخته و توسعه دهد. نتیجه طراحی و اجرای یک برنامه راهبردی علمی در نظام آموزش عالی کشور تأثیر بارز و سازنده ای بر ارکان مدیریت آن باقی می گذارد و موجب پویایی و تعالی آن و تسریع تحقق اهداف و آرمان های توسعه ملی در این بخش میشود.
تأملی بر پیوند نظری رویکردهای ارزشیابی آموزشی با الگوهای کیفیت آموزشی و تبیین پیامدهای آن بر حوزه عمل
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۴ بهار ۱۳۹۰ شماره ۱۳
47 - 73
حوزههای تخصصی:
ارزشیابی و کیفیت آموزش از مسائل مهم و مورد توجه نظریه پردازان از یکسو، و دست اندرکاران نظام های آموزشی از سویی دیگر است. هدف مقاله حاضر، بررسی رویکردهای مختلف ارزشیابی آموزشی و الگوهای کیفیت آموزشی می باشد. این تحقیق به روش بررسی اسنادی انجام شده است. جامعه آماری آن، منابع و اسناد موجود در مقوله ارزشیابی و الگوهای کیفیت آموزشی بود که نمونه به روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند و بر اساس روش تحلیلی – تفسیری نقاط کانونی هریک از رویکردهای ارزشیابی و الگوهای کیفیت آموزشی مورد شناسایی و پیوندهای بین آنها تبیین شده است. یافته های تحقیق نشان داد که رویکرد ارزشیابی هدف محور با الگوی کیفیت هدف محور، رویکرد مدیریت محور با الگوی رضایت مندی و رویکرد ارزشیابی طبیعت گرایانه یا مشارکت کننده محور با الگوی یادگیری سازمانی ارتباط دارند. افزون بر این نتایج تحقیق، بیانگر آن است که رویکرد ارزشیابی متخصص محور از این حیث که متخصصان همواره درگیر ارزشیابی هستند، با تمامی الگوهای کیفیت آموزشی پیوند دارد. بر این اساس، برای تحقق و تضمین کیفیت نظام آموزشی باید به پیوندهای میان رویکردهای ارزشیابی و الگوهای کیفیت توجه کرد.
بررسی دیدگاه های اعضای هیئت علمی در خصوص رویکرد بین المللی سازی برنامه های درسی آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۱ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴۴
7 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از اجرای این پژوهش، بررسی دیدگاه اعضای هیئت علمی درباره رویکرد بین المللی سازی برنامه های درسی در دانشگاه بود. روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه بین المللی امام خمینی، دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود و 320 نفر به عنوان نمونه در این پژوهش شرکت کردند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته بود. جنبه های اصلی در این ابزار عبارت بودند از: الزام های بین المللی سازی، پیامدهای آموزشی بین المللی سازی، پیامدهای پژوهشی بین المللی سازی و نقاط قوت بین المللی سازی برنامه درسی. ضریب آلفای کرونباخ 81/0 محاسبه شد. یافته های به دست آمده از بررسی نظرات اعضای هیئت علمی نشان داد که آنان موافق الزامات بین المللی سازی هستند و از دیدگاه آنها بین المللی سازی برنامه های درسی در وضع مطلوب، موجب هماهنگی با استانداردهای آموزشی بین المللی، ارتقاء کیفیت آموزش، به روز شدن دانش تخصصی استادان و گسترش رشته های تحصیلی مطرح در سطح بین الملل می شود. اما آنان گویه های مربوط به الزام های بین المللی سازی برنامه های درسی در وضعیت موجود آموزش عالی کشور را پایین تر از حد متوسط ارزیابی کرده اند.
سنجش کیفیت خدمات آموزش الکترونیکی با رویکرد سروکوال فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۷
57 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف: روش سروکوال یک روش شناخته شده و مورد تأیید برای سنجش کیفیت خدمات است که در حوزه آموزش نیز مورد استفاده قرار می گیرد. نظر به کارایی منطق فازی در مطالعات کیفی استفاده از سروکوال فازی مرسوم شد. مطالعه حاضر با هدف کیفیت سنجی خدمات آموزش الکترونیکی با رویکرد سروکوال فازی اجرا شده است.روش پژوهش: این مطالعه به صورت کاربردی و بر اساس روش گردآوری داده ها یک تحقیق پیمایشی است که در واحد الکترونیکی دانشگاه امیرکبیر صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان واحد الکترونیکی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در سال تحصیلی 98-1397 و به تعداد 524 نفر بود که با استفاده از فرمول کوکران نمونه ای به حجم 230 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه سروکوال در دو محور اهمیت – عملکرد تنظیم شد، به طوری که روایی پرسشنامه از روش اعتبار محتوا به وسیله صاحب نظران، استادان راهنما و مشاور تأیید شد و پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 811/0 به دست آمد.یافته ها: یافته ها نشان داد که در تمامی موارد شکاف بین انتظارات و عملکرد وجود دارد. به طوری که مقادیر مشاهده شده نشان می دهد بیشترین فاصله میان وضعیت مطلوب و وضعیت موجود در بعد همدلی وجود دارد و همچنین در بعد عامل قدرت پاسخگویی وضعیت بهتری وجود داشت.نتیجه گیری: نگاهی به روند تحولات جاری نظام آموزش عالی، نشان دهنده آن است که آموزش عالی باید ضمن توجه به بحران افزایش کمی و تنگاهای مالی، به حفظ، بهبود و ارتقای کیفیت آموزش الکترونیکی نیز توجه داشته باشد.
آموزش دینی علم: از رویکرد بین رشته ای تا آموزش خداباورانه علم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۸۹)
1036 - 1021
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از نگارش این مقاله، بررسی راه حلهایی برای پاسخ این پرسش بود که چگونه می توان در پرتو نظریه های علم دینی، آموزش دینی علم سازگار داشت. این پرسش که خود ذیل مسئله «کاربست علم دینی در آموزش علوم» تلقی می شود، در تحلیل دقیق تر مسئله، به پرسش از امکان و سازگاری «آموزش دینی علم» تقلیل یافته بود. روش : در راستای هدف تحقیق، سه فرضیه مطرح شد و فرضیه ها با روشی تحلیلی- فلسفی، هم در پرتو نظریه علم دینی مهدی گلشنی که متناسب ترین نظریه با علوم طبیعی است و هم از منظر سازگاری برساخته «آموزش دینی علم»، بررسی شدند. یافته ها: پس از تحلیل و بررسی و تدقیق فرضیه ها، یافته های این پژوهش نشان داد که در حوزه آموزش علوم: نخست، «آموزش خداباورانه علم» رویکردی حداکثری برای «آموزش دینی علم سازگار» است؛ دوم، «آموزش خداباورانه علم» در ساحت نگرش قابل تحقق است؛ سوم، رویکرد بین رشته ای، رویکردی منصفانه و حداقلی در برنامه «آموزش دینی علم سازگار» است. نتیجه گیری : برای دستیابی به «آموزش دینی علم سازگار»، می توان در طیفی از راه حلها از رویکرد بین رشته ای(رویکرد حداقلی) تا آموزش خداباورانه علم(رویکرد حداکثری) عمل کرد.
شواهد قرآنی هندسه حاکم بر آثار هنر و معماری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف نویسنده در این مقاله، دستیابی به خاستگاه توحیدی زبان رمزی الگوها و ساختارهای هندسی برخاسته از سنّتهای آسمانی و ملکوتی در خلاقیت حاصل از آفرینش کعبه و آثار هنر و معماری اسلامی بوده است. روش: راهبرد این پژوهش از نوع کیفی بوده و با رویکرد توصیفی تحلیلی و تفسیری به انجام رسیده است. یافته ها: تبیین شواهد قرآنی عالم مثال و ویژگی های شکلی نقشمایه ها و نظام ترکیب بندی حاکم بر آرایه ها و احجام آثار هنر و معماری اسلامی با ابتنا بر وجاهت رمزی شکل خانه کعبه و مرکزیت آن در عالم. نتیجه گیری: شکل کعبه از دلالتهای رمزی کعبه و برخاسته از الگوی بیت المعمور در عالم مثال و الگوی عرش در عالم ملکوت است. از دلالتهای توحیدی هندسه کعبه، ابتنای آن بر ارکان چهارگانه توحید، تنزیه، تحمید، تهلیل و تکبیر است. از دلایل وجاهت رمزی آثار هنر و معماری اسلامی، کم رنگ بودن انگیزه های فردی، تجلی حقایق باطنی جهان محسوس در صور شهودیافته عالم مثال و وجود سبکی منسجم و قدرتمند طی قرون متمادی جهان اسلام است. از دلالتهای توحیدی هندسه حاکم بر آرایه ها و نظام ترکیب بندی آثار هنر و معماری اسلامی، تجلی صور تنزیهی آرایه های هندسی و نقشمایه های اسلیمی و ختایی و ایجاد وحدت از طریق حضور هندسه ای کیفی با ابتنا بر اصل مرکزیت در ساختار کلی اثر با رعایت تناسبات لازم در هم نشینی عناصر سازگار و مکمل و سازمان بندی مرکزگرایانه فضا و پیوند میان فرم و فضا از طرق مختلف محوربندی فضایی، رعایت اصل تقارن و سیّال گردانیدن فضا با حفظ استقلال بخشهای مختلف بناست.
مطالعه تطبیقی مأموریت ها، چشم اندازها، ویژگی های کلی و نحوه پذیرش دانشجو در نظام آموزش عالی از دور کشورهای منتخب آسیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۹ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۳۴
85 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی و مقایسه شباهت ها و تفاوت های دانشگاه های متولی آموزش از دور کشورهای شرق آسیا با دانشگاه پیام نور در زمینه (مأموریت ها، چشم اندازها، ویژگی های کلی و نحوه پذیرش دانشجو) است. پژوهش حاضر مطالعه ای اسنادی است که به روش تطبیقی-تحلیلی انجام شد. جامعه آماری همه دانشگاه های آموزش از دور کشورهای "ژاپن، چین، هندوستان، پاکستان، اندونزی و ایران" است. از میان دانشگاه های این کشورها، دانشگاه باز ژاپن، دانشگاه باز چین، دانشگاه ایندیرا گاندی هند، دانشگاه علامه الاقبال پاکستان، دانشگاه ترباکا اندونزی و دانشگاه پیام نور به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز پژوهش با مطالعه اسناد و مدارک و وب سایت رسمی دانشگاه ها جمع آوری شد. نتایج نشان داد، دانشگاه های مورد مطالعه با ابتکار عمل خود تفاوت های اساسی در نظام آموزشی خود ایجاد کرده اند و استفاده از تجربه های موفق این کشورها و بومی سازی آن در کشور ما می تواند سبب پیشرفت و کیفیت بهتر نظام آموزش از دور شود.
تحلیلی اخلاقی از رابطه احساسی انسان و هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست علم و فناوری سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
19 - 30
حوزههای تخصصی:
تعاملات میان انسان و فناوری های تعاملی مبتنی بر هوش مصنوعی، به ویژه بات های اجتماعی، ویژگی های منحصربه فردی دارد که آن را از تعاملات انسان با انسان و سایر فناوری ها متمایز می کند. استفاده کاربران از بات های اجتماعی در جهان و به تبع آن در ایران رو به گسترش است که می تواند به شکل گیری پیوندهای احساسی میان کاربران و این ابزارهای هوشمند منجر شود. به دلیل ماهیت منحصربه فرد بات های اجتماعی و انتظاراتی که شرکت ها و تبلیغات در کاربران ایجاد می کنند، این فناوری ها می توانند موجب شوند کاربران به آنها نوعی عاملیت و احساسات نسبت دهند و پیوندهای عاطفی یک سویه ای را با آنها برقرار کنند. این پیوندها مسائل اخلاقی، اجتماعی و روان شناختی قابل توجهی را برای افراد و جوامع انسانی ایجاد می کند. این مقاله چالش های اخلاقی مرتبط با روابط انسان و بات های اجتماعی، از جمله نسبت دادن عاملیت و وابستگی عاطفی را بررسی می کند. علاوه بر این، سیاست ها و راه حل های احتمالی که برای کاهش این مشکلات پیشنهاد شده اند، مورد بررسی قرار می گیرند و بر راهبرد هایی تمرکز می شود که می توانند به نگرانی ها در مورد تأثیر این فناوری ها پاسخ دهند. با تحلیل انتقادی این چالش ها، این مطالعه به دنبال ارائه توصیه های سیاستی است که به پیامدهای استفاده از بات های اجتماعی در جامعه می پردازد. در نهایت، یافته ها نیاز به یک رویکرد متوازن را برجسته می کنند که هم مزایا و هم خطرات این فناوری ها را در نظر بگیرد و اطمینان حاصل کند که ادغام آن ها در زندگی روزمره با استانداردهای اخلاقی و ارزش های اجتماعی هم راستا است.
تطبیق الگوی فلسفه علوم اجتماعی بر جامعه شناسی: ایده ای برای شکل گیری فلسفه جامعه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش شناسی علوم انسانی سال ۳۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲۱
27 - 43
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف : فلسفه علم، تحلیلی فلسفی از مسائل یک علم، نظریه ها و روش های علمی آن علم است که به کاویدن در مباحث علمی و بررسی مبادی و لوازم و لواحق و حدود مسئله های علمی می پردازد. فلسفه علم موارد و مصادیق متعددی دارد ازاین رو امروزه همه علوم دارای یک فلسفه خاص خود هستند. اما جامعه شناسی تاکنون فاقد چنین فلسفه ای بوده است. فلسفه جامعه شناسی فرضی می تواند یکی از مصادیق فلسفه علم به طور عام و فلسفه علوم اجتماعی به طور خاص تلقی شود. همانطور که جامعه شناسی شاخه ای از علوم اجتماعی است؛ فلسفه جامعه شناسی نیز می تواند ذیل فلسفه علوم اجتماعی مطرح شود. فلسفه جامعه شناسی به طور مستقل چندان تاکنون کانون توجه نبوده است ازاین رو به ندرت محتوای مستقلی درباره فلسفه جامعه شناسی تولید و پردازش شده است. این پژوهش به دنبال به کارگیری الگوی فلسفه علوم اجتماعی و تطبیق آن بر محتوای معرفتی و روش شناختی جامعه شناسی برای طرح ایده ای درخصوص فلسفه جامعه شناسی است. مسائل، موضوعات، نظریه ها و حوزه های جامعه شناسی موضوع فلسفه جامعه شناسی است؛ ازاین رو معرفت درجه دوم است؛ زیرا موضوع آن خود علم جامعه شناسی است. گستردگی موضوع جامعه شناسی که به مطالعه پدیده های اجتماعی می پردازد نسبت به سایر رشته های علوم اجتماعی، همچون سیاست یا اقتصاد، احتمالاً از عوامل عدم پرداختن به فلسفه جامعه شناسی تاکنون است. افزون بر آن مباحث جامعه شناسی نظری همواره به مفاهیم یا نظریه ها و پارادایم های حاکم بر نظریه های جامعه شناسی پرداخته اند؛ این امر اگرچه تا حدی خلأ موجود در زمینه فلسفه جامعه شناسی را پرکرده است، اما نیازمندی به علم مستقل فلسفه جامعه شناسی را مرتفع نکرده است. فلسفه جامعه شناسی می تواند ما را در تحدید حوزه جامعه شناسی و ارائه معیارهایی برای تفکیک و تمایز جامعه شناسی از سایر علوم یاری کند. همچنین، استخراج مبانی و پیش فرض های جامعه شناسی و تبیین آنها و ارجاع پیش فرض ها به جایگاه واقعی آنها برای تحقیق و بررسی عمیق تر و نیز کشف معیارهای برای ارزیابی داده ها و تمایز آنها در حوزه های فکری جامعه شناسی و نیز استخراج قواعد و روش های حاکم بر پژوهش های جامعه شناسی از مباحثی است که در فلسفه جامعه شناسی می توان به آن پاسخ داد.روش پژوهش: این پژوهش به روش تطبیق الگو و براساس بررسی و مطالعه اسنادی صورت گرفته است. ابتدا با روش مطالعه اسنادی به فهمی از فلسفه علوم اجتماعی دست یافته و موضوعات و مسائل مدل فلسفه علوم اجتماعی استخراج شد و سپس آن پرسش ها در مقابل جامعه شناسی قرار داده شد و سعی شد براساس آثار مهم جامعه شناسی به آنها پاسخ داده شود. تجمیع پاسخ ها و سامان دهی آنها در یک طرح واره، ایده ای نو برای فتح باب گفتگو و مطرح شدن فلسفه جامعه شناسی خواهد بود. به صورت کلی فلسفه جامعه شناسی از روشهای عقلی، مقایسه ای و تطبیقی بهره می برد.یافته ها: علوم اجتماعی آغشته به مفاهیم فلسفی اند. وظیفه فلسفه علوم اجتماعی و به دنبال آن جامعه شناسی تأمل در مفاهیم حیات جمعی و نظام ها و حوزه های مفهومی گونه گون برای بررسی عقلانی بودن حیات جمعی است. جامعه شناسی مثل هر علم دیگری برای اصلاح، رشد و کارآیی نیازمند یک فلسفه است تا بتواند به مسائل رودرروی خود پاسخ مناسبی دهد. ارزیابی روش شناسانه، معرفت شناسانه و تألیف و بررسی مبانی بنیادی و پارادایمیک جامعه شناسی لزوم چنین فلسفه ای را ضرورت می بخشد.در فلسفه علوم اجتماعی بحث های دامنه داری در مورد شباهت ها و تفاوت های علوم اجتماعی و علوم طبیعی وجود دارد. علومی مانند جامعه شناسی همواره برخی از ویژگی های علوم طبیعی را به عاریت می گیرند اما همه این ویژگی ها برای مطالعه جهان اجتماعی مناسب نیستند. ازآنجاکه در جامعه شناسی با پدیده های اجتماعی مواجه هستیم جست وجو برای اتحاد، تحت یک نظریه جامع برای نظام مند کردن و پیش بینی دست نیافتنی می نماید. از عوامل عدم دسترسی به نظریه های فراگیر و جامع در جامعه شناسی، ماهیت متغییر و متحول جهان اجتماعی نسبت به جهان طبیعی است. در مقابل نظریاتی که موضوع جامعه شناسی را امر واقعی تلقی می کنند؛ معتقدند پدیده های اجتماعی که اعتباری اند؛ موضوع جامعه شناسی اند. به نظر می رسد موضوع جامعه شناسی را بتوان بررسی فرایندهای اجتماعی به عنوان یک کل دانست و چنین موضوعی، متمایز از موضوعی است که به بررسی صرف یک پدیده یا دسته ای از پدیده ها می پردازد. مباحث مطرح در جامعه شناسی نظری تا حدودی خلأ فلسفه جامعه شناسی را برای محققان پر کرده است؛ اما این علم نتوانسته است همه پرسش های فلسفی حل ناشده دراین باره را پاسخ دهد. شمار فراوان دیدگاه ها در جامعه شناسی و آمیختگی آنها تحلیل مجزای دیدگاه ها را دشوار می کند. راه حل اولیه این است که به طور تصنعی دیدگاه ها از هم جدا شوند. چهار دیدگاه نظریه کارکردی، نظریه تضاد، نظریه کنش متقابل گرایی و نظریه مبادله در جامعه شناسی مطرح اند. هرکدام از آنها در زمان های مختلف به عنوان تنها راه نجات جامعه شناسی از مشکل نظری طرح شدند. پارادایم های اثباتی، انتقادی و تفسیری- تفهمی، پارادایم هایی است که معمولاً مکاتب جامعه شناسی را بر اساس آن ها دسته بندی می کنند با این وجود مدل های پارادایمی اغلب از توضیح تناقضات و پاسخ پرسشهای فلسفی در خصوص جامعه شناسی عاجزند ازاین رو باید به ضرورت فلسفه ای برای جامعه شناسی اذعان کرد.تنیجه گیری: در این پژوهش به دنبال به کارگیری الگوی فلسفه علوم اجتماعی و تطبیق آن بر محتوای معرفتی و روش شناختی جامعه شناسی برای طرح ایده ای درخصوص فلسفه جامعه شناسی بودیم.گستردگی موضوع جامعه شناسی و نیز وجود مباحث جامعه شناسی نظری از عوامل عدم پرداختن به فلسفه جامعه شناسی به طور مستقل بوده است. فلسفه جامعه شناسی می تواند ما را در تحدید حوزه جامعه شناسی و ارائه معیارهایی برای تفکیک و تمایز جامعه شناسی از سایر علوم یاری کند. همچنین، استخراج مبانی و پیش فرض های جامعه شناسی و تبیین آنها و ارجاع پیش فرض ها به جایگاه واقعی آنها برای تحقیق و بررسی عمیق تر و نیز کشف معیارهای برای ارزیابی داده ها و تمایز آنها در حوزه های فکری جامعه شناسی و نیز استخراج قواعد و روش های حاکم بر پژوهش های جامعه شناسی از مباحثی است که در فلسفه جامعه شناسی مورد واکاوی قرار می گیرد جامعه شناسی در حیطه نظری به طور مستقل و جدا از جستار نظریه ها و مکاتب جامعه شناختی به بررسی فرایندهای شناخت و ساخت نظریه ها، کشف پیوندهای فرانظری نظریه ها و نقد آن و تلفیق نظریه ها می پردازد. کارکرد چنین مباحثی از قلمرو نظریه ها و مکاتب جامعه شناسی مجزا است. چهارچوب نظری یک جامعه شناس زمانی مشخص می شود که مفاهیم انتزاعی مورد استفاده او و منشأ آنها روشن گردد. بررسی نوشته ها و ایده های نظری محقق برای دستیابی به مفاهیم و مدل ها و اصول پیش نیاز آن ها، در راستای یافتن رابطه محتوا و خطوط اصلی بحث برای فهم چهارچوب نظری و مدل های رسمی و اصول نظری که در نوشته ها پنهان شده اند مشاهده تجربی، توضیح تاریخی، مدل سازی، شکل بندی مفهوم و طبقه بندی، طرح اصول ومدل های علی اتنزاعی، قسمت های مهمی از کار جامعه شناسی را تشکیل می دهد که در فلسفه جامعه شناسی می توان به آن پرداخت
مبانی و اصول آزاد اندیشی از منظر اسلام با تأکید بر اندیشه های علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: دین اسلام با رویکرد کمال جویی انسانی، آزادی و استفاده صحیح از اختیار انسانی را از مهم ترین ابزارهای رسیدن به این هدف می داند. به علاوه، دست یافتن به اندیشه های صحیح و قابل اعتماد نیز از مهم ترین دغدغه های انسان به شمار می آید. علامه طباطبایی در زمینه مبانی نظری دین مقدس اسلام در زمینه آزاد اندیشی با استفاده از روش تفسیری قرآن به قرآن مطالب ارزشمندی بیان کرده است. هدف این مقاله، دستیابی به مبانی و اصول آزاد اندیشی از منظر اسلام به منظور مصون ماندن تفکر آزاد انسانی از انحراف بوده است. ر وش: در این نوشتار با رویکرد توصیفی و تحلیلی به بررسی مبانی و اصول آزاداندیشی از منظر اسلام با محوریت اندیشه های علامه طباطبایی پرداخته شده است. یافته ها: خدامحوری، اختیار، ثابت بودن حق و باطل، عقل گرایی، کرامت انسانی، کمال گرایی و غیب پذیری، از جمله مبانی؛ و آزادی در محدوده شریعت، آزادی بیان و ترویج اندیشه، تبیین حق از باطل، اجبارستیزی و یقین گرایی از جمله اصول آزاد اندیشی از منظر اسلام است. نتیجه گیری: هر چند انسان آزاد آفریده شده است، اما اگر آزاد اندیشی خود را در چارچوب اندیشه ها و آموزه های اسلامی قرار ندهد، خطاپذیری اندیشه های او فراوان خواهد بود. دین اسلام برای تفکر آزاد یک سری اصول و مبانی دارد که رعایت آنها باعث می شود اندیشه های انسانی از دقت لازم برخوردار باشد و از انحرافات فکری مصون بماند.
بررسی پژوهش های مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات و برنامه درسی از منظر روش شناسی پژوهشی و قلمرو موضوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۸ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۳۲
11 - 29
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی پایان نامه های مرتبط با فاوا از منظر روش شناسی پژوهشی و قلمرو موضوعی در علوم تربیتی بود. ابتدا 79 پایان نامه کارشناسی ارشد علوم تربیتی مربوط به سال 1380 تا 1392 از دانشگاه های دولتی شناسایی و با استفاده از روش تحلیل محتوا، چکیده و روش شناسی آنها تحلیل و از داده ها برای تعیین وضع موجود قلمرو موضوعی و روش شناسی استفاده شد. جامعه دوم 73 نفر از افراد خبره بودند که به روش نمونه گیری ملاک محور، انتخاب شدند و به پرسشنامه محقق ساخته پاسخ دادند. یافته ها نشان داد 8/79 درصد پژوهش ها با روش شناسی کمی، 1/10 درصد با روش شناسی کیفی و 1/10 درصد با روش شناسی ترکیبی انجام شده است. از لحاظ دامنه موضوعی مرتبط با فاوا 92/32 درصد به مبانی برنامه درسی، 38/30 درصد به عناصر برنامه درسی، 18/15 درصد به مهارت های یادگیری، 66/12 درصد به دوره های تحصیلی،07/5 درصد به ابزارهای یادگیری، 53/2 درصد به اشکال تلفیق و 26/1 درصد به پیامدهای فاوا پرداخته اند. از نظر خبرگان عناصر برنامه درسی با میانگین رتبه ای (12/6)، پیامدهای فاوا (94/5)، ابزارهای یادگیری (67/5)، اشکال تلفیق (10/5)، مهارت های یادگیری (92/4)، مبانی برنامه درسی و آموزش (74/4) و دوره های تحصیلی (32/4) در اولویت های بعدی قرار دارند. از لحاظ موضوعی برخی از موضوعات با اولویت بالا، کمتر و موضوعات با اولویت کم، بیشتر مد نظر بوده است.
چالشها و پیامدهای تحجّر علمی از دیدگاه مقام معظم رهبری و راهکارهای برون رفت از آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در منظومه فکری رهبر انقلاب، تعصب و جمود، از آسیبهای خطرناک در پژوهشهای علمی به حساب می آیند. هدف از انجام این تحقیق، کشف دیدگاه مقام معظم رهبری درباره تحجّر علمی، چیستی، ابعاد و پیامدهای آن بود. از اهداف دیگر آن، روگردانی از موانع توسعه علمی کشور و به خصوص تحول بنیادین در علوم انسانی بود. روش: در این تحقیق با روش تبیینی- تحلیلی، ضمن اکتشاف نظرات رهبر انقلاب درباره تحجّر علمی، به بایدها و نبایدهای نواندیشی علمی اشاره شد. روش گردآوری اطلاعات از نوع کتابخانه ای و در استکشاف دیدگاه، از توصیف تبیین بهره برده شد. یافته ها: مبتنی بر بیانیه گام دوم انقلاب، دانش آشکارترین وسیله عزّت و قدرت یک کشور دانسته شده و نیاز کشور به جوشاندن چشمه دانش اعلام شده است. لذا برای تحقق امور یادشده باید از هنجارها و ناهنجارها، بایدها و نبایدهای لازم در حوزه علم و دانش مطلع باشیم. تحجّر علمی یکی از این ناهنجارهاست که باید از آن برحذر ماند. بر اساس یافته های تحقیق، تولید علم نیازمند جرأت نوآوری داشتن و رهایی از قید و زنجیرهای جزمی گرایی و تحجّرگرایی علمی دانسته شد. نتیجه گیری: از میان عناصر دخیل در اخلاق پژوهش، اجتناب از تحجّر علمی است. آسیبهای متعددی برای این ناهنجاری اخلاقی بیان شد که رکود، رخوت، سکون علمی و مقابله با هرچیز نو و بدیع از مهم ترین آنها بودند.
Academic managerialism; a Paradigm shift
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱ تابستان ۱۳۸۷ شماره ۲
112 - 134
حوزههای تخصصی:
شناسایی موضوعات اساسی مورد نیاز سبک زندگی دانشجویی از منظر صاحب نظران اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، شناسایی موضوعات اساسی مورد نیاز سبک زندگی دانشجویی برای اثربخش تر شدن آنها، با توجه به دیدگاه صاحب نظران اسلامی بود. روش: روش پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی متوالی بود. در بخش کیفی از روش تحلیلی- استنتاجی و در بخش کمّی از روش پیمایشِ پرسشنامه ای و انجام آزمونهای آماری استفاده شد. جامعه آماری اول، کلیه منابع مرتبط با سبک زندگی دانشجویی با توجه به دیدگاه صاحب نظران اسلامی و جامعه دوم، شامل تعدادی از اساتید حوزه علمیه مشهد و استادان معارفِ اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 93-1392 بود. در جامعه اول از آنجا که کلیه منابع و مدارک موجود استفاده شد، نمونه گیری صورت نپذیرفت و در جامعه دوم، از 52 نفر با استفاده روش نمونه گیری هدفمند(نمونه گیری گلوله برفی) استفاده شدند. یافته ها : ارائه چارچوب مفهومی سبک زندگی دانشجویی در پنج مؤلفه کلّی، که عبارتند از: فعالیتهای آموزشی، فعالیتهای اوقات فراغت، فعالیتهای عبادی، بهداشت و تغذیه و فعالیتهای سیاسی. نتیجه گیری: دوره دانشجویی به لحاظ قرار گرفتن در طیف وسیعی از مشکلات عاطفی، روانی، اجتماعی، اقتصادی و تحصیلی، دوره ای حساس و نیازمند آموزشهای خاص و دریافت اطلاعات مفید در جهت پیشگیری و حل مشکلات است؛ بنابراین، توجه به چارچوب مفهومیِ سبک زندگی دانشجویی برای کلیه دانشجویان پیشنهاد می شود.
نظریه جامعه اسلامی بر اساس بیانات مقام معظم رهبری: زمینه ها، فرایند و پیامدها (راهبرد نظریه پردازی داده بنیاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله به منظور پر کردن خلأ علمی در کشور و با الگو قرار دادن سخنان مقام معظم رهبری، به بررسی اندیشه های ایشان در زمینه جامعه اسلامی پرداخته است. روش: پژوهش حاضر بر اساس روش شناسی کیفی بوده و از نظریه پردازی داده بنیاد ثانویه برای انجام عملیات تحقیق استفاده شده است. مهم ترین پرسشهای تحقیق حاضر عبارتند از: چه مدل نظری جامعه اسلامی را از دیدگاه مقام معظم رهبری تبیین می کند؟ چه تغییراتی در ایران باید رخ دهد تا جامعه، اسلامی شود؟ راهبردهای کنشی آن چیست؟ و پیامدهای این راهبردها چه خواهد بود؟ در این پژوهش به جای آزمون نظریه و تأیید یا رد آن، به ارائه نظریه به صورت محدود به واقعیت پرداخته می شود تا بر اساس آن، مدل نظری(تحلیلی) در خصوص جامعه اسلامی به شیوه نظریه پردازی داده بنیاد ارائه شود. یافته ها: متعیّنهای شناختی- معرفتی، اعتقادی، مجاهدت و تلاش جمعی به عنوان شرایط علّی درونی؛ استکبارستیزی به عنوان شرایط علّی بیرونی؛ عوامل مدیریتی و رفتار خواص به عنوان شرایط مداخله گر؛ احیای قدرت دین و توجه به معنویت، نقش پیدا کردن مردم و راهبرد استکبارستیزی به عنوان راهبردهای جامعه اسلامی و مقوله هسته ای این بررسی، جامعه اسلامی است که مقولات عمده فوق را در بر می گیرد. نتیجه گیری: الگوی بومی مدل نظری ارائه شده برگرفته از رهنمودهای مقام معظم رهبری، به خوبی علت شکل گیری جامعه اسلامی راتبیین می کند.
تاریخچه و پیشینه علوم انسانی اسلامی در ایران بعد از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دلیل ماهیت اسلامی بودن انقلاب 1357 در ایران، موضوع اسلامی سازی علوم انسانی در اوایل انقلاب و سالهای بعد از آن از سوی رهبران انقلاب اسلامی برجسته شد. هدف: هدف این پژوهش، بررسی تاریخچه و پیشینه علوم انسانی اسلامی بعد از انقلاب اسلامی و همچنین بررسی تلاشهای صورت گرفته در زمینه علم دینی در این برهه زمانی بوده است. روش: روش این پژوهش، توصیفی- تحلیلی بوده که با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها: در سال های بعد از انقلاب اسلامی، نهادهای بسیاری در کشور تشکیل شده اند که علوم انسانی با آموزه های اسلامی منطبق شود. از جمله آنها، نهادهای تأثیرگذار حوزه و دانشگاه بوده اند که تلاشهایی را برای تطبیق محتوای دروس دانشگاهها با آموزه های اسلامی انجام داده اند که البته این تلاش ها به صورت ریشه ای تأثیرگذار نبوده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که با وجود تلاش های زیادی که در زمینه اسلامی سازی علوم انسانی در کشورمان بعد از انقلاب انجام شده است و نهادهای زیادی در این راستا تاسیس شده اند اما این تلاشها انتظارات رهبر معظم انقلاب را برآورده نکرده است.