فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۳۸۱ تا ۱۷٬۴۰۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
گروه اقتصادی با منافع مشترک در راستای نیازهای جامعه امروز تقریباً نهادی نوپا در حقوق داخلی جمهوری اسلامی ایران است. این نهاد که نوعی مشارکت بوده، شبیه به مشارکت های مختلف در نظام های بین المللی ازجمله چوینت ونچر و کنسرسیوم ها است. گروه اقتصادی برای انجام فعالیت هایی که برای نیل به اهداف خود لازم است، لاجرم طرف معامله، طرف حق و تکلیف قرار می گیرد. در حقوق ایران در ماده 107 قانون برنامه پنجم توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران، گروه اقتصادی با منافع مشترک به عنوان نهاد جدیدی معرفی شد. این گروه یک تأسیس حقوقی است که بین اشخاص حقیقی برمبنای مسئولیت تضامنی به صورت آزادانه تشکیل می شود. آن گونه که مطرح شد، گروه اقتصادی با منافع مشترک با نهادهای مختلفی مشابه است که ازجمله می توان به شرکت مدنی در فقه، جوینت ونچر و کنسرسیوم اشاره نمود. بر همین اساس، مسأله اصلی مقاله حاضر این است که چه تفاوت و شبا هت هایی بین گروه اقتصادی با منافع مشترک با نهادهای مشابه وجود دارد که با روش توصیفی- تحلیلی بدان پرداخته است. براساس یافته های تحقیق آنچه قدر متیقن از ماده 107 قانون برنامه توسعه جمهوری اسلامی ایران است، علاقه و احساس ضرورت برای نظام مند کردن و تسهیل ایجاد و فعالیت «گروه اقتصادی با منافع مشترک» یا به تعبیری عام تر مشارکت های قراردادی است که می تواند با مقداری مسامحه اسم جنسی برای انواع کنسرسیوم ها، جوینت ونچرها و... باشد (علومی یزدی، 1392، ص. 70). مفهوم گروه اقتصادی با منافع مشترک که از حقوق فرانسه اقتباس شده با مفاهیم مشابهی چون کنسرسیوم، جوینت ونچر و همچنین شرکت های مدنی دارای ماهیت و مفهوم یکسانی بوده و در فقه امامیه نیز بر مفهوم شرکت مدنی تأکید شده است.
ارزیابی نقش میانجی کارآفرینی اجتماعی در تأثیر سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی بر عملکرد عملیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مدیریت تحول سال سیزدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۶
157 - 184
حوزههای تخصصی:
در محیط پیچیده و متلاطم امروزی، هدف اصلی هر کسب وکار، دست یافتن به مزیت رقابتی برتر و بهبود عملکرد سازمان است. مهم ترین منابعی که می تواند برای سازمان مزیت رقابتی پایدار ایجاد کند، سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی است. ازاین رو در پژوهش حاضر، تأثیر سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی بر عملکرد عملیاتی دانشگاه شهید چمران با در نظر گرفتن نقش میانجی کارآفرینی اجتماعی بررسی شده است. در این پژوهش که از نوع توصیفی- همبستگی است، داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه از نمونه ای متشکل از 390 نفر از کارکنان و کارشناسان فعال در دانشگاه شهید چمران اهواز جمع آوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه را گروهی از خبرگان بررسی و تأیید کردند. پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. جهت بررسی داده ها از آزمون های توصیفی و مقایسه ای در نرم افزار SPSS و آزمون معادلات ساختاری در نرم افزارSmart PLS3 استفاده شده است. نتایج نشان داد که سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی بر کارآفرینی اجتماعی و عملکرد عملیاتی تأثیر مثبت و معنی داری دارند. همچنین نتایج آزمون میانجی نشان داد که کارآفرینی اجتماعی در رابطه بین سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی بر عملکرد عملیاتی، نقش میانجی ناقص دارد.
طراحی مدل فرایند مدیریت دانش دین بنیان با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری-حداقل مربعات جزیی
منبع:
مدیریت دانش اسلامی سال سوم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
123 - 159
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش در گام اول برآورد اثرات کسب، ذخیره، اشتراک و بکارگیری دانش بر مدیریت دانش دین بنیان و در گام دوم طراحی مدلی برای فرایند مدیریت دانش دین بنیان به کمک روش مدل یابی معادلات ساختاری، حداقل مربعات جزیی بود. روش پژوهش پیمایشی و از نوع طرح های همبستگی به شیوه تحلیل مسیر و الگوی معادلات ساختاری بود. پژوهش با استفاده از فن دلفی انجام شد. جامعه آماری پژوهش را کارشناسان و خبرگان دینی تشکیل داده است و نمونه گیری به روش هدفمند می باشد. 10 نفر از خبرگان دینی به عنوان نمونه اصلی تعیین شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه بوده و برای ایجاد مدل انداز گیری و ترسیم مدل روابط ساختاری از روش مدل یابی معادلات ساختاری (SEM)، حداقل مربعات جزیی (Smart PLS 3. 3) استفاده شده است. در این قسمت از شاخص های میانگین واریانس استخراج شده، آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی، روایی واگرا، روایی همگرا، روایی افتراقی، ضریب R 2 ، Q 2 و GOF استفاده شد. نتایج آزمون حداقل مربعات جزیی حکایت از تأیید فرضیه های پژوهش داشت و بر این اساس مدل اندازه گیری و مدل ساختاری از نظر آماری برازش مناسبی داشتند. نتایج نشان داد فرایند مدیریت دانش دین بنیان شامل کسب، ذخیره، اشتراک و بکارگیری دانش است و این فرایند اثر مثبت و معناداری بر مدیریت دانش داشت.
ارتباط مسئولیت پذیری اجتماعی و قابلیت مقایسه صورت های مالی با تأکید بر نقش سهام داران نهادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال دوزادهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۷
43 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف: بر اساس نظریه ذینفعان، شرکت هایی که عملکرد مطلوبی در ایفاء مسئولیت پذیری اجتماعی دارند، انگیزه بیشتری برای رعایت استانداردهای حسابداری داشته و تمایل بیشتری به ارائه صورت های مالی قابل مقایسه دارند. هدف اصلی این پژوهش، تعیین ارتباط بین عملکرد مسئولیت پذیری اجتماعی با قابلیت مقایسه صورت های مالی با تأکید بر نقش مالکیت سهام داران نهادی است. روش: در این پژوهش برای سنجش قابلیت مقایسه صورت های مالی الگوی تجربی مبتنی بر نظریه ارزش گذاری نسبی بابایی و همکاران ( 1399 ) استفاده شده است. برای آزمون فرضیه های پژوهش نیز از رگرسیون چند متغیره و آزمون کرامر استفاده شد. یافته ها : یافته های پژوهش نشان می دهند؛ بین عملکرد مطلوب مسئولیت پذیری اجتماعی و قابلیت مقایسه صورت های مالی ارتباط مثبت وجود دارد و این ارتباط در شرکت های با مالکیت نهادی بالاتر، تشدید می شود. همچنین یافته ها نشان می دهند بین عملکرد نامطلوب مسئولیت پذیری اجتماعی و قابلیت مقایسه صورت های مالی ارتباط منفی وجود داشته و این ارتباط در شرکت های با مالکیت نهادی بالاتر، تشدید می شود. همچنین نتایج پژوهش با استفاده از الگوی اندازه گیری قابلیت مقایسه صورت های مالی دیفرانکو و همکاران ( 2011 ) در بخش آزمون استحکام یافته ها نیز تأیید می شود. نتیجه گیری: به طور خلاصه نتیجه گرفته می شود که شرکت های با عملکرد مطلوب (نامطلوب) در مسئولیت پذیری اجتماعی بیشتر (کمتر) تمایل برای رعایت استانداردهای حسابداری داشته و کمتر (بیشتر) درگیر رفتارهای فرصت طلبانه مدیریتی می باشند؛ در نتیجه سطح قابلیت مقایسه صورت های مالی آنها بالا (پایین) خواهد بود. مالکیت سهام داران نهادی نیز به عنوان یک سازکار مهم حاکمیت شرکتی، ارتباط مسئولیت پذیری اجتماعی و قابلیت مقایسه صورت های مالی را تقویت می کند.
ارائه مدلی جامع برای مدیریت استعداد در شرکت های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت دولتی سال دوازدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۷
32 - 56
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش یافتن مدلی جامع برای مدیریت استعداد در شرکت های دانش بنیان است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی توسعه ای، از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی و به جهت رویکرد، یک پژوهش آمیخته از نوع اکتشافی است. در بخش کیفی از تکنیک های دلفی فازی، ماتریس خودتعاملی ساختاری و تحلیل نفوذ وابستگی استفاده شده است. همچنین، در قسمت کمی از مدل سازی معادلات ساختاری بهره جسته شده است. یافته ها: بر مبنای یافته های پژوهش 13 عامل زمینه ای مدیریت استعداد، 4 بعد مدیریت استعداد و 4 پیامد عملکردی در شرکت های دانش بنیان شناسایی، سطح بندی و تعیین وضعیت شدند و میزان قدرت نفوذ (تأثیرگذاری) و میزان وابستگی (تأثیرپذیری) هر یک مشخص شد، یافته ها نشان دادند که متغیرهای استراتژی کسب وکار، قوانین استخدامی و شناسایی فرصت ها دارای بیشترین قدرت نفوذ و تأثیرگذاری است، همچنین مشخص شد که عوامل زمینه ای بر مدیریت استعداد و مدیریت استعداد بر عملکرد تأثیر مثبت و معنی داری دارد. محدودیت ها و پیامدها: گستردگی ابعاد مدیریت استعداد، پراکندگی شرکت های دانش بنیان در چهار استان گلستان، سمنان، خراسان شمالی و رضوی و محدودیت های دسترسی به آن ها، شیوع ویروس کرونا و عدم دسترسی راحت به خبرگان از جمله محدودیت های این پژوهش بوده است. پیامدهای عملی: شرکت های دانش بنیان با تکیه بر عوامل زمینه ای و ابعاد مدیریت استعداد می توانند عملکرد شرکت را بهبود ببخشند. ابتکار یا ارزش مقاله: مقاله توانست عوامل زمینه ای و ابعاد مدیریت استعداد و پیامدهای عملکردی را در هم آمیخته و به عنوان یک حوزه جدید خود را معرفی کند.
ارائه مدلی برای شناسایی و تعیین خوشه های همکاری افقی در هلدینگ های صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موفقیت و اثربخشی هلدینگ ها، به ارزش آفرینی شرکت های تابع و هم افزایی بین ستاد و واحدهای آن وابسته است. راه دستیابی به هم افزایی در هلدینگ ها برقرارکردن روحیه همکاری بین اجزاست. در دهه های اخیر، همکاری، محور اصلی بهبود عملکرد زنجیره تأمین قلمداد شده است و ارتباطات بین سازمانی به عنوان واقعیتی انکارنشدنی و یکی از چالش های سازمانی مطرح است. با توجه به ماهیت پیچیده و پویای بازارها علاوه بر همکاری عمودی و درونی به همکاری افقی نیز نیاز است؛ به ویژه تسهیم ظرفیت بین شرکت های تولیدکننده ای که در سطوح مشابه رقیب نیستند، سودآوری و پایداری را برای آنها به ارمغان می آورد. هدف این پژوهش، ارائه مدلی برای شناسایی و تعیین خوشه های همکاری افقی در هلدینگ های صنعتی است. با توجه به بافت داده ها، مدلی کمّی بر مبنای شباهت کسینوسی و الگوریتم K میانگین برای خوشه بندی محصولات تولیدی مشابه در یک هلدینگ دارویی استفاده شده است. محصولات تولیدی در 8 خوشه جای گرفته و هر خوشه به یک شرکت نسبت داده شده است. علاوه بر این، فاصله کسینوسی اجزای درون خوشه ها پیش و پس از اجرای خوشه بندی با یکدیگر مقایسه شده است. نتایج نشان می دهد میانگین فاصله محصولات پس از خوشه بندی بسیار کاهش یافته؛ به گونه ای که این فاصله به کمتر از نصف رسیده است. این امر، افزایش شباهت محصولات قرارگرفته در هر خوشه را نشان می دهد و می توان استدلال کرد که خوشه بندی انجام شده، کیفیت مناسب دارد؛ از این رو، همکاری افقی، که ابزار مهمی برای مدیریت کسب وکار برای بهبود توانایی رقابت سازمان است، محقق می شود و شکاف بین منابع موجود شرکت و الزامات مورد نیاز آینده آن را پر می کند و با ارائه دسترسی سازمان ها به منابع بیرونی با ایجاد هم افزایی و ترویج یادگیری و تغییر سریع، رقابت جویی سازمان ها را افزایش می دهد.
نقش تعدیل گر جنسیت بر رابطه رشد اخلاقی حسابداران و تمایل به گزارش تخلفات مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقوع تخلفات مالی در سال های اخیر علاوه بر تحمیل پیامدهای منفی اقتصادی و اجتماعی، آثار مخربی نیز بر اعتماد عمومی وارد نموده است. راهکارهای متعددی برای مهار این گونه تخلفات وجود دارد. یکی از موثرترین راه های جلوگیری از تخلفات، گزارش تخلفات مالی (هشداردهی) است. تاکنون عوامل مختلف اقتصادی، روان شناختی و اخلاقی به عنوان محرک تمایل افراد برای اقدام به گزارش تخلفات مورد بررسی قرار گرفته است. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی تجربی تأثیر جنسیت و رشد اخلاقی بر تمایل به گزارش تخلفات مالی توسط حسابداران است. این پژوهش، از نوع پژوهش های پیمایشی است و نمونه آماری آن را 385 نفر از دانش آموختگان رشته حسابداری شاغل در بخش های مختلف شرکت های دولتی و خصوصی تشکیل می دهند. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش از طریق تکمیل پرسشنامه در سال 1399 و با روش نمونه گیری غیراحتمالی (در دسترس) جمع آوری شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی نشان داد که رشد اخلاقی به طور قابل توجهی بر تمایل به گزارش تخلفات به مراجع داخل و خارج سازمان تأثیر می گذارد و جنسیت، رابطه رشد اخلاقی و تمایل به گزارش تخلفات به مراجع خارج سازمان را تعدیل می کند. این یافته ها حاکی از اهمیت توجه به مولفه های جمعیت شناختی و روانشناختی در سازمان ها جهت نیل به بهبود عملکرد و ممانعت از تخلفات مالی در سازمان ها می باشد.
بررسی سودمندی روش های انتخاب متغیر ریلیف و همبستگی در پیش بینی و شناسایی متغیرهای پیش بین بهینه تاثیرگذار بر سیاست جسورانه مالیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شواهد تجربی نشان می دهد شرکت ها در تلاش اند مالیات بر درآمد خود را کاهش داده یا به تعویق بیندازند. در این پژوهش سیاست جسورانه مالیاتی به عنوان ابزار کاهش مالیات بررسی می شود. پژوهش حاضر درصدد فراهم آوردن شواهد تجربی در خصوص مقایسه عملکرد روش های خطی مانند روش های مبتنی بر همبستگی و ریلیف با سایر مدل های قبل از کاهش متغیرها در پیش بینی معیارهای سیاست جسورانه مالیاتی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. هم چنین سودمندی روش های مبتنی بر همبستگی و ریلیف برای انتخاب متغیرهای پیش بین بهینه، بررسی و مقایسه شد. به این منظور داده های مربوط به 108 شرکت برای دوره زمانی بین سال های 1389 تا 1397 با استفاده از روش داده های تابلویی، بررسی و آزمون شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین برآورد کلیه متغیرهای پژوهش و بهره گیری از روش های کاهش متغیر تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج پژوهش نشان می دهد که سودمندی روش ریلیف در مدل سازی عوامل مؤثر بر سیاست جسورانه مالیاتی بیشتر از روش همبستگی است. علاوه بر این نتایج نشان دادند که عدم اطمینان متغیرهای کلان اقتصادی تأثیر مثبت و معنادار و عوامل کیفیت حسابرسی، رقابت بازار محصول، و ویژگی های مدیران عامل تأثیر منفی و معناداری بر سیاست جسورانه مالیاتی دارند.
رابطه بین قابلیت لجستیک و ریسک در تاب آوری زنجیره تأمین حمل ونقل کالا با رویکرد تحلیل همبستگی کانونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال یازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۲
247 - 270
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، به منظور شناسایی راهکارهای تاب آور نمودن زنجیره تأمین حمل ونقل کالا، 14 شاخص برای قابلیت لجستیک و 13 شاخص برای ریسک از روش تحلیل عاملی به دست آمد. پرسشنامه قابلیت لجستیک توسط مشتریان و پرسشنامه ریسک توسط مدیران و کارکنان شرکت های حمل ونقل پاسخ داده شد. شش عامل در متغیر قابلیت لجستیک و پنج عامل در متغیر ریسک از روش تحلیل عاملی، کشف و نام گذاری شدند. همبستگی کانونی بین شاخص ها از طریق نرم افزار SPSS تحلیل شد. یافته های حاصل از تحلیل همبستگی کانونی نشان می دهد که ترکیب خطی مناسب و همبستگی معنا داری بین متغیر قابلیت لجستیک و متغیر ریسک وجود دارد و در ضریب کانونی اول، میزان واریانس81 درصد و در ضریب کانونی دوم، واریانس 78 درصد بین دو ترکیب خطی کانونی به دست آمد. نتایج نشان می دهد که شاخص های ریسک می توانند تا 2/13 درصد، باعث تغییرات در قابلیت لجستیک شوند و شاخص های قابلیت لجستیک هم می توانند تا 8/16 درصد در متغیر ریسک تغییر ایجاد کنند؛ همچنین شاخص های بیمه و تضمین ایمنی و تحویل به موقع کالا، بیشترین تأثیر را در بهبود قابلیت لجستیک دارند و شاخص های تأخیرات ناوگان و مشکلات تهیه سوخت ناوگان حمل ونقل، بیشترین تأثیر را در افزایش ریسک دارند.
یک روش فراابتکاری برای مسئله مکان یابی مسیریابی هاب با تصمیمات ظرفیت و بالانس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال یازدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۳
69 - 106
حوزههای تخصصی:
مسئله مکان یابی مسیریابی هاب یکی از مسائل کاربردی در دهه های اخیر است. پژوهش حاضر به یک مسئله مکان یابی مسیریابی هاب چندگانه می پردازد که در آن بهترین مکان ها برای هاب ها و تورها برای هر هاب با دریافت و تحویل هم زمان تعیین می شوند. ابتدا یک مدل بهینه سازی برای به حداقل رساندن مجموع هزینه های ثابت مکان یابی مراکز، هزینه های جابه جایی، سفر، تخصیص و هزینه های حمل ونقل پیشنهاد شده است. به منظور دست یافتن به حل های کاربردی و عملی، هاب ها ظرفیت محدودی دارند و هر گره می تواند توسط تخصیص تکی به هاب ها اتصال یابد؛ همچنین ملاحظات بالانس با تخصیص تعداد مناسب گره های تقاضا به هاب ها به شبکه تحمیل می شود. سپس مسئله با استفاده از نرم افزار GAMS برای نمونه هایی با اندازه کوچک حل می شود. با توجه به ماهیت NP-Hard مسئله، مدل بهینه سازی پیشنهادی توسط الگوریتم ژنتیک و الگوریتم رقابت استعماری حل خواهد شد. نتایج مقایسه ای حاصل از نمونه های مسئله نشان می دهد که الگوریتم ژنتیک عملکرد بهتری در مقایسه با الگوریتم رقابت استعماری دارد و در نظر گرفتن ملاحظات ظرفیت و بالانس می تواند در کاهش هزینه های شبکه موردبررسی مؤثر باشد.
ارائه روشی تلفیقی برای افزایش کیفیت محصول در دوره عمر آن با استفاده از طراحی آزمایش های تاگوچی و الگوی هزینه های کیفیت (مطالعه موردی: گروه صنعتی انتخاب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال یازدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۴
37 - 57
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه روش تلفیقی برای افزایش کیفیت محصول در دوره عمر آن از طریق طراحی آزمایش های تاگوچی و الگوی هزینه های کیفیت است. به این منظور تعیین ترکیب اهمیت هزینه های کیفیت در چرخه عمر محصول با تلفیق الگوی هزینه های کیفیت PAF و طراحی آزمایش های تاگوچی برایی نخستین بار در «گروه صنعتی انتخاب اصفهان» موردمطالعه قرار گرفته است. در این پژوهش چهار فاز چرخه عمر محصول انتخابی (معرفی، رشد، بلوغ و افول)، در چهار سطح (اهمیت هزینه های پیشگیری، ارزیابی، شکست داخلی و شکست خارجی) به عنوان عوامل کنترل در نظر گرفته شده و متغیر پاسخ، کیفیت محصول است که هدف به دست آوردن حداکثر آن است. نتایج این روش نشان داد که در معرفی و رشد سیاست پیشگیری، در مرحله بلوغ سیاست ارزیابی و در مرحله افول سیاست شکست داخلی به عنوان سطوح بهینه استراتژی های هزینه کیفیت انتخاب شده اند. با پیگیری این سیاست ها کیفیت محصول انتخابی در طول عمر آن افزایش می یابد.
مقدمه ای بر هستی شناسی دروغ از منظر قرآن
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش کشف ارتباط وجودی و هستی شناسانه واژه دروغ با واژه های دیگر در قرآن کریم است. سؤال این است آیا راهی برای کشف ارتباط دقیق، صریح، شفاف و مطابق با واقع مفهوم دروغ با سایر مفاهیم در قرآن وجود دارد تا به وسیله آن، هندسه این مفهوم از منظر قرآن شریف به طور دقیق ترسیم شود. برای رسیدن به این مقصود و با روش توصیفی و تحلیل محتوا، سعی شده است از روش آنتولوژی، به معنای مورد نظر در علم اطلاع رسانی (علم دانش شناسی) برای کشف ارتباط وجودی بین واژه دروغ با سایر مفاهیم در قرآن استفاده شود. داده پژوهش این است که در قرآن کریم واژه کذب و مشتقات آن مانند تکذیب، کاذب، یکذبون با واژه های فراوان دیگر مانند شرک، کفر، نفاق، عدم التزام به ولایت الهی و عدم التزام به دین ارتباط دارد که با استفاده از شیوه آنتولوژی، نوع این ارتباطات به صورت صریح، دقیق و شفاف ترسیم گردیده است؛ مثلاً مشخص شده است شرک، یکی از بزرگ ترین دروغ ها و مشرک، بزرگ ترین دروغگو است.
بررسی رابطه بین متغیرهای کلان اقتصادی و محافظه کاری حسابداری با تاکید بر ساختار سررسید بدهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۱
95 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی گری ساختار سررسید بدهی در تبیین رابطه بین متغیرهای کلان اقتصادی و محافظه کاری حسابداری می باشد. بدین منظور ۱۰۵ شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ برای نمونه آماری انتخاب گردید. برای اندازه گیری شاخص محافظه کاری از مدل گیولی و هاین (2000) و برای اندازه گیری ساختار سررسید بدهی از نسبت بدهی های بلندمدت به کل بدهی ها استفاده شده است. همچنین متغیرهای کلان اقتصادی در این پژوهش شامل نرخ رشد تولید ناخالص داخلی، تورم و عرضه پول می باشد. جهت آزمون فرضیه ها از رگرسیون چندگانه با داده های ترکیبی و آزمون سوبل بهره گرفته شده است. نتایج نشان می دهد که رابطه منفی و معنادار بین نرخ رشد تولید ناخالص داخلی، تورم و عرضه پول و ساختار سررسید بدهی با محافظه کاری حسابداری وجود دارد. نتایج به دست آمده از آزمون سوبل نیز بیانگر آن است که ساختار سررسید بدهی در تبیین رابطه بین نرخ رشد تولید ناخالص داخلی، تورم و عرضه پول با محافظه کاری حسابداری، نقش میانجی ایفا نمی کند.
ارائه چارچوب فناوری اطلاعات سبز با استفاده از رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت کسب و کار هوشمند سال نهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۸
237 - 266
حوزههای تخصصی:
زوال سریع منابع طبیعی و آگاهی روزافزون از معضلات محیط زیست موجب شده است تا موضوع پایداری به یکی از عناصر اصلی پیشرفت کسب وکارهای معاصر تبدیل شود. از مهمترین فعالیت های پایداری استفاده از فناوری اطلاعات سبز است و دلیل آن استفاده گسترده از فناوری اطلاعات در کسب و کارهای مختلف جهت ارتقای عملکرد آنها می باشد. فناوری اطلاعات سبز به عنوان بخشی اساسی از حاکمیت فناوری اطلاعات به منظور ترویج استفاده فناوری اطلاعات دوستدار محیط زیست و فرایندهای کسب و کار منطبق با محیط زیست مطرح شده است. با توجه به مطالعات مختلف در حوزه فناوری اطلاعات سبز هدف این پژوهش ارائه چارچوبی جامع از عوامل موثر بر فناوری اطلاعات سبز با استفاده از رویکرد فراترکیب می باشد. به منظور ارائه چارچوبی جامع از همه عوامل فناوری اطلاعات سبز 189 مقاله علمی مرور شدند. در روش فراترکیب با استفاده از تحلیل محتوا کدهای مربوطه استخراج و میزان اهمیت و اولویت هر یک به کمک روش کمّی آنتروپی شانون تعیین شده است. بر اساس یافته ها مشخص گردید عوامل کاهش هزینه، تفکر مسئولانه و مشارکت کارکنان و چیدمان مراکز داده دارای بیشترین ضریب اهمیت می باشند. در نهایت چارچوب نهایی عوامل موثر فناوری اطلاعات سبز ارائه گردید.
تحلیل ماتریس اهمیت-عملکرد شاخص های نوآوری در مراکز علمی و پژوهشی دفاعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال بیست و یکم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۸۳
89 - 114
حوزههای تخصصی:
امروزه مراکز علمی و پژوهشی با برقراری جریان دانش و اطلاعات و تبادل آن میان بازیگران حوزه صنعت، بستر مناسبی را جهت تولید، توسعه و اشاعه علم و فناوری و ایجاد فضای نوآوری در کشور و صنعت فراهم می سازند. از این رو، مراکز علمی و پژوهشی نیازمند استفاده از شاخص هایی جهت سنجش نوآوری و بلوغ آن می باشند. در این پژوهش پس از مرور ادبیات و نظرسنجی از خبرگان، شش شاخص اصلی شامل: فرهنگ نوآوری، توسعه و زیرساخت نوآوری، شبکه سازی، فرایندهای نوآوری، نیروی انسانی و سیاست ها و راهبردهای یک سازمان علمی و پژوهشی دفاعی شناسایی گردید. پس از تایید شاخص ها، با استفاده از بار عاملی سؤالات، میزان اهمیت هر گویه و با استفاده از میانگین نظرات، وضعیت (عملکرد) گویه مورد نظر شناسایی شد. سپس با استفاده از ماتریس اهمیت- عملکرد متغیرها سنجش گردیده و راهبرد هدایت هر شاخص مبتنی بر تحلیل ماتریس اهمیت- عملکرد پیشنهاد گردید. پژوهش انجام گرفته از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش پژوهش توصیفی پیمایشی است. نتایج نهایی سنجش نشان می دهد، میانگین تمامی شاخص های نوآوری کمتر از میانگین نظری است و تنها شاخص نیروی انسانی مرکز مورد مطالعه نزدیک به میانگین و از سطح مطلوبی برخوردار می باشد.
Measuring Economic Efficiency of Kidney Bean Production using Non-Discretionary Data Envelopment Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Efficient use of assets in agriculture is a goal for policy-makers and farmers. Agricultural input resources are scarce therefore optimum use of inputs in different agricultural operations is important. Mathematical programming technique such as data envelopment analysis (DEA) is a well-known approach for estimation efficiency of agricultural DMUs. In this study, efficiency of kidney bean production in twelve provinces of Iran has been studied. Inputs were cost of tillage, planting, cultivation, harvesting and land. Output included total production value of kidney bean. Land cost is a non-controllable variable. Therefore; a non-discretionary DEA approach was applied to estimate efficiency of kidney bean production. The average value of technical efficiency score of kidney bean production was 0.74. Results showed that 58 percent of DMUs were efficient and the rest were inefficient. In optimum condition based on the proposed model, tillage, planting, cultivation and harvesting costs is decreased by 34.48%, 11.92%, 27.87% and 7.27%, respectively, without decreasing kidney bean production level.
واکاوی راهبردهای سازمان های دولتی ایران برای ایجاد تاب آوری در کارکنان در دوران همه گیری کووید 19: پژوهشی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوران همه گیری ویروس کووید 19 در جهان، زمانه آزمون کیفیّت بحران داری کشورها است. بر این اساس در همه کشورها ازجمله ایران رهبری حکمرانی، مدیریت و عملیات میدانی مواجه با این بحران به عهده بخش دولتی بوده است زیرا فلسفه وجودی این بخش پاسداری از شهروندان در برابر اضطرارها، فاجعه ها و همه نوع حوادث طبیعی و غیر طبیعی است. از این رو سازمان های دولتی نقش مهمی در فرایند بحران داری هر کشوری ایفا می کنند و در این راستا مسئولیت چنین امر خطیری بر عهده نیروی انسانی سازمان ها است. مدیران دولتی برای ارتقاء تاب آوری کارکنان خود در عصر کووید 19، راهبردهای متعددی را پیش گرفته اند. اگرچه پژوهش هایی چند در زمینه این پدیده انجام شده است ولی تاکنون، راهبردهای مدیران برای تقویت تاب آوری کارکنان در بخش دولتی در مواجهه با کووید 19 بررسی نشده است. هدف این پژوهش پر کردن چنین شکافی در دانش تاب آوری کارکنان بوده است. داده های این پژوهش کیفی مستخرج از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و مرور اسناد و مقاله های منتشره بوده است و از روش تحلیل محتوای کیفی برای تحلیل داده ها استفاده شده است. یافته های این پژوهش راهبردهای مدیران دولتی را در سه طبقه سخت افزاری، نرم افزاری و کارمند افزاری تقسیم کرده است که در درون هر طبقه انواعی از اقدامات راهبردی و عملیاتی قید شده است. یافته های این مطالعه می تواند دلالت های عملی و نظری مهمی برای خط مشی گذاران و مدیران از یک طرف و اندیشمندان و پژوهشگران منابع انسانی از طرف دیگر در پی داشته باشد.
رابطه بین معنویت در محیط کار با تعهد کارکنان با توجه به نقش میانجی رفتار شهروندی سازمانی و نقش تعدیلی هوش هیجانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات مدیریت و توسعه پایدار سال اول پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
33 - 54
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، بررسی رابطه بین معنویت در محیط کار با تعهد کارکنان با توجه به نقش میانجی رفتار شهروندی سازمانی و نقش تعدیلی هوش هیجانی در صدا و سیمای مرکز گلستان بوده است. تحقیق حاضر با استفاده از روش توصیفی/ پیمایشی و همبستگی انجام شد. جامعه آماری آن کلیه کارکنان سازمان صدا و سیمای مرکز گلستان بودند که تعداد آنها 400 نفر بود و با بهره گیری از جدول کرجسی و مورگان، 196 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین گردید و روش نمونه گیری در این پژوهش، تصادفی ساده بوده است. داده های تحقیق با روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده و ابزار مورد استفاده پرسشنامه استاندارد معنویت در محیط کار «میلیمان و همکاران»، پرسشنامه استاندارد تعهد کارکنان «می یر و آلن»، پرسشنامه استاندارد رفتار شهروندی سازمانی «پادساکف»، و پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی «برادبری و گریوز» بوده است. پایایی پرسشنامه ها با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای پرسشنامه معنویت در محیط کار 0.835، پرسشنامه تعهد کارکنان 0.864، پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی 0.823، و پرسشنامه هوش هیجانی 0.856 محاسبه شد و روایی ابزار با روش روایی همگرا مورد تأیید قرار گرفته اند. همچنین، تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و به کمک نرم افزار Smart-PLS انجام پذیرفت که نتایج تحقیق معنادار بودن تمامی فرضیه ها را نشان می دهد و به طور کلی فرضیه های تحقیق مورد تأیید قرار گرفته اند.
بررسی ارتباط بین آمیخته های بازاریابی و خلق مزیت رقابتی در کسب و کارهای کوچک و متوسط شهرک صنعتی کاوه
حوزههای تخصصی:
تغییر و تحولات شدید کسب و کارهای کوچک و متوسط در عصر حاضر بر همگان آشکار شده است و شدت رقابت در بین این کسب و کارها به گونه ای است که اگر نوآوری و خلاقیت را نادیده بگیرند و مزیت رقابتی خاصی را برای خود نتوانند ایجاد نمایند، از قافله رقابت عقب می افتند. عوامل مختلفی بر دستیابی به مزیت رقابتی موثر است که مهمترین آن بازاریابی و عناصر آمیخته بازاریابی می باشد. از اینرو هدف تحقیق حاضر بررسی ارتباط بین آمیخته های بازاریابی و خلق مزیت رقابتی در کسب و کارهای کوچک و متوسط است. جامعه آماری تحقیق شامل 120 نفر از مدیران کسب و کارهای کوچک و متوسط مستقر در شهرک صنعتی کاوه بود که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی ساده و فرمول کوکران تعداد 91 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون همبستگی انجام پذیرفته است. نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان داد که بین آمیخته های بازاریابی و عناصر آن از قبیل محصول، مکان، قیمت و ارتقا با خلق مزیت رقابتی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.
تأثیر عوامل ساختاری بر توسعه محصول جدید در سطح صنعت فضایی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال پانزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۵۲)
31 - 66
حوزههای تخصصی:
رشد روزافزون دستاوردهای فضایی حاصل از توسعه محصولات جدید و افزایش سطح بهره برداری از یافته های آن، باعث شده تا حوزه فضایی نقش مؤثری در توسعه اقتصادی و افزایش تولید ناخالص داخلی کشورها داشته باشد. بررسی پیشینه تحقیق بیانگر تأثیر عوامل سه سطح صنعت(بالاترین سطح)، بنگاه (سطح میانی) و فرآیند(سطح عملیاتی) در تحقق محصول جدید است و صنعت فضایی نیز تابع این دسته بندی می باشد. کُنش های ساختاری سطوح حوزه فضایی طی دهه اخیر، مشکلاتی در حوزه پرتابه ها و ماهواره ها ایجاد کرده است که به عنوان یک دغدغه در این حوزه قابل تأمل است. در این تحقیق با تمرکز بر سطح صنعت فضایی، ابتدا شناسایی موقعیت مسأله زا از روش اظهاری و اسنادی انجام و صحه گذاری نتایج با ایجاد گروه کانونی، توسط خبرگان صورت گرفت. با بررسی پیشینه تحقیق، 34 عامل مرتبط با توسعه محصول جدید این سطح شناسایی و در ارزیابی میزان تأثیر آنها در تحقق اهداف فضایی کشور با روش وزن دهی ساده از تصمیم گیری چند معیاره، پنج عامل مؤثر بر توسعه محصول جدید به عنوان پیشران انتخاب شد. سپس ارزیابی تأثیرمتقابل عوامل با نرم افزار میک مک انجام و در تحلیل ساختاری عوامل، روابط بین عوامل اولویت بندی گردید و مشخص شد عامل ساختار و روابط سازمانی در این سطح، تأثیر مستقیم بر تعیین زمان ورود محصول جدید به بازار دارد که نیاز است حاکمان حوزه فضایی توجه ویژه ای به آنها داشته باشند. در نهایت، اولویت ها، الزامات و پیشنهادات بهبود تصمیمات در این سطح برای توسعه محصول جدید ارائه گردید.