فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۴۶۱ تا ۹٬۴۸۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل متعادل سازی کار و زندگی کارکنان شرکت ملی گاز ایران است. پژوهش حاضر آمیخته (کیفی و کمی) هست. استراتژی پژوهش کیفی روش تحلیل مضمون است. در بخش کمی از روش تحلیل ساختاری استفاده شد. با توجه به نتایج حاصل از مصاحبه با 7 نفر از خبرگان، 124 عامل در تعادل کار و زندگی کارکنان شرکت ملی گاز ایران مؤثر است. با استفاده از روش دلفی مهم ترین عوامل مؤثر بر تعادل کار و زندگی کارکنان شرکت ملی گاز ایران استخراج شد. نتایج نشان داد که مهم ترین مؤلفه مؤثر در تعادل کار و زندگی کارکنان شرکت ملی گاز ایران اعتماد به سازمان و وفادار بودن کارکنان نسبت به سازمان است. تأثیر ساختار دولت، دولت الکترونیک و هوشمندسازی، مدیریت سرمایه انسانی، فناوری های مدیریتی، توسعه فرهنگ سازمانی، نظارت و ارزیابی و صیانت از حقوق مردم و سلامت اداری بر تعادل کار و زندگی کارکنان تأیید شد.
Impact of Internal Control Weaknesses on Financial Reporting Risk(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The main role of financial reporting in capital markets is to provide the necessary conditions for the optimal allocation of resources and making correct and timely decisions. Achieving this goal is possible if the financial statements are consistent with economic realities or even have the slightest deviation from economic performance. However, over the past few decades, fraud detected in corporate financial reporting has increased the risk of financial reporting. Therefore, the current paper aims at investigating the impact of internal control weaknesses on financial reporting risk in companies listed on the Tehran Stock Exchange. In order to achieve the purpose of the research, using the method of systematic elimination of information related to 143 companies among the companies listed on the Tehran Stock Exchange in the period from 2009 to 2019 was collected. A multivariate regression model based on composite data was used to test the research hypothesis. The research findings show the significant positive impact of internal control weaknesses on financial reporting risk. The results indicate that reducing the weaknesses of internal control can reduce the risk of financial reporting and reduce information asymmetry and consequently improve accountability processes.
Process model of development of leadership qualities of public servants in the conditions of digital transformation(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study is to develop proposals and recommendations for the implementation of a process model for the development of leadership qualities of public servants and justification of the conditions for ensuring its effectiveness in terms of digital transformation. The relevance of this study is due to the need to ensure development of the process of professionalization of the senior civil service personnel on the basis of development of leadership qualities that will contribute to the effective operation of the civil service of Ukraine, change management and successful implementation of reforms in Ukraine, taking into account the best world practices. The methodology for assessing the level of managerial competencies of public servants according to the degree of implementation of strategic (key) competencies has been developed. The assessment of managerial competencies according to the degree of their significance for civil servants, the expert group identified the most important management competencies. An approach to understanding has proposed interaction of leadership competencies with managerial competencies, a diagnostic model for assessing the leadership of public servants has been developed. To implement the model, a system of indicators has been developed - single, complex and integrated indicators of civil servants' leadership, using tools: a tree of civil servants' leadership indicators, matrices for the calculated civil servants' leadership indicator, measurement scales for the corresponding level of indicators.
بررسی تاثیر مثلث تاریک شخصیت بر پنهان سازی دانش و فرهنگ یادگیری سازمانی (موردمطالعه: اساتید دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و توسعه منابع انسانی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۶
126-150
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف بررسی جوانب تاریک و تیره شخصیت بر پنهان سازی دانش با نقش میانجی فرهنگ یادگیری سازمانی صورت پذیرفته است. پژوهش حاضر ذیل پارادایم اثباتی و در گروه پژوهش های کاربردی است. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش 3 پرسش نامه استاندارد است، طیف مورداستفاده در پرسش نامه پژوهش طیف لیکرت است. پایایی ابزار پژوهش نیز بر اساس آزمون آلفای کرونباخ مولفه های مثلث تاریک شخصیت (75/0)، پنهان سازی دانش (77/0)، فرهنگ یادگیری سازمانی (71/0) به تأیید رسیده است، جامعه آماری پژوهش شامل اساتید دانشگاه تهران است. حجم نمونه در این پژوهش با استفاده از نرم افزار نمونه گیری Spss Sample power برابر با 187 نفر و شیوه نمونه گیری در این پژوهش نمونه گیری در دسترس است. ابزار تجزیه وتحلیل اطلاعات پرسش نامه ای پژوهش نرم افزار آماری SPSS و AMOS است. به منظور عدم وجود تأثیر بین متغیرها و تعمیم نتایج به دست آمده از حجم نمونه به جامعه آماری از مدل رگرسیونی ساده، مدل میانجی و مدل مسیر جهت ارزیابی فرضیه های پژوهش و مدل مفهومی پژوهش استفاده شد.. بنابراین با توجه به یافته های حاصل از پژوهش می توان اذعان نمود مثلث تاریک شخصیت بر پنهان سازی دانش تأثیرگذار بوده و 31 درصد واریانس پنهان سازی دانش توسط مولفه مثلث تاریک شخصیت تبیین شده است. ابعاد مثلث تاریک شخصیت (ماکیاولیسم، خودشیفتگی، بعد اختلالات فکری و روانی) بر پنهان سازی دانش تأثیرگذار است. 38 درصد واریانس مولفه پنهان سازی دانش توسط ابعاد مثلث تاریک شخصیت (ماکیاولیسم، خودشیفتگی، بعد اختلالات فکری و روانی) تبیین شده است. در تأثیر مثلث تاریک شخصیت بر پنهان سازی دانش متغیر فرهنگ یادگیری سازمانی دارای نقش میانجی جزئی است.
تبیین روابط متقابل بین توانمندسازی روانی، هوش معنوی کارکنان وکاهش حوادث و سوانح شغلی (مطالعه موردی: شرکت ملی صنایع مس ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و توسعه منابع انسانی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۶
151-174
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تبیین روابط متقابل بین توانمندسازی روانی، هوش معنوی کارکنان و کاهش حوادث و سوانح شغلی، است. تحقیق حاضر از فرآیندی سه مرحله ای تبعیت می کند. بدین منظور در مرحله اول، ابتدا به روش اسنادی و کتابخانه ای اقدام به مرور و مطالعه ادبیات علمی موجود و قابل دسترس، جهت احصا عوامل اثرگذار بر ابعاد تحقیق شد. سپس، از روش دلفی فازی جهت نهایی کردن و بومی سازی عوامل تأثیرگذار بر ابعاد سه گانه، استفاده گردید. در پایان با کمک تکنیک DEMATEL - based ANP (DANP) ، روابط میان متغیرهای اصلی، فرعی و چگونگی تأثیر آنها بر هم (تاثیر متقابل) تعیین شد. جامعه آماری نهایی این تحقیق را 11 نفر از کارکنان خبره حوزه رفتار سازمانی و مدیران ارشد ایمنی، سوانح و کنترل شرکت ملی صنایع مس ایران، تشکیل دادند. برای انتخاب نمونه، از نمونه گیری قضاوتی استفاده شد که روشی غیر احتمالی است. نتایج تحقیق نشان داد که توانمندسازی روانی و هوش معنوی کارکنان، بصورت مستقیم و یک طرفه بر کاهش حوادث و سوانح شغلی اثر می گذارند و این بدان معنا می باشد که ارتقا و بهبود توانمندسازی روانی و هوش معنوی کارکنان موجب کاهش حوادث و سوانح شغلی خواهد شد. همچنین، مشخص گردید بین توانمندسازی روانی و هوش معنوی کارکنان، ارتباطی دوسویه برقرار است.
تأثیر الگوهای تصمیم گیری احساسی سرمایه گذاران بر عملکرد شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
205 - 227
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از فرض های بسیار مهمِ فرضیه بازار کارا، عقلانیت سرمایه گذار است؛ در حالی که نتایج پژوهش های انجام شده در حوزه مالی رفتاری خلاف آن را نشان می دهد. عقلانی نبودن رفتار سرمایه گذاران، نشئت گرفته است از ریسک موجود در بازارهایی با کارایی کمتر که آن ها را به تصمیم گیری بر اساس احساسات خود وادار می کند. تصمیم گیری احساسی سرمایه گذاران نیز بر عملکرد شرکت اثر می گذارد. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر دوسوگیری رفتاری سرمایه گذاران، شامل «زیان گریزی» به عنوان شاخصی از احساسات منفی و «اعتمادبه نفس بیش ازحد» به عنوان شاخصی از احساسات مثبت بر عملکرد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. روش: بر همین اساس دو فرضیه تدوین شد. با استفاده از روش غربالگری، نمونه ای متشکل از ۱۵۶ شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۹ انتخاب و برای آزمون فرضیه ها، از مدل رگرسیونی چند متغیره به روش داده های ترکیبی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان دهنده ارتباط منفی زیان گریزی سرمایه گذاران با عملکرد اقتصادی شرکت و ارتباط مثبت اعتمادبه نفس بیش ازحد سرمایه گذاران با عملکرد بازار شرکت است. همچنین مشخص شد که در بازار سرمایه ایران، سوگیری اعتمادبه نفس بیش ازحد سرمایه گذاران بر سوگیری زیان گریزی آن ها به میزان چشمگیری غلبه دارد. نتیجه گیری: سوگیری زیان گریزی، به عدم فروش سرمایه گذاری زیان ده به علت ترس از تحقق زیان منجر می شود. بدبینی و وضعیت نامطلوب بازار بورس اوراق بهادار، سرمایه گذار را در انتخاب های سرمایه گذاری استراتژیک خود، به سمت زیان گریزی سوق می دهد و موجب کاهش عملکرد اقتصادی شرکت می شود. همچنین سوگیری اعتمادبه نفس بیش ازحد، باعث می شود که سرمایه گذاران بدون دقت و توجه کافی و فقط بر اساس معیارهای ساده ای که در ذهن خود مدنظر دارند و مهم می پندارند، ریسک مرتبط با دارایی ها را دست کم بگیرند که به طور غیرمنطقی، باعث افزایش تقاضای آن ها برای اوراق بهادار پرخطر می شود. این افزایش تقاضا به افزایش قیمت اوراق بهادار و به دنبال آن، افزایش ارزش شرکت منجر می شود.
چابک سازی مدیریت فرایندهای سازمانی مبتنی بر تئوری سیستم های انطباقی پیچیده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
553 - 583
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه بسیاری از سازمان ها به این نتیجه دست پیدا کرده اند که در دنیای واقعی، پیاده سازی سیستم مدیریت فرایندهای سازمانی، بیشتر آن ها را به سمت ساختارهای رسمی برده است و در واقع، توان واکنش مؤثر و چابک به تغییرات را به ویژه در نظام های پیچیده کاهش داده و حتی، اجرای آن را با اختلال مواجه کرده است. در این راستا، هدف اصلی پژوهش پیش رو، ارائه چارچوبی از چابک سازی مدیریت فرایندهای سازمانی با بهره گیری از مفاهیم نظریه «سیستم های پیچیده انطباقی» در سازمان است.
روش: برای دستیابی به هدف یاد شده، در گام نخست، از طریق ابزار مصاحبه با ۱۸ نفر از خبرگان، تلاش شد که اجزای مؤثر در چارچوب مدیریت فرایندهای سازمانی چابک شناسایی شود تا از این طریق بتوان انطباق پذیری و چابکی سیستم مدیریت فرایندهای سازمانی را بهبود بخشید. در گام دوم پژوهش، به منظور تبیین ارتباطات سیستمی مدیریت فرایندهای سازمانی چابک، از رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) استفاده شد.
یافته ها: پس از تحلیل یافته ها و استخراج کدهای اولیه از متن مصاحبه ها، در گام نخست، داده ها در چهار مقوله کلی آمادگی و زیرساخت های اولیه، پاسخ گویی، یادگیری و رشد شاخص های عملکردی با ضریب پایایی به میزان ۷/۷۷ دسته بندی شدند. در مرحله بعدی، از طریق تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری، سطح بندی و ارتباطات درون سیستمی تعیین شد. بر اساس یافته های پژوهش، مؤلفه های چارچوب پیشنهادی عبارت اند از: ۱. آمادگی: شامل فرهنگ متناسب، حاکمیت فرایند، نیروی انسانی شایسته، زیرساخت فناوری و ساختار سازمان؛ ۲. پاسخ گویی: مشتمل بر مؤلفه های استراتژی سازی مبتنی بر بداهه، پایداری خلاق، سازگاری پویا و رهبری فرایندها؛ ۳. یادگیری: متشکل از یادگیرندگی سازمانی و درک و شناخت محیطی؛ ۴. رشد و بهبود شاخص های عملکردی: شامل شاخص های کمی و کیفی. همچنین با توجه به چارچوب مفهومی ISM این متغیرها در قالب چهار سطح طبقه بندی شدند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج، زیرساخت فناوری اطلاعات، مهم ترین مؤلفه در چابکی مدیریت فرایندهای کسب وکار شناخته شد. همچنین بر اساس تحلیل های صورت گرفته، قدرت نفوذ و وابستگی در طبقه چهار، یعنی مستقل قرار گرفت. در واقع، تقویت زیرساخت فناوری می تواند با نفوذ در فرهنگ فرایندمحوری، نیروی انسانی و ساختار متناسب سازمان، باعث شود که روحیه یادگیری و تحول و کار تیمی و مشارکتی در سازمان تقویت شود و بستری برای رشد مستمر کارکنان فراهم آید که در نهایت، پیامدهایی همچون مزیت رقابتی، سودآوری، ایجاد ارزش برای جامعه و... را به دنبال دارد. افزون بر این، در میان متغیرهای مربوطه در بالاترین سطح (سطح ۴) دو مؤلفه قابلیت تولید استراتژی مبتنی بر بداهه و همچنین، قابلیت حفظ و نگهداری سازمان در لبه بی نظمی (پایداری خلاق) در طبقه متغیرهای وابسته قرار گرفت که اصلاح متغیرهای هدف یا نتیجه در سیستم نام گذاری شد. با توجه به نتایج، ادعا می شود که در صورت توجه به سایر مؤلفه های سیستم، می توان انتظار داشت که سازمان ها به این دو قابلیت مهم با ذکر ویژگی هایی که از این دو بیان شد، دست پیدا کنند و بتوانند در محیط های پیچیده و پویا به نحو مقتضی اثرگذار باشند.
بررسی تاثیر مهد کودک ها بر جامعه پذیری کودکان در شهرستان شوشتر در سال ۱۴۰۰
حوزههای تخصصی:
جامعه پذیری، جریانی است که از طریق آن فرد با هنجار های جامعه آشنا می شود و آن ها را می آموزد و به مرحله اجرا در می آورد تا بتواند متناسب با هنجارهای گروه و جامعه ای که در آن به سر می برد، زندگی کند. این فرایند مستمر و مادام العمر از بدو تولد انسان شکل می گیرد و نهاد های مختلف از جمله خانواده، بستگان، همسایگان، گروه همسالان، مهد مودک، مدارس و ...در آن نقش دارند. ما در این تحقیق به بررسی تاثیر مهد کودک ها بر جامعه پذیری کودکان 4 تا 6 ساله در شهر شوشتر پرداخته شده است. روش تحقیق میدانی و ابزار سنجش پرسشنامه محقق ساخته که پایایی ان با استفاده از آلفای کرونباخ 80/0 بدست آمده می باشد. در پایان با استفاده از آمار توصیفی و آزمون T و خی دو به این نتیجه رسیدیم که مهد کودک های شهر شوشتر بر جامعه پذیری کودکان تاثیر داشته و روند آن را تسریع می بخشد، هم چنین مهد کودک های شهر شوشتر از روش های جامعه شناختی، تربیتی و روان شناسی بهره می برند و مهد کودک های شهر شوشتر در فرایند جامعه پذیری، کودکان با مشکلات و معضلاتی روبرو هستند که به بررسی آن ها می پردازیم.
مسئولیت اجتماعی و ریسک سیستماتیک شرکت
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی تحقیق حاضر، شناسایی ارتباط بین مسئولیت اجتماعی و ریسک سیستماتیک شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ایران می باشد. قلمرو مکانی این تحقیق بورس اوراق بهادار ایران و قلمرو زمانی سال های بین 1390 تا 1394 بوده است. با توجه به روش حذف سیستماتیک تعداد 107 شرکت به عنوان نمونه تحقیق انتخاب گردید. از آزمون های ناهمسانی واریانس، آزمون F لیمر، هاسمن و آزمون لین - لوین به عنوان پیش آزمون و از آزمون رگرسیونی به عنوان پس آزمون، برای تایید و رد فرضیه های تحقیق استفاده شد. نرم افزار مورد استفاده در این تحقیق برای تجزیه و تحلیل داده ها، نرم افزار ایویوز 8 می باشد. نتایج تحقیق نشان داد، بین مسئولیت اجتماعی و ریسک سیستماتیک شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ایران ارتباط معنادار وجود دارد. بین پرداخت به سهامداران و ریسک سیستماتیک شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ایران ارتباط معنادار وجود دارد. بین پرداخت به اعتباردهندگان و ریسک سیستماتیک شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ایران ارتباط معنادار وجود دارد.
تأثیر دانش ذهنی و دانش عینی مالی بر تمایل به سرمایه گذاری با نقش تعدیل کننده خطرات ادراکی سهام داران بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
این مطالعه، به هدف تاثیر دانش ذهنی و دانش عینی بر تمایل به سرمایه گذاری با نقش تعدیل کننده خطرات ادارکی سهام داران انجام شد. جامعه آماری، کلیه سهام داران بازار سرمایه ایران بودند و نمونه آماری نیز 129 نفر مطابق با استاندارد نرم افزار تخصصی Power-G نسخه سوم را به روش نمونه گیری هدفمند شامل می شود. روش پژوهش، توصیفی - همبستگی از نوع علی و ابزار جمع آوری داده ها شامل چهار پرسش نامه تمایل به سرمایه گذاری (متزگر و فر، 2018)؛ دانش عینی (القطاونی، 2016)؛ دانش ذهنی (هیسمیت، 2017) و خطرات درک شده (سیواراماکریشنان و همکاران، 2017)؛ بود. روایی ابزار، در بخش مطالعه مقدماتی از طریق محتوایی (توسط استاد راهنما) و پایایی در بخش مطالعه مقدماتی از طریق آلفای کرونباخ برای ابزار فوق به ترتیب برابر با 81/0، 85/0، 79/0 و 77/0، محاسبه شد. یافته ها با استفاده از تحلیل نرم افزار Smart PLS نسخه سوم، نشان دادند دانش عینی و دانش ذهنی بر تمایل به سرمایه گذاری سهام داران تاثیر معنادار گذاشت و خطرات درک شده در اثرگذاری دانش عینی بر تمایل به سرمایه گذاری سهام داران، نقش تعدیل کننده داشت (حداقل 01/0>P)؛ اما این اثرگذاری بین دانش ذهنی و تمایل به سرمایه گذاری معنادار نبود (01/0<P). ازاین رو به نظر می رسد، استفاده از دانش عینی در مقام قیاس با دانش ذهنی حداقل مطابق با نتایج این مطالعه، می تواند هم ریسک سرمایه گذاری سهام داران را در بازار سرمایه کاهش دهد و هم به نوعی شدت و ضعف مدیریت مالی را تحت تاثیر قرار دهد.
ارزیابی نقش ابزارهای هوش مصنوعی در توسعه مدیریت شهری
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش ارزیابی نقش ابزارهای هوش مصنوعی در توسعه مدیریت شهری بوده است. جامعه آماری این تحقیق را کلیه مدیران و کارکنان شهرداری تشکیل می دهد. داده های لازم با پرسشنامه از 86 نفر از مدیران وکارکنان شهرداری که به روش نمونه گیری غیراحتمالی از نوع ساده و آسان انتخاب شدند گردآوری شد. جهت آزمون مدل از روش کمترین مربعات جزیی و نرم افزار SAMARTPLS استفاده شد. نتایج ارزیابی های نشان میدهد ارزش آفرینی بر ارتقای جهت گیری استراتژیک تاثیر دارد بعلاوه نتایج نشان داد ساختار درونی بر ارزش آفرینی تاثیر معناداری داشته است. با این حال نتایج نشان داد تاثیر فرایندهای استراتژیک بر ارزش آفرینی تحول سازمانی معنادار بوده است.
بررسی تأثیر اجتناب از پرداخت مالیات بر ایجاد قدرت طلبی مدیران با توجه به رشد نرخ موثر مالیات در شرکتهایی با حکمرانی و نظارت ضعیف
حوزههای تخصصی:
با توجه به مطالعه سیدشمس و همکارانش در سال 2023، برخی از مدیران شرکت ها در این تصور هستند که با اجتناب از پرداخت مالیات می توانند قدرت طلبی مدیریتی را ایجاد نمایند؛ اما این احتمال وجود دارد که آنها از عملکرد بلندمدت نتایج آن بی خبرند و طبق دیدگاه خود قدرت طلبی را در اجتناب از پرداخت مالیات میدانند که در شرکتهای مختلف با توجه به رشد نرخ موثر مالیات متفاوت است؛ سیدشمس و همکارانش به موضوع فوق پرداخته اند از این رو تلاش می شود تا در این مطالعه نیز فرضیات آنها را مورد سنجش قرار دهد. جهت تحلیل فرضیه های پژوهش، جامعه آماری را از بین سال های 1396 الی 1401 و به مدت 6 سال انتخاب نموده و شامل شرکت های بورسی بوده اند که نمونه آماری با روش حذفی و به تعداد 128 شرکت انتخاب شد. روش پژوهش مورد استفاده نیز، روش توصیفی- تحلیلی بوده و داده های پژوهش از نوع تاریخی با مراجعه به صورت ها و گزارشات مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران جمع آوری و طبقه بندی گردید. برای تجزیه و تحلیل داده های آماری از روش داده های پانل دیتا استفاده شد؛ و در بخش تجزیه و تحلیل از آمار توصیفی و استنباطی و آزمون های مختلف مربوطه انجام گردید و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Eviews نسخه 9 صورت گرفت. باتوجه به تحلیل مدل رگرسیونی، نتایج تحلیل نشان می دهد، فرضیه اصلی مورد تأیید قرار گرفت و مشخص شد که اجتناب از پرداخت مالیات بر ایجاد قدرت طلبی مدیریتی با توجه به رشد نرخ موثر مالیات در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر مثبت و معناداری دارد؛ بنابراین، مدیران شرکت ها می بایست برای ایجاد قدرت طلبی مدیریتی به اجتناب مالیاتی در کوتاه مدت توجه نمایند و این اثرگذاری در شرکتهای دارای حکمرانی ضعیف، با مکانیسم نظارتی ضعیف، دارای قدرت مدیرعامل یا مدیر اجرایی و شرکتهای دارای مسئولیت اجتماعی ضعیف بیشتر به چشم می خورد چون جهت ایجاد قدرت طلبی تمایل به اجتناب مالیاتی دارند.
ازدواج مجدد بعد از طلاق و خطر افسردگی
حوزههای تخصصی:
همچنانکه درمقایسه با مجرد بودن، ازدواج با افسردگی پایین تر ارتباط دارد، ما قصد داریم که بررسی کنیم آیا ازدواج مجدد درمقایسه با مطلقه بودن نیز با خطر پایین تر افسردگی ارتباط دارد یا خیر. ازداده های ثبت شده سوئد برای تعیین گروهی از مردان استفاده می شود که بین سال های 1952 و 1956 متولد شدند و دربزرگسالی به خدمت اجباری سربازی فراخوانده شدند. این جمعیت پژوهش (72246 نفر) ازمردانی تشکیل می شدکه در سال 1985 طلاق گرفته بودند. خطر درمان افسردگی ازطریق دارو ازسال 2005 تا 2009 درافرادی که بین سالهای 1986 و 2004 دوباره ازدواج کرده بودند و افرادی که مطلقه مانده بودند، مقایسه شد. تحلیل مخاطره متناسب کاکس به منظور نسبتهای مخاطره برای خطر افسردگی شناسایی شده با درمان دارویی همراه با طیفی ازعوامل بالقوه ومخل ازجمله شرایط اقتصادی اجتماعی، ویژگیهای شناختی، فیزیکی، روانشاختی و دارویی بزرگسالی وکودکی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که نسبت به مردانی که مطلقه می مانند، مردان مطلقه که دوباره ازدواج کرده اند نشانه هایی از خطر افسردگی پایین تری درزندگی پیشین همچون عملکرد شناختی و فیزیکی بالاتر، تاب آوری بالاتری دربرابر استرس و مزایای اقتصادی اجتماعی بهتری نشان می دهند، درمقایسه با مردانی که مطلقه باقی می مانند، ازدواج مجدد با نسبت خطر تعدیل شده1.27 ارتباط دارد. درمقایسه با مطلقه ماندن، ازدواج مجدد بعد از طلاق با کاهش خطر افسردگی ارتباط ندارد. ازنظر خطر افسردگی، مشکلات مالی یا بین فردی ناشی از ازدواج مجدد ممکن است از مزایای ازدواج بیشتر باشد.
بررسی تأثیر قدرت مدیر عامل بر عملکرد مالی شرکت ها با نقش تعدیلگری سطح افشای مسئولیت اجتماعی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر قدرت مدیر عامل بر عملکرد مالی شرکت ها با نقش تعدیلگری سطح افشای مسئولیت اجتماعی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، جزو تحقیقات کاربردی است و از نظر شیوه گردآوری داده ها در گروه بندی پژوهش های پس رویدادی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1400 – 1396 است. به منظور انتخاب نمونه آماری، از روش حذف سیستماتیک استفاده شده که پس از اعمال معیارهای مربوطه، تعداد 172 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در تحقیق حاضر به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از تحلیل رگرسیونی استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که دوگانگی وظیفه مدیرعامل بر عملکرد مالی شرکت تأثیر معکوس و معناداری دارد. مسئولیت پذیری اجتماعی رابطه بین دوگانگی وظایف مدیرعامل و عملکرد مالی شرکت را تضعیف می کند. همچنین دوره تصدی مدیرعامل بر عملکرد مالی شرکت تأثیر مستقیم و معناداری دارد. مسئولیت پذیری اجتماعی رابطه بین دوره تصدی مدیرعامل و عملکرد مالی شرکت را تقویت می کند.
The Influence of the Shadow Economy on the Financial Security of Ukraine in the Conditions of Informatization of Society(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The article presents the results of the analysis of the indicators of the level of the shadow economy in Ukraine in the period from 2010 to 2020. The level of shadow economy calculated on the basis of such methods as: unprofitable enterprises, monetary, population expenditures - retail trade - services and electricity was used for the analysis. The causes and consequences of shadow economic activity in Ukraine are given. The study found that the downward trend in the shadow economy persists despite the spread of the negative effects of the COVID - 19 pandemic and declining real GDP. In particular, three of the four methods used to assess the level of the shadow economy recorded a decrease in the level of the shadow economy (the method of "population expenditure - retail trade and services"; the electric method; the monetary method). At the same time, the method of enterprise losses showed an increase in the shadow economy, which is largely due to a significant deterioration in the financial situation of enterprises under the restrictions imposed to prevent the rapid spread of the coronavirus pandemic in the world and Ukraine, as well as logistical problems. The practical value of the results is determined by the fact that the conclusions and proposals can be used to more accurately and objectively calculate the level of the shadow economy, which in turn can be the basis for effective decisions to de-shadow and legalize Ukraine's economy.
تبیین نظری ویژگی رفتاری بیش اطمینانی مدیران در تصمیم گیری های مدیریتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مطالعه، تبیین نظری ویژگی رفتاری بیش اطمینانی مدیران، در تصمیم گیری های مدیریتی است.روش: روش پژوهش حاضر، روش شناخت تاریخی در چارچوب مطالعات کتابخانه ای و از نوع پژوهش های نظری- تحلیلی است.یافته ها: مدیرانی که دارای اعتمادبه نفس بالا هستند، اکثراً نسبت به تصمیمات خود و نتایج آن ها در زمینه تصمیمات سرمایه گذاری، بسیار خوش بین می باشند. ریسک گزارشگری مالی در شرکت هایی که مدیران آن ها دارای خوش بینی هستند، شدیدتر است.نتیجه گیری: در حالت کلی، سطح مطلوبی از اعتمادبه نفس بیش ازحد مدیریت وجود دارد. زمانی که این سطح مطلوب حاصل بشود، اعتمادبه نفس مدیران ارشد مزایای بیشتری را به ارمغان می آورد و در عین حال فراتر از این حد مطلوب اعتمادبه نفس، منجربه سرمایه گذاری ناکارآمد خواهد شد و ممکن است که به ارزش شرکت آسیب برساند. به قانون گذارانو صاحبان سهام شرکت ها پیشنهاد می شود به منظور کاهش احتمال انحراف در گزارشگری مالی شرکت ها، به ویژگی های مدیران و میزان پایبندی آنها به اجرای استانداردها و اصول حسابداری توجه کنند. در این راستا بهبود ساختار سازمانی شرکت ها می تواند تأثیرگذار باشد.
عوامل اثرگذار بر نگرش کشاورزان به سیستم های آبیاری تحت فشار در دهستان رشتخوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه افزایش تولیدات کشاورزی از طریق توسعه کشاورزی با محدودیت های جدی در تامین آب مواجه است و تنها راه پاسخ به تقاضای روز افزون غذا، بهره وری بهینه از منابع آب استحصال شده برای تولید بیشتر محصولات می باشد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی عوامل موثر بر نگرش کشاورزان نسبت به سیستم های آبیاری تحث فشار در دهستان رشتخوار است. در این مطالعه از روش آمیخته(کمی – کیفی) و از نوع توصیفی – همبستگی بهره گرفته شده است. به منظور جمع آوری داده ها از پرسش نامه محقق ساخته استفاده گردیده است. حجم نمونه در این تحقیق شامل 275 نفر از کشاورزان بهره بردار از سیستم های آبیاری تحت فشار در سال 1401 بوده که دارای حداقل 4 سال سابقه بوده اند نتایج این مطالعه نشان داد که حدود 95 درصد از کشاورزان ساکن در دهستان رشتخوار نگرش مثبتی نسبت به اجرای سیستم های آبیاری تحت فشار دارند. از طرفی دیگر، متغیرهای تحصیلات کشاورزان، سابقه استفاده از این سیستم آبیاری، هزینه های راه-اندازی سیستم، آموزش های تخصصی، به عنوان عوامل موثر بر نگرش کشاورزان نسبت به اجرای سیستم های آبیاری تحت فشار، در مجموع 71 درصد واریانس نگرش کشاورزان نسبت به آبیاری تحت فشار را تبیین نموده اند. همچنین در بخش کیفی تحقیق، مسائلی مانند مراحل تشکیل پرونده، عدم تخصص و برخورد نامناسب شرکت مجری و غیره به عنوان مشکلات اساسی فراروی اجرای سیستم های آبیاری تحت فشار شناخته شده اند.
بررسی رابطه مؤلفه های فرهنگی با بروز پدیده بی موبایل هراسی در میان دانشجویان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۹
95 - 111
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف پژوهش: در این مقاله قصد داریم تا مؤلفه های فرهنگی موثر بر بروز پدیده بی موبایل هراسی در میان دانشجویان را به طور اختصاصی بررسی نماییم. روش پژوهش: کاربردی و نوع داده ها تلفیقی (کمی و کیفی) نحوه گردآوری داده ها توصیفی از نوع پیمایشی- همبستگی، روش نمونه گیری تصادفی ساده و ابزار گردآوری داده ها مطالعات کتابخآن های و روش میدانی شامل یک پرسشنامه محقق ساخته بوده است بدین منظور از رویکرد کمی و روش پیمایش استفاده کردیم. ابزار جمع آوری داده ها در بخش کمی، پرسشنامه استاندارد، محقق ساخته و مورد تایید خبرگان شامل 40 سوال است که در نمونه ای متشکل از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی قرار گرفت پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ تایید شد. یافته ها: یافته ها از برازش خوب الگوی ساختاری با داده های جامعه آماری برخوردار بود و الگوی مذکور تبیین مناسبی در جامعه آماری داشت.نتیجه گیری: از 5 بعد مورد بررسی تنها وجود ارتباط معنادار میان فرهنگ کتابخوانی و بروز بی موبایل هراسی مشاهده گردید و در دیگر عوامل این رابطه مشاهده نشد.
تعیین مؤلفه های اثرگذار بر افشای داوطلبانۀ اطلاعات غیر مالی از منظر تئوری نهادی با روش کیفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مهندسی مدیریت نوین دوره ۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
21 - 51
حوزههای تخصصی:
گزارش های شرکت ها یکی از مهم ترین منابع کسب اطلاعات هستند به طوری که در مبانی نظری حسابداری و گزارشگری اکثر کشورها آمده است که هدف کلی گزارشگری شرکت ها فراهم آوردن اطلاعات است. پژوهش حاضر با هدف تعیین مؤلفه های اثرگذار بر افشای داوطلبانه اطلاعات غیرمالی از منظر تئوری نهادی می باشد. در این پژوهش از روش تحقیق کیفی استفاده شده است که ترکیبی از مرور منابع و روش دلفی می باشد، در ابتدا با استفاده از روش مرور منابع و پیشینه مطالعات استفاده شد، عوامل مؤثر بر افشای اطلاعات با رویکرد افشای داوطلبانه اطلاعات غیرمالی شناسایی گردید، سپس به دسته بندی عوامل شناسایی شده پرداخته شد. به منظور تعیین مؤلفه های مؤثر بر افشای داوطلبانه اطلاعات از روش دلفی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر، متخصصان و خبرگان حسابداری بودند که در حسابداری و حسابرسی صاحب نظر هستند که به تعداد 20 نفر (10 نفر علمی و10 اجرائی) و به صورت گلوله برفی انتخاب شدند. یافته های قسمت مرور منابع نشان داد که 33 شاخص شناسایی شد و نهایتاً مفاهیم شناخته شده در پنج گروه دسته بندی شد. همچنین نتایج دلفی در دو مرحله مورد بررسی قرار گرفت و با حذف و اضافه کردن مفاهیم، نهایتاً 25 شاخص شناسایی شد. شاخص های مورد نظر از طریق مرور ادبیات ضمن ارائه به خبرگان پس از روایی محتوای اولیه در پرسش نامه دلفی قرار گرفت و از 20 نفر 17 نفر شاخص ها را تأیید کردند و درصد روایی 85 درصد به دست آمد؛ بنابراین، اعتبار مدل از طریق روش دلفی تأیید شد. نتایج نشان می دهد که در سه گروه؛ 1) عوامل غیراختیاری و افشای داوطلبانه اطلاعات غیرمالی؛ 2) عوامل اختیاری خاص شرکت و افشای داوطلبانه اطلاعات غیرمالی؛ 3) عوامل هنجاری و افشای داوطلبانه اطلاعات غیرمالی، 25 شاخص مورد بررسی تأیید شدند.
شناسایی نقاط مرجع راهبردی در برون سپاری زیرسیستم های منابع انسانی در صنعت حمل ونقل هوایی داخلی (مورد مطالعه: شرکت هواپیمایی هما)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
73 - 99
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: برون سپاری زیرسیستم های منابع انسانی با هدف تقویت مزیت رقابتی، یکی از رویکردهای مهم سازمان ها برای حفظ بقاست؛ با این حال شرکت های مسافرت هوایی کشور، همچون «هما»، از این رویکرد استقبال شایان توجهی نکرده اند. هدف این پژوهش، شناسایی نقاط مرجع راهبردی برون سپاری منابع انسانی، به منظور اجرای موفق برون سپاری در شرکت «هما» است.
روش: پژوهش حاضر از نوع ترکیبی است. مرحله کیفی به روش تحلیل محتوا انجام شد. داده های بخش کیفی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و به روش اشباع نظری و داده های مرحله کمّی، از طریق پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شدند.
یافته ها: در بخش کیفی، نقاط مرجع راهبردی برون سپاری زیرسیستم های منابع انسانی تعیین شد. یافته های پژوهش در بخش کمّی نشان داد که افزایش کیفیت خدمات، در برون سپاری زیرسیستم های منابع انسانی بیشترین اهمیت را دارد و مدیران اجرایی فرایند برون سپاری شرکت «هما»، می بایست در برنامه های خود بر این عامل تأکید بیشتری داشته باشند.
نتیجه گیری: با استفاده از نتایج پژوهش، مدیران اجرایی برون سپاری شرکت «هما» قادر خواهند بود که نتایج برون سپاری منابع انسانی را ارزیابی کنند و در صورت لزوم، اقدام اصلاحی انجام دهند و موفقیت برون سپاری را تضمین کنند. همچنین، نتایج پژوهش، به تمرکز بر فعالیت های استراتژیک منابع انسانی «هما» کمک خواهد کرد. به علاوه، این نتایج برای سایر شرکت های هواپیمایی داخلی کاربرد دارد.