فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۸۶۱ تا ۷٬۸۸۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۳
107 - 124
حوزههای تخصصی:
شرکت های اقتصادهای نوظهور بازیگران ناشناخته در بازارهای مقصد جدید هستند و ورود به بازارهای خارجی را باید بیشتر از جنبه فرایند موقعیت یابی مورد مطالعه قرار داد. با توجه به اینکه فرایند موقعیت یابی منجر به تنش و درگیری بین ذی نفعان مختلف می گردد، شیوه عملی که این فرایند را تسهیل می کند دیپلماسی کسب وکار می باشد. بنابراین، هدف این پژوهش، نوع شناسی الگوی دیپلماسی کسب وکار در اقتصادهای نوظهور بر مبنای فرایند موقعیت سازی شان در طی زمان است. با بررسی مبانی نظری یک نوع شناسی از دیپلماسی کسب وکار ارائه شده و متغیرهای کنترل احصاء می گردد. جامعه آماری این پژوهش شامل صادرکنندگان نمونه ایران در بازه 98-1391 می باشند که بر اساس معیارهای قضاوتی نمونه 36 شرکتی مورد مطالعه قرار گرفتند. داده های این پژوهش از طریق گزارش های فعالیت هیئت مدیره به مجمع عمومی سالیانه در پایگاه کدال گردآوری شده است و با استفاده از بستهTraMineR در محیط R از طریق تکنیک تطبیق بهینه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بررسی تجربی سه مسیر دیپلماسی کسب وکار را نشان می دهد. شرکت های صنایع اتومبیل سازی، پتروشیمی و مواد شیمیایی، ماشین آلات و تجهیزات، خدمات فنی و مهندسی و صنایع کاغذی عمدتا از مسیر اول پیروی می کنند. شرکت هایی که در صنعت فولاد، صنعت اتومبیل سازی و ماشین آلات و تجهیزات فعالیت دارند از مسیر دوم پیروی می کنند. شرکت هایی که در صنعت نفت، صنعت فولاد، صنعت دارویی، تجهیزات الکتریکی و صنایع کاغذی فعالیت دارند از مسیر سوم پیروی می کنند. یافته ها همچنین نشان می دهد، مسیرهای دیپلماسی کسب وکار بطور معناداری از نظر ویژگی های شرکت (یعنی، صنعت، اندازه و تجربه بین المللی) با هم متفاوت هستند.
هوش مصنوعی و آینده پیشرفت علمی: گذار از علم عادی به علم پساعادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ ایده پیشرفت یکی از موضوعات اصلی اندیشمندان بوده است. ابتنا به علم و فناوری برای دستیابی به پیشرفت و بهبود مستمر کیفیت زندگی به یکی از اصول جهان شمول تبدیل شده است. بهره مندی از هوش مصنوعی به عنوان یکی از پیشرفت های فناورانه به منظور توانمندسازی انسان در محاسبه گری، پیش بینی و شکل دهی به آینده مطلوب مورد توجه متخصصان و دانشمندان قرار گرفته است. گسترش بکارگیری هوش مصنوعی در اکتشافات علمی موجب پیداش تحولات هستی شناختی و معرفت شناختی در علم شده است. هدف این مقاله تبیین چگونگی بهره مندی از هوش مصنوعی برای ارتقای توان اکتشافات علمی و دانش ورزی انسانی در فرایند پیشرفت علم است. پرسش اصلی این مقاله آن است که هوش مصنوعی چگونه امکان گذار از علوم عادی به علوم پساعادی را مهیا ساخته است؟روش های استفاده شده در این مقاله عبارتند از: مطالعات اسنادی و تحلیل روند به منظور بررسی چگونگی نفوذ هوش مصنوعی در پیشرفت علم و فناوری. یافته های اصلی این مقاله عبارتند از: پیشرفت علم از حیث ساختار، کارکرد، روش و عاملیت انسان به شیوه ای بنیادین توسط هوش مصنوعی دستخوش تحول شده است. این وضعیت باعث شکل گیری نوعی استیلا و انقیاد نوین در علم می شود که به شکل مستمر شکاف میان بهره برداران و محرومان از هوش مصنوعی به دلیل دسترسی های نابرابر به فناوری های نوین تشدید خواهد شد.
شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی اثرگذار روی آینده حسابرسی در ایران با تمرکز بر فناوری بلاک چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۹
27 - 56
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی اثرگذار روی آینده حسابرسی در ایران با تمرکز بر فناوری بلاک چین است. این پژوهش از نظر جهت گیری دارای ماهیت کاربردی بوده و روش شناسی آن کمی چندگانه است. جامعه نظری پژوهش، کارشناسان ارشد سازمان حسابرسی، دیوان محاسبات و بازار سرمایه کشور در زمینه حسابرسی و فناوری های مالی دیجیتال بودند. نمونه گیری به شیوه قضاوتی با توجه به تخصص خبرگان انجام شد. حجم نمونه در این مطالعه برابر 15 نفر بود. پیشران ها از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان به دست آمدند. در ادامه برای غربال و تحلیل پیشران ها از دو پرسشنامه خبره سنجی و اولویت سنجی استفاده شد. از میان پیشران ها، 11 پیشران دارای عدد دیفازی بالاتر از 6/0 بودند و برای رتبه بندی نهایی انتخاب شدند. درجه اولویت پیشران های باقیمانده با روش کوکوسو ارزیابی شد. با توجه به شاخص های کوکوسو، پیشران های توسعه بلاک چین در صنایع و حوزه های دیگر و میزان پذیرش بلاک چین توسط سازمان و موسسات حسابرسی به ترتیب بیشترین درجه اولویت را داشتند. آموزش فناوری های دیجیتال مالی مثل بلاک چین به مدیران، حسابرسان و کاربران مالی، یکپارچگی سیاست های نهادهای رگولاتور در زمینه نظارت و استانداردگذاری و همسویی استانداردهای جهانی با الزامات فناوری بلاک چین از جمله مهم ترین پیشنهادهای کاربردی پژوهش بودند.
ارایه مدلی برای نقدشوندگی روزانه سهام در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۲
173 - 192
حوزههای تخصصی:
نقدشوندگی مفهومی است که به روشنی قابل تعریف نبوده و تاکنون بیش از 90 معیار مختلف در سراسر جهان برای نقدشوندگی بکار رفته است. پژوهش حاضر با هدف ارایه مدلی بومی برای نقدشوندگی روزانه سهام بر مبنای عوامل موثر بر نقدشوندگی، شکل گرفته است. مقادیر 7 عامل غیرسیستماتیک که قابلیت ارزیابی روزانه داشتند، براساس داده های 151 شرکت فعال در بازه زمانی 1388 لغایت 1400 استخراج و در قالب دو خوشه افراز شد. با استفاده از معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزیی، اعتبار متغیرهای شناسایی شده با معیار استخراجی ارزیابی و توان آنها در توضیح دهندگی تغییرات آن محاسبه شد. ارزیابی ارتباط متغیرها در مدل های یادگیری ماشینی نشان داد که قیمت پایانی، ارزش روزانه معاملات، بازده روزانه، واریانس بازده های روزانه و اندازه شرکت بیشترین تاثیر را در خوشه بندی دارند. سرانجام بهترین مدل یادگیری ماشینی، براساس آموزش و آزمون انتخاب شد. نتایج نشان می دهد متغیرهای مستقل، بیش از 83 درصد از تغییرات نقدشوندگی را توضیح می دهند. همچنین مدل رگرسیون لجستیک در مقایسه با سایر مدل های یادگیری ماشینی، توان پیش بینی بالاتری داشته و با 6/99 درصد صحت برازش، مناسب ترین مدل پیش بینی نقدشوندگی است.
ارزشیابی خط مشی های توانمندسازی استعدادهای برتر در جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر حوزه مدیریت و حکمرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت دولتی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۵
33 - 59
حوزههای تخصصی:
هدف: نخبگان به عنوان یکی از اثربخش ترین گروه های اجتماعی، نقش قابل توجهی در پیشبرد اهداف اجتماعی و ملی و تحقق پیشرفت کشور در عرصه های مختلف داشته و هدف از این پژوهش ارزشیابی خط مشی های توانمندسازی استعدادهای برتر برای نقش آفرینی در حل مسائل مدیریتی و حکمرانی جمهوری اسلامی ایران می باشد.طراحی/ روش شناسی/ رویکرد: روش انجام پژوهش مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه تخصصی با خبرگان و تحلیل مضمون می باشد. به منظور ارزشیابی خط مشی های ملی در این زمینه از روش CIPP بهره گیری شده است که نظام خط مشی گذاری استعدادهای برتر و نخبگان را در ابعاد زمینه، ورودی، فرآیند و خروجی مورد بررسی قرار می دهد.یافته های پژوهش: بر اساس تحلیل مضامین مصاحبه های تخصصی، راهکارها در محورهای فرهنگی گفتمانی، تدابیر سیاستی، اصلاحات ساختاری و سازوکارهای اجرایی تبیین گردیده است. از جمله مهم ترین راهکارها می توان به «ضرورت معماری کلان و یکپارچه سازی زیست بوم حکمرانی منابع انسانی شامل آموزش و پرورش، آموزش عالی، نظام اداری»، «ایجاد حلقه های واسط سیاست گذاری و سیاست پژوهی همچون موسسات اندیشگاهی جهت فعالیت نخبگان»، «ضرورت ایجاد معماری منابع انسانی در نظام اداری»، «تامین منابع مالی و سازوکارهای حمایتی و کارفرمایی در پرورش نخبگان» و ... اشاره نمود.محدودیت ها و پیامدها: از جمله مهمترین محدودیت های پژوهش می توان به پیشینه داخلی محدود و محدودیت های مالی در این زمینه اشاره نمود. پیامد اصلی این پژوهش متوجه دستگاه های سیاست گذار در حوزه پرورش استعدادها و نخبگان می باشد که به فهم مساله کلان و تصمیم سازی مناسب در پرورش استعدادها یاری می رساند.پیامدهای عملی: از دستاوردهای پژوهش می توان در حوزه خط مشی گذاری حوزه نخبگان در کشور بهره گیری نمود.ابتکار یا ارزش مقاله: ابتکار اصلی مقاله در تمرکز بر خط مشی های ملی حوزه پرورش استعدادها و تبیین و صورت بندی مساله در ابعاد کلان و ملی می باشد که در پژوهش های سابق کمتر به این سطح و لایه سیاست گذاری توجه شده است.نوع مقاله: مقاله پژوهشی
ارائه مدلی برای توسعه انگیزش حسابداران بخش عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۴
143 - 160
حوزههای تخصصی:
هدف: در دنیای رقابتی امروز، توان خلق ایده های نو توسط کارکنان دانشی و ارزش آفرین، مزیت رقابتی بسیار مهمی برای سازمان ها محسوب می شود. جهت دستیابی به این امر مهم، سرمایه انسانی برای ارائه ایده های خلاقانه باید انگیزه کافی داشته باشند؛ لذا، هدف از این پژوهش ارائه مدلی برای توسعه انگیزش در حسابداری بخش عمومی است. روش: پژوهش حاضر از لحاظ نوع، کیفی است که بر اساس رویکرد نظریه داده بنیاد صورت گرفته است. در همین راستا، جامعه آماری مورد نظر افراد خبره ای هستند که در زمینه حسابداری بخش عمومی صلاحیت کافی داشته اند و با استفاده از نمونه گیری هدفمند تعداد خبرگان مورد نظر 15 نفر شدند که جهت جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه به صورت نیمه ساخت یافته طی دوره زمانی 1399 لغایت 1400 انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشانگر آن است که در مدل پیشنهادی، شرایط زمینه ای شامل ویژگی های ذاتی، ویژگی های عملیاتی بخش عمومی و همچنین عوامل فرهنگی است، شرایط علّی مدل نیز شامل عوامل ذاتی/ درونی نظیر احساس موفقیت و شایستگی در کنار عوامل بیرونی همچون پاداش سازمانی است. نتیجه گیری: پیامدهای ناشی از الگوی پیشنهادی ارائه شده مواردی نظیر بهبود خلاقیت، ارتقای میزان سطح دانش و مهارت کارکنان، پرورش حسابداران و مدیران مالی خلاق همچنین ایجاد حس استقلال و خودکارآمدی بین افراد است.
شناسایی و ارزیابی مولفه های برند کارفرما در صنایع کوچک ایران (مطالعه موردی شرکتهای فعال شهرکهای صنعتی استان آذربایجان شرقی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
امروزه در سازمان ها تنها جلب رضایت مشتری یا تکریم ارباب رجوع و تمرکز بر فروش موفق و ارایه خدمات با کیفیت بالا برای ارتقاء دارایی های سازمان و حفظ جایگاه رقابتی در بازار کافی نبوده و از این رو سازمان ها باید تدابیر و استراتژی های لازم برای جذب و حفظ منابع انسانی کارآمد و اثرگذار را اتخاذ نمایند. بدیهی است بدون در اختیار داشتن منابع انسانی کارآمد، سازمان قادر به ایجاد تحول، توسعه و تعالی و نیل به اهداف تعیین شده نخواهد بود. راه دسیابی به این امر، توسعه مدیریت و راهبری سازمان و ایجاد ساختار اثربخش برای مدیریت برندکارفرما می باشد. این پژوهش با هدف بررسی و ارزیابی متغیرهای برند کارفرما در شرکتهای فعال شهرکهای صنعتی استان آذربایجان شرقی و اثرسنجی هر یک از مولفه ها در این شرکتها شکل گرفته است. پژوهش حاضر از نوع کمی و کیفی می باشد که ابتدا متغیرها بوسیله روش دلفی مورد غربالگری و تدقیق قرار گرفته و سپس در مرحله کمی با استفاده از نرم افزار جی ام پی (JMP) و روش علی-مقایسه ای و بهره گیری از آماره های توصیفی و استنباطی اثرسنجی عاملی متغیرهای برند کارفرما انجام شده است. نتایج نشان داد که مولفه آموزش برای بهبود کیفیت با مقدار ضریب تعیین (246/0) کمترین سهم عاملی را داشته و بیشترین سهم عاملی مربوط به استفاده از مدیریت مشارکتی با مقدار(000/1) می باشد. همچنین بیشترین همبستگی با دیگر مولفه ها مربوط به شاخصه آموزش متناسب با نیاز کارکنان با مقدار880/0 و کمترین همبستگی مربوط به استفاده از مدیریت مشارکتی با مقدار246/0 است.
تحلیل گفتمان بازاریابی جوامع دور از وطن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت بازرگانی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۳
49 - 71
حوزههای تخصصی:
هدف: جوامع دور از وطن گروهی با تعلق خاطر به کشور خاستگاه و آشنا با فرهنگ کشور میزبان است. تعلق خاطر این گروه به کشور خاستگاه از اهرم های در دسترس برندهای کشور خاستگاه برای نفوذ به گوشه بازار جوامع دور از وطن است. ارتباطات این گروه در کشورهای میزبان نیز از اهرم های در دسترس برندهای کشور خاستگاه برای توسعه در بازار بین الملل است. این امر دلیل عدم توافق در تعریف حوزه بازاریابی جوامع دور از وطن است. هدف پژوهش حاضر تحلیل گفتمان بازاریابی جوامع دور از وطن است.روش شناسی: انتخاب روش شناختی پژوهش از نوع کیفی و راهبرد پژوهش از نوع تحلیل گفتمان است. راه کار گردآوری داده های پژوهش جست وجو در پایگاه های علمی با استفاده کلیدواژه های منتخب است. روش نمونه گیری قضاوتی و حجم نمونه برابر 24 مقاله علمی است. راه کار تحلیل داده های پژوهش نیز مدل تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف در سطح های توصیف، تفسیر و تبیین است.یافته ها: حداقل 2 گفتمان در بازاریابی جوامع دور از وطن قابل تمایز است. گفتمان بازاریابی گوشه ای جوامع دور از وطن متمرکز بر نفوذ در گوشه بازار جوامع دور از وطن و گفتمان راهبرد بازاریابی جوامع دور از وطن بیشتر متمرکز بر توسعه در بازار بین الملل با اهرم جوامع دور از وطن است.نتیجه گیری: گفتمان راهبرد بازاریابی جوامع دور از وطن دارای همراستایی بیشتری با گفتمان بازاریابی جهانی است. ظهور این گفتمان ایجادکننده انتظار پیروی بیشتر چهارچوب های زبانی در حال استفاده بازاریابی جوامع دور از وطن از گفتمان بازاریابی جهانی است.
عوامل مؤثر بر شکل گیری فرهنگ برند در کشت و صنعت مغان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۴
177 - 208
حوزههای تخصصی:
شرکت کشت و صنعت مغان یکی از مهمترین قطب های کشاورزی در شمالغرب کشور است که تولید کننده محصولات زراعی، باغی و دامی و سایر محصولات وابسته می باشد هدف از پژوهش حاضر، شناسایی عوامل موثر بر شکل گیری فرهنگ برند در کشت و صنعت مغان است. بنابراین این پژوهش در دو مرحله کیفی و کمی به اجرا رسید جامعه آماری در مرحله کیفی مدیران و کارشناسان ارشد این شرکت بودند و در مرحله دوم کلیه کارکنان شرکت کشت و صنعت مغان حاضر بودند حجم نمونه در مرحله کیفی 25 نفر وبه شیوه هدفمند انتخاب شدند و حجم نمونه در مرحله کمی 289 نفر به شیوه تصادفی ظبقه ای بود. ابزار گردآوری اطلاعات در مرحله اول مصاحبه نیمه ساختار یافته بود و در مرحله دوم پرسشنامه محقق ساخته منتج از مرحله اول به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات معرفی گردید که روایی و پایایی آن با استفاده از آزمونهای مختلف به تایید رسید. در مرحله اول از روش تحلیل تم استفاده گردید که در نهایت 5 عامل موثر بر شکل گیری فرهنگ برند (ویژگیهای محصول، مدیریت ارتباط با مشتری، بازارگرایی، توانمندی های سازمانی و شایستگی های منابع انسانی) در کشت و صنعت مغان شناسایی شدند و در مرحله دوم با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی در نرم افزار SPSS و تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول و دوم در نرم افزار Lisrel برازش مدل مفهومی مناسب ارزیابی گردید و در پایان نیز با توجه به عوامل به دست آمده پشنهاداتی به مدیران شرکت کشت و صنعت مغان ارائه گردید.
طراحی و تبیین مدل توانمندسازی منابع انسانی مبتنی بر قابلیت های هوش سازمانی و روابط میان فردی سازمانی با رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت دولتی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۶
53 - 80
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش طراحی و تبیین مدل توانمندسازی منابع انسانی مبتنی بر قابلیت های هوش سازمانی و روابط میان فردی سازمانی است.طراحی/ روش شناسی/ رویکرد: در این تحقیق با استفاده از روش آمیخته (کیفی کمّی) سعی شد ابعاد مختلف مدل یاد شده شناسایی و طراحی شود. جامعه آماری در بخش کیفی مدیران و صاحبنظران صنعت برق آشنا به پیشینه موضوع بودند که 22 نفر از آنها با رویکرد نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. در این بخش، برای گردآوری داده ها، از مطالعه کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. سپس در بخش کمّی، با روش معادلات ساختاری و تحلیل مسیر به اعتبارسنجی یافته های بخش کیفی و الگوی ارائه شده پرداخته شد. جامعه آماری این بخش کلیه کارکنان صنعت برق استان سیستان و بلوچستان بودندکه بر مبنای مشترک جدول مورگان 372 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش سه پرسشنامه توانمندسازی، هوش سازمانی و روابط میان فردی سازمانی با مقیاس 5 گزینه ای لیکرت بود. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها با استفاده از نظر متخصصان و پایایی با روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد.یافته های پژوهش: نتایج حاصل از یافته های پژوهش نشان دادندکه هوشمندی سازمانی و روابط میان فردی سازمانی بر توانمندسازی کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تاثیر به ترتیب 4/77 و 9/62 درصد می باشد. بر اساس یافته های پژوهش می توان گفت هرچه قابلیت های هوش سازمانی و روابط میان فردی سازمانی در کارکنان تقویت شود، توانمند سازی آنها نیز افزایش می یابد. محدودیت ها و پیامدها: این پژوهش محدود به صنعت برق استان سیستان و بلوچستان می باشد و اجرا و نظرسنجی آن در چندین سازمان دیگر باعث بینش عمیق تر در مورد زوایا و تکامل مدل می شود. بنابراین انجام مطالعاتی در این زمینه در پژوهش های آینده توصیه می شود.پیامدهای عملی: خروجی این پژوهش نشان داد بهره گیری از قابلیت های هوش سازمانی و روابط میان فردی سازمانی عاملی در ایجاد تمایز در نحوه عملکرد افراد و ارتقاء توانمندی کارکنان است. لذا بهره گیری از شاخص های معرفی شده سبب توسعه قدرت و موفقیت نیروی انسانی در ایفای نقش ها و کارکردهای خود شده و مسیر پیشرفت و نوآوری را در سازمان هموار می نماید. همچنین مدیران صنعت برق می توانند راهبردهای کامل تری را جهت حل چالش های حوزه منابع انسانی تدوین کرده و در مرحله اجرا موفق تر عمل نمایند.ابتکار یا ارزش مقاله: پژوهش حاضر تنها تحقیق در این زمینه بوده و مدل ارائه شده پاسخ به یک مساله واقعی کسب وکار در صنعت برق استان سیستان و بلوچستان است.نوع مقاله: مقاله پژوهشی
نقش تعدیل کنندی توانایی مدیران بر اثر اجتناب مالیاتی بر ارزش شرکت در چارچوب مشکلات نمایندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۰
31 - 54
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر تلاش می شود مدل پارک و همکاران (2015) در زمینه نقش توانایی مدیران بر اثر بین اجتناب مالیاتی بر ارزش شرکت توسعه داده شود. در حقیقت هدف، توسعه مدل مذکور با افزودن مشکلات نمایندگی است. با بررسی اطلاعات مربوط به 112 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در یک دوره زمانی 9 ساله از 1391 تا 1399، مدل جدید با روش رگرسیون داده های ترکیبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان می دهد اجتناب مالیاتی بر ارزش شرکت اثر منفی دارد، اما در شرایطی که تضاد منافع کمتر است مدیران توانا به طور بهتر و مؤثرتری از اجتناب مالیاتی در جهت منافع سهامداران استفاده می کنند. بنابراین، مدیران توانا اثر منفی اجتناب مالیاتی بر ارزش شرکت را کاهش می دهند. در زمینه اجتناب مالیاتی، ارزش آفرینی برای سهامداران در گرو توانایی مدیران و کم شدن تضاد منافع آن ها با مالکان است. در این پژوهش سعی شده است کاستی پژوهش های پیشین در هنگام بررسی نقش توانایی مدیران، با ارائه مدلی جدید برطرف و پیشینه پژوهش در این زمینه غنی تر شود. بنابراین، پژوهش حاضر با در نظر گرفتن تضاد منافع بین مدیر و مالک، مدلی جامع برای بررسی نقش توانایی مدیران ارائه کرده است. به طور ویژه در این پژوهش ابتدا نقش توانایی مدیر با توجه به تضاد منافع بین مدیر و مالک در بهره برداری از اجتناب مالیاتی در راستای ارزش آفرینی برای سهامداران مورد توجه قرار گرفته و الگو سازی شد.
ارزیابی تحلیلی شاخص های مؤثر بر ریسک اعتباری در بانکداری اسلامی و متعارف؛ (با تأکید بر شاخص حکمرانی خوب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۲ ویژه نامه اول (اولین همایش ملی بانکداری اسلامی ایران)
149 - 174
حوزههای تخصصی:
ریسک اعتباری ازجمله مهم ترین ریسک هایی است که نظام بانکی با آن مواجه است. هدف از این مقاله، بررسی تحلیلی عوامل مؤثر بر ریسک اعتباری در بانکداری اسلامی و متعارف با تأکید بر شاخص حکمرانی خوب است. این مقاله تأثیر نسبت کفایت سرمایه، نسبت خالص تسهیلات از کل دارایی، لگاریتم کل دارایی، شاخص حکمرانی خوب و رشد تولید ناخالص داخلی (در حکم رشد اقتصادی) را به عنوان متغیّرهای مؤثر بر ریسک اعتباری در بین بانک های اسلامی و متعارف (50 بانک منتخب) با استفاده از روش حداقل مربعات تعمیم یافته پانلی و در دوره زمانی 2019-2012 میلادی بررسی نموده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در بانکداری اسلامی بین ریسک اعتباری و شاخص های نسبت خالص تسهیلات به دارایی کل، کفایت سرمایه و دارایی کل رابطه منفی و معنادار؛ شاخص حکمرانی خوب رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین شاخص رشد اقتصادی رابطه معناداری با ریسک اعتباری بانکداری اسلامی ندارد. نتایج در بانکداری متعارف نشان می دهد که متغیّر کفایت سرمایه، دارایی کل، رشد اقتصادی و شاخص حکمرانی خوب رابطه منفی و معنادار با ریسک اعتباری در بانکداری متعارف دارد. همچنین بین نسبت خالص تسهیلات از کل دارایی و ریسک اعتباری بانک های متعارف رابطه معناداری وجود ندارد.
تحلیل تأثیر رهبری تحول گرا بر رفتار شهروندی سازمانی؛ با توجه به نقش هویت یابی سازمانی، تعلق خاطرکاری، توانمندسازی روانشناختی و شخصیت کنشگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت بهبود و تحول سال ۳۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۰۷
229 - 285
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر رهبری تحول گرا بر رفتار شهروندی سازمانی؛ با توجه به نقش هویت یابی، تعلق خاطر کاری، توانمند سازی روانشناختی و شخصیت کنشگرا است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه کارکنان سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان هست که با فرمول کوکران، نمونه 162 نفری انتخاب شد. روش پژوهش حاضر، توصیفی - پیمایشی بوده و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه های استاندارد بوده که روایی آن براساس تحلیل عاملی تاییدی و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بررسی شد. نتایج پژوهش، نشان داد که رهبری تحول گرا تاثیر مثبت و معناداری بر هویت یابی سازمانی، تعلق خاطر کاری کارکنان و توانمندسازی روانشناختی دارد، از این رو هر چند رهبری تحول گرا به طور مستقیم بر رفتار شهروندی سازمانی تاثیر معناداری نداشت؛ ولی با وجود متغیرهای میانجی هویت یابی سازمانی، تعلق خاطر کاری کارکنان و توانمندسازی روانشناختی این تاثیر معنادار شد. همچنین تاثیر هویت یابی سازمانی، تعلق خاطر کاری کارکنان و توانمندسازی روانشناختی بر رفتار شهروندی سازمانی مثبت و معنادار شد و شخصیت کنشگرا نیز در تاثیر بین رهبری تحول گرا بر تعلق خاطر کاری کارکنان و هویت یابی سازمانی نقش تعدیل گر را ایفا کرد و موجب تقویت این دو رابطه شد.
احصای شاخص های پایش اثربخشی و کارایی حسابرسی داخلی در شهرداری ها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی، احصاء و تبیین شاخص های پایش اثربخشی و کارایی حسابرسی داخلی در شهرداری ها می باشد.
روش: این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از حیث شیوه گردآوری اطلاعات، کیفی محسوب می شود. جامعه آماری پژوهش خبرگان حسابرسی داخلی در بخش های مختلف شهرداری مشهد بودند. برای گردآوری اطلاعات از نمونه گیری گلوله برفی و از معیار اشباع نظرات به عنوان استاندارد پایان نمونه گیری استفاده شده است.
یافته ها: پس از انجام 21 جلسه مصاحبه عمیق، اشباع اطلاعاتی بدست آمد و برای تجزیه وتحلیل مصاحبه ها از روش تجزیه وتحلیل تم استفاده گردید که 39 شاخص به عنوان تِم های اصلی این پژوهش احصاء شده است.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد مهم ترین تم های پایش اثربخشی حسابرسی داخلی در شهرداری ها شامل
میزان رفع نقاط ضعف در حوزه حسابرسی رعایت، میزان رفع نقاط ضعف در حوزه حسابرسی عملیاتی، میزان پیشنهادهای حسابرسی رعایت اجرا شده، میزان رضایت مدیران ارشد حسابرسی داخلی، میزان صرفه جویی ایجاد شده حاصل از حسابرسی داخلی، اظهارنظر انجمن های حرفه ای، پیاده سازی حسابرسی عملیاتی و جانمایی حسابرسی عملیاتی در چارت سازمانی شهرداری بودند. مهم ترین تم های پایش کارایی حسابرسی داخلی در شهرداری ها شامل میزان نظام مند کردن دستورالعمل های حسابرسی داخلی، میزان مکانیزه شدن فرایند حسابرسی، میزان دوره های آموزشی برگزار شده برای حسابرسان داخلی، میزان توانمندی حسابرسان داخلی، عضویت ها و مدارک حرفه ای کار، وجود نماینده عامل حسابرسی داخلی در مناطق، و وجود نماینده عامل حسابرسی داخلی در سازمان ها و شرکت های تابعه بودند.
مدل سازی و تحلیل سناریو نوآوری دیجیتال در بخش خدمات درمانی: مطالعه موردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه دیجیتالی شدن یک عامل حیاتی برای نوآوری در شرکت ها، مراکز تحقیقاتی و سازمان های دولتی است. این مطالعه باهدف شناسایی محرک های نوآوری دیجیتال، ترسیم شبکه روابط بین آنها و تحلیل سناریو مسیرهای مؤثر محرک ها در بیمارستان های دولتی شهر رفسنجان انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نحوه جمع آوری اطلاعات توصیفی - پیمایشی است که در سال 1402 انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان بیمارستان های دولتی و دانشگاه علوم پزشکی شهر رفسنجان بود. نمونه شامل 12 نفر از خبرگان بودند که به روش گلوله برفی انتخاب شدند. روایی داده ها با استفاده از شاخص نسبت روایی محتوا تائید شد. داده های جمع آوری شده با روش نقشه شناختی فازی و با نرم افزارهای Fcmapper، Pajek و Excel تحلیل گردید. یافته ها: بر اساس نتایج 12 عامل کلیدی به عنوان محرک های نوآوری دیجیتال در بیمارستان های دولتی شناسایی شد. نتایج اجرای تکنیک نقشه شناختی فازی نشان داد که محرک حمایت مدیریت ارشد با ضریب 1/57 دارای بیشترین تأثیرگذاری، محرک ظرفیت دیجیتال سازمان با ضریب 3/24 دارای بیشترین تأثیرپذیری و محرک ظرفیت دیجیتال سازمان با ضریب 3/89 دارای بیشترین مرکزیت هستند. طبق نتایج سناریوها، توجه به محرک حمایت مدیریت ارشد، اندازه سازمان، و پهنای باند بهبود اتوماسیون بیمارستان را فراهم می کند.. نتیجه گیری: باتوجه به شناسایی 12 محرک نوآوری دیجیتالی و بررسی روابط علّی میان این محرک ها، به نظر می رسد که مسئولان بیمارستانی برای تسهیل فرایند نوآوری دیجیتالی باید اولویت ویژه ای به محرک «نیازهای شهروندان» اختصاص دهند.
کاربرد فیلتر کالمن برای تخمین نسبت پوشش ریسک پویا در استراتژی معاملات زوجی (مطالعه موردی: صنعت خودرو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
63 - 87
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی کاربرد فیلتر کالمن برای تخمین نسبت پوشش ریسک پویا در استراتژی معاملات زوجی، هدف اصلی این پژوهش است. سؤال اصلی مقاله این است که آیا سرمایه گذاران فردی، می توانند با به کارگیری استراتژی معاملات زوجی، سود کسب کنند؟ روش: در این پژوهش از روش هم انباشتگی برای انتخاب زوج سهم ها استفاده شده و بر اساس رهیافت فضا حالت و به کمک الگوریتم فیلتر کالمن، به تخمین نسبت پوشش ریسک پویا برای ارائه سیگنال های معامله پرداخته شده است. از سیگنال های معامله برای توسعه یک استراتژی معامله زوجی بین 26 شرکت صنعت خودرو در بازار بورس اوراق بهادار، تهران طی دوره 1395 تا 1399 استفاده شده است. یافته ها: با توجه به نتایج هم انباشتگی، از بین 26 سهمی که برای تحلیل انتخاب شده بود، تنها 16 سهم رابطه هم انباشتگی داشت. بر اساس روش فیلتر کالمن، میزان بازدهی برابر 11 / 0 و نسبت شارپ برابر 06 / 3 به دست آمد. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از نسبت های شارپ و نرخ رشد مرکب سالانه، نشان می دهد که استفاده از استراتژی معاملات زوجی در دوره زمانی در دست بررسی و در صنعت خودرو سودآور است. افزون بر این، برای انجام معاملات زوجی، روش فیلتر کالمن نسبت به روش هم انباشتگی برتر است.
تأثیر رفتارهای مخرب سرمایه گذاران بر کوته بینی مدیران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
127 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف: الگوهای رفتاری سرمایه گذاران از مباحث مهم و جدیدی است که در سال های اخیر، در حوزه مالی رفتاری در کانون توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است. تأکید مالی رفتاری بر آن است که تصمیم گیری های سرمایه گذاران، از رفتارهای مخرب سرمایه گذاران نشئت گرفته است که ریشه آن، نگرش ، احساسات، هیجان ها و پیروی از تصمیم های سایر سرمایه گذاران است. از سوی دیگر، رفتارهای مخرب سرمایه گذاران، ممکن است تصمیم گیری مدیران را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رفتارهای مخرب سرمایه گذاران بر کوته بینی مدیران در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران صورت گرفته است. به این منظور، تأثیر سه رفتار مخرب سرمایه گذاران، یعنی رفتار کوته بینانه، رفتار احساسی و رفتار توده واری آن ها بر کوته بینی مدیران بررسی شده است.
روش: اطلاعات مورد نیاز برای آزمون فرضیه پژوهش، از صورت های مالی 140 شرکت، طی سال های 1390 تا 1399 جمع آوری شده است. برای آزمون فرضیه های پژوهش، از مدل های رگرسیون لجستیک به روش داده های تلفیقی استفاده شده است.
یافته ها: یافته های حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش بیانگر آن است که رفتار کوته بینانه سرمایه گذاران، رفتار احساسی سرمایه گذاران و رفتار توده واری سرمایه گذاران، بر کوته بینی مدیران تأثیر مثبت و معناداری دارد.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که گرایش های رفتاری مدیران شرکت ها، تحت تأثیر گرایش های رفتاری سرمایه گذاران قرار خواهد گرفت و مدیران در واکنش به رفتارهای مخرب سرمایه گذاران، به جای آنکه بر اهداف و برنامه ریزی های بلندمدت برای شرکت تمرکز کنند، بر اهداف کوتاه مدت متمرکز می شوند و تصمیم گیری های کوته بینانه اتخاذ خواهند کرد.
مقایسه عملکرد مدل های مارکویتز و مدل ارزش در معرض خطر براساس ریسک عدم نقدشوندگی تی کاپولا با هم بستگی شرطی پویا (DCC t-Cupola LVaR) جهت بهینه سازی پرتفوی در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
152 - 179
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، مقایسه عملکرد مدل های مارکویتز و مدل ارزش در معرض خطر با رویکرد نقدشوندگی تی کاپولا با هم بستگی شرطی پویا (DCC-t Cupola LVaR)، جهت بهینه سازی پرتفوی در بورس اوراق بهادار تهران است. ضمن ارائه یک مدل ترکیبی، م دل استخراج شده بررسی شده است تا کاراترین مدل، برای بهینه سازی سبد سرمایه گذاری با در نظر داشتن شرایط عدم قطعیت سرمایه گذاری و غیرخطی بودن هم بستگی بین بازده دارایی انتخاب شود. روش: برای تخمین DCC-tCopula-LVaR ابتدا از مدل (ARIMA -GARCH 1,1) سری زمانی جزء اخلال توزیع بازده دارایی ها برآورد و استاندارد می شود؛ سپس توزیع های حاشیه ای دارایی ها با استفاده از تابع تی کاپولا استیودنت برآورد می شود. در ادامه، از روش پارامتریک، مقادیر DCC-tCopula-LVaR محاسبه می شود. در گام آخر با استفاده از برنامه ریزی خطی، ترکیب بهینه پرتفوی و مرز کارای دو مدل در سطوح اطمینان 80، 85، 90، 95 و 99 درصد برای دو مدل فوق محاسبه خواهد شد. یافته ها: یافته های این پژوهش حاکی از آن است که هرچه مقدار ارزش در معرض خطر بیشتر می شود، مقدار شارپ مدل DCC-tCopula-LVaR در مقایسه با مدل مارکویتز کاهش می یابد. نتیجه گیری: استفاده از مدل DCC-tCopula-LVaR در شرایطی که مقدار ارزش در معرض خطر تعدیل شده نقدینگی پایین است، عملکرد بهتری برای بهینه سازی سبد سهام در مقایسه با مدل مارکویتز، مبتنی بر معیار سنجش شارپ به همراه دارد.
فعالیت های مدیریت دارایی ها در نهادهای بخش عمومی: بررسی وضعیت فعلی و عوامل زمینه-ای موثر بر بهبود آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف مقاله: دولت ها مسئول ارائه خدمات عمومی با کیفیت بالا به شهروندان خود با مطلوب ترین شرایط هستند. افزون بر سایر وظایف، دولت ها مسئول مدیریت پرتفوی متنوعی از دارایی-های عمومی هستند. از آنجایی که مدیریت دارایی ها برای موفقیت کشورها حیاتی است، هدف پژوهش حاضر بررسی فعالیت های فعلی مدیریت دارایی بخش عمومی و بررسی عوامل زمینه ای موثر بر بهبود آنها با تمرکز بر ادارات دولتی شهر ایلام می باشد. روش پژوهش: چارچوب مورد استفاده مشابه با پژوهش الهزمی (2016) که مبتنی بر هفت استاندارد و رهنمود شناخته شده بین المللی بوده و تعدیلاتی مطابق با شرایط محیطی ایران در آن انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه کارکنان بخش های حسابداری و مالی ادارات دولتی شهر ایلام است، با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای به حجم 160 نفر تعیین و داده های 97 پرسشنامه تکمیل شده با استفاده از t تک نمونه ای و معادلات ساختاری و بکارگیری نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش: یافته های حاصل شده بیانگر مطلوب نبودن فعالیت های مدیریت دارایی در ادارات دولتی شهر ایلام است، علاوه بر این، عوامل زمینه ای (یعنی استانداردهای حرفه ای، تجارب سازمانی کارکنان و رویه های سازمانی) بر بهبود فعالیت های مدیریت دارایی ها در نهادهای بخش عمومی تاثیر دارد. نتیجه گیری، اصالت و ارزش افزوده آن به دانش: نتیجه آنکه جهت کسب اطمینان از در دسترس بودن و مورد استفاده قرار گرفتن دارایی ها برای اهداف موردنظر در بخش عمومی، مدیریت دارایی ها باید کارا و اثربخش باشد، لازمه دستیابی به این امر اصلاح رویه ها و فرآیندهای مدیریت دارایی می باشد.
تحلیل کارکردهای نظام نوآوری فناورانه مالی در گذار ولث تک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۹
85 - 110
حوزههای تخصصی:
امروزه برای تسهیل فرایندهای مدیریت ثروت از راه حل های دیجیتال استفاده می شود که تحت عنوان فناوری مدیریت ثروت (ولث تک) مطرح شده است. ولث تک ها منجر به تغییر در رژیم اجتماعی-فنی سنتی شده اند که با مفهوم گذار تبیین می شود. این مطالعه هدف بررسی گذار با چارچوب تحلیلی نظام نوآوری فناورانه را دنبال می کند. محققان قبلی، با مطالعه فناوری تجدیدپذیر، هفت کارکرد برای نظام نوآوری فناورانه تعیین کرده اند و نشان دادند که نظام چگونه کار می کند. از آنجا که گذار ولث تک، در مقایسه با گذار فناوری های تجدیدپذیر، گذاری کوتاه مدت محسوب می شود لذا نظام نوآوری فناوری های مدیریت ثروت کارکردهایی متفاوت از نظام نوآوری فناوری های تجدید پذیر دارد. ضمن اینکه ایران به عنوان کشوری در حال توسعه در جایگاه پیرو نسبت به کشورهای توسعه یافته قرار دارد که منجر به تفاوت در کارکردها و نحوه عملکرد نظام می شود. این مطالعه برای بررسی گذار ولث تک با چارچوب تحلیلی نظام نوآوری فناورانه، از روش پژوهش کیفی و راهبرد تحلیل محتوا استفاده کرده است. در این راستا با مطالعه گزارش ها و مطالب و مصاحبه های منتشر شده در رسانه های مالی و فین تکی طی بازه زمانی 1394 تا پایان 1399، نظرات فعالان این حوزه در ایران بررسی و تحلیل شده و در نهایت 9 کارکرد تامین زیرساخت فناورانه، شکل دهی به ارتباطات و شبکه سازی، تبادل اطلاعات و دانش، سیاستگذاری و قانونگذاری، آگاهی بخشی به شهروندان و شکل گیری شهروندی مالی، تامین مالی، توسعه منابع انسانی، تحقیق و توسعه و همچنین فعالیت های نوآورانه شناسایی شده است.