فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
The purpose of this research is to investigate the impact of tax avoidance on investment efficiency with emphasis on the role of institutional ownership and managerial ownership. Tax avoidance can be used as internal source of financing to enable financially distressed companies to access valuable investments with savings from tax avoidance. For this, a sample of 152 companies was selected from the companies listed in the Tehran Stock Exchange and by collecting data related to the research during the years of 2015 to 2022. The data related to the research variables for a period of 8 years were collected from reliable statistical databases. The hypotheses inspired by the title of the research were estimated according to the Chow test and the Hausman test using related statistical methods. The result of the first hypothesis indicates the existence of a significant and positive relationship between tax avoidance and investment efficiency. Also, the result of the second hypothesis showed that there is a direct and significant relationship between tax avoidance in companies with institutional ownership and investment efficiency. While the result of the third hypothesis showed that there is no significant relationship between tax avoidance in companies with managerial ownership and investment efficiency.
A Mathematical Model for Reviewer Assignment Problem: Balancing Maximum Coverage, Fairness, and Expertise Matching(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Industrial Management Journal, Volume ۱۷, Issue ۲, ۲۰۲۵
149 - 174
حوزههای تخصصی:
Objective : This study tackles the reviewer assignment problem by proposing a model that optimizes reviewer-proposal matching based on thematic coverage, fairness, and expertise, while considering workload balance and team size constraints. The model incorporates practical constraints such as limits on the number of proposals each reviewer can handle and team composition requirements. This approach is especially relevant to institutions like academic conferences, journals, and funding organizations, aiming to enhance the integrity and efficiency of the review process. Methods : This study is classified as descriptive research with a practical orientation and relies on data collection through applied methods. The approach is grounded in mathematical modeling. Initially, the selected articles are grouped into clusters. Reviewers are then assigned to these clusters using a multi-objective binary integer programming model that incorporates all relevant criteria and constraints. To implement this model, 150 articles were selected through purposive sampling. The model was optimized using Python, employing both the branch-and-bound algorithm and a genetic metaheuristic algorithm to maximize the degree of reviewer-proposal matching within the proposed framework. Results : The proposed model demonstrates strong practical relevance by closely reflecting real-world reviewer assignment challenges. By simultaneously optimizing thematic coverage, evaluation fairness, and reviewer expertise, the model captures the complexity of actual allocation scenarios. To validate its effectiveness, the model was solved using both the branch-and-bound algorithm and a genetic algorithm. The branch-and-bound method yielded an objective value of 177.349 in approximately one hour, while the genetic algorithm reached 120.35 in just seven minutes. Although branch-and-bound guarantees optimality, its longer runtime makes it less practical for larger datasets. Given the similarity of results, the genetic approach is a reliable and scalable alternative. Conclusion : This study introduces a new allocation strategy and mathematical model for reviewer assignment, addressing often-overlooked factors such as reviewer expertise, grouping, and conflicts of interest. By integrating these elements, the proposed model better reflects real-world conditions. Future work is encouraged to expand on these findings with new frameworks and methods.
تأثیر عملکرد شرکت بر رابطه بین مدیریت سود و کارایی سرمایه گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گزارش های مالی مهم ترین منبع اطلاعاتی جهت ارزیابی عملکرد مالی شرکت ها هستند به طوری که ذینفعان با توجه به آن ها اطلاعات لازم جهت تصمیم گیری را بدست می آورند. مدیران به عنوان تهیه کنندگان گزارش های مالی، از روش هایی برای گزارشگری استفاده می کنند که علاوه بر اینکه در چهارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری باشند، منافع آن ها را نیز تأمین کند. به مقوله دستکاری سود مدیریت سود گفته می شود. در همین راستا، مطالعه حاضر به تحلیل تأثیر عملکرد شرکت بر رابطه بین مدیریت سود و کارایی سرمایه گذاری می پردازد. بدین منظور؛ اطلاعات 110 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال های 1392 الی 1401 استخراج و متغیرهای پژوهش با استفاده از آزمون های آماری محاسبه شده اند. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی، طرح آن از نوع تجربی و رویکرد آن پس رویدادی است. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از رگرسیون خطی چندمتغیره و جهت بررسی و آزمون فرضیه ها از روش های آماری استفاده شده است. بدین منظور سه فرضیه تدوین و آزمون شده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مدیریت سود بر کارایی سرمایه گذاری تأثیر منفی و معناداری دارد، عملکرد شرکت بر کارایی سرمایه گذاری تأثیر ندارد و عملکرد شرکت بر رابطه بین مدیریت سود و کارایی سرمایه گذاری تأثیر منفی و معناداری دارد.
شناسایی و ارزیابی پیشایندها و پسایندهای رفتار شهروندی سازمانی (دستاوردی برای مدیران دانشگاه های علوم پزشکی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات توسعه و مدیریت منابع دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
25 - 34
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی پیشایندها و پسایندهای رفتار شهروندی سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی در سال 1399 صورت گرفت. روش پژوهش بر اساس هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها کیفی – کمی بوده و حالت ترکیبی (آمیخته) بود. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل دانشگاهی، مدیران و کارشناسان مباحث رفتاری و آموزشی که به صورت هدفمند انتخاب شدند و دربخش کمی شامل؛ کارکنان ستادی دانشگاه های علوم پزشکی جنوب کشور بودند که به شیوه روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. 26 مؤلفه نهایی حاصل از مرور ادبیات و پژوهش های مشابه و روش دلفی به دست آمد که در قالب پیشایندها با مؤلفه های؛ عوامل فردی؛ عوامل مدیریتی، عوامل سازمانی و ویژگی های شغلی؛ و پسایندها با مؤلفه های؛ پیامدهای فردی و سازمانی دسته بندی شدند. مدل پیشنهادی در مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار SmartPLS تحلیل و مدل نهایی ارائه گردید. نتایج پژوهش حاکی از تأیید تمامی روابط پژوهش مبنی بر تأثیر پیشایندها عوامل فردی به میزان 523/0، عوامل مدیریتی به میزان 372/0، عوامل سازمانی به میزان 506/0، ویژگی های شغلی به میزان 399/0، بر رفتار شهروندی سازمانی و همچنین تأثیر رفتار شهروندی سازمانی بر پیامدهای فردی به میزان 502/0 و بر پیامدهای سازمانی دانشگاه علوم پزشکی به میزان 575/0 سطح اطمینان 99 درصد بود.
تبیین ارتباط رهبری اخلاق مدار بر نوآوری در مدیریت شهری با نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی: یک مطالعه پیمایشی در شهرداری مشهد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
رویکردهای نو در مدیریت دولتی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
117 - 136
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تبیین ارتباط رهبری اخلاق مدار بر نوآوری در مدیریت شهری با نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی در شهرداری مشهد پرداخته است. روش تحقیق به صورت پیمایشی با استفاده از پرسش نامه استاندارد و نمونه گیری تصادفی ساده با حجم نمونه ۱۰۸ نفر انجام شد. نتایج تحلیل ها نشان داد که رهبری اخلاق مدار تأثیر مثبت و معناداری بر نوآوری در مدیریت شهری و انعطاف پذیری شناختی دارد. همچنین، انعطاف پذیری شناختی به طور معناداری بر نوآوری در مدیریت شهری تأثیرگذار است. مقادیر همبسنگی برای روابط رهبری اخلاق مدار و نوآوری در مدیریت شهری (0.72)، رهبری اخلاق مدار و انعطاف پذیری شناختی (0.68)، و انعطاف پذیری شناختی و نوآوری در مدیریت شهری (0.55) نشان دهنده همبستگی های قوی است. شاخص های برازش مقایسه ای، تاکر - لوئیس، خطای مربع میانگین تقریب و نسبت کای - مربع به درجه آزادی نشان دهنده برازش خوب مدل تحقیق بودند. تمامی فرضیه های تحقیق تأیید شدند، که گواهی بر اعتبار نتایج است. از جمله محدودیت های این پژوهش، تمرکز صرف بر شهرداری مشهد و استفاده از پرسشنامه های خوداظهاری است که می تواند دقت و تعمیم پذیری نتایج را تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش به مدیران شهری توصیه می کند تا با تقویت این نوع رهبری، فرآیندهای نوآورانه را در سازمان های شهری ارتقا دهند.
انتخاب تأمین کنندگان پایدار صنعت داروسازی با استفاده از رویکرد ترکیبی تصمیم گیری چندمعیاره و تحلیل پوششی داده ها در محیط فازی (مطالعه موردی: شرکت سبحان دارو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
225 - 256
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: با توجه به رقابت پذیری بازار تولید، شرکت ها نگاه ویژه ای به مدیریت زنجیره تأمین برای بهبود رقابت پذیری خود دارند. امروزه صنایع به دلیل افزایش آگاهی مصرف کنندگان و تقاضاهای زیست محیطی از بازارهای جهانی بسیار متنوع، بیشتر بر پایداری زنجیره تأمین تمرکز می کنند. نقطه شروع دستیابی به پایداری در زنجیره تأمین انتخاب تأمین کنندگان بر اساس اصول پایداری است. در نتیجه انتخاب تأمین کننده پایدار که بخش کلیدی زنجیره های تأمین را تشکیل می دهد، جهت دستیابی به توسعه پایدار و کسب مزیت رقابتی به یک تصمیم استراتژیک حیاتی برای شرکت ها تبدیل شده است. هدف از این تحقیق، شناسایی مهم ترین شاخص های پایداری و ارزیابی و انتخاب تأمین کنندگان در زنجیره تأمین صنعت داروسازی بر اساس عملکرد پایداری آن ها می باشد. روش ها: این پژوهش بر مبنای هدف، کاربردی است و از نظر روش انجام دادن در گروه پژوهش های توصیفی-تحلیلی قرار می گیرد. در این مطالعه یک رویکرد ترکیبی جدید تصمیم گیری چندمعیاره فازی و تحلیل پوششی داده های فازی جهت انتخاب تأمین کنندگان مورد استفاده قرار گرفته است. کاربرد رویکرد پیشنهادی درشرکت سبحان دارو به عنوان مطالعه موردی انجام شده است. در ابتدا فهرستی از معیارها بر اساس مرور ادبیات پژوهش شناسایی و با استفاده از روش دلفی فازی غربالگری و نهایی شدند. سپس با استفاده از روش دیمتل فازی، تأثیرات متقابل و وابستگی های بین عوامل مورد بررسی قرار گرفت. در مرحله بعد برای تعیین میزان اهمیت ابعاد و معیارها از روش فرآیند تحلیل شبکه ای فازی استفاده گردید. در نهایت با استفاده از روش تحلیل پوششی داده های فازی میزان کارایی تأمین کنندگان تعیین گردید و تأمین کنندگان برتر شناسایی شدند. یافته ها: با توجه به یافته های پژوهش، 33 شاخص شناسایی شده اولیه با استفاده از روش دلفی فازی غربالگری و در نهایت 15 شاخص در 4 بعد اقتصادی، زیست محیطی، اجتماعی و خدمات توسط خبرگان تأیید شدند. نتایج روش دیمتل فازی نشان داد که شاخص تعهد به توسعه سیستم مدیریت زیست محیطی و انرژی، به عنوان اثرگذارترین و شاخص ابتکارات کنترل آلودگی و مدیریت ضایعات مؤثر، به عنوان اثرپذیرترین شاخص می باشد. هم چنین ابعاد اقتصادی و زیست محیطی بیشترین اثرگذاری را در سیستم دارند و ابعاد اجتماعی و خدمات از بیشترین اثرپذیری در سیستم برخوردار هستند. بر اساس نتایج روش فرآیند تحلیل شبکه ای فازی، معیارهای کیفیت مواد اولیه و بسته بندی، تعهد به توسعه سیستم مدیریت زیست محیطی و انرژی و سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه سبز به عنوان مهم ترین معیارها در ارزیابی تأمین کنندگان شناسایی شدند. در میان ابعاد نیز ابعاد اقتصادی و زیست محیطی بیشترین اهمیت را به خود اختصاص دادند. بر اساس رتبه بندی نهایی مدل تحلیل پوششی داده های فازی، 15 تأمین کننده شرکت سبحان دارو بر اساس میزان کارایی رتبه بندی گردیدند که تأمین کنندگان ۱، ۶ و 2 به ترتیب در رتبه های اول تا سوم قرار گرفتند. نتیجه گیری : نتایج بیانگر آن است که مدیران و کارشناسان شرکت های داروسازی از جمله مدیران بخش تدارکات و خرید، باید هنگام ارزیابی و انتخاب تأمین کنندگان پایدار، به شاخص های اقتصادی و زیست محیطی توجه ویژه ای داشته باشند. هم چنین مدیران شرکت سبحان دارو می توانند جهت همکاری با تأمین کنندگان 1، 6 و 2 که عملکرد خوبی داشته اند، قراردادهای بلندمدت تنظیم کنند. این یافته ها نه تنها به شرکت های داروسازی در انتخاب بهترین تأمین کنندگان کمک می کند، بلکه به سایر صنایع نیز این امکان را می دهد که با استفاده از این مدل ترکیبی، فرآیند انتخاب تأمین کنندگان خود را بهبود بخشند.
استفاده از شبکه های عصبی کانولوشنالی جهت مدلسازی رابطه افق سرمایه گذار نهادی با ریسک پذیری بانکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
54 - 80
حوزههای تخصصی:
هدف: ریسک پذیری بانکی یکی از مؤلفه های بنیادین در سنجش پایداری مالی نظام های اقتصادی به شمار می رود و تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله ساختار مالکیت، نوع سهامداران و رفتار سرمایه گذاران قرار دارد. در این میان، افق سرمایه گذاری نهادی—اعم از کوتاه مدت یا بلندمدت—می تواند نقش تعیین کننده ای در نحوه مواجهه بانک ها با انواع ریسک های بازار ایفا کند. سرمایه گذاران نهادی با افق های متفاوت، رویکردهای گوناگونی در نظارت، تخصیص منابع و واکنش به نوسانات بازار اتخاذ می کنند که این تفاوت ها می تواند پیامدهای مستقیم بر سطح ریسک پذیری بانک ها داشته باشد. با توجه به پیچیدگی، چندبعدی بودن و غیرخطی بودن رابطه میان افق سرمایه گذاری و ریسک پذیری، استفاده از مدل های سنتی تحلیل مالی نظیر رگرسیون خطی یا شبکه های عصبی پیش خور با محدودیت هایی مواجه است. این مدل ها غالباً در شناسایی الگوهای پنهان، روابط غیرخطی و ویژگی های محلی داده های مالی ناکارآمد هستند. از این رو، هدف اصلی پژوهش حاضر، بهره گیری از شبکه های عصبی کانولوشنالی (CNN) برای مدل سازی دقیق تر رابطه افق سرمایه گذار نهادی با ریسک پذیری بانکی در داده های ساختاریافته بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. روش: این مطالعه از نوع کاربردی بوده و با رویکرد توصیفی-همبستگی انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه بانک های فعال در بورس تهران طی سال های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۹ بود. داده های مربوط به افق سرمایه گذاری نهادی (کوتاه مدت و بلندمدت) و شاخص های ریسک پذیری بانکی استخراج گردید و به منظور پردازش توسط شبکه های کانولوشنالی، به ماتریس های ۴×۴ تبدیل شدند. سه مدل CNN با تعداد فیلترهای 64، 128 و 256 طراحی و آموزش داده شدند تا عملکرد آن ها در شناسایی الگوهای پیچیده و پیش بینی دقیق تر رابطه مورد نظر ارزیابی شود. برای سنجش کیفیت مدل ها از معیارهای دقت (Accuracy)، امتیاز F1 و سطح زیر منحنی ROC (AUC) استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از مدل سازی نشان داد که همبستگی میان افق سرمایه گذاری کوتاه مدت و ریسک پذیری بانکی برابر با 0.86 بوده که به مراتب قوی تر از همبستگی افق بلندمدت با ریسک پذیری (0.72) است. این یافته حاکی از آن است که سرمایه گذاران نهادی با افق کوتاه مدت، به دلیل واکنش پذیری سریع تر نسبت به تغییرات بازار، نقش مؤثرتری در کاهش ریسک های بانکی ایفا می کنند. از میان سه مدل طراحی شده، شبکه 64 فیلتری (CNN64) با دقت 0.829، امتیاز F1 برابر با 0.815 و AUC برابر با 0.842، بالاترین عملکرد را در مدل سازی رابطه مورد نظر داشت. این مدل توانست با استخراج ویژگی های محلی و شناسایی الگوهای پیچیده در داده های مالی، عملکردی به مراتب بهتر از مدل های سنتی ارائه دهد و اثربخشی شبکه های کانولوشنالی در تحلیل های مالی را به اثبات رساند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که شبکه های عصبی کانولوشنالی، به ویژه در ساختارهای سبک تر مانند CNN64، ابزار قدرتمندی برای تحلیل روابط پیچیده و غیرخطی در داده های مالی هستند. استفاده از این مدل ها در تحلیل افق سرمایه گذاری نهادی و ریسک پذیری بانکی، نه تنها دقت پیش بینی را افزایش می دهد، بلکه امکان تفسیر بهتر رفتار بازار، شناسایی الگوهای پنهان و اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری آگاهانه تر را فراهم می سازد. تمرکز بر افق کوتاه مدت به عنوان عامل مؤثر در کاهش ریسک های بانکی، می تواند راهگشای تدوین سیاست های نظارتی، طراحی ابزارهای کنترلی و توسعه راهبردهای سرمایه گذاری هوشمندانه تر در صنعت بانکداری باشد. پیشنهاد می شود در مطالعات آتی، از مدل های یادگیری ماشین متنوع تری مانند درخت های تصمیم گیری، مدل های تصادفی و شبکه های عمیق تر استفاده شود و تأثیر عوامل کلان اقتصادی نظیر نرخ بهره، تورم و سیاست های پولی نیز در تحلیل ها لحاظ گردد. همچنین، گسترش دامنه تحقیق به سایر بازارهای مالی، نمونه های بین المللی و بازه های زمانی بلندمدت می تواند به تعمیم پذیری نتایج، افزایش اعتبار بیرونی و توسعه نظری در حوزه مدیریت ریسک بانکی کمک شایانی نماید.
تأثیر ادراک مدیران، گستره تغییر و رهبری بر انطباق استراتژیک با چرخش استراتژیک در بحران کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
261 - 277
حوزههای تخصصی:
کسب وکارهای کوچک بستر مناسبی برای توسعه فعالیت های کارآفرینی هستند. یکی از عوامل موفقیت کسب وکارهای کوچک این است که چرخه افول خود را با موفقیت پشت سر بگذارند. می توان از چرخش و انطباق استراتژیک برای مقابله با چرخه زوال در کسب وکارها استفاده نمود. از این رو، هدف پژوهش، بررسی تأثیر ادراک مدیران، گستره تغییر و رهبری انطباقی در شکل گیری انطباق استراتژیک با نقش میانجی چرخش استراتژیک است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها از نوع توصیفی و از حیث ارتباط بین متغیرهای پژوهش از نوع علّی است. روش کار پیمایشی بوده، جامعه آماری پژوهش را کسب وکارهای نوپای شهر بوشهر تشکیل داده که تعداد آن 80 شرکت است. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه در مقیاس پنج گزینه ای بود. برای سنجش روایی از روش اعتبار محتوا و برای آزمون پایایی پرسش نامه از شیوه آلفای کرونباخ استفاده شده است. بر اساس نتایج مقدار ضریب آلفای کرونباخ برای متغیرهای گستره تغییر، ادراک مدیران، رهبری انطباقی، انطباق استراتژیک و چرخش استراتژیک به ترتیب برابر با 983/0، 887/0، 931/0، 990/0، 975/0 محاسبه گردید، که مقداری بیشتر از7/0 هستند. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و Smart PLS مورد تحلیل قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که ادراک مدیران بر انطباق استراتژیک تأثیر مثبت و معناداری ندارد؛ گستره تغییر بر چرخش استراتژیک؛ رهبری انطباقی بر چرخش استراتژیک؛ و چرخش استراتژیک تأثیر مثبت و معناداری بر انطباق استراتژیک دارد؛ در انتها، بر اساس یافته های پژوهش رهنمودهایی به مدیران کسب وکارهای نوپا ارائه شده است.
بررسی رابطه بین فقر انرژی و رشد اقتصادی در کشور های عضو منا
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۰ (جلد ۱)
277 - 301
حوزههای تخصصی:
فقر انرژی یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر رشد اقتصادی کشورها به شمار می رود. در کشورهای عضو منا (MENA)، سطح دسترسی به انرژی و هزینه های مرتبط با آن می تواند مسیر توسعه اقتصادی را تعیین کند. تبیین ارتباط میان فقر انرژی و رشد اقتصادی، به دولت ها کمک می کند تا سیاست های مؤثرتری در حوزه انرژی تدوین کنند. از این رو، پژوهش حاضر به بررسی رابطه فقر انرژی و رشد اقتصادی در 14 کشور عضو منا طی دوره زمانی 2010 تا 2022 با تمرکز ویژه بر تحلیل اثرات کوتاه مدت و بلندمدت این رابطه می پردازد. روش تحقیق به صورت کمی بوده و از داده های سالانه کشورهای مورد مطالعه استفاده شده است. برای تحلیل داده ها، از الگوهای برداری خودرگرسیونی پانلی (PVAR) و حداقل مربعات معمولی کاملاً اصلاح شده (FMOLS) بهره گرفته شده است. همچنین، اثرات شوک های ناگهانی در متغیرهای فقر انرژی، آموزش، نرخ تورم و نرخ بیکاری بر رشد اقتصادی، از طریق توابع عکس العمل آنی و تجزیه واریانس خطاها بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که یک شوک ناگهانی در فقر انرژی در کوتاه مدت رشد اقتصادی را طی دو سال ابتدایی افزایش می دهد، اما این اثر از سال سوم به بعد کاهش یافته و در سال ششم کاملاً خنثی می شود. در بلندمدت، فقر انرژی اثر منفی و معناداری بر رشد اقتصادی دارد؛ به طوری که یک درصد افزایش در شاخص فقر انرژی موجب کاهش 0.811 درصدی رشد اقتصادی می شود. همچنین شوک های ناشی از افزایش آموزش، تورم و نرخ بیکاری نیز آثار منفی و معناداری بر رشد اقتصادی بر جای گذاشته اند. در نهایت، یافته ها بر لزوم مدیریت صحیح مخارج انرژی، سرمایه گذاری هدفمند در آموزش، کنترل نرخ تورم و اصلاح بازار کار جهت دستیابی به رشد اقتصادی پایدار در منطقه منا تأکید می کنند.
به کارگیری رویکرد کارت امتیاز متوازن بر عملکرد شرکت های کارگزاری در اقتصاد دیجیتال شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و مدیریت شهری سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۱
21 - 33
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه عوامل مؤثر بر عملکرد شرکت های کارگزاری با رویکرد کارت امتیازی متوازن در اقتصاد دیجیتال شهری بررسی شده است. پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت، کاربردی و از نظر نوع روش توصیفی – پیمایشی است. اطلاعات مورد نیاز برای انجام تحقیق با استفاده از پرسشنامه جمع آوری گردید. این تحقیق پس از مطالعه کتابخانه ای با توجه به اطلاعات به دست آمده، به ارائه پرسشنامه روش دلفی، به شناسایی عوامل اصلی و فرعی مؤثر پرداخت. سپس با استفاده از پرسشنامه مقایسات زوجی، عوامل اصلی و فرعی مؤثر وزن دهی گردید. نتایج نشان می دهد که در سطح 95 درصد بین تمر کز مالکیت و دو معیار عملکرد یعنی نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت کیو توبین رابطه معناداری وجود دارد. به طوری که تمرکز مالکیت 2درصد از تغییرات نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، و4/2درصد از تغییرات نسبت کیو توبین را تفسیر می کند؛ یعنی هر چه تمرکز مالکیت بیشتر باشدکنترل بیشتری بر مدیران اعمال شده و عملکرد شرکت افزایش می یابد. البته این رابطه معنادار بین تمرکز مالکیت و معیار ارزیابی عملکرد نسبت بازده دارایی ها صدق نمی کند. همچنین بین معیارهای ارزیابی عملکرد و نسبت سود تقسیمی رابطه معناداری مشاهده شد که 9/12درصد، 21درصد و 9/21درصد از تغییرات نسبت سود تقسیمی به ترتیب توسط معیارهای ارزیابی عملکرد نسبت بازده دارایی ها، نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت کیو توبین تفسیر می شود؛ به این معنا که بهبود عملکرد می تواند افزایش سود تقسیمی را به دنبال داشته باشد. در عین حال از نظر آماری رابطه معناداری بین تمرکز مالکیت (سهامداران عمده)و سیاست سود تقسیمی مشاهده نشده است.
بررسی اثرات تغییرات اقلیمی، تغییرات آب و هوایی و تجارت بین الملل بر امنیت غذایی در کلان شهر تبریز در سال های ۱۴۰۲- ۱۴۰۳(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و مدیریت شهری سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۲
51 - 66
حوزههای تخصصی:
با توجه به رشد سریع جمعیت در قرن حاضر، مسئله ی غذا به یکی از چالش های بسیار مهم و حیاتی تبدیل شده است. بر این اساس، مفهوم امنیت غذایی در جهان مطرح شده است. هدف از نگارش این پژوهش نیز بررسی اثرات تغییرات اقلیمی، تغییرات آب و هوایی و تجارت بین الملل بر امنیت غذایی در کلان شهر تبریز در سال های 1402 و 1403 بود. در این راستا، جامعه آماری، شامل افراد بالای 18 سال شهر تبریز بوده و نمونه آماری، بر اساس نمونه گیری تصادفی ساده، از بین افراد بالای 18 سال، 100 نفر انتخاب شد. ابزار این پژوهش، پرسشنامه ای با 5 درجه لیکرت (از کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم) و 30 سؤال می باشد که توسط محقق ساخته شده است. برای تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS26 استفاده شده است. این پژوهش، از نوع توصیفی و میدانی بوده و از روش همبستگی پیرسون برای بررسی تغییرات اقلیمی، آب و هوایی و تجارت بین الملل در سال های مورد بررسی بر امنیت غذایی شهر تبریز استفاده شده است تا همبستگی بین آن ها مشخص گردد. تحلیل داده های این پژوهش، نشان می دهد که تغییرات اقلیمی اخیر در منطقه تبریز تأثیرات قابل توجهی بر بهبود امنیت غذایی داشته است. نتایج حاصل از همبستگی پیرسون، تأثیر مثبت و معنادار افزایش دما را بر طولانی تر شدن فصل رشد (با ضریب ۰.۵۲۲) و کاهش خسارات ناشی از سرمازدگی (تا ۳۰ درصد) نشان داد که این عوامل به افزایش ۱۲ درصدی تولید محصولات استراتژیک مانند گندم و جو و بهبود کیفیت محصولات باغی منجر شده است. همچنین، تغییر الگوی بارش ها به سمت باران های سنگین اما کوتاه مدت، ذخیره آب در سدها را افزایش داده و امکان کشت محصولات باارزش را فراهم نموده است. از سوی دیگر، توسعه تجارت بین الملل با ضریب همبستگی ۰.۵۷۸ بیشترین تأثیر را بر امنیت غذایی نشان داد که ناشی از افزایش ۳۵ درصدی واردات غلات و رشد صادرات محصولات باغی بوده است. سیاست گذاری های دولت نیز با اعطای یارانه به نهاده های کشاورزی، توسعه سیستم های آبیاری تحت فشار (با افزایش راندمان آبیاری از ۴۵ به ۶۸ درصد) و حمایت از کشت گلخانه ای (با رشد ۲۵ درصدی تولید سبزیجات)، نقش مکملی در تقویت امنیت غذایی ایفا کرده است. در مجموع، این عوامل باعث بهبود شاخص امنیت غذایی و کاهش قیمت سبد کالاهای اساسی در تبریز شده اند.
Optimizing Vertical Handover Using Multi-Criteria Decision Making in Heterogeneous Networks(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of Information Technology Management , Volume ۱۷, Special Issue on SI: Intelligent Security and Management, ۲۰۲۵
63 - 86
حوزههای تخصصی:
Vertical handover (VHO) in heterogeneous wireless networks is essential to keep users continuously connected and also to guarantee that the Quality of Service (QoS) of mobile communications is adequate. The focus of this paper is to apply various Multi-Criteria Decision Making (MCDM) tools to model a comprehensive VHO decision-making framework. This proposed methodology brings together more than one parameter of a given networking environment, such as signal intensity, QoS, and energy requirements, into one or more decision models. Using analytical methods such as the Analytical Hierarchy Process (AHP) for criteria weighting, we continuously optimize network conditions, thereby enhancing the efficiency and reliability of Vertical Handover (VHO). Several experiments were made to test the efficiency of the given MCDM-based VHO algorithm. The performance evaluation of the proposed method reveals superior handover performances in terms of success rates, less latency, and better QoS as compared to other VHO techniques. In addition, our research conclusion implies that integrating MCDM into the VHO decision-making will not only facilitate the network resource optimization but also improve the user satisfaction in the heterogeneous networking domain. This paper, in the wireless communications area, makes a significant contribution by presenting a powerful framework for DNS and VHO. The subsequent studies will be directed towards improving this algorithm for real-time applications and experimentation in the new generation networks, such as 5G Networks.
سفال منقوش نوع سه گابی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
19 - 30
حوزههای تخصصی:
سفال منقوش نوع سه گابی برای نخستین بار پس از کاوش های تپه ای به همین نام در دشت کنگاور، در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی، وارد ادبیات باستان شناسی پیش از تاریخ ایران شد. برخلاف بسیاری از گونه های سفالی مناطق غربی ایران که پس از مطالعات اولیه، در یکی دو دههٔ اخیر مورد بازنگری و بررسی های نوین قرار گرفته اند، بیشتر اطلاعات موجود دربارهٔ سفال منقوش نوع سه گابی همچنان محدود به مطالعات اولیه این گونه، در فاصلهٔ سال های ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۵ میلادی است. با توجه به گذشت زمان طولانی از آغاز مطالعات این نوع سفال، بسیاری از مباحث مرتبط با آن از جمله بازهٔ زمانی دقیق این سبک سفال در توالی پیش از تاریخ غرب ایران، منشأ و مراحل شکل گیری، نوع نقوش و تزیینات، دامنهٔ گسترش و... نیازمند بازنگری و توجهی دوباره اند. ازاین رو، هدف مقالهٔ حاضر پاسخ گویی به ابهامات و پرسش های یادشده و نیز ارائهٔ تصویری به روز و نو از این گونه در مطالعات پیش از تاریخ غرب ایران، با در نظر گرفتن تازه ترین تحقیقات انجام شده در این زمینه است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که برخلاف تصور پیشین دربارهٔ بازهٔ زمانی سفال نوع سه گابی در توالی گاه نگاری پیش از تاریخ منطقه (۴۶۰۰/۴۵۰۰–۴۲۰۰ ق.م)، گونه های اولیهٔ این سفال منقوش، هم زمان با سفال های نوع دالما از دورهٔ دالما، از حدود ۵۰۰۰ ق.م آغاز شده و تا ۴۲۰۰ ق.م ادامه یافته اند. از دیگر یافته های این تحقیق، روشن شدن سیر تغییر و تحول در نوع تزیینات روی سفال هاست. در حالی که تزیینات گونه های اولیه متشکل از نقوش هندسی ساده بود، در مراحل میانی این سنت، انواع مختلفی از نقوش هندسی پدیدار می شود و در مراحل پایانی، شاهد حضور نقوش جانوری و گیاهی بر روی این سفال ها هستیم. در نهایت، مشخص شد که دامنهٔ گسترش این سنت سفالی محدود به مناطق شرق زاگرس مرکزی نبوده، بلکه نواحی گسترده تری فراتر از این منطقه نیز تحت تأثیر آن قرار گرفته اند.
Feasibility Study of Using Digital Scientific Resources and Virtual Education Using Augmented Reality in the Educational Program of Shahid Bahonar University of Kerman(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۶, No. ۱۰, Winter & Spring ۲۰۲۵
69 - 90
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this research is to evaluate the feasibility of using digital scientific resources and virtual education using augmented reality technology in the educational program of professors and doctoral students of Shahid Bahonar University of Kerman.
Method: This research is descriptive-survey but is applied in terms of type and purpose. The statistical population of this research is all professors who teach in the doctoral program and doctoral students in Shahid Bahonar University of Kerman. Sampling method in this research is stratified random sampling. The sample size was 333 using Cochran's formula. Data collection tool, researcher-made questionnaire and the validity of the questionnaire were calculated by experienced professors and experts. The validity and reliability of the questionnaire were calculated using Cronbach's alpha test of 0.86. The collected data were first stored in the database and then by transferring this data to SPSS and EXCEL 23 software, the field of analysis of this data and their results was provided.
Findings: The findings showed the possibility of using virtual educational resources and digital scientific resources, as well as the possibility of using augmented reality technology in educational and scientific research programs at Shahid Bahonar University of Kerman. There is a significant difference between the views of professors and doctoral students in the use of virtual educational resources and digital scientific resources in the educational and research programs of professors and doctoral students, while there is no significant difference between their views on the use of augmented reality technology.
Conclusion: One of the most important reasons for the need to organize e-learning centers and institutions is the growing demand for education, especially higher education in the country, which has become a special social issue due to limited resources and educational capacity in the current education system. Ease of access and use of digital scientific resources and better understanding and mental creativity with the use of new technologies, including augmented reality, has necessitated the use and application of this technology in the educational programs of scientific and academic centers. Have a long-term and codified plan with instructions and rules related to augmented reality technology. Provide adequate funding, create hardware and software infrastructure, motivate, desire, sufficient expertise and empower the ability of faculty and students to use augmented reality technology.
Designing a Model of Human Resources Capabilities with an Emphasis on Digital Knowledge Management in Iran Oil Terminals Company(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۶, No. ۱۰, Winter & Spring ۲۰۲۵
197 - 219
حوزههای تخصصی:
Purpose: The main goal of this research is to design a model of human resource capabilities, with an emphasis on digital knowledge management, for Iran Oil Terminals Company.
Method: This research is descriptive-survey in terms of research design, cross-sectional in terms of time, and applied in terms of purpose. It is categorized as exploratory research. The statistical sample consisted of 20 professors and senior managers from the Ministry of Oil in the qualitative section and 100 managers and experts from Iran Oil Terminals Company in the quantitative section. Data collection in the qualitative part was conducted through interviews and data analysis techniques, while the quantitative section utilized questionnaires and structural equation modeling techniques.
Findings: The findings were categorized into 114 codes and 26 concepts, which were further grouped into three categories: human-behavioral capabilities, specialized-technical capabilities, and analytical capabilities. The research confirmed that the role of human resource capabilities in the growth and development of organizations is undeniable. It emphasized that human resources management must leverage this intra-organizational capital to foster organizational advancement and excellence. A lack of qualified human resources can be a significant reason for an organization's stagnation.
Conclusion: The analysis revealed that human resource capabilities, with an emphasis on digital knowledge management, encompass behavioral, specialized-technical, and analytical capabilities. Ultimately, a suitable model for human resource capabilities, emphasizing digital knowledge management, was proposed for Iran Oil Terminals Company. Human resource capability is valuable, rare, irreplaceable, and difficult to imitate; thus, it is essential for creating sustainable competitive advantages. Proper utilization of human resource capabilities can enhance organizational performance. This study took a process-oriented approach to propose an integrated model that comprehensively considers key variables such as human resource capability and knowledge management effectiveness.
طراحی الگوی پیدایش پدیدۀ سرایت هیجانی در سازمانهای دولتی با روش TISM فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازمان ها پدیده هایی اجتماعی متشکل از افراد و گروه ها هستند. تمامی افرادی که در سازمان هستند دارای هیجانات مثبت و منفی گوناگون و بی شماری می باشند که سازمان نیز به عنوان یک پدیده اجتماعی از آن ها تاثیر می پذیرد. در نتیجه هیجانات کارکنان در محیط کار، بخشی اجتناب ناپذیر برای سازمان ها بشمار می روند که می توانند پیامد های گوناگونی بر عملکرد سازمانی و چرخه عمر آن داشته باشد. باتوجه به اهمیت موضوع، پژوهش کنونی با هدف طراحی الگوی پیدایش سرایت هیجانی در سازمان های دولتی با روش مدلسازی ساختاری تفسیری کل فازی انجام گردید. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و در زمره پژوهش های اکتشافی قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش حاضر خبرگان بوده که متشکل از مدیران سازمان های دولتی می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و براساس اصل اشباع نظری ۲۰ نفر از آنان به عنوان اعضای نمونه انتخاب شده است. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه است. در این پژوهش برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و کدگذاری با نرم افزار اطلس تی استفاده شد. برای بررسی روایی و پایایی ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی از روش محتوایی و روایی نظری و پایایی درون کدگذار میان کدگذار استفاده شد. همچنین برای تحلیل کمی از روش مدلسازی ساختاری تفسیری کل فازی استفاده گردید. نتایج پژوهش متشکل از ارائه و طراحی الگوی پیدایش سرایت هیجانی در سازمان های دولتی درچهار محور اصلی شامل ریشه یابی، تقویت کننده های سرایت هیجانی، ابعاد سرایت هیجانی و پیامدهای آن می باشد.
آموزش و کاربرد شش سیگما: چگونه به یک متخصص تبدیل شویم؟
منبع:
حسابداری مدیریت راهبردی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 23
حوزههای تخصصی:
در دنیای رقابتی امروز، سازمان ها برای بقا و رشد پایدار ناگزیر به بهره گیری از رویکردهای نوین مدیریتی هستند. شش سیگما به عنوان یک متدولوژی داده محور و ابزار بهبود مستمر، نقش مهمی در افزایش کیفیت، بهره وری و ارتقای عملکرد سازمان ها ایفا می کند. هدف این پژوهش بررسی جامع ابعاد آموزش و کاربرد عملی رویکرد شش سیگما و تبیین مسیر تبدیل شدن به متخصص حرفه ای شش سیگما است. همچنین نقش و تأثیر کسب صلاحیت های شش سیگما بر فرصت های شغلی و ارتقای جایگاه حرفه ای حسابداران و مدیران مالی مورد تحلیل قرار گرفته است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و کمی است و جامعه آماری آن را حسابداران شاغل در شرکت های متوسط و بزرگ شهر تهران تشکیل می دهند. نمونه گیری به روش تصادفی ساده و با حجم نمونه ۱۵۰ نفر انجام شده است. داده ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد شش سیگما و مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با نرم افزار SPSS در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد. همچنین روایی و پایایی ابزارها با انجام تحلیل عاملی اکتشافی، ضریب آلفای کرونباخ و ارزیابی متخصصان تأیید گردید. نتایج پژوهش نشان داد آموزش شش سیگما به طور معناداری موجب ارتقای کیفیت و دقت عملکرد حسابداران، افزایش توانایی تحلیل داده های مالی، شناسایی ریشه های خطا و کاهش ریسک های مالی می شود. همچنین اخذ گواهینامه های شش سیگما فرصت های شغلی و موقعیت حرفه ای حسابداران را هم در سطح ملی و هم بین المللی بهبود می بخشد. به علاوه، توسعه فرهنگ یادگیری مستمر، همکاری تیمی و مسئولیت پذیری فردی نیز از دیگر مزایای کلیدی این رویکرد عنوان شد.
مدل ارتقاء خلاقیت و نوآوری در نیروی دریایی ارتش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مقاله حاضر با هدف احصاء مدل خلاقیت و نوآوری در نیروی دریایی ارتش به مطالعه ادبیات از مقالات علمی در سطح ملی و فراملی می پردازد. آنگاه با تحلیلی مفهومی مدل ارتقاء خلاقیت و نوآوری در نیروی دریایی ارتش بیان شده است. روش : مقاله حاضر یک مرور نظام مند (مرور سیستماتیک) است که با رویکرد فراترکیب جهت استخراج منابع من اس ب برای ارزیابی پژوهش ها و روش مطالعات کتابخانه ای و اسنادی برای تعیین، جمع آوری، ترکیب و خلاصه کردن یافته های پژوهشی مرتبط با «مدل ارتقاء خلاقیت و نوآوری در نیروی دریایی ارتش» استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه پژوهش شامل م ق الات چاپ شده و پژوهش های صورت گرفته در خصوص عنوان در سال های 2004 ال ی 2024 میلادی ب ود. یافته ها: ارتقاء خلاقیت و نوآوری در نیروی دریایی ارتش نیازمند یک رویکرد جامع و چند بعدی است که شامل طراحی و بهینه سازی تجهیزات، توسعه فناوری های جدید، آموزش و توسعه نیروی انسانی، استفاده از داده های بزرگ و هوش مصنوعی و همکاری های بین المللی می باشد. نتیجه گیری: نتایج یافته ها ابعاد به صورت همزمان و هماهنگ باید مورد توجه قرار گیرند تا نیروی دریایی بتواند به چالش های جدید پاسخ دهد و توانمندی های خود را در سطح بین المللی افزایش دهد. همچنین یافته ها نشان دهنده اهمیت و پیچیدگی مدل ارتقاء خلاقیت و نوآوری در نیروی دریایی ارتش است. این مدل در پنج بعد کلیدی قابل تبیین است که هر یک به نوبه خود به تقویت توانمندی ها و بهبود عملکرد نیروی دریایی کمک می کند.
بررسی الگوی پیشایندها و پیامدهای احیای برند با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی الگوی پیشایندها و پیامدهای احیای برند با رویکرد فراترکیب می باشد. برای این منظور، از روش هفت مرحله ای ساندیوسکی و باروسو برای استخراج داده ها از مقالات علمی و پژوهشی در بازه زمانی 23 ساله (1990 -2023) استفاده شد. با بررسی های اولیه، تعداد 32 مقاله برای مطالعه دقیق تر انتخاب شد. با استفاده از مدل مفهومی و استنتاج از نتایج، از نرم افزار 2020 MAXQDA برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که 44 شاخص و 4 بعد استخراج و در دو عامل مفهوم کلی ارائه شد. در نهایت، با توجه به فراوانی و شدت شاخص های هر یک از ابعاد، مدل مفهومی جامع احیای برندهای ایرانی طراحی شد. در بررسی عوامل مؤثر بر احیای برندهای از بین رفته، از جنبه بازآفرینش برند، شاخص هایی نظیر حس نوستالژیک، اصالت، میراث، داستان و گذشته جذاب برند بیشترین تأثیر را داشته اند. از جنبه مدرن سازی برند نیز، شاخص هایی چون نوآوری، برتری، جذابیت تبلیغات و انطباق پذیری با انتظارات مصرف کنندگان بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند. در زمینه پیامدهای احیای برندهای از بین رفته، از جنبه ذهن و عواطف مصرف کنندگان، شاخص های آگاهی و تصویر برند و از جنبه رفتار مصرف کنندگان، شاخص های وفاداری، سهم بازار و ارزش برند بیشترین اهمیت را داشته اند.
ارائه مدل استراتژی توانمندسازی کارکنان صنعت نفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، مدل استراتژی توانمندسازی کارکنان صنعت نفت توسط استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد تدوین شده است. با انجام مطالعات گسترده نظری در توانمندسازی کارکنان، پس از انجام مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با خبرگان دانشگاهی و متخصصان حوزه منابع انسانی، با به کارگیری شیوه نمونه گیری هدفمند تا دستیابی به اشباع نظری، طی فرایندی رفت و برگشتی و به صورت همزمان، اقدام به مصاحبه کدگذاری داده های مستخرج از متن مصاحبه طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و در ادامه مفاهیم حاصله از کدگذاری محوری را در چارچوب مدل مفهومی پژوهش (کدگذاری گزینشی)، ارائه نموده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که استراتژی های توانمندسازی کارکنان صنعت نفت تحت تأثیر عوامل علّی، زمینه ای و مداخله گر قرار می گیرند. این عوامل شامل بهینه سازی فرایند مدیریت عملکرد، برنامه ریزی و اجرای دوره های آموزش و توسعه، یکپارچه سازی سیستم های اطلاعاتی و منابع انسانی، و توسعه و تقویت سیستم های مدیریت دانش است.