ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۵۹٬۰۲۱ مورد.
۲۸۱.

تبیین پدیده بخشش برند؛ تحلیل عناصر پیشایندی و پسایندی با روش نقشه شناختی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۹
هدف پژوهش حاضر شناسایی عناصر پیشایندی و پسایندی مفهوم بخشش برند با استفاده از روش نقشه شناختی فازی می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و از حیث روش گردآوری اطلاعات توصیفی و از نوع پیمایشی می باشد و از لحاظ نوع شناسی در زمره ی پژوهش های آمیخته می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل اساتید دانشگاه در حوزه ی مدیریت، مدیران منابع انسانی و مدیران بازاریابی است که 30 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شدند. در بخش کیفی ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد که روایی و پایایی ابزارها به ترتیب با استفاده از روایی محتوایی و آزمون کاپای کوهن مورد تأیید قرار گرفت و ابزار گردآوری داده ها در بخش کمی، پرسشنامه می باشد که با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون تایید شد. در بخش کیفی این پژوهش، داده های بدست آمده از مصاحبه با استفاده از نرم افزار مکس- کیو- دی- ای و روش کدگذاری تحلیل و پیشایندها و پسایندهای بخشش برند شناسایی شدند. در بخش کمی پژوهش با استفاده از روش نقشه شناختی فازی، مدل روابط علی بخشش برند ارائه شد. نتایج پژوهش بیان کننده آن است که عشق به برند، فعالیت های ارزش آفرین و وابستگی به برند به عنوان عوامل موثر بر بخشش برند هستند، همچنین افزایش احتمال خرید مجدد، بهبود قدرت اجتماعی برند و کاهش شکایت از برند از مهم ترین پیامدهای بخشش برند می باشند
۲۸۲.

فراترکیب قابلیت های پویا و رشد شرکت با استفاده از مرور سیستماتیک ادبیات مبتنی بر چارچوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۵۸
هدف: تغییرات و تلاطمات دائمی عوامل محیطی موجود در اکوسیستم کسب وکار، بقا و رشد شرکت ها را با مخاطره مواجه می سازد. قابلیت های پویا اشاره دارد به توانایی کسب وکار در انطباق با تغییرات مداوم بازار، پیشرفت های جدید در فناوری و تغییرات در دیگر عوامل اکوسیستم در طول زمان، از طریق حس کردن فرصت ها و تهدیدها، قبضه کردن فرصت های شناسایی شده و پیکربندی مجدد و متحول کردن کسب وکار. این قابلیت ها کسب وکارها را قادر می سازد که به یادگیری، نوآوری و تحول مستمر در خود، برای سازگاری با محیط و گسترش فعالیت و عملیات یا همان رشد شرکت، به اشکال ارگانیک یا غیر ارگانیک بپردازند. با این همه، تعاریف و دسته بندی های گوناگون و متفاوت ارائه شده از قابلیت های پویا، بهره گیری از این مفاهیم را دشوار می سازد. ازاین رو، هدف اصلی این پژوهش شناسایی پیشران ها، فرایندها، سطوح و سلسله مراتب قابلیت های پویا و پیامدهای کاربست آن ها با تأکید بر رشد شرکت و ارائه مدلی مفهومی از این چارچوب است. روش: این پژوهش از نوع فراترکیب مطالعات کیفی و به طور مشخص، بر اساس گام های رویکرد مرور سیستماتیک ادبیات مبتنی بر چارچوب انجام شده است. مدل به کاررفته دربرگیرنده شش گام اصلی و چهارده پرسش فرعی زیرمجموعه گام هاست. این مدل در قالب پاسخ به پرسش پژوهش، به طور عملی پیاده سازی شد. دو پایگاه داده وب آو ساینس و اسکپوس، طی دوره ۱۹۹۷ تا ۲۰۲۳ با محوریت دیدگاه قابلیت های پویا برای شناسایی پیشران ها، فرایندها و پیامدهای کاربست آن بررسی و در نهایت ۹۰ مقاله به روش کیفی در تحلیل و ترکیب نهایی استفاده شد. یافته ها: تحلیل یافته های پژوهش و کدگذاری با روش تحلیل محتوای کیفی، به شناسایی ۱۰۱۱ کد اولیه و دسته بندی ها آن ها در ۱۵ مقوله و ۸ مضمون منجر شد. با توجه به چارچوب به کاررفته در مرور سیستماتیک (APO) مضامین به پیشران ها، فرایندها و پیامدها دسته بندی شدند و با استفاده از داده های به دست آمده، پورتفولیوی قابلیت های شرکت، دربرگیرنده یک سطح قابلیت های عملیاتی و سه سطح قابلیت های پویا شناسایی و سلسله مراتب قابلیت های پویا در سطح کلان ترسیم شد. نتیجه گیری: تحلیل ادبیات به شناسایی دو دسته پیشران منجر شد: ۱. پیشران درونی در سطح فردی و سازمانی؛ ۲. پیشران های محیطی شامل عوامل موجود در اکوسیستم کسب وکار. پورتفولیوی قابلیت های سازمانی نیز، شامل قابلیت های عملیاتی و سه سطح از قابلیت های پویاست که ریزبنیان ها یا سازوکارهای چارچوب قابلیت های پویا را تشکیل می دهند. قابلیت های عملیاتی قابلیت هایی هستند که شرکت را قادر می سازند تا در شرایط کنونی درآمد کسب کند و حیات خود را ادامه دهد. سلسله مراتب قابلیت های پویا، شامل قابلیت های پویای مرتبه نخست، قابلیت های مرتبه دوم یا یادگیری سازمانی، ظرفیت جذب کنندگی و فرایندهای مدیریت دانش و نیز، قابلیت های پویای مرتبه بالاتر، شامل حس کردن فرصت ها و تهدیدها، قبضه کردن فرصت های شناسایی شده و متحول کردن و پیکربندی مجدد منابع سازمانی است. قابلیت های پویا، قابلیت هایی هستند که شیوه فعالیت شرکت را برای انطباق با تغییرات اکوسیستم تغییر می دهند. به علاوه، پیامدهای درونی و بیرونی کاربست قابلیت های پویا، شامل بقای ناشی از عملکرد برتر یا مزیت رقابتی و همچنین رشد شرکت شناسایی شدند.
۲۸۳.

پیش بینی ریزش مشتریان بانک با استفاده از یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۳۳
هدف: در بازارهای رقابتی، شرکت ها روی برقراری روابط بلندمدت با مشتریان و تقویت وفاداری تمرکز دارند. به علت هزینه های سنگین جذب مشتری جدید، کسب وکارها روی نگهداری مشتریان موجود تمرکز می کنند. پیش بینی مشتریانی که احتمال روی گردانی آن ها در آینده وجود دارد، بخش مهمی از راهبرد حفظ مشتری است. در این مقاله پیش بینی ریزش مشتری در صنعت بانکداری، روی دادگان واقعی مشتریان یکی از بانک های بزرگ ایران انجام شده است. روش: در صنعت بانکداری، کاهش شدید میانگین مانده مؤثر یک مشتری در یک بازه زمانی نسبت به بازه زمانی قبلی، به عنوان ریزش مشتری در نظر گرفته می شود. در این مقاله، ابتدا با پردازش حجم زیادی از تراکنش های بانکی در یک بازه زمانی مشخص، ویژگی های رفتاری متفاوت در سطوح مختلف برای مشتریان به دست آمد؛ سپس برای پیش بینی ریزش، از الگوریتم های پُراستفاده در یادگیری ماشین و روش های یادگیری جمعی استفاده شد. در ادامه، با استفاده از روش های یادگیری عمیق و واحدهای نوین آن، معماری مدل مدنظر ارائه شد. در نهایت، با انجام آزمایش های جامع، عملکرد روش های نام برده بررسی شد. یافته ها: این پژوهش در یکی از بانک های بزرگ ایران اجرا شد و آزمایش ها روی دادگان واقعی مشتریان بانک صورت پذیرفت. در این آزمایش ها، از اطلاعات جمعیت شناختی و رفتار گذشته مشتریان بهره گرفته شد؛ اما از اطلاعات شخصی افراد استفاده نشد تا حریم خصوصی مشتریان حفظ شود. در آزمایش های صورت گرفته، پیش بینی ریزش مشتری روی بازه زمانی یک ماهه انجام گرفت. بدین ترتیب دو بازه یک ماهه متوالی مدنظر قرار گرفت و ویژگی های رفتاری مشتریان، از بازه زمانی اول استخراج شد. متغیر هدف نیز از مقایسه میانگین مانده مؤثر در بازه های زمانی اول و دوم به دست آمد. در صورتی که میانگین مانده مؤثر یک مشتری، در بازه دوم نسبت به بازه اول با بیش از ۷۰درصد کاهش همراه بود، به عنوان ریزش در نظر گرفته شد. در نتایج به دست آمده الگوریتم های یادگیری جمعی و همچنین مدل های عمیق ارائه شده، عملکرد بهتری را نسبت به مدل های مبنا نشان دادند. افزایش اندازه مجموعه آموزش در عملکرد بهتر مدل ها مؤثر بود. مدل تقویت گرادیان با 8984/0 بیشترین مساحت زیر منحنی مشخصه عامل گیرنده نسبت به مجموعه اعتبارسنجی را به دست آورد. نتیجه گیری: استخراج ویژگی های رفتاری از تراکنش های بانکی مشتریان و استفاده از روش های یادگیری جمعی و همچنین مدل های ارائه شده مبتنی بر یادگیری عمیق، در پیش بینی ریزش مشتری مؤثرند. پس از تحلیل رفتار و شناسایی مشتریان در شرف روی گردانی، پیشنهادهایی برای جلوگیری از ریزش و حفظ مشتری ارائه شد. برای نمونه، تفکیک مشتریان بر اساس سن، شغل، تحصیلات و غیره به منظور ارائه خدمات و تولید محصولات بانکی بر این مبنا، ایجاد تنوع در خدمات موجود، ارائه خدمات مورد نیاز مشتریان از طریق بسترهای مجازی و در صورت نیاز در محل فعالیت و زندگی مشتریان، تسهیل در ارائه خدمات مطلوب به مشتریان، افزایش اعتماد مشتریان از طریق ارائه کاربردیِ امن و همچنین، حفاظت از اطلاعات مشتریان، به حفظ مشتری کمک می کند.
۲۸۴.

A Governance Framework for Digital Transformation in Banking: Unveiling Archetypes through Latent Class Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۱۹۴
The banking industry is undergoing a significant transformation driven by digital technologies, evolving customer behaviors, and increasing regulatory pressures. To remain competitive, banks must adopt governance frameworks that integrate digital innovations to enhance operational efficiency and improve environmental, social, and governance (ESG) performance. This study identifies governance framework archetypes essential to digital transformation in banks through a comprehensive research methodology, including a literature review of digital governance frameworks, a comparative analysis of 11 leading digital banks worldwide, and latent class analysis to uncover key archetypes. Our findings reveal nine distinct governance archetypes, categorized into three dimensions: structural, including Centralized, Semi-centralized, and Open Innovation-oriented banks; dedicated processes, comprising Continuous Improvement, Vanguard, and Fast Follower banks; and relational mechanisms, featuring Self-empowering, Explorer, and Relationship-oriented banks. This classification advances the understanding of governance approaches that effectively support banks in their digital transformation journeys. The implications of these archetypes are substantial, offering a framework for banks to align their strategies with digital transformation initiatives. By adopting these governance structures, banks can better navigate the complexities of the digital landscape, foster innovation, and ultimately enhance their service offerings while addressing the evolving demands of customers. This research contributes to the growing body of knowledge on digital governance in banking and provides guidance for financial institutions striving to succeed in an increasingly digital world.
۲۸۵.

الگوسازی بودجه ریزی اثربخش با بهره گیری از کارت امتیازی متوازن در بخش بهداشت و درمان کشور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۲
این پژوهش با هدف طراحی مدل بومی «بودجه ریزی اثربخش مبتنی بر کارت امتیازی متوازن» در نظام سلامت ایران انجام شد. جامعه آماری شامل خبرگان دانشگاهی حوزه مالی و حسابداری مدیریت و مدیران مالی بیمارستان های دولتی و خصوصی در شهرهای تهران، شیراز، تبریز و اصفهان بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و مبتنی بر رویکرد گلوله برفی انجام شد و حجم نمونه نیز بر اساس منطق «اشباع نظری» تعیین گردید؛ به طوری که پس از انجام ۱۵ مصاحبه، داده جدیدی تولید نشد. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و سپس در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی با کمک نرم افزار مکس کیودا تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مجموعه ای از پیشران های محیطی و سازمانی، ابعاد کلیدی کارت امتیازی متوازن و راهبردهای مدیریتی، مدل نهایی بودجه ریزی اثربخش را تشکیل می دهند. الگوی حاصل می تواند به ارتقای بهره وری، شفافیت مالی، بهبود کیفیت خدمات درمانی و تقویت تصمیم گیری مبتنی بر داده در سازمان های سلامت منجر شود.
۲۸۶.

نقش شیوه فعالیت مدیریت سود به عنوان معیاری برای خوش بینی به بازده های آتی در یک مدل تصمیم گیری منطقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۵
هدف: اطلاعات حسابداری در سودمندی تصمیم به عنوان مفهومی از تئوری بازی مورد آزمایش قرار گرفته است که تأکید می کند تلاش برای حداکثر کردن بازده، امکان اجرای مدیریت سود مثبت را تقویت می کند. در حسابداری مثبت، موضوع مورد توجه نه ذاتاً شیوه گزارش سود و کیفیت آن، بلکه نحوه دستکاری آن و جنبه علامت دهی آن به سرمایه گذاران، همره با سیاست های مالیاتی و شیوه تقسیم سود و رشد فروش شرکت برای آگاهی بخشی به سهامداران از عملکرد آتی شرکت است. هدف این پژوهش بررسی نقش شیوه فعالیت مدیریت سود به عنوان معیاری برای خوش بینی به بازده های آتی در یک مدل تصمیم گیری منطقی است. به عبارتی کیفیت سود ناشی از حسابداری عاقلانه را به عنوان معیاری برای سنجش کیفیت خوش بینی و اعتماد به بازده های آتی مورد بررسی قرار داده است. روش: اطلاعات این پژوهش برگرفته از صورت های مالی 164 شرکت در بازه زمانی 1393-1402 است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، و از نظر ماهیت و محتوا از نوع همبستگی است. برای آزمون وجود رابطه بین متغیرها و معنادار بودن مدل برآورده شده از روش رگرسیون چندگانه مبتنی بر تحلیل پانل دیتا استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان داد کیفیت سود منتج از دستکاری، بر ادراک سرمایه گذاران تأثیر مثبتی دارد و در پیش بینی اطمینان به بازده آتی مؤثر است. همچنین مدیریت صحیح مالیاتی زمانی که انطباق با استانداردهای حسابداری در سطح بالایی است، بازده آتی را افزایش می دهد. به علاوه سود تقسیمی و رشد فروش به عنوان شاخص های همسانی بالای رشد کسب وکار به عنوان متغیرهای تعدیل کننده، تأثیر مثبت کیفیت فعالیت مدیریت سود و مدیریت مالیات بر بازده آتی را تقویت می کنند. نتیجه گیری: در حسابداری اثباتی، آنچه مهم است، روش گزارش سود هر سهم نیست، بلکه نحوه دستکاری آن و جنبه علامت دهی به سرمایه گذاران، همراه با سیاست های مالیاتی، روش های تقسیم سود و رشد فروش شرکت برای آگاه کردن سهامداران از عملکرد آینده شرکت است. در این حالت، تصویر جامعی از روابط متقابل بین سرمایه گذاران و مدیریت در نظریه بازی ها ارائه می شود که در آن احتمال تصمیم هر یک از طرفین در یک ارتباط دوطرفه در مورد باورهای مثبت در آینده تخمین زده می شود.
۲۸۷.

بررسی تاثیر استحکام پیمان های نظامی بر سلب مالکیت نظامی تحت سطوح مختلف بی ثباتی سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۶
هدف: تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر سخت گیری/استحکام و سخت گیری پیمان های نظامی در سلب مالکیت نظامی تحت سطوح مختلف بی ثباتی سیاسی در نظر گرفته شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و از نظر روش و ماهیت درزمره پژوهش های توصیفی-همبستگی قرار دارد. داده های مربوط به همکاری های نظامی پیمان های شکل گرفته بین کشورها و نیروهای نظامی دارای متوسط سه فعالیت نظامی خارجی، انتخاب و جمع آوری گردید وبا استفاده ازرگرسیون لجستیک زوجی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بی ثباتی سیاسی و سخت گیری/استحکام قانونی پیمان های نظامی به صورت غیرتعاملی تاثیر معنی داری بر سلب مالکیت نظامی نداشته اما در حالت تعاملی با افزایش بی ثباتی سیاسی، پیمان های نظامی اقدام به معکوس کردن اولویت های نیروی های نظامی جهت انتخاب همکاری های اکثریت به جای اقلیت می نماید. در سطوح بالاتر بی ثباتی سیاسی، سخت گیری/استحکام قانونی قاطع تر پیمان های نظامی، احتمال افزایش انتخاب نیروی های نظامی از سلب مالکیت نظامی را افزایش می دهد. نتیجه گیری: محتوای پیمان های نظامی هرچه دقیق تر باشد، می تواند در جلوگیری از اقدامات نامطلوب و نفوذ دولت ها، در نتیجه بی ثباتی سیاسی در یک کشور میزبان، موثرتر باشد. در حالی که وجود پیمان های نظامی می تواند با شفاف سازی تعهدات، مشارکت دولت و تقویت اجرای پیمان ها، موجب انطباق شود، سخت گیری/استحکام قانونی بیشتر پیمان های نظامی، قدرت اعتبار را در تعهد به حمایت از حقوق مالکیت فعالان نظامی تعیین می کند.
۲۸۸.

تاثیر افزایش مهارت های حسابرسی بر ارتقا خودکارآمدی حسابرسان بخش عمومی درکشف تقلب (مطالعه موردی شعبه دیوان محاسبات کشور در استان گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۹
موضوع و هدف مقاله: این مقاله به بررسی نقش مهارت های حسابرسان در افزایش خودکارآمدی آن ها در کشف تقلب در حسابرسان بخش عمومی ایران می پردازد و نیز تأثیر فناوری های رایانه ای در این فرایند را مورد بررسی قرار می دهد. روش پژهش: پژوهش حاضر از لحاظ روش شناسی توصیفی-پیمایشی و از نظر هدف، کاربردی است. داده ها به وسیله یک پرسشنامه استاندارد جمع آوری و جامعه آماری شامل تمام حسابرسان دیوان محاسبات کشور در سال 1403، به تعداد 40 حسابرس شاغل در دیوان محاسبات گیلان انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS انجام پذیرفت. یافته های پژوهش: نتایج به دست آمده نشان می دهد که بین مهارت های فنی و تحلیلی، ارتباطی و روانی-اجتماعی حسابرس با خودکارآمدی، رابطه معناداری وجود ندارد، در حالی که مهارت های حسابداری و حسابرسی تأثیر مثبت و معناداری بر خودکارآمدی دارند. همچنین، خودکارآمدی و استفاده از تکنیک ها و ابزارهای رایانه ای نقش مثبت و معناداری بر کشف تقلب ایفا می کنند، ولی ابزارهای رایانه ای تأثیر تعدیل گری در رابطه بین خودکارآمدی و کشف تقلب ندارند. نتیجهگیری، اص الت و افزوده آن به دانش: این پژوهش با ارتباط بین یافته های تجربی و چارچوب نظری، درک بهتری از مکانیسم های مؤثر بر افزایش مهارت های کشف تقلب توسط شایستگی های حسابرسان ارائه می دهد و توصیه های عملی برای بهبود شیوه های حسابداری و آموزش ارائه می کند. همچنین، با تأکید بر نظریه شناخت اجتماعی و پردازش داده ها، بر اهمیت یکپارچگی مهارت های فنی با تفکر تحلیلی و سازگاری با فناوری های جدید تأکید می نماید.
۲۸۹.

طراحی و اعتباریابی الگوی فردی سازی آموزش در کارکنان ستادی شرکت نفت، با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۴
هدف این پژوهش طراحی و اعتباریابی الگوی فردی سازی آموزش در کارکنان ستادی شرکت نفت، با رویکرد فراترکیب می باشد. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه اسناد، مبانی نظری و پیشینه مرتبط با فردی سازی آموزش در پایگاه های داده داخلی (1403-1390) و خارجی (2024-2000) می باشد. روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند و حجم نمونه بر اساس حذف سیستماتیک بر اساس نمودار جریان مدل پریزما می باشد. ابزار جمع آوری داده ها فیش برداری و مرور سیستماتیک اسناد و ادبیات می باشد. به منظور محاسبه روایی از چک لیست 27 موردی بر اساس مدل پریزما و همین طور به منظور محاسبه پایایی از ضریب کاپای کوهن استفاده شد که نتایج بیانگر روا و پایا بودن ابزار می باشد. شیوه تجزیه وتحلیل داده ها تحلیل مضمون شامل مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر با نرم افزار MaxQDA 2018 می باشد. یافته ها نشان داد فردی سازی آموزش در کارکنان ستادی شرکت نفت شامل سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری است که بعد شناختی شامل مؤلفه های روش تدریس (6 شاخص)، محتوای آموزشی (3 شاخص)، ارزیابی (5 شاخص) و یادگیری خودتنظیمی (7 شاخص) ؛ بعد عاطفی شامل مؤلفه های انگیزش (7 شاخص)، تعاملات اجتماعی (10 شاخص) و حمایت عاطفی (6 شاخص) و درنهایت بعد رفتاری شامل مؤلفه های مؤلفه یادگیری تجربی (5 شاخص)، الگودهی (5 شاخص) و مهارت های عملی (4 شاخص) است.
۲۹۰.

ارائه الگوی توسعه صنعت گردشگری در ایران : رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۹
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی توسعه صنعت گردشگری در ایران می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و با رویکرد مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 23 نفر از خبرگان صاحب نظر در زمینه مبانی تئوریک و عملی صنعت توریسم؛ شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه و مدیران گردشگری که به صورت گلوله برفی و در بخش کمی شامل 374 نفر از کارشناسان حوزه گردشگری انتخاب شدند. ابزار گرداوری یافته ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس روش داده بنیاد و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزارSPSS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد با توجه به هدف تعیین شده، زیرساخت های گردشگری، روابط بین المللی، عوامل اجتماعی، نگرش های حاکمیت جزو عوامل موثر می باشد که باید مدیریت شوند. عواملی مانند حضور در صحنه جهانی گردشگری، امکانات و زیر ساخت ها، خط مشی های جذب گردشگر، پتانسیل های موجود به عنوان بستر و زمینه توسعه صنعت توریسم در ایران مطرح هستند که باید اصلاح شوند.
۲۹۱.

Leveraging Sustainable Tourism to Project Soft Power: Evidence from the United Arab Emirates(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۵
In an era when global influence is increasingly shaped by cultural appeal and sustainable development, the intersection of sustainable tourism and soft power has emerged as a pivotal domain of scholarly inquiry. This convergence reflects the dual imperative facing nations today: cultivating positive international perceptions while addressing urgent environmental challenges. Countries that effectively integrate sustainability into their tourism strategies gain a distinct competitive advantage in diplomacy, economic growth, and cross-cultural engagement. This study explores the role of sustainable tourism in strengthening the United Arab Emirates’ (UAE) soft power, analyzing both its domestic initiatives and international branding efforts. Using a descriptive–analytical approach, the research draws on extensive library and online sources to assess the UAE’s policies, programs, and achievements in sustainable tourism. Findings indicate that the UAE’s strategic focus on sustainability has significantly enhanced its standing at both national and global levels. Domestically, government-led initiatives—such as the UAE Green Agenda 2030 and Dubai Sustainable Tourism —have produced tangible progress in environmental protection and economic diversification. Internationally, the UAE’s branding as a hub for sustainable tourism, together with foreign investment in green infrastructure and eco-friendly mega projects, has strengthened its global reputation. These efforts have not only attracted environmentally conscious travelers but also expanded the UAE’s cultural influence and diplomatic reach. Ultimately, the study demonstrates that sustainable tourism serves as a powerful instrument of the UAE’s soft power, simultaneously advancing its economic aspirations, environmental commitments, and positive global image. The UAE’s experience offers valuable insights for other nations seeking to leverage sustainable tourism as a strategic tool for soft power projection.
۲۹۲.

طراحی الگوی پیش بینی محرک های بهبود سبک زندگی بازاریابان مسلمان ایرانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۹
این پژوهش چهار هدف اصلی، شناسایی مولفه های سبک زندگی بازاریابان مسلمان ایرانی و تعیین میزان اهمیت این مولفه ها و همچنین شناسایی محرک های بهبود سبک زندگی بازاریابان مسلمان ایرانی و طراحی الگوی پیش بینی این محرک ها را دنبال می کند. پژوهش حاضر مبتنی بر پارادایم تفسیری بوده که با روش آمیخته (کمی و کیفی) و در چهار گام انجام شده است؛ استراتژی پژوهش در گام اول، تحلیل مضمون بوده و جمع آوری داده ها با استفاده از مطالعات کتابخانه ای انجام گرفت؛ گام دوم پژوهش حاضر نیز با هدف اهمیت یابی و بومی سازی مؤلفه های نتایج گام اول با رویکرد کیفی و با تکنیک دلفی فازی با نظرسنجی 10 نفر از خبرگان صنعت و دانشگاه که به روش گلوله برفی انتخاب شدند انجام شد. در گام سوم پژوهش نیز از طریق مطالعات کتابخانه ای و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا و پس از کدگذاری در سه سطح باز، محوری و انتخابی اقدام به شناسایی محرک های بهبود سبک زندگی بازاریابان مسلمان ایرانی گردید. در گام چهارم و نهایی این پژوهش نیز با رویکرد کمی و با استفاده از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری به تعیین سطوح محرک های بهبود سبک زندگی بازاریابان مسلمان ایرانی پرداخته شد و مدل نهایی پژوهش متشکل از 59 شاخص سبک زندگی که در 9 دسته کلی دسته بندی گردید، و 19 محرک بهبود سبک زندکی بازاریابان مسلمان ایرانی در 6 سطح، ترسیم گردید.
۲۹۳.

بررسی روند پژوهشی تاثیر اشتراک دانش بر قابلیت های سازمانی و عملکرد سازمانی با رویکرد کتاب سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۷
هدف: در عصر اقتصاد دانش محور، اشتراک گذاری دانش به عنوان یکی از عوامل کلیدی شکل دهنده قابلیت های سازمانی و ارتقای عملکرد سازمانی شناخته می شود، که پیشرفت فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی، نقش آن را در ایجاد مزیت رقابتی پایدار برجسته کرده است. هدف این پژوهش، بررسی روند مطالعات علمی در زمینه تأثیر اشتراک گذاری دانش بر قابلیت های سازمانی و عملکرد سازمانی طی ۲۵ سال گذشته با استفاده از روش کتاب سنجی است تا نقشه مفهومی از تکامل این حوزه ارائه دهد و شکاف های تحقیقاتی را شناسایی کند. روش پژوهش: این تحقیق از نوع کمی با رویکرد کتاب سنجی و تمرکز بر فراداده مقالات پژوهشی، کلمات کلیدی و ارجاعات است. جامعه پژوهش شامل تمام مقالات مرتبط در پایگاه علمی Scopus است که یکی از معتبرترین منابع بین المللی با بیش از ۸۰ میلیون مقاله و ۱۶ میلیون نویسنده محسوب می شود. نمونه پژوهش شامل ۱۷۱۹ مقاله و روش نمونه گیری مبتنی بر جستجوی هدفمند کلمات کلیدی در محدوده زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ بود. ابزار جمع آوری داده، فایل های خروجی از این پایگاه شامل فراداده هایی نظیر سال انتشار، نویسندگان، چکیده، کلمات کلیدی، ارجاعات و DOI است. روایی تحقیق با انتخاب پایگاه معتبر Scopus و پایایی آن با تکرارپذیری روش جستجو و تحلیل تضمین گردید. تجزیه و تحلیل داده ها شامل تحلیل آماری توصیفی (روند انتشار، برترین کشورها و نویسندگان) با نرم افزار Excel و تحلیل های شبکه ای مانند هم رخدادی کلمات کلیدی، هم تألیفی و استناد به منابع با نرم افزار VOSviewer بوده، که روند تغییرات موضوعی در طول زمان را نیز با آن ترکیب شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که تعداد مقالات از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ روند صعودی داشته و در سال های اخیر (پس از ۲۰۲۰) به بیش از ۲۰۰ مقاله در سال رسیده است. تحلیل آماری توصیفی در Excel حاکی از آن است که ایالات متحده و چین با بیش از ۴۰ درصد مقالات، برترین کشورها هستند و نویسندگانی مانند Nonaka با بیش از ۵۰ ارجاع، تأثیرگذارترین هستند. در تحلیل VOSviewer، شبکه هم رخدادی کلمات کلیدی با بیش از ۵۰۰ کلمه کلیدی اصلی، خوشه هایی مانند «هوش مصنوعی» (با درجه ارتباط ۱۵۰)، «فرهنگ سازمانی» (با درجه ارتباط ۱۲۰) و «نوآوری» (با درجه ارتباط ۱۸۰) را نشان داد که در دوره مورد بررسی بیش از ۶۰ درصد رخدادها را تشکیل می دهند. روند تغییرات موضوعی نیز افزایش ۳۵ درصدی تمرکز بر ترکیب اشتراک دانش با فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی را در دهه اخیر تأیید کرد. نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش این است که ادغام اشتراک دانش با هوش مصنوعی، به عنوان محرک کلیدی، عملکرد سازمانی را از طریق تقویت نوآوری و قابلیت های دوسوگرا بهبود می بخشد و کیفیت دانش و فرهنگ سازمانی نقش تقویت کننده دارند. اصالت/ارزش: اصالت این پژوهش در ارائه نخستین تحلیل کتاب سنجی جامع روند ۲۵ ساله این حوزه با تمرکز بر ادغام هوش مصنوعی است که شواهد نوینی از گذر مرزهای روش شناسی سنتی (ترکیب تحلیل کمی و شبکه ای) و بین رشته ای (مدیریت دانش و فناوری اطلاعات) ارائه می دهد و ایده تازه ای برای سیاست گذاری سازمانی در اقتصاد دیجیتال پیشنهاد می کند.
۲۹۴.

تاثیر عرضه و تقاضای اطلاعات بر همزمانی قیمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۶
هدف: هدف این پژوهش بررسی تأثیر عرضه و تقاضای اطلاعات بر همزمانی قیمت سهام شرکت ها و تحلیل نقش شفافیت یا عدم شفافیت محیط اطلاعاتی به عنوان یک متغیر تعدیلگر در این رابطه است. در بازارهای مالی، اطلاعات به عنوان یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر تصمیمات سرمایه گذاری و قیمت گذاری سهام شناخته می شود و تفاوت های موجود بین اطلاعات خاص شرکت و اطلاعات عمومی بازار می تواند تأثیر قابل توجهی بر میزان همزمانی قیمت سهام داشته باشد. این تحقیق به ویژه به بررسی تأثیر جریان اطلاعات، که شامل تقاضا و عرضه اطلاعات است، می پردازد و به دنبال این است که چگونه این جریان می تواند موجب تغییرات در همزمانی قیمت سهام شود. همچنین، پژوهش به تأثیر محیط اطلاعاتی هر شرکت بر این رابطه می پردازد، به ویژه در شرایطی که محیط اطلاعاتی شرکت ها مبهم یا شفاف باشد. روش: روش شناسی پژوهش بر اساس داده های ترکیبی (تابلویی) و نمونه ای از ۱۰۵ شرکت بورسی فعال در ۱۲ صنعت مختلف از سال های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ طراحی شده است. برای اندازه گیری تقاضای اطلاعات از شاخص غیرمستقیم حجم جستجوی گوگل و برای اندازه گیری عرضه اطلاعات از شاخص حجم پوشش رسانه ای استفاده شده است. از آنجا که جریان اطلاعات در بازارهای سرمایه به طور مستقیم قابل مشاهده نیست، این روش ها به عنوان نماینده ای برای تقاضا و عرضه اطلاعات به کار گرفته شده اند. به منظور آزمون فرضیات تحقیق، از مدل های رگرسیونی مختلف استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که بین تقاضای اطلاعات خاص شرکت و همزمانی قیمت سهام و همچنین بین عرضه اطلاعات و همزمانی قیمت سهام، رابطه ای منفی و معنادار وجود دارد. به عبارت دیگر، افزایش تقاضا برای اطلاعات خاص شرکت و همچنین افزایش عرضه اطلاعات باعث می شود که قیمت سهام کمتر تحت تأثیر اخبار عمومی و تحولات بازار قرار گیرد و بیشتر بر اساس اطلاعات اختصاصی مربوط به هر شرکت تغییر کند. این نتایج با فرضیه های موجود در ادبیات پژوهش مبنی بر تأثیر مستقیم جریان اطلاعات بر قیمت ها همخوانی دارد. با این حال، یافته های پژوهش به طور قطعی تأثیر قوی تر بودن رابطه منفی بین پوشش رسانه ای و همزمانی قیمت سهام در شرکت هایی با محیط اطلاعاتی غیرشفاف تر را تأیید نمی کند. این عدم تأیید ممکن است ناشی از پیچیدگی های موجود در تحلیل اثرات محیط های اطلاعاتی مبهم باشد که به نظر می رسد برای تحلیل دقیق تر، نیاز به مطالعات تکمیلی و مدل های پیچیده تری داشته باشد. نتیجه گیری: این پژوهش می تواند برای سرمایه گذاران و تحلیل گران بازار مالی مفید واقع شود. شناخت بهتر از نحوه تأثیر عرضه و تقاضای اطلاعات بر همزمانی قیمت سهام می تواند به آن ها کمک کند تا تصمیمات آگاهانه تری در زمینه سرمایه گذاری اتخاذ کنند. علاوه بر این، این تحقیق می تواند برای پژوهشگران و دانشگاهیان در زمینه شناخت و درک عوامل مؤثر بر همزمانی قیمت سهام و بهبود محیط های اطلاعاتی مفید باشد. در نهایت، نتیجه گیری های پژوهش می تواند به رسانه های فعال در بازار سرمایه توصیه هایی برای بهبود پوشش اطلاعاتی شرکت ها و کاهش ابهام محیط اطلاعاتی ارائه دهد.
۲۹۵.

تأثیر استراتژی های مدیریت منابع انسانی بر تاب آوری سازمانی با چابکی استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۸۵
هدف پژوهش بررسی تأثیر استراتژی‌های مدیریت منابع انسانی بر تاب‌آوری سازمانی با میانجی‌گری چابکی استراتژیک می‌باشد. روش پژوهش، از لحاظ هدف کاربردی و از جنبه‌ ماهیت و روش، توصیفی-همبستگی و از نوع پیمایشی است. جامعه پژوهش، شرکت‌های تولیدی کلان‌شهر تهران هستند. بر مبنای روش کلاین حجم نمونه برای تحقیق کنونی برابر با 200 شرکت می‌باشد که از هر شرکت یک مدیر انتخاب شد. روش نمونه‌گیری از نوع در دسترس‌بودن است. جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه استراتژی‌های مدیریت منابع انسانی ناکاویسی، پرسشنامه چابکی استراتژیک پارک و همکاران و پرسشنامه تاب‌آوری سازمانی مک مانوس استفاده شده است. در تحلیل داده‌ها از مدل‌یابی معادلات ساختاری (SEM) با استفاده از نرم‌افزارهایSPSS 25 و LISREL 8.8 مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتند؛ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد استراتژی‌های مدیریت منابع انسانی تأثیر مثبتی بر تاب‌آوری سازمانی و چابکی استراتژیک دارد؛ چابکی استراتژیک نیز تأثیر مثبتی بر تاب‌آوری سازمانی دارد؛ نقش میانجی‌گری چابکی استراتژیک در رابطه‌ بین استراتژی‌های مدیریت منابع انسانی با تاب‌آوری سازمانی نیز مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به نتایج تحقیق، شرکت‌های تولیدی کلان‌شهر تهران جهت ارتقاء قدرت تاب‌آوری سازمانی خود باید به‌طور ویژه استراتژی‌های مدیریت منابع انسانی را در سازمان به‌کار گیرند و چابکی استراتژیک سازمان را تقویت نمایند
۲۹۶.

شناسایی مؤلفه های سبک رهبری اسلامی در سطح بین المللی (مورد مطالعه: رهبری شهید بهشتی در مرکز اسلامی هامبورگ آلمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۶
مقدمه و اهداف: امامت و رهبری نقشی طبیعی و ضروری در جوامع انسانی است و اسلام به عنوان طرحی جامع، الگویی برای حرکت انسان ها در مسیر تعالی ارائه می دهد. در این میان، رهبران دینی به عنوان انسان هایی هستند که از دل جوامع برمی خیزند و با درکی عمیق از نیازهای واقعی بشر، نقش هدایت و پیشبرد جامعه را برعهده می گیرند. در عصر غیبت، این مسئولیت برعهده عالمان دینی واجد شرایط نهاده شده است. باوجود این، یکی از چالش های پیش روی روحانیت معاصر، فاصله گرفتن از توده های مردم و عدم نقش آفرینی در تراز رهبران اجتماعی است. این درحالی است که تجربیات ارزشمندی از رهبری اسلامی در تاریخ معاصر، به ویژه در آستانه انقلاب اسلامی وجود دارد که می تواند الهام بخش باشد. شهید آیت الله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی از جمله شخصیت هایی است که به اعتراف دوستان و دشمنان، نقش محوری در حرکت جامعه ایران در سال های منتهی به انقلاب و پس از آن داشت. دوره پنج ساله مسئولیت ایشان در مرکز اسلامی هامبورگ آلمان، نمونه ای بارز از کنشگری بین المللی یک عالم دینی در خارج از چهارچوب حکومت اسلامی است. این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفه های سبک رهبری اسلامی شهید بهشتی در سطح بین المللی، با تمرکز بر دوره حضور ایشان در هامبورگ طراحی شده است. هدف نهایی، تولید ادبیات علمی و ایجاد گفتمان رهبری دینی در سطح بین المللی برای بدنه حوزوی و ارائه الگویی عینی و کاربردی است. روش پژوهش: این پژوهش از نظر فرایند، کیفی، از نظر هدف، توصیفی-تحلیلی و از نظر منطق اجرا، استقرایی است. روش اصلی مورد استفاده، تحلیل مضمون و ابزار تحلیل داده ها، نرم افزار MAXQDA بوده است. جامعه آماری پژوهش، متون و اسناد برجای مانده از شهید بهشتی (شامل حدود 8 هزار صفحه) بوده که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. فرایند پژوهش در چهار گام اصلی انجام شد: 1. بررسی متون و استخراج داده ها: گردآوری و مطالعه نظام مند منابع و شناسایی داده های مرتبط؛2. کدگذاری و تعیین مضامین پایه: با کدگذاری توصیفی، ابتدا ۴۵۴ مضمون پایه شناسایی و پس از ادغام موارد مشابه، در نهایت ۳۶۵ مضمون پایه به دست آمد؛ 3. شکل دهی به مضامین سازمان دهنده: با بازخوانی مکرر و تشکیل جلسات هم اندیشی، مضامین پایه در قالب ۱۷ مضمون سازمان دهنده دسته بندی شدند؛ 4. شکل دهی به مضامین فراگیر: با جمع بندی نهایی و توجه به مبانی نظری، مضامین سازمان دهنده در سه مضمون فراگیر اصلی ترکیب شدند. برای تأمین روایی پژوهش از معیار اعتمادپذیری و راهبردهایی مانند تکرار کدگذاری، بازبینی، تأیید همکاران و استفاده از منابع معتبر استفاده شد. پایایی نیز از طریق مشورت با استادان و خبرگان حوزه موضوعی تأمین شد. نتایج: تحلیل داده ها به شناسایی یک مدل رهبری متشکل از سه بُعد اصلی (مضامین فراگیر) منجر شد که مؤلفه های سبک رهبری بین المللی شهید بهشتی را تشکیل می دهند: 1. توانمندی ها و ویژگی های فردی: این بعد که پربسامدترین مضامین را به خود اختصاص داد، شامل پنج مضمون سازمان دهنده بود: الف) خداگرایی (با مضامینی مانند تکلیف گرایی، اعتماد به نصرت الهی، اخلاص)؛ ب) فضائل اخلاقی (مانند پرکاری، تحسین کار خوب، همدلی)؛ ج) مهارت ها (مانند برنامه ریزی، سازماندهی، مدیریت زمان، ارتباط مؤثر)؛ د) حل مسئله مبتنی بر دین (توجه به استخراج راهکار از متون دینی)؛ ه ) دانش دینی (مطالعه مستمر و عمیق معارف اسلامی؛ 2. مخاطب شناسی: این بعد نشان دهنده توجه ویژه شهید بهشتی به گروه های مختلف مخاطبان و طراحی اقدامات متناسب با آنان بود. مهم ترین حوزه های مخاطبی شناسایی شده عبارت بودند از: الف) حوزه کار جمعی و تشکیلات (با بیشترین فراوانی، به ویژه تمرکز بر تشکل های دانشجویی)؛ ب) حوزه جوانان؛ ج) حوزه عمومی؛ د) حوزه ملل و مذاهب دیگر؛ ه ) حوزه رسانه و) حوزه مجامع علمی و اساتید؛ 3. محیط شناسی: این بعد بر درک صحیح رهبر از بستر فعالیت و کنشگران محیطی تأکید دارد و شامل سه مضمون سازمان دهنده شد: الف) شناخت ظرفیت های میدانی (پربسامدترین اقدام در این بعد)؛ ب) شناخت جریان های همسو؛ ج) شناخت جریان های رقیب این سه بعد در تعامل با یکدیگر، الگوی منسجمی از رهبری دینی در عرصه بین الملل را ارائه می کنند. بحث و نتیجه گیری : یافته های این پژوهش نشان می دهد که رهبری اسلامی شهید بهشتی در سطح بین المللی، الگویی منحصربه فرد و چندبعدی دارد که فراتر از نقش سنتی فقاهت و صدور فتواست و عرصه اجتماع و هدایت جمعی را نیز پوشش می دهد. الف) مبتنی بودن بر دین: برجسته ترین ویژگی این الگو، ابتنای آن بر مبانی دینی است. شهید بهشتی با دانش دینی عمیق و مراجعه مستمر به منابع اصیل، پدیده ها را تحلیل و برای مسائل، راه حل های «دینی» استخراج می کرد؛ ب) توجه به زمینه و محیط: ایشان با «محیط شناسی» دقیق، شامل شناخت ظرفیت ها، جریان های همسو و رقیب، اقدامات خود را در صحنه پیچیده بین المللی هوشمندانه تنظیم می کرد؛ ج) مخاطب محوری و تشکیلات گرایی: توجه ویژه به «مخاطب شناسی» و سرمایه گذاری بر روی جوانان و تشکل های دانشجویی، از کلیدی ترین استراتژی های ایشان برای تأثیرگذاری پایدار و ایجاد نیروی انسانی متعهد و کارآمد بود؛ د) ترکیب ویژگی های فردی و مهارت ها: این الگو نشان می دهد که رهبری دینی اثرگذار، افزون بر صلاحیت های معنوی و اخلاقی (مانند خداگرایی)، نیازمند برخورداری از مهارت های مدیریتی، ارتباطی و بین فردی است. در نهایت، این پژوهش الگویی عینی و انضمامی از رهبری دینی ارائه می دهد که می تواند به عنوان نقشه راهی برای عالمان و طلاب جوان جهت نقش آفرینی در عرصه های بین المللی و هدایت جوامع در مسیر تعالی استفاده شود. تمرکز بر سیره عملی شخصیتی مانند شهید بهشتی که در بستری بین المللی و خارج از چهارچوب حاکمیت دینی فعالیت می کرد، غنای خاصی به این الگو بخشیده و آن را برای موقعیت های مشابه بسیار کاربردی می کند. تقدیر و تشکر: از تمامی استادان، خبرگان و همکارانی که در مراحل مختلف این پژوهش، از طریق ارائه نظرات ارزشمند و مشارکت در جلسات نقد و بررسی، ما را یاری نمودند، و همچنین، معاونت محترم پژوهش حوزه علمیه مروی و نیز از مدیران وکارشناسان صفی و ستادی فصلنامه دین، معنویت و مدیریت صمیمانه سپاسگزاریم. تعارض منافع: هیچ گونه تعارض منافعی در ارتباط با این مقاله وجود ندارد.
۲۹۷.

ابعاد و مولفه های شایستگی های مدیران اجتماعی سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۶
شایستگی های مدیران اجتماعی سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح، مجموعه ای از مهارت ها، دانش و رفتارهایی است که به مدیران کمک می کند تا با درک عمیق از نیازهای بازنشستگان (وابستگان) و کارکنان ساتا، خدمات مؤثرتری ارائه داده و رضایت حداکثری جامعه هدف را کسب کنند. پژوهش حاضر با هدف ارائه یک مدل جامع برای ارزیابی شایستگی های مدیران اجتماعی سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح (ساتا) انجام شده است. با توجه به تغییرات گسترده در محیط های کاری و اهمیت روزافزون شایستگی های مدیریتی، این پژوهش به شناسایی و دسته بندی ابعاد مختلف شایستگی های مدیریتی در ساتا پرداخته است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا به بررسی ادبیات و مبانی نظری مرتبط پرداخته شده و سپس از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با مدیران ارشد ساتا داده های کیفی جمع آوری شده است. در مجموع 552 مضمون پایه، 64 مضمون سازمان دهنده و 10 مضمون فراگیر استخراج و دسته بندی شدند. نتایج تحلیل تماتیک داده ها نشان داد که شایستگی های مدیریتی در ساتا شامل ده بُعد اصلی از جمله مدیریت و رهبری، فرهنگ سازمانی و ارتباطات، آموزش و توسعه، و تاب آوری و مسئولیت پذیری است. مدل ارائه شده می تواند به عنوان ابزاری کارآمد در ارزیابی، توسعه حرفه ای، و برنامه ریزی جانشینی مدیران در این سازمان مورد استفاده قرار گیرد. این پژوهش با ارائه یک چارچوب کاربردی و عملیاتی، به گسترش دانش در حوزه شایستگی های مدیریتی و بهبود فرآیندهای مدیریتی در ساتا کمک می کند.
۲۹۸.

تاثیر انگیزه های شخصی مدیران بر ناکارایی سرمایه گذاری: نقش میانجی چسبندگی هزینه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۶
ناکارایی سرمایه گذاری در اثر عدم تقارن اطلاعاتی و مسئله نمایندگی به وجود می آید. انگیزه های فرصت طلبانه مدیران، عدم تقارن اطلاعاتی و انحراف شرکت از سرمایه گذاری های بهینه را به دنبال دارد. به عبارتی ممکن است مدیران از طریق مدیریت هزینه به دنبال حداکثر کردن منافع شخصی خود باشند. این رفتار مدیران به سرمایه گذاری نامتقارن و ناکارا منجر خواهد شد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی چسبندگی هزینه ها در رابطه ی بین انگیزه های شخصی مدیر و ناکارایی سرمایه گذاری می باشد. در این پژوهش، داده های 1024 سال-شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ایران، طی دوره زمانی 1393 تا 1400 با استفاده از مدل های رگرسیون خطی و آزمون سوبل مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج آزمون به روش رگرسیون چندگانه با در نظر گرفتن اثرات ثابت سال و صنعت، نشان داد که انگیزه های شخصی و چسبندگی هزینه ها بر ناکارایی سرمایه گذاری تاثیر گذار است و چسبندگی هزینه ها می تواند نتیجه تصمیمات فرصت طلبانه مدیران باشد و باعث ناکارایی سرمایه گذاری شود.
۲۹۹.

طراحی و تبیین مدل ارتقای حس بهزیستی گردشگر در موزه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۴۹
موزه ها که بخش مهمی از صنعت گردشگری محسوب می شوند، پتانسیل ایجاد و ارتقاء حس بهزیستی دیدارکننده خود را دارند. لذا هدف پژوهش حاضر، طراحی و تبیین مدل مفهومی ارتقاء حس بهزیستی گردشگر در موزه هاست. در همین راستا به دنبال شناسایی مؤلفه ها و عوامل اثرگذار بر ایجاد و ارتقاء حس بهزیستی گردشگر در جاذبه ای به نام موزه می باشد. بدین منظور برای جمع آوری داده ها، از مطالعات کتابخانه ای استفاده شد، همچنین با روش نمونه گیری گلوله برفی 14 نفر از متخصصان حوزه موزه و گردشگری و روانشناسی مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. داده های پژوهش در قالب روش کیفی تحلیل محتوا با رویکرد استقرایی و به کمک نرم افزار MaxQDA 2020 کدگذاری شدند. یافته ها حاکی از آن است که عوامل درون فردی، عوامل برون فردی، تجربه کلی با تمرکز بر تجربه شیفتگی و ذهن آگاهی اساسی-ترین مؤلفه ها و عوامل در شکل گیری مدل مفهومی ارتقاء حس بهزیستی گردشگر در جاذبه ای به نام موزه هستند.
۳۰۰.

تحلیل رضایت گردشگران از منظر هوش مصنوعی: یک مطالعه کتاب سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۴۷
یکی از چالش های اصلی صنعت گردشگری، افزایش رضایت گردشگران است. در سال های اخیر، استفاده از هوش مصنوعی جهت رفع این چالش رشد چشمگیری داشته است. این پژوهش با هدف مرور جامع مطالعات مرتبط، از روش کتاب سنجی برای تحلیل ساختار علمی فعلی، شناسایی روندهای تحول آفرین، الگوهای تحقیقاتی نوظهور و تعیین دستور کارهای آینده استفاده کرده است. پس از تعیین راهبرد جستجوی مناسب و اعمال شاخص های غربالگری، ۴۹۹ مقاله از پایگاه داده اسکوپوس استخراج و با استفاده از بسته بیبلیومتریکس در نرم افزار R تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهند تحلیل احساسات و بررسی نظرات آنلاین گردشگران، به ویژه با بهره گیری از ابزارهای پردازش زبان طبیعی، نقش مهمی در درک نیازها و انتظارات مشتریان و بهبود رضایت آن ها دارد. استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشینی برای شناسایی الگوهای رفتاری و پیش بینی نیازهای آینده می تواند به ارتقای تجربیات گردشگران در مقاصد کمک کند. همچنین تبلیغات شفاهی الکترونیک، به عنوان مفهوم نوظهور، تأثیر مستقیمی بر سطح رضایت گردشگران دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان