بررسی روند پژوهشی تاثیر اشتراک دانش بر قابلیت های سازمانی و عملکرد سازمانی با رویکرد کتاب سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت راهبردی دانش سازمانی سال ۸ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۱
50 - 73
حوزههای تخصصی:
هدف: در عصر اقتصاد دانش محور، اشتراک گذاری دانش به عنوان یکی از عوامل کلیدی شکل دهنده قابلیت های سازمانی و ارتقای عملکرد سازمانی شناخته می شود، که پیشرفت فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی، نقش آن را در ایجاد مزیت رقابتی پایدار برجسته کرده است. هدف این پژوهش، بررسی روند مطالعات علمی در زمینه تأثیر اشتراک گذاری دانش بر قابلیت های سازمانی و عملکرد سازمانی طی ۲۵ سال گذشته با استفاده از روش کتاب سنجی است تا نقشه مفهومی از تکامل این حوزه ارائه دهد و شکاف های تحقیقاتی را شناسایی کند. روش پژوهش: این تحقیق از نوع کمی با رویکرد کتاب سنجی و تمرکز بر فراداده مقالات پژوهشی، کلمات کلیدی و ارجاعات است. جامعه پژوهش شامل تمام مقالات مرتبط در پایگاه علمی Scopus است که یکی از معتبرترین منابع بین المللی با بیش از ۸۰ میلیون مقاله و ۱۶ میلیون نویسنده محسوب می شود. نمونه پژوهش شامل ۱۷۱۹ مقاله و روش نمونه گیری مبتنی بر جستجوی هدفمند کلمات کلیدی در محدوده زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ بود. ابزار جمع آوری داده، فایل های خروجی از این پایگاه شامل فراداده هایی نظیر سال انتشار، نویسندگان، چکیده، کلمات کلیدی، ارجاعات و DOI است. روایی تحقیق با انتخاب پایگاه معتبر Scopus و پایایی آن با تکرارپذیری روش جستجو و تحلیل تضمین گردید. تجزیه و تحلیل داده ها شامل تحلیل آماری توصیفی (روند انتشار، برترین کشورها و نویسندگان) با نرم افزار Excel و تحلیل های شبکه ای مانند هم رخدادی کلمات کلیدی، هم تألیفی و استناد به منابع با نرم افزار VOSviewer بوده، که روند تغییرات موضوعی در طول زمان را نیز با آن ترکیب شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که تعداد مقالات از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ روند صعودی داشته و در سال های اخیر (پس از ۲۰۲۰) به بیش از ۲۰۰ مقاله در سال رسیده است. تحلیل آماری توصیفی در Excel حاکی از آن است که ایالات متحده و چین با بیش از ۴۰ درصد مقالات، برترین کشورها هستند و نویسندگانی مانند Nonaka با بیش از ۵۰ ارجاع، تأثیرگذارترین هستند. در تحلیل VOSviewer، شبکه هم رخدادی کلمات کلیدی با بیش از ۵۰۰ کلمه کلیدی اصلی، خوشه هایی مانند «هوش مصنوعی» (با درجه ارتباط ۱۵۰)، «فرهنگ سازمانی» (با درجه ارتباط ۱۲۰) و «نوآوری» (با درجه ارتباط ۱۸۰) را نشان داد که در دوره مورد بررسی بیش از ۶۰ درصد رخدادها را تشکیل می دهند. روند تغییرات موضوعی نیز افزایش ۳۵ درصدی تمرکز بر ترکیب اشتراک دانش با فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی را در دهه اخیر تأیید کرد. نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش این است که ادغام اشتراک دانش با هوش مصنوعی، به عنوان محرک کلیدی، عملکرد سازمانی را از طریق تقویت نوآوری و قابلیت های دوسوگرا بهبود می بخشد و کیفیت دانش و فرهنگ سازمانی نقش تقویت کننده دارند. اصالت/ارزش: اصالت این پژوهش در ارائه نخستین تحلیل کتاب سنجی جامع روند ۲۵ ساله این حوزه با تمرکز بر ادغام هوش مصنوعی است که شواهد نوینی از گذر مرزهای روش شناسی سنتی (ترکیب تحلیل کمی و شبکه ای) و بین رشته ای (مدیریت دانش و فناوری اطلاعات) ارائه می دهد و ایده تازه ای برای سیاست گذاری سازمانی در اقتصاد دیجیتال پیشنهاد می کند.