فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۴۱ تا ۳٬۲۶۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
راهبرد سال ۳۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰۷
241 - 272
حوزههای تخصصی:
درک صحیحی از شیوه جاری حکمرانی در ارتباط با موضوع محیط زیست و مدیریت پایدار سرزمین می تواند بستر مناسبی را برای بهبود حکمرانی درراه توسعه بلندمدت کشورها بخصوص کشورهای درحال توسعه که طبیعت و محیط زیست انسانی آن ها به دلیل توسعه ناپایدار در معرض خطر می باشد، ارائه دهد. در این مقاله تلاش شده است تا مفاهیم پایه مرتبط با حکمرانی بر اساس مثلث حکمرانی و ارتباط سه رکن اصلی حکومت، بازار و جامعه مدنی و همچنین روند تکاملی آن در سطح ملی و بین المللی به ویژه در ارتباط با رویکردهایی نظیر حکمرانی خوب تبیین شود. ازآنجایی که هر سیستم حکمرانی برای هدایت و راهبری جامعه، از ابزارهای مشخصی برای پیاده کردن سیاست های خود به منظور تغییرهای فردی یا اجتماعی استفاده می کند، چهاردسته اصلی ابزارهای حکمرانی با عنوان ابزارهای قانونی (تنظیمی)، اقتصادی (تشویقی/حمایتی)، ارتباطی (آگاهی رسانی) و زیرساختی مبنای بررسی جایگاه محیط زیست در سازوکارهای حکمرانی ایران قرار گرفتند تا ارتباط حکمرانی و محیط زیست به صورت نظام مند تحلیل شود. از بین چهار ابزار مطرح شده، موضوع محیط زیست تنها در بخش ابزار قانونی در حد مناسبی موردتوجه قرارگرفته است؛ اما این قوانین و سیاست ها به شکل مطلوبی حمایت سایر ابزارهای حکمرانی را به همراه نداشته و فرصت اجرایی شدن را پیدا نکرده اند و چه بسا سایر ابزارهای حکمرانی به ویژه ابزارهای اقتصادی و زیرساختی در جهت تخریب محیط زیست به کار گرفته شده اند. به همین دلیل به نظر می رسد جایگاه محیط زیست در ابزارهای حکمرانی ایران نیاز به بازنگری جدی داشته باشد و با توجه به تشدید روزافزون بحران های تهدیدکننده جوامع بشری نظیر تغییر اقلیم و بلایای طبیعی در سطح های ملی و بین المللی، توسعه چهارچوب جدیدی از حکمرانی که ملاحظات محیط زیستی در همه ارکان آن به رسمیت شناخته شود، امری اجتناب ناپذیر باشد.
Oil Issue and Discursive Shifts in Iranian Politics (1942-1952)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۷, Issue ۳, summer ۲۰۲۳
395 - 446
حوزههای تخصصی:
Following the invasion of the allied forces in September 1941, chaos and crisis characterized the Iranian socio-political life for more than a decade. The “issue of oil” emerged in such an environment. First a round of negotiation began in order to “regain the right of the people to Southern oil”. The initial demand of the Iranian government was to acquire more benefits; at the same time, however, outside the government, another approach was being formed, in which a political understanding of the oil issue was predominant with a less materialist understanding of the stakes. As a result, the oil issue could be seen as either economic or political; two discourses, though both were more or less inspired by anti colonialist discourses of the time, emerged and each sought hegemony. This article seeks to reveal the way in which discursive struggle emerged and the way in which a shift to the political discourse made significant political changes possible. Its main argument is that the discursive conflict in a society, where national identity was a matter of contest, led to a fundamental change in the representation of the issue and, in the course of time, even the identities of the political actors evolved. It was when this discursive conflict led to the hegemony of the political understanding of the oil issue that Razmara’s administration became delegitimized and the national movement for oil nationalization acquired legitimacy.
نقدهای آیت الله خامنه ای به منطق هویّتی اسلام رحمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی انقلاب اسلامی دوره ۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
35 - 60
حوزههای تخصصی:
«اسلام رحمانی» یکی از مقولات مهمی است که شخصیت های فکری و سیاسی دگراندیش، در چند دهه اخیر از آن سخن می گویند و سعی می کنند با تکیه بر آن برای خود، بدنه اجتماعی بیافرینند. ممکن است در آغاز، به نظر برسد که این تعبیر تعارض و تضادی با اسلام ندارد؛ زیرا اسلام نیز «دین رحمت» است، اما با تأمل در برداشت های مفسران و تحلیل گران جریان اسلام رحمانی از این مقوله درمی یابیم که منظور از آن، «اسلام لیبرالی» و حاصل «برداشت لیبرالی از اسلام» است.بنابراین کسانی در پوشش اسلام خواهی و اسلام گرایی، به دنبال جعل یک «هویت دروغین و التقاطی» برای جامعه اسلامی هستند و لازم است با نقد «مؤلفه ها» و «اوصاف» و روشن ساختن منطق هویتی اسلام رحمانی، مشخص شود که تا چه اندازه به «اسلام ناب» یا به «لیبرالیسم» نزدیک است. این مقاله، پس از طراحی و تعریف چهارچوب مفهومی و معنایی برای ضلع فرهنگی اسلام رحمانی، روایت هویتی اسلام رحمانی را در لایه فرهنگی، بازگفته و سپس از دیدگاه آیت الله خامنه ای، نقد و ابطال کرده است. خصایص شناسایی شده در این پژوهش عبارت اند از: اقلّی و تاریخی بودن فرهنگ اسلامی (هویت حاشیه ای)، اکثریت مداری فرهنگی (هویت برساخته)، بی طرفی فرهنگی دولت (هویت غیررسمی)، تساهل و تسامح فرهنگ (هویت سیال) و غرب معیارانگاری فرهنگی (هویت غیرمدار).
مدیریت تهدیدات ریزپرنده ها در محیط عملیاتی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۸ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۱
97 - 118
حوزههای تخصصی:
پیشرفت روزافزون فناوری های نظامی، به ویژه تهدید های هوایی آینده ازجمله پرنده های بدون سرنشین، لزوم توجه علمی و دقیق به مقوله مدیریت تهدیدات را اجتناب ناپذیر می کند. اصلی ترین جنبه محیط های عملیاتی آینده مباحث شناخت محیط، آینده پژوهی و پیش بینی ضرورت های مدیریت تهدید ها است.
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر چگونگی مدیریت تهدیدهای ریزپرنده ها در محیط عملیاتی آینده است.
روش: این پژوهش از نوع کاربردی است که از روش کتابخانه ای (مطالعه اسناد و مدارک با ابزار فیش برداری) و روش میدانی (با ابزار مصاحبه) برای گردآوری داده ها و از نمونه گیری هدفمند قضاوتی برای انتخاب حجم نمونه استفاده شده است. برای تعیین اولویت اقدامات لازم و برای مدیریت تهدید های ریزپرنده ها در زمان صلح و زمان بحران و جنگ، در محیط عملیاتی آینده از روش AHP بهره جسته شد.
نتایج: نتایج حاصل از انجام تحقیق، نشان می دهد که متغیر های اصلی تحقیق با ضریب هماهنگی کمتر از 1/0 در محیط عملیاتی آینده تأثیر گذارند. پیشنهاد تحقیق بر اساس نتایج آن چنین است که مسئولان دفاع هوایی بر شناخت تهدیدهای ریزپرنده ها و نیز لزوم تحول در نحوه مدیریت تهدید ها در محیط عملیاتی آینده، در زمان صلح و جنگ، توجه کنند و با اولویت اتخاذ استراتژی دفاعی مناسب شامل: اقدامات پیشگیرانه و واکنشی با ارتقاء قابلیت های کشف تهدیدهای ریزپرنده ها و به کارگیری فناوری های نوین و متناسب در سامانه های سلاح پدافند هوایی تاکید و اهتمام بیشتری داشته باشند.
الگوی رفتاری ایالات متحده و روسیه در منطقه قفقاز (2024 -2000)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۲)
165 - 188
منطقه قفقاز نسبت به چند سال گذشته کمتر مورد توجه دانشمندان و تصمیم گیرندگان حوزه اوراسیا قرار گرفته است، زیرا مطالعات امنیتی این منطقه در حال حاضر تحت تأثیر درگیری مسلحانه در اوکراین و آشفتگی های منطقه غرب آسیا می باشد. با این حال، منطقه قفقاز مخصوصاً قفقاز جنوبی به دلایل داخلی و خارجی، از شکنندگی ژئوپلیتیکی حادی رنج می برد و از آنجایی که تشدید رقابت میان روسیه و ایالات متحده پس از جنگ سرد به بالاترین حد خود رسیده است، فرآیند درگیری و همکاری آن ها در این بخش حساس اوراسیا مستحق توجه است. بنابراین نگارنده ضمن بررسی روابط دوجانبه مسکو و واشنگتن در قفقاز، سعی دارد وضعیت فعلی این منطقه و منطق همکاری و رقابت این دو کشور در چند سال گذشته را تببین و تشریح کنند. از این رو هدف اصلی این پژوهش پاسخگویی به این سؤال است که ایالات متحده و روسیه چه سیاست هایی را در قبال بحران های این منطقه اتخاذ کرده اند و دلایل و منطق این دو کشور از این سیاست ها چه بوده است؟ فرضیه ای که در پاسخ به این سؤال اصلی مطرح می شود این است که پندارهای مختلف از شیوه کسب منافع راهبردی، امنیتی و نظامی باعث سیاستگذاری رقابتی روسیه و آمریکا در بحران های منطقه قفقاز شده است؛ همچنین این پژوهش بر منطق همکاری جویانه ایالات متحده و روسیه در رابطه با فرآیندهای حل و فصل مناقشات قومی و سیاسی در آبخازیا، اوستیای جنوبی و قره باغ کوهستانی که در راستای حفظ ساختار ادراکی نظام بین الملل است، متمرکز می باشد. برای بررسی این فرضیه ها ضمن تکیه بر نظریه خطای اسنادی و رویکرد توصیفی- تحلیلی، روش مطالعه اسنادی مبتنی بر جمع آوری و تحلیل داده های کتابخانه ای، سایت ها، مقاله ها و منابع اینترنتی می باشد.
کاربست نظریه مسئولیت حمایت در منازعه اوکراین-روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عملیات وِیژه نظامی فدراسیون روسیه در اوکراین، پیامدهای ناشی از جنگ که منجر به کشته شدن ده ها هزار نفر و آوارگی میلیون ها نفر شده است، بن بست شورای امنیت در حمایت از غیرنظامیان و عدم مدیریت فوری و مناسب این بحران بزرگ انسانی موجب طرح مجدد بحث مداخلات بشردوستانه در قالب دکترین «مسئولیت حمایت» شده است. ناتوانی جامعه بین المللی در مقابله جدی با نقض گسترده و سازمان یافته حقوق بشر در دهه 1990 موجب طرح دکترین مسئولیت حمایت در سال 2001 شد و حاکمیت نه به عنوان مزیت بلکه به عنوان مسئولیت مورد تأکید قرار گرفت. این نظریه در سند اجلاس سران کشورها در سال 2005 در سازمان ملل مورد تأیید قرار گرفت و در سال 2011 در لیبی استفاده شد. براساس این نظریه چنانچه دولت ها نخواهند یا نتوانند از شهروندان خود در مخاصمات مسلحانه حفاظت نمایند جامعه بین المللی مسئول حفاظت از مردم در برابر جنایات چهارگانه خواهد بود. مقاله با روش توصیفی تحلیلی در پاسخ به سؤال اصلی مبنی بر امکان کاربست دکترین مسئولیت حمایت در بحران اوکراین این فرضیه را مطرح می کند که به دلیل گستره تلفات غیرنظامی، بحران انسانی گسترده، استفاده از سلاحهای ممنوعه و هدف قرار دادن اماکن غیرنظامی، بازداشتهای خودسرانه و ارتکاب شکنجه و تجاوز توسط طرفین مخاصمه امکان اعمال نظریه در بحران اخیر وجود دارد اما به دلیل اقدامات کم شدت نظامی مانند اعمال منطقه پرواز ممنوع میتواند به گسترش بحران انسانی موجود منجر شود و صرفاً اقدامات دیپلماتیک و سیاسی در چارچوب ارکان اصلی دکترین توصیه مشود.
آسیب شناسی تحریم ها در ایجاد صلح، امنیت بین المللی و حفاظت از حقوق شهروندی (مطالعه موردی ایران و کره شمالی)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۴
151 - 176
حوزههای تخصصی:
از منظر روش شناختی، آسیب شناسی تحریم ها در دولت ها چالش های دلهره آوری را به همراه دارد چرا که جدا کردن پیامدهای تحریم ها از عوامل مختلف دیگری که بر شرایط حقوق بشر غیرنظامیان تأثیر می گذارند، نه تنها دشوار است، بلکه جمع آوری داده ها در مورد تأثیر واقعی تحریم ها نیز دشوار است. این پژوهش در نظر دارد با بهره جویی از رهیافت تحلیل علمی و استفاده از داده های خام معتبر به این پرسش اساسی پاسخ دهد که: تحریم های اقتصادی غرب علیه ایران و کره شمالی دارای چه ویژگی هایی بوده و به چه دلیل اعمال گردیده است؟ و مهمترین پیامد های تحریم ها بر ساختار اقتصادی و اجتماعی به چه صورت بوده است ؟برای این منظور به مباحث تاریخچه تحریم ها، انواع تحریم و مبانی حقوقی آن از دیدگاه بین الملل، اثرات موجی تحریم هاو بررسی قطعنامه های اعمال شده در کشورهای مورد مطالعه پرداخته شد و در پایان نیز براهکارهایی در جهت شناسایی آسیب های تحریم بر دولت ها و حقوق شهروندی ارائه شد. در نتیجه یافته ها حاکی از آن است که نادیده گرفتن پیامدهای تحریم ها بر نسل های آینده به طور قابل توجهی هزینه های اقتصادی کل آن ها را افزایش میدهد و بر اقشار جامعه آسیب میزند.
تحول و ایجاد توازن در روابط دولت و جامعه در کشورهای رانتیر خاورمیانه در سایه نظم نوین جهانی؛ مطالعه موردی ایران(1400-1392)
حوزههای تخصصی:
براساس مطالعه روابط دولت و جامعه بین سال های(1400-1392)، دولت یازدهم و به ویژه دولت دوازدهم، سیاست خارجی خود را بر اساس توازن و تعادل بین دولت و جامعه مطابق اهداف اسناد بالادستی، با هدف پیوستن به نظم نوین جهانی به توسعه و رفاه ملی از طریق روابط سازنده و مؤثر با کشورهای جهان عنوان کرده بود. همچنان که دولت یازدهم با حل مسئله هسته ای به عنوان نقطه عطف این دوره، گام بلندی را در این راه برداشت. اما با بررسی عملکرد دولت یازدهم و دوازدهم، ضرورت بهسازی روابط سیاسی خارجی موثر و به کارگیری استراتژی های اقتصادی برای تحقق اهداف کلان ملی در شرایطی که دولت دوازدهم همزمان با سال اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال آغاز به کار کرد، بیش از پیش احساس می شد. لذا در پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، این سوال مطرح می گردد که تنزل تدریجی قیمت نفت در اقتصاد جهانی، چه تأثیری بر تحول و ایجاد توازن در روابط دولت و جامعه کشورهای رانتیر خاورمیانه در سایه نظم نوین جهانی به خصوص در ایران بین سال های (1400-1392) داشته است؟ در این راستا می توان بیان داشت که ایران در این دوره در مواجهه با فشار ناشی از عدم امکان ادامه حیات اقتصاد سیاسی رانتی، به سمت تغییر رویه و بازصورت بندی دولت به مدلی پسارانتی به طور عام و دگردیسی رابطه دولت و جامعه در این کشور به طور خاص و در نهایت به سمت تغییرات و نوآوری های مسائل سیاسی، اقتصادی، جنسیتی و سیاست های نوین ارتباطی در دوره زمانی مورد نظر پیش رفته است.
The Effect of Women's Publications on Promoting the Position of Women in Qajar Period
حوزههای تخصصی:
During the Qajar period, women were subjected to severe restrictions due to patriarchal and traditional society, and due to illiteracy and lack of presence in society, they suffered from ignorance of the environment and ignorance due to lack of connection with the outside world. In addition to associations, women created women's magazines and newspapers to raise awareness and protest their status. The Constitutional Revolution led to the gradual presence of women journalists and women's publications in the press arena. This was not easy to do because religious and traditional communities were among the factors limiting women's activities. For this reason, the question arises that what effect did women's publications have on the promotion of the position and situation of women in Qajar society? Given that after the Constitutional Revolution, newspapers were one of the most important media outlets, the hypothesis is that women, like other sections of society, have expressed their views and goals through publications and tried to raise awareness and change the mentality and attitude of women. The results of the research show the growth of awareness, change of attitude and the entry of a large number of women into society. Because with the entry of the first Pahlavi period, submissive women without claiming the Qajar period, have become aware and demanding women and have raised demands such as equal rights with men and the right to enter society and employment, which is mainly the result of the activities of Qajar periodicals. The method of the present research is descriptive-analytical and the data are collected in a library method.
US Media Policy in the Israeli-Palestinian Conflict
حوزههای تخصصی:
The rapid dissemination of news and the creation of media hype have made social media high-ly powerful in the battle for public opinion. However, today, social media acts as a double-edged sword in covering the Gaza war. While it provides unprecedented coverage opportuni-ties, it also faces serious challenges. Despite limitations such as the rapid spread of infor-mation—which opens the door to misinformation and raises fact-checking concerns—social media in the United States has sought to support Israel. This has heightened suspicions of manipulation, division, and narrative distortion in the eyes of global public opinion. From this perspective, the present article, using a descriptive-analytical method, aims to answer the key question: What role do American media play in supporting Israel in the war against Palestine? The research findings indicate that the gaps in the coverage of the Gaza war by American me-dia significantly influence public opinion and seek to shape the discourse surrounding it. As a result, they contribute to a one-dimensional narrative that, by inadequately presenting Pales-tinian perspectives, omitting essential historical and cultural contexts, and neglecting to hu-manize those most affected, reinforces misconceptions and biases. This has, in turn, led to a decline in the perception of democracy in the eyes of public opinion.
ضرورت جرم انگاری ازدواج اجباری مبتنی بر رفتار مالکانه در حقوق ایران و عراق در پرتو حقوق جهانشمول بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۵۱)
271 - 301
حوزههای تخصصی:
در تمامی نظام های فرهنگی و حقوقی دنیا، موافقت طرفین در ازدواج، عامل مهم موفقیت استحکام نهاد خانواده و پایداری عقد ازدواج می باشد. با این همه، هنوز در بسیاری از جوامع بشری ازدواج های اجباری در اقسام مختلف وجود دارد. ازدواج اجباری نوعی ازدواج است که حداقل یکی از طرفین از رضایت و اراده کافی برخوردار نیستند. یکی از کشورهایی که به دلیل بافت سنتی و قدیمی آن هنوز ازدواج اجباری در آن وجود دارد، کشور ایران و عراق است، به نحوی که در رسوم برخی اقوام، رضایت زنان در ازدواج نادیده گرفته می شود. تحقیق حاضر از نوع نظری بوده روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و روش جمع-آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است و در صدد پاسخگویی به این سوال است که رویکرد نظام حقوقی ایران و عراق نسبت به پدیده اجباری ازدواج مبتنی بر رفتار مالکانه چگونه است و ضرورت جرم انگاری آن کدام است. یافته های تحقیق نشان می دهد که ازدواج اجباری مورد توجه هر دو نظام حقوقی واقع شده ولی به صورت خاص جرم انگاری نشده است، لذا شایسته است جرم انگاری ازدواج اجباری تحت عنوان تعزیر ضروری بوده و گامی در راستای حمایت از بزده دیدگاه و گروه های آسیب پذیر می باشد. همچنین عناصر تشکیل دهنده ازدواج اجباری به عنوان جنایت علیه بشریت بر اساس حقوق بین المل عرفی، موید آن است که این جرم هم در ماهیت و هم از حیث درجه صدمه وارد شده به قربانی با سایر مصادیق جنایت علیه بشریت قابل قیاس است.
مسئولیت بین المللی حامیان عربستان درحمله به اماکن آموزشی یمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قریب به 7 سال از تجاوز عربستان و حامیانش به یمن و کشتار غیر نظامیان به خصوص کودکان و همچنین تخریب اماکن آموزشی این کشور می گذرد. مطابق قواعد مطروحه در حقوق بین الملل تعرض به اماکن آموزشی به عنوان بخشی از اماکن فرهنگی ناقض حقوق بشر دوستانه از جمله کنوانسیو ن های چهار گانه ژنو است؛ اما اینکه این نقض تا چه اندازه موجبات مسئولیت بین المللی حامیان عربستان را در عرصه بین الملل فراهم کرده است و آیا اصولاً بازیگران بین المللی مداخله کننده در یمن، در حمله به اماکن آموزشی مسئولیت دارند و یا خیر را با ابتنای بر موازین حقوق بین الملل مورد بررسی قرار داده و از آنجا که امروزه حقوق مسئولیت بین الملل، را به نوعی برگرفته از اندیشه تساوی حاکمیت دولتها و ماهیت نظام حقوق بین الملل می دانند، به این مسیر هدایت می شویم که بحث از مسئولیت دولت ثالث به دلیل کمک و مساعدت یا به نحوی نقش داشتن در ارتکاب فعل متخلفانه بین المللی امری پذیرفته شده در حقوق بین الملل است، از این رو حامیان عربستان در انهدام اماکن آموزشی مسئولیت بین المللی داشته و می بایست بر اساس مکانیزم های بین المللی پاسخگوی افعال متخلفانه خود باشند.
رویکرد جامعه شناختی به نقش روحانیت و امر سیاسی در تأسیس انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۵
49 - 68
حوزههای تخصصی:
با پیروزی انقلاب اسلامی و درهم تنیدگی روحانیت و امر سیاسیِ برآمده از آن، کارویژه های سیاسی از درون کارویژه های مذهبی سرچشمه گرفته است. بررسی مقوله واحد دین و سیاست و تأسیس نظام اسلامی یکی از اهداف اولیه این پژوهش است که تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که چه رابطه ای عینی و ذهنی بین امر سیاسی و روحانیت در تأسیس انقلاب اسلامی پدیدار شده و روحانیت از چه کارکردهایی برخوردار بوده است. در پاسخ به این پرسش فرضیه بر این استوار است که حفظ و تقویتِ وحدت و همبستگی ملی اسلامی ازجمله مهم ترین کارکردهای نهادی مؤثر است که نقش روحانیت را در تکوین نظام اسلامی برجسته می سازد. یافته های پژوهش که به روش تحلیلی و مبتنی بر چارچوب نظری کارکردگرایی است نشان می دهد که حراست، حمایت و مصلحت سیاسی در جهت تأسیس نظام اسلامی، حوزه های نهادی را در زمینه های اجتماعی و سیاسی تقویت می کند.
سناریوهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در موضوع فلسطین(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۰۱
119 - 146
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی سناریوهای سیاست خارجی ج.ا.ا در موضوع فلسطین است. با استفاده از روش پژوهش کیفی، مصاحبه هایی با 21 نفر از خبرگان در حوزه های علوم سیاسی، مدیریت و آینده پژوهی، تاریخ، و متصدیان سفارت فلسطین در تهران، که با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند انجام شد و تا مرحله ی اشباع استمراریافته ادامه یافت. در نهایت با استفاده از روش تجزیه و تحلیل تم، 10 تم استخراج گردید. نتایج به تدوین سناریوهای ممکن، محتمل و مطلوب سیاست خارجی ج.ا.ا در موضوع فلسطین انجامید که سناریوی مطلوب، بهار مردم سالاری بود و نتیجه ی استخراج شده، تشکیل تک دولت مبتنی بر همه پرسی در سرزمین فلسطین است.
تحلیل روایت از زمینه ها، فرایند و تجربه عضویت در داعش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته اعضای بومی داعش در عراق و فرایندی که آنان را از یک شهروند عادی به عضوی از داعش تبدیل کرده انجام گرفته است. این مساله از زاویه روایت اعضای اسیر شده داعش در زندان های دولت عراق مورد توجه قرار گرفته است. مشارکت کنندگان در این پژوهش کلیه اعضای داعش در زندان های عراق هستند که با نمونه گیری برحسب موارد دردسترس، مورد مصاحبه قرار گرفته اند. مجموعه این مصاحبه ها در کتاب «از فرانکفورت تا رقه» منتشر شده و به عنوان منبع گردآوری داده های این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است. برای تحلیل داده ها از روش «تحلیل روایت» بهره برده شده و روایت تجربیات اعضای اسیر داعش، در قالب چهار موقعیت «زندگی پیش از عضویت در داعش»، «تحول اوضاع»، «زندگی زیر پرچم داعش» و «اسارت» بازنمایی شده است. در نتیجه پژوهش مشخص شده هرچند نمی توان زمینه های مذهبی را نادید انگاشت؛ اما عامل اصلی شکل گیری داعش را باید در زمینه های اجتماعی و غیردینی آن جستجو نمود. مشابهت این تشکیلات با تشکیلات غیرمذهبی مانند مجاهدین خلق(منافقین)، پژاک، کومله و دموکرات و امثال آن، و نیز حضور آشکار چهره های غربی به عنوان فرماندهان و رهبران آن، ابعاد مذهبی آن را به شدت کم رنگ نموده و ابعاد اجتماعی مانند فقر و حس تبعیض را در کنار زمینه های سیاسی-امنیتی در جایگاه مهم تری می نشاند.
امینت منطقه ای در آسیای جنوب غربی تحلیلی فازی از الزامات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
منبع:
غرب آسیا سال ۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
42 - 56
حوزههای تخصصی:
امنیت مسئله اساسی تمامی دولت های جهان است که بُعد خارجی آن توسط سیاست خارجی کشورها مورد پیگیری قرارگرفته و در تأمین آن کشورهای همسایه که محیط بلافصل هر کشور می باشند، از اهمیت ویژه ای برخوردارند چراکه بروز مسائل امنیتی در یکی از کشورهای هم مرز، احتمال وقوع اثر دومینو را افزایش داده و به ایجاد معضلات امنیتی در دیگر کشورهای همسایه و یا منطقه منتهی می گردد. سؤال اصلی پژوهش از این موضوع نشات گرفته و عبارت است از اینکه وضعیت شکنندگی دولت ها در آسیای جنوب غربی چگونه است و راهبرد متناسب برای امنیت و ارتقای جایگاه ایران چیست؟ برای پاسخ بدین سؤال نظریه امینت منطقه ای به عنوان مبانی نظری و منطق فازی به عنوان روش تحقیق انتخاب شده است تا از طریق بررسی شکنندگی دولت های آسیای جنوب غربی ضمن شناختِ تهدیدات امنیتی موجود، در گام دوم، سیاست خارجیِ متناسب با وضعیت موجود را فرا رو نهد. نتیجه بررسی وضعیت آسیایِ جنوب غربی در شکنندگی دولت ها حاکی از آن است که 13 دولت از 17 دولت موجود، دارای هشدار شکنندگی و ایجاد معضلات امنیتی هستند و با استناد به نظریه امنیت منطقه ای، به نظر می آید که چندجانبه گرایی در سیاست خارجی باتوجه به وضعیت هر یک از مسیرهای شناسایی شده، علاوه بر تأمین امنیت منطقه ای، منجر به ایفای نقش محوری برای جمهوری اسلامی ایران خواهد شد.
تأملی در اندیشه سیاسی آیت الله العظمی محمدعلی اراکی
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۶
29 - 53
حوزههای تخصصی:
با توجه به ماهیت دین اسلام ، عموم اندیشمندان اسلامی و علی الخصوص فقهای شیعه به حوزه سیاست پرداخته و کم یا زیاد ، امر «حکومت» و «ولایت فقیه» را در مباحث خود مورد توجه قرار داده اند . بررسی دیدگاههای سیاسی آیت الله محمد علی اراکی به واسطه رابطه بسیار نزدیک با آیت الله مؤسس شیخ عبدالکریم حائری ، حیات طولانی بیش از یک قرنه و درک وقایع مهمی نظیر تأسیس حوزه علمیه قم ، دوران پهلوی اول و دوم و انقلاب اسلامی ، از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و به روشن شدن سیر تاریخی اندیشه های سیاسی شیعه کمک می کند . این مقاله از نوع «توصیفی - تحلیلی» است و در آن با اتکاء به منابع مکتوب و سایتهای معتبر ، ضمن کسب اطلاعات از این منابع ، به توصیف و تحلیل آن ها و تبیین دیدگاهها و مواضع سیاسی آیت الله اراکی پرداخته شده است . با ساماندهی به مباحث سیاسی مطرح شده توسط آیت الله اراکی در کنار مواضع سیاسی ، می توان به شاکله منظومه تفکر و عمل سیاسی ایشان دست یافت و در این راستا ، هدف تحقیق آن است که نگاه ایجابی ایشان به حوزه سیاست را علیرغم نگاه مضیق ایشان به گستره ی ولایت فقیه ، نشان داده و تفکر نادرست تعارض میان این دو را روشن سازد .
انسان شناسی مولانا و مدلول های نظری آن برای ارتقای همبستگی بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
121 - 142
حوزههای تخصصی:
مواجهه با چالش های جهانی نیازمند تقویت انگاره همبستگی بین المللی است. دو ایده شناسایی و تاکید بر حقوق مبتنی بر همبستگی در چارچوب ادبیات حقوق بشری و برساخته بودن هویت در بستر نظریه های روابط بین الملل، تلاش های نظری راهگشا برای طرح انگاره همبستگی بین المللی محسوب می شوند. حقوق مبتنی بر همبستگی درصدد تقلیل تمرکز بر فرد و ترغیب همه کشنگران بین المللی برای مشارکت در تحقق این دسته از حقوق است اما در قیاس با حقوق فردی نتوانسته یک مبنای نظری جایگزین برای موجه ساختن این دسته از حقوق ارائه نماید. ایده برساخته بودن هویت نیز گرچه طبیعی انگاشتن هویت در میان کنشگران بین المللی را به مسئله بدل ساخته و تحول در هویت و متعاقب آن درک کنشگران از منفعت را ممکن می داند اما برای تقویت انگاره همبستگی کافی نیست و دستیابی به این مهم، نیازمند ارائه روایت جدید از انسان است. پرسشی که در مقاله پیش رو، قصد داریم به آن پاسخ دهیم این است که رویکرد انسان شناسانه ی مولانا به چه طریق می تواند به تقویت انگاره همبستگی بین المللی در ساحت نظری کمک کند. ادعای مقاله این است که روایت انسانشناسانه مولانا با تاکید بر وحدت ارواح بشری و تقدم این وحدت بر فردیت، شناسایی یک غایت مشترک و تقویت روحیه همدلی و مسئولیت پذیری، می تواند از یک سو مبنای توجیه حقوق و مسئولیت مشترک انسان ها قرار گیرد و از دیگر سو روایت جدید از ماهیت انسان که بیانگر انسجام و اشتراک هویتی میان انسان ها است ارائه نماید.
انسان حاضر، انسان غایب؛ بررسی و تحلیل حضور سایبری انسان در تمدن دیجیتال مبتنی بر حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات سریع و چشمگیر فناوری اطلاعات منجر به تغییرات فراوانی در حیات انسان گردیده است. در اثر این تغییرات پر سرعت تمدن دیجیتال در عصر ما محقق شده که در این تمدن دیجیتال انسان مجازی ظهور یافته است. یکی از ابعاد مهم انسان مجازی که در این مقاله قصد بررسی و تحلیل آن را داریم، حضور سایبری است که انواع و درجات مختلفی دارد. حضور سایبری متکی به ارکانی است که از مهم ترین آن ها کنش و تعامل است. بر اساس حکمت متعالیه بسط حضور انسان در عالم، در یکی از قالب های اتحاد علم و عالم و یا اشتداد وجودی رخ می دهد و همچنین این بسط حضور متکی به چیزی غیر از وجود انسانی نیست. اما حضور سایبری با توجه به اتکای همه جانبه ای که به غیر دارد نمی تواند همان حضوری باشد که در معنای سنتی آن می شناسیم. از طرفی با توجه به اینکه فضای سایبر در ذیل عالم اعتبار و اعتبار استخدام شکل می-گیرد و به این دلیل سبب مشغولیت به غیر و فرو رفتن بیش تر انسان در عالم اعتبار و غفلت از خود می شود، همواره حضور سایبری همراه نشانه های یک حضور غایبانه مانند آگاهی کمتر، غفلت از اطراف، حواس پرتی و... است. با این حال نمی توان از نقش پررنگ فضای سایبر در تقویت و مستعد کردن برخی قوای انسانی و خصوصا قوه ی خیال چشم پوشی نمود. مقاله ی حاضر از دسته ی پژوهش های بنیادی(نظری) است که با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است.
مؤلفه های سبک زندگی فردی مطلوب در اندیشه قرآنی امام خامنه ای «مد ظله العالی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیل به سبک زندگی مطلوب یکی ازمهمترین اهداف انقلاب اسلامی است که مقام معظم رهبری (دامت برکاته) درحوزه نظروعمل به نظریه پردازی درزمینه سبک زندگی و بیان شاخصه های آن پرداخته است باتوجه به این که سبک زندگی مطلوب قرآنی با فطرت انسانها سازگاربوده ودرنهادانسانها می باشد یکی ازمهمترین مسائل چالش برانگیز مطرح درجامعه امروزاست لذاضروری است دیدگاه مقام معظم رهبری با مستندات قرآنی مورد تجزیه وتحلیل قرارگیرد نویسنده بامراجعه به آثاررهبری وآیات قرآن واقوال مفسران بااستفاده ازروش توصیفی -تحلیلی به بررسی و مستند سازی موضوع یاد شده پرداخته است. یافته های نشان می دهد مقابله با ترویج سبک زندگی غربی ازضروریات مسلم و ازمسلمات مضامین قرآنی می باشدکه اهمیت شناخت آن و راهکارهای مقابله با آن را نشان می دهد خداوند درآیات متعدد به مسلمانان دستور می دهد ایمان خود تقویت کنید، به حقوق دیگران تجاوز نکنید، محبت و موده ، رفتار و گفتار باید مطابقت داشته باشد چرا که تنها راه سعادت آحاد جامعه در گرو تقویت ایمان و پرهیز از تقلید کورکورانه از الگوهای غلط می باشد و موفقیت در این مسیر منوط به تلاش مداوم و مستمر نخبگان و فرهنگ سازان جامعه می باشد که مقام معظم رهبری درطول سالیان متمادی درسخنرانی های مختلف به برخی از این مولفه های سبک زندگی از قبیل محبت ،موده ، چشم پوشی از اشتباهات دیگران و مطابقت رفتار با گفتار تاکیدکردند و توجه به این مولفه ها تاثیر به سزایی در سبک زندگی افراد می تواند داشته باشدواژگان کلیدی: اندیشه قرآنی،امام خامنه ای ،سبک زندگی ،زندگی فردی مطلوب