پژوهش های روابط بین الملل
پژوهش های روابط بین الملل دوره 13 زمستان 1402 شماره 4 (پیاپی 51) (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
در «رهنامه بگین»، به هیچ رقیب اسرائیل در خاورمیانه نباید اجازه داده شود که به سلاح اتمی دست یابد. از این رو اسرائیل راهبردهای متنوعی از ابتدای مواجه با پرونده هسته ای ایران به کار گرفته است که توقف برنامه هسته ای و ممانعت از دستیابی به سلاح اتمی، فصل مشترک آن هاست. پژوهش حاضر پاسخگوی این سؤال بوده است که: راهبرد اسرائیل در مواجه با برنامه هسته ای ایران، در دوران ترامپ و بایدن چه بوده است؟ فرضیه پژوهش در چارچوب بازدارندگی هسته ای و با تأکید بر دکترین بگین، چنین می نماید که: راهبرد اسرائیل در مواجه با برنامه هسته ای ایران در دوره ترامپ، فشار به آمریکا در جهت خروج از برجام و در دوره بایدن تلاش در جهت ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت، ذیل فصل 7 منشور ملل متحد بوده است. از این منظر، اسرائیل که برجام را ناکارآمد در مهار برنامه هسته ای ایران می دانست؛ در هم نوایی با ترامپ به هدف اصلی خود یعنی، خروج آمریکا از برجام رسید. در دوره بایدن اسرائیل ضمن رایزنی با طرف های مذاکره غربی مبنی بر اقناع آن ها جهت عدم احیای برجام، با تکرار ادعاهایی مبنی بر فعالیت سایت های مخفی هسته ای و دامن زدن به اختلافات پادمانی ایران و آژانس، به دنبال ارجاع پرونده هسته ای از شورای حکام به شورای امنیت می باشد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و ابزار گردآوری داده ها، منابع معتبر کتابخانه ایِ داخلی و خارجی می باشد.
چشم انداز نظم بین المللی در پرتو رقابت چین و آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرداختن به مفهوم نظم جهانی و تغییر در نظام بین الملل، افزون بر فراهم کردن امکان درکی نظام مند از تحولات سیاست جهانی، امکانات انتظام و استحکام سیاست خارجی دولت ها را نیز تعیین می کند. درکی واقع بینانه از منطق تکوین و تحول نظم جهانی، فهم چرایی کنش های دولت ها به ویژه قدرت های بزرگ، جایگاه مناطق در نظام بین الملل و مسیر حرکت سیاست جهانی را روشن می سازد. این مقاله بر آن است تا با پرداختی نظری به مفاهیم نظم، تغییر و انواع تغییر در نظم جهانی از نظرگاه نظریه پردازان جریان اصلی روابط بین الملل، به این پرسش پاسخ دهد که بر اساس نظریه های موجود، رقابت چین و آمریکا برای شکل دهی به نظم جهانی نوین اکنون در چه مراحلی قرار دارد؟ برای پاسخ به این پرسش، نویسنده بر آن است تا گزاره های نظری مرتبط با نظم، تغییر و انواع تغییر در نظم جهانی را استنباط و هر کدام از این گزاره ها را برای درک روابط کنونی چین و آمریکا به کار گیرد.
کاربست نظریه مسئولیت حمایت در منازعه اوکراین-روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عملیات وِیژه نظامی فدراسیون روسیه در اوکراین، پیامدهای ناشی از جنگ که منجر به کشته شدن ده ها هزار نفر و آوارگی میلیون ها نفر شده است، بن بست شورای امنیت در حمایت از غیرنظامیان و عدم مدیریت فوری و مناسب این بحران بزرگ انسانی موجب طرح مجدد بحث مداخلات بشردوستانه در قالب دکترین «مسئولیت حمایت» شده است. ناتوانی جامعه بین المللی در مقابله جدی با نقض گسترده و سازمان یافته حقوق بشر در دهه 1990 موجب طرح دکترین مسئولیت حمایت در سال 2001 شد و حاکمیت نه به عنوان مزیت بلکه به عنوان مسئولیت مورد تأکید قرار گرفت. این نظریه در سند اجلاس سران کشورها در سال 2005 در سازمان ملل مورد تأیید قرار گرفت و در سال 2011 در لیبی استفاده شد. براساس این نظریه چنانچه دولت ها نخواهند یا نتوانند از شهروندان خود در مخاصمات مسلحانه حفاظت نمایند جامعه بین المللی مسئول حفاظت از مردم در برابر جنایات چهارگانه خواهد بود. مقاله با روش توصیفی تحلیلی در پاسخ به سؤال اصلی مبنی بر امکان کاربست دکترین مسئولیت حمایت در بحران اوکراین این فرضیه را مطرح می کند که به دلیل گستره تلفات غیرنظامی، بحران انسانی گسترده، استفاده از سلاحهای ممنوعه و هدف قرار دادن اماکن غیرنظامی، بازداشتهای خودسرانه و ارتکاب شکنجه و تجاوز توسط طرفین مخاصمه امکان اعمال نظریه در بحران اخیر وجود دارد اما به دلیل اقدامات کم شدت نظامی مانند اعمال منطقه پرواز ممنوع میتواند به گسترش بحران انسانی موجود منجر شود و صرفاً اقدامات دیپلماتیک و سیاسی در چارچوب ارکان اصلی دکترین توصیه مشود.
دکترین رشته مرواریدهای چین و راهبردهای هند برای مقابله با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چین با طراحی دکترین «رشته مرواریدها» و پیشبرد پروژه «یک کمربند-یک راه» به دنبال اعمال هژمونی بر منطقه جنوب شرق، جنوب و غرب آسیا و شمال آفریقا است. برای این منظور، چین جهت محافظت از خطوط ارتباطات دریایی خود در دریای چین جنوبی، تنگه مالاکا و حتی شمال اقیانوس هند، تنگه هرمز و خلیج فارس،«استراتژی تقویت توان دریایی» را درپیش گرفته است. در این میان، بندر گوادر و کریدور اقتصادی چین و پاکستان(سی پک) به عنوان یکی از رشته های مروارید، جایگاه مهمی در سیاست خارجی پکن دارد. درمقابل، هند با انعقاد پیمان های نظامی و امنیتی با آمریکا و متحدان منطقه ای خود، درصدد اعمال نفوذ و مقابله با دکترین چین برآمده است. پژوهش پیش رو با روش توصیفی-تحلیلی، در پی پاسخگویی به این سوال است که دکترین رشته مرواریدهای چین چیست و هند برای مقابله با آن، چه راهبردی در پیش گرفته است؟یافته های پژوهش نشان می دهد هند به منظور مقابله با رشته مرواریدهای چین، علاوه بر تاسیس جناح تحلیلی و تحقیقی(راو)، اقدام به سرمایه گذاری در بندر«چابهار» و امضای توافقنامه با عمان برای حضور قدرتمند دریایی در بندر «دقم» کرده است. این اقدامات اگرچه هند را در موقعیت برتر و یا حتی برابر با چین قرار نمی دهد، اما با همکاری آمریکا ابزارهای لازم را برای به چالش کشیدن چین در اختیار دهلی نو قرار می-دهد.
نمود قدرت نرم در دیپلماسی اقلیمی هند (2022-2014)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به تاثیر تغییرات اقلیمی بر جنبه های مختلف زندگی بشر، بسیاری از کشورها از جمله هند در صدد به کارگیری تمهیدات لازم برای کاهش این تاثیرات منفی هستند. با توجه به حساسیت این موضوع نزد جامعه بین الملل، هرگونه اقدام در این راستا، می تواند ضریب نفوذ قدرت نرم کشورها را افزایش دهد. از این رو، سوال اصلی نوشتار این است که چگونه اقدامات دولت نارندرا مودی در حوزه دیپلماسی اقلیمی باعث افزایش نفوذ و قدرت نرم این کشور در سطح بین المللی شده است؟ پاسخ این سوال را نخست در بُعد داخلی این کشور مورد بررسی قرار دادیم و در ادامه در سطح بین المللی نیز اقدامات و تاثیرات عملکرد دولت مودی را در مصادیق قدرت نرم از جمله جذب سرمایه گذاری خارجی، برندسازی بین المللی و حضور پررنگ هند در مجامع بین المللی مورد ارزیابی قرار دادیم. یافته های پژوهش که با استفاده از منابع کتابخانه ای و برخط و با روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته، نشان می دهد که در بعُد داخلی، این کشور دستاوردهای قابل قبولی داشته است. در سطح بین المللی نیز هند با افزایش جذب سرمایه گذاری خارجی از جمله در حوزه انرژی پاک و برندسازی بین المللی در کنار مشارکت هر چه بیشتر در ائتلاف و مجامع مختلف بین المللی، توانسته است قدرت نرم خود را افزایش دهد.
گسترش ناتو به شرق: همکاری های نظامی و امنیتی اعضای ناتو با همسایگان چین و روسیه (2023- 2013)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین راهبردهای ناتو برای قلمروسازی در مناطق ژئوپلیتیکی همجوار روسیه وچین، گسترش مرزهای سیاسی رسمی این سازمان است. تعدادی ازکشورهای این مناطق ازجمله درمناطق ژئوپلیتیکی بالتیک، اروپای شرقی و دریای سیاه به عضویت رسمی ناتو درآمده اند و در زمینه های مختلف ازجمله امنیت با ناتو همکاری دارند. ناتو، که با هدف اولیه تأمین امنیت منطقه جغرافیایی آتلانتیک شمالی شکل گرفت، درمفهوم نوین امنیتی خود اذعان دارد که امنیت این منطقه زمانی تأمین خواهد شد که مرزهای جغرافیایی این سازمان جای خود را به مرزهای هویتی دهد. این امر بدان دلیل اهمیت دارد که هر دو کشور چین و روسیه، مخالفت خود را با نظام تک قطبی ابراز داشته اند. در این رابطه ناتو منافع خود را بر ضرورت تنگ ترکردن حلقه ی محاصره پیرامون یارگیری و تقویت روسیه از طریق هم پیمانی با کشورهای همسایه و ضرورت یارگیری و تقویت قوا بر علیه اهداف بعدی ناتو، رویارویی با اصول گرایی اسلامی و مهار چین قرارداده است. نگرانی روسیه درقبال حضور ناتو در مرزهایش و نگرانی چین در قبال همکاری های نزدیک نظامی غرب با تایوان و سایر نقاط استراتژیک، باعث شده تا دو کشور بیش از پیش برای همکاری های فی مابین و زمینه های توسعه آن ها تلاش کنند.در این مقاله با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از چارچوب نظری موازنه تهدید استفان والت به بررسی این موضوع پرداخته شد، یافته ها حاکیست که همکاری های نظامی و امنیتی اعضای ناتو با همسایگان چین و روسیه در راستای موازنه تهدید قابل ارزیابی بوده وباعث گسترش همکاری نظامی و امنیتی این دو کشور، علیه ناتو شده است.
دیپلماسی علمی و فناوری و توسعه منطقه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دنیای چندبُعدی شده در تمام امور خود نیازمند داشتن متغیر جدید به نام دیپلماسی علمی است. هیچ واحد بین الملل و دولت مستقلی نمی تواند این بُعد نوین سیاست را نادیده بگیرد. دیپلماسی علم به عنوان ساحتی نرم از قدرت نه تنها با استفاده از متغیر علم سیاست و روابط بین الملل، بلکه با درون مان کردن ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و وابسته گی جدید آنها به ماهیت علم، مرزهای جدیدی در مفهوم شناسی نوینی تأسیس کرده است. یکی از این مفهوم شناسی ها ارتباط درهم تنیده دیپلماسی علم و توسعه است. کشور ایرن در منطقه غرب آسیا با داشتن نیروی جوان و تحصیل کرده و دارای تجربه رشد مداوم شاخص های علمی و فناورانه، زمینه قطعیِ استفاده از این متغیر در توسعه سیاست خارجی خود را داراست. بنابراین، مهمترین وجه عمومی کشور ایران در شرایط کنونی استفاده کامل از این ظرفیت بی بدیل در توسعه منطقه ای با در نظر گرفتن اولویت های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است. این پژوهش در روشی کیفی و با بررسی اسناد مختلف در حوزه های مدنظر و با برشمردن ویژگی های هر کدام از این متغیرها، منطق ارتباط دیپلماسی علمی و توسعه منطقه ای را واکاوی کرده است.
تحلیل مفهوم «حق زندگی سایبری» و نسبت آن با حقوق بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با رشد فناوری در حوزه اطلاعات و ارتباطات و ابزارهای مربوط به آن، فهم بشر نسبت به فضایی متفاوت از آنچه که به آن فضای فیزیکی گفته شد، توسعه یافت. به این ترتیب هم سو با فضایی مشتمل بر فضایی از حقایق و واقعیت های فیزیکی که از ویژگی آن ملموس بودن است، فضایی متشکل از داده های اطلاعاتی که حسب نیازهای انسانی ایجاد و حد و حصر آن نسبت به فضای فیزیکی نامحدودتر می باشد، شکل گرفت. به تناسب حضور و استفاده مردم از فضای سایبر به عنوان قرینه ای بر زندگی فیزیکی، دولت ها حقوق و تکالیفی نیز برای استفاده از این فضا پیش بینی کردند اما آنچه که در این میان به همراه شکل گیری جوامع مجازی، شهروند مجازی، تعاملات مجازی، هویت مجازی، امنیت مجازی و... مطرح می شود این است که آیا افراد به سمت شکل گیری نوعی زندگی سایبری سوق یافته اند؟ از این رو پاسخ به این سوال که حق زندگی سایبری چیست و چگونه چنین حقی می تواند در زمره حق های بشری محسوب شود؟ موضوعی است که این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و تبیینی به آن می پردازد. یافته های این مقاله بیانگر آن است که: حقِ زندگی سایبری از جمله حقوق نسل چهارمی بشر محسوب می شود که با توجه به اقتضائات حاکم بر جوامع انسانی، زندگی فیزیکی انسان ها را متاثر از خود ساخته و به تبع آن فرصت ها، چالش ها و تهدیدهایی را در حوزه سیاست گذاری عمومی ایجاد نموده است.
نقش آمریکا در تحولات سیاسی افغانستان (2021-2001)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افغانستان ازجمله کشورهایی است که دولت آمریکا بعد از حمله به برج های دوقلو توسط القاعده بیشترین تأثیر را بر تحولات سیاسی و اجتماعی آن بعد از خروج نیروهای شوروی گذاشته است. دولت آمریکا در ابتدا با هدف مبارزه با تروریسم به افغانستان حمله کرد؛ اما در امر دولت سازی و نهادینه کردن ساختارهای سیاسی این کشور نیز نقش مهمی را ایفا کرد. این پژوهش نقش دولت آمریکا در زمان چهار رئیس جمهور این کشور، بوش، اوباما، ترامپ و بایدن در تحولات سیاسی افغانستان را بررسی کرده است. دولت آمریکا نقش مؤثری در تحولات سیاسی افغانستان از تشکیل دولت در کنفرانس بن اول در سال 2001 تا سقوط نظام جمهوریت در سال 2021 داشته است. یافته های پژوهش نشان می دهد، دولت مردان آمریکا هرکدام با توجه به منافع ملی و شرایط نظام بین الملل در کنار مسائل داخلی افغانستان، سیاست های متفاوتی را در قبال افغانستان در پیش گرفته اند. از حمله پیشگیرانه و پیش دستانه بوش تا گفتگو با طالبان و رویه دیپلماسی در زمان اوباما، سیاست خروج در زمان دونالد ترامپ و خروج قطعی در زمان جوبایدن که منجر به سقوط نظام جمهوری شد. این پژوهش با شیوه توصیفی-تحلیلی با جمع آوری از منابع مکتوب داخلی و خارجی در کنار سایت های معتبر در چارچوب نظری رئالیسم تهاجمی مرشایمر تبیین شده است.
عملکرد سیاسی ناصر قلی اردلان در ادوار چهاردهم تا شانزدهم مجلس شورای ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکل گیری مجلس شورای ملی موجب ایجاد تحولاتی در تاریخ معاصر ایران گشت. این تحولات در عرصه سیاسی نمود پیدا کرد، به ویژه دوره پهلوی دوم بر سرعت ایجاد تغییرات افزوده شد. پس از شهریور 1320 و ایجاد فضای باز سیاسی، نمایندگان سعی کردند با این جریان همسو گردند. در دوره های چهاردهم تا شانزدهم مجلس شورای ملی ناصر قلی اردلان یکی از نمایندگان سنندج بود که به مجلس راه یافت. وی در دوره نمایندگی در امر قانون گذاری و تصمیم گیری های سیاسی شرکت داشت و در برخی موارد پایه گذار یا پیشنهاددهنده و حامی اصلاحات نیز بوده است. ازجمله می توان به سخنرانی و نقش وی در رابطه ارائه و تصویب قوانین، لوایح و وزرای پیشنهادی دولت و نیز موضع گیری وی در مورد مسائل مهم و سرنوشت ساز همچون، نهضت ملی شدن صنعت نفت اشاره نمود. مسئله این پژوهش بررسی عملکرد سیاسی و نقش ناصر قلی اردلان در مجلس شورای ملی در ادوار مذکور می پردازد. روش پژوهش توصیفی –تحلیلی و متکی بر اسناد، صورت مذاکرات مجلس و منابع آرشیوی است. یافته های این نوشتار نشان از آن دارد که ناصر قلی اردلان در طی 3 دوره بیشترین سخنرانی و نقش را در صحن مجلس داشته و فعال ترین نماینده شهرستان سنندج بوده است. در یک جمع بندی وی در مباحثی همچون مبارزه با فساد اقتصادی دولت مردان، دفاع از تمامیت ارضی کشور و حمایت از قانون ملی شدن صنعت نفت نقش مؤثری ایفا کرد.
ضرورت جرم انگاری ازدواج اجباری مبتنی بر رفتار مالکانه در حقوق ایران و عراق در پرتو حقوق جهانشمول بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تمامی نظام های فرهنگی و حقوقی دنیا، موافقت طرفین در ازدواج، عامل مهم موفقیت استحکام نهاد خانواده و پایداری عقد ازدواج می باشد. با این همه، هنوز در بسیاری از جوامع بشری ازدواج های اجباری در اقسام مختلف وجود دارد. ازدواج اجباری نوعی ازدواج است که حداقل یکی از طرفین از رضایت و اراده کافی برخوردار نیستند. یکی از کشورهایی که به دلیل بافت سنتی و قدیمی آن هنوز ازدواج اجباری در آن وجود دارد، کشور ایران و عراق است، به نحوی که در رسوم برخی اقوام، رضایت زنان در ازدواج نادیده گرفته می شود. تحقیق حاضر از نوع نظری بوده روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و روش جمع-آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است و در صدد پاسخگویی به این سوال است که رویکرد نظام حقوقی ایران و عراق نسبت به پدیده اجباری ازدواج مبتنی بر رفتار مالکانه چگونه است و ضرورت جرم انگاری آن کدام است. یافته های تحقیق نشان می دهد که ازدواج اجباری مورد توجه هر دو نظام حقوقی واقع شده ولی به صورت خاص جرم انگاری نشده است، لذا شایسته است جرم انگاری ازدواج اجباری تحت عنوان تعزیر ضروری بوده و گامی در راستای حمایت از بزده دیدگاه و گروه های آسیب پذیر می باشد. همچنین عناصر تشکیل دهنده ازدواج اجباری به عنوان جنایت علیه بشریت بر اساس حقوق بین المل عرفی، موید آن است که این جرم هم در ماهیت و هم از حیث درجه صدمه وارد شده به قربانی با سایر مصادیق جنایت علیه بشریت قابل قیاس است.
علل همسویی سیاست گذاری های امنیتی - اقتصادی فدراسیون روسیه و عربستان سعودی (2019-1999)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی علل همسویی سیاست گذاری های امنیتی و اقتصادی فدراسیون روسیه و عربستان سعودی در بازه زمانی ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۹ می پردازد. در این تحقیق، عوامل موثر بر تغییر رویکردهای دو کشور در زمینه های امنیتی و اقتصادی، به ویژه در سایه تحولات منطقه ای و بین المللی، تحلیل شده است و با استفاده از نظریه سازه انگاری به تبیین تغییرات در روابط دو کشور و افزایش تعاملات آنها در حوزه های امنیتی و اقتصادی پرداخته و تاثیر این تعاملات بر تغییر معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه را بررسی می کند. از جمله موارد مهم، تحلیل نقش تحریم های نفتی ایران و تحولات سیاست خارجی ایالات متحده در افزایش همسویی میان روسیه و عربستان سعودی است. همچنین، به بررسی نقش عوامل ژئوپلیتیک، تغییرات در بازارهای انرژی جهانی و روابط دو کشور با سایر قدرت های منطقه ای و بین المللی پرداخته شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که تغییرات در سیاست خارجی آمریکا، تحریم های نفتی ایران و تلاش های روسیه برای تثبیت جایگاه خود به عنوان یک قدرت بین المللی، از عوامل اصلی همسویی سیاست گذاری های امنیتی-اقتصادی دو کشور بوده اند. علاوه بر این، همگرایی منافع اقتصادی در حوزه انرژی، به ویژه در چارچوب اوپک پلاس، و تلاش برای ایجاد توازن در روابط با غرب نیز از دیگر عوامل موثر در این همسویی محسوب می شوند.
بررسی هنجارهای حقوق و تکالیف زوجین در بستر اجتماعی و حقوقی زیست جهان ایالات متحده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نهاد خانواده در بستر زیست جهان جوامع متحول می شود، ازدواج در ایالات متحده آمریکا برگرفته از یک نهاد قانونی، اجتماعی و مذهبی است. قوانین ازدواج به طور قابل توجهی در دو کشور در طول زمان تغییر کرده است، ازجمله حذف ممنوعیت ازدواج بین نژادی در ایالات متحده آمریکا و تغییرات بسیاری که در حقوق خانواده از سال 1978 به بعد در قوانین ایران رخ داده است. ازدواج ها به طور قابل توجهی ازنظر مذهب، وضعیت اجتماعی، اقتصادی، سن، تعهد و غیره متفاوت است. ازدواج با فسخ، طلاق یا فوت همسر قابل فسخ است. قوانین طلاق در ایالت های مختلف و متفاوت است و به موضوعاتی مانند نحوه تقسیم اموال زوجین، نحوه مراقبت از فرزندان و حمایت از تعهدات یکی از زوجین در قبال دیگری می پردازد. متأسفانه، امیدها و انتظارات از یک زندگی مشترک گاهی اوقات نقش بر آب می شود؛ و این امر می تواند به این دلیل باشد که طرفین اطلاعات کمی از حقوق و تکالیف بین خود را به عنوان همسران دارا هستند؛ و این فروپاشی یک فرایند دردناک است که اغلب توسط ناراحتی احساسی و مالی شدید همراه می گردد؛ که با ترکیب تنش های مالی و غیرمالی منجر به شکست ازدواج شده است. در ایالات متحده حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر، با اشکالات بسیاری همراه و دستخوش تغییرات بسیاری گردیده است.
کاوش سیاست فشار حداکثری: راهبرد دونالد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران (2021-2017)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با رویکردی توصیفی تحلیلی به بررسی سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران می پردازد. پرسش اصلی پژوهش آن است که سیاست دولت ترامپ چگونه طراحی و اجرا شد، چه اهداف راهبردی و ژئوپلیتیکی را دنبال می کرد و چه پیامدهایی در سطوح داخلی، منطقه ای و بین المللی به همراه داشت. یافته ها نشان می دهد که سیاست ترامپ از ابتدای حضور در کاخ سفید بر پایه راهبرد عقب راندن و کارزار «فشار حداکثری طراحی شد؛ راهبردی که خروج از توافق هسته ای برجام در سال ۲۰۱۸ نقطه عطف آن بود. ابزارهای اصلی این سیاست شامل تحریم های اقتصادی گسترده، فشارهای دیپلماتیک و حقوقی، جنگ رسانه ای و عملیات روانی، و همچنین بهره گیری از هم پیمانان منطقه ای آمریکا در غرب آسیا بود. با وجود شدت فشارها، ایالات متحده در ایجاد اجماع بین المللی کامل علیه ایران ناکام ماند و مخالفت قدرت هایی چون روسیه و چین و نیز مواضع محتاطانه برخی متحدان اروپایی محدودیت های جدی برای سیاست ترامپ ایجاد کرد. در نهایت، اگرچه این سیاست موجب افزایش فشارهای اقتصادی و سیاسی بر جمهوری اسلامی شد، اما در دستیابی به اهدافی چون تغییر رفتار ایران، کاهش نفوذ منطقه ای یا ایجاد تغییرات داخلی موفقیت تعیین کننده ای نداشت. میراث سیاست ترامپ، با این حال، همچنان بر روابط تهران واشنگتن و معادلات امنیتی منطقه غرب آسیا اثرگذار است.