فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۸۴۱ تا ۱۶٬۸۶۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
تفسیرپژوهی سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۴
167 - 143
حوزههای تخصصی:
یکی از حوزه های جدید در عرصه مطالعات زبان شناسی، روش معناشناسی است. معناشناسی واژه های قرآن یکی از مهم ترین حیطه ها در این عرصه به شمار می رود. این پژوهش به روش ایزوتسو به کشف شبکه معنایی احباط در قرآن، می پردازد. «احباط» به معنای فاسد شدن و در فرهنگ دینی، از بین رفتن حسنات با سیئات است. با نگاه کلی به حوزه معنایی «احباط» در روابط همنشینی مشخص شد که کفر، شرک، تکذیب آیات الهی، ارتداد، دنیاطلبی و نفاق به عنوان عوامل حبط و مفاهیمی همچون؛ بی ارزش شدن، محرومیت از شفاعت، خلود در آتش و خسران به عنوان آثار آن محسوب می شوند. تنها معنای جانشین حبط در قرآن واژه باطل است که در همنشینی با بت پرستی، حوزه معنایی جدیدی برای حبط عمل می سازد. تکفیر در تقابل معنایی با احباط به معنای ابطال سیئات به واسطه حسنات به کار می رود و در همنشینی با مفاهیمی چون ایمان، عمل صالح، تقوا، هجرت و جهاد، موانع حبط عمل را آشکار می سازد.
تفسیر المیزان و چگونگی تناسب لفظی و معنوی آیات قرآن در سور جزء ۲۸
منبع:
تفسیرپژوهی سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۳
61 - 35
حوزههای تخصصی:
تناسب آیات از موضوعات پراهمیت و عین حال چالش برانگیز میان قرآن پژوهان و مفسران است. در این تحقیق پس از بیان شرح مفاهیم و نیز تبیین مبانی نظری و رویکرد علامه طباطبایی(ره) در رابطه با دانش تناسب آیات، با محوریت جزء 28 قرآن کریم به تبیین نمونه هایی از موارد توجه مفسر المیزان به اشکال مختلف تناسب آیات پرداخته شده است. بررسی این موضوع با محوریت المیزان، از طرفی به لحاظ درک میزان اهتمام مفسر در این اثر ارزشمند به دانش تناسب آیات و در نتیجه تقویت نظری مبانی علم تناسب، و از طرفی دیگر، از حیث ملاحظه مصادیقی از تناسب میان آیات و آشنایی با روش و رهیافت مؤلف در این رابطه، واجد اهمیت می باشد. روش انجام تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی با تأکید بر تحلیل نمونه ای است. یافته ها نشان می دهد که به رغم عدم اعتقاد علامه به توقیفی بودن مطلق ترتیب و نظم آیات قرآن کریم، توجه و دقت نظر ایشان به ارتباط و پیوستگی و حکمت توالی آیات به ویژه در نظر گرفتن تناسب غرضی آیات یک سوره، نشانگر پذیرش تناسب میان آیات قرآن کریم و اهمیت بالای آن در نزد مفسر است. در این میان، تفسیر المیزان، نمونه های متعددی از اشکال مختلف تناسب اعم از تناسب ظاهری و تناسب موضوعی و مفهومی را در آیات سوره های جزء 28 قرآن کریم به تصویر می کشد که به ویژه از مجرای توجه مفسر به سیاق و اتصال آیات قبل و بعد و کشف رابطه میان آنها در کنار اهتمام به تبیین غرض و هدف کل آیات یک سوره یا دسته ای از آیات آن، حاصل شده اند.
تحلیل راهبرد صبر در زندگی حضرت یوسف(ع)
منبع:
تفسیرپژوهی سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۳
133 - 109
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های انبیا رسیدن آنها به مقام صبر است. در بین پیامبران حضرت یوسف(ع) دچار سختی ها و گرفتاری های متعددی شد که توانست با راهبرد صبر بر آنان غلبه کند و به اهداف متعالی برسد. سؤال اصلی تحقیق آن است که راهبرد حضرت یوسف(ع) در به کارگیری صبر برای رسیدن به اهداف متعالی چگونه بوده است و حضرت یوسف با اتخاذ راهبرد صبر در طول حیات خویش به چه نتایجی دست یافت؟ روش پژوهش از توع توصیفی تحلیلی و مبتنی بر آیات قرآن و سوره یوسف است. نتایج این مطالعه نشانگر آن است که حضرت یوسف توانست از سه نوع صبر بر مصیبت، صبر بر طاعت و صبر بر معصیت سربلند بیرون آید و نتایج این صبر برای وی عبارت انداز: به پایان رسیدن فراق، اعطای علم تعبیر خواب به وی، آشکار شدن بی گناهی و صداقت او در قضیه زلیخا، آزادی از زندان و رسیدن به مقام خزانه داری و مدیریت بحران خشکسالی.
بررسی رویکرد عرفانی امیرخسرو دهلوی در منظومه دولرانی و خضرخان براساس دیدگاه هوش معنوی رابرت ایمونز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۷ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۶۶
173 - 192
حوزههای تخصصی:
رابرت. ا. ایمونز (Robert A. Emmons) برای اولین بار در سال 1996 به بُعد معنوی هوش انسان اشاره کرد. او هوش معنوی را مجموعه ای از توانایی ها برای بهره گیری از منابع دینی و معنوی و تجربیّات عرفانی عنوان کرد. امیر خسرو دهلوی از عارفان و شاعران مشهور پارسی گوی هندوستان، در نیمه دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. او مرید نظام اولیا (متوفی ۷۲۵ ه.ق) بود و تربیتی که از او یافت در حوزه تصوف به او مقام و مرتبه ویژه ای بخشید. منظومه غنایی دولرانی و خضرخان امیرخسرو با رویکر عرفانی تدوین شده است و آموزه های حکمی و عرفانی در اشعار او کاملا آشکار است. مقاله حاضر می کوشد تا به این سؤال پاسخ دهد که مهم ترین شاخصه هوش معنوی در دیدگاه عرفانی امیرخسرو دهلوی در منظومه دولرانی و خضرخان براساس نظریه هوش معنوی ایمونز کدام است؟ براساس دستاورد تحقیق، امیرخسرو در منظومه دولرانی و خضرخان عرفان و هوش معنوی را ترکیب کرده است. توجه به مهربانی، سخاوت، عزت نفس، همدلی، نوع دوستی، عشق، ایثار، مدارا و تساهل و تسامح از ویژگی های مشترکی است که به عنوان مؤلفه های بارز هوش معنوی در ادبیات عرفانی و اندیشه امیرخسرو مطرح شده است.
بررسی تطبیقی درون مایه ها ومضامین عرفانی در مقامات حمیدی و گلستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۷ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۶۶
235 - 248
حوزههای تخصصی:
مقامات حمیدی و گلستان سعدی از کتاب های بسیار مهم در ادب فارسی در دو دوره متفاوت اند که شباهت های ساختاری و محتوایی آن ها، مطالعه تطبیقی آن دورا از چشم اندازهای گوناگون روا می دارد. در این مقاله که به شیوه توصیفی- تحلیلی سامان یافته است با بهره گیری از تحلیل محتوا، به درون مایه ها ومضامین عرفانی این دو کتاب و بررسی تطبیقی آن ها توجه شده است و شباهت ها و اختلاف های آن دو بیان گردیده اند. حمیدی و سعدی با برگزیدن قالب داستان و بهره گیری از اصول داستان نویسی کوشیده اند تا هنر نویسندگی خود را نشان دهند و رغبت خواننده را برای مطالعه اثرشان برانگیزند. این دونویسنده درعین هنرآفرینی درگزینش ادبی و داستانی، رگه هایی از عرفان را دخیل می سازند و مفاهیم، مضامین و درون مایه های عرفانی در صحنه های این داستان ها و تأثیر فضای معنوی، اخلاقی، عرفانی و ادبی بر شخصیت ها، تشابهات آثارآن ها را تحقق می بخشد؛ با این تفاوت که در گلستان رنگ عرفانی بیشتر و نمایان تر از مقامات حمیدی است. در مقامات تنها یک مقامه آشکارا در تصوف خودنمایی می کند و در همین مقامه می توان نظرگاه عرفانی حمیدی را جستجو کرد.
عناصر تأثیرگذار در کارآمدی رسانه جمعی و مصونیت بخشی به آن (با تأکید بر آموزه های اخلاقی و روان شناختی)(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
اخلاق سال دهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۳۷ (پیاپی ۵۹)
115 - 140
حوزههای تخصصی:
مهم ترین رسالت رسانه، آموزش، اطلاع رسانی، تحلیل صحیح، تقویت باورهای معرفتی و اصلاح رفتار مخاطب است. یکی از عناصر مهمی که می تواند رسانه جمعی را در نیل به این رسالت مهم یاری رساند و رسانه را از آسیب ها و مشکلات مصون بدارد، رعایت هنجارهای اخلاقی و ارزشی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی و تبیین هنجارهای اخلاقی و ارزشی مؤثر در افزایش کارآمدی رسانه جمعی و تلاش برای مصونیت بخشی به آن در برابر آسیب هاست. سئوال اساسی این است که برجسته ترین آموزه های اخلاقی و ارزشی در کارآمدی رسانه و مصونیت بخشی به آن کدامند؟ در این پژوهش، با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی، آموزه های اخلاقی و روان شناختی مرتبط با رسانه جمعی، تحلیل شده است. برای دستیابی به عناصر مؤثر در کارآمدی و مصونیت رسانه جمعی، آموزه های اسلامی و روان شناختی به طور دقیق و عمیق بررسی و این موارد استخراج شد: 1. لزوم رعایت جامع نگری در محتوا و ابزارهای رسانه ای؛ 2. دقت در پردازش و تحلیل اطلاعات؛ 3. توجه به تفاوت های فردی و ظرفیت های شناختی مخاطب؛ 4. رعایت اصل موقعیت شناسی؛ 5. بهره گیری از ارتباط کلامی و غیرکلامی مناسب و فاخر؛ 6. سعه صدر و انتقادپذیری؛ 7. التزام به صداقت و راستگویی؛ 8. رعایت عدالت و انصاف در رسانه؛ 9. احترام به منزلت و کرامت مخاطب؛10. افزایش توانایی خودنظارتی در مخاطب؛ 11. افزایش تاب آوری مخاطب؛ 12. بازنمایی واقعیات و عدم تحریف آن ها.
بررسی قراردادهای مالی بین المللی از منظر فقه
حوزههای تخصصی:
قراردادهای بین المللی نوعی تعهد طرفینی است که بر ذمه ی متعاقدین می باشد. این قراردادها گاهی مالی و تجاری و گاهی غیر آن است. در صورتی که قرارداد بین المللی بین دولت اسلامی که دارای حکومت مشروع است با دولت های غیر مشروع اعم از اسلامی و یا غیر اسلامی در یک موضوع مالی منعقد گردد، شبهاتی را در پی خواهد داشت. این قراردادها گاهی توافقات مالی و گاهی معاملاتی بین الدول را تشکیل می دهد که هر دوی آن ها با چالش های فقهی مواجه می باشد. وضعیت مالکیت دول غیر مشروع بر اموال عامه خصوصاً انفال، استفاده نامشروع از وجوه دریافتی توسط دولت های نامشروع و در نتیجه صدق اعانه بر متعهد و ... از جمله چالش هایی است که در این نوع تعهدات بروز نموده است. در این تحقیق تلاش بر آن است چالش های مذکور مورد بررسی قرارگرفته و جواز و به لازم الوفا بودن قراردادهای بین المللی پرداخته شود. تبیین معنای اعانه ی بر اثم و بررسی قاعده ی مصلحت تسهیل عمومی و استنقاذ از جمله موارد تحقیق شده در این مقاله می باشد.
روش شناسی تاریخی آیت الله سیدعلی خامنه ای مبتنی بر کتاب «انسان 250 ساله»(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این مقاله کوشیده است روشی را که آیت الله سیدعلی خامنه ای براساس آن به تحلیل تاریخ می پردازند، دریابد. بدین منظور کتاب «انسان 250 ساله» را که از بیانات ایشان تدوین شده، به عنوان موضوع مطالعاتی انتخاب کرده است. شناخت دقیق این روش ما را به فهم بهتر سخنان رهبر انقلاب و استفاده کاربردی از آن رهنمون می شود. در این زمینه توجه به تاریخ صدر اسلام و دوره امامت، علاوه بر برجستگی بُعد تاریخی آن، به سبب آنکه اکثریت جامعه ایران را شیعیان تشکیل می دهند، از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. اینکه رهبر انقلاب به عنوان رهبر امت اسلامی، چگونه به این مقطع تاریخی می نگرند، اهمیت این پژوهش را بیشتر می کند. ازاین رو، در این پژوهش سعی شده تا نشان داده شود که آیت الله خامنه ای با نگاهی جامع و روشمند به مطالعه تاریخ و به ویژه تاریخ صدر اسلام پرداخته است.
ارزیابی و نقد پنداره وجود آیات مخالف علم و مطابق با باورداشت مخاطبان عصر نزول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مرتبط با موضوع قرآن و فرهنگ زمانه، پنداره ی وجود آیاتی مطابق با باورداشت مخاطبان عصر نزول اما مخالف با علم، در قرآن کریم است. پذیرش این پنداره بر صلاحیت و مرجعیت علمی قرآن بر دیگر حوزه های دانش بشری، از جمله علوم تجربی و علوم انسانی تأثیر مستقیمی دارد. برخی قرآن پژوهان بر این اندیشه اند که استفاده از باورهای مخاطبان عصر نزول(هرچند بر خلاف علم باشند) بدون تأیید یا تکذیب آن باورها یک روش عقلائی و یک انتخاب آگاهانه برای هدایت است و نقصی بر قرآن محسوب نمی شود. از نظر آنان قرآن به قصد تربیت و هدایت عرب جاهلی و با توجه به قدرت درک و فهم آنان، با آگاهی و به عمد آموزه هایی را که منطبق با فهم عرب حجاز از جهان و طبیعیات بوده انعکاس داده است. از این رو نمی توان از قرآن انتظار داشت به عنوان منبعی برای معرفت درباره چگونگی کیهان و انسان سخن بگوید و گزاره های آن واقع نما باشد. پژوهش پیش رو با روش تحلیلی انتقادی به بررسی این پنداره پرداخته و در نهایت به این نتیجه رسیده است که قرآن کریم با سه رویکرد نکوهشی، پیرایشی و پذیرشی با باورهای عصری برخورد کرده است و التفات قرآن به هدایت و ارشاد مخاطب خود به گونه ای نبوده که مضامین باطل و باورهای خرافیِ برخاسته از جهل در درون مایه وحیانی آن راه یابد. همچنین آیاتی که به عنوان شاهدی بر تعارض قرآن و علم مطرح شده است، چیزی جز تفسیر قرآن بدون توجه به معیارهای صحیح تفسیر و تحمیل فرضیات علمی غیر قطعی بر آیات قرآن نیست. استشهاد به تفاسیر مطابق با باورهای عصری برای دفاع از این نظریه نیز ناشی از مغالطه قرآن و کلام مفسّران است. همچنین این نظریه با جاودانگی و قداست قرآن منافات دارد و موجب بی اعتباری مضامین قرآن و بی اعتمادی مخاطبین قرآن می شود.
بررسی و ارزیابی اخلاقی از تعدیل قرارداد در حقوق ایران و فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به رغم پذیرش اصل لزوم قراردادها در تمام نظام های حقوقی و لزوم احترام به مفاد تراضی طرفین، تأثیر حوادث اجتماعی و اقتصادی در فاصله انعقاد تا اجرای قرارداد، انکارناپذیر است. در اصل آزادی قراردادها، در صورت بروز حوادث غیرقابل پیش بینی و تغییر بنیادی در اوضاع و احوال زمان انعقاد عقد، امکان فسخ و یا تجدیدنظر برای طرفی که با دشواری و یا ضرر غیرمتعارف روبرو شده تحت عنوان تعدیل قرارداد فراهم گردیده است. با توجه به اینکه اصل آزادی قراردادها ریشه در مبانی اخلاقی دارد، بنابراین تبیین مبانی اخلاقی حقوق قراردادها هم در مذاکرات و انعقاد و اجرای آن و هم در ایجاد محدودیت ها برای اصل آزادی اراده و حاکمیت اراده موثر خواهد بود. مطالعه نهادهایی مثل دارا شدن بلاجهت، منع سوء استفاده از حق، منع اضرار به غیر، غبن و سایر نهادهای مزبور به وضوح نشان می دهد که مبنای اصلی و عمده آنها مبانی و اصول اخلاقی است. از این رو در پژوهش حاضر پس از بسط فضای مفهومی موضوع تحقیق به بررسی تعدیل قرارداد و اصول حاکم بر آن خواهد پرداخت. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای می باشد. با توجه به یافته های پژوهش تعدیل قرارداد مفهومی است که هم در قوانین ملی و هم در فقه اسلامی پذیرفته شده است، زیرا اصل آزادی قراردادی، قراردادن هر شرط صحیحی را در قرارداد برای طرفین قرارداد مجاز می شمارد در فقه امامیه با تمسک به سه قاعده فقهی «نفی عسر و حرج»، «لاضرر» و «میسور» امکان تعدیل قرارداد وجود دارد اما در حقوق ایران بر اساس« نظریه غبن حادث» و « نظریه تغییر اوضاع و احوال» می توان تعدیل قرارداد را پذیرفت.
جایگاه تأدیب اطفال در نظام فقهی و تربیتی شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر چند خاستگاه مبحث تأدیب اطفال، علوم تربیتی و روانشناسی است، امّا باید گفت که خط آن از خط قانون و تکلیف جدا نیست و براساس آنچه که از منابع فقهی استنباط می شود، خانواده، جامعه و حکومت ملزم هستند به نحو تکلیفی به آن بپردازند. بنابراین ضرورت بررسی و تحلیل اقوال و ادله مربوط به موضوع، علاوه بر علوم مذکور، در علم فقه نیز که از جمله علوم مربوط به تکالیف و حقوق افراد به همدیگر است احساس می شود. با توجه به این ضرورت مقاله ی حاضر که به روش توصیفی و تحلیلی نگاشته شده است درصدد آنست که ضمن تبیین مفهوم تأدیب و واژه های مرتبط با آن و بیان تفاوت آنها با همدیگر، جایگاه آن را در نظام فقهی و تربیتی شیعه بیان نماید. نتایجی که از این بحث عاید می شود آن است که در امر تربیت اطفال از نظر اسلام هر چند روش هایی چون، تشویق، بازی، اکرام و ... بسیار پسندیده تر و مؤثرتر از تنبیه است امّا گاهی اوقات تعزیر و تأدیب آنها (فرع فقهی مطرح در امر تربیت اطفال) البته با شرایط و ساز و کاری خاص به عنوان آخرین روش تربیتی نتایجی کمتر از سایر روشها نخواهد داشت که از جمله ی آنها اصلاح رفتار ناشایست و یا حداقل حالت بازدارندگی اطفال از تکرار جرم و هنجارشکنی آنها می باشد.
تحلیلی بر ادله مشروعیت دستکاری ژنتیکی مواد غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فقه مدنی پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۲
253 - 276
حوزههای تخصصی:
امروزه در زمینه های کشاورزی و دامداری به وسیله مهندسی ژنتیک، محصولات گوشتی و گیاهی جدیدی با نام تراریخته یا تراژن تولید می شود که با توجه به بدیع بودن آن، بررسی موضع شارع و تبیین قیود و شرایط لازم الرعایه در آن ضروری خواهد بود؛ به ویژه اینکه پژوهش های علمی، آن را مخلّ سلامت جامعه دانسته اند و متعاقباً وجود نظرات موافق و مخالف و نیز خلأهای قانونی در قوانین مربوطه از جهت تأمین حقوق مصرف کننده و تبیین ضمانت های اجرایی قوی و سایر موارد، آن را به یکی از عرصه های جدی برای بحث های فقهی و حقوقی تبدیل نموده است. در این پژوهش، ضمن تحلیل ادله قائلان به مشروعیت، با نظر به امکان اجرای قاعده لاضرر در رفع احکام شرعی محتمل الضرر و نیز وجوب عقلی و نقلیِ احتراز از محتمل الضرر، زمانی که ضرر احتمالی در مقایسه با منافع حاصل، قابل اهمال نباشد، و سایر منافشات وارده بر ادله ایشان، به نظر می رسد در خصوص این محصولات، صرف احتمالی بودن ضرر مجوز اقدام نیست؛ زمانی که فواید مشهود و ظاهریِ گزارش شده، در مقابل مصلحت حفظ جان و حق بر سلامت افراد کل جامعه و حیات زیست قرار گیرد. لذا شاید بتوان تزاحمی را بین اباحه اقدام به این عمل و رعایت احتیاط در حفظ جان انسان ها برقرار نمود و به موجب قاعده «الاهمّ فالمهمّ» نیز تکلیف ملکف روشن گردد؛ همچنان که در استفتائات به عمل آمده، تعدادی از مراجع نیز ترک این اقدام را احوط دانسته اند؛ به ویژه اینکه مشاهده می شود نگرانی های حاصل از مخاطرات قطعی یا احتمالیِ گزارش شده، به نحو محسوسی باعث تغییر سیاست گذاری کشورهای توسعه یافته در مصرف این محصولات و عطف توجه به بازار صادرات شده است.
کنش گفتمانی حضرت ابراهیم با مخالفان در قرآن کریم بر اساس طبقه بندی کنش های گفتاری سرل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخش مهمی از ابعاد رسالت انبیاء در برخورد با مخاطب مخالف و تلاش در جهت اقناع و آگاهی بخشی به آنان در قالب شیوه های رفتاری و گفتاری در قرآن بازتاب وسیعی یافته است. حضرت ابراهیم از جمله پیامبران الهی بود که با شیوه استدلالی، کنش های گفتاری متنوعی برای اشاعه گفتمان توحیدی که به لحاظ صورت و محتوا متفاوت از گفتمان دینی موجود( پرستش عناصر طبیعی و بت پرستی) در منطقه بین النهرین بود و بستر سازی مناسب برای جلب مخاطب مخالف به کار برد. این مقاله با بهره گیری از طبقه بندی کنش های گفتاری سرل( اظهاری، ترغیبی، عاطفی، تعهدی و اعلامی) به نوع شناسی کنش های گفتاری حضرت ابراهیم در برخورد با مخالفان بر اساس پاره گفتارهای موجود در آیات قرآن پرداخته است. یافته پژوهش نشان می دهد کنش گفتاری اظهاری که در جهت معرفی و شرح گفتمان توحیدی با هدف اشاعه و تثبیت معنایی آن صورت گرفته بود، از بیشترین و کنش گفتاری اعلامی از کمترین بسامد برخوردار بوده است. به نظر می رسد مهمترین عامل موثر بر اغلبیت کنش گفتاری اظهاری، غلبه و هژمونیک شدن گفتمان تعدد خدایان در جامعه بوده که حضرت ابراهیم سعی داشت با استفاده از آن زمینه مناسب جهت برجسته سازی گفتمان توحید و به حاشیه راندن گفتمان غالب انجام دهد.
مروری بر دو مقاله در باره حجیت جمعیه قرآن و عترت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با مروری بر کتاب "شرح محتوایی رساله تبارک" و دو مقاله که در فصلنامه سفینه پیرامون این کتاب نوشته شده، توضیحاتی بر دیدگاه میرزا مهدی اصفهانی در باره حجیت جمعیه قرآن و عترت بیان می دارد. اصل نفی تشبیه میان خدا با مخلوق، و در پی آن عدم مشابهت کلام خدا با کلام بشر، با تبیین های مختلف در این مقاله بحث شده و به نتایجی رسیده است.
اصول روش اجتهادی قرآن محور در قرائت علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
روش تفسیر اجتهادی جامع، به اقتضای روش ها و گرایش های تفسیری رایج، می تواند تحلیل و تعریف خاص خود را بیابد و حسب غایات و مقاصد خویش، اصول نظری و عملی ویژه ای داشته باشد؛ از جمله با محوریت روش قرآن گرایانه با الهام از تجربه نسبتاً موفق علامه طباطبایی در المیزان می توان روش تفسیر اجتهادی قرآن محور را تعریف کرد. برجسته ترین اصول این تفسیر را می توان در سه دسته دنبال کرد: الف) اصول نظری (مبانی نظری) شامل: 1. قلمرو خاص تفسیر نسبت به دیگر دانش های دینی قرآنی؛ 2. محوریت قرآن در میان منابع معرفتی دین؛ 3. سازگاری و همخوانی درونی آیات قرآن؛ 4. مرجعیت قرآن نسبت به معرفت های انسانی؛ ب) اصول عملی (قواعد کلی) شامل: 1. تثبیت حجیت و اعتبار روش قرآن گرایانه در پرتو ادله روایی و سیره عملی معصومان؛ 2. جست وجوی آیات هم مضمون به لحاظ لفظی و معنایی؛ 3. یافتن اصول کلیدی و کلی حاکم بر مفاهیم و معارف قرآن؛ 4. اهتمام به قرائن سیاقی قرآنی؛ 5. انسجام یابی آیات متناظر (محکم و متشابه، عام و خاص، مطلق و مقید، مجمل و مبین، و منسوخ و ناسخ)؛ 6. توجه به اصول توسعه دلالی در مفاهیم قرآن؛ و ج) اصول غایی با عنوان عام تفسیر در خدمت هدایت های دینی.
بررسی استعاره ی جهتی واژه ی حیوه در قرآن، بر اساس نظریه ی استعاره ی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظر به اینکه بسیاری از پیامهای قرآنی به صورت تلویحی بیان شده اند، در این پژوهش، تلاش شده تا بر اساس نظریه ی استعاره ی مفهومی، استعاره ی جهتی واژه ی «حیوه» در قرآن بررسی شود. برای این کار، ترجمه ی مکارم و تفاسیر المیزان و نمونه برای جمع آوری داده ها استفاده شد و سپس این داده ها موردتحلیل قرارگرفتند. باتوجّه به واژه ی حیوه، نگارندگان به استعاره های جهتی بالا، پایین و نزدیک دست یافتند، اما استعاره ی جهتی دور درخصوص واژه ی حیوه به کارنرفته است. مفاهیمی ازقبیل خیر، برکت و نعمت و یا مفاهیمی که منسوب به خداوند هستند، استعاره ی جهتی بالا، و مفاهیمی مانند ضعف، خواری، عذاب و رسوایی ، استعاره ی جهتی پایین را نشان می دهند. استعاره ی جهتی نزدیک، با همنشینی اسم اشاره ی «هذه» با واژه ی حیوه نشان داده شده-است و در چند آیه دیده می شود که پستی و حقارت زندگی دنیا، تأکید بر آن، و یا تأثیر و نتیجه ی اعمال ما در این دنیا را نشان-می دهد. پژوهش حاضر، کارآمدی نظریه ی نوین استعاره در تحلیل زبان قرآن را نشان می دهد که این خود، به درک، ترجمه و تفسیر بهتر مفاهیم قرآنی منجرمی شود. کلیدواژه ها: قرآن، استعاره ی مفهومی، استعاره ی جهتی، استعاره بالا/ پایین، استعاره نزدیک، واژه ی «حیوه».
مرور آسیب شناسانه رویکرد تفکیکی در تعلیم و تربیت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پاسخ گویی به این سؤال است که نگاه تفکیکی به مقوله تربیت، ممکن است چه آسیب هایی برای جامعه ایران اسلامی به دنبال داشته باشد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی انجام شده و روش گردآوری اطلاعات نیز، اسنادی است. اسناد که شامل کتاب ها و مقالات مربوط به موضوع پژوهش به شیوه موضوعی است، استخراج و در بحث به آن ها استناد شده است. براساس یافته های این پژوهش، تفکیک این دو امر واحد به دو جریان متمایز مانند آموزش و پرورش یا تعلیم و تربیت، مشکلات نظری و عملی فراوانی را به وجود می آورد. نگاه تفکیکی، این تصور نادرست را در اذهان کارگزاران نظام تربیت ایجاد می کند که کار مدرسه و نظام تربیت رسمی و عمومی در عمل شامل دو فعالیت متفاوت و متمایز است. این تلقی منجر به گسست فعالیت های تربیتی شده و نوعی دوگانگی در فعالیت ها، برنامه ها، سازوکارها و ناکارآمدی نظام و مدرسه می شود که درنهایت نبود انسجام و وحدت در هویت و شخصیت دانش آموزان را در پی خواهد داشت. گسترش بحث و جدل درخصوص تقدم تربیت بر تعلیم که حاصل این نگاه نامیمون است نیز باعث هدر رفت تلاش ها و سرمایه ها می شود. همچنین مسئولیت پذیر نبودن معلمان در ایفای نقش تربیتی خود و کنکور و تمرکز بر نقش محوری آموزش در فرایندها و فعالیت های مدرسه از دیگر پیامدهای این نگاه تفکیکی است. درمجموع تفکیک این دو مقوله از هم، افرادی را به جامعه اسلامی تحویل می دهد که اگر چه ممکن است به ابعاد شناختی و مهارتی ارزش های دینی و اخلاقی دست یابند، اما به حیطه نگرش ها و ارزش ها که عالی ترین هدف هر نظام تربیتی است دست نخواهند یافت. به عبارت بهتر، این افراد ممکن است مناسک دین خود را بشناسند و نسبت به اجرای آن ها نیز پایبند باشند، اما تا وقتی دین داری در این افراد به نگرش و ارزش بدل نشود، آثار آن در زندگی فردی و جامعه دینی افراد ساری و جاری نخواهد شد.
بررسی تطبیقی جایگاه خدا نزد ابن سینا و سوآرز با توجه به موضوع مابعدالطبیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات تطبیقی سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۴
125 - 138
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم پیش روی فلاسفه و الهیات دان های قرون وسطایی، اعم از اسلامی و مسیحی، جایگاه خداوند با توجه به موضوع مابعدالطبیعه مطرح شده ارسطو است. ارسطو موضوع مابعدالطبیعه را «موجود بما هو موجود» می داند و بیشتر فلاسفه یونانی مآب معتقدند موجود بما هو موجود همان خداوند است. این درحالی است که ابن سینا و سوآرز با تفسیرشان از موضوع مابعدالطبیعه، بیان می دارند خداوند نمی تواند موضوع مابعدالطبیعه باشد؛ اما در عین حال از مابعدالطبیعه نیز جدا نمی شود. ابن سینا مانند ارسطو، موضوع مابعدالطبیعه را موجود بما هو موجود می داند؛ اما برخلاف ارسطو و یونایی ها موجود را به نحو عام در نظر می گیرند که شامل همه موجودات ازجمله مبادی و علل نخستین می شود؛ بنابراین، بحث درباره خدا بخشی از این علم محسوب می شود. سوآرز نیز موضوع مابعدالطبیعه را موجود بما هو موجود واقعی از حیث اسمی می داند و با بیان این موضوع، اولاً هستی های خیالی را از دایره بحث مابعدالطبیعه جدا می سازد و دوم، با آوردن قید اسمی، آن را مخصوص هستی بالامکان می کند. با این بیان، موضوع مابعدالطبیعه صرفاً شامل خداوند تنها نمی شود؛ بلکه جوهرهای غیرمادی (مجرد) و اعراض واقعی جواهر مجرد را نیز در بر می گیرد که این نشان دهنده هستی شناسی جدید است. در این نوشتار، سعی شده است در ابتدا موضوع مابعدالطبیعه بین این دو فیلسوف بررسی شود، سپس به روش تحلیلی تطبیقی، جایگاه خداوند در مابعدالطبیعه مشخص شود.
We Have to Live Till We Die(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره اول زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
57 - 68
حوزههای تخصصی:
What ethical stance would be appropriate in today’s messy situation of health crisis, global warming, social and economic antagonisms, etc.? The first one is that of an expert who deals with the specific task imposed on him by those in power, blissfully ignoring the wider social context of his activity. The second one is that of pseudo-radical intellectuals who criticize the existing order from a comfortable morally superior position, well aware that their criticism will have no actual effects. How, then, are we to go on living after we get rid of the illusions of a false critical stance? Not just by accepting our reality: the fascination with the end of our civilization make us spectators who morbidly enjoy the disintegration of normality. A way out of this deadlock is signalled by a line from a song by the German rock band Rammstein: “we have to live till we die”. We have to fight against the pandemic and other crises not by way of withdrawing from life but as a way to live with utmost intensity. Is there anyone more ALIVE today than millions of healthcare workers who with full awareness risk their lives on a daily base? Many of them died, but till they died they were alive.
سه گانه اعتدال در عرفان ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۲
52-35
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به بررسی مفهوم اعتدال در اندیشه ابن عربی می پردازد و ضمن تحلیل انتقادی مواضع این متفکر، نقطه ابهام اندیشه او را برطرف می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که ابن عربی مفهوم اعتدال را در سه موضع مطرح کرده است؛ در موضع نخست، اعتدال اسماء الهی را کشف می کنیم که واجد شأن وجودشناختی است. موضع دوم اعتدال، ملحق به معرفت مطلوب بشری، شامل رعایت تمایز میان دو ساحت تنزیه و تشبیه و حفظ تعادل میان این دو آموزه معرفتی است. اعتدال سوم، به حوزه اخلاق تعلق دارد و نتیجه آن بازسازی الگوی اعتدال اسمائی در مقام تکوین شخصیت انسانی است. با ملاحظه انتقادی آراء ابن عربی، این نتیجه به دست می آید که تقرّر وجودی اعیان ثابته مستعد خوانش جبرگرایانه از عمل انسانی است که البته با تفکیک دو ساحت ارزش و الزام، این چالش برطرف شده و موضع ابن عربی با قبول بُعد اختیاری عمل انسان تقویت می شود.