فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۷۸۱ تا ۱۶٬۸۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
در ادوار مختلف تاریخی و در نقاط گوناگون جهان، قیام ها و انقلاب های فراوانی به انجام رسیده که تأثیر آنها بر مردم عصر خود و زمان های آینده متفاوت بوده است. اثرگذاری تعدادی از این خیزش ها، تنها در محدوده زمانی و مکانی محدودی صورت پذیرفته است. در این میان، برخی از قیام ها و انقلاب ها تا مدتی روابط بین الملل و برخی ملت ها را تحت تأثیر خود قرار داده اند، ولی به مرور زمان از قدرت و نفوذ آنها کاسته شده است تا جایی که یا تغییر آرمان داده اند یا به فراموشی سپرده شده اند و جز نامی از آنها در تاریخ وجود ندارد. قیام بزرگ و الهی امام حسین در روز عاشورای سال 61 هجری قمری، تنها نهضتی است که هرچند در ظاهر به شکست و شهادت افراد حاضر در آن انجامید، اما تأثیری شگرف و فوق العاده بر جنبش های مردمی پس از خود، در سطح جهان، به ویژه جوامع اسلامی داشته است. این حرکت بزرگ اعتقادی، پس از 14 قرن، همچنان پرقدرت و تأثیرگذار، الگوی کامل و بی نظیری برای آزادی خواهان و حق طلبان به شمار می رود.
کارکرد «سیاق» در تفسیر قرآن با بررسی تطبیقیِ «المیزان» و «مجمع البیان» مطالعه نمونه ای جزء سی ام
حوزههای تخصصی:
رهیافت به تفسیر صحیح قرآن کریم، با بهره گیری از اسلوب های گوناگونی، امکان دارد که از جمله آن، استفاده از «سیاق» است. بی توجّهی به این روش، گاهی مفسّر را در فهم آیات، دچار اشتباه می کند. هدف از نگاشته کنونی بررسی کاربردهای سیاق در جزء سی ام قرآن کریم بر اساس تفسیر المیزان و مقایسه آن با تفسیر مجمع البیان به منظور نشان دادن میزان اهمّیت سیاق در تفسیر آیات و تأثیر توجّه و عدم توجّه به این قرینه در شکل گیری آرای تفسیری است. در این نگاشته پس از نگاهی گذرا به معنای سیاق در لغت و اصطلاح و انواع و شرایط بهره بردن از آن، به بررسی تطبیقی عملکرد علّامه طباطبایی و علّامه طبرسی، پرداخته می شود.
پیوند معنایی آیات هر سوره بر محور غرض سوره؛ با تأکید بر سوره تحریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تلاش های قرآن پژوهان نشان می دهد که آیات هر سوره در مسیر غرض اصلی سوره حرکت می کند و نظم ویژه ای بر ساختار سوره حاکم است. نظریه تکامل یافته اصل تناسب، «پیوند معنایی آیات» در هر سوره است که مفسران از سبک های متعددی برای نمایش آن استفاده کرده اند که سبک نمودار درختی نسبت به سایر سبک ها برتری دارد. در این مقاله ضمن ارائه گزارشی از «پیوند معنایی آیات» در هر سوره، فواید آن و معرفی سبک نمودار درختی که پوشش دهنده سایر سبک ها است، این سبک بر سوره تحریم اعمال شده است تا نمونه عینی و مصداقی قابل تطبیق برای این سبک باشد. با اعمال سبک نمودار درختی بر سوره تحریم نمایان می شود که آیات سوره نظم یکپارچه ای دارند و بر مدار محوری مشخص چیده شده اند. محور سوره آن است که همسران رسول خدا 6 باید رفتاری مناسب، به دور از خود خواهی و حسادت داشته باشند تا دست آوزی برای سودجویی دشمنان پیامبر 6 (منافقان و کفار) قرار نگیرد و نمونه و الگویی برای تمام مردم در همه اعصار باشد
وامداری سهروردی به ابن سینا در نظریه قیاس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه قیاس در منطق سهروردی بر سه گونه تبدیل استوار است: 1. تبدیل گزاره های سالب به موجب از طریق عدول محمول؛ 2. تبدیل گزاره های جزئی به کلّی از راه افتراض؛ 3. تبدیل گزاره های ممکن و ممتنع به ضروری بر پایه ضرورت بتّات. با این تبدیل ها، چهار ضرب شکل اوّل به یک ضرب، چهار ضرب شکل دوم نیز به یک ضرب، و شش ضرب شکل سوم هم به یک ضرب فروکاسته می شوند. درستیِ تک ضرب اشراقیِ شکل اوّل را سهروردی اگرچه بدیهی می داند، درستیِ تک ضرب اشراقی شکل دوم را با یک قاعده، و درستی تک ضرب اشراقیِ شکل سوم را با یک قاعده دیگر به اثبات می رساند. آیا این نظام قیاسی با ارکانی که دارد، چنانکه ضیائی و والبریج می پندارند، یک واگرایی حادّ از منطق ابن سیناست؟ سهروردی تقریباً در همه اینها وامدار ابن سیناست. وی ایده ای را که ابن سینا در المختصر الأوسط به صورت کوتاه و گذرا درافکنده است، کامل کرده و در همه مراحل تکمیل این ایده نیز از بخش های مختلف منطق ابن سینا الهام گرفته است. مورد 1 را از همان المختصر الأوسط وام کرده؛ مورد 2، روشی ارسطویی است که در همه منطق نوشته های ابن سینا به کار رفته؛ و مورد 3، مُلهَم از الشفاء، کتاب القیاس است. افزون بر اینها، قاعده ای که سهروردی با آن درستی تک ضرب اشراقیِ شکل دوم را ثابت می کند برگرفته از النجاه است؛ و قاعده ای که با آن درستی تک ضرب اشراقی شکل سوم را به اثبات می رساند باز مقتبس از الشفاء، کتاب القیاس است. بدین سان، خطای کسانی چون ضیائی و والبریج، که نظریه قیاس سهروردی را یک واگرایی حادّ از نظریه قیاس ابن سینا می دانند، آشکار می شود.
ابن سینا و هراس از مرگ تصحیح یک اشتباه در باره تک نگاری منسوب به ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله هراس از مرگ یا اضطراب مرگ یکی از مسائلی است که از یک سو در تاریخ فلسفه و از سوی دیگر، در تاریخ و اخلاق پزشکی مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است. از دوران گذشته علاوه بر آثار ادبی و نگاه های اسطوره ای منعکس شده در داستان ها و نمایشنامه ها و متون عرفانی و گنوسی، فیلسوفان نیز نتایج اندیشه ورزی خود را در این خصوص در آثار فلسفی منعکس کرده اند. در یونان باستان، در کنار اندیشه ورزی های سقراط و افلاطون، اپیکوری ها و رواقی ها نیز در فلسفه ورزی در زمینه هراس از مرگ سهم به سزایی داشته اند. در جهان اسلام نیز اندیشمندانی همچون محمد زکریای رازی و ابوعلی مسکویه و ملاصدرا در این باره سخن گفته اند. امّا در این میان، تنها تک نگاری موجود در زمینه هراس از مرگ که به نحوی تفصیلی بدین موضوع می پردازد، منسوب به بوعلی سینا است. از این رساله که در مجموعه رسائل ابن سینا به طبع رسیده و به فارسی نیز ترجمه شده با نام های «الشفاء من خوف الموت ومعالجه داء الاغتمام» و «دفع الغمّ من الموت» یاد شده است.ابن سینا هم فیلسوفی برجسته، هم یکی از بزرگترین پزشکان دوره اسلامی است که شایسته نظر ورزی در خصوص این مسئله مرزی میان فلسفه و پزشکی است؛ ازاین رو، محققان پس از وی و به ویژه پژوهشگران معاصر ارجاعات بسیاری به نگاشته او داشته اند. با توجه به فراوانی ارجاع محققان معاصر بدین رساله به نام ابن سینا از یکسو، و تردید برخی پژوهشگران در انتساب آن از سوی دیگر، پژوهشی درباره نویسنده رساله صورت گرفت. با بهره گیری از پژوهش های پیشین و برخی دلایل متن شناختی دیگر روشن می شود که این رساله در اصل بخشی از کتاب تهذیب الأخلاق و تطهیر الأعراق ابوعلی مسکویه استکه به اشتباه به ابن سینا نسبت داده شده. این انتساب به دلیل اشتباه ناسخان، به سهو یا به عمد رخ داده است. پس از بررسی وجوه مختلفی که به این اشتباه انجامیده است، انتساب این رساله به ابن سینا نفی و صحت انتسابش به مسکویه اثبات می شود.
میزان اثرپذیری غزالی از ابن سینا در مسئله آفرینش با توجه به کتاب آفرینش و نظام کیهانی: غزالی و ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با بررسی موضوعاتی درباره آفرینش عالم و سیر اندیشه غزالی درباره آنها با توجه به کتاب آفرینش و نظام کیهانی: غزالی و ابن سینا [1] اثر ریچارد ام. فرانک، تأثیرپذیری غزالی از ابن سینا و رویگردانی او از سنت اشاعره، به نمایش گذاشته می شود. غزالی در دیدگاه رایج، به خصوص در میان شرق شناسان، مشهور به متکلمی اشعری مسلک و معاند با فلسفه است. در بیست وچند سال اخیر بازخوانی جدیدی در آثار غزالی صورت گرفته که موجب تغییر نگرش دیدگاه سنتی درباره او شده و این بازخوانی تا حد زیادی به دنبال تحقیقات فرانک صورت پذیرفته است. فرانک در کتاب خود با تحلیل متونی کلیدی در آثار گوناگون غزالی، برخلاف دیدگاه رایج پیش می رود و به نتایج مهمی درباره دیدگاه های مختلف غزالی می رسد که ازجمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد: معرفی جهان به عنوان سلسله ای مبتنی بر روابط علّی، بیان نظریه ای مشابه نظریه فیض ابن سینا، قائل بودن به فاعلیتِ باواسطه و غیرمستقیم خدا در عالم ، ضرورت و وجوب آفرینش عالم، نزدیکی موضع غزالی و ابن سینا در مسئله حدوث و قدم عالم. بر مبنای نظر فرانک، بسیاری از نظرهایی که غزالی آنها را رد کرده، در مقایسه با نظرهایی که در آنها از ابن سینا پیروی کرده، بی اهمیت بوده است و دیدگاه های وی بیش از آنکه متأثر از اشاعره باشد، دیدگاه هایی سینوی به شمار می آید. در پژوهش حاضر با رجوع به سایر آثار فرانک و دیگر غزالی شناسان و نیز آثار گوناگون غزالی و ابن سینا و بیان آرای ایشان، تلاش شده است تا خواننده با دیدگاه های غزالی شناسان جدید و نیز نظر فرانک در کتاب مذکور آشنا شود و تا اندازه ای درباره آنها به داوری بپردازد؛ ضمن اینکه کوشش شده است که نسبت به نظرگاه آنان نیز ارزیابی ای صورت گیرد.
تحلیل مقایسه ای سیر تطور منابع جامع علوم قرآن از قرن اول تا دوران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی حاضر، حاصلِ تحلیل مقایسه ای برای رتبه بندی46 منبع تأثیرگذار علوم قرآن از قرن اول تا معاصر بوده که به ضریب تأثیر عوامل تأثیرگذار در سیر تطورات نگارش های جامع علوم قرآن هم پرداخته است. روش پژوهش حاضر، کیفی بوده و از روش کدگذاری و مقوله بندی در فرایند تحقیق و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تکنیک روایت علی و مقایسه ای استفاده شده است. با بررسی منابع و مولفان، شرایط و بسترهای موجود برای تغییرات، در نهایت حدود 75 مفهوم استخراج شد. پس از مرحله کدگذاری باز و محوری، 18 مقوله به عنوان شاخص سنجش گزینش شد. پس از آن در مرحله کدگذاری گزینشی،10مقوله عمده با ضریب تأثیر بالا، سه مقوله با ضریب تأثیر متوسط و پنج مقوله با ضریب تأثیر کم یا بدون تأثیر استخراج شدند. سه رتبه اول مقوله های تأثیرگذار بر تطورات منابع جامع علوم قرآن متعلق است به: مقوله کارکرد(84 امتیاز)، تأثیر شخصیت و شأن فردی نویسنده بر نگارش(79 امتیاز) و محتوای کتاب(73 امتیاز).رتبه اول و سوم عوامل تأثیرگذار، مربوط به هویت و اصالت متن کتاب جامع بوده و رتبه دوم مربوط به عوامل درونی نویسنده(بخش مبانی) است.در نتیجه، محوری ترین مقوله، شاخصِ «هویت و اصالت متن کتب» جامع علوم قرآن است. این تحقیق از طریق یک روند منظم و استقرای تحلیلی؛ نظام مفهومی و شاخص سازی را در مورد «رتبه تأثیرگذاری منابع جامع و مهم علوم قرآن» و «عوامل موثر بر سیر تطور منابع جامع علوم قرآن» برای مخاطبان تخصصی رشته علوم قرآن انجام داده است.رهاوردِ فهم این مطلب می تواند، تکمیل سرفصل دروس دانشگاهی رشته علوم قرآن برای بررسی تأثیرگذارترین منابع جامع علوم قرآن و عوامل موثر بر سیر تطورات آن باشد. همچنین این نتایج، کمک کننده به فهم جریان علم(علوم قرآن) کرده و دانش و بینش کمّی و کیفی مخاطبان را نسبت به تاریخ منابع علوم قرآن تکمیل می کند.
بررسی قاعده «الجواز الشرعی ینافی الضمان» با رویکردی بر آرای امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال بیست و دوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۸۷
75 - 87
حوزههای تخصصی:
بر اساس دیدگاهی که برخی از فقها بیان داشته اند، هر عملی که اذن شرعی داشته باشد؛ ضمان به دنبال ندارد و بر اساس آن قاعده ای با عنوان «الجواز الشرعی ینافی الضمان» در نفی ضمان ایجاد کرده اند. در مقابل برخی دیگر ملازمه بین جواز و عدم ضمان را نپذیرفته ابتدایی به نظر می رسد امام خمینی در برخی تألیفاتشان قائل به ملازمه و در موارد دیگر قائل به عدم ملازمه >بوده اند، اما با نگاه دقیق تر روشن گردید که نظر استدلالی امام خمینی نفی ملازمه است. در این مقاله با بررسی نسبت بین مصادیق جواز و ضمان و نیز تحلیل مفهومی این دو، نظریه نفی ملازمه تأیید گردیده و ثابت شده است که استناد به «الجواز الشرعی ینافی الضمان» در نفی ضمان زیان های ناشی از فعل مجاز، صحیح نیست؛ بلکه ثبوت ضمان در هر موردی تابع بررسی اسباب و شرایط ضمان در آن مورد است.
بررسی ساحات وجودی آدمی از نظر موسی دلئون و یاکوب بومه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
115-142
حوزههای تخصصی:
انسان ابعاد و ساحات مختلفی دارد که فهم آن ها می تواند در شناخت ماهیت او نقش مهمی ایفا کند. به لحاظ اهمیت شناخت انسان تصمیم گرفته شد تا به روش توصیفی مقایسه ای، ابعاد وجودی انسان در دیدگاه دو عارف مطرح یهودی و مسیحی بررسی گردد. موسی دلئون، عارف یهودی، و یاکوب بومه، عارف مسیحی، از زوایای مختلف ساحات انسان را بررسی کرده اند. دلئون انسان را تجلی خداوند می داند که از طریق سفیره ها واسطه بین خدا و جهان است. او به ابعاد سه گانه روح انسان، منشأ و روابط آن ها اشاره کرده و رستگاری انسان را نتیجه اعمال او در جهان معرفی می کند. دلئون اتحاد انسان و خدا را امری موقتی دانسته و در توصیف آن از نماد های عاشقانه استفاده کرده است. به نظر بومه، انسان از جسم و نفس و روح تشکیل شده، جسم از زمین، نفس از صورت های فلکی و روح از خداست. جسم، نفس، روح و ذهن انسان با یکدیگر ارتباط دارند و هر جنبه از ساحت های وجودی انسان بر دیگر جنبه ها تأثیر می گذارد. انسان می تواند به مدد فیض الهی در مبارزه با خواهش های نفسانی به نجات دست یابد. با اینکه بومه از لفظ اتحاد عرفانی استفاده نکرده، به زندگی خدا در انسان اذعان می نماید؛ که این امر نوعی اتحاد عرفانی انسان و خداست.
پیامدهای رویکردهای اثبات گرایانه برای مطالعات اسلامی در محیط آکادمیک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۳ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
420 - 401
حوزههای تخصصی:
اثبات گرایی البته نه دقیقاً در معنای همان پوزیتیویسم عصر روشنگری و مدرنیته رویکرد غالب در مطالعات اسلامیِ آکادمیک ایران است. رویکرد اثبات گرایانه در مطالعات اسلامی ایران با پوزیتیویسم منطقی و فلسفه تحلیلی قرابت دارد. البته این شباهت شباهت های کلی است که مراد از آن، تشابه نحوه دستیابی به معرفت از طریق اثبات است و درعینِ حال، تفاوت هایی نیز در این میان وجود دارند که نباید نادیده گرفته شود. غلبه اثبات گرایی بر مطالعات اسلامی در ایران سبب شده است تا ظرفیت هایی که می توانند براساس رویکردهای تفسیری - تفهمی و تاریخیِ برخاسته از سنت قاره ای فعال شوند، مغفول بمانند؛ ظرفیت هایی مانند منظرگرایی، مطالعه در سطح فرهنگی - اجتماعی و کارکردهای دینی، ارج نهادن تفاوت ها و اهمیت دادن به خلاقیت، توجه به دانش های مبتنی بر نتایج ظنی نظیر تاریخ، مردم شناسی و ... ازجمله این موارد هستند.
تحلیل البعد الحسی- الإدراکی للخطاب فی خطبه التحکیم ونقد الترجمات المتوفره لهذه الخطبه (استادولی، جعفری ودشتی نموذجًا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات حدیثه فی نهج البلاغه السنه الثالثه ربیع و صیف ۱۳۹۹ (۱۴۴۱ق) العدد ۲ (المتوالی ۶)
35 - 48
حوزههای تخصصی:
تعتبر الإشاره الدلالیه من الموضوعات الجدیده فی النقد الأدبی حیث یکون لهذا العلم تطبیقات عدیده فی تحلیل النصوص المختلفه وفهم کیفیه إنشاء النصوص وفهم المعنى الکامن فی النص.فی أیامنا هذه، یغطی علم السیمیائی- الدلالی مجالات أبعد من السیمیائیه الکلاسیکیه والبنیویه.فی هذه المباحث الجدیده لقد أفسح الإثبات الدلالی وتجمید الإشارات مجالًا للإشارات الجاریه والمتکثره والدینامیکیه.یعتبر نصّ نهج البلاغه الاختیار الأدبی الأعلى لخطاب الإمام علی (ع) الذی تم تشکیله على مستویات مختلفه وبتراکیب لغویه مختلفه. هذه الخطب بسبب وجود عناصر لغویه وأدبیه وامتلاک طبقات مفاهیمیه وإیضا مکانتها الخاصه وبالرغم من قصر حجمها لدیها القدره على أن یتم دراستها من خلال نهج علم المعنی الدلالی وفی البعد الحسی الإدراکی للخطاب. فی هذا البحث، وباستخدام المنهج الوصفی - التحلیلی، تم توضیح کیفیه تشکیل نظام الخطاب فی خطبه التحکیم على أساس الحواس بمساعده البعد الحسی -الإدراکی ولقد ظهر کیف تصبح الحواس الأساس الأساسی لتکوین الخطاب، ثم تم تقییم هذا البعد من الخطاب فی الترجمات المتوفره من استاد ولی، جعفری ودشتی من أجل تحدید صحه ونقص ترجمه الإشاره الدلالیه فی ممر الترجمه المذکوره للوصول إلى الممر الدلالی. الخطاب السائد فی هذه الخطاب هو من نوع الخطابات الشائعه، وعلى مستوى وعی وعمل الناس والجماعات المؤیده للنظام السیاسی العسکری والجماعات المعارضه له، وهو ما یسمى الخطاب النقدی. تعتبر بعض الإشاره الدلالیه لهذه الخطبه بمثابه الإشاره المرکزیه والعنق الرئیسی للخطاب والإشارات الأخرى تدور حول هذه الإشاره الدلالیه کإشارات عائمه.
تحلیل الخطاب بالنقد فی الرساله ۶ فی نهج البلاغه من خلال نمذجه طریقه فیرکلوف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات حدیثه فی نهج البلاغه السنه الثالثه ربیع و صیف ۱۳۹۹ (۱۴۴۱ق) العدد ۲ (المتوالی ۶)
49 - 62
حوزههای تخصصی:
موضوع هذه الدراسه هو استخراج مبادئ سیاسه الإمام علی (ع) فی الرساله رقم ۶ من نهج البلاغه والموجهه إلى معاویه والذی یتم باستخدام منهج فرکلوف لتحلیل الخطاب بالنقد على ثلاثه مستویات من الوصف والتفسیر والتأویل. الغرض من هذه الدراسه هو إنشاء قراءه جدیده للنصوص الدینیه. وتشیر النتائج إلى أنه على المستوى الوصفی، تظهر هذه الرساله المیول السیاسیه للإمام علی (ع) فی تأکید شرعیته السیاسیه للحکومه. علی مستوی التفسیر، یتم عرض العوامل المؤثره فی تشکیل نص الرساله، مثل: الظروف الزمنیه والمکانیه وتأثیر البیئه السیاسیه والاجتماعیه للمجتمع من خلال دراسه السیاق السیاقی والتناص. وفی مرحله التأویل، من خلال فحص الأیدیولوجیا والهیمنه فی التعبیرات، تظهر قوه وسلطه الإمام (ع) للتعبیر عن الأهداف السیاسیه. المرحله الأخیره هی الأفکار السیاسیه والاجتماعیه للإمام، والتی تنبثق من هذه المراحل الثلاث، مثل: معیار اختیار الخلیفه، وتوافق اختیاره مع هذا المعیار.
تحلیل موقف الامام علی (ع) فی الخطاب ۳۱ من نهج البلاغه فیما یتعلق بالعالم وعطایاه بناء على الأدله القرآنیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات حدیثه فی نهج البلاغه السنه الثالثه ربیع و صیف ۱۳۹۹ (۱۴۴۱ق) العدد ۲ (المتوالی ۶)
63 - 75
حوزههای تخصصی:
تعتبر الرساله الحادی والثلاثین من نهج البلاغه الذی کتبها الإمام علی (ع) لابنه الإمام الحسن عند عودته من معرکه صفین فی أرض الحاضرین من الکنوز العلویه الغنیه حیث تمت کتابه هذه الرساله فی فتره صعبه للغایه حیث تعتبر هذه الرساله نتیجه تجارب تقلبات الحیاه الدینیه والاجتماعیه السیاسیه للإمام علی (ع). یعبر مرور ودراسه هذه الرساله الثمینه عن رؤیه الإمام للعالم والتمتع بالعطایا الإلهیه وترسم نظره الإمام التوحیدیه للعالم فی شکل تفسیرات بلغت ذروه البلاغه. إن العلاقه بین الإنسان والعالم فی هذا المنظور تعنی أن الإنسان، و هو ینعم بالعطایا والرزق الإلهی- وقبل کل شیء، بالنعمه الإلهیه - یبتعد عن الدنیویه والدنیا ویحقق الکرامه الإنسانیه فی ظل التخلی عن الشهوات الجسدیه. فی هذه الدراسه نسعی من خلال بیان أبعاد هذه الرساله و مقارنتها بأدله من آیات القرآن،أن نفسر النظره التوحیدیه للإمام خاصه فی توحید الأعمال التی ینشأ من عمق نظره الإمام إلى التعالیم القرآنیه.تم رسم هذه الرساله التی ترکز علی إنحصار العطایا والرزق الإلهی، أن تشرح مکانه الإنسان فی کسب العیش مع الحفاظ على القیم الإنسانیه والکرامه بشکل واضح والحفاظ على توحید الأعمال فی الوقت الذی یسعی الإنسان الی کسب العیش والاستفاده من الرزق والفضل الإلهی. فی هذا الصدد، تم أیضًا استخدام روایات النبی والأئمه المعصومین (ع) طوال البحث.
أبرز الصور البلاغیه للدنیا فی نهج البلاغه و وظائفها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات حدیثه فی نهج البلاغه السنه الرابعه خریف و شتاء ۱۳۹۹ (۱۴۴۲ق) العدد ۱ (المتوالی ۷)
24 - 11
حوزههای تخصصی:
یؤثر موقف الإنسان تجاه العالم على الأبعاد المادیه والروحیه لحیاته وله وظیفه أساسیه فی میوله وأفعاله. یعد نهج البلاغه من المصادر الموثوقه للحصول على الوعی الصحیح والبصیره السلیمه، حیث یسعى کلام الإمام علی (ع) باستخدام الصناعات الأدبیه والتعبیریه إلى تقدیم صور مجرده حول مفهوم الدنیا. تسعى الدراسه الحالیه، بالمنهج الوصفی التحلیلی، وبغیه التحقیق فی أبرز حالات التشبیه والاستعاره والکنایه حول الدنیا فی نهج البلاغه، إلى تقصی الصور البلاغیه فی کلام الإمام علی (ع) حول الدنیا. وفقاً لنتائج البحث، وبناءً على معرفه ذوق الجنس البشری الذی یمیل إلى الدنیا، فقد تم استخدام کائنات وأحداث بسیطه فی متناول الجمهور، وإثاره الذوق الأدبی للأشخاص بالصور البیانیه البلاغیه، وجعل عقولهم خالیه من المواجهات المتعصبه، ودعوتهم لتبنی الرؤیه الصحیحه والمیول السلیمه والفعل الصحیح فیما یتعلق بالدنیا. وبناءً على معرفه ذوق الجنس البشری الذی یمیل إلى الدنیا، فقد تم استخدام کائنات وأحداث بسیطه فی متناول الجمهور، وإثاره الذوق الأدبی للأشخاص بالصور البیانیه البلاغیه، وجعل عقولهم خالیه من المواجهات المتعصبه، ودعوتهم لتبنی الرؤیه الصحیحه والمیول السلیمه والفعل الصحیح فیما یتعلق بالدنیا.
تحلیل روایی اثرگذاری متقابل ایمان و روابط اجتماعی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۹شماره ۱۲
239 - 258
حوزههای تخصصی:
ایمان گمشده بشر و امری قلبی است که فراتر از یک عقیده ، در مسیری طولانی و عملی ، همراه با ضوابطی معین شکل می گیرد. تحلیل روایی «اثرگذاری متقابل ایمان و روابط اجتماعی» ، گویای این است که در مسیر شکل گیری ایمان ، شتاب دهنده های اجتماعی همچون حُسنِ خُلق وجود دارد که تا حدودی حرکت اشتدادی ایمان را به انحصار خویش درآورده و در فرض حفظ شرایطش ، آن را به کمال می رساند. در پژوهش پیشِ رو تلاش بر این بوده تا فارغ از هرگونه پیش داوری ، بر اساس ضوابطی نظام مند از فقه الحدیث و معناشناسی و منطبق بر روابط معنایی موجود در متن روایات ، تا حد امکان به تبیین مسیر حرکت تحقق ایمان در جامعه پرداخته شود. حاصل آنکه ایمان حقیقتی است که مؤمن با تلاش خویش در چارچوب توکل ، تفویض، رضایت ، تسلیم و در ضمن تعاملی دوسویه و مؤثر با جامعه ایجاد می کند؛ در اثر چنین تعاملی از یک سو روح ایمان به اوج قدرت می رسد و از سوی دیگر آحاد جامعه بهترین روابط را تجربه و آثار آن از جمله امنیت و آرامش را به دست خواهند آورد. ولایت در طول این تعامل بوده و حاصل این ارتباط طولی ، اتحاد و همدلی میان مؤمنین و جریان اوامر الهی و نفی سلطه طاغوت و به تعبیری تحقق تمدن اسلامی و شکوفایی استعدادهای بشر خواهد بود.
من النفی النحوی إلى نفی القیم الثوریه؛ تحلیل جمالی لأسلوب النفی فی روایه «حرب الکلب الثانیه» لإبراهیم نصرالله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنّ الترکیب النحوی فی النص تنظمه تلک الفکره الّتی تکوّن الرؤیه الفنیه للنص الأدبی، فلایمکن الوصول إلیها إلّا بإدراک المعانی النحویه المستنبطه منه. أی إذا طغت علی النص رؤیه تشاؤمیه فیغطی علیه ما یلائمها من الترکیب النحوی. وهذا ما نجده فی روایه «حرب الکلب الثانیه» لإبراهیم نصرالله الفلسطینی، فقد سادت علی هذه الروایه السیاسیه، الرؤیه التشاؤمیه، لأن أکثر شخصیاتها الروائیه سلبیه انتهازیه جدّا، خاصّه بطل الروایه «راشد» الّذی یتجاوز کل القیم الأخلاقیه والاجتماعیه فی سبیل تحقیق مصالحه الخاصّه حیث یعارض تلک القیم الثوریه التی کان یناضل لأجلها فینفیها نفیا قاطعا لیتحوّل من سجین إلی سجّان، ویشارکَ ببراعه مع الضابط شقیق سلام زوجه راشد فی الاتّجار بالبشر. هذا النفی للقیم ورفضها یناسب أسلوب النفی لغویا. فجاء هذا الأسلوب أکثر استخداما فی الروایه من الأسالیب النحویه الأخری لیتناسب مع الرؤیه التشاؤمیه السائده علی الروایه وفی مستویات اللغه الثلاثه للروایه: السرد، والحوار، والوصف. فلهذه الرؤیه التشاؤمیه حاز أسلوب النفی فیها مکانه عالیه، خاصّه فی قضیه الأشباه (الشبیهات) الّتی کثُرت وجودها فی الروایه بشکل مکثف، حیث یصبح من الصعب التمییز بین أصل الأشیاء وبین شبیهاتها رغم الفروق الکثیره فی ماهیتهما. فیهدف المقال إلی دراسه جمالیه أسلوب النفی لیجیب عن مدی التناسق بین أدوات النفی والرؤیه التشاؤمیه مع مستویات اللغه الروائیه الثلاثه بتتبّع للمنهج الوصفی – التحلیلی مستمدا من الأسلوبیه الإحصائیه، لیصل إلی أن الراوی استخدم أسلوب النفی فی هذه الروایه 1759 مرّه وبنسبتها المئویه 52%؛ وهذا متلائم مع الرؤیه التشاؤمیه السائده علی الروایه والناتجه عن فساد السلطه الفلسطینیه المستبده، لأنّ فی الروایه شخصیات انتهازیّه تعمل أعمالا سلبیّه لتحقیق مصالحها، خاصّه بطل الروایه راشد الّذی تتمیز شخصیته بأنها سلبیه جدّا، مما یؤدی الى أن تتغیر شخصیته من الإیجابیه، إلی السلبیه والانتهازیه.
السمات الدادائیه فی السرد الشعری لشوقی أبی شقراء(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إن الدادائیه ظاهره انفجرت فی وجه الأزمات السیاسیه، والاقتصادیه، والأخلاقیه، واعتبرها روّادها المنقذ الذی سیبدد کل هذه المشاکل. وکان الشکل الوحید للخلاص هو رفض کل ما هو تقلیدی وتبنّی منطق الفوضى والرفض. فی الدادائیه،کثیرا ما یُترجَم الشکُّ الأساسی فی ضیق أفق الفنّ إلى عداء صریح تجاه قِیَم الفنّ ومؤسساته.کان الشاعر شوقی أبو شقرا أحد أبرز أرکان مجله "شعر" التی أسّسها شعراء السریالیه آنذاک. وکان لها دور أساسی فی انتشار وتطوّر الحرکه الحدیثه للشعر العربی. یحاول هذا البحث الوقوف عبر منهج وصفی-تحلیلی، على میزات الحرکه الدادائیه فی شعر أبی شقرا للبحث عن روافد الدادائیه ومیزاتها فی شعره. هذه الدراسه توصّلت إلى نتائج تدلّ على أن أبا شقرا عمل جاهدا على التحرّر من ربقه الماضی تحّرراً کلیاً یتجاوز أنصاف الحلول وفکره التسویات، ویحررالانسان من القیود التی تعوق حرکته، لعلّه یصل إلى المستقبل لیصوغه على هواه. کما وأن الخلق البداهی لدى أبی شقرا و محاولته من أجل تحریر اللغه و تجرید المفردات من حسیّتها و خلق التراکیب المتناقضه، أثارت الفوضویه فی أشعاره و جعلتها تجسیداً بلیغاً للأعمال الدادائیه.
ملامح التداولیه فی النصوص العربیه: مقامات الزمخشری أنموذجًا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الملخص بما أنّ الصّور البیانیه من تشبیه، مجاز، استعاره، وکنایه، تسعى إلى التّاثیر فی المتلقّی وتمکین المعنى فی ذهنه، یمکن القول إنها ذات أبعاد تداولیه. لقد حقق هذا البحث فی مقامات الزمخشری بمنهج وصفی -تحلیلی کی یکشف عن ملامح التداولیه التی تمثّلت وسائل الانسجام فی علم البیان عبرعملیه التفکیر والتأویل. بعباره أخری یتناول البحث التّراث اللغوی العربی ومحاوله ربطه بمعطیات النّظریه الغربیه وفق مفهوم نحو النّص بما یتناسب فیه مع مقامات الزّمخشری. ممّا یلاحظ فی هذه المقامات، أنّ التّماسک النّصّی یستجلی بوضوح، فقد وظّف الزّمخشری وسائل الانسجام توظیفًا جیّدًا، فنسج مقاماته بشکل متماسک، فتتحقّقت نصّیّه النّص بظهور هذه الوسائل. فبرز فی تحلیل المقامات أهمّیّه دور المتلقّی فی تحلیل النّص وفکّ عناصره بوساطه إدراکه للغه النّص وسیاقه. بیّنت الدّراسه العلاقه الوثیقه بین التّراث العربی ونحو النّص، وهذا ما لمسناه من مساهمه علم البیان بعدّه وسیله من وسائل انسجام النّص.
تحلیل خطاب السرد القرآنی لسوره الحجرات وفق نظریه نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یعد التحلیل النقدی للخطاب من أحدث المناهج النقدیه، تأثر هذا المنهج من وجهات نظر میشل فوکو وفروید ومارکس فلسفیًا. إنه ینوی ربط الأشکال التعبیریه بالقضایا الاجتماعیه ونقلها إلى النقطه المطلوبه.تعتبر مقاربه فرکلاف ذات المستویات الثلاثه من أوصاف وتفاسیر وشروح مفیده وناجحه فی هذا الجانب. من جانب آخر حاول القرآن الکریم تعدیل الممارسات الاجتماعیه من خلال استخدام الإشارات والرموز التعبیریه بشکل مجموعه ذات دلاله فی مثل سوره الحجرات، ویمکن للباحث أن یتبنی نموذج فرکلاف فی دراسه السور القرآنیه، فمن خلال تحلیل البنیه النصیه مثل الکلمات والجمل على مستوى الوصف وتطبیقه علی السیاق فی مستوى تفسیر الخطاب الحاکم، یقوم بشرح دور الجمل وعلاقتها بالخطابات الموجوده فی المجتمع. تسعى هذه الدراسه معتمده علی المنهج الوصفی التحلیلی إلى توفیر إطار لتحلیل سوره الحجرات کخطاب قرآنی وتوضیح وظیفته الاجتماعیه فی ضوء نظریه فرکلاف النقدیه. وتشیر نتائج الدراسه إلی أن خطاب سوره الحجرات فی المحور التربوی ینسجم مع الخطاب الموجود السائد فی المجتمع ویحاول شرح نظام القیم الإسلامیه.
"قافله الضّیاع" لبدر شاکر السّیّاب، بین السّردانیّه وبناء النّصّ الشّعریّ العربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یدور هذا البحث حول فکرهٍ مرکزیّهٍ أولى هی السّردانیّه فی قصائد الشّاعر بدر شاکر السّیّاب، وعلى وجه الخصوص فی قصیدته "قافله الضّیاع". وتتجلّى أهمّیّه البحث فی کونه یتناول لغه شاعرٍ عربیٍّ ذی شهرهٍ واسعه، ویتناول السّردانیّه بوصفها أسلوبًا متاحًا فی الشّعر الحدیث. والهدف من ذلک لیس فقط الإضاءه على الشّاعر أو على شعره أو على الحقبه الزّمنیّه الّتی عبّر عنها، إنّما بالإضافه إلى ذلک التّوصّل إلى تصوّرٍ یحدّد للقارئ الفروقات والحدود الّتی لا بدّ أن تمیّز اللّغه الشّعریّه عن اللّغه السّردیّه. ویکون ذلک من خلال تتبّع الأسلوبین فی النّصّ الواحد على الرّغم من تداخلهما خدمهً للإبداع وللمعنى. أمّا فی منهجیّه الدّراسه، فیعتمد البحث الألسنیّه السّلوکیّه – التّوزیعیّه الّتی أتى بها العالم اللّغویّ الأمیرکیّ بلومفیلد، وطبّقها فی نصوصٍ سردیّه. ویبرز هذا المنهج قادرًا على تحقیق غایه البحث، فنرى التّوزیع عاملًا مهمًّا فی سبک العنوان، کما نرى التّرتیب السّلوکیّ أساسیٌّ فی المسار الدّلالیّ المطروح. وفی سبیل تحقیق الأهداف المرجوّه ضمن المنهج المعتمد، جاءت عناوین البحث الأساسیّه: 1 العنوان، 2 الأفعال (دراسه سلوکیّه)، 3 القصص الدّینیّه والتّاریخیّه، 4 الحوار.أمّا فی النّتائج، فقد أظهرت هذه الدّراسه المختصره ارتکاز القصیده على السّردانیّه والشّعریّه معًا. على المستوى السّردیّ لم تغب عناصر النّوع القصصیّ بأغلبها، وهی الأحداث، والإطار الزّمانیّ المکانیّ، والشّخصیّات، والحوار، والصّوت السّردیّ. وعلى المستوى الشّعریّ لم یبخل الشّاعر بالرّمزیّه وبالمجاز. بَیْد أنّ الفصل بینهما یکمن فی الفصل بین الواقع والمتخیَّل، فیتأرجح التّعبیر بین نقل الواقع الحقیقیّ واختلاق الصّوره الشّعریّه النّاطقه بتفاصیل العالم النّفسیّ الصّارخه. وهذا یُفضی إلى ترابطٍ بین الاثنین وتأثّرٍ وتأثیر، فالواقع هو الضّاغط على الحاله النّفسیّه حتّى تفجّر العاطفه، والعاطفه تصوّب قوّتها نحو العالم کی تؤثّر فیه. وقد تکون الغلبه لأحد الأسلوبین على حساب الآخر فی بعض جنبات النّصّ، لکن یبدو أنّ کلًّا منهما وسیلهٌ وغایه فی آنٍ معًا.