مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
کتاب سازی
حوزههای تخصصی:
نقدی بر کتاب تاریخ و فلسفۀ ریاضیات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه های علوم انسانی سال هجدهم فروردین ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۵۳)
1-21
مقالۀ پیشِ رو محتوای علمی و ساختار کتاب تاریخ و فلسفۀ ریاضیات را بررسی می کند. این کتاب تألیفی و دانشگاهی را انتشارات دانشگاه پیام نور به چاپ رسانده است. در برنامۀ مصوب وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری، دو درس اختیاری سه واحدی برای تاریخ ریاضیات و فلسفۀ علم (ریاضیات) در نظر گرفته شده است و سرفصل هایی برای آن ها ارائه شده، اما در برنامۀ مزبور کتاب درسی خاصی برای این دو درس پیش نهاد نشده است. در این مقاله، ضمن ارائۀ ارجاعات لازم نشان داده شده که این کتاب درواقع ترجمه ای از سه منبع دیگر است و نویسندگان آن هیچ نقشی در تولید محتوای کتاب ایفا نکرده اند، چنان که یکی از فصول کتاب عیناً از روی ویکی پدیای فارسی نوشته شده است. علاوه براین، ترجمه ها مغلوط و مشتمل بر اشتباهات علمی فراوان است.
انتحال از خویشتن، با اقتباس از دیگران!
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۲ مرداد و شهریور ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۱۸۹)
315 - 362
حوزههای تخصصی:
ارائه مکتوبات پژوهشیِ سودمند و روش مند منوط است به رعایت دقیق ضوابط و قواعد مرسومی که تخلّف از آنها موجب تولید آثار پژوهشی نااستوار و نامطلوب می شود. نقدِ نگاشته هایی که بدون توجّه به معیارهای علمیِ مقبول در نگارش مقالات پژوهشی فراهم آمده است و بازنمودنِ خطاها و کاستی های آنها بی تردید در ارتقای سطح کیفی تحقیقات و تألیفات پژوهشگران اثرگذار است. از این رو در نوشتار پیش رو، با بررسی شماری از مقالات یکی از نویسندگان پرکار، به سنجش و نقد برخی از روش ها و منش های پژوهشی ناهنجار در نگارش مقالات علمی پرداخته می شود که از آن جمله است: اقتباس کلان از آثار سایر محقّقان و درهم آمیختن تألیف و ترجمه، ارجاع دهی مبهم و غیر دقیق و انتحال به سبب ارجاع نابَسَنده، بازیافت مطالب پیشترمنتشرشده خود در مقالات تازه یا انتحال از خویشتن ، بازنشر مکرّر یک مقاله یا کتاب در صورت های مختلف (مقاله سازی و کتاب سازی)، ارائه ترجمه های غیر دقیق و افراط در ترجمه آزاد، نمایش نادرستِ نقش پژوهشی نویسنده در فراهم آوردن آثار و نادیده انگاشتن حقوق معنوی صاحبان اصلی اندیشه ها، و نیز انشاء نامنظّم و نگارش شتابزده با نثری نارس و نارسا.
تناقض در مبانی، اشتباه در معانی، نگاهی انتقادی به کتاب آرایی نسخه های هنری دوره قاجار
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۲ مهر و آبان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۱۹۰)
231 - 260
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نشان داده خواهد شد که کتاب کتاب آرایی نسخه های هنری دوره قاجار: با استنباد به نسخ خطی کتابخانه ملی ایران، تألیف دکتر حبیب اله ْ عظیمی کتابی است در بخش مبانی نظری و علمی خود آشفته، و در بخش معرفی نسخه ها مغلوط و مشحون از خطاهای ریز و درشت. کثرت این خطاها نشان می دهد در شایستگی نویسنده برای انجام این پژوهش تردیدهای جدی وجود دارد و نتیجه نهایی پژوهش (؟) او در بخشهای مختلف مشتمل است بر ایرادات و اشکالاتی همچون: ذکر سخنان متناقض و متضاد در بخش مبانی نظری و علمی، عدم توجه به پیشینبه پژوهش، استفاده از منابع دست چندم، خطا در انتخاب و تاریخ گذاری نسخه ها، عدم تشخیص نسخه های مجعول و استنباد به آنها، ادعاهای ناسازگار با موازین علمی، داوری درباره نسخه ها بدون رؤیت اصل یا حتی عکس آنها، انتحال از دیگران و عدم ذکر منبع، قضاوتهای ذوقی و بدون مبنا، لفاظی و عبارت پردازی به جای به کارگیری زبان علمی، ویرایش نادرست، اختصاص دادن بخش عمده کتاب به مباحث نامرتبط، و کیفیت پایین و نامناسب تصاویر. متأسفانه سایر آثار نویسنده هم از این اشکالات و ایرادات بر کنار نیست و بیشتر این آشفتگیها در مورد آنها هم صادق است که تنها برای نمونه به مواردی از آنها هم اشاره شده است.
قلی خان، خان نبود: اندر حکایتِ کتابِ علوم شناختی دین نوشته نعیمه پورمحمدی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ مرداد و شهریور ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۰۷)
261 - 328
حوزههای تخصصی:
پژوهش در هر موضوعی یعنی پژوهشگر حاصل تحقیقاتش را به مخاطبان عرضه کند و سهمش در نوشته کاملاً از سهم پژوهش های قبلی مشخص باشد، به گونه ای که خوانندگان به روشنی متوجه شوند چه بخش هایی از نوشته حاصل تحقیقات پژوهشگر است و کدام قسمت ها حاصل پژوهش های دیگران. نقد نوشته هایی که این شرط لازم را رعایت نکرده اند و نشان دادن رونوشت ها و اقتباس ها از دیگران بی تردید در ارتقای سطح کیفی نوشته های پژوهشی تأثیر دارد. در مقاله حاضر کتاب علوم شناختی دین، تألیفِ نعیمه پورمحمدی، از این منظر نقد شده است. نگارندگان مقاله پس از مقایسه بخش های چشمگیری از این کتاب با برخی منابعِ معروف و معتبر که در حوزه علوم شناختی دین به زبان انگلیسی نوشته شده، به این نتیجه رسیدند که بخش مُعظَمِ کتاب از آن منابع انگلیسی ترجمه یا برگرفته شده و حاصل تحقیقات «مؤلف» نیست، تا جایی که بهتر است به جای «تألیف» از عنوان «کتاب سازی» استفاده کنیم و به جای «مؤلف» از «مؤلف نما». نعیمه پورمحمدی با استفاده از مطالب چند منبع محدود و کنار هم گذاشتن آن ها کتابی ساخته و آن را به اسم «تألیف» به نام خود منتشر کرده است. بخش های مختلف کتابِ علوم شناختی دین به سه شکل گرد آوری شده است: (۱) بخش هایی که عیناً، گاه ده ها صفحه پشت سر هم، ترجمه کامل و یکپارچه از منابع دیگر است؛ (۲) بخش های دیگری که ترجمه جسته گریخته، دل بخواهی و گزینشی از دیگر منابع است؛ (۳) بخش هایی که اگرچه ترجمه کامل یا گزینشی نیست، اما کپی محتوایی از دیگر منابع است، بدین شکل که گویا مطالب از گردآورنده است، ولی در واقع از دیگران است. ارجاع های کور و گمراه کننده مؤلف به گونه ای است که خواننده غیرمتخصص به هیچ وجه متوجه نمی شود که چه اتفاقی دارد می افتد و همه مطالب را حاصلِ تحقیقات مؤلف به شمار می آورد. به طور خلاصه، می توان گفت این کتاب انتحالی بزرگ و نوعی کتاب سازی و کپی کاریِ ناشیانه در عالَم پژوهش است و «مؤلف» تقریباً هیچ سهمِ درخوری از این کتاب ندارد. گرچه با وجود مشکل اصالت، که اشکال اصلی کتاب است، نوبت به نقد ساختاری و محتوایی نمی رسد، اما کتابِ علوم شناختی دین از این حیث نیز حاوی اشکالات جدّی و بعضاً مضحک است که در بخش دوم مقاله به اختصار به این موارد نیز اشاره کرده ایم.
هفت آفت در پژوهش های هنری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳
55 - 68
حوزههای تخصصی:
پژوهشهای آکادمیک هنر در ایران بسیار دیرتر از دنیای غرب در اواخر دهۀ 1370ش آغاز شد. ازآنجاکه بیشتر مدرسانِ رشتههایی مانند پژوهش هنر در دانشگاههای ایران مورخان هنر نبودهاند، نوعی روششناسی منحصربهفرد در ایران پدید آمده است که نظیر آن در سایر کشورها دیده نمیشود. این مقاله ضمن در نظر گرفتن پژوهشهای اصیل محققان برجستۀ بینالمللی، به آسیبشناسی پژوهشهای هنری ایران در دو دهۀ گذشته پرداخته و به دنبال دستهبندی آسیبها، تبیین ویژگیهای هرکدام و راههای غلبه بر آنهاست. بر اساس روش تحقیق کیفی، این آسیبها را میتوان بدین شرح دستهبندی کرد: 1) روششناسی، 2) ترجمهها، 3) دانش زبانهای خارجی و ضعف منابع کتابخانهای، 4) کتابسازی، 5) مقالات دانشجویی و کمّیگرایی، 6) موضوعات تکراری و فقدان مطالعات میدانی، 7) تعجیل، بیدقتی، تقلب و انتحال. جدیترین آفت، روششناسی است که شامل مواردی مانند تکیه بر نظریات دورۀ تکوینی مطالعات تاریخ هنر، پدیدۀ «رویکرد»، سنتگرایی، نمادشناسی، استنادهای نامناسب و عدم شناخت منابع مهم میشود. مهمترین راه غلبه بر این آفتها توجه به محتواست که لازمۀ آن ریشهکن کردن آفات حوزۀ روششناسی است.