ابراهیم نوئی

ابراهیم نوئی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

نقش سلبی و ایجابی فضائل در تحصیل معرفت از دیدگاه صدرا

کلیدواژه‌ها: احوال رذائل فضائل معرفت ضرورت سنخیت علی معلولی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۶
نفس انسانی بنابر فطرت خود شایستگی و شأنیت شناخت حقایق اشیا را داراست و اگر مانعی در میان نباشد، نفس با این اقتضائش به مسیر تکاملی خود ادامه می دهد تا به سرمنزل مقصود برسد. البته موانعی بر سر راه حرکت استکمالی نفس به سوی عقل فعال و اتصال به فیض علمی وجود دارد. پژوهش حاضر به منظور پاسخ به این مسئله سامان یافته است که در نگاه صدرالمتألهین شیرازی چه موانعی در این میان وجود دارند و چگونه می توان آنها را کنار زد؟ مقاله با روش توصیفی و تحلیلی به بررسی موانع و حجاب های وجودی داخلی مانند رذائل اخلاقی و معاصی و رفع آنان پرداخته و تأثیر رذائل و فضائل اخلاقی در فرایند حصول معرفت را تبیین کرده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که رفع مانع رذائل اخلاقی و معاصی و آلوده شدن به مهلکه شهوت و غضب با تزکیه نفس و کسب فضائل حاصل می شود. این رفع موانع اموری سلبی و عدمی هستند و در اصل مقصود نیستند؛ در واقع کسب علم و معرفت، مقصود حقیقی انسان هاست و نفس پس از رفع موانع مقتضی به مسیر خود ادامه می دهد و به معرفت الهی و کشف حقایق اشیا دست می یابد. با افزودن قاعده «ضرورت سنخیت علت و معلول» می توان نقش فضائل اخلاقی در برطرف کردن موانع و تجانس نفس با عقل فعال را پذیرفت. پس از زدودن آلودگی ها و رذائل، فضائل شأن ایجابی تسهیل کنندگی برای تحصیل معرفت را دارند.
۲.

نفس و رابطه آن با بدن در مقام های چهارگانه (با تأکید بر اندیشه های ابوعلی مسکویه)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابوعلی مسکویه بدن بقای نفس تعلق تدبیری نفس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۲
انسان دارای دو ساحت بدن و نفس است. کمالاتی که انسان کسب می کند وابسته به رابطه میان این دو است. این رابطه را از جانب نفس می توان در مراحل مختلفی بررسی کرد؛ هنگام حدوث نفس، در زمان حیات، موقع مرگ، و پس از آن. مقاله حاضر بنا دارد با تمرکز بر اندیشه های ابوعلی مسکویه و با روش توصیفی تحلیلی به پرسش از نفس و ویژگی های آن و رابطه ای که در مراحل چهارگانه فوق با بدن دارد پاسخ دهد. دستاورد این نوشتار هم آن است که نفس ذاتاً جوهری مجرد و مفارق با بدن است و با آن مباینت کامل در ذات، خواص، افعال، و آثار دارد. نفس در مرحله نخست در رتبه ای متأخر از حدوث بدن حادث می شود. البته این تأخر به معنای آن نیست که نفس در بدن منطبع است؛ بلکه وقتی بدن به مرتبه ای از اعتدال مزاج رسید که اثر تدبیر مجرد در آن ظهور یابد نفس حادث می شود. بدن در مرحله حیات صرفاً نقشی ابزاری برای تحقق اراده نفس دارد و حیات ذاتاً برای نفس است و به تبع به بدن نسبت داده می شود. هنگام مرگ، نفس دیگر بدن را تدبیر نمی کند و از آن به عنوان ابزار برای تحقق مقاصدش استفاده نمی کند و اساساً بدن بودن بدن به آن است که تحت تدبیر نفس قرار بگیرد و نفس بودن نفس هم به آن است که بدن را تدبیر کند. با التفات به اینکه هنگام مرگ این ویژگی نفس و بدن از بین می روند، بعد از مرگ، بدن به جسمی تبدیل می شود که به واسطه آنکه تحت تدبیر نفسی قرار ندارد به زوال می رود. حیثیتی از نفس هم که صرفاً تدبیر بدن بود با زوال بدن از بین می رود و حیث لنفسهای نفس باقی می ماند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان