فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۶۶۱ تا ۱۱٬۶۸۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
پژوهش های رجالی سال پنجم ۱۴۰۱ شماره ۵
111-154
حوزههای تخصصی:
اسماعیل بن ابی زیاد سکونی، از اصحاب امام صادق است که تعداد فراوان روایات او، سبب شده شناخت شخصیتش برای فقیهان شیعه بسیار مهم تلقی شود؛ اما کمبود اطلاعات از او، وضعیت را دشوار کرده است. تعیین عناوین سکونی در منابع شیعه و عامه و بررسی مشایخ، روایان و روایات مشترک، روشن کرد که سکونی در موصل عهده دار منصب قضاوت بوده است. از نظر وثاقت، روایات سکونی بدون اشکال، قابل اعتماد است و متقدمان شیعه در این زمینه اختلافی ندارند؛ اگرچه بین عامه اتفاق وجود دارد که سکونی ضعیف است. اما در مورد مذهب او بین رجالیان شیعه اختلاف بیشتری دیده می شود. این اختلاف در تعیین باور متقدمان، به ویژه شیخ طوسی نیز پیش آمده است؛ بررسی ها نشان داد شرایط سیاسی دوره سکونی و اختلاف او با هارون الرشید، سبب مخفی ماندن گزارش های تاریخی در مورد او شده است؛ بنابراین بهترین راه برای آگاهی از شخصیت رجالی-حدیثی او بازخوانی میراث حدیثی اش شناخته شد. تفسیری که به او منتسب است و روایات وی در منابع شیعی، مهم ترین آثار او محسوب می شوند؛ بررسی این دو اثر و سایر شواهد، نشان داد با توجه به مسئله تقیه، قرائن شیعه بودن او قوی تر از قرائن عامی بودنش است.
کارکرد رفتاری و کنشی فرهنگ انتظار در تعمیق راهبرد مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشرق موعود سال شانزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۱ ویژه همایش شهید سلیمانی و مکتب انتظار و مقاومت
29 - 48
حوزههای تخصصی:
مفهوم انتظار یکی از کانونی ترین مفاهیم فرهنگی شیعه است و در روایات از آن به برترین اعمال، با فضیلت ترین و بهترین عبادات و برترین جهاد امت یاد شده است. شهید سلیمانی;، یکی از برجسته ترین تربیت یافتگان فرهنگ انتظار است و با درک عمیقش از انتظار، راهبرد مقاومت را در منطقه، عمق ویژه ای بخشید. وی با بهره گیری از فرهنگ انتظار توانست الگوی مناسبی از انسان منتظِر را به عنوان یک مدرسه و مکتب درس آموز به نمایش گذارد. بررسی نقش فرهنگ انتظار در تعمیق و گسترش راهبرد مقاومت که مکتب شهید سلیمانی; از آن الگو گرفته است؛ می تواند در شناسایی توانایی ها و ویژگی های پایداری موجود در فرهنگ انتظار؛ همچنین در شناخت فرصت ها و چالش ها به منظور رسیدن به هدف های بلندمدت و ترسیم آینده مطلوب، کمک نماید. از این رو پژوهش پیش رو تلاش دارد با رویکرد کیفی و با روش تحلیل محتوا، منابع موجود کتابخانه ای و دیجیتالی، را مورد بررسی قرار دهد؛ و ضمن تبیین مفاهیم «فرهنگ، انتظار، راهبرد، مقاومت و مکتب» به این سوال پاسخ دهد که: فرهنگ انتظار برای تعمیق و گسترش راهبرد مقاومت در مکتب شهید سلیمانی; چه نقشی داشته و این مکتب چگونه از آن الگو گرفته است؟ از مهم ترین یافته ها و نوآوری های این مقاله تبیین نقش فرهنگ انتظار برای تقویت و تعمیق راهبرد مقاومت در مکتب شهید سلیمانی; در حیطه رفتارها و کنش ها است که مورد بررسی قرار داده شده و به آثاری چون: شجاعت، عدالت ورزی، ظلم ستیزی، تعهد و مسئولیت پذیری و... که فرهنگ انتظار در تحکیم آنها نقش دارد؛ و می تواند موجب تقویت و تعمیق راهبرد مقاومت شود؛ اشاره شده است. برای تأیید مطالب یاد شده، از بیانات مکتوب و منقول شهید سلیمانی; که در تبیین اندیشه مقاومت مبتنی بر فرهنگ انتظار نوشته و یا ایراد شده؛ استفاده گردیده است.
بررسی کارکردهای عقلِ عملی در فرآیندِ صدورِ «عمل» در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت معاصر سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۳۵)
277-302
حوزههای تخصصی:
مسئله ی اصلیِ این پژوهش، روشن ساختنِ جایگاهِ عقلِ عملی در فرآیندِ صدورِ عمل، و هدفِ آن، کشفِ کارکردهای «عقلِ عملی» در این فرآیند، در حکمتِ متعالیه به روشِ توصیفی-تحلیلی است. بر اساسِ یافته های این پژوهش، صدرالمتألّهین بینِ «عمل» و «فعلِ ارادی» تمایز قائل می شود. از نظرِ وی «عمل» فعلی است که محصولِ اراده ی همراه با «آگاهیِ مرتبه دومِ عامل» به غرضِ فعل است. عنصر «آگاهیِ مرتبه دوم» عنصری است که با افزوده شدنِ «عقلِ عملی» به مبادیِ فعل حاصل می شود؛ بنابراین «عمل» فعلی است ارادی که «عقلِ عملی» در فرآیندِ آن نقش آفرینی می کند. از نظرِ صدرالمتألّهین «عقلِ عملی» به عنوانِ عُنصر آگاهی ساز در فرآیندِ صدورِ عمل سه کارکرد دارد. اوّلین کارکرد، تصوّرِ عملِ عقلانی و تصدیق به فایده ی آن است؛ در این کارکرد «عقلِ عملی» در جایگاهِ مبدأ تصوّری و تصدیقیِ عمل و در کنارِ متصرّفه قرار می گیرد. دومین و سومین کارکرد «عقل عملی» به مدیریّتِ قُوای ادراکی و تحریکی باز می گردد. هرگاه «عقلِ عملی»، در فرآیندِ صدورِ یک فعل، دستِ کم یکی از این سه نقش را ایفا کند، فعل، مُبدّل به «عمل» می شود. در این پژوهش آشکار می شود عقلِ عملی برخلافِ نظر سایر پژوهشگران، تواناییِ توأمانِ ادراکاتِ کلّی و جزئی را داراست. همچنین نظریّه ی «وحدت نفس و قُوا» تأثیری در بحثِ فرآیندِ صدورِ عمل و کارکردِ عقلِ عملی ندارد و تفسیرِ «عقلِ عملی» به «مرتبه ی عقلانیِ نفس» یا «تعیّنِ عقلانیِ نفس» صرفاً منجر به تغییرِ ادبیّاتِ بحث می گردد.
امکان سنجی علم اسلامی از منظر عقلانیت نقاد: اسلامی شدن یا اسلامی سازی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نیم قرن گذشته، به ویژه پس از انقلاب اسلامی، اسلامی سازی علوم و به ویژه علوم انسانی از مسائل فلسفی مهمی بوده که به آن بسیار پرداخته شده و هنوز نیز مطالب زیادی درباره آن منتشر می شود. این مقاله تلاش دارد با تعیین دقیق محل نزاع، نشان دهد که اگرچه علم آبجکتیو تلاش دارد که از هرگونه پیرایه دور باشد، اما حتی طبق نظر رئالیست ها که به صدق مطابقی علم اهمیت می دهند، چون هیچگاه علم از جهان بینی عالمان رهایی نمی یابد، تأثیر جهان بینی های مختلف همواره در تئوری های آبجکتیوی که ارائه می دهند، می تواند باقی بماند. جهان بینی اسلامی نیز استثنا نیست و همان طور که علم در دوره های مختلف تاریخی رنگ جهان بینی غالب بر هر دوره را گرفته است، می تواند اسلامی شود. در ادامه مقاله، نظریّه ممتنع بودن علم اسلامی با ذکر یک نمونه از روانشناسی که بر دوگانه انگاری ذهن و مغز مبتنی است، رد می شود. اما اسلامی شدن علم به صورت طبیعی و خودبه خودی با اسلامی سازی آن به صورت دستوری و تصنّعی متفاوت است. علم را نمی توان با ممیّزی و سانسور اسلامی کرد، همان طور که نمی توان با اضافه کردن و اختلاط با گزاره های موجود در متون مقدس به علم اسلامی رسید. در پایان نتیجه گیری می شود که به رغم امکان اسلامی شدن علم، ولی اسلامی سازی آن نتیجه بخش نیست.
نقش رأی مردم در تحقق حکومت اسلامی از دیدگاه نهج البلاغه با تأکید بر آرای امام خمینی
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۴
123 - 150
حوزههای تخصصی:
مردمی یا الهی بودن حکومت و به عبارتی تأثیر رأی مردم در مشروعیت حکومت در جوامع دینی، از گذشته مورد اختلاف اندیشمندان حوزه سیاست دینی و صاحبان قدرت در نظام های سیاسی مبتنی بر دین بوده است و هریک از صاحب نظران این عرصه در احتجاج بر نظر خود سعی در استناد آن به منابع و متون دینی داشته اند. از جمله مهمترین مصادیق حاکمیت دینی، نظام جمهوری اسلامی و از جمله مهمترین منابع دینی در این خصوص کتاب شریف نهج البلاغه است. تحقیق حاضر برای پاسخ به سؤال «رأی مردم چه جایگاهی در تشکیل و تداوم حکومت اسلامی دارد؟»، با روش توصیفی تحلیلی، به برشماری و تحلیل عباراتی از نهج البلاغه و صحیفه امام خمینی که مبین زاویه نگاه این دو رهبر به شرایط تشکیل حکومت است، پرداخته و با واکاوی فرمایشات امیرالمؤمنین(ع) و تطبیق گفتار و سیره امام خمینی با آنها، فرضیه «رأی و نظر مردم دخالت مستقیم در مشروعیت حکومت دارد» را اثبات می کند. فرمایشات امیرالمؤمنین(ع) از جمله: «این شما بودید که مرا به آن دعوت کردید و من علاقه ای به خلافت نداشتم»، و تبعیت نظری و عملی امام خمینی از آن که در بیاناتی نظیر: «حتی اگر مردم برخلاف صلاح خودشان رأی بدهند، آن رأی تعیین کننده وضعیت ملّت خواهد بود» ظهور و بروز یافته است، مثبت این ادّعاست.
تأملی در تعیین دیه، در جنایت واحد بر هر دو چشمِ افراد دارای یک چشم بینا (ارائه راهکار به منظور اصلاح قانون مجازات اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۱۸ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
363 - 384
حوزههای تخصصی:
قانونگذار در دو چشم سالم دیه کامل را ثابت می داند. در خصوص چشم نابینا نیز قائل به یک ششم دیه کامل است و در خصوص چشم سالم افراد دارای یک چشم بینا، میان نابینایی مادرزادی و به علل غیرجنایی با نابینایی به علل جنایی، تفاوت گذاشته است و در اولی قائل به دیه کامل و در دومی رأی به نصف دیه کامل داده است. مسئله اصلی که جُستار حاضر در پی یافتن پاسخ آن است، این است که اگر در اثر جنایت واحد، چشم بینا و نابینای فرد از بین برود یا اینکه منفعت بینایی چشم و چشم نابینا از بین رود، چه مقدار دیه ثابت می شود؟ ظرفیت قانون مجازات اسلامی در این زمینه، تنها رأی به ثبوت یک دیه کامل و یک ششم دیه را مستند به مواد 588، 589 و 691 ق.م.ا برای قضات دادگاه ها وجیه می نماید. مسئله هرچند از نظر فقهای متقدم مغفول مانده، ولی استفتا از فقهای معاصر نشان از اختلاف میان آنان دارد و در این زمینه در مجموع سه نظر وجود دارد: 1. گروهی برای چشم بینا یک دیه کامل و همین گروه در چشم نابینا دو دسته شده اند: برخی قائل به ثبوت ارش شده اند و برخی سخن از دیه چشم ناسالم می آورند؛ 2. شماری نیز رأی به نصف دیه در چشم بینا و یک سوم دیه در چشم نابینا داده اند؛ 3. برخی نیز حکم به یک دیه کامل را احتیاطی می دانند. نگارنده نیز حکم به یک دیه کامل را معتبر و مقتضای مبانی فقهی و معلوم الاعتبار می داند. پژوهش حاضر با استخراج و تنظیم مبانی وارده، به بیان مبانی فتاوا و ارزیابی آنها می پردازد و با هم افزایی مبانی، با روش اجتهادی، نظر اخیر را متقن می سازد و با پیشنهاد اصلاح موادی از قانون مجازات اسلامی، سعی در تأمین تمهیدات لازم برای قضات محاکم قضایی به منظور صدور احکام مطابق با آموزه های فقهی دارد.
اعتبارسنجی دیدگاه ابوالفضل برقعی در کثرت روایات مخالف قرآن در کتاب الکافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معیار عرضه ی احادیث بر قرآن، اوّلین و مهمّ ترین مبنا در نقد متن حدیث است. اصالت این روش ریشه در روایات معصومان دارد. حدیث پژوهان و دانشمندان شیعه و سنّی به این مبنا توجّه داشته و با بهره جستن از این روش به ارزیابی متن حدیث پرداخته اند. ابوالفضل برقعی که از روحانیان و نویسندگان معاصر شیعی است، در آثار خود به اصول و مبانی اساسی تشیع خدشه وارد کرده و صحّت آن ها را منکر شده است. وی در کتاب «عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول» اکثر روایات کتاب کافی را مخالف قرآن دانسته است و بر این اساس سعی کرده تا کتاب باارزش کافی را از اعتبار بیاندازد. این مقاله با روش توصیفی _ تحلیلی، صحت و سقم ادّعای وی را سنجیده و با ارائه ی آماری ثابت می کند احادیث به ظاهر مخالف قرآن تنها 6 درصد از کلّ روایاتی است که وی بررسی و ارزیابی کرده است. به علاوه تعداد احادیثی که به صحت متن آن و موافقت آن ها با قرآن اعتراف کرده، بیش از روایات مخالف است. در گام بعدی با تبیین معیار عرضه بر قرآن و روشن شدن روش صحیح کاربست آن، به نقد عملکرد وی در استفاده از این مبنا پرداخته شده و معلوم می گردد وی با روشی غیر علمی از این معیار بهره جسته است.
منابعی کهن در شناخت اندیشه های فرقه اسحاقیه: پژوهشی درباره اسحاق بن محمّد اَحْمَر نَخَعی و بازیابی قطعاتی برجای مانده از آثار وی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۵ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
89 - 63
حوزههای تخصصی:
بی شک آثار فِرق نگاری اسلامی بی تأثیر از منازعات کلامی جدلی به ویژه درباره گروه های منتسب به شیعیان نبوده است. بنابر یک نظر، اسحاقیه یکی از همین فرقه های غالی شیعی است که جهت گیری های کلامی در گزارش اندیشه های مؤسّس آن ابویعقوب اسحاق بن محمد بن أبان نخعی احمر بصری مؤثر بوده است، از این رو برخی تلاش هایی را برای تنزیه وی از این اتهامات مبذول داشته اند. امروزه به واسطه میراث نصیریان، برخی متون و نقل قول های منسوب به وی در اختیار است که در صورت درستی انتساب آن ها می توان به منابعی دست اول در شناخت اندیشه های وی دست یافت. اهمیت این نقل قول ها در آن است که اطلاعاتی بی واسطه درباره اندیشه های اسحاق احمر و تعالیم اسحاقیه به دست می دهد. این نوشتار می کوشد تا ضمن بازیابی این قطعات باقی مانده از آثار متعدد اسحاق و تاریخ گذاری آن ها، متونی دست اول از میراث اسحاقیه برای شناخت اندیشه ها و تعالیم آن ها ارائه نماید.
تحلیلی زبان شناختی- بین الادیانی از گزاره قرآنی «لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از آیات قرآن کریم که در طول سده های متمادی، موضوع گفتگوهای درازدامن قرار گرفته، آیه شریفه بقره/104 است که به گفته مفسران، مسلمانان را از به کارگیری تعبیر «راعِنا» بازداشته و ملزم به جایگزینی آن با تعبیر «انْظُرْنا» کرده است. به رغم آنکه عالمان تفسیر در خصوص معنای «راعنا» و دلایل نهی از گفتن آن، بالغ بر هفت نظرگاه تفسیری پیش افکنده اند، هنوز ابعاد و زوایایی از بحث باقی مانده است که می طلبد با اتخاذ رویکردهای جدیدِ مطالعاتی، از نو به بحث گذاشته شود. پژوهش حاضر با هدف جبران این خلأ مطالعاتی در صدد است با عنایت به داده های زبان شناختی و بین الادیانی که پیشتر از نظرها دور مانده است، تحلیلی جدید از مخاطبانِ این آیه شریفه و معنای «راعنا» عرضه نماید. در این پژوهش اثبات می شود که اهل کتاب با اثرپذیری از آموزه های عهدینی، رابطه «پیامبر اکرم پیروان» را در قالب رابطه «شبان گوسفندان» صورت بندی می کردند. این در حالی است که خداوند متعال در آیه شریفه بقره/104، مؤمنانِ اهل کتاب را به وانهادنِ استعاره عهدینیِ شبانی امر کرده و بدین سان، آنان را نه صرفاً به جایگزینی تعبیر «راعنا» با «انظرنا»، که به تغییر در صورت بندی رابطه پیامبر اکرم(ص) با توده های مردم فراخوانده است.
حکم الجریمه الإلکترونیه فی الفقه الإسلامی، دراسه فی المبانی الفقهیه
منبع:
المصطفی المجلد ۲ خریف و شتاء ۲۰۲۲ العدد ۳ (ملفّ العدد: الدین و الدیانة فی المجال الافتراضی)
161 - 190
حوزههای تخصصی:
الإخلال بشیء أو تعطیله عن العمل، هو عباره عن جعله غیر قادر أو غیر مجد فی أدائه على النحو الأمثل والطبیعیّ، والإخلال الإلکترونیّ یحدث فی الفضاء المجازیّ بالنسبه للبیانات والأنظمه الحاسوبیّه، وبناءً علی الفعل المرتکَب فی هذه الجریمه، فهو إحداث خللٍ فی الأنظمه والشبکات وعرقلتها بحیث لا یمکنها معالجه البیانات، ومن ثمَّ إعاقه عملها الطبیعیّ والعادیّ، سواء أکان هذا الخلل یتسبّب فی عطل جزئیّ، أم تعطل النظام تمامًا، فتمّ تجریم هذه العملیّه فی المواد 8 - 10 من قانون جرائم الحاسوب، ولکن نظرًا لانتشار هذه الجریمه فی جمیع أنحاء العالم، لا سیّما بسبب الإخلال الأخیر فی نظام الوقود فی بلدنا، یبدو إجراء تحقیق فقهیّ ضروریّ فی خصوص جریمه الإخلال الإلکترونی، والأسئله التی یمکن طرحها حول جریمه الإخلال ببیانات الحاسوب ومقارنتها مع الفعل المرتکب فی الإخلال التقلیدیّ، هی: هل جریمه الإخلال الإلکترونیّ تختلف بماهیتها عن جریمه الإخلال التقلیدیّ؟ وما الأسس الفقهیّه لتجریم الإخلال الإلکترونیّ؟ تحاول الدراسه باستخدام المنهج الوصفیّ والتحلیلیّ إثبات أنّه بالرغم من أنّ جریمه الإخلال الإلکترونیّ تختلف اختلافًا ماهویًّا عن جریمه الإخلال المادیّ والتقلیدیّ، لکن من خلال التمسک بالدلیل العقلیّ، وبناء العقلاء، والقواعد الفقهیّه مثل قاعده (لا ضرر)، وقاعده (وجوب حفظ النظام ومنع الإخلال به)، یمکن القول بحرمه ارتکاب هذه الجریمه وتبریر تجریم الإخلال الإلکترونیّ من باب الجرائم التعزیریّه والرادعه.
الفضاء المجازیّ والتربیه الدینیّه للأسره التحدّیات والحلول
منبع:
المصطفی المجلد ۲ خریف و شتاء ۲۰۲۲ العدد ۳ (ملفّ العدد: الدین و الدیانة فی المجال الافتراضی)
221 - 268
حوزههای تخصصی:
تمّ تدوین المقال لدراسه آثار الفضاء المجازیّ السلبیّه على التربیه الدینیّه للأسره والسبل الوقائیّه لها؛ وذلک بناءً على النصوص الدینیّه والاستفاده من الدراسه المیدانیّه التی أجراها الباحثون، أمّا الغرض من المقال دراسه تحدّیات الفضاء المجازیّ تجاه التربیه الدینیّه الأسریّه وتقدیم حلول ناجعه للحیلوله دون المخاطر المحدقه بنواه المجتمع (أی الأسره)، فکان المنهج المعتمد فی المقال هو المنهج الوصفیّ التحلیلیّ؛ إذ إنّ الفضاء المجازیّ بنطاقه الواسع یغطّی جمیع الأسر تقریبًا ویؤثّر على کلّ مستخدمیه. إنّ نتائج الدراسه وتحلیلها تُظهر أنّ العدید من التحدّیات فی الفضاء المجازیّ تتعلّق بالأسره والتعلیم الدینیّ للأبناء، بحیث یثیر الفضاء المجازیّ المشاکل فی العلاقه الزوجیّه، کما أنّه یضرّ بالتربیه الدینیّه للأطفال، وأهمّ ما یلحق بالأزواج وأولادهم من أضرار هو إضعاف المعتقدات الدینیّه للأسره، ممّا یؤدّی إلى تضرّر کبیر فی المیول والسلوکیات الدینیّه، ولمواجهه هذه التحدّیات توجد حلول وإستراتیجیّات [مختلفه] مثل التربیه العقَدیّه، وتعزیز القیم الأخلاقیّه، والتعلیم القرآنیّ، والتربیه التوحیدیّه، وتعریف الأبناء بنماذج حسنهٍ ممّا یؤدّی إلى القضاء على مخاطر الفضاء السیبرانیّ (المجازیّ) علی التربیه الدینیّه للأبناء.
دراسه مقارنه للتهکم الفکاهی فی مجموعه القصص القصیره "وجوه وحکایات " لمارون عبود وروایه "الأحمر والأسود " لاستاندال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یُعَد استخدامُ الأسلوب الفکاهی من الطرق المفضّله لخلقِ الفرح والسعاده لدى الجمهور، والتی تنتقدُ العدید من القصور والاضطرابات وتصححها بشکل غیر مباشر. لذلک، لطالما نظر علماء الأدب إلیها نظره اهتمام. یحظی الأدب العربی والفرنسی، خاصه فی العصر المعاصر، بدور نشیط وأقوى فی مجال الفکاهه والتهکم الفکاهی. لکل من مارون عبود، الروائی اللبنانی البارز، واستاندال الکاتب الفرنسی، أعمال تجدر بالدراسه من منظار الفکاهه والتهکم الفکاهی. تم فی هذا البحث تعریف الفکاهه والتهکم الفکاهی وخلفیتها ومکانتها فی الأدبین العربی والفرنسی. ثم تمت دراسه تطبیقیه لوظائف التهکم الفکاهی ومقارنته فی مجموعه "وجوه وحکایات " لمارون عبود وروایه "الأحمر والأسود " لاستاندال، متکئه على أسس المدرسه الأمریکیه المقارنه والمنهج الوصفی التحلیلی. وسعینا إلى الإجابه عن هذین السؤالین: ماهی أسباب ظهور التهکم الفکاهی فی أعمال المؤلفین؟ وما هی الفروق والقواسم المشترکه بینهما فی استخدام التهکمات الفکاهیه؟ تشیر النتائج إلی أن کلاً من مارون عبود وستاندال، رغم عدم وجود أیّه صله أدبیه للبعد الزمنی والمکانی بینهما قد استخدما مجموعه متنوعه من الأسالیب الأدبیه والفکاهیه مثل التناقض والتضاد والتصویر الکاریکاتیریه وغیرها لإبراز الجانب الفکاهی ونقد العیوب المختلفه فی المجتمع، کما استخدما الدعابه کأداه للتفکیر النقدی الجاد للنضال الاجتماعی.
بررسی تطبیقی دیدگاه کلامی دو مکتب قم و بغداد در خصوص تجهیز امام معصوم(ع) (مطالعه موردی: تجهیز موسی بن جعفر الکاظم(ع))(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۲ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۸۴
21 - 50
حوزههای تخصصی:
تجهیز امام معصوم(ع) متوفی بدست امام معصوم در قید حیات یکی از مباحثی است که در اندیشه کلامی و فقهی شیعه مورد توجه قرار گرفته است. در این نوشتار با شیوه توصیفی تحلیلی به بررسی تطبیقی باور اعتقادی دو مکتب قم و بغداد در این خصوص پرداخته می شود. با بررسی رویکرد و دیدگاه دو مکتب قم و بغداد روشن می شود که مکتب قم با تَعبُد و التزام به روایات، تجهیز معصوم متوفی بدست معصوم بعدی را به عنوان قاعده ای قطعی، تغییرناپذیر و فرا زمانی و فرا مکانی می شناسد؛ حال آنکه فقهای متکلم مکتب بغداد بر خلاف فقهای محدث مکتب قم، نه تنها روایات وارده در خصوص تجهیز معصوم را در حوزه اخبار آحاد قرار می دهند؛ بلکه قطعیت و تغییرناپذیری این مسئله را به عنوان یک قاعده ی مسلم کلامی و فقهی نمی پذیرند. مکتب بغداد ضمن آنکه اولویت تجهیز معصوم را بدست معصوم بعدی پذیرفته است، اما آن را به درجه ای از قطعیت ارتقا نداده است تا در صورتی که برای امام زنده در تجهیز امام متوفی موانع و محدودیت هایی به وجود آمد، همچنان خود را ملتزم و متعبد به این قاعده بداند. مکتب متکلمان و محققان، قائل به تجهیز امام حسین، امام کاظم و امام رضا(ع) بدست معصوم بعدی نیست. از گزارش های تاریخی نیز چنین درک می شود که متولی تجهیز امام کاظم(ع) یکی از دوستان آن حضرت بوده است.
بازشناسی روایاتِ منسوب به طبری در دلائل الإمامه(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
حدیث و اندیشه بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۳
90 - 130
حوزههای تخصصی:
کتابِ دلائل الإمامه، از جمله کتاب هایی است که درباره فضائل و کراماتِ معصومین ع نگاشته شده و تأثیر قابل توجهی در منابعِ پس از خود داشته است. یک دسته از روایاتِ این کتاب، با نام ابو جعفر محمد بن جریر طبری آغاز شده و به همین دلیل برخی این کتاب را به محمد بن جریر بن رستم طبری امامی نسبت داده اند. با توجه به مشایخ نامبرده در این اسانیدِ به نظر می رسد مقصود از طبری در آن ها، همان محمد بن جریر بن یزید طبری، تاریخ نگار و مفسّر مشهور اهل سنّت است. احتمالاً نقل این معجزات شگفت، با رویکردی جدلی به طبری نسبت داده شده است. حضور نامِ برخی دیگر از رجال عامه در این اسانید، مؤید این رویکرد است. قرائنی مانندِ زمان پریشی، درهم ریختگی طبقات، ناشناس و منفرد بودن بیشتر افراد نام برده، و عدم تناسب متن روایات با شخصیت راویان، اصالت این اسانید را با اشکال جدّی مواجه می سازد. از سوی دیگر متن بسیاری از این روایات نیز با داده های تاریخی یا گزاره های عقلی و اعتقادی در تضادّ است یا نشانه هایی ادبی بر ساختگی بودن آن یافت می شود.
امتیاز وحی تنزیلی (ماانزل) از وحی تبیینی(مانزل) و نقش آن در عدم تحریف قرآن (مبتنی بر آیات قرآن و روایات امامیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال سوم پاییز ۱۴۰۱شماره ۱ (پیاپی ۹)
128-146
حوزههای تخصصی:
تحریف قرآن کریم، موضوعی است که از قرون اولیه تا دوران معاصر بخصوص دوران پس از غیبت امام زمان همواره مطرح بوده است و یکی از موضوعات اصلی در علوم قرآن وعلم کلام به شمار می رود. در این زمینه تاکنون کتاب ها و تألیفات بسیاری نگاشته شده و همچنان نیز محل مناقشه بسیاری از علمای کلام و اهل حدیث و فرق گوناگون اسلام است. در متون روایی شیعه نیز روایاتی وجود دارد که برخی ازدانشمندان اسلامی از این گونه روایات تصور تحریف کرده اند. به نظر می رسد مهم ترین عاملی که می تواند به این مناقشات پایان دهد، استفاده از خود قرآن کریم در پاسخ گویی به این موضوع است. در این مقاله با استفاده از منابع کتابخانه ای و تحلیل واژگان در صدد تبیین "ماانزل" و "مانزل" در قرآن کریم هستیم که با استفاده از آن به اثبات موضوع عدم تحریف قرآن کریم پی خواهیم برد.از نتایج این مقاله این است که قدرت تبیین پیامبر به واسطه در اختیار داشتن مجموعه کامل علم قرآن است، که به صورت دفعی بر ایشان نازل شده است(ماانزل) «مانُزِّل» را تبیین می کند. همچنین به مناسب بحث واژه های تدبر وتبیین وتفسیر را نیز از نگاه قرآن می کاویم. اهل بیت نیز، علاوه بر اینکه وارث علوم نبوی هستند، به دلیل اینکه از طهارت مطلقه برخوردارند، به «کتاب مکنون» که اصل و حقیقت قرآن است دسترسی دارند،از این رو تیببن وتفسیر همانند پیامبر به ایشان هم واگذارشده است.
جستاری دررفتارشناسی متفاوت برخی از اصحاب امامیه با اهل بیت(ع) در چگونگی رفتار با مخالفان سیاسی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال بیست و سوم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۹۱)
59 - 86
حوزههای تخصصی:
یکی از مشکلات مهم امامان(ع) در عصر حضور، ظهور علویان تندرو و جدال و رقابت آنان با امامان شیعه بود؛ اختلافی که به انشعاب علویان به دو خاندان «حسنی» و «حسینی» و جدایی برخی از آنها از راه و رسم سیاسی و کلامی امامان شیعه(ع) و ظهور برخی فرقه های شیعی منجر شد. با وجود این، اختلاف در مواضع و اهداف سیاسی، تنها ویژه آن دسته از شیعیانی که به طور علنی راه خود را از امامان جدا و مخالفت علنی و عدم پذیرش امامت منصوص و مفترض الطاعه بودن آنها را اظهار کردند، نبود؛ بلکه در میان اصحاب خاص امامان و کسانی که در فرهنگ تشیع هیچ جریان خاص فرقه ای به نام آنان ثبت نشده نیز شواهدی بر اختلاف روش و منش سیاسی آنها با امامان در زمینه چگونگی رفتار با مخالفان سیاسی وجود دارد. نوشته پیش رو، با استناد به منابع تاریخی و رجالی و حدیثی، کوشیده است بر پایه ارائه مصادیقی از اختلاف روش و منش اصحاب شاخص امامان(ع)، به تبیین چرایی و چگونگی این تفاوت مواضع آنها با ائمه(ع) بپردازد و تأثیر آن را در تحلیل دانشوران شیعی از راه و رسم امامان(ع) نشان دهد.
عربی قرآنی، از خاستگاه های حجازی تا سنت های کلاسیک قرائت آن
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۳ مهر و آبان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۱۹۶)
81 - 100
حوزههای تخصصی:
این مقاله ترجمه ای است از فصل اول کتاب عربی قرآنی، اثر مارین فان پوتن که به تازگی منتشر شده است. این اثر دوره جدیدی را در مطالعات تاریخی زبان عربی آغاز می کند. نادرستی بسیاری از پیش فرضها در این کتاب نشان داده شده و نقص های بسیاری در آراء محققان عربی دان پیشین اصلاح شده است.
صراف، در نقد ترجمه کشاف
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۳ بهمن و اسفند ۱۴۰۱ شماره ۶ (پیاپی ۱۹۸)
233 - 247
حوزههای تخصصی:
ترجمه الکشاف ، اثر برادر بزرگوارمان جناب مسعود انصاری در چهار جلد، ترجمه ای است بسیار شیوا و روان، به ویژه که وی سابقه ترجمه قرآن کریم را نیز در کارنامه درخشان خویش دارند. مترجم محترم، نهایت تلاش خویش را به کار گرفته که در کارزار ترجمه کتاب گران سنگی همچون «کشاف»، کار زار نشود و تا آنجا که میسر است ترجمه ای درست و با رعایت امانت ارائه گردد. ساختاری که استاد در جمله بندی ها خویش به کار گرفته اند، ساختاری است فارسی و در چارچوب قوانین همین زبان و برخلاف نثر فارسی بسیاری از فضلا و شخصیت های مذهبی و روحانی ما که تنها بهره آن از فارسی بودن، الف و لام نداشتن واژه هاست.
باری نوشتار ایشان با وجود محاسن بسیار، همچون همه محصولات اندیشه بشری، خالی از نقص و عیب نیست و سخت نیازمند به نقد است. در نوشتار پیش رو ده اشتباه از این ترجمه به تفصیل بررسی شده است و در ضمن، اشاره ای کم رنگ نیز به اقسام اشتباهات مترجم و علل پیدایش آنها گردیده است.
نقد و معرفی کتاب قرآن در زمینه تاریخ دین و تاریخ جهان: آخرت شناسی و آپوکالیپتیک در سور ه های مکی میانی اثر ذیشان غفار
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۳ بهمن و اسفند ۱۴۰۱ شماره ۶ (پیاپی ۱۹۸)
249 - 259
حوزههای تخصصی:
کتاب قرآن در زمینه تاریخ دین و تاریخ جهان: آخرت شناسی و آپوکالیپتیک در سوره های مکی میانی به قلم ذیشان احمد غفار نمونه ای عالی از پژوهش تاریخی-انتقادی درباره قرآن است. در این یادداشت ضمن معرفی روش پژوهش این کتاب در زمینه قرآن پژوهی اروپایی، خلاصه ای از فصل های آن و نتایجش ارائه می شود. از نظر غفار، قرآن پاسخی دینی و ایدئولوژیک به محیط مسیحی و یهودی معاصر است.
Scientific Explanation of Hail Based on the Verse 43 of Surah al-Nūr from the Noble Qurʼan(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Hail is an atmospheric rainfall with a complex mechanism. The Greeks were among the pioneers of knowledge in ancient times and they termed “hail” as “frozen rain” (Anaximander) and “instant freezing of water and moisture” (Aristotle, n.d.). These two meanings are inconsistent with current scientific facts. The Noble Qurʼan is the most authentic text to encourage Muslim believers to think about creation and strengthen their faith in the eternal power of the Creator. For instance, the mechanism of hail falling has been expressed in the verse (Q.24:43) with specific and gradual indications. In this research, first, by library method, different explanations of this verse were obtained from valid interpretive sources and then, the scientific findings of meteorologists and climatologists on hail were extracted from reference scientific texts on atmospheric sciences. In the third stage and based on comparative method, the scientific rules were placed next to interpretations to test the novelty and degree of the allusions of this verse. We found that the stages of hail falling included:“invisible water vapor rises from the sea,” “water vapor ascends into the atmosphere,” “reaching the condensation stage,” “cloud formation,” “convergence of ascending currents,” “formation of cumulonimbus cloud,” “growth of hailstones during successive ascents and descents by adsorption and freezing of ice needles,” and finally “their fall down over ground” respectively. Meanwhile, the steps in the Noble Qurʼan are mentioned in verse (Q.24:43) in the following order:“clouds movement slowly,” “clouds convergence,” “clouds accumulation,” “the formation of mountain-like clouds,” and “hail falling from the clouds.” The results also showed that likening cumulonimbus cloud in the verse (Q.24:43) to “mountain” have four respects that were beyond the comprehension of the people at the time of the revelation of the Qurʼan. Nowadays, these features are known to stationary and satellite meteorological instruments. These four characteristics are “cloud layer temperature,” “their constituent phase,” “troughs and ridges inside the cloud” and “cloud height up to the tropopause.” Based on these four characteristics, the Noble Qurʼan considered the cloud of cumulonimbus as similar as “mountains.” Meteorologists divide any cumulonimbus cloud into three floors, including cold at the bottom, super-cold at the top and intermediate in the middle. We find these three floors in the same way in the high mountains. These floors are the current rivers (liquid phase), snow and ice reserves (solid phase) and in the middle region a combination of two liquid and solid phases, namely water and ice. Images from the cumulonimbus from above the atmosphere show dark and deep valleys and light and raised ridges. The fourth feature is to be said, none of the surface phenomena are as high as the mountains. Finally, meteorological findings show that it is the only cumulonimbus that rises from the ground to a height of 12,000 meters and more.