آریا طبیب زاده

آریا طبیب زاده

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۵ مورد از کل ۱۵ مورد.
۱.

یادداشت های لغوی و ادبی (6): «سنگ پشت کردیم ایشان را»! غلطی ترجمه ای در دستنویسی از ترجمه تفسیر طبری، و مَثَلِ «شدرستنا»

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ترجمه تفسیر طبری شدرسنا شدرستنا غلط ترجمه ای ترجمه قرآن ترجمه متون تفسیری فارسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
در این یادداشت به بررسی غلطی ترجمه ای در دستنویس ترجمه تفسیر طبری به شماره 22396 محفوظ در کتابخانه آستان قدس رضوی (حدوداً کتابت قرن هفتم ق.) پرداخته ایم. در این نسخه، عبارت قرآنی «کشفنا عنهم» در آیه 50 سوره زخرف، به صورتِ نادرستِ «سنگ پشت کردیم ایشان را» ترجمه شده است. به نظر می رسد که کاتبِ نسخه فعل «کشفنا» را از لغتِ فارسیِ «کَشَف» (= لاک پشت، سنگ پشت) مشتق دانسته و به جای صورت صحیحی چون «ببردیم/برداشتیم از ایشان» که در نسخه های دیگر دیده می شود، صورتِ عجیب و نادرست مذکور را در ترجمه آورده است. این نمونه را می توان قیاس کرد با حکایات یا لطیفه هایی در باب خطاهای کاتبان و قاریان قرآن که به سبب نداشتن دانش کافی در زبان عربی، بر پایه شباهت لفظ یا املای برخی لغات و ترکیبات قرآنی با واژه های فارسی، دچار خطاهای عجیبی شده اند. دو نمونه بسیار مشهور این حکایات، یکی تغییر لفظ قرآنی «شَغَلَتنا» (= ما را بازداشت) به لفظ مهملِ «شَدُرُستنا» توسط کاتب یا قاری ای است که گفته قرآن غَلَط ندارد، پس لفظ « غَلَت » (هم آوایِ «غلط») در «شغلتنا» را «دُرُست» کرده و از همین حکایت، مثلِ «شدرستنا کردن» در معنای غلط کردن صحیحی به قصد تصحیح سائر شده است. دومی هم حکایت قاری یا کاتبی است که عبارت قرآنی «خر موسی» (= موسی ع افتاد) را به «خر عیسی» گردانده؛ زیرا فعل عربی «خرّ» (= افتاد) را نشناخته و آن را با نام آن چهارپا در فارسی خلط کرده و گفته پیامبری که خر داشت عیسی ع بود نه موسی ع ، پس لفظ آیه را نیز تغییر داده تا به خیال خود آن را درست کند. ترجمه غلطِ «سنگ پشت کردیم ایشان را» در دستنویس ترجمه تفسیر طبری نه تنها نمونه ای نویافته از پدیده «شدرستنا» در متون قرآنی است، بلکه شاهدی متقن است برای وجود این نوع خطاها در دستنویس های قرآنی مکتوب به دست کاتبان ایرانی. به عبارت دیگر، حکایت «شدرستنا کردنِ» آن کاتب یا قاری گرچه ممکن است اغراق آمیز باشد، اما به کلی دور از حقیقت نیست و این گونه خطاها در متونِ قرآنیِ نوشته شده به دست کاتبان ایرانی از قدیم وجود داشته است.
۲.

میراث استاد موسی اسوار در ترجمه اشعار متنبی و غزلیات سعدی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۰
در این نوشتار به بررسی میراث استاد موسی اسوار در ترجمه قصاید متنبی و عربیات سعدی به فارسی پرداخته شده است.
۳.

یادداشت های لغوی و ادبی (4): درباره ریشه واژه مسلمان

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مسلمان مسلم مَشْلْمانا شلمانا سلمان فارسی اسلام متقدم سریانی آرامی عربی فارسی وام واژه های سریانی در فارسی بازپس گیری بازمناسب سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۷
بنده در این یادداشت، به اجمال، به نقد آراء رایج درباره ریشه واژه «مسلمان» پرداخته و پیشنهاد می کنم که این لغت برگردانی است از واژه سریانی «ܡܫܲܠܡܵܢ / ܡܫܲܠܡܵܢܵܐ (mšalmān / mšalmānā» به معنای «کامل، تام و تمام، بالغ و...»، و برخلاف قول مشهور از نام «سلمان فارسی» مشتق نشده و به معنای «گرویده به دین سلمان» نیست. در منابع سریانیِ قرون میانه، معمولا از لغت «ܡܲܫܠܡܵܢ / ܡܲܫܠܡܵܢܵܐ» (mašlmān / mašlmānā) برای اشاره به گروندگان به اسلام استفاده می شود که در اصل، اسم فاعل از ریشه سببی (نظیر باب اِفعال در عربی) و به معنی «خیانت کار» بوده، و پس از اسلام، برای نامیدن پیروان اسلام به کاررفته است (هم به دلیل شباهت لفظی اش با «مُسلم» عربی، و هم لابد به واسطه انگیزه های مذهبی در میان مسیحیان). اما شواهد اندکی نیز از به کارگیری یک لغت دیگر در متون سریانی برای اشاره به پیروان اسلام دیده شده، با همان املای «ܡܫܠܡܢܐ» اما با تلفظ «mšalmān / mšalmānā» که اسم فاعل از ریشه تشدیدی (نظیر باب تفعیل در عربی) و به معنای «کامل، تام و تمام، بالغ، انسان کامل و...» است. بنده استدلال می کنم که «مسلمان» در فارسی باید برگردانی از لغت دوم (یعنی «کامل و تام») باشد. سپس استدلال می کنم که «مسلمان» همانند «مزگت» و «گزیت» از جمله لغات دخیل از آرامی است که با ورود اسلام به ایران، برای اشاره به مفاهیم اسلامی ای به کاررفته که لفظشان در عربی با صورت آرامی هم ریشه است (یعنی مثلاً مسجد و جزیه و مسلم). در نهایت، پیشنهاد می دهم که احتمالاً هر دو لغت سریانی در معنای «خیانت کار» و «به کمال رسیده» در اوائل ورود اسلام به ایران برای اشاره به مسلمانان به کار می رفته که اولی را مسیحیان، خاصه حین اشاره به هم کیشان نومسلمان شده خود و جهت طرد آنها، و دومی را نومسلمانان حین اشاره به خود و جهت معارضه با مسیحیان هم کیش سابق خود، به کار می برده اند. بدین ترتیب، لغتی که بار مثبت داشته، با صورت «مُسَلمان»، به مرور و به عنوان معادلی برای «مسلم» به زبان فارسی وارد شده و در میان فارسی زبانانِ گرویده به اسلام رواج پیدا کرده است. این پدیده را می توان با پدیده زبان شناختی «reappropriation» یا «reclamation» (بازمناسب سازی یا بازپس گیری) مقایسه کرد که در طی آن، واژه ای که سابقاً برای تحقیر گروهی استفاده می شده، بعداً توسط خود آن گروه برای اشاره به خود، اما این بار با بار معنایی مثبت به کار می رود و درواقع، آن واژه توسط آن گروه «بازپس گرفته» می شود؛ با این تفاوت که در این جا لغتی لفظاً شبیه به لغتِ منفی اما با بار معنایی مثبت، جهت معارضه با گروه تحقیرکننده به کار رفته است. باید توجه کرد که پیش از این، محمد قزوینی با فراست تمام، براساس گزارشی در العقد الفرید مبنی بر استفاده عرب ها از لفظ «المسلمانی» برای اشاره تحقیرآمیز به ایرانیان گرویده به اسلام، نتیجه گرفته بود که «مسلمان» در ابتدا باید لفظی موهن (pejorative) بوده باشد اما به مرور معنای موهن آن فراموش و به صورت مترادفی برای «مسلم» به کار رفته است (قزوینی 1388، 7/87)؛ اما بنده استدلال می کنم که «مسلمانی» در العقد الفرید که تلفظش «مَسْلَمانی» است، اسم منسوبی است ساخته شده از «مَشْلْمانا» (= خائن) در سریانی با بار معنایی منفی که برخی اعراب آن را به تقلید از مسیحیان و با انگیزه های نژادپرستانه، جهت تحقیر ایرانیان گرویده به اسلام به کار برده اند؛ در حالیکه «مُسلمان» در فارسی برگردانی است از لفظِ سریانی «مشَلْمانا» (= کامل، مرد کامل) که ایرانیانِ گرویده به اسلام آن را برای مقابله با تحقیرشان توسط مسیحیان [و احتمالا همچنین عرب ها} استفاده کرده اند. بنابراین، یادداشت حاضر، بحثی است در تأیید و تکمیل نظر قزوینی.  بنده تفصیل و توضیح بسیاری از غوامض بحث را در مقاله ای مفصل تر آورده ام و از ذکر آنها در اینجا پرهیز کرده ام (Arya Tabibzadeh forthcoming).  
۴.

یادداشت های لغوی و ادبی (5) نکاتی درباره فارسیات ابونواس

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فارسیات ابونواس فارسیات ابونواس شعر عربی شعر فارسی فارسی در عربی تاریخ زبان فارسی زبان شناسی تاریخی زبان شناسی تاریخی فارسی زبان شناسی تاریخی عربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۲
در این یادداشت که برگرفته از رساله کارشناسی ارشد اینجانب (طبیب زاده، 1404) است، به بررسی منشأ اصطلاح «فارسیات» (یعنی متون عربی ای که در آنها از عناصر واژگانی فارسی و برخی زبان های ایرانی دیگر جهت برجسته سازی در متن استفاده می شود) پرداخته ام و نکاتی را پیرامون فارسیات منظوم طرح کرده ام. در بخش اول یادداشت، بحث می کنم که استفاده از لفظ «فارسیه/ فارسیات» برای اشاره به متونی که در آنها عناصر واژگانی فارسی و برخی زبان های ایرانی دیگر چون فارسی میانه و سغدی در ضمن عبارات عربی درج شده، در متون قدیم عربی و فارسی شاهد ندارد و اصطلاح مذکور بسیار متأخر است. به باور نگارنده، این اصطلاح را نخستین بار مجتبی مینوی (1333) وضع کرد و پس از او آن چنان در تحقیقات محققان ایرانی و غربی درباره ابونواس جاافتاد که منشأ آن فراموش شد؛ به گونه ای که گویی که این اصطلاح از زمان خود ابونواس در عربی رایج بوده است. همچنین براساس تقریرات استاد علی اشرف صادقی، تصریح می کنیم که در فارسیات، عناصر واژگانیِ آمیخته به عبارات عربی صرفاً ریشه «فارسی» (به معنی «فارسی دری») ندارد و در این متون، لغاتی از زبان های ایرانی دیگر همچون پهلوی و سغدی نیز درج شده است؛ بنابراین «فارسیات» یعنی متون عربی آمیخته به عناصر واژگانی مأخوذ از زبان ایرانیان (گفتنی است که در متون عربی کهن و متونِ فارسیِ متأثر از آن منابع عربی نیز، لفظ «فارسیه» می تواند دلالت به مطلقِ زبان ایرانیان داشته باشد و لزوماً به معنای فارسی دری نیست). به عبارت دیگر، می توان گفت که «فارسیات» را باید به معنای «ایرانیات» دانست که البته لفظ اخیر، افزون بر ویژگی زبان شناختی این اشعار، اغراض و مضامین آنها را هم به روشنی بیان می کند. در بخش دوم یادداشت، به بررسی انواع فارسیات منظوم پرداخته ام و انطباق این نوع در شعر عربی و نیز برخی نمونه های مشابه در ادب فارسی را با مفهومِ جهانی شعر آمیخته یا شعر ماکارونی (macaronic poetry) نشان می دهم؛ همچنین از برخی اغراضِ شاعرانِ فارسیه سرا در سرودن این نوع شعر و برخی فواید این اشعار در مطالعات تاریخ زبان و فرهنگ ایرانی بحث می کنم. نگارنده امیدوار است بتواند بحث حاضر را در شماره های آتی پی بگیرد و متن مصحَّح برخی فارسیات نویافته و مهمِ ابونواس را به همراه توضیحاتی درباره آنها، از رساله کارشناسی ارشد خود استخراج و ارائه کند.
۵.

پاسخی به یادداشت «نگاهی به دو مقاله از مجلات فرهنگستان زبان و ادب فارسی در باب خاقانی شروانی»

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۷۴
در شماره 207 مجله آینه پژوهش، آقای دکتر سعید مهدوی فر در یادداشتی به نقد دو مقاله پرداخته اند که در مجله «فرهنگ نویسی» و «نامه فرهنگستان» منتشر شده است. یادداشت حاضر پاسخی است به نقد ایشان درباره مقاله دوم («درباره بیتی از طغرایی اصفهانی در منشآت خاقانی»).
۶.

یادداشت های لغوی و ادبی (1)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: خاقانی گرجی ترسائیه سه تار ستاره

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۱۹۱
در این یادداشت به بررسی دو نکته مورد اختلاف میان محققان در اشعار خاقانی شروانی می پردازم؛ نخست درباره ترکیب «خط ترسا» در مطلع قصیده ترسائیه خاقانی، ابتدا به نقد نظرات شارحان و محققان درباره این ترکیب پرداخته و سپس استدلال می کنم که این ترکیب نه به الفباهای یونانی، لاتین، ارمنی و سریانی، بلکه به الفبای گرجی اشاره دارد. نکته دوم مربوط به اختلاف نسخه ها و شارحان بر سر ضبط و معنای کلمه «ستاره» یا «سه تار» در بیتی از خاقانی است. به نظر بنده ضبط «سه تار» به معنای ساز مشهورِ سه سیم شبیه به تنبور که در تصحیح ضیاءالدین سجادی و اکثر شروح آمده ناصحیح بوده، خاقانی نام این ساز را همواره به صورت «سه تا» به کار برده و در بیت مورد بحث هم، ضبط صحیح کلمه «ستاره» به معنای پرده است.
۷.

یادداشت های لغوی و ادبی (3): «به دوری عیسی از پیوندِ ایشا» (مروری بر نظرات شارحان ومحققان درباره بیتی از خاقانی)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: خاقانی ترسائیه ایشا عیشا نسب نامه عیسی در انجیل های متی و لوقا فرهنگ های فارسی در شبه قاره فرهنگ نویسی عبری عبری در فارسی زبان لوترائی ابونواس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۴۱
در یادداشت حاضر به بحث، نقد و تکمیل نظرات مطرح شده درباره بیتی از قصیده ترسائیه خاقانی می پردازم؛ یعنی بیت «به پاکی مریم از تزویج یوسف / به دوری عیسی از پیوند ایشا/اشیا/عیشا». آخرین واژه بیت در نسخه ها عموماً به صورت «عیشا» و «اشیا» ضبط شده، و شارحان نیز در توضیح آن اختلاف کرده اند. بنده ضمن تایید دلایل اکبر حیدریان و سید جواد مرتضایی (1396)، استدلال می کنم که هر دو ضبط «عیشا» و «اشیا»، صورت هایی محرَّف و مصحَّف از «ایشا» بوده، و تفسیر و شرح بسیاری از شارحان و محققان نیز برای هر دو ضبط از قبیل «تعلقات دنیوی»، «رَحِم»، «علقه» (ترکیب منی و خون در رحم)، «صورت مبدل از ایشوع یا یشوع به معنای شبه عیسی که بر دار شد» و «نام زنی که مسیح (ع) را به ارتباط با او متهم می کرده اند»، مستند یا مستدل نیست. همچنین نشان می دهم که کهن ترین شواهد ضبط «عیشا» متعلق به قرن نهم ق. بوده و لغت نامه های فارسی پدیدآمده در شبه قاره هند نقش بسیاری در اشاعه و ترویج این ضبط داشته اند. در قدم بعد، با بررسی شروح و فرهنگ نامه های تألیف شده در هند استدلال می کنم که «عیشا» در فرهنگ ها، لغتی ساختگی و به نظر بنده حاصل تحریف ضبط اصیل «ایشا» است. سپس بحث می کنم که در میان نظرات طرح شده درمورد این لغت، نظر حیدریان و مرتضایی (1396) مبتنی بر شواهد و استدلالات قانع کننده ایست که ایشا را نام پدر داود (ع) و برپایه شجره نامه های مذکور در انجیل لوقا،جدّ یوسف نجار می دانند. در تفسیر آنان از بیت، خاقانی در مصراع اول بیت، مریم (ع) را از هم بستری با یوسف نجار - و در نتیجه، عیسی (ع) را از داشتن رابطه بنوت با یوسف- بری می داند و در مصراع دوم، در ادامه همان مطلب مصراع اول، نافیِ وجود پیوند نَسَبی بین مسیح (ع) و ایشا  - پدر داود (ع) و جدّ یوسف نجار- می شود (یعنی همان رابطه نسبی که در انجیل ها آمده است)؛ به عبارت دیگر، نفی نسب بنوت بین عیسی و یوسف نجار متضمن نفی وجود ارتباط نسبی بین عیسی و «ایشا» یا پدر داود خواهد بود).  نظر حیدریان و مرتضایی به رغم اینکه از همه آراء طرح شده در باب این بیت، مستدل تر و مستندتر بوده، اما به دلیل آشفتگی و اطناب ممل در بیان مطلب، موردتوجه اهل فن قرار نگرفته است. در نهایت، ضمن محتمل دانستن نظر حیدریان و مرتضایی، بنده نیز به عنوان امکانی دیگر برای تفسیر بیت، پیشنهاد می کنم که «ایشا» شاید برگردانی باشد از لغت «אִשָּׁה» (ʔiššā) در عبری توراتی، در معنای زن (و خاصه همسر و جفت). بدین ترتیب، معنای محصلِ مصراع می شود «سوگند به برائت عیسی (ع) از پیوند با هر زن و جفت».  
۸.

یادداشت های لغوی و ادبی (2) درباره معیار الاشعار الشمسیة، رساله ای عروضی از حسام الدین خویی

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: معیار الاشعار الشمسیه حسام خویی عروض فارسی شمس قیس خواجه نصیر ابوالحسن نجفی اتانین تقطیع اتانینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۶۷
در این یادداشت به معرفی رساله ای عروضی از حسام الدین خویی با عنوان معیار الاشعار الشمسیه می پردازم که ویژگی های مهمی در تبیین و طبقه بندی اوزان شعر، متفاوت با سنت شمس قیس و خواجه نصیر، دارد.  در ضمن بحث شواهدی از کاربرد اتانین در تبیین وزن شعر در منابع مختلف از جمله رسالات موسیقی، اشعار و منابع عروضی ارائه کرده ام و نشان داده ام که تقطیع اتانینی سنتی بسیار کهن نزد موسیقیدانان بوده و نشانه های آن را در رسالات عروضی متعلق به سنت های غیر از سنت شمس قیس و خواجه نصیر نیز مشاهده کرد.
۹.

حمیدرضا دالوند، سنت زردشتی در روزگار اسلامی؛ ج 1: تاریخ و سنت زردشتی؛ ج2: متون فارسی زردشتی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی، 1399(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سنت زردشتی در روزگار اسلامی تاریخ و سنت زردشتی متون فارسی زردشتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۸۷
تاریخ و سنت زردشتی و متون فارسی زردشتی عنوان های دو مجلد نخست از مجموعه «سنت زرتشتی در روزگار اسلامی» است که هدف آن بررسی تاریخ کیش زرتشتی و جامعه مؤمنان آن، الگوهای مهاجرت های زرتشتیان و کانون های زرتشتی، شناخت حلقه ها و هیربدستان های پدیدآورنده متون و مفاهیم دینی و متولی شریعت رایج و نیز برشمردن، طبقه بندی، احیا، تحلیل و تفسیر میراث مکتوب زرتشتیان ایران در دوره اسلامی است (1: 5). مؤلف در جلد اول برای نخستین بار چارچوبی برای مطالعه کانون های تولید متون زرتشتی و مراکز دینی کیش زرتشتی در دوره اسلامی ایران و روابط این کانون ها با هم و نیز با جامعه پارسیان هند ارائه کرده است (همان: 6 و 7). در جلد دوم، یعنی متون فارسی زردشتی، به طور مفصل به معرفی متون فارسی زرتشتی پرداخته شده که پیش از آن کلیاتی درباره آن ها در جلد نخست آمده بود (1: 137-204). این مجلد را می توان جامع ترین فهرست موجود از آثار فارسی زرتشتی اعم از منابع خطی و چاپی در کتابخانه ها و مجموعه های ایران و هند و سایر کتابخانه های جهان دانست.
۱۰.

عربی قرآنی، از خاستگاه های حجازی تا سنت های کلاسیک قرائت آن

کلیدواژه‌ها: عربی عربی قرآنی زبانشناسی تاریخی عربی کلاسیک عربیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۰ تعداد دانلود : ۲۹۸
این مقاله ترجمه ای است از فصل اول کتاب عربی قرآنی، اثر مارین فان پوتن که به تازگی منتشر شده است. این اثر دوره جدیدی را در مطالعات تاریخی زبان عربی آغاز می کند. نادرستی بسیاری از پیش فرضها در این کتاب نشان داده شده و نقص های بسیاری در آراء محققان عربی دان پیشین اصلاح شده است. 
۱۱.

اماله پایانی در کلمات دخیل عربی در متون کهن فارسی

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: عربی فتوحات عربی کلاسیک عربی در فارسی برخورد زبانی اماله

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۳۱۰
در این مقاله با بررسی شواهدی از اماله پایانی (ساده سازی توالی عربی آغازینی *ayV به ē در پایان کلمه) در کلمات عربی دخیل در متون کهن فارسی، و مقایسه آن ها با برخی گویش های تاریخی عربی نشان می دهیم که اماله پایانی در این شواهد نشان دهنده ویژگی گویشی عربی، غیر عربی کلاسیک، موسوم به «عربی فتوحات اسلامی» است. ما به پیروی از تحقیقات احمد الجلاد (Al-Jallad 2017; 2020) و مارین فان پوتن (Marijn van Putten 2021) که به ترتیب گویش عربی فتوحات شام و مصر را بررسی کرده اند، «عربی فتوحات» واردشده به ایران را «شاخه ایرانی عربی فتوحات» نامیده ایم و سعی کرده ایم که جایگاه آن را از منظر «اماله پایانی» در بین گویش های تاریخی عربی مشخص کنیم. در نهایت نشان داده ایم که گویش عربی فتوحات ایران در زمینه اماله پایانی شباهت بسیار زیادی با گویش فتوحاتی شام و مصر دارد، هرچند براساس شواهدی از اشعار کهن و نیز گزارش سیبویه از گویش های عربی به نظر میرسد گونه هایی از شاخه ایرانی عربی فتوحات، رفتاری کهن گرا داشته اند و به جای اماله پایانی، توالی عربی آغازینی *ayV را به صورت مصوت مرکبِ «ay» حفظ کرده اند.
۱۲.

نقد کتاب کتیبه های پهلوی ساسانی عصر خسرو انوشیروان در دربند قفقاز (داغستان)، سیروس نصراله زاده، انتشارات فروهر، چاپ اول: ۱۴۰۲، 117 صفحه.(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فارسی میانه ساسانی خط پهلوی کتیبه های دربند هزوارش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۰ تعداد دانلود : ۲۵۳
کتاب حاضر تک نگاری ای است دربارهٔ ۳۵ کتیبهٔ فارسی میانهٔ ساسانی به خط پهلوی که بر سد دفاعی «دربند» در جمهوری داغستان کنونی نگاشته شده است. همانطور که در مقدمهٔ کتاب (ص ۷) تصریح شده است، عمدهٔ مطالب این کتاب پیش تر در کتاب ارزشمند دیگری از نویسنده، یعنی کتیبه های خصوصی فارسی میانه ساسانی و پساساسانی طرح شده است (ر.ک نصراله زاده ۱۳۹۸، ۱/ ۱۹۹-۲۲۸)[1]؛ بااین حال، چاپ آن مطالب به صورت کتابی مستقل ضروری بوده است، هم به دلیل کم یاب شدنِ کتابِ کتیبه های خصوصی و مهم تر از آن، به دلیل ضرورت چاپ چنین اثری در برههٔ کنونی که هویت ایرانی مورد هجمه های بسیار قرار گرفته است. گفتنی است که کتابِ حاضر افزون بر کتیبه هایی که در کتیبه های خصوصی از «دربند» معرفی شده، به خوانش و تحلیل سه کتیبهٔ دیگر نیز پرداخته است (یعنی کتیبه های ۳۳-۳۵؛ ص ۸۹-۹۶).
۱۳.

نه به اشتر بر سوارم (درباره ی وزن شعری در گلستان سعدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سعدی عروض عربی عروض فارسی گلستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰۰ تعداد دانلود : ۷۶۳
در یکی از حکایات گلستان سعدی، دو بیت وجود دارد که از نظر عروضی مبهم بوده و نظرات متعددی درباره آن مطرح شده است.: نه به اشتر بر سوارم نه چو اشتر زیر بارم نه خداوند رعیت نه غلام شهریارم غم موجود و پریشانی معدوم ندارم نفسی می زنم آسوده و عمری می گذارم (سعدی، 1392: 92) مصاریع این دوبیت از نظر وزنی شبیه نیست. این امر سبب شده است تا دو بیت فوق از حیث وزن، وضعیت بسیار پیچیده ای به خود بگیرند و همواره مورد بحث و اختلاف نظر باشند. به نظر نگارنده، سعدی دو بیت فوق را بر اساس قواعد عروض عرب سروده است، و غفلت از همین نکته باعث بروز اختلاف نظر در بین محققان درمورد وزن دو بیت شده است. در این مقاله ابتدا ضبط-های مختلف و سپس آراءِ شارحان را درباره این دو بیت معرفی و نقد کرده ایم، و سپس نظر خود را شرح داده ایم دال بر اینکه دو بیت فوق براساس عروض عرب سروده شده است، همچنین صورت پیشنهادی خود را که در آن چینش مصاریع مطابق با عروض عرب است، ارائه می کنیم.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان