زمینه های اجتماعی وقوع حادثه عاشورا در سه بُعد و ساحت شخصیتی، حاکمیتی و جامعه شناسی قابل بررسی است. در ساحت شخصیتی، شخصیت معاویه و یزید در وقوع حادثه کربلا اثرگذار است. راه کار مقابله با این رفتار شخصیتی، امر به معروف و نهی از منکر است. در ساحت حاکمیتی، معاویه به وسیله کادرسازی و تلاش برای ولیعهدی یزید در وقوع عاشورا نقش داشت. از نظر امام(ع) راه کار مقابله با آن تشکیل حکومت اسلامی، قیام و عدم سکوت در برابر یزید است. در ساحت جامعه شناسی، به عوامل مهمی همچون رفتار اجتماعی حاکمان اموی، دنیاطلبی و عدم حمایت کوفیان از امام(ع) می توان اشاره کرد. راه کار امام حسین(ع) در این مورد بصیرت بخشی و اصلاح امور امت است.
کانت ولا تزال مراسم العزاء فی شهر محرم شعیره من الشعائر الشیعیّه، وتحتلّ مکانهً مهمّهً عبر التاریخ الشیعیّ، ویمکن القول إنّها رمز یمثّل وجهه الشیعه کمذهب أتباع أهل البیت علیهم السلام. تتناول هذه المقاله، بطریقهٍ وصفیّهٍ تحلیلیّهٍ، تاریخ تطوّر مراسم العزاء فی أیّام محرّم الحرام، وبحسب نتائج هذا البحث، فإنّ مبدأ العزاء فی محرّم متجذّر فی سیره أهل البیت علیهم السلام؛ حیث أکّد علیه الأئمّه علیهم السلام أیّما تأکید، لکن قد طرأت على مرّ التاریخ، تغیّرات کثیره فی مراسم العزاء کمًّا وکیفًا، وتعود معظم هذه التغییرات إلى العصر الصفوی فما بعد، ویمکن اعتبار بعض هذه التطوّرات مشروعه بناءً علی الأحادیث وسنّه الأئمّه التی تدلّ علی شرعیّتها، لکن بعضها قد تعرّض لانتقادات من قبل علماء الشیعه بشکلٍ أو بآخر، وقد أصبحت تعزیه محرّم تدریجیًّا من أهمّ الشعائر الشیعیّه على مرّ التاریخ، وهی تقام الیوم فی الأماکن العامّه، فضلًا عن إقامتها فی الأماکن الخاصّه والبیوت.
إنَّ إقامه العزاء علی الإمام الحسین علیه السلام له تاریخٌ طویلٌ وماضٍ عریقٌ لدی محبّی أهل البیت علیهم السلام، وقد أخذ دورًا متّسع النطاق فی ظلّ عنایه الدوله الصفویّه؛ حیث انتشرت ثقافه العزاء الحسینی فی إیران ودول إسلامیّه مختلفه، إنَّ تحلیل أشکال العزاء عند الشیعه الإمامیّه له أهمّیّه خاصّه فی التاریخ الاجتماعیّ للشیعه وهکذا من منظور التحلیل التاریخیّ، وأمّا إشکالیّه البحث فهی تحلیل أشکال العزاء بشکلٍ عامٍّ لدی الشیعه الإمامیّه فی مختلف المناطق، وقد أُجری هذا البحث بدافع معرفه کیفیّه تعازی الشیعه الإمامیّه فی مختلف بلدان العالم الإسلامیّ من العصر الصفویّ إلى عصرنا الراهن، ولتحقیق هذا الهدف تمّ شرح أشکال التعزیه الحسینیّه فی شتّی المجتمعات عن طریق جمع البیانات من المکتبات والمنهج الوصفیّ التحلیلیّ، وقد نتج هذا البحث عن شرح عادات الشیعه الإمامیّه وآدابهم فی مأتم أبی عبد الله الحسین علیه السلام حسب کلٍّ من المجتمعات الإسلامیّه؛ فإنَّ قاطبه الشیعه الإمامیّه فی مناطق جغرافیّه مختلفه ینعون الإمام الحسین علیه السلام فی أیّام عاشوراء، لکن طریقه النعی وعادات الشیعه تختلف من بلدٍ إلی آخر، بل وإنَّ أشکال العزاء لدیهم تختلف باختلاف أسلوب حیاتهم أیضًا.
پرورش اخلاقی مسلمانان یکی از اهداف اساسی آموزه های قرآنی و حدیثی است. استخراج این آموزه ها و تبیین آن ها به صورت روشمند در قالب اصول و روش های تربیت اخلاقی، زمینه آگاهی از نظام اخلاقی در اسلام را فراهم می آورد. در میان روایات ائمه(ع) و روایات به جای مانده از امام رضا(ع)، گزاره ها و گزارش های فراوانی در موضوع اخلاق وجود دارد. این پژوهش، به روش توصیفی تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است که اصول و روش های تربیت اخلاقی در روایات امام رضا (ع) کدام است؟ برای پاسخ به پرسش تحقیق، احادیث ایشان استخراج و دسته بندی و تحلیل شد. یافته های تحقیق حاکی است که اصول تربیت اخلاقی عبارت است از: تغییر رفتارهای ظاهری، تحول باطن، مداومت و محافظت بر عمل، اصلاح شرایط، مسئولیت، آراستگی، فضل، عدل، عزت و تعقل. تحقق این اصول، روش هایی مانند تلقین به نفس، تحمیل به نفس، اعطای بینش، دعوت به ایمان، فریضه سازی، محاسبه نفس، زمینه سازی، تغییر موقعیت، اسوه سازی، مواجهه با نتایج اعمال، تحریک ایمان، ابتلا، آراستن ظاهر، آراستن سخن، توبه، تبشیر، مبالغه در پاداش، تکلیف به قدر وسع، انذار، مجازات به قدر خطا، تغافل، تزکیه، تعلیم حکمت به عنوان روش های دفع و درمان رذایل شناسایی شده است.
اعتقاد به امامت منصوص و بلافصل امیرالمؤمنینG به عنوان شاخصه اصلی اعتقاد امامیه به شمار می رود و عالمان امامیه از دیرباز به تثبیت آن از مسیر تفسیر آیات توجه داشته اند. مسئله اصلی این پژوهش تحلیل و بررسی رویکرد شیخ طوسی در تفسیر آیات امامت و ولایت است که با مقایسه تفسیر شیخ با تفسیر همفکران وی در مکتب کلامی امامیه بغداد همچون سید مرتضی و شیخ مفید و نیز روش تفسیری سابق مفسران امامیه همچون قمی و عیاشی انجام پذیرفته است. برای رسیدن به این هدف با روش تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای، همه آثار شیخ مطالعه و تفسیر وی از این آیات از جهاتی همچون جایگاه روایت در تعیین مراد از آیات، رویکرد تأویلی مبتنی بر روایات، نگاه تقریبی در استدلال ها و جایگاه اقوال مفسران در تفسیر شیخ تحلیل شده است. تفسیر شیخ طوسی از آیات ولایت و امامت را می توان تفسیری اجتهادی مبتنی بر فهم عقلایی از کلام وحی و با لحاظ تراث روایی امامیه و امتداد مکتب تفسیری امامیه بغداد دانست که با توجه به جایگاه ویژه موضوع امامت در مرزبندی مذاهب اسلامی تلاش دارد تا با رویکردی تعاملی در عین دفاع از مبانی قرآنی اندیشه امامت و لزوم نص برای تعیین ولی، زمینه طرح دیدگاه تفسیری شیعه و ارائه مبانی قرآنی امامیه در موضوع امامت را در محیط فکری جامعه اسلامی آن دوران فراهم کند.
عصمت انبیاء الهی از جمله مهم ترین و کلان ترین مباحث کلامی است که متکلمان فریقین نسبت به ماهیت، منشأ، مبانی، ادله و گستره آن نظریات مختلفی مطرح نموده اند. از این میان، مبحث گستره عصمت انبیاء از منظر قرآن کریم، بحثی بنیادین و دراز دامن بوده که به تعدد مکاتب کلامی، آراء و انظار مختلفی بیان شده است. در این میان متکلمان امامیه قلمرو عصمت را حداکثری دانسته و سایر مکاتب مراتب مختلفی را برای آن ذکر نموده اند. از معدود متکلمان اهل سنت ابومنصور ماتریدی است که هم کلام و هم رأی با شیعه امامیه بوده و گستره عصمت را از تلقی، حفظ، ابلاغ وحی، دوری از معاصی و جلب طاعات فراتر دانسته و آن را در حوزه نسیان و خطا نیز ساری و جاری می داند. اگرچه طرفداران مکتب ماتریدیه نگاه او را ذکر نکرده و رأی دیگری را برگزیدند، اما این دیدگاه از درون استنباط های تفسیری او قابل مشاهده است. این پژوهش با روش توصیفی، تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، آرای ابومنصور ماتریدی پیرامون آیات موهم تنافی عصمت انبیاء در قرآن کریم را به صورت کامل استقصاء نموده و توجیه ماتریدی در زمینه رفع این تناقض را گردآورده و ضمن بررسی آن، دیدگاه قلمرو حداکثری عصمت انبیاء الهی از دیدگاه ماتریدی را اثبات می نماید.
«اختیار» به معنایى که انسان به نظر ساده و سطحى مى پذیرد، تحقق ندارد. عوامل بسیاری- آگاهانه و ناآگاهانه- در تحقق فعل خارجی دخیل هستند. در پژوهش حاضر با روش تحلیلی، منطقی به دیدگاه علامه طباطبایی(ره) پرداخته می شود که چه مراحلی را در بروز رفتار بیرونی فرد ترسیم نموده و کدام دلیل درونی یا بیرونی را سبب جهت دهی رفتار فرد معرفی می کند. لازمه پاسخ به این پرسش بررسی مبادی فعل و عوامل انگیزشی مؤثر بر آن مبادی است که جمعاً مراحل فعل را شکل می دهند. با غور در آثار علامه و تحلیل بیانات ایشان فهمیده می شود که هر فعلی مسبوق به یک سری مبادی درونی و بیرونی از سنخ ادراکی، تحریکی است که طی چند مرحله(9 مرحله درونی و دو مرحله بیرونی) به وقوع فعل می انجامد. عوامل درونی عبارت اند از: قوای نفس، علل غایی، گرایش ها، ادراکات، شوق، اراده، قوه عامله، عمل و ملکات نفسانی. علاوه بر این، محیط بیرونی و بعث و هدایت های الهی نیز در نوع عمل و انگیزش فعل دخیل هستند. این مبادی و لایه ها با فعل محقق در خارج تأثیر دوسویه به مثابه قوس صعود و نزول داشته و تأثیر مستقیمی بر فهم معنای اختیار، ملاک فعل اختیاری و دامنه آن دارد.
«الهیات کمال» رویکردی است که با تکیه بر تعریف خدا به موجودی که در تمام جنبه ها کامل است، به تفسیر مفهوم خدا و تحلیل صفات او می پردازد. آنسلم نخستین کسی است که تحلیلی نظام مند از مفهومِ موجود کامل ارائه می دهد. از آنجا که مباحث بعدیِ فیلسوفان واکنشی به نظرات اوست، لذا تبیین آراء وی اهمیت خاصی دارد. در این مقاله بر اساس روش توصیفی، تحلیلی به این پرسش پرداخته می شود که بر اساس دیدگاه آنسلم، چه قواعدی را می توان برای شناخت تفصیلیِ موجود کامل و همچنین استخراج صفات الهی به کار گرفت. هدف این مقاله تبیین نقاط ضعف و قوت دیدگاه آنسلم است. در مجموع می توان پنج قانون کلی را از عبارات آنسلم استخراج کرد؛ او ابتدا سعی می کند بر پایه مقایسه میان موجودات جهان به این هدف برسد. مهم ترین نقد این شیوه آن است که نمی تواند مهم ترین هدف الهیات کمال، یعنی استخراج صفات الهی را به درستی تأمین کند. آنسلم در موضعی دیگر، مقایسه میان وضعیت های مختلفِ یک موجود را محور کار قرار می دهد. او در آثار بعدی اش همین شیوه را دنبال می کند و در نهایت به این نتیجه می رسد که چون خداوند در بالاترین وضعیتِ قابل تصور قرار دارد، بنابراین هر امر قابل تصوری را که اتصاف به آن بهتر از عدم اتصاف به آن است، باید دارا باشد. می توان قاعده نهایی آنسلم را پس از انجام اصلاحاتی، قابل دفاع دانست؛ به این صورت که با اضافه کردن قیودی، امکان تعارض بین صفاتی را که خداوند می تواند در نظر ابتدایی داشته باشد، لحاظ گردد.
یکی از مبانی مهم اعتقادی مشترک مسلمانان عصمت پیامبر` است که در خصوص چگونگی و محدوه زمانی آن نظرات مختلفی مطرح شده است. ملاصدرا در تبیین عصمت، نگاه جامعی دارد که به رغم اختلافات ظاهری در بیانات گوناگون وی می توان همه عبارات وی را به اثربخشی معرفت در ماهیت عصمت ارجاع داد. وی، «وحی» و «عصمت» را هم پیوند دانسته که در فرایند تبیین و اثربخشی معرفت امکان پذیر است. پدیده وحی بالاترین مرتبه کشف معنوی است و این مرتبه پیامبر` را از هرگونه خطا مصون می سازد. وی همچنین زمینه عصمت نبی در دریافت و ابلاغ وحی را با تبیین ویژگی های وجودی انسان کامل پاسخ می دهد. بر این اساس، فرشتگان الهی به لحاظ مرتبه وجودی پایین تر از انسان کامل قرار دارند. درباره محدوده زمانی عصمت، معتقد به عصمت انبیا قبل و بعد از نبوت است، اگرچه این امکان وجود دارد که نفس نبی در کودکی به درجه نبوت نرسیده باشد اما «روح القدس» که به مرتبه ای از نفس نبی تعلق دارد، در دوران کودکی نیز وی را از انجام گناه باز می دارد. این جستار به تحلیل اثربخشی معرفت در پیوند وحی و عصمت در نگاه ملاصدرا پرداخته است.
عقل و خرد به عنوان بزرگ ترین موهبت الهی، به صورت کلّی بر همه ی فعالیت های حیاتی انسان چون فهمیدن، دانستن و همچنین داوری های اخلاقی نظارت دارد. همچنین از جمله عواملی است که نه تنها انسان را قادر به ایجاد ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی عقلانی می کند، بلکه به کمک آن می توان با ایجاد قوانین کارآمد، نظم و عدالت اجتماعی را برقرار کرد. کثرت تأکیدات اسلام بر مقوله عقل در قالب آیات، روایات و نیز سیره عملی پیشوایان دین پرده از اهمیت عقل و نیز تفکر و عمل عقلانی در اسلام بر می دارد. نظر به این مهم، متفکران متعدد مسلمان از زوایای مختلف به مقوله عقل پرداختند که از جمله آنها محمد بن زکریای رازی دانشمند برجسته سده سوم و اوایل چهارم هجری است. تأمل در بحث عقل از منظر زکریای رازی پرسش های بنیادینی را فرا روی پژوهشگر قرار می دهد از جمله با عنایت به جایگاه عقلانیت در اسلام، راهکار رازی برای فایده مندی و تحقق عملی آن در پیشیرد تمدن اسلامی چیست؟ رویکرد رازی به انواع صورتبندی های عقل و در نهایت کارکرد و جایگاه آنها در شناخت و معرفت چیست؟ این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی موضوع پرداخته و یافته های آن حاکی از کوشش زکریا رازی برای اشاعه و کاربست صورت بندی های عقل استدلالی، عقلانیت انتقادی و عقل خود بنیاد در تمدن اسلامی بود. مبارزه با جریان های عقل ستیزی که در مواردی تحت عنوان زهد و کناره گیری یا بی توجهی به دنیا از عقلانیت اسلام فاصله گرفته بودند، از دیگر اقدامات بسیار مهم او به حساب می آید.
سازمان کنفرانس اسلامی (تأسیس 1969 م/1348 ش) که در سال 2011 م/ 1390 ش به سازمان همکاری اسلامی تغییر نام داد، بیش از آن که در عرصه فرهنگی-تمدنی به فعالیت بپردازد، به یک سازمان سیاسی تبدیل شد اما با عنایت به ماهیت و سابقه فرهنگی-تمدنی کشورهای اسلامی عضو سازمان و ضرورت روز افزون اقدامات غیرسیاسیِ سازنده و پیش برنده در زمینه های اجتماعی نیاز به تأسیس یک سازمان فرهنگی-تمدنی در کشورهای اسلامی ذیل سازمان همکاری اسلامی چنان بالا گرفت که در سال 1982 م/1361 ش به تأسیس سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی اسلامی (آیسسکو) منجر شد اما آیا این سازمان در ایفای نقش فرهنگی-تمدنی خود موفق بوده است؟ مقاله حاضر می کوشد با معرفی آیسسکو در بخش اهداف، ماموریت ها (فعالیت ها) و تبیین سیاست ها و راهبردهای سازمان به سئوال مذکور پاسخ دهد. روش مقاله برای دستیابی به پاسخ سئوال، تاریخی، توصیفی و تحلیلی مبتنی بر روش شناسی اجتماعی گرایی است. یافته های مقاله عبارت است از: وجود تضادهای مختلف در کشورهای اسلامی از جمله اختلافات سیاسی و نیز، دخالت های کشورهای غربی چون اسرائیل و آمریکا و تأثیرپذیری آیسسکو از فضای سیاسی سازمان همکاری اسلامی مانع از تحقق کامل اهداف سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی اسلامی شده ولی ظرفیت ها و توانمندهای آیسسکو امیدهای جدیدی را جهت فعالیت ها و راهبردهای فرهنگی-تمدنی سازمان همکاری اسلامی پدید آورده است.
إنّ العالم المعاصر ساحهٌ ملیئهٌ بالتوتر والتحدّی والنزاع والصراع بین الأمم والمجتمعات والحکومات، ولا سبیل00 للتخلص منها سوى ترسیخ المحبّه والمصالحه والجهد الجماعی من أجل بناء السلام. والوجه الآخر للحیاه البشریّه المعاصره هو الحیاه الثانیه التی نشأت فی ظلّ عصر الاتصالات والتواصلات والتقنیات الجدیده ولدیها جمیع خصائص الفضاء الحقیقیّ مع التعقیدات السلوکیّه والتواصلیّه بین المستخدمین؛ فإنَّ صُنع السلام بمحوریّه الإیمان - عندئذ - من أفضل نماذج بناء السلام بمساعده النشطاء المتدینین الذین یحاولون التغلّب على الصراعات البشریّه وتحقیق السلام والاستقرار والحیاه المتدیّنه للمجتمع البشری - سواء فی العالم الواقعی أو فی العالم الافتراضی. وقد قدّمت الدراسه الحالیه بعد تحلیل محتویات البحث، نموذج بناء السلام الدینی فی الصیاغات الأربع للصراع فی الفضاء المجازیّ والسیبرانیّ.
تمّ تدوین المقال لدراسه آثار الفضاء المجازیّ السلبیّه على التربیه الدینیّه للأسره والسبل الوقائیّه لها؛ وذلک بناءً على النصوص الدینیّه والاستفاده من الدراسه المیدانیّه التی أجراها الباحثون، أمّا الغرض من المقال دراسه تحدّیات الفضاء المجازیّ تجاه التربیه الدینیّه الأسریّه وتقدیم حلول ناجعه للحیلوله دون المخاطر المحدقه بنواه المجتمع (أی الأسره)، فکان المنهج المعتمد فی المقال هو المنهج الوصفیّ التحلیلیّ؛ إذ إنّ الفضاء المجازیّ بنطاقه الواسع یغطّی جمیع الأسر تقریبًا ویؤثّر على کلّ مستخدمیه. إنّ نتائج الدراسه وتحلیلها تُظهر أنّ العدید من التحدّیات فی الفضاء المجازیّ تتعلّق بالأسره والتعلیم الدینیّ للأبناء، بحیث یثیر الفضاء المجازیّ المشاکل فی العلاقه الزوجیّه، کما أنّه یضرّ بالتربیه الدینیّه للأطفال، وأهمّ ما یلحق بالأزواج وأولادهم من أضرار هو إضعاف المعتقدات الدینیّه للأسره، ممّا یؤدّی إلى تضرّر کبیر فی المیول والسلوکیات الدینیّه، ولمواجهه هذه التحدّیات توجد حلول وإستراتیجیّات [مختلفه] مثل التربیه العقَدیّه، وتعزیز القیم الأخلاقیّه، والتعلیم القرآنیّ، والتربیه التوحیدیّه، وتعریف الأبناء بنماذج حسنهٍ ممّا یؤدّی إلى القضاء على مخاطر الفضاء السیبرانیّ (المجازیّ) علی التربیه الدینیّه للأبناء.
از نظر مشهور فقها و صاحب جواهر، یکی از شرایط قصاص عضو، تساوی اعضا در سالم بودن و عدم خوف تلف مرتکب یا صدمه به عضو دیگر اوست. بر این اساس دست سالم در برابر دست شل قصاص نمی گردد؛ اما قصاص دست شل در برابر دست سالم جایز است، مگر اینکه از نظر اهل خبره خوف سرایت به جان جانی باشد. مشهور بر خلاف صاحب جواهر در سرقت و محاربه، توجه به حکم اهل خبره را شرط ندانسته اند. لذا پرسش اساسی این است که توجه به حکم اهل خبره در قصاص عضو با مجازات های قطع دست سارق و محارب چه تفاوتی دارد؟ پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی به این نتیجه رسیده که در سرقت، استناد مشهور به عمومات قرآنی از قطع دست با وجود خوف تلف نفس، انصراف دارد. لذا ضمن رد روایات مطرح شده توسط مشهور و نیز با توجه به ایرادهای وارد بر ادله محاربه، دیدگاه صاحب جواهر را با توجه به اصل عدم قطع و احتیاط در دماء قوی تر دانسته ایم. بنابراین حکم قطع دست شل در قصاص عضو با سرقت و محاربه یکسان نبوده و با خوف تلف نفس از سوی اهل خبره، عضو شل نباید قطع شود. البته برخلاف ماده 395 قانون مجازات، احکام قطع عضو شل و ناقص جداست؛ زیرا ماده، مجنی علیه را در هر دو صورت بین قصاص جانی یا پرداخت دیه مخیر می داند؛ حال آنکه حکم مذکور بنا بر روایات، مربوط به عضو ناقص است و حکم عضو شل، قصاص و در صورت خطر تلف نفس، عدول به دیه است.
خط اویغوری از سده ی هفتم تا نهم هجری در ایران، در مکاتبات دیوانی، کتابت نسخه ی ها واسناد استفاده می شد. با وجود اهمیت آن برای حاکمان و دستگاه دیوانی داشت، از این خط، نسخه ی های محدود و غالباً نفیسی به جای مانده است. اما این که چرا آثار مکتوب کمی به خط اویغوری به جای مانده و یا عوامل زوال زودهنگام آن چه می توانسته باشد، هنوز مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفته است. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل تاریخی و متن شناختی، به بررسی الفبای اویغوری و نیز شیوه ی نگارش آن و همچنین مشکلات نگارش با این خط پرداخته می شود و ضمن معرفی یک رساله ی منحصر به فرد تاریخی، این فرض مطرح می شود که کامل نبودن الفبای ایغوری، به صورتی که برای برخی از حروف الفبا معادلی ندارد و مجبور به استفاده ی مشترک از یک علامت برای چند حرف الفبای فارسی/عربی است،از دلایل اصلی انقراض این خط ِوارد شده به تمدن ایرانی است.ظهور خط نستعلیق و انقراض تیموریان در ایران نیز از دیگر عوامل متروک شدن این خط در ایران است.
یکی از مشکلات مهم امامان(ع) در عصر حضور، ظهور علویان تندرو و جدال و رقابت آنان با امامان شیعه بود؛ اختلافی که به انشعاب علویان به دو خاندان «حسنی» و «حسینی» و جدایی برخی از آنها از راه و رسم سیاسی و کلامی امامان شیعه(ع) و ظهور برخی فرقه های شیعی منجر شد. با وجود این، اختلاف در مواضع و اهداف سیاسی، تنها ویژه آن دسته از شیعیانی که به طور علنی راه خود را از امامان جدا و مخالفت علنی و عدم پذیرش امامت منصوص و مفترض الطاعه بودن آنها را اظهار کردند، نبود؛ بلکه در میان اصحاب خاص امامان و کسانی که در فرهنگ تشیع هیچ جریان خاص فرقه ای به نام آنان ثبت نشده نیز شواهدی بر اختلاف روش و منش سیاسی آنها با امامان در زمینه چگونگی رفتار با مخالفان سیاسی وجود دارد. نوشته پیش رو، با استناد به منابع تاریخی و رجالی و حدیثی، کوشیده است بر پایه ارائه مصادیقی از اختلاف روش و منش اصحاب شاخص امامان(ع)، به تبیین چرایی و چگونگی این تفاوت مواضع آنها با ائمه(ع) بپردازد و تأثیر آن را در تحلیل دانشوران شیعی از راه و رسم امامان(ع) نشان دهد.