ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۲۱ تا ۲٬۱۴۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
۲۱۲۱.

تحلیل تطبیقی ظرفیت های فلسفه دین در بستر علم کلام اسلامی با تأکید بر مکاتب امامیه و ماتریدیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۳
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی ساختار عقلانیت دینی در دو مکتب کلامی امامیه و ماتریدیه به بررسی لایه های عقل گرایی، روش شناسی معرفت دینی، و نسبت عقل و وحی در این دو سنت پرداخته است. مسئله اصلی مقاله آن است که هر یک از این مکاتب تا چه اندازه قابلیت نظریه پردازی و بازسازی فلسفه دین اسلامی را در درون سنت خود دارا هستند. پژوهش با روش توصیفی  تحلیلی و با استفاده از منابع اصلی کلامی، آثار متفکران برجسته هر مکتب، و مطالعات معاصر سامان یافته است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که عقلانیت امامیه با عبور از عقل استنباطی به عقل فلسفی و سپس عقل معناشناختی الگویی چندلایه و نظام مند از عقل دینی ارائه می دهد که توان تحلیل، بازسازی مفهومی، و نظریه پردازی در فلسفه دین را داراست. در مقابل، عقلانیت در مکتب ماتریدیه عمدتاً بر مبنای عقل فطری و اثباتی استوار است و در حوزه تحلیل مفاهیم و تفسیر فلسفی از آموزه های دینی رویکردی محافظه کارانه و دفاعی اتخاذ می کند. دستاورد نظری پژوهش طراحی دو مدل مفهومی برای تحلیل عقلانیت دینی در هر مکتب و ارائه جدول تطبیقی نهایی است که نشان می دهد عقلانیت امامیه، به ویژه در مواجهه با چالش های فلسفه دین معاصر، از قابلیت بیشتری برای نظام سازی مفهومی برخوردار است.
۲۱۲۲.

برآیند روشی پذیرش فطرت در قرآن، در پارادایم علوم انسانی و روش علوم انسانی اسلامی (با تاکید بر دانش سیاست)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۸
فطرت وسرشت مشترک انسان در پارادایم طبیعتگرایی به رسمیت شناخته نمی شود و برآیند روش شناختی آن در علوم انسانی از جمله سیاست، کاربست انحصاری روش تجربی در معرفت انسان است و روش غیرتجربی جایگاهی در آن ندارد. نیزموضوع فطرت در فضای اندیشگی قرآنی پذیرفته شده است،لذا امتدادش در ابعاد مختلف علوم انسانی اسلامی باید پیگیری شود. در پاسخ به این مسئله که آیا پذیرش فطرت در قرآن نقش روشی در پارادایم علوم انسانی موجود، و روش علوم انسانی اسلامی دارد؟ تحقیق با تاکید بر این فرض که پذیرش فطرتمندی قرآن بنیان «تاثیرات اصلاحی» در پارادایم علوم انسانی و روش آنها، و «الزاماتی روشی» در علوم انسانی قرآن بنیان دارد، به روش توصیفی تحلیلی، در برآیندهای بخش اول با تاکید بر سیاست، نقد و تصحیح پارادایم اثباتگرایی؛ هرمنوتیکی و انتقادی و روششان را پیشنهاد می دهد و در روش علوم انسانی اسلامی نیز، امکان کل نگری به انسان و مطالعات فرامکانی، زمانی و توجه به امور ثابت در همه انسان ها؛ نیازمندی علوم انسانی اسلامی به روش متناسب با منبعیت فطرت در ادراکات حصولی نظری و عملی؛ و لزوم تناسب روش مطالعه «روابط کنش های سیاسی و... انسان با کمال وی»، با منبع وحیانی را یادآور می شود.
۲۱۲۳.

تحلیل انتقادی دیدگاه ابونصر فارابی در باب مصادیق حروف معانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۲
مسئله اساسی این پژوهش، تحلیل انتقادی دیدگاه فارابی در باب مصادیق «حروف معانی» در زبان عربی و هدف از آن نشان دادن ناکارآمدی نظر فارابی در این باب از طریق نقد منطقی تقسیم سه گانه الفاظ به اسم، فعل و حرف است. فارابی در آثار منطقی خود، تقسیم بندی سه گانه دانشمندان نحو از کلمه را می پذیرد و هر یک از اسم، فعل و حرف را بر اساس روش مرسوم آنها تعریف می کند؛ امّا در مقام مصداق، تقسیم بندی نوینی از حروف ارائه می دهد. وی واژگانی همچون ضمایر، اسم های اشاره، موصول ها، اسم های استفهام و افعال ناقصه را از دایره اسامی و افعال خارج می کند و آنها را در ذیل «حروف» مندرج می کند. در این پژوهش نشان می دهم: 1-فارابی به درستی متوجّه عدم پایبندی دانشمندان نحو به قوانین منطق تعریف بوده است و در مقام سلب به خوبی آنها را به چالش کشیده است؛ امّا در مقام ایجاب به بیراهه رفته است و واژگان مذکور را در زمره حروف قلمداد کرده است؛ 2-علّت این اشتباه، پایبندی غیرمنطقی فارابی به تقسیم سه گانه کلمه و حصر اقسام کلمه در اسم، فعل و حرف است؛ 3-تقسیم سه گانه مشهور از کلمه-چه بر اساس تعریف و چه بر اساس قید «خبر و مخبرٌعنه واقع شدن/ نشدن» مبنای منطقی درستی ندارد و دارای حصر عقلی نیست؛ 4-قید «عدم استقلال معنایی» را نمی توان فصل تمایزبخش «حروف معانی» از اسم و فعل دانست. بر اساس این انتقادات در پایان این پژوهش نشان می دهم که برای تکمیل کار فارابی، باید خود را از چنبره تقسیم سه گانه رها سازیم و واژگان مذکور را در تقسیم بندی نوینی، قسیم اسم، فعل و حرف قرار دهیم.
۲۱۲۴.

نقدی بر نگاه فیزیکالیستی در علم بر اساس تلقی کواین و امکان فرض وجود خدا(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۵
طبق تلقی کواین، پیش فرض علم فیزیکالیسم است؛ یعنی علم نیازی به فرض وجود عناصر ماورآءطبیعی نمی بیند. اگر معرفت را به معرفت علمی منحصر کنیم، آیا راهی برای فرض وجود خدا وجود دارد؟ چند مدعا در علم شناسی کواین وجود دارد که راه را برای ورود عناصر ماوراءطبیعی در علم باز می گذارد. اول این که، هر نظریه که از محکمه پیش بینی موفق بیرون آید ممکن است که در درون خود اموری را مفروض گرفته باشد که قابل بررسی با ابزار حسی نباشد. دوم "کل گرایی" و سوم عدم تعین نظریات است. عدم تعین نظریات زمینه حضور نظریات رقیبِ نظریات فیزیکالستی را فراهم می کند. "کل گرایی" امکان تعدیل مختارانه را در نظام معرفتی در صورتی که یک نظریه نتواند از محکمه پیش بینی موفق بیرون بیاید، فراهم می کند؛ یعنی؛ قاعده دقیق علمی وجود ندارد که معین کند کدام بخش از معرفت را باید جرح و تعدیل کرد. بر اساس همین نظریات، راه همزبانی خداباوران و ملحدان در التزام/عدم التزام به وجود خدا بسته می ماند، زیرا هر گروه بنا به عواطف و علائق و زمینه های فرهنگی می تواند ترجیحات اختیاری خود را بکار بگیرد حتی اگر قرائن معرفتی به نفع تبیین رقیب باشد. در این نوشته با استفاد از نمونه پژوهیِ رؤیای صادقه اولا امکان حضور ماوراءطبیعت در علم نشان داده شود، اما هم زمان بیان خواهد شد که به دلیل ترجیحات غیر معرفتی راه برای ورود این سنخ نظریات برای خداناباوران در دنیای علم بسته می ماند.
۲۱۲۵.

التقنيات شبه المنطقيّة الحجاجيّة في ديوان صلاة النار للشاعرة نبيلة الخطيب وفق آراء ديكرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۳
یُعدُّ الحجاج شبه المنطقیّ أحد أبرز الأسالیب التی یعتمدها الخطاب الأدبیّ لإقناع المتلقّی؛ إذ یقوم على تقنیات لغویّه واستدلالیّه تُعزِّز من قوه الحجه دون أن تقتصر على المنطق الصوریّ وحده. ویعتمد هذا النوع من الحجاج على أدوات مثل الروابط الحجاجیّه والتدرج فی بناء الحجه، مما یجعله وسیله فعاله فی الخطاب الشعریّ، حیث یمتزج الإقناع بالعاطفه والجمالیات البلاغیّه. اعتمد هذا البحث المنهج الوصفیّ – التحلیلیّ فی دراسه التقنیات الحجاجیّه شبه المنطقیّه فی دیوان صلاه النار للشاعره نبیله الخطیب، بالاستناد إلى آراء دیکرو فی الحجاج، والتی ترى أن الحجاج لا یُبنى فقط على قواعد المنطق، بل یعتمد على تنظیم الخطاب بطریقه تؤثر فی مواقف المتلقی ومواقعه التداولیه. یهدف هذا البحث إلى تحلیل التقنیات شبه المنطقیّه فی دیوان الشاعره، من خلال دراسه الروابط الحجاجیّه (مثل "إذا" و"حیث") ودورها فی بناء الخطاب الشعریّ وتوجیه الدلالات، والکشف عن آلیات السُّلَّم الحجاجیّ (النفی، القلب، الخفض) وکیفیه توظیفه فی تقدیم الحجج وتشکیل الرؤیه الشعریّه، مما یسهم فی فهم أعمق لأسالیب الإقناع غیر المباشر والبناء الفنی للقصیده المعاصره. وقد توصلت الدراسه إلى أن الشاعره استخدمت هذه التقنیات ببراعه لبناء خطاب شعری متماسک وإقناعیّ، حیث عملت الروابط الحجاجیّه على خلق علاقات شرطیه ودلالیه بین أجزاء النص، بینما أسهم السُّلَّم الحجاجیّ فی تقدیم الأفکار بشکل متدرج ومنطقیّ. کما کشفت النتائج عن فعالیه نظریه دیکرو فی تفسیر آلیات الإقناع غیر المباشر فی الخطاب الشعریّ، حیث برزت قدره الشاعره على توظیف هذه التقنیات لتوجیه تأویل المتلقی وبناء رؤیه شعریه عمیقه تجمع بین البعد العاطفی والفکری، مما یؤکد تمیز تجربتها الشعریّه وقدرتها على توظیف الأدوات الحجاجیّه فی التعبیر عن رؤاها الوجودیّه.
۲۱۲۶.

درنگی روایی- فقهی در گزاره حدیثی «السلطان ظل الله»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۳
رابطه قدرت سیاسی (حکومت) با مقوله مشروعیت، همواره از مباحث بنیادین و چالش برانگیز در سنت دینی بوده است. یکی از گزاره های بحث برانگیز در این زمینه، روایتی است که با تعبیر «السلطان ظل الله»، به مثابه نوعی مشروعیت بخشی به حاکمان، در تراث دینی وارد شده است. مقاله حاضر نظر به خلاء پژوهشی موجود و با هدف تحلیل جامع و انتقادی خبر مزبور، کوشیده است در پژوهشی مسئله محور و با رجوع به منابع کتابخانه ای، از حیث سندی، مفهومی و دلالی، به ارزیابی این خبر بپردازد. رهاورد پژوهش نشان می دهد از منظر سندی، نقل های این حدیث در منابع شیعی، طبق موازین رجالی، قابل مناقشه بوده و فاقد اعتبار کافی می باشند؛ هرچند در منابع اهل سنت، سند این روایت (و روایاتی با مضامین مشابه) گاه تلقی به قبول شده است. از نظر دلالی و در چشم اندازی فقهی، روایت مزبور در برداشتی مطلق، می تواند به توجیه سلطنت های جائر بینجامد؛ حال آنکه جستار حاضر معتقد است تحدید مدلول روایت از رهگذر قاعده جمع عرفی «الجمع مهما امکن اولی من الطرح» و حمل روایات مطلق بر مقید، امری ضروری بوده و آموزه های شرعی و عقلی نیز چنین حملی را ایجاب می کنند. در نهایت، مقاله نتیجه می گیرد که صرفاً حاکم عادل مشمول وصف مزبور در روایت بوده و اطاعت از سلطان جائر، فاقد مشروعیت شرعی و عقلی می باشد.
۲۱۲۷.

ارتقای کنشگرانه شهروندان در تحقق مفهوم مشارکت در نظر اندیشمندان اسلامی باتأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۲
مشارکت عمومی در دهه های پایانی قرن بیستم به یکی از اصول مهم گفتمان برنامه ریزی در جهان تبدیل شده است. با وجود مبانی غنی از موضوعات اجتماعی در دین اسلام، تاکنون کمتر به جایگاه مشارکت شهروندان در مدیریت شهری پرداخته شده است. این مقاله با هدف واکاوی موضوع مشارکت در اسلام و نظرات اندیشمندان اسلامی، به طور ویژه، نظرات علامه طباطبایی را مورد بررسی قرار داده است و با مقایسه تطبیقی نظرات اندیشمندان غربی و نظرات علامه، سعی در روشن نمودن این موضوع در بستر شهر اسلامی - ایرانی دارد. روش تحقیق، تحلیل تطبیقی بر مبنای سه سطح مشارکت شعاری، محدود و واقعی است. فرضیه اصلی پژوهش این است که نظریات علامه طباطبایی می تواند چارچوبی جامع برای مشارکت واقعی شهروندان ارائه دهد. نتایج نشان می دهد، آنچه اسلام به عنوان مشارکت قبول دارد، نه مشارکتی از نوع شعاری و محدود، بلکه مشارکت واقعی است و نظرات علامه طباطبایی متناسب با سطوح بالای مشارکت، تنظیم شده است؛ یافته های این پژوهش می تواند در طراحی سیاست های مشارکتی و مدیریت شهری اسلامی مورد استفاده قرار گیرد.
۲۱۲۸.

واکاوی معنای «مکظوم» در آیه ی «و هو مکظوم» در تفاسیر، ترجمه های فارسی و انگلیسی و تطبیق آن با عهد عتیق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۵
مفسران و مترجمان فارسی و لاتین در معنا و ترجمه ی «مکظوم» در آیه ی «... وَ هُوَ مَکْظُوم » (قلم: 48) اختلاف نظر دارند. این آیه درباره ی حضرت یونس (ع) است که با حالتی خاص خداوند را ندا داد. معانیی چون غمناک، خشمناک، خشم فرو برده، مورد خشم واقع شده، محبوس، مأیوس و... برای آن ذکر شده است. مکان ندای حضرت یونس (ع) نیز مورد اختلاف است. شکم ماهی، تاریکی شب و تاریکی دریا، مکان-های مورد اختلاف است. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای با هدف دست یابی به معنای دقیق تر این واژه در آیه ی مذکور با روش مطالعه تاریخی تطبیقی همراه با تحلیل داده ها صورت پذیرفته است. واژه پژوهان چند معنا برای این واژه ثبت کرده اند. همچنین در روایات، معانی متفاوتی برای معنای «مکظوم» نقل شده است. به علاوه این موضوع در عهد عتیق نیز آمده است: بررسی منابع لغت، تفاسیر، ترجمه های فارسی و لاتین و تحلیل آن ها، ذکر روایات و تحلیل آن ها و نهایتا مقایسه موضوع در قرآن و عهدین جهت ارائه معنایی دقیق تر، فرایند پژوهش حاضر را شکل می دهد. نتایج نشان می دهد که برخی از معانی ترجیحی فاقد پیشتوانه لغوی یا روایی است.
۲۱۲۹.

واکاوی ساختار نشانه شناختی سوره عادیات (بر اساس الگوی رمزگان رولان بارت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۸۵
پژوهش حاضر با هدف واکاوی عمیق تر مفاهیم و معانی ضمنی سوره عادیات به بررسی توصیفی-تحلیلی آن از منظر رویکرد رمزگان پنج گانه رولان بارت (رمزگان هرمنوتیک یا معمایی، رمزگان پروآیرتیک یا کنشی، رمزگان معنابنی یا ضمنی، رمزگان نمادین یا تقابلی و رمزگان فرهنگی یا ارجاعی) می پردازد. این رویکرد با تمرکز بر تحلیل عناصر و روابط زبانی و نشانه ای متن به کشف معانی ضمنی آن می پردازد. بارت این نظریه را بر پایه هنجارمندی ساختار نشانه ای متن که عامل اصلی معناآفرینی است، بنا نهاد. دستاورد پژوهش، گویای این مسأله است که رمزگان هرمنوتیک، معمای اصلی را در پی سوگند آغازین سوره، جهت تمرکزبخشی بر موضوع اصلی یعنی کسب موفقیت بشر در جنگ های داخلی و خارجی منوط به سازوکار صحیح، مانند انتخاب افراد، ابزار و زمان مناسب معرفی می کند. رمزگان کنشی که بالاترین نمود در متن سوره دارند، فضای کنش آفرین و حماسی را در پی بازتاب خرده روایت های جنگ بیرونی با دشمن و جنگ درونی با نفس را حکایت می کند. رمزگان نمادین، تقابل انسان های ناسپاس در برابر پروردگار و رمزگان ضمنی و فرهنگی نیز با شناسایی لایه-های دورن متنی و برون متنی، زمینه تاریخی نزول سوره یعنی جنگ تاریخی ذات السلاسل را بازنمایی می کنند.
۲۱۳۰.

تقدم معرفت رب بر معرفت نفس در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۲۰
سخن مشهور در السنه اندیشمندان مسلمان این است که معرفت رب متوقف بر معرفت نفس است. بسیاری از حکمای مسلمان از معرفت نفس به عنوان برهانی بر خداشناسی استفاده می کنند. اما طبق مبانی حکمی صدرالمتألهین، در صورتی معرفت، از نفس به ربّ حاصل می شود که علیّت به معنی رابطه وجودی بین علت و معلول باشد؛ البته در اینجا نیز دستیابی به معرفت ربّ از طریق معرفت نفس خالی از اشکال نیست، اما در صورتی که علیّت به معنی تجلّی و تطورّ ذات الهی به شئون و مجالی؛ به عنوان رأی أدقّ، محط نظر قرار گیرد، وجود، تنها یک شخصِ واحدِ متفرد خواهد داشت و تجلیات آن. که در این صورت، دیگر دستیابی به معرفت نفس بدون معرفت ربّ، امکان پذیر نخواهد بود تا بتوان به وسیله آن، انتقال به معرفت ربّ میسور شود، چون علاوه بر اینکه، علم از نفس به ربّ، به دلیل مخلوق و معلول بودن نفس، علم معلول به علت است و مفید یقین نیست، تجلیّات الهی و ماهیات امکانی ازجمله نفسِ آدمی، هویت عین الربطی به مربوط الیه خود دارند و عین الربط در هیچ امری، حکم استقلالی ندارد؛ این مطلب با تحلیل و توصیف آراء صدرالمتألهین با هدف تبیین و تفسیر صواب از کیفیت کسب معرفت رب و نفس صورت پذیرفته است که نتیجه آن انتقال از معرفت رب به معرفت نفس می باشد و اساساً لمیّت برهان بر حق، اینگونه تضمین می شود.
۲۱۳۱.

مبانی زیبایی شناختی حیات طیبه در قرآن و دلالت های تربیتی آن با تأکید بر سواد زیبایی شناختی دانشجومعلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۹
این پژوهش، با هدف بررسی مبانی زیبایی شناختی حیات طیبه در قرآن و استخراج دلالت های تربیتی آن (اهداف و اصول) با تأکید بر سوادِ زیبایی شناختیِ دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان انجام شد. روش پژوهش از منظر هدف، بنیادی و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی - تحلیلی است و جامعه مورد مطالعه، شامل همه اسناد و منابع موجود و معتبر قرآنی، اسلامی، تربیتی، علمی و فلسفی و نمونه مورد مطالعه شامل آیات وابسته به زیبایی شناختی حیات طیبه و سواد زیبایی شناختی، کتب و مقالات مرتبط با موضوع پژوهش بود. از روش اسنادی و فیش برداری برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، همچنین از شیوه های «تحلیل مفهومی» و «روش استنتاج پیش رونده» استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که عمده ترین مبانی مستخرج از زیبایی شناسی حیات طیبه در قرآن عبارتند از: الله، منشأ زیبایی، انسان رونوشتی از زیبایی مطلق، گستردگی، جامعیت و تنوع زیبایی شناختی در قرآن، زیبایی دوستی امری فطری در انسان و بر اساس مبانی مذکور، هدف غایی، رسیدن به حیات طیّبه است و با توجه به نتایج پژوهش، مهم ترین اهداف واسطه ای برای یافتن حیات طیبه عبارتند از: تعمیق شناخت نسبت به زیبایی مطلق، پرورش درک زیبایی شناختی، آشنایی با تنوع مفهوم زیبایی، تربیت ذوق هنری متعالی و مهم ترین اصول تربیتی عبارتند از: تربیتِ حسّ زیبایی شناختی، تربیت براساس فطرت، اُنس با قرآن، ایجاد محیط آموزشی زیبا، تعادل، پرورش حس کنجکاوی و خلاقیت، توجه به زیبایی در طبیعت؛ فلذا با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که با مهیا کردن زمینه برای سوق دادن دانشجومعلمان جهت درک نقش اسماءالحسنی در زندگی و با کاربرد اهداف و اصول مستخرج از مبانی، می توان به تربیتی جامع و متعادل برای دانشجومعلمان و به تبع آن به پرورش و ارتقای بهتر سواد زیبایی شناختی جامعه به ویژه دانش آموزان دست یافت .
۲۱۳۲.

تحلیل تطبیقی دیدگاه های شیخ طوسی و آیت الله معرفت پیرامون نسخ در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۲
موضوع نسخ در طول تاریخ تفسیر، علوم قرآن و اصول فقه، از جمله مباحث چالش برانگیز و پراهمیت بوده است. بررسی آثار نگاشته شده در این موضوع نشان می دهد که همچنان درباره تبیین وجوه تفاوت و تشابه دیدگاه اندیشمندان پژوهش های زیادی صورت نگرفته است. این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بررسی تطبیقی دیدگاه شیخ طوسی در اولین تفسیر جامع شیعی، التبیان فی تفسیر القرآن، و آیت الله معرفت در اولین مجموعه علوم قرآنی شیعه، التمهید فی علوم القرآن پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که آیت الله معرفت به جز در دو قسم از اقسام نسخ، یعنی «نسخ لفظ بدون حکم» و «نسخ لفظ و حکم»، که قائل به عدم وقوع نسخ است، در سایر مباحث نظری با شیخ طوسی اشتراک دارد. علاوه بر این، آیت الله معرفت با ارائه ابداعات نظری نظیر تقسیم بندی «نسخ مشروط» و «نسخ متدرج»، مفهوم نسخ را با شرایط اجتماعی-زمانی تطبیق داده است. از نظر مصداقی نیز، با وجود اشتراک نظر در نسخ برخی آیات، آیت الله معرفت برخلاف شیخ طوسی در آیات 240 و 109 سوره بقره قائل به عدم نسخ است. این پژوهش بر اهمیت بازنگری در مفهوم نسخ برای تبیین بهتر روابط میان تشریعات قرآنی تأکید می کند.
۲۱۳۳.

خوانشی جدید از شرط عقل و عدالت در حاکم اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۲
بررسی اجمالی کتب فقهی نشانگر آن است که تمام فقها - چه قدما و چه معاصرین - «بلوغ»، «عقل» و «عدالت» - به معنای ترک گناه - را برای شرایط حاکم اسلامی ذکر نموده اند و حال آن که این قلم به کلّی منکر سه شرط فوق بوده و مدّعی است که شروط فوق یا از نگاه ناصحیح به مسأله و سطحی پنداشتن آن نشأت گرفته است، مانند دو شرط اول و یا از عدم دقّت در ادلّه به جود آمده است، مانند شرط عدالت؛ از اینرو باید شرایطی مانند «نخبه بودن»، «ذکاوت» و «تحقّق عدالت اجتماعی»  - که لزوماً به معنای ترک گناه نیست - را مطرح نمود. این پژوهش برای اثبات ادعای فوق، ضمن نقد دیدگاه فقها پیرامون شرایط حاکم و تحلیل روایات مورد استشهاد آنان، به تبیین قول مختار که لزوم عدالت اجتماعی و شرط نخبه بودن است پرداخته و ادله آن را مورد بررسی قرار داده است.
۲۱۳۴.

بازخوانی ادله شرطیت «قدرت بر تسلیم مبیع» با تأکید بر نظر امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۸۳
عوضین در عقد بیع داراى شرایط خاصی است. «قدرت بر تسلیم» ازجمله شروطی است که فقهای امامیه ذیل شروط عوضین از آن سخن گفته اند؛ اما باوجوداینکه قریب به اتفاق فقهای امامیه این شرط را ذکر کرده اند، لکن به نظر می رسد به ادله ای که برای این شرط بیان شده است، اشکالات جدی وارد است؛ بنابراین با توجه به اینکه صحت بیع درگرو رعایت شروط و قیود آن است، بررسی تفصیلی این ادله بسیار حائز اهمیت است تا مشخص شود که آیا این شرط، مستند به ادله شرعی است و یا آنکه این شرط نیاز به دلیل تعبدی ندارد و همان قاعده اولی در بیع است. نتایج این پژوهش که به شیوه توصیفی–تحلیلی نگاشته شده است بیانگر آن است که بر تمامی ادله تعبدی مطرح شده، اشکال وارد است و شرطیت این شرط را تنها می توان مستند به عرف و عقلا دانست و ادله تعبدی نیز برفرض پذیرش، ارشادی است.
۲۱۳۵.

بازتعریف آموزش ریاضیات در دانشگاه ها با رویکرد الهی و فرهنگی: الگوی نوین متناسب با نسل Z ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه و اهداف: در جهان امروز که علم و فناوری زیربنای توسعه تلقی می شود، توجه به ابعاد انسانی و معنوی آموزش اهمیت فزاینده ای یافته است. آموزش ریاضیات، با وجود ماهیت انتزاعی و ساختار منطقی خود، نمی تواند از زمینه های فرهنگی، ارزشی و اجتماعی جامعه جدا باشد. به ویژه در ایران، با تمدن اسلامی-ایرانی و نظام آموزشی مبتنی بر اسناد بالادستی دینی، بازنگری در آموزش ریاضی با رویکردی الهی، فرهنگی و هویتی ضروری است. نسل Z، که در فضای دیجیتال و تحولات سریع اجتماعی رشد یافته، دارای ویژگی هایی همچون جست وجوی معنا، عدالت طلبی، علاقه به یادگیری تعاملی و تجربه گرایی است. شیوه های سنتی، خشک و بی روح آموزش ریاضی نمی توانند پاسخگوی نیازهای این نسل باشند و حتی ممکن است موجب گریز از یادگیری و احساس بی ربطی نسبت به علم شوند. هدف این پژوهش، طراحی و ارائه الگویی مفهومی برای آموزش ریاضی با رویکردی الهی و فرهنگی است؛ الگویی که بتواند مفاهیم انتزاعی و گاه خشک ریاضی را در بستری از معنا، ارزش و فرهنگ زنده کرده و دانش آموزان و دانشجویان را به درک عمیق تری از نظم الهی، مسئولیت اخلاقی، و کاربردهای انسانی علم برساند. این الگو می کوشد تا با تکیه بر منابع معرفتی اسلامی، تجربه های علمی روزآمد، و نیازهای روانی-هویتی نسل جدید، چارچوبی ترکیبی و کاربردی برای تحول در تدریس ریاضی ارائه دهد. در همین راستا، محورهایی چون تلفیق مفاهیم ریاضی با آموزه های دینی، بومی سازی محتوای آموزشی، استفاده از روش های تعاملی، توجه به ارزش ها در نظام ارزشیابی، و ایفای نقش مدرس به عنوان راهبر معنوی مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش بر آن است که نشان دهد ریاضی، فراتر از یک دانش ابزاری، می تواند بستری برای تعالی فکری و تربیتی باشد، مشروط بر آن که با نگاهی توحیدی و فرهنگی، طراحی و تدریس شود. روش: این پژوهش از نظر ماهیت، در زمره مطالعات نظری-کاربردی قرار می گیرد و از نظر رویکرد، توسعه ای محسوب می شود؛ چراکه هدف آن طراحی الگویی مفهومی برای تحول در آموزش ریاضی با تأکید بر آموزه های الهی و فرهنگی است. رویکرد اصلی تحقیق، کیفی بوده و از روش تحلیل محتوای کیفی برای تبیین مؤلفه ها و ابعاد مدل پیشنهادی استفاده شده است. گردآوری داده ها به صورت اسنادی، کتابخانه ای و مصاحبه با اساتید حوزه و دانشگاه انجام شده است. منابع مورد استفاده شامل متون دینی معتبر (قرآن، نهج البلاغه، احادیث منتخب)، اسناد بالادستی نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران (مانند سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، نقشه جامع علمی کشور، و بیانیه گام دوم انقلاب)، کتب تخصصی در حوزه تعلیم و تربیت اسلامی و آموزش ریاضی، و مقالات علمی پژوهشی به روز در زمینه آموزش نسلZ ، بومی سازی آموزش، و تلفیق ارزش ها با آموزش علوم بوده اند. پس از گردآوری داده ها، با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی، مفاهیم کلیدی استخراج شدند. در ادامه، مؤلفه های اصلی مدل در چهار محور بنیادین شامل اصول نظری، طراحی محتوا، روش های تدریس، و ارزشیابی آموزشی شناسایی و سازمان دهی گردیدند. برای اطمینان از اعتبار تحلیل ها، از تکنیک بازبینی منابع توسط متخصصان تعلیم و تربیت اسلامی بهره گرفته شد. نتیجه نهایی این فرایند، طراحی چارچوبی بومی و الهام گرفته از معارف اسلامی برای آموزش ریاضی است که ضمن حفظ انسجام علمی، واجد رویکردی ارزشی، فرهنگی و متناسب با ویژگی های نسل جدید باشد. نتایج: یافته های این پژوهش منجر به طراحی الگویی مفهومی برای آموزش ریاضیات شد که مبتنی بر تلفیق آموزه های الهی، اصول فرهنگی-بومی و اقتضائات آموزشی نسل جدید است. این الگو دارای چهار محور اصلی است: اصول بنیادین، طراحی محتوای آموزشی، روش های تدریس، و نظام ارزشیابی. هر محور شامل مؤلفه هایی است که به صورت هم افزا عمل کرده و چارچوبی منسجم برای تحول در آموزش ریاضی ارائه می دهند. در محور اصول بنیادین، تأکید بر مفاهیمی چون توحید و نظم الهی، اخلاق محوری، هویت فرهنگی-ملی، و پرورش تفکر انتقادی و تعمق معنوی قرار دارد. این اصول، زیربنای سایر اجزای آموزشی در این الگو هستند. در محور طراحی محتوا، بومی سازی با بهره گیری از فرهنگ اسلامی-ایرانی دنبال شده است؛ از جمله با پیوند مفاهیم ریاضی با آیات قرآن، بازخوانی نقش مسلمانان در تاریخ ریاضی، و بهره گیری از داستان ها و روایت های اخلاقی. این رویکردها، انگیزه، هویت و درک ارزشی فراگیران را تقویت می کند. در محور روش های تدریس، با توجه به نیازهای نسل Z، بر یادگیری تعاملی، استفاده از فناوری، تدریس پروژه محور، و توجه به تفاوت های فردی تأکید شده است. این روش ها موجب یادگیری عمیق تر، رشد مهارت های شناختی و درگیری فعال دانشجویان می شود. در محور ارزشیابی، رویکردی جامع و ارزش محور اتخاذ شده است که هم دانش مفهومی و مهارت های حل مسئله، و هم ابعاد اخلاقی مانند صداقت، مسئولیت پذیری و تعهد را می سنجد. در این الگو، مدرس نقش راهبر معنوی را ایفا می کند؛ کسی که با بینش دینی و فرهنگی، مفاهیم علمی را در بستری الهام بخش و تربیتی منتقل می سازد. این الگو پاسخی نوآورانه و بومی به چالش های آموزش ریاضی در مواجهه با نسل جدید است. بحث و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش ریاضی، اگر به درستی با آموزه های الهی، ارزش های اخلاقی و بافت فرهنگی ایران تلفیق شود، می تواند به بستری برای رشد همه جانبه دانشجویان -اعم از شناختی، اخلاقی، معنوی و هویتی- تبدیل گردد. در شرایطی که آموزش ریاضیات در بسیاری از نظام های آموزشی عمدتاً با رویکردی صرفاً انتزاعی و مهارت محور دنبال می شود، الگوی پیشنهادی این تحقیق تلاش دارد تا با تأکید بر مفهوم محوری ارزشی، بین تعلیم علمی و تربیت فرهنگی-دینی پیوندی نظام مند برقرار کند. در این الگو، هویت درس ریاضی بازتعریف شده و ریاضیات نه صرفاً یک ابزار محاسبه، بلکه زبانی برای فهم نظم و حکمت الهی در آفرینش معرفی می شود. این نگاه هستی شناختی، درک عمیق تری از مفاهیم ریاضی و یگانگی نظام خلقت برای دانشجویان به ارمغان می آورد. همچنین، با توجه به ویژگی های نسل Z، از جمله گرایش به تعامل، فناوری و معناجویی، الگو بر یادگیری شخصی سازی شده، هدفمند و پویا تأکید دارد و نقش معلم را از یک ناقل صرف به تسهیل گر یادگیری معنادار ارتقا می دهد. در محور ارزشیابی نیز تحول چشمگیری دیده می شود؛ به جای تأکید صرف بر دانش عددی و آزمون های سنتی، رویکردی ترکیبی و ارزشی محور اتخاذ شده که رشد اخلاقی، نگرشی و معنوی را نیز می سنجد. معلم در این چارچوب، الگو و راهبر معنوی است که باید مسلط به دانش تخصصی، روش های نوین تدریس و متخلق به ارزش ها باشد. در جمع بندی، الگوی مفهومی این پژوهش، الگویی بومی و اسلامی سازی شده برای آموزش ریاضی و تربیت انسان تراز انقلاب اسلامی است. پیاده سازی این الگو می تواند به عنوان الگویی بومی در نظام آموزش عالی کشور، به ویژه در دوره های تربیت معلم، مورد بهره برداری قرار گیرد.
۲۱۳۶.

سنجش سازگاری دیدگاه سعادت محوری در باب قلمرو دین، با آیات و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۵
در میان نظریه های گوناگون متفکران معاصر در باب قلمرو دین، محوریت سعادت انسان را می توان شاخص ترین آن ها دانست. این نظریه، بر اساس مبانی هستی شناختی و انسان شناختی، و بر اساس هدف آفرینش انسان، ماهیت دین را بیان راه ضروری سعادت حقیقی انسان می داند و در نتیجه، قلمرو دین را هم بر اساس ماهیت دین یا همان سعادت ابدی انسان ترسیم می کند. متفکرانی مانند مصباح یزدی، که از مهم ترین مدافعان این دیدگاه به حساب می آیند، به دلیل همین نگاه به قلمرو دین، با تفکیک میان ابعاد توصیفی و هنجاری علوم، تبیین پدیده های طبیعی و روابط میان آن پدیده ها و در نتیجه توصیفات علوم طبیعی و انسانی را، که تأثیر ضروری در سعادت حقیقی انسان ندارد، خارج از قلمرو دین می دانند. همین محدوددانستن قلمرو دین در این دیدگاه، نقدها و مخالفت هایی را در میان محققان فلسفه دین به همراه داشته است. نوشتار حاضر با هدف عرضه این نظریه به آیات و روایات مربوط به تبیین قلمرو دین در صدد است با روش درون دینی این دیدگاه را ارزیابی کند. اثبات انطباق این دیدگاه بر آیات و روایات مربوط به قلمرو دین مهم ترین یافته این تحقیق به شمار می آید. این یافته گامی نو در پذیرش این دیدگاه و پاسخ به برخی استبعادات در قبال آن است. برای نشان دادن اتقان این دیدگاه و با توجه به برخی شبهات قرآنی واردشده، به اجمال مهم ترین آیات ناظر به حداکثری بودن قلمرو دین و همچنین فلسفه وجود آیات غیرهنجاری در قرآن را هم بررسی و تحلیل کرده ایم.
۲۱۳۷.

بررسی تطبیقی اعاده معدوم از منظر امامیه و ماتریدیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۲
چگونگی رستاخیز انسان در محشر از مباحث مهم مربوط به معاد در بین مذاهب است. این مقاله با گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای به روش تحلیلی مقایسه ای در مقام جواب به این سؤال است که از منظر امامیه و ماتریدیه، رستاخیز انسان در قیامت به صورت اعاده عین معدوم خواهد بود یا تجمیع اجزای پراکنده خواهد بود؟ به گونه ای که اعاده و برگشت انسان پس از پراکنده شدن اجزاء و یا نیست شدن برخی یا تمام عناصرش، به صورت عین آن اجزای دنیوی خواهد بود یا مثل آن اجزای دنیوی خواهد بود؟ هدف پژوهش، تطبیق و مقایسه دیدگاه متکلمان دو مکتب امامیه و ماتریدیه است. بر اساس یافته های این پژوهش، اکثر متکلمان امامیه بر امتناع اعاده معدوم معتقد بوده و درنتیجه حشر انسان در قیامت با بقایِ اجزای عنصری، عینِ آن عناصر دنیوی؛ و با قول به فنایِ اجزاء دنیوی، مثلِ آن عناصر در آخرت خواهد بود. برخلاف عده کمی از متکلمان امامیه و اکثر متکلمان ماتریدیه بر جواز اعاده معدوم معتقد شدند؛ آنان با تبعیت از ادله نقلی، رستاخیز انسان را با توجه به قدرت کامله خداوند، به صورت حشرِ عینِ اجزای اصلی و فرعی (و نه مثل) دانستند؛ بنابراین ازآنجایی که ادله عقلی و نقلی نشان دهنده یِ زوال و فانی بودن تمام عناصر مادی عالم است، قول «متکلمان فیلسوف مشرب امامیه و برخی از دانشمندان ماتریدیه» مبنی بر «فنای اجزا اصلی و فرعی انسان و بقای نفس و روح» با قواعد عقلی و نقلی موافقت و سازش بیشتری دارد.
۲۱۳۸.

میراث استاد موسی اسوار در ترجمه اشعار متنبی و غزلیات سعدی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۱
در این نوشتار به بررسی میراث استاد موسی اسوار در ترجمه قصاید متنبی و عربیات سعدی به فارسی پرداخته شده است.
۲۱۳۹.

نقش آفرینی تأویلی اهل بیت: در تعمیق معنایی نقصان ارض: الگوی حیات و ممات تمدنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۲
این پژوهش با رویکرد تحلیل تاریخی-مفهومی به واکاوی نقش تأویلی روایات اهل بیت: در بسط و تعمیق معنایی آیه شریفه «أَفَلاَ یَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِی الْأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا» می پردازد. در گام نخست، مقاله قرائت های صرفاً واقعه گرایانه و جغرافیایی از این آیه، مانند غلبه سیاسی یا کاهش قلمرو را که با سیاق نزول مکی آیه ناسازگار است، مورد نقد قرار می دهد. در برابر این برداشت ها، پژوهش حاضر نشان می دهد که روایات اهل بیت: در مقام یک عامل تأویلی-هرمنوتیکی فعال، با احیای ظرفیت های مغفول در واژه «أطراف» (اشراف و بزرگان)، دلالت آیه را از یک تهدید تاریخی- سرزمینی به سطحی جهان شمول و معرفتی ارتقا می دهند. بر اساس این خوانش تأویلی، نقصان زمین نه به معنای کاهش جغرافیایی، بلکه نشانه ای از زوال معرفتی و فقدان علما است که به مثابه سنتی الهی، نشانه افول حیات تمدنی و گسست نظام دانایی جوامع تلقی می شود. این تفسیر، ضمن هماهنگی با لحن و محتوای آیات مکی قرآن که بر هشدار نسبت به فروپاشی معرفتی و اخلاقی تأکید دارد، چارچوبی مفهومی برای تحلیل نسبت حیات و ممات تمدنی ارائه می کند. پژوهش حاضر نقش محوری ثقلین در تبیین ابعاد باطنی و تمدنی وحی را آشکار ساخته و از رهگذر تعمیق معنایی، درکی نو از پویایی های معرفتی قرآن فراهم می سازد.
۲۱۴۰.

نظریه اقامه قرآن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۱
بسیاری از آموزه های قرآن به اقامه جامعه ای توحیدی اختصاص دارد و آفرینش را در تکوین و تشریع تحت قیمومت خدای یگانه می داند؛ در حقیقت قرآن قیم جامعه و هادی آن به بااستقامت ترین سنن است؛ زیرا آموزه های تربیتی، اجتماعى، اقتصادى و سیاسى آن، خالى از ابهام، خرافات و افراط و تفریط و برخوردار از ویژگی همسویی ظاهر و باطن، عقیده و عمل و هماهنگی با کل آفرینش است. با این همه نوع رویارویی جوامع اسلامی با قرآن، دستیابی به ثواب و پاداش الهی و بهره گیری عملی حداقلی است و اقامه جامعه توحیدی را با مشکل روبرو ساخته است. می توان یکی از مسائل مهم امروز جوامع اسلامی را اهتمام ندادن به اقامه قرآن به معنای ضعف التزام به بینش ها، گرایش ها و کنش های قرآنی دانست. این مقاله با روش کتابخانه ای و تحلیلی و با هدف تمهیدگری برای تحقق مرجعیت قرآن، پس از بیان مفاهیم، دلایل و اهداف اقامه قرآن، قلمروی آن را تبیین کرده، به این نتیجه رسیده است که جامعه اسلامی مکلف به اقامه قرآن با همه تشریعات و دستورهای آن با هدف تحقق هویت اسلامی است. همچنین فلسفه اقامه قرآن در هدایت تشریعی بشر همسویی با فلسفه آفرینش هستی، رشد و تکامل انسان است و قلمروی اقامه قرآن کریم تابعی از قلمروی مأموریت آن است؛ به این معنا که بیان امور دینی و ارزش های اخروی به معنای اختصاص هدایتگری قرآن به آن ارزش ها نیست، بلکه سامان دادن به فرهنگ، اقتصاد، سیاست و قضاوت جامعه بر اساس عدالت از حوزه های هدایتی قرآن کریم است.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان