فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۳
55 - 117
حوزههای تخصصی:
گُپْتی های بهاونگر هند، نمونه ای نامعلوم از تقیّه اند و چالشی برای طبقه بندی های سنّتی هویّت دینی در جنوب آسیا. تقیّه غالباً توسط گروه های اقلیّت یا مسلمانانِ در مضیقه که از افشای اعتقادات واقعی خویش بیم دارند، انجام می گیرد. از چشم انداز تاریخی، شیعیان، چه اثناعشری و چه اسماعیلی، به طور معمول خود را در زیّ تسنّن، که شکل دهنده جماعت اکثریّت اند، پنهان داشته اند. سوال اصلی تحقیق این است که نحوه تقیه گُپتی ها چگونه است؟ یافته های تحقیق نشان می دهد گُپْتی ها که پیروان امام اسماعیلی اند و نامشان نیز به معنای پنهان یا مخفی است، نه در لباس اهل سنّت، که در کسوت هندوان پنهان می شوند. عمل تقیّه گُپْتی ها به دلیل دیگری نیز استثنایی است: هندوئیسم صرفاً پوششی برای پیشگیری از پیامدهای زیانبار نیست، بلکه بخشی جدایی ناپذیر از نظام اعتقادی و هویّتی گُپْتی ها، و اساس اعتقاد ایشان به آقاخان، نه تنها به عنوان امام، بلکه در جایگاه اَوتار عصر حاضر است.
تحلیل وجوه زبان قرآن در کارکردهای گزاره های تمثیلی اجتماعی
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
189 - 209
حوزههای تخصصی:
شماری از آیات قرآن، مشتمل بر گزاره های تمثیلی است و به منظور تفسیر درست، متقن و جامعی از متن قرآن، ضروری می نماید مفسران، در راستای دستیابی به مقاصد آیات، از شناخت وجوه زبان این گزاره ها و کارکردهای آنها برخوردار شوند و مکتب خویش را نسبت به نظرات «زبان شناسی» مشخص کنند. این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی بر اساس داده ها و اطلاعات کتابخانه ای به ویژه بهره جستن از کتب ادبی، بلاغی، تفاسیر متقدمین و متأخرین نگاشته شده است و در صدد دستیابی به پاسخ این سؤال است که زبان قرآن در کارکردهای گزاره های تمثیلی- اجتماعی از چه وجوهی برخوردار است؟ یافته های حاصل از آن عبارت اند از: چندوجهی، ذوجهات و ذواضلاع بودن زبان قرآن در بیان گزاره های تمثیلی و تک وجهی نبودن آن؛ به گونه ای که حقایق قرآن در قالبی ادبی و هنری به زبان تمثیلی و به صورت معرفت بخش و واقع گرا بیان شده است و از طریق کاربست این گزاره های تمثیلی، در عین تفهیم معنای سطحی و ظاهری گزاره ها، هم زمان معنای عمیق، باطنی و واقعی ورای ظواهر کلام نیز القا می شود و تخیل، توهم و کذب در آن راه ندارد و معنادار است. زبان مقدس آن، زبان اصلاحگر رفتارهای اجتماعی در اموری از قبیل عهدشکنی و انفاق نادرست است؛ افزون بر این، چند نوع دیگر از کاربست آن را در امور ذیل می توان برشمرد: زبان وحدت اجتماعی، زبان تعهدبرانگیزی در ثبات امنیت اجتماعی و زبان واقع گویی.
انعكاس الزمن السردي في رواية «جسر بنات يعقوب» وفقاً لخطاب جيرار جينيت السردي (1972م)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الشتاء ۱۴۴۶ شماره ۱۹
123 - 142
حوزههای تخصصی:
یُعدّ الزمن الإطار الذی تتدفق ضمنه الأحداث القصصیه، وهو من القضایا الجوهریه فی صیاغه النص النهائیه. إذ لا تکاد تتشکل الروایه بدون الزمن، لأنّ الفعل القصصی الذی یُعتبر من أهم العناصر المکونه والدافعه لأی سرد یقوم على أساس الزمن. ووفقاً لنظریه جیرار جینیت، تتشکل زمنیه السرد من خلال ثلاثه عناصر زمنیه: النظم والاستمراریه والتکرار. یهدف هذا البحث بالاعتماد على المنهج الوصفی-التحلیلی وباستخدام الأسلوب البنیوی إلى دراسه عنصر الزمن ومکوناته وفق نظریه جیرار جینیت فی روایه «جسر بنات یعقوب» للکاتب الفلسطینی حسن حمید (1955م). تُظهر دراسه الزمن السردی فی الروایه أن حسن حمید قد استثمر تقنیات الزمن المتنوعه ببراعه، مستخدماً جمیع أبعاده. ففی جانب النظم والترتیب، یمزج بین أسالیب السرد الحدیثه، مثل تیار الوعی وتستفید من عناصر مابعد الحداثه ویکسر النظم المنطقی للزمن، مما یُبعد ذهن القارئ عن الرّتابه والتکرار ویزید من جاذبیه السرد وتعقیده من خلال الاسترجاعات المتکرره وأحیاناً الاستباق. کما تبرز براعته فی استخدام المشهد والتوقف الوصفی والحذف والتلخیص إلی جانب الاستمراریه. فهو یستخدم المشهد لتقدیم الشخصیات والمواقف القصصیه، بینما یسعى فی التوقفات الوصفیه إلى تصویر خصائص الأماکن والبیئات والجوانب الداخلیه والخارجیه للشخصیات. وتکمن مهاره حسن حمید فی تقلیل سرعه السرد أحیاناً لتقدیم التفاصیل بدقه متناهیه وأحیانا یستخدم تقنیات الحذف والتلخیص لتجاوز الأحداث الأقل أهمیه، مما یزید من سرعه السرد. وعلاوه على ذلک، یبرز استخدامه المنطقی لأنواع التکرار، خاصه التکرار المتعدد والإعاده کدلیل على منهجه فی إبراز الأحداث المهمه وتلخیص الأحداث الأقل أهمیه، مما یعزز تأثیر السرد ویجذب ذهن القارئ. وهکذا تمکّن حسن حمید، من خلال توظیف الوظائف السردیه للزمن وبمساعده التشتت الزمنی، والاستمراریه، وتکرار الأحداث، من تهیئه السیاق المناسب لاقتراب القارئ من الطبقات الخفیه لعقلیه الشخصیات.
کلاهخود خدا و واقع گرایی تجربه دینی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
70 - 53
حوزههای تخصصی:
از جمله مسائل فراروی تجربه های دینی و عرفانی واقع نمایی آنها است و با پیدایش نظریه های جدید در عصب شناسی الهیات باب جدیدی در این باره گشوده شده است. یکی از دیدگاه های مطرح در این حوزه، موضع مایکل پرسینگر مبنی بر خاستگاه مغزی تجربه های دینی و امکان کنترل و همتاسازی آنها از طریق فناوری های پیشرفته است. این گمانه دستمایه ای برای جریان الحادی و شک گرا در مقابله با واقع گرایی تجربه دینی است. با توجه به اهمیت دفاع عقلانی و منطقی از تجربه ها و باورهای دینی در برابر چالش های نوپدید، هدف پژوهش حاضر بررسی میزان اعتبار علمی و نسبت دیدگاه یاد شده با واقع گرایی تجربه دینی است. مایکل پرسینگر روان شناس آمریکایی-کانادایی، مغز آدمی را جایگاه تمام تجربیات او دانسته و تجربه های دینی را با الگوهای خاصی از فعالیت های مغز مرتبط می داند. به نظر وی، تجربه های عرفانی و دینی توسط ریزموج های الکتریکی جاری در ساختارهای عمیق لوب تمپورال مغز برانگیخته می شوند. وی وقوع چنین تجربه هایی را قابل کنترل و همتاسازی از بیرون می داند و در این راستا، «کلاهخود خدا» را برای مطالعه تجربه های مذهبی و اثرات تحریک نامحسوس لوب گیجگاهی مغز به کار گرفت. براساس گزارش پرسینگر، بسیاری از افراد مورد آزمایش با به سر نهادن کلاهخود خدا تجربه های عرفانی و حالات دگرگون شده»ای را گزارش کرده اند. بر این اساس، او فرضیه تحریک الکتریکی مغز برای ایجاد تجربه عرفانی و دینی را ارائه کرد و لوب گیجگاهی را خاستگاه تجربه های دینی انگاشت. بنابراین، تجربه های عرفانی که طی قرون گذشته مبنای اصلی عقاید دینی و نظام های اعتقادی-اجتماعی مختلفی بوده و به مبادی کیهانی منتسب می شدند، ناشی از تأثیر میدان های مغناطیسی بر مغز انسان است. براساس این گمانه، دریافت های پیامبرانه و وحی نازل شده بر انبیای الهی نیز مستثنی نبوده و حالات پیامبران در زمان دریافت وحی را می توان نشانه نوعی بیماری همچون صرع و تشنّج مغزی قلمداد کرد. اکنون این سؤال مطرح می شود که درنتیجه چنین مدعیاتی، دیگر چه جایی برای اعتبار و ارزش تجربه های دینی، باورهای بنیادین دینی همچون خداباوری و نیز وحی الهی به مثابه عظیم ترین و مهم ترین منبع معرفت دینی و در یک کلمه، چه جایی برای واقع گرایی دینی باقی خواهد ماند؟ روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده، و نتایج نشان داد، دعاوی پرسینگر اشکالاتی را نشان می دهد از قبیل: اولاً، ناکامی در همتاسازی و شکست تکرار تجربه مورد ادعای وی توسط دیگر پژوهشگران؛ تا آنجا که شماری از آزمایش های غیرمستقیم نیز نتیجه ای مغایر با مدعای پرسینگر را به نمایش گذاشته اند. ثانیاً، آسیب مندی آزمایش های پرسینگر و فقدان شرایط لازم از قبیل دوسو کور بودن. ثالثاً، ضعف و نارسایی میدان های مغناطیسی تولیدشده توسط کلاهخود خدا و ناکارآیی میدان های مغناطیسی ضعیف در بازتولید آزمایشگاهی تجربه های مورد انتظار. رابعاً، پیچیدگی و چندعاملی بودن تجارب مذهبی، تا آنجا که حتی بر فرض مثبت بودن آزمایش های پرسینگر، تجارب مذهبی متأثر از عوامل انگیزشی، شناختی و زمینه ای مختلفی هستند و نمی توان آنها را با حالت های عصبی فیزیولوژیکی که به راحتی تعریف می شوند، یکسان انگاشت. به لحاظ دلالت معرفتی-الهیاتی نیز رویکرد الحادی بر آن است که تجربه های دینی و عرفانی، چیزی بیش از تصویرسازی ذهنی برآمده از فرآیندهای عصبی و رفتار طبیعی یا اختلالی سلول های مغزی نبوده و درنتیجه، نمی توان آنها را تجربه واقعی و حکایت گر واقعیات و مابازاء عینی ورای خود دانست. در نقد این گمانه روشن شد که، اولاً، بنیاد عصب شناختی تجربه، دلیل معتبری برای نفی واقع نمایی آن نیست؛ زیرا اگر صِرف جایگاه مغزی تجربه، نافی واقع نمایی آن باشد؛ همه تجربه های انسان بی اعتبار خواهند شد و شکاکیتی فراگیر رقم خواهد خورد. ثانیاً، ناواقع نمایی یک تجربه، زمانی نتیجه می شود که پیشاپیش، ارتباط آن با واقعیت و متعلق خارجی نفی شده باشد؛ لیکن تحقیقات و آزمایش های پرسینگر چنین چیزی را اثبات نمی کند. ثالثاً، ناواقع نماانگاری تجربه دینی، مبتنی بر یک سری مبانی متافیزیکی و پیشینی است و برداشت آن از دیدگاه علمی، ناشی از خلط تبیین طبیعی و فیزیکی با فیزیکالیسم و طبیعت گرایی فلسفی و مغالطه اخذ جزءالعله به جای تمام العله است. رابعاً، بنیاد عصب شناختی و ایجاد آزمایشگاهی تجربه دینی، حتی مستلزم موضع شک گرایانه هم نمی تواند باشد؛ بلکه از جهت دلالت معرفتی کاملاً لااقتضاء است. خامساً، اصل بر واقع نمایی سیستم شناختی انسان است. بدین جهت، همچون دیگر تجربه های رایج بشری، اصل بر واقع نمایی تجربه های دینی است؛ الاً ماخرج بالدلیل.
تحلیل شناختی استعاره های مفهومی دعا در قرآن و روایات با رویکرد تربیتی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۲
99 - 119
حوزههای تخصصی:
تصویرسازی یکی از جلوه های بی نظیر و شور انگیز زبان دین است معصومین(ع) بعنوان سرآمدان تفسیر قرآن کریم با استفاده استعاره؛ الفاظ را از دایره محدود معانی خارج کرده و تجلی واژگان و جملات را بسان مصداق های دقیق و عمیق، تصاویری زنده و تابلوهایی واضح و جذاب به تمامی مخاطبان ارائه می دهند؛ تا بدانجا که می توان زبان دینی را رستاخیز سخن نام گذاری کرد. در این پژوهش با روش کتابخانه ای به واکاوی استعاره های مفهومی دعا در قرآن و روایات پرداخته و سپس با روش تحلیل محتوا به این مهم دست یافته که؛ معصومین(ع) بعنوان مفسران واقعی قرآن کریم استعاره های مفهومی را برای سخنوری بیان نکردند و در پی این نبودند که شاهکار ادبی از خویش به یادگار، برجای گذارند. بلکه از منظر ائمه اطهار(ع) ابزار منتقل کردن مفاهیم والا و آموزه های ارزشمند است. و خود ادبیات و الفاظ هدف نیستند. در بعد تربیت اعتقادی مجسم کردن لذت و آثار رضایت الهی را برای متربیان است. دعا کردن یکی از راه های پیمودن مسیر تربیت الهی و رسیدن به مرحله رضوان الله است.
اشکالات تفتازانی بر این همانی وجود مطلق و واجب الوجود از منظر ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
81 - 102
حوزههای تخصصی:
تصورات مختلف از خدا (conceptions of God) یکی از بنیادین ترین بحث های فلسفه دین است. یکی از تصورات خاص از خدا که همواره مناقشه برانگیز بوده است، تصور محیی الدین ابن عربی از خداست. ابن عربی خدا را همان وجود مطلق می داند، به دیگر سخن، خدا و وجود مطلق را این همان می داند. یکی از برجسته ترین الاهی دانانی که به نقد انگاشت ابن عربی از خدا پرداخته است، شیخ سعد الدین تفتازانی می باشد که در کتاب شرح المقاصد خود اشکالات متعددی بر نظریه ابن عربی وارد ساخته است، از جمله: عدم تحقق وجود مطلق در عالم خارج، تحقق وجود مطلق در ضمن وجودات جزئی، واجب الوجود بودن تمام موجودات، کثرت وجود مطلق و عدم کثرت واجب الوجود، تشکیک وجود مطلق و عدم تشکیک واجب الوجود، اشتراک معنوی وجود مطلق و عدم اشتراک معنوی واجب الوجود، بداهت وجود مطلق و عدم بداهت واجب الوجود، عدم اتصاف وجود مطلق به علم و قدرت و اراده و اتصاف واجب تعالی به علم و قدرت و اراده، بی معنایی اموری از قبیل دعا و انزال کتاب آسمانی و ارسال رسل. در این نوشتار ضمن تقریر تصور ابن عربی از خدا، و همچنین تصور تفتازانی از خدا و انتقادهای او به ابن عربی نیز بیان و تحلیل می شوند. این پژوهش نخستین پژوهش در زبان فارسی است که به صورت بندی منطقی اشکالات تفتازانی، بر اساس متن شرح المقاصد، می پردازد و نویسنده می کوشد بدون رجوع به جوابیه های متأخر به بازنگری اشکالات تفتازانی بپردازد. بر اساسِ دستاوردِ این پژوهش، خلط تفتازانی میان معنای فلسفی وجود مطلق و معنای عرفانی وجود مطلق سبب شده است که اشکالات پیش گفته را مطرح کند.
دراسة كيفية تمثيل الحروف الغائبة في الإملاء العربي(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهدت العربیه فی الوقت الحاضر تحدیات کثیره جدیده فرضت على أبنائها التعامل مع دول وشعوب شتى وعلى کافه الأصعده، فکان على لغتهم العربیه أن تستجیب لکافّه تلک المستجدات، وقد استجابت لها. لکن بقیت بعض الثغرات التی کان من المفروض ألا تکون لو أنّ أبناء العربیه استوعبوا کافه طاقات لغتهم واستخدموها فی أماکنها الصحیحه. وأول تلک الطاقات المهمله فی اللغه هی الاستفاده من اللهجات العامیه کرافد یرفد الفصحى ویغذّیها، خاصه بالنسبه للأعلام الأعجمیه، حیث أدّت مسأله عدم وجود مقابل لخمسه من الأصوات الأعجمیه فی الأبجدیه العربیه، هی: الباء المثلّثه (پ)، الفاء المثلّثه (ڤ)، الزای المثلّثه (ژ)، الجیم المثلّثه (چ)، والکاف الفارسیه (گ) إلى إیجاد بلبله وتخبط فی کتابه تلک الأصوات. ثلاثه من تلک الأصوات الخمسه موجوده فی اللهجات العربیه قدیماً وحدیثاً، أی أنها لیست غریبه على الأذن العربیه إلا أنها لم تُکتب لاختصاصها ببعض اللهجات وقله التحدیات التی واجهت العربیه آنذاک. هدف الدراسه هو إیجاد نظام واحد فی طریقه کتابه تلک الحروف الخمسه عن طریق إضافه رموز إلى الأبجدیه العربیه لثلاثه منها، هی: الزای المثلّثه (ژ)، الجیم المثلّثه (چ)، والکاف الفارسیه (گ) واستبدال الآخرَین بأقرب معادل لهما، أی الباء والفاء. اعتمدت الدراسه المنهج الوصفی التحلیلی، حیث ناقشت طریقه العربیه فی التعامل مع الکلمات الأعجمیه، وشواهد من الکتابات المعاصره على طریقه کتابه الحروف الغائبه، وإثبات تواجد ثلاثه من الحروف الغائبه فی اللهجات العربیه القدیمه. وتوصلت إلى أنّ الحلّ یکمن فی استعاره ثلاثه رسوم من الفارسیه التی تشارک العربیه فی الإملاء والأبجدیه وإضافتها إلى الأبجدیه العربیه. ولیست تلک إضافه بقدر ما هی ترمیم وتکمیل للأبجدیه العربیه، فالأصل هو عربیه تلک الأصوات.
ارزش فرزندان از دیدگاه والدین شهر قم و بررسی آن از منظر اسلامی؛ مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فرهنگی اجتماعی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
59 - 80
حوزههای تخصصی:
شناخت ارزش های مثبت و منفی فرزندان از منظر والدین به دلیل تأثیری که در تصمیم گیری ها و انگیزه های والدین برای فرزندآوری دارد، نقش مهمی در تغییرات سطوح باروری یک جامعه ایفا می کند. پژوهش حاضر، به منظور بررسی ارزش فرزندان از دیدگاه والدین شهر قم انجام شد. روش این پژوهش به لحاظ هدف بنیادی و به لحاظ رویکرد کیفی از نوع تحلیل مضمون به شیوه براون و کلارک (2006) است. جامعه پژوهش شامل زوجین دارای فرزند بود که به غرفه های نمایشگاهی جمعیت در شهر قم در سال 1403 مراجعه داشتند و علاقه مند به حضور در مطالعه حاضر بودند. نمونه متشکل از 30 نفر از والدین 25 52 سال که در پژوهش حضور داشتند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته و به منظور تحلیل داده ها از کدگذاری نظری اولیه و با استفاده از مقوله بندی این کدها استفاده شد که 250 کد باز، 34 مقوله و 11 زیرمقوله و 2 محور دست یافت. تحلیل داده ها نشان داد که ارزش فرزندان، دارای دو محور اصلی ارزش مثبت و منفی فرزندان و 11 زیرمقوله با عناوین «نشاط و شادکامی»، «احساس خوش معنوی»، «امیدبخشی»، «یاری دهندگی»، «تقویت و توسعه خود»، «پایداری زندگی مشترک»، «پویایی و کارآمدی خانواده»، «هراس از نیازهای فرزندان»، «هزینه اقتصادی»، «مشکلات خانوادگی»، «زحمات جسمی» می باشد و در انتها به بررسی ارزش های منفی فرزندان از منظر اسلامی پرداخته شد.
تأثیر سند بین المللی NSSM200 بر تحولات جمعیتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فرهنگی اجتماعی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
101 - 118
حوزههای تخصصی:
جمعیت همواره یکی از راهبردی ترین مؤلفه ها در سرنوشت جوامع بوده است. این مسئله افزون بر تأثیرپذیری از متغیرهای متعدد اقتصادی، امنیتی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی و... در داخل کشورها، به دلیل درهم تنیدگی نظام مسائل و موضوعات در عصر حاضر، از متغیرها و اسناد بین المللی نیز متأثر بوده است. یکی از مهم ترین اسناد بین المللی تأثیرگذار در نیم قرن اخیر در تحولات جمعیتی کشورها، سند مطالعات امنیت ملی امریکا (پیامدهای رشد جمعیت جهان بر امنیت و منافع برون مرزی ایالات متحده) است که با هدف مدیریت جمعیت جهان در راستای منافع این کشور طراحی و در کشورهای گونگون اجرا شده است. در این نوشتار برآنیم تا با روشی تحلیلی توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، نقش آفرینی این سند در روند کاهش جمعیت ج.ا.ایران و تبدیل این کشور به الگوی کاهش جمعیت در سطح جهانی را واکاوی نماییم. یافته های پژوهش بیانگر آن است که کاربست الگوی این سند در ساختارها و بافتارهای ج.ا.ایران، با تأثیرگذاری در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های علمی، اقتصادی، آموزشی، بهداشتی، فرهنگی و...، یکی از اصلی ترین عوامل در کاهش شدید رشد جمعیت ایران بوده است.
نقد رتوریک نامه های پولس با تکیه بر سه گانۀ بلاغی ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
85 - 102
حوزههای تخصصی:
یکی از روش های نقد کتاب مقدس، نقد رتوریکی و بلاغی است که در جرگه نقدهای ادبی به شمار می رود. ارسطو در کتاب خطابه خویش بلاغت و اقناعگری یک خطابه و متن را در سه چیز می داند: وجاهت متکلم (ایتوس)، تأثیرگذاری بر احساسات مخاطب (پاتوس) و آوردن استدلالات کافی (لوگوس). این مقاله درصدد است که با روش توصیفی تحلیلی و مراجعه به متن نامه های پولس، سه گانه یادشده را در آنها بررسی کند. بر اساس نتایج این تحقیق، پولس با ادبیات زندگی نامه ای کوشید وجاهت و تمایز خود را برای مخاطب تثبیت کند؛ همچنین او با روش های مختلف بر عواطف و احساسات مخاطبانش تأثیر گذاشت. همه اینها مقدمه ای بود تا پولس با استفاده از استدلالات و تمثیلات مختلف، بشارت اصلی خویش (نجات شناسی مسیح) را برای مخاطب ترسیم کند. توجه به ابعاد سه گانه ارسطویی در نامه های پولس، آن را به متونی تأثیرگذار در مسیحیت تبدیل کرده است.
ضرورت، امکانات و نوآوری های پایگاه پژوهشی مطالعات ادیانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
141 - 156
حوزههای تخصصی:
پایگاه پژوهشی مطالعات ادیانی به عنوان یک سکوی اینترنتی نوآورانه و نسبتا جامع، به منظور تسهیل پژوهش و آموزش در حوزه مطالعات ادیان راه اندازی شده است. این پایگاه با هدف فراهم کردن دسترسی آسان و متمرکز به منابع علمی، مقالات، پایان نامه ها و سایر محتوای تخصصی، به ویژه برای پژوهشگران، دانشجویان و اساتید حوزه ادیان، ایجاد شده است. از مهم ترین ویژگی های این پایگاه می توان به مدیریت کاربران با نقش ها و دسترسی های متفاوت، امکانات ایجاد محتوای تخصصی نظیر مقالات، منابع، واژه نامه، اخبار و رویدادها، و همچنین امکان برگزاری کلاس ها و جلسات آنلاین اشاره کرد. نوآوری های برجسته این پایگاه شامل روندنمای زمانی رویدادهای تاریخی، آمار جمعیت ادیان به شیوه های ابداعی، امکان ثبت پژوهش و قابلیت پیام رسانی داخلی برای تسهیل ارتباطات بین اعضا می باشد. این مقاله به بررسی ضرورت وجود چنین پایگاهی، فواید آن، مقایسه با پایگاه های مشابه داخلی و خارجی، و نوآوری های موجود در این سکو می پردازد. این پایگاه با ارائه امکانات چندرسانه ای و ابزارهای مشارکتی، به عنوان یک مرجع علمی و پژوهشی مهم در حوزه مطالعات ادیانی به شمار می آید و چشم انداز توسعه آن در آینده، بر ارتقای کیفیت پژوهش ها و گسترش شبکه های علمی تأثیرگذار خواهد بود.
انسان شناسی مسیحی، دوگانه گرا یا سه گانه گرا؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
43 - 58
حوزههای تخصصی:
پولس رسول در یکی از دیدگاه های الهیاتی اش معتقد است که آدم ابوالبشر با عصیان خود و خوردن میوه ممنوعه، مرگ را برای خود و همه ابنای بشر به ارمغان آورد. اگرچه گاه این مرگ به معنای موت و انفکاک نفس از جسم تفسیر می شود، اما واقعیت این است که این مرگ در همان حالی که انسان از نظر جسمانی زنده است، رخ می دهد و آدمی درحالی که زنده است، مرده است. در باب حل این مسئله دیدگاهی مطرح شد که در آن انسان دارای سه ساحت جسم، نفس و روح است و مرگی که پولس در نظر گرفته، مرگ روح است و به نوعی سه گانه انگاری ارائه شد. البته در برابر این دیدگاه، نگرش دوگانه انگار نیز وجود دارد که آدمی را تنها دارای جسم و روح در نظر گرفته است. اکنون در این نوشتار، با مراجعه به کتاب مقدس و تفاسیر آن، در پی بررسی این دو دیدگاهیم و البته در نهایت با بررسی ادله دو طرف به این نتیجه می رسیم که برداشت سه گانه انگار درباره ساحت های وجودی انسان، از منظر کتاب مقدس چندان موجه نیست و اندیشمندان مسیحی نمی توانند برای تبیین دیدگاه پولس به آن تکیه کنند.
تحليل كيفية تمثيل الناشطين الاجتماعيين في رواية «ساعة بغداد» لشهد الراوي على ضوء نظرية فان ليوين(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الروایه هی وصف شامل للحیاه الاجتماعیه وعناصرها المقومه کالشخصیات والأحداث والأحادیث وباختصار جمیع عناصر الروایه، تعکس صوره واقعیه لعناصر مجتمع الکاتب ولهذا السبب یمکن القول أن القراءه السوسیولوجیه هی أکمل القراءات للروایه وأقواها ویعتبر هذا النوع من الفن من أکثر الفنون تعبیرًا عما فی الحیاه. وعلى هذا یمکن نقد الروایه المعاصره باستخدام نظریات سوسیولوجیه مختلفه. إحدى هذه النظریات هی نظریه الناشطین الاجتماعیین التی وضعها ثیو فان لیوون. الناشطون الاجتماعیون یلعبون دورًا هامّاً لتقدم الخطاب وصناعه النص، لأنهم أذرع أساسیه للنصوص والخطابات. ولکن لا یتم إیلاء الکثیر من الاهتمام لتمثیلهم. ویرى فان لیوین أن الناشطین یتم تمثیلهم بطریقتین عامتین: الحذف والإظهار ولکل منهما فروع فرعیه، ومعرفه کیفیه تمثیلهم أمر مهم لاکتشاف الخطابات. لقد اختار هذا المقال روایه «ساعه بغداد» للکاتبه العراقیه شهد الراوی موضوعاً للبحث من أجل التحقیق لتمثیل الناشطین الاجتماعیین فیها ویرید تحدید وظائفهم التی تسرّبت فی الطبقات السفلیه للروایه وتعریفها. الهدف من هذا البحث هو تحلیل خطاب العمل ووظائفه الاجتماعیه الدلالیه التی یعرضها کل من الناشطین من خلال طرق تمثیلهم المختلفه للقارئ. تظهر نتیجه البحث أن الکاتبه استخدمت کافه طرق التمثیل المختلفه وهذا التنوع جعل عملها مقروءاً وجذاباً، إلا أن اهتمام الکاتبه بعنصر التعبیر أکثر من الحذف هو وسیله لتصور مآسی العراق ولبنان. وفی أسالیب التعبیر أیضاً، فقد روعی أسلوب توصیف جزء منها أکثر من بقیه الأسالیب لإظهار الدینامیکیه والحرکه على مستوى القصه رغم وجود آثار مدمره ومتأثره بالحرب والاحتلال. المنهج المستخدم فی هذا البحث هو الوصفی-التحلیلی.
خدمات ابوالفضل تولیت (1300-1358) بر پایه اطلاعات شفاهی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
243 - 219
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی زندگی و شخصیت ابوالفضل تولیت، از چهره های شناخته شده آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) در قم بوده است. وی که سال ها در سمت متولی باشی آستانه خدمت کرد، شخصیتی ممتاز در تاریخ معاصر قم به شمار می رود که منش اخلاقی، سبک مدیریت، و شیوه تعامل ایشان با زائران، کارکنان، و عالمان دینی، مورد توجه و ستایش اطرافیان و هم عصرانش بوده است. در این راستا، پژوهش حاضر به بازخوانی سیمای فردی و اجتماعی وی با تکیه بر خاطرات شفاهی نزدیکان، همکاران و چهره های فرهنگی قم پرداخته است؛ آن هم در شرایطی که درباره او تاکنون اثری مدون و تحلیلی منتشر نشده و نام ایشان تنها به صورت پراکنده در برخی خاطرات و نقل قول ها آمده است. در این تحقیق با اشاره به اهمیت جایگاه متولی باشی در ساختار اداری آستانه و نیز نسبت این منصب با تحولات اجتماعی قم در قرن چهاردهم شمسی، بر ضرورت توجه به نقش افرادی مانند ابوالفضل تولیت تأکید شده است. در این تحقیق تلاش شده با گردآوری و تحلیل روایت های پراکنده درباره زندگی و شیوه زیست وی، از خلال گفت وگو با خانواده، دوستان، و همکاران او، تصویری مستند و کامل از وی ارائه شود. ابوالفضل تولیت فردی آراسته، خوش پوش، مؤدب، باوقار، سلیم النفس و پرهیزکار بوده و سلوک و رفتار وی با خادمان، طلاب، و حتی عامه مردم، همراه با ادب، فروتنی و انصاف بوده است. به رغم در اختیار داشتن موقعیتی مهم در آستانه، هرگز به قدرت نمایی یا سوءاستفاده از جایگاه خود روی نیاورد. مبتنی بر گزارش های کارکنان آستانه و برخی طلاب، به لحاظ اجتماعی وی فردی منظم، جدی، متعهد و مسئولیت پذیر بود. تولیت اگرچه از طبقه روحانیت نبود، اما رابطه ای محترمانه با علما و بزرگان حوزه داشت و با برخی از آنان، چون آیت الله مرعشی نجفی، آیت الله گلپایگانی و دیگران ارتباط عمیق و معناداری داشت. از نکات مهم شخصیتی او، دوری از ظواهر و تملق و نیز پرهیز از پیوستن به محافل قدرت بود. همین ویژگی ها موجب شد که در ذهن جمعی کارکنان آستانه و نیز برخی فضلای حوزه، به عنوان شخصیتی مورد اعتماد و مایه آرامش معرفی گردد. مبتنی بر مصاحبه های صورت گرفته، وی حافظه ای قوی در حفظ اشعار فارسی به ویژه غزلیات حافظ داشت و در نقل متون و اشعار، با ذوق و دقت سخن می گفت. این ویژگی، همراه با رفتار صمیمی و مودبانه او، موجب نزدیکی دل ها و محبوبیت وی در میان کارکنان آستانه شده بود. از منظر مدیریت، تولیت در انجام وظایف خود فردی منظم و پاسخ گو بود. به مسئولیت ها با دقت می نگریست و با حساسیت بر آراستگی فضای آستانه، رفتار خادمان، و رعایت احترام زائران، نظارت داشت. در عین حال، در موارد اختلاف یا ناهنجاری، با آرامش، بی طرفی و تدبیر عمل می کرد و می کوشید شأن مکان مقدس را از تنش ها دور نگه دارد. او حریم قدسی حرم را می شناخت و با اعمال خود به حفظ این حریم کمک می کرد. ابوالفضل تولیت نمونه ای از مدیران مذهبی غیرروحانی در نهادهای دینی ایران معاصر بوده است که با تعهد، اخلاق و مسئولیت پذیری، جایگاهی ماندگار در حافظه جمعی محیط دینی خود به جا گذاشت. وی در سال ۱۳۵۸ درگذشت و در حیات و پس از وفاتش، مورد احترام بسیاری از اهل علم، ادب و کارکنان آستانه باقی ماند.
بررسی میزان تأکید بر شیوه های اندیشه ورزی در پرسش های خود ارزیابی کتاب فارسی پایه نهم، بر اساس سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۷
241 - 267
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق، سنجش میزان توجه مؤلفین کتب درسی به ارتقاء انواع اندیشه ورزی دانش آموزان و تأکید بر شیوه های آن، متناسب با سن آن ها مبتنی برجزء دو، سه و هفت بند چهارم سیاست های کلی ابلاغی مقام معظم رهبری در زمینه ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور می باشد. در این پژوهش درس های اصلی کتاب فارسی پایه نهم و بخش خود ارزیابی آنها طبق مؤلفه های تفکر خلاق، تفکراستدلالی، حل مسأله، اصلاح تفکر نادرست، تفکر انتقادی و فراشناخت موردبررسی قرار گرفته است. روش پژوهش از نظر هدف تحقیق؛ کاربردی، از نظر رویکرد؛کیفی، از نظر جمع آوری داده ها؛ اسنادی- کتابخانه ای و شیوه بررسی مطالب توصیفی- تحلیلی است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که کتاب فارسی پایه نهم در حد قابل قبولی توانسته است در گسترش و آموزش فرهنگ تفکر مطابق با سند یاد شده مؤثر واقع شود. متن درس ها با مفاد سند در زمینه کاربرد روش های یاددهی، یادگیری متنوع و مطلوب، انطباق دارد. بالاترین میزان کاربرد شیوه های تفکر در محتوای دروس، تفکر استدلال تمثیلی با 71/25% و پایین ترین میزان کاربرد آن، تفکر اصلاح باورهای نادرست با 85/2% می باشد. از شیوه تفکر فراشناخت نیز استفاده ای نشده است. در بخش خود ارزیابی نیز از تفکر استدلالی بیشترین استفاده با فراوانی 6/26%، و ازتفکر اصلاح باورهای نادرست با 2/2%، کمترین بهره برده شده است.
آسیب شناسی نفوذ استعمار نو بر اندیشه انقلابی جوانان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
152 - 177
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران که با هدف ایجاد تمدن نوین اسلامی و اجرای ارزش های اصیل اسلامی پدید آمد، به دلیل ماهیت استکبارستیزی اش، هماره در معرض تهدید و دشمنی قدرت های شرق و غرب قرار داشته است. در سال های اخیر، این دشمنی ها با شیوه های گوناگونی رخ نموده که جهانی سازی و استعمار فرانو از جمله آنهاست. پژوهش پیشِ رو، تلاش دارد با روش توصیفی تحلیلی، پس از تبیین مفهوم انقلابی گری و نظریه نظام انقلابی، به بررسی راه های نفوذ دشمن، به ویژه از طریق جهانی سازی و نفوذ فرهنگی بپردازد. در این زمینه، نظریه"دهکده جهانی"، سند آموزشی 2030، و رسانه های وابسته، به عنوان ابزارهایی برای تحمیل فرهنگ غربی و تضعیف فرهنگ بومی کشور معرفی و نقد شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که جهانی سازی در قالب جدید خود، نوعی استعمار فرانو (مدرن) است. معاهده هایی مانند سند 2030 که با نام توسعه پایدار معرفی می شوند، در واقع هدفشان نفوذ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی به کشورهای اسلامی و نزدیک کردن آنها به الگوی غربی است. همچنین رسانه ها با ترویج فرهنگ های بیگانه، تضعیف هویت ملی و ارائه الگوهای جذاب ولی نادرست به جوانان، تلاش می کنند آنها را از ارزش های اسلامی و انقلابی دور کنند.
عدم حجیت علم حسی قاضی مأذون در جرائم حق اللهی با تأکید بر دیدگاه امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶
105 - 131
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم در فقه قضایی مسئله حجیت علم قاضی و گستره آن است؛ به ویژه آنکه علم قاضی و نیز دعاوی حقوقی از جهات گوناگونی قابل دسته بندی هستند. در دوره معاصر با توجه به پیدایش مفهومِ قاضی مأذون و نیز ابهام قوانین موضوعه مربوطه، پیچیدگی این مبحث بیشتر شده است. در این نوشتار مسئله حجیت علم ناشی از ادراک حسی قاضی مأذون در مسائل کیفری حق اللهی با رویکرد به آرا و مبانی امام خمینی موردبررسی قرار می گیرد؛ بدین منظور نخست مسئله ادراک حسی از دیدگاه منطقی و امکان حجیت دهی شرعی به آن بررسی شده است؛ سپس گستره حجیت علم ناشی از ادراک حسی با توجه به سیره عقلایی موردتحقیق قرارگرفته و ضمن مشخص نمودن محور اصلی در بحث از حجیت علم حسی قاضی مجتهد، ادله عدم حجیت علم حسی قاضی مأذون در مسائل کیفری بیان شده است. نتیجه آنکه قاضی مجتهد و قاضی مأذون در هیچ حالتی حق استناد به علم ناشی از ادراک حسی خود را در جرائم حق اللهی نخواهند داشت و این ممنوعیت در مورد قاضی مأذون روشن تر است.
بررسی فقهی نشر محرمیت رضاعی با شیر حاصل از تلقیح مصنوعی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
گستردگی درمان های ناباروری به روش تلقیح مصنوعی، پاسخ به این پرسش را ضروری می سازد که آیا رضاع با شیر حاصل از این بارداری ها، موجب و سبب نشر محرمیت رضاعی بین شیرخوار با صاحب اسپرم یا صاحب رحم در فرایند تلقیح مصنوعی و توابع (محارم نسبی) وی می شود یا خیر؟ می توان گفت بهترین دلیل صحیحه عبدالله بن سنان است که در آن از تعبیر «أرضَعَت إمرأتُک من لبنِک و لبنِ وَلدِک» برای بیان نشر حرمت رضاعی استفاده شده است. به نظر می رسد اگرچه تعبیر «لبن ولدک» در مورد شیر حاصل از بارداری نامشروع نیز صادق است، اما با توجه به در مقام تحدید بودن تعبیر «امرأتک»، اشتراط مشروعیت شکل گیری جنین برای نشر حرمت رضاعی قابل استفاده است. همچنین در دو مورد رضاع با شیر حاصل از تلقیح اسپرم مرد با تخمک همسر شرعی اش و انتقال رویان پدیدآمده از این تلقیح به رحم اجاره ای زن بیگانه، و مورد تلقیح اسپرم مرد با تخمک زن بیگانه مطلقاً (چه رویان به رحم اجاره ای منتقل شود و چه به رحم همسر شرعی صاحب اسپرم)، مقتضای اطلاق آیه )اُحِلَّ لَکُم مَا وَرَاءَ ذَلِکُم( و جریان استصحاب حلیت ازدواج، نشر نیافتن محرمیت رضاعی بین شیرخوار با صاحب اسپرم و صاحب رحم است؛ اما در صورتی که اسپرم مرد با تخمک همسر خودش تلقیح، و به رحم وی منتقل شود، ولو اینکه آمیزشی صورت نگرفته باشد، نشر حرمت رضاعی به مقتضای صحیحه عبدالله بن سنان ثابت است.
تحول انگار سَحَر در فرهنگ اسلامی و ضرورت بازفهم آیات و روایات مرتبط با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
71 - 104
حوزههای تخصصی:
قول مشهور در میان مسلمانان این است که سحر به بازه پایانی شب گفته می شود؛ بازه ای که با طلوع فجر صادق پایان می پذیرد. همه کاربردهای تعبیر در آیات و روایات نیز براساس همین درک از مفهوم سحر تفسیر شده اند. ازسوی دیگر، مطالعات معاصر نشان می دهد که این تعبیر در نمونه هایی از کاربردهای سده نخست هجری، بر طلوع صبح و بعد از آن و نه زمانی پیش تر دلالت داشته است. براساس این مطالعات، سحر احتمالاً در فرهنگ عربی سده نخست هجری به معنای صبح بوده و از دوره ای نامعلوم و بر اثر تحولی تدریجی، بر پایان شب اطلاق شده است. این مطالعات بر مرور نمونه هایی محدود از آیات و روایات و گزارش های تاریخی بنا شده و به ویژه، نمونه های ناهمسو با این فرضیه را نادیده گرفته اند. ازاین رو، سنجش فرضیه یادشده بنابر استقصای شواهد و نمونه ها و تفسیر و تحلیل محتوای همه آن ها ضروری است. هدف جستار حاضر آن است که احتمال وقوع چنین تحولی در معنای سحر و زمان و علل و اسباب احتمالی وقوع آن بازشناخته شود. فرضیه مطالعه کنونی آن است که معنای سحر به تدریج از نیمه های سده نخست هجری دچار تحول شده و در نتیجه این تحول، تعبیر سحر که پیش تر بر بازه آغازین صبح (یعنی از طلوع فجر کاذب تا طلوع خورشید) دلالت می کرده، بر بخش پایانی شب (یعنی از اواخر شب تا طلوع فجر صادق) دلالت یافته است و احتمالاً اصلی ترین علت این تحول نیز رواج تدریجی آداب روزه داری اسلامی و استلزامات آن بوده است.
بررسی ارتباط انسان کامل با مراتب هستی در اندیشه عرفانی علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
327 - 342
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی ارتباط انسان شناسی با مراتب هستی در دیدگاه علامه طباطبایی می پردازد. انسان به عنوان موجودی عقلانی و روحانی همواره در کانون توجه فلسفی و عرفانی قرارداشته است. علامه طباطبایی با تکیه بر آموزه های فلسفی و عرفانی اسلامی، مفاهیمی چون انسان کامل و مراتب هستی را تحلیل کرده و به اهمیت شناخت انسان به عنوان مبنای تمامی معارف بشری تأکیدمی کند. هدف این مقاله تبیین مراتب امکان و گستره هستی شناسی و منابع لازم برای شناخت انسان کامل در اندیشه علامه است. سوالات اصلی شامل چگونگی دستیابی انسان به کمال نهایی و رابطه او با مراتب هستی است. علامه بر این باور است که انسان کامل به عنوان خلیفه خداوند، توانایی سیر در مراتب هستی و دستیابی به قله کمال را دارد. این سیر، نیازمند مراقبت نفس و تقویت معرفت و اخلاق است و تنها با راهنمایی انسان کامل ممکن می شود. اهمیت این موضوع در آن است که درک عمیق از ذات و قابلیت های انسان نه تنها به روشنگری در شناخت های دینی و فلسفی کمک می کند، بلکه زمینه ساز پویایی در علوم و معارف دیگر نیز خواهدبود. نتایج این پژوهش به درک بهتر جایگاه انسان در نظام هستی و ارتباط او با خداوند منجرمی شود و نشان می دهد که رسیدن به کمال انسانی یک فرایند پیچیده و مستلزم تلاش و اراده قوی است. کلیدواژه ها: انسان کامل، مراتب هستی، علامه طباطبایی، عرفان، سیر و سلوک