ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۸۱ تا ۱٬۳۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
۱۲۸۱.

ارائه مدل ساختاری روابط انعطاف پذیری تصویر بدن با خودکارآمدی وزن و نقش واسطه ای تاب آوری در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انعطاف پذیری تصویر بدن تاب-آوری تخمدان پلی کیستیک خودکارآمدی وزن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۵۹
زمینه: سندرم تخمدان پلی کیستیک یکی از شایع ترین اختلالات هورمونی در زنان است که می تواند پیامدهای جسمانی، روانی و اجتماعی گسترده ای داشته باشد. تصویر بدن، به عنوان ادراک فرد از ظاهر جسمی خود، و خودکارآمدی وزن، به معنای اعتماد به توانایی فرد در مدیریت وزن، از جنبه های مهم روانشناختی در این افراد هستند. با این حال، نقش انعطاف پذیری تصویر بدن بر خودکارآمدی وزن و تأثیر تاب آوری به عنوان متغیر واسطه ای، به طور کامل بررسی نشده است. هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه مدل ساختاری روابط انعطاف پذیری تصویر بدن با خودکارآمدی وزن و نقش واسطه ای تاب آوری در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک بود. روش: روش پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان و دختران مبتلا به سندرم تخمدان پل یکیستیک مراجعه کننده به بیمارستان کمالی شهرکرج در سال 1403- 1402 تشکیل داد و از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 600 نفر انتخاب شدند و به پرسشنامه های تاب آوری (کانر دیویدسون، 2003)، خودکارآمدی وزنی (کلارک و همکاران، 1991) و انعطاف پذیری تصویر بدن (ماگالانز، 2015) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون در نرم افزار SPSS نسخه 26 و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار PLS نسخه 4 انجام شد. یافته ها: بررسی مسیرهای معنادار شده نشان داد که انعطاف پذیری تصویر بدن بر تاب آوری و نیز تاب آوری بر سبک زندگی مبتنی بر خودکارآمدی وزنی زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک تأثیری مثبت و معنادار دارد (05/0 >P) و بالعکس، انعطاف ناپذیری تصویر بدنی بصورت غیر مستقیم بر خودکارآمدی وزنی زنان تأثیری منفی خواهد گذاشت (05/0 >P). از این یافته ها چنین استنتاج می شود که داشتن انعطاف پذیری در تصویر بدن قادر است بر تاب آوری تأثیر بگذارد و در نتیجه، تاب آوری به عنوان یک عامل واسطه ای به بهبود خو
۱۲۸۲.

اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بوربا بر اهمال کاری تحصیلی، هدف گرایی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش اخلاقی اهمال کاری تحصیلی هدف گرایی تحصیلی اشتیاق تحصیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۲۲۱
امروزه بهبود اشتیاق و هدف گرایی تحصیلی و کاهش رفتارهای اهمال کارانه میان دانش آموزان به ویژه نوجوانان و انجام مداخلات منجر به چنین تغییراتی از اهمیت بسیاری برخوردار است. بنابراین هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بوربا بر اهمال کاری تحصیلی، هدف گرایی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان دختر بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه مدارس غیردولتی رجایی شهر کرج در سال 1403 بود که به روش نمونه گیری هدفمند، 30 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل، هر گروه 15 نفر جایدهی شدند. گروه آزمایش تحت آموزش 11جلسه ای (90 دقیقه) هوش اخلاقی بوربا (1399) قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه های اهمال کاری تحصیلی سواری و همکاران (1390)، هدف گرایی تحصیلی بوفارد و همکاران (1998) و اشتیاق تحصیلی فردریکز (2004) بودند. یافته ها نشان داد آموزش هوش اخلاقی بوربا بر اهمال کاری تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و هدف گرایی تحصیلی دختران نوجوان اثربخش بود (05/0>P) و این اثربخشی در دوره پیگیری 2ماهه نیز، تداوم داشت. طبق یافته های پژوهش، آموزش مهارت های هوش اخلاقی در مدارس توسط مشاوران و معلمان و نیز قرار دادن مفاهیم اصلی و چگونگی به کارگیری این این مهارت ها در کتب مهارت های زندگی مهم و ضروری است.
۱۲۸۳.

بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب، ناگویی هیجانی و پیروی از درمان در نوجوانان دختر مبتلا به ریفلاکس معده- مری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد اضطراب ناگویی هیجانی پیروی از درمان نوجوانان دختر مبتلا به ریفلاکس معده- مری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۱۳۳
زمینه: مطالعات نشان داده است ریﻔﻼﻛﺲ ﻣﻌﺪه- مری از شایع ترین اختلالات دﺳﺘﮕﺎه ﮔﻮارش اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣیﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺮ ﺳﻼﻣﺖ رواﻧی بیماران ﺗأﺛیﺮ ﺳﻮء داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای بسیاری از اختلالات روانشناختی در اقشار گوناگون بررسی شده است، اما در مطالعات داخلی تاکنون اثربخشی این رویکرد در بیماران مبتلا به ریفلاکس معده-مری مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب، ناگویی هیجانی و پیروی از درمان نوجوانان دختر مبتلا به ریفلاکس معده- مری انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی نوجوانان دختر مبتلا به ریفلاکس معده- مری مراجعه کننده به بیمارستان ثارالله کرج در سال 1402 بود که از بین آن ها، 30 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. گروه آزمایش تحت آموزش 8 جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفت، ولی گروه گواه هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکرد. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب (بک و استر، 1990)، ناگویی هیجانی تورنتو (بگبی و همکاران، 1994) و پیروی از درمان دارویی (موریسکی و همکاران، 2008) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تحلیل کوواریانس یک راهه و نرم افزار SPSS-22 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که پس از تعدیل نمرات پیش آزمون بین گروه ها، نمرات پس آزمون در بین گروه های آزمایش و گواه دارای تفاوت معنی داری بود (05/0 P<). هم چنین نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به طور معناداری باعث کاهش سطح اضطراب و ناگویی هیجانی در شرکت کنندگان شد (05/0 P<). هم چنین نتایج نشان داد درمان مورد استفاده منجر به افزایش پیروی از درمان در اعضای گروه آزمایش شد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود، متخصصان (پزشکان، روان پزشکان و روانشناسان) از این شیوه درمانی در کنار دارو درمانی در جهت کاه
۱۲۸۴.

بررسی اثربخشی بازی درمانی شناختی – رفتاری بر علائم اضطراب جدایی کودکان 11 تا 12 ساله، با نقش تعدیل گر انعطاف پذیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اضطراب جدایی کودکان انعطاف پذیری شناختی بازی درمانی شناختی – رفتاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۵۸
زمینه: اختلال اضطراب جدایی یکی از شایع ترین اختلالات در بین مشکلات رفتاری کودکان است که منجر به اختلال در عملکرد تحصیلی، سازگاری اجتماعی، زندگی خانوادگی و روابط با همسالان می شود. علی رغم مطالعات متعدد در مورد بررسی اثربخشی درمانی شناختی- رفتاری براضطراب جدایی کودکان، در مورد تقش تعدیل گر انعطاف پذیری شناختی در این اثربخشی، خلأ پژوهشی وجود دارد. هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثر بخشی بازی درمانی شناختی- رفتاری بر اضطراب جدایی کودکان 11 تا 12 ساله با توجه به نقش تعدیل گر انعطاف پذیری شناختی انجام شد. روش: روش این پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون–پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان 11 تا 12 ساله با اضطراب جدایی بود که در سال تحصیلی 1403-1402 به کیلینیک های تخصصی کودک و نوجوان در غرب شهر تهران (گیشا)، مراجعه کرده بودند که از بین آن ها 110 نفراز طریق مصاحبه بالینی با مادر با استفاده از علائم تشخیصی DSM-5 و پرسشنامه اضطراب جدایی کودکان فرم والد (هان و همکاران، 2003) به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. در نهایت، 30 نفر با انعطاف پذیری شناختی بالا و 30 نفر با انعطاف پذیری شناختی پایین انتخاب شده و در دو گروه آزمایش (30 نفر) و گواه (30 نفر) گمارش شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب جدایی کودکان فرم والد (هان و همکاران، 2003) و انعطاف پذیری شناختی (دنیس و وندروال،2010) استفاده شد. برای آموزش گروه آزمایش از پروتکل درمان شناختی-رفتاری اضطراب برای کودکان (کندال و هدکی، 2006) در طی 12 جلسه 45 دقیقه ای استفاده شد. هم چنین برای تحلیل داده ها از تحیل کواریانس تک متغیره و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS-26 استفاده شد. یافته ها: نتایج تحیل کواریانس تک متغیره، حاکی از تأثیر معنادار متغیر انعطاف پذیری در اثربخشی بازی درمانی شناختی-رفتاری بر بهبود نشانه های بالینی اضطراب جدایی کودکان بود (05/0 P<). هم چنین نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون بنفرونی در مرحله پیگیری نیز نشان داد، اندازه اثر گروه بازی درمانی شناختی-رفتاری با انعطاف بالا به طور چشمگیری بالاتر از اندازه اثر گروه بازی درمانی شناختی- رفتاری با انعطاف پایین بود، بنابراین، نقش تعدیل کنندگی انعطاف پذیری شناختی تأیید شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، بازی درمانی شناختی-رفتاری بر کاهش علائم اضطراب جدایی کودکان تأثیرگذار است، اما میزان اثربخشی آن به سطح انعطاف پذیری شناختی در کودکان بستگی دارد. ازاین رو، لازم است در درمان کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی، بازی هایی برای افزایش انعطاف پذیری شناختی لحاظ شود.
۱۲۸۵.

اثربخشی درمان مبتنی بر طرحواره بر اجتناب شناختی و علائم اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان مبتنی بر طرحواره اجتناب شناختی علائم اختلال اضطراب فراگیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۱
زمینه: بروز اختلال اضطراب فراگیر، فرآیندهای روانشناختی، شناختی، ارتباطی و اجتماعی افراد را با آسیب جدی مواجه ساخته و اجتناب شناختی آن ها را کاهش می دهد. اما آیا درمان مبتنی بر طرحواره به کاهش اجتناب شناختی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر کمک می کند؟ هدف: بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر طرحواره بر اجتناب شناختی و علائم اختلال اضطراب فراگیر انجام گرفت. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی به شیوه پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری 45 روزه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد دارای اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به 40 مرکز مشاوره روانشناختی منطقه 18 شهر تهران در سال 1402 بودند که از بین آن ها 34 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت طرحواره درمانی (یانگ، 1990) به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفت. همه شرکت کنندگان توسط مقیاس اختلال اضطراب فراگیر (اسپیتزر و همکاران، 2006) و پرسشنامه اجتناب شناختی (سکستون و داگاس، 2008) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از طریق نرم افزار SPSS-24 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاکی از اثربخشی طرحواره درمانی بر کاهش اجتناب شناختی (01/0p<) و علائم اختلال اضطراب فراگیر (01/0 p<) و ماندگاری تأثیر آن در دوره پیگیری بود (01/0 p<). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر طرحواره با بهره گیری از فنونی همچون آزمون اعتبار طرحواره، چالش با افکار اضطرابی و فاجعه بار، ایفای نقش و مواجهه و پیشگیری از پاسخ، دارای کارآیی بالینی مناسبی در جهت کاهش اجتناب شناختی و علائم اضطراب فراگیر به شمار می رود.
۱۲۸۶.

اثربخشی آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور بر اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به آسیب «فابینگ»

کلیدواژه‌ها: آموزش مبتنی بر درمان کوتاه مدت راه حل محور اعتیاد به گوشی هوشمند تنظیم هیجان فابینگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۸
مقدمه: «فابینگ» پدیده ای آسیب زا است که در آن فرد در تعاملات اجتماعی به جای توجه به مخاطب، به گوشی هوشمند خود مشغول است. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور بر اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به آسیب فابینگ است. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مبتلا به فابینگ در مدارس متوسطه اول غیرانتفاعی دخترانه منطقه ۲ شهر اصفهان در سال ۱۴۰۳ بود. از میان آن ها، ۳۶ نفر به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. هر دو گروه به پرسش نامه های اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان پاسخ دادند. گروه آزمایش ۸ جلسه ۷۵ دقیقه ای، آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور دریافت کرد. پس از اتمام آموزش، دو گروه مجدداً پرسش نامه ها را تکمیل کردند و پیگیری دوماهه انجام شد. داده ها با «تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر» و آزمون های تعقیبی در نرم افزار spss-26 تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین نمرات اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان در گروه آزمایش، در مقایسه با گروه کنترل، در مراحل پس آزمون و پیگیری دوماهه تفاوت معناداری داشت (05/0>p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور سبب کاهش اعتیاد به گوشی هوشمند و بهبود تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به فابینگ شد؛ بنابراین، می توان از این رویکرد در مداخلات آموزشی و روان شناختی مرتبط استفاده کرد.
۱۲۸۷.

اثربخشی آموزش مبتنی بر تاب آوری روانشناختی بر خودتمایز یافتگی و ناپایداری ازدواج زنان خیانت دیده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خیانت ناپایداری ازدواج تاب آوری روانشناختی خود تمایز یافتگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۱
تحقیق حاضر به دنبال پاسخ گویی به این سوال که آیا آموزش مبتنی بر تاب آوری روانشناختی می تواند بر خودتمایز یافتگی و ناپایداری ازدواج زنان خیانت دیده موثر باشد یا خیر، پرداخته است.تحقیق حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل 30 نفر از بین 100 نفر از زنان واجد شرایط بودند که در سه ماهه اول سال 99، به دلیل خیانت به مرکز مشاوره آفاق شیراز مراجعه کرده بودند. این 30 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند.سپس با توجه به کسب نمره پایین در پرسشنامه خودتمایزیافتگی و نمره بالا در پرسشنامه ناپایداری ازدواج برای شرکت در جلسات آموزشی انتخاب شدند. سپس نمونه ها برای انجام آزمایش به صورت تصادفی به دو گروه 15 نفره (گروه کنترل 15 نفر و گروه آزمایش15 نفر) گمارده شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه خودتمایزیافتگی اسکورن و فریدمن و پرسشنامه ناپایداری ازدواج ادواردز، جانسون و بوث بود.یافته های این تحقیق نشان می دهد که آموزش تاب آوری روانشناختی به طور قابل توجهی به بهبود خودتمایز یافتگی و کاهش ناپایداری عاطفی در زنان خیانت دیده کمک کرده است. این نتایج نشان دهنده اثربخشی مداخلات روانشناختی در تقویت توانمندی های فردی و بهبود پایداری روابط زناشویی در مواجهه با بحران های عاطفی است.
۱۲۸۸.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده بر نشخوار فکری مادران دارای فرزند مبتلا به طیف اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نشخوار فکری درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد روان درمانی پویشی اتیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده بر نشخوار فکری مادران دارای فرزند مبتلا به طیف اُتیسم انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری ۳ ماهه بود. جامعه آماری شامل مادران دارای فرزند مبتلا به طیف اُتیسم شهرستان نیک شهر در سال ۱۴۰۳ بود. تعداد 45 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه ۱۵ نفره (دو گروه آزمایش و یک کنترل) جایگذاری شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه نشخوار فکری (RRS؛ نولن - هوکسما، ۱۹۹۱) بود. مداخلات شامل ۸ جلسه ۶۰ دقیقه ای بود که به صورت فردی اجرا شد. داده های پژوهش با تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شد. نتایج نشان داد هر دو مداخله در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری در نشخوار فکری در پس آزمون ایجاد کردند (001/0P<) و این اثر در پیگیری پایدار ماند؛ اما روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده کاهش بیشتری نسبت به درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد نشان داد (003/0P<). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که روان درمانی پویشی نسبت به درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش نشخوارفکری ماداران دارای فرزند مبتلا به طیف اُتیسم از اثربخشی بیشتری برخوردار است.
۱۲۸۹.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر کاهش افکار خودکشی و خودکارآمدی افراد تحت درمان با متادون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودکارآمدی ذهن آگاهی افکار خودکشی درمان با متادون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۶
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر کاهش افکار خودکشی و خودکارآمدی افراد تحت درمان با متادون بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد تحت درمان با متادون شهر بابل در سال 1403-1402 بود که از بین آنها تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش هشت جلسه90 دقیقه ای تحت آموزش ذهن آگاهی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های افکار خودکشی بک (BSSI، بک، 1961) و خودکارآمدی عمومی شرر و مادوکس (GSE-17، شرر و همکاران، 1982) بود. داده ها با تحلیل واریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون افکار خودکشی و خودکارآمدی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری در سطح 01/0 وجود داشت. براساس این نتایج آموزش ذهن آگاهی مداخله روانی آموزشی مناسب برای کاهش افکار خودکشی و افزایش خودکارآمدی در افراد تحت درمان با متادون است.
۱۲۹۰.

پیش بینی سلامت روان بر اساس سبک های دلبستگی و حمایت اجتماعی خانواده در دانش آموزان دوره متوسطه دوم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: سلامت روان سبک های دلبستگی حمایت اجتماعی دانش آموزان متوسطه دوم خانواده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۲۷
هدف: دوره متوسطه دوم یکی از حساس ترین مراحل رشد نوجوانان است که سلامت روان آن ها می تواند تحت تأثیر عوامل گوناگون قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک های دلبستگی (ایمن، اجتنابی، دوسوگرا) و حمایت اجتماعی خانواده در پیش بینی سلامت روان دانش آموزان انجام شد. روش: این مطالعه به شیوه توصیفی-همبستگی انجام گرفت. جامعه آماری شامل ۲۹۶ دانش آموز متوسطه دوم در شهر اردبیل بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه سبک های دلبستگی هازن و شیور، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28) و پرسشنامه حمایت اجتماعی زیمت بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک های دلبستگی و حمایت اجتماعی خانواده به طور معناداری قادر به پیش بینی سلامت روان دانش آموزان هستند. سبک دلبستگی ایمن رابطه ای مثبت و معنادار با سلامت روان داشت، در حالی که سبک های اجتنابی و دوسوگرا با کاهش سلامت روان مرتبط بودند. همچنین، حمایت اجتماعی خانواده مهم ترین و قوی ترین متغیر پیش بینی کننده سلامت روان در میان متغیرهای مورد بررسی بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش بر اهمیت تقویت سبک دلبستگی ایمن و افزایش حمایت اجتماعی خانواده برای ارتقاء سلامت روان نوجوانان تأکید دارد. این نتایج می تواند راهنمایی برای طراحی مداخلات روانی- اجتماعی در مدارس باشد.
۱۲۹۱.

بررسی نقش دلبستگی به خدا در نشانه های افسردگی، اضطراب و استرس بیماران فشار خون(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: دلبستگی به خدا افسردگی اضطراب استرس فشار خون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۵۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش دلبستگی به خدا در نشانه های افسردگی، اضطراب و استرس بیماران فشار خون انجام گرفته است. این پژوهش زیردسته تحقیقات کمّی است که از نظر هدف بنیادی و از نظر روش گردآوری یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل تمام بیماران فشار خون شهرستان خوی در بهار سال 1401 که توسط پزشک متخصص تشخیص این بیماری را گرفته بودند، می باشد. حجم نمونه شامل 150 نفر می باشد که به روش نمونه گیری در دسترس از افرادی که به مطب پزشکان متخصص مراجعه می کنند و تشخیص این بیماری را دارند، انتخاب شدند و افراد به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت نمودند. برای گردآوری داده ها، از پرسش نامه دلبستگی به خدا رووات و کرک پاتریک و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین دلبستگی به خدا با افسردگی، اضطراب و استرس بیماران فشار خون ارتباط معناداری وجود دارد (05/p <0). دلبستگی به خدا با ایجاد امید و هدفمندی و کاهش تنش باعث می شود فرد اضطراب و استرس کمتری را تجربه کرده و احتمال ایجاد افسردگی در افراد کمتر گردد.
۱۲۹۲.

اثربخشی معنویت درمانی گروهی بر اضطراب و راهبردهای مقابله ای بیماران مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اضطراب راهبردهای مقابله ای معنویت درمانی دیابت نوع دو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۳
مقدمه: دیابت به عنوان یک بیماری مزمن، علاوه بر بعد جسمی می تواند بر سلامت روان بیماران نیز تأثیر داشته باشد. از این رو، در پژوهش حاضر، اثربخشی معنویت درمانی گروهی بر اضطراب و راهبردهای مقابله ای بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بررسی شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه بود. نمونه آماری شامل 37 نفر از بیماران دیابت نوع دو مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر تهران در سال 1402 بود که با روش نمونه گیری در دسترس برگزیده شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (18=N) و کنترل (19=N) جایگزین شدند. ابزار پژوهش، شامل پرسش نامه های اضطراب بک و مقابله با موقعیت های استرس زا بود. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که معنویت درمانی توانست باعث کاهش اضطراب (0/03=P= 5/06 ، F) در بیماران دیابت شود و اثر درمان آن تا سه ماه پس از مداخله ماندگار بود. با این حال، این درمان بر روی راهبردهای مسئله محور (0/55=P F=0/36)، هیجان محور (0/28=F=1/23 ، P) و اجتنابی (0/73=F= 0/11، P) بیماران اثر معناداری نداشت. نتیجه گیری: نتایج حاکی از تأثیر اندک معنویت درمانی در کاهش فشار روانی بیماران دیابت نوع دو بود. بنابراین پیشنهاد می شود در درجه نخست، از دیگر درمان های روان شناختی جهت کاهش فشار روانی این بیماران استفاده شود.
۱۲۹۳.

شاخص های روان سنجی مقیاس صبر کودکان و نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روان سنجی مقیاس صبر کودکان و نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه و اهداف: مفهوم صبر کوته زمانی است که مورد توجه معدودی از روان شناسان قرار گرفته است. این مفهوم در حال گذار از روند تکوینی است. صبر توانش موجود زنده در به تاخیراندازی برخی از خواسته ها به منظور دستیابی به پاداش های سطح بالاتر در آینده ای نزدیک (اشنیتکر[1] 1 و همکاران، 2019) تعریف شده است. پژوهش ها اهمیت و نقش صبر را در کاهش پرخاشگری (شکوفه فرد و خرمایی)، زورگویی (فرمانی و خرمایی، 2015)، اضطراب و افسردگی (خرمایی، آزادی ده بیدی و زابلی، 1394) مورد بررسی قرار داده اند. همچنین دیگر پژوهش ها ارتباط این سازه روان شناختی -  دینی را با ناامیدی (خرمایی و فرمانی، 1393)، امید به زندگی (مرحمتی و خرمایی، 1397)، بهزیستی روان شناختی (مرحمتی و خرمایی، 2016)، رضایت زناشویی (فرمانی، خرمایی و دوکوهکی، 1393)، راهبردهای مقابله ای (کیهان فرد، 1389)، اهداف پیشرفت (آربزی و خرمایی، 1400) و اهمال کاری تحصیلی (خرمایی و آزادی ده بیدی، 1396) مورد بررسی قرار داده اند. در مجموع صبر قابلیتی زیستی - روان شناختی و فضیلتی اخلاقی است که به وسیله باور های دینی و عوامل تأثیر گذار درونی و بیرونی جهت داده می شود. بنابراین می توان گفت که هر چند صبر قابلیتی سرشتی دارد لیکن به وسیله باور های اعتقادی و جهان بینی دینی که ریشه در وحی دارند، محتوی می گیرد (خرمایی و فرمانی، 1393). اما آنچه در این میان اهمیت دارد آن است که برای گسترش نظری و کاربردی این سازه، ساخت و تدوین ابزارهایی برای سنجش صبر ضرورتی اجتناب ناپذیر است. این ضرورت هنگامی بیشتر احساس می شود که حوزه مطالعه صبر بر روی کودکان و نوجوانان تمرکز می یابد. بنابراین، هدف این پژوهش تدوین مقیاسی برای سنجش صبر کودکان و نوجوانان بر اساس مدل پنج عاملی صبر و بررسی شاخص های روان سنجی این مقیاس بود. روش: این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر دانش آموزان مقاطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم شهر شیراز بودند که از میان آن ها تعداد 845 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. مقیاس صبر کودکان و نوجوانان بر مبنای مقیاس صبر بزرگسالان (خرمایی و همکاران، 1393الف) تهیه شده است. به عبارت دیگر، همانند مقیاس صبر بزرگسالان (خرمایی و همکاران، 1393الف) مفاهیم کلیدی که کلیه آیات مرتبط با صبر در قرآن کریم بر آن تأکید داشته اند، مورد توجه قرار گرفت. سپس با توجه به این مفاهیم عباراتی تدوین گردید و نسخه نهایی این مقیاس در قالب 33 گویه براساس مقیاس درجه بندی لیکرت از کاملاً درست تا کاملاً نادرست تنظیم شد که به سنجش پنج عامل استقامت، درنگ، متعالی شدن، شکیبایی و رضایت می پردازد. لازم به ذکر است که در این مقیاس گویه های 2، 3، 4، 6، 7، 8، 9، 11، 12، 13، 15، 16، 17، 19، 20، 21، 23، 24، 25، 26، 27، 28، 29، 30، 31، 32 و 33 نمره گذاری معکوس دارند. تجزیه و تحلیل داده های توصیفی پژوهش با استفاده از Spss - 21 بوده است و برای تعیین روایی از روش تحلیل عامل تاییدی در نرم افزار Amos - 21 استفاده شد. پایایی کل مقیاس و مؤلفه های آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به دست آمده است. نتایج: جدول 1 توزیع گروه نمونه برحسب مقطع تحصیلی و جنسیت دانش آموزان را نشان می دهد. در جدول 2 نیز اطلاعات توصیفی کل نمونه مشاهده می شود.   جدول 1: توزیع گروه نمونه برحسب مقطع تحصیلی و جنسیت دانش آموزان مقطع تحصیلی دختر پسر کل ابتدایی (%18) 151 (%16) 135 (%34) 286 متوسطه اول (%18) 149 (%14) 120 (%32) 269 متوسطه دوم (%17) 145 (%17) 145 (%34) 290 کل (%53) 445 (%47) 400 (%100) 845   جدول 2: اطلاعات توصیفی مربوط به مؤلفه ها و نمره کل مقیاس صبر متغیر         میانگین انحراف استاندارد حداکثر نمره حداقل نمره کجی کشیدگی درنگ 32/27 73/7 50 10 12/0 - 48/0 - استقامت 69/36 77/7 50 12 40/0 - 46/0 - متعالی شدن 86/23 30/4 30 7 60/0 - 04/0 - شکیبایی 02/9 26/3 20 4 59/0 05/0 رضایت 33/10 88/2 15 3 38/0 - 32/0 - صبر 17/112 02/18 161 63 12/0 - 37/0 -   برای تعیین روایی مقیاس از روش تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. پیش از اجرای تحلیل عامل تاییدی مفروضه های این روش بررسی شدند و تمام مفروضه ها برقرار بودند. در ادامه، گویه های مقیاس در قالب مدل 5 عاملی در نرم افزار ایموس ترسیم و بر روی نمونه ای از دانشجویان شامل 845 نفر (400 پسر و 445 دختر) آزمون شد. شاخص های برازش مدل برای مدل محاسبه شد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مقیاس صبر با 5 عامل استقامت (با بار عاملی 42/0 تا 65/0)، درنگ (با بار عاملی 32/0 تا 66/0)، متعالی شدن (با بار عاملی 34/0 تا 74/0)، شکیبایی (با بار عاملی 36/0 تا 67/0) و رضایت (با بار عاملی 45/0 تا 77/0) بارگذاری شد. شاخص های برازش مدل در جدول 3 گزارش شده است. جدول 3: شاخص های برازش مدل شاخص X 2 /df GFI AGFI CFI IFI RMSEA PCLOSE مقدار 32/2 92/0 91/0 90/0 90/0 04/0 1 مقادیر قابل قبول >3 <90/0 <90/0 <90/0 <90/0 >08/0 <05/0   گویه ها در تحلیل عاملی مرتبه اول روی پنج مؤلفه و مؤلفه ها در تحلیل عاملی مرتبه دوم روی یک عامل کلی بارگذاری شدند و کلیه ضرایب معنی دار بوده است. با توجه به نتایج پیشین، می توان گفت که صبر دربرگیرنده پنج مؤلفه متعالی شدن، شکیبایی، رضایت، استقامت و درنگ است که در عین استقلال این پنج عامل بر روی عامل کلی صبر بارگذاری می شوند. همچنین پایایی مقیاس صبر از طریق آلفای کرونباخ محاسبه شده است. نتایج نشان می دهند ضرایب به دست آمده برای مؤلفه های متعالی شدن، شکیبایی، رضایت، استقامت، درنگ و کل مقیاس به ترتیب 74/0، 62/0، 70/0، 80/0، 80/0 و 87/0 به دست آمده است. بحث و نتیجه گیری: در پژوهش حاضر با استناد به مقیاس صبر بزرگسالان (خرمایی و همکاران، 1393) و با استفاده از مؤلفه های قرآنی و روایتی صبر مقیاسی جهت سنجش صبر کودکان و نوجوانان طراحی گردیده است. بدین صورت که آیات مرتبط با صبر در قرآن کریم و مفاهیم کلیدی این آیات استخراج شد. سپس با توجه به این مفاهیم عباراتی متناسب با گروه سنی کودک و نوجوان تدوین گردید. عبارات دارای مفاهیم مشابه حذف و نسخه نهایی این مقیاس در قالب 33 گویه براساس مقیاس درجه بندی لیکرت از کاملاً درست تا کاملاً نادرست تنظیم شد. سپس دانش آموزان مقاطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم به این مقیاس پاسخ دادند و ویژگی های روان سنجی مقیاس مورد بررسی قرار گرفت. به طور کلی نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مقیاس صبر کودکان و نوجوانان دارای روایی و پایایی مناسب است و می توان از آن به عنوان ابزاری روا و پایا جهت سنجش صبر کودکان و نوجوانان استفاده کرد. محققین این پژوهش پیشنهاد می کنند که ویژگی های روان سنجی این مقیاس در جمعیت های مختلف کودکان و نوجوانان مورد بررسی قرار گیرد. ساخت ابزار خودگزارشی جهت سنجش صبر کودکان و نوجوانان در پژوهش حاضر با هدف پر کردن خلاء موجود در این زمینه و انجام پژوهش های گسترده و عمیق در حوزه ی صبر کودکان و نوجوانان صورت گرفته است و به نظر می رسد که مقیاس ساخته شده در این پژوهش بتواند راهگشای پژوهش های عمیق تر در مورد روند تحولی صبر در سنین مختلف، تظاهرات مختلف صبر در زندگی کودکان و نوجوانان، ارتباط صبر با سایر متغیرهای روان شناختی و نهایتاً تدوین روش های مداخله ای برای ارتقای صبر در این گروه سنی باشد. تقدیر و تشکر: از تمام افرادی که ما را در انجام و پیشبرد این پژوهش یاری نمودند، صمیمانه تقدیر و تشکر می شود. تعارض منافع: بنابر اظهار نویسندگان این مقاله تعارض منافعی ندارد.
۱۲۹۴.

Global Trends and Evolution in Eye Tracking Research: A Scientometric Analysis Using VOS Viewer(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Eye Tracking Research Scientometric analysis VOS Viewer WEB OF SCIENCE

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۶
Introduction and Objective: Eye-tracking has emerged as a powerful tool in psychology, education, and technology, and understanding its global research trends is essential for mapping its scholarly evolution. This study aims to explore the global trends and developmental trajectory of Eye Tracking research by employing a scient metric analysis to offer a holistic overview of its scholarly growth and impact. Research Methodology: A systematic search was conducted in the Web of Science database, retrieving 4,370 relevant articles published between 1990 and 2021. The data were analyzed using VOS viewer software through co-authorship networks, keyword co-occurrence mapping, and trend visualization techniques. Findings: The results reveal a significant and accelerating growth in Eye Tracking publications, particularly over the past decade. Prominent keywords such as Eye-tracking, Movements, Information, Attention, Perception, Children, and Performance reflect the field's thematic diversity and growing relevance across various disciplines. A notable shift in research focus is observed—from early investigations into psychological disorders to more recent emphasis on cognitive processes and executive functions. Conclusion: This study provides a comprehensive roadmap of the evolution of Eye Tracking research, offering valuable insights into past trends, present hotspots, and future directions, with implications for its application in domains such as education, marketing, and technology. Value: The novelty of this research lies in its integrative use of scient metric tools to identify emerging topics, map interdisciplinary connections, and highlight underexplored areas in Eye Tracking studies.
۱۲۹۵.

پیش بینی بهزیستی روان شناختی نوجوانان بر اساس نظام ارزشی شوارتز در دوران پاندمیک کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهزیستی روان شناختی نظام ارزشی شوارتز پاندمیک کووید-19

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۰
بهزیستی روان شناختی، جنبه های متعددی از عملکرد مثبت را در بر می گیرد و با فعالیت هایی مرتبط است که به تحقق خود و رشد شخصی، اهداف و رشد منجر می شوند. عوامل مختلفی می توانند در بهزیستی روانشناختی نوجوانان نقش داشته باشند. هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش نظام ارزشی شوارتز در پیش بینی بهزیستی روان شناختی نوجوانان بود. روش پژوهش، توصیفی_همبستگی بود و جامعه آماری این پژوهش، کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهر قزوین بود که در سال تحصیلی ۱۴۰۱_۱۴۰۰ به تعداد ۷۳۴۰ نفر بوده است. با استفاده از فرمول کوکران، تعداد ۲۴۰ دانش آموز، به عنوان نمونه آماری پژوهش، با روش نمونه گیری در دسترس از جامعه آماری فوق انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های بهزیستی روانشناختی (ریف، 1989) و نظام ارزشی (شوارتز، 2006) گردآوری شدند. به کمک نرم افزار Spss نسخه 26 از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که کلیه مؤلفه های نظام ارزشی (به جز برانگیختگی) با بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت و معناداری داشتند (0۰1/۰p‹) و همچنین مؤلفه های نظام ارزشی توانستند 30 درصد از متغیر ملاک، یعنی بهزیستی روان شناختی نوجوانان را پیش بینی نمایند. بنابراین می توان گفت نظام ارزشی نوجوانان نقش تعیین کننده ای در بهزیستی روان شناختی آن ها دارد و نیاز است در مدارس، بیشتر به این امر پرداخته شود.
۱۲۹۶.

اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر تبعیت از درمان و کیفیت زندگی در افراد مبتلا به پرخوری دارای افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: افسردگی پرخوری تبعیت از درمان کیفیت زندگی مصاحبه انگیزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۲
امروزه اختلال پرخوری عصبی یکی از معضلات بهداشت و سلامت و عامل خطر برای بسیاری از بیماری ها است. پرخوری عصبی نه تنها ازنظر سلامتی و تأثیرات منفی آن در بعد جسمی اهمیت دارد بلکه از لحاظ روانی، اقتصادی و اجتماعی و صرف هزینه های پزشکی نیز قابل توجه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر تبعیت از درمان و کیفیت زندگی در افراد مبتلابه پرخوری دارای افسردگی بود. روش پژوهش از نوع نیمه تجربی است که در آن از طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه افراد مراجعه کننده به بخش تغذیه و رژیم درمانی کلینیک  بعثت شهر رشت، در سال 1400 بود که 20 نفر شرکت کننده بر اساس تشخیص متخصص تغذیه و مصاحبه تشخیصی مبتنی DSM-5 برای اختلالات خوردن به صورت هدفمند انتخاب شدند. شرکت کننده ها به مدت 6 جلسه درمان مصاحبه انگیزشی دریافت نمودند. برای جمع آوری داده ها از  مقیاس رفتار خوردن داچ (ون استرین، فریجترز،  برگرز و دفارس، 1996)، افسردگی (بک، 1996)، تبعیت درمان (مدانلو، 1392) و مقیاس کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (1996) استفاده شد. داده های پژوهش  با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مداخله مصاحبه انگیزشی موجب افزایش مؤلفه ها می شود به طوری که بین نمرات پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری در تبعیت از درمان و کیفیت زندگی تفاوت معناداری وجود داشت که این تغییر در مرحله پس آزمون از پیش آزمون و پیگیری بیشتر بود (0/005>p). بنابراین با توجه به تأثیر مصاحبه انگیزشی از این روش می توان به عنوان یک مداخله درمانی جایگزین و مکمل در کنار سایر روش ها استفاده کرد. یافته ها نشان دادند مصاحبه انگیزشی منجر به افزایش تبعیت از درمان و بهبود کیفیت زندگی در افراد تحت درمان خواهد شد.
۱۲۹۷.

Exploring the Role of Humor as a Coping Component in Marital Satisfaction(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Humor Coping Strategies Marital satisfaction Intimacy Communication Resilience Qualitative Research

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۶۶
Objective: This study aimed to explore how humor functions as a coping mechanism that contributes to marital satisfaction among couples in Slovenia. Methods and Materials: A qualitative design was employed, relying on semi-structured interviews to capture couples’ lived experiences of humor in marriage. Twenty-four participants (12 couples) from Slovenia, married for at least three years, were recruited using purposive sampling. Interviews were conducted until theoretical saturation was achieved, with each session lasting between 60 and 90 minutes. Data were transcribed verbatim and analyzed thematically using NVivo 14 software. Trustworthiness was enhanced through peer debriefing, member checking, and triangulation with field notes. Findings: Four major themes emerged from the data: (1) Humor as an Emotional Buffer, where couples described humor as a strategy for stress relief, emotional recovery, and conflict de-escalation; (2) Humor and Intimacy, highlighting the role of shared jokes, playful teasing, and affectionate humor in strengthening closeness and trust; (3) Humor as a Communication Strategy, with participants explaining how humor allowed them to soften criticism, indirectly express sensitive issues, and repair conflicts; and (4) Humor and Marital Resilience, where humor facilitated coping with external stressors, fostered perspective-taking, and sustained hope during challenges such as illness or financial strain. Couples reported that affiliative and self-enhancing humor styles were most beneficial, while aggressive humor could undermine satisfaction. Humor was also noted as increasingly expressed through digital interactions, including memes and messaging. Conclusion: The findings suggest that humor is a multidimensional coping resource in marriage, functioning simultaneously as an emotional, relational, communicative, and resilience-enhancing tool. While humor generally promotes marital satisfaction, its effects depend on style and context. These insights highlight the importance of constructive humor in maintaining healthy, satisfying, and enduring marital relationships.
۱۲۹۸.

Spousal Support and Marital Satisfaction: The Mediating Role of Gratitude Expression(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Spousal support Gratitude expression Marital satisfaction Mediation Structural Equation Modeling

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۸۱
Objective: This study aimed to examine the direct and indirect relationships between spousal support and marital satisfaction, with gratitude expression as a mediating variable. Methods and Materials: A descriptive correlational design was employed with 370 married individuals from Armenia, selected based on the Morgan and Krejcie sampling table. Data were collected using standardized instruments for marital satisfaction, spousal support, and gratitude expression. Analyses were conducted in two stages: Pearson correlation analysis in SPSS-27 to examine bivariate associations, and Structural Equation Modeling (SEM) in AMOS-21 to test the hypothesized mediating model. Model fit was evaluated using established indices, including χ²/df, GFI, AGFI, CFI, TLI, and RMSEA. Findings: Pearson correlations revealed that spousal support was significantly associated with both marital satisfaction (r = .58, p < .001) and gratitude expression (r = .51, p < .001), while gratitude expression was also correlated with marital satisfaction (r = .46, p < .001). SEM demonstrated acceptable model fit (χ²/df = 1.93, GFI = 0.93, AGFI = 0.91, CFI = 0.96, TLI = 0.95, RMSEA = 0.049). Direct effects showed that spousal support positively predicted marital satisfaction (β = 0.37, p < .001) and gratitude expression (β = 0.44, p < .001), while gratitude expression also predicted marital satisfaction (β = 0.29, p = .001). The indirect effect of spousal support on marital satisfaction through gratitude expression was significant (β = 0.13, p = .002), confirming partial mediation. Conclusion: Findings underscore the dual importance of supportive behaviors and gratitude expression in shaping marital satisfaction. Spousal support enhances satisfaction both directly and indirectly by fostering gratitude, suggesting that couples who both provide support and express appreciation are more likely to sustain fulfilling relationships.
۱۲۹۹.

بررسی اثربخشی درمان روان پویشی کوتاه مدت بر کاهش ناگویی هیجانی، ناخودداری، درآمیختگی شناختی و نشانگان وسواس افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان روان پویشی کوتاه مدت ناگویی هیجانی ناخودداری آمیختگی شناختی وسواس فکری- عملی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف: هدف از پژوهش، بررسی اثربخشی درمان روان پویشی کوتاه مدت بر کاهش ناگویی هیجانی، ناخودداری، درآمیختگی شناختی و نشانگان وسواس افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری است و جامعه آماری شامل افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی می باشد که جهت درمان طی ماه های فروردین تا آذرماه سال 1402 به کلیه مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهرستان بیرجند مراجعه کرده بودند. بدین منظور تعداد 40 نفر بر اساس جدول کوهن، به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایشی به مدت 11 جلسه، درمان روان پویشی کوتاه مدت را دریافت نمودند و گروه کنترل طی این مدت هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش، پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) بگبی، پارکر و تیلور (1994)، پرسشنامه ناخودداری (Y-BOCS) ییل و براون گودمن و پرایس (1986)، پرسشنامه آمیختگی شناختی گیلاندرز و همکاران (2010) و پرسشنامه مقیاس وسواس فکری عملی هاجسون و راچمن (1977) بود که به منظور جمع آوری اطلاعات در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بر روی آزمودنی ها اجرا شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که درمان روان پویشی کوتاه مدت باعث کاهش ناگویی هیجانی، ناخودداری، درآمیختگی شناختی و نشانگان وسواس، در مرحله پس آزمون شده است(05/0P<) و ماندگاری اثر درمان بعد از سه ماه نیز حفظ شده است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان گفت درمان روان پویشی کوتاه مدت بر ناگویی هیجانی، ناخودداری، آمیختگی شناختی و نشانگان وسواس افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی، اثرمعنی داری دارد و می توان از این آموزش جهت کاهش و تعدیل ناگویی هیجانی، ناخودداری، درآمیختگی شناختی و نشانگان وسواس افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی استفاده کرد.
۱۳۰۰.

The Process of Meaning Formation in Adolescents: A Grounded Theory(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Meaning conflict Adolescent Meaning Formation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۱۴
Objective: The present study aimed to explore the process of meaning formation in adolescents. Methods: The research method was qualitative and utilized a grounded theory approach. The research population consisted of adolescents aged 12–20 years in Isfahan, Iran. Sampling was conducted theoretically. Nine participants were included in the study, and data collection was carried out through semi-structured interviews. The data analysis process followed Glaser's (1987) methodology. At the end of the coding stages, the final model of the study was presented. Findings: The results revealed that meaning formation in adolescents occurs through five stages: the occurrence of conflict (a triggering event), expression of conflict (problematic coping with a painful and damaging context, emotional confusion, and protesting against meaning), confrontation with conflict (addressing unclear feelings, focusing on core pain (self-awareness), and developing acceptance capacity), processing conflict (recalling the experience, exploring, expanding and deepening, gaining insight into unmet needs, and processing and accepting one's and others' experiences), and the emergence of resolution and achieving integration (softening and adopting a new perspective, manifesting agency (decision-making), generating experience, and integrating with prior experiences). Conclusion: Based on the findings, it can be inferred that meaning formation in adolescents occurs as a process. Therefore, it can be concluded that the journey toward finding meaning is not a fixed or instantaneous event but a continuous and evolving process shaped by various experiences and reflections. This process unfolds as a series of interrelated stages, reflecting a dynamic and transformative approach to navigating and understanding significant life changes. This structured delineation of stages provides valuable insights into how individuals actively engage with and create meaning when encountering transformative moments.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان