پژوهش های نوین روانشناختی (روانشناسی دانشگاه تبریز)
پژوهش های نوین روانشناختی سال 20 تابستان 1404 شماره 78 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
شیوع رفتارهای خود آسیب رسان، یک نگرانی جدی در حوزه ی سلامت روان نوجوانان محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی گری احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن در ارتباط با اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتارهای خودآسیب رسان در نوجوانان دختر 12-19 ساله بود. روش پژوهش مقطعی و توصیفی/ همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان دختر شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از این جامعه، 358نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه اعتیاد به رسانه های اجتماعی (برگن، 2016)، پرسشنامه آسیب عمدی به خود (گزاتز، 2001 )، پرسشنامه احساس تنهایی (راسل، 1998) و پرسشنامه نگرانی درباره تصویر بدنی (لیتلتون و همکاران ،2005) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری و با کمک نرم افزار AMOS نسخه 22 انجام شد. یافته های پژوهش نشان دادند که الگوی طراحی شده از بزارش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد رابطه بین اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتار خودآسیب رسان معنی دار نبود. رابطه بین اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتارهای خود آسیب رسان با میانجی گری احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن معنی دار بود. با تکیه بر نتایج این پژوهش می توان بیان داشت که احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن دو متغیر میانجی هستند که می توانند رابطه بین اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتارهای خودآسیب رسان را تبیین کنند. این یافته ها می تواند به روانشناسان و متخصصان بهداشت روانی کمک کند تا برنامه ها و مداخلات مناسب تری جهت پیشگیری و درمان نوجوانان با تاکید بر احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن ارائه دهند.
پیش بینی رشد پس آسیبی در نوجوانان دارای تجربه خشونت خانگی براساس انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمد پنداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف پیش بینی رشد پس آ سیبی در نوجوانان دارای تجربه خشونت خانگی براساس انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمدپنداری انجام شد. پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی نوجوانان باتجربه خشونت خانگی دارای پرونده در بهزیستی مشهد در سال 1402 بود، که از بین آن ها و با نمونه گیری در دسترس و براساس فرمول پلنت (8M + 50 ≤ N) تعداد 180 نفر انتخاب شد. برای گردآوری اطلاعات از چک لیست اطلاعات دموگرافیک-فرم پژوهشگر ساخته از پرسشنامه رشد پس آسیبی (تدسچی و کالهون، 1996)، پرسشنامه انعطاف2 پذیری شناختی (دنیس و وندروال، 2010) و پرسشنامه خودکارآمدی عمومی (شرر و مادوکس، 1982) استفاده شد. تحلیل داده ها با آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با نرم افزار آماری SPSS-v26 انجام شد. نتایج نشان داد که بین خودکارآمدپنداری (0/629=r و 0/05>p) و هر یک از ابعاد آن با رشد پس آسیبی در نوجوانان با تجربه خشونت خانگی، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. این رابطه بین انعطاف پذیری شناختی (0/589=r و 0/05>p) و هر یک از ابعاد آن با رشد پس آسیبی در افراد نمونه، مثبت و معنادار بود. نتایج رگرسیون نیز نشان داد که متغیرهای پیش بین باهم توان تبیین 31 درصد از واریانس رشد پس آسیبی در نوجوانان با تجربه خشونت خانگی را داشته اند. با توجه به نتایج می توان استنباط کرد که انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمدپنداری بر رشد پس آسیبی تأثیر دارند و با آموزش و مداخلاتی که شامل بهبود خودکارآمدی و انعطاف پذیری شناختی گردند، می توان میزان رشد پس آسیبی را در نوجوانان با تجربه خشونت خانگی را ارتقا بخشید.
رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی و نگرانی از تصویر بدنی با نقش میانجی شرم از تصویر بدن و شفقت به خود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی و نگرانی از تصویر بدنی با نقش میانجی شرم از تصویر بدن و شفقت به خود بود. مطالعه حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشجویان دانشگاه کاشان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین(2023) و با روش نمونه گیری در دسترس 320 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه اعتیاد شبکه های اجتماعی (SNAS) گریفیث (2005)، سیاهه نگرانی از تصویر بدنی (BICI) لیتلتون و همکاران (2005)، مقیاس شفقت خود (SCS) نف (2003) و پرسش نامه شرم از تصویر بدن (BISS) دوارت و همکاران(2014) بود. تحلیل داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نرم افزار تحلیل داده ها AMOS نسخه 28 بود. یافته های پژوهش نشان داد که اعتیاد به شبکه های اجتماعی (0/33=β و 0/05=p) بر نگرانی از تصویر بدنی اثر مستقیم و معنادار دارد. در نهایت شرم از تصویر بدنی درونی(0/32=β و 0/006=p)، شرم از تصویر بدن برونی(0/72=β و 0/05>p) و شفقت به خود (0/31- =β و 0/05>p) دارای اثر مستقیم و معنادار بر نگرانی از تصویر بدنی بودند و توانستند در رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی با نگرانی از تصویر بدنی نقش میانجی معنادار ایفا کنند. همچنین مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (0/032=RMSEA و 0/05>p) و 97 درصد نگرانی از تصویر بدنی تبیین می شود. می توان نتیجه گیری کرد که با توجه به نقش میانجی معنادار شرم از تصویر بدن و شفقت به خود، می توان با به کارگیری مداخلات موثر همانند آموزش مدیریت استفاده از فضای مجازی، آموزش مبتنی بر شففت خود با هدف کاهش شرم از تصویر بدنی از بروز نگرانی از تصویر بدنی در دانشجویان پیشگیری کرد.
اثربخشی پذیرش و تعهد درمانی و مراقبه سپاس گزاری متمرکز بر بدن بر خودانتقادی و ترس از ارزیابی منفی دختران نوجوان دارای نارضایتی از بدن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوجوانان دختر دارای نارضایتی از بدن، مشکلات روان شناختی را تجربه می کنند. برای کاهش این مشکلات، مداخلات روان شناختی ضروری است. هدف پژوهش حاضر اثربخشی پذیرش و تعهد درمانی و مراقبه سپاس گزاری متمرکز بر بدن بر خودانتقادی و ترس از ارزیابی منفی دختران نوجوان دارای نارضایتی از بدن بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دختران نوجوان دارای نارضایتی از بدن متوسط تا شدید شهر رشت در نیم سال اول تحصیلی 1403 بود (116=N). نمونه 48 نوجوان دارای معیارهای ورود به پژوهش بود که به صورت دردسترس غربال گری و به صورت تصادفی در سه گروه پذیرش و تعهد درمانی (16 نوجوان)، مراقبه سپاس گزاری متمرکز بر بدن (16 نوجوان) و کنترل (16 نوجوان) جایگزین شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات، مقیاس های نگرانی از بدشکلی اوستوزین و همکاران (2004)، سطوح خودانتقادی تامپسون و زوروف (2004) و فرم کوتاه ترس از ارزیابی منفی ﻟﺮی (1983) بودند. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. براساس نتایج، هردو مداخله بر کاهش نارضایتی بدنی، خودانتقادی و ترس از ارزیابی منفی اثربخش بودند (0/01>p). بین اثربخشی دو مداخله تفاوت معنادار مشاهده نشد؛ اما در ترس از ارزیابی منفی و خودانتقادی مقایسه ای ماندگاری اثر پذیرش و تعهد درمانی بیشتر از مراقبه سپاس گزاری متمرکز بر بدن بوده است. بر اساس یافته های پژوهش می توان از پذیرش و تعهد درمانی و مراقبه سپاس گزاری متمرکز بر بدن برای کاهش خودانتقادی و ترس از ارزیابی منفی در دختران نوجوان دارای نارضایتی از بدن استفاده کرد.
مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر عدم تحمل بلاتکلیفی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر عدم تحمل بلاتکلیفی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شمال و شمال غرب شهر تهران در سال 1402 بود. در مرحله اول تعداد 45 نفر با نمره 10 و بالاتر در مقیاس اختلال اضطراب فراگیر انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در 2 گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. سپس بیماران گروه های آزمایش تحت درمان هیجان مدار و شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس اختلال اضطراب فراگیر (GAD-7) اسپیتزر و همکاران (2006) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS-27) سکستون و داگاس (2009) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 28 با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور تاثیر معناداری بر کاهش عدم تحمل بلاتکلیفی داشته اند (0/05>p). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که درمان هیجان مدار تاثیر بیشتری دارد (0/05>p). می توان نتیجه گیری کرد که علاوه بر اثربخش بودن هر دو درمان، تقدم استفاده در درمان مشکلات بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر با درمان هیجان مدار است.
نقش میانجی حساسیت به طرد بین فردی در رابطه ی میان طرحواره های ناسازگار اولیه حوزه بریدگی و طرد و اختلال افسردگی با ویژگی های آتیپیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اختلال افسردگی با ویژگی های آتیپیک بر اساس نقش طرحواره های ناسازگار اولیه حوزه بریدگی و طرد و با میانجی گری حساسیت به طرد بین فردی انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان 18 تا 30 ساله با تابعیت ایرانی در نیمه نخست سال 1403 بود که از میان آنها 400 نفر نمونه، به شیوه داوطلبانه انتخاب شد. داده های پژوهش به وسیله پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه-فرم کوتاه یانگ (1994)، پرسشنامه حساسیت به طرد داونی و فلدمن (1996) و چک لیست نشانه های افسردگی باقرزنجانی (1395) جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد مدل پیش بینی اختلال افسردگی با ویژگی های آتیپیک بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه حوزه بریدگی و طرد با میانجی گری حساسیت به طرد بین فردی برازش مناسبی دارد. همچنین تأثیر مستقیم حساسیت به طرد بین فردی و تأثیر غیرمستقیم طرحواره های ناسازگار اولیه حوزه بریدگی و طرد از طریق حساسیت به طرد بین فردی بر اختلال افسردگی با ویژگی های آتیپیک تأیید شد. منطبق با یافته های این پژوهش، طرحواره های ناسازگار اولیه حوزه بریدگی و طرد و حساسیت به طرد بین فردی، احتمالاً می توانند از عوامل مؤثر در بروز اختلال افسردگی با ویژگی های آتیپیک باشد. لذا، توجه به این عوامل می تواند راهنمایی برای متخصصان، جهت برنامه ریزی های اختصاصی برای درمان این اختلال باشد.
واکاوی شاخص های اثرگذار خانواده مبدأ بر تعارضات زناشویی زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجارب فرزندان از خانواده مبدأ در روابط زناشویی آنها در بزرگسالی اثرگذار است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی شاخص های اثرگذار خانواده مبدأ بر تعارضات زناشویی زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش، دربرگیرنده زنان و مردان دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهرستان مرند بود. اندازه نمونه شامل 18 نفر (12 زن و 6 مرد) مشارکت کننده بود که با روش غیراحتمالی و هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده ها به روش تحلیل درون مایه کدگذاری و تحلیل شدند. پس از کدگذاری مصاحبه ها و دسته بندی درون مایه ها، 3 درون مایه اصلیی فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی، و خانوادگی به دست آمد. نتایج حاصل نشان داد چنان چه خانواده مبدأ از کیفیت لازم در تربیت فرزندان برخوردار نباشد و الگوی رفتاری مناسب و بالیده را به آنها نیاموخته باشد، احتمال دارد که آنها در زندگی بعدی خودشان با مشکلات مختلفی و از جمله تعارض زناشویی روبرو شوند.
رابطه ذهنی سازی و سبک های دلبستگی با مهارت های اجتماعی نوجوانان: نقش میانجی تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین رابطه ذهنی سازی و سبک های دلبستگی با مهارت های اجتماعی نوجوانان با میانجی گری تنظیم هیجان صورت گرفت. طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی نوجوانان دوره متوسطه اول شهرستان قم در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از میان آن ها نمونه ای به حجم 245 نفر (129 دختر و 116 پسر) به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شده و مقیاس تجدید نظر شده سبک های دلبستگی (RAAS)، پرسشنامه کارکرد تأملی (RFQ)، چک لیست تنظیم هیجانی (ERC-S) و پرسشنامه مهارت های اجتماعی نوجوانان (MESSY) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد ذهنی سازی (0/19=β) و سبک دلبستگی ایمن (0/13=β) به صورت مثبت و سبک های دلبستگی ناایمن اجتنابی (0/08=β) و ناایمن دوسوگرا (0/12=β) به طور منفی مهارت های اجتماعی نوجوانان را پیش بینی می کنند (0/01>p)؛ همچنین نتایج حاکی از آن بود که ذهنی سازی و سبک های دلبستگی به صورت غیرمستقیم و به واسطه تنظیم هیجان می توانند مهارت های اجتماعی نوجوانان را به طور معنی دار پیش بینی کنند (0/05>p). بر اساس یافته های پژوهش چنین استنباط می شود که تنظیم هیجان در رابطه ذهنی سازی و سبک های دلبستگی با مهارت های اجتماعی نوجوانان نقش میانجی دارد. بر این اساس می توان انتظار داشت که با ارتقای ظرفیت ذهنی سازی، افزایش دلبستگی ایمن و کارآمدی فرآیندهای تنظیم هیجان، مهارت های اجتماعی نوجوانان نیز بهبود یابد.
مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر نگرانی از تصویر بدنی در زنان مبتلا به پسوریازیس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر نگرانی از تصویر بدنی در زنان مبتلا به پسوریازیس بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مبتلا به پسوریازیس مراجعه کننده به کلینیک های درماتولوژی شهر تهران در پاییز سال 1403 بودند. تعداد 45 زن بیمار تشخیص داده شده بر اساس پزشک متخصص به صورت تصادفی ساده در دو گروه شامل گروه آزمایشی درمان شناختی-رفتاری(15 زن)، گروه درمان مبتنی بر شفقت (15 زن) و یک گروه کنترل (15 زن) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش اول تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان شناختی-رفتاری و گروه آزمایش دوم تحت10 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر شفقت قرار گرفتند. از سیاهه نگرانی از تصویر بدنی(BICI) لیتلتون و همکاران(2005) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از به دست آمده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده ها SPSS نسخه 28 بود. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر نگرانی از تصویر بدنی داشته است (0/05>p). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت اثربخشی بیشتری نسبت به درمان شناختی-رفتاری بر کاهش نگرانی از تصویر بدنی دارد (0/05>p). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که درمان شناختی-رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای کاهش نگرانی از تصویر بدنی در زنان مبتلا به پسوریازیس در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده در کاهش نگرانی از تصویر بدنی زنان مبتلا به پسوریازیس با درمان مبتنی بر شفقت است.
مدل ساختاری شفقت به خود با نگرانی از تصویر بدنی به میانجی گری خودانتقادی در دانشجویان با نشانگان پرخوری عصبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تعیین برازش مدل ساختاری شفقت به خود با نگرانی از تصویر بدنی به میانجی گری خودانتقادی در دانشجویان با نشانگان پرخوری عصبی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش کلیه دانشجویان با نشانگان پرخوری عصبی شاغل به تحصیل دانشگاه های آزاد استان گیلان در نیمسال دوم تحصیلی 1402-1401 بودند. 300 نمونه به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه های نگرانی تصویر بدنی (BICI) لیتلتون و همکاران (2005)، پرسشنامه مقیاس سطوح خودانتقادی تامپسون و زوروف (2004)، پرسشنامه پرخوری عصبی گورمالی، بلک، داستون، رادین (1982) و مقیاس شفقت به خود ریس و همکاران (2011) جمع آوری شد. داده ها با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گفت. خودانتقادی بر نگرانی از تصویر بدن اثر مستقیم و معنادار دارد (0/05>p). همچنین نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که شفقت خود بر نگرانی از تصویر بدن اثر مستقیم و معنادار(0/306- = β) دارد.همچنین اثر غیر مستقیم شفقت به خود بر نگرانی از تصویر بدنی به میانجی گری خودانتقادی (0/365- = β) معنادار بود. نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که شفقت خود با نقش میانجی واکنش پذیری هیجانی با نگرانی از تصویر بدن (0/203- = β) همبستگی منفی، غیرمستقیم و معنادار دارد. طبق نتایج مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مناسب برخوردار است. نتایج پژوهش حاکی از اهمیت نقش شفقت به خود و خودانتقادی بر نگرانی از تصویر بدن دانشجویان با نشانگان پرخوری عصبی می باشد.
بررسی نقش واسطه ای همدلی در رابطه بین هویت اخلاقی و مهارگری تلاشگر با رفتارهای ضد اجتماعی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای همدلی در رابطه بین هویت اخلاقی و مهارگری تلاشگر با رفتارهای ضداجتماعی در دانش آموزان دبیرستانی شهر شیراز بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر شیراز در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از این جامعه، نمونه ای به حجم 567 نفر به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های هویت اخلاقی آکینو و رید (2002)، پرسشنامه مهارگری تلاشگر الیس و رتبارت (2001)، پرسشنامه همدلی تورنتو (2009) و پرسشنامه رفتارهای ضداجتماعی بارت و دونلان (2009) بودند که در میان افراد نمونه توزیع گردید. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از تحلیل مسیر و در نرم افزارهای SPSS-24 و AMOS-24 انجام گرفت. یافته ها نشان داد الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار است و اثر مستقیم هویت اخلاقی بر همدلی (β = 1/58, p = 0/001) و همدلی بر رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/59, p = 0/001) معنی دار و هویت اخلاقی بر رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/03, p = 0/81)، مهارگری تلاشگر بر همدلی (β = 0/02, p = 0/92) و مهارگری تلاشگر بر رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/04, p = 0/75) غیرمعنی دار می باشد. دیگر یافته ها نشان داد همدلی در رابطه هویت اخلاقی و رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/53, p = 0/001) نقش واسطه ای دارد اما همدلی در رابطه مهارگری تلاشگر و رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/01, p = 0/91) نقش واسطه ای ندارد. به این ترتیب، تقویت هویت اخلاقی و همدلی می توانند به عنوان راهبرد های مؤثر برای مقابله با رفتارهای ضداجتماعی عمل کند. این دو عامل می توانند به افزایش درک و احترام متقابل در جامعه کمک کرده و به نوبه خود، به کاهش تعارضات و ترویج روابط سالم تر منجر شوند.
اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر تبعیت از درمان و کیفیت زندگی در افراد مبتلا به پرخوری دارای افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه اختلال پرخوری عصبی یکی از معضلات بهداشت و سلامت و عامل خطر برای بسیاری از بیماری ها است. پرخوری عصبی نه تنها ازنظر سلامتی و تأثیرات منفی آن در بعد جسمی اهمیت دارد بلکه از لحاظ روانی، اقتصادی و اجتماعی و صرف هزینه های پزشکی نیز قابل توجه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر تبعیت از درمان و کیفیت زندگی در افراد مبتلابه پرخوری دارای افسردگی بود. روش پژوهش از نوع نیمه تجربی است که در آن از طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه افراد مراجعه کننده به بخش تغذیه و رژیم درمانی کلینیک بعثت شهر رشت، در سال 1400 بود که 20 نفر شرکت کننده بر اساس تشخیص متخصص تغذیه و مصاحبه تشخیصی مبتنی DSM-5 برای اختلالات خوردن به صورت هدفمند انتخاب شدند. شرکت کننده ها به مدت 6 جلسه درمان مصاحبه انگیزشی دریافت نمودند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس رفتار خوردن داچ (ون استرین، فریجترز، برگرز و دفارس، 1996)، افسردگی (بک، 1996)، تبعیت درمان (مدانلو، 1392) و مقیاس کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (1996) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مداخله مصاحبه انگیزشی موجب افزایش مؤلفه ها می شود به طوری که بین نمرات پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری در تبعیت از درمان و کیفیت زندگی تفاوت معناداری وجود داشت که این تغییر در مرحله پس آزمون از پیش آزمون و پیگیری بیشتر بود (0/005>p). بنابراین با توجه به تأثیر مصاحبه انگیزشی از این روش می توان به عنوان یک مداخله درمانی جایگزین و مکمل در کنار سایر روش ها استفاده کرد. یافته ها نشان دادند مصاحبه انگیزشی منجر به افزایش تبعیت از درمان و بهبود کیفیت زندگی در افراد تحت درمان خواهد شد.
روابط علی انعطاف پذیری شناختی و کیفیت روابط زناشویی با اضطراب بارداری در سه ماهه اول با میانجی گری سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه انعطاف پذیری شناختی و کیفیت روابط زناشویی با اضطراب بارداری در سه ماهه اول با میانجی گری سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت صورت گرفت. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. از جامعه زنان باردار شهر تبریز در دوره سه ماهه اول بارداری که در بیمارستان زنان الزهرا و کلینیک میلاد تبریز دارای پرونده ی پزشکی بودند، به روش نمونه گیری هدفمند، 250 نفر انتخاب و جهت اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه های اضطراب حاملگی (PRAQ)، انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (۲۰۱۰)، سبک زندگی ارتقادهنده سلامت والکر و کیفیت زندگی زناشویی باسبی و همکاران (1995) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده ها نشان داد کیفیت روابط زناشویی، انعطاف پذیری شناختی و سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت با اضطراب بارداری رابطه منفی و معنی دار دارند که در این میان، کیفیت روابط زناشویی 45 درصد، انعطاف پذیری شناختی 38 درصد و سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت 37 درصد از تغییرات اضطراب بارداری را به طور منفی تعیین می کنند. از سویی، نتایج نشان داد سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت قادر است رابطه کیفیت روابط زناشویی و انعطاف پذیری شناختی با اضطراب بارداری را به طور معنی دار میانجی گری کند. مبتنی بر یافته ها می توان نتیجه گرفت انعطاف پذیری به عنوان یک توانمندی شناختی قادر است اثرات موقعیت های سخت را تعدیل نماید و ازطرفی، کیفیت روابط زناشویی عامل مهم در کاهش اضطراب بوده و سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت قادر است به عنوان یک عامل حفاظتی در برابر اضطراب و فشارهای دوره بارداری عمل کند.
اثربخشی چند رسانه ای آموزشی با طراحی عاطفی بر نگرش و یادگیری دانش آموزان در درس علوم تجربی پایه چهارم دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف سنجش اثربخشی ارائه چندرسانه ای آموزشی با طراحی عاطفی بر نگرش و یادگیری دانش آموزان در درس علوم تجربی پایه چهارم دبستان انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان چهارم ابتدایی شهرستان ایوان غرب در نیم سال اول تحصیلی 1402 - 1403 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای از بین 15 مدرسه شهرستان، یک مدرسه به صورت تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد و دانش آموزان آن (32 نفر) به صورت تصادفی در گروه آزمایش (16نفر) و گروه کنترل (16 نفر) گمارده شدند. ابتدا از نمونه ها پیش آزمون یادگیری گرفته شد. سپس، آموزش به هر دو گروه به ترتیب با استفاده از ارائه چندرسانه ای به شیوه طراحی عاطفی و ارائه چندرسانه ای به شیوه طراحی ساده و عاری از عناصر عاطفی انجام شد. آموزش در هر دو گروه در 8 جلسه ارائه شد. در پایان آموزش، پس آزمون یادگیری و پرسشنامه نگرش کنکتا و همکاران (2020) اجرا شد، و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون تی دو گروهی مستقل استفاده شد. مقایسه نمرات یادگیری در گروه های آزمایش و کنترل نشان داد که یادگیری پس از اجرای آموزش در گروه چندرسانه ای عاطفی به شکل معناداری افزایش یافته است (0/01>p) و نگرش به درس علوم تجربی پایه چهارم دبستان در دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به دانش آموزان گروه کنترل بهتر شده است (0/01>p). براساس یافته های این پژوهش، معلمان در صورت استفاده از آموزش چندرسانه ای با طراحی عاطفی در درس علوم تجربی ضمن افزایش کیفیت آموزش به ارتقای یادگیری و بهبود نگرش دانش آموزان کمک موثری می کنند.
مقایسه اثربخشی روان درمانی وجودی و درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی روان درمانی وجودی و درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهر تهران در تابستان سال 1403 بودند. سپس تعداد به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 زن بیمار تشخیص داده شده بر اساس پزشک متخصص انتخاب و در گام دوم این تعداد به صورت تصادفی ساده در دو گروه شامل گروه آزمایشی روان درمانی وجودی (15 زن)، گروه درمانی مبتنی بر شفقت (15 زن) و یک گروه کنترل (15 زن) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش اول تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای روان درمانی وجودی و گروه آزمایش دوم تحت10 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر شفقت قرار گرفتند. در این مدت گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس تحمل پریشانی (DTS) سیمونز و گاهر (2005) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده ها SPSS نسخه 28 بود. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر تحمل پریشانی داشته است (0/05>P). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت اثربخشی بیشتری نسبت به روان درمانی وجودی بر افزایش تحمل پریشانی دارد (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که روان درمانی وجودی و درمان مبتنی بر شفقت می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای افزایش تحمل پریشانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده در افزایش تحمل پریشانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درمان مبتنی بر شفقت است.
تدوین مدل ساختاری رضایت جنسی بر اساس سبک دلبستگی ایمن و ابرازگری هیجان با نقش میانجی گری سبک حل تعارض مصالحه در زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تدوین مدل ساختاری رضایت جنسی بر اساس سبک دلبستگی ایمن و ابرازگری هیجان با نقش میانجی گری سبک حل تعارض مصالحه در زوجین شاغل بود. روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش زوجین شاغل شهر تهران در سال 1402 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه گیری هدفمند 434 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه رضایت جنسی (SSQ) لارسون و همکاران (1998)، پرسشنامه سبک های دلبستگی (ASQ) هازن و شاور (1987)، پرسشنامه ابرازگری هیجانی (EEQ) کینگ و امونز (1990) و پرسشنامه سبک های حل تعارض (ROCI-II) رحیم (2003) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم سبک دلبستگی ایمن (0/69=β و 0/001=p) و ابرازگری هیجانی (0/61=β و 0/001=p) بر روی رضایت جنسی معنادار است. همچنین نتایج نشان داد که سبک حل تعارض مصالحه در رابطه بین سبک دلبستگی ایمن (0/65 =β و 0/001=p) و ابرازگری هیجانی (0/42=β و 0/001=p) با رضایت جنسی نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (RMSEA=0/03, SRMR=0/06, p<0/05) و 85 درصد از واریانس رضایت جنسی تبیین می شود. با توجه به یافته های این پژوهش و نقش سبک دلبستگی ایمن و ابرازگری هیجانی بر رضایت جنسی استفاده از نتایج این پژوهش برای افزایش رضایت جنسی در زوجین پیشنهاد می شود.
اثربخشی توانمندسازی روان شناختی آدلری بر همجوشی شناختی و پریشانی روان شناختی زنان قربانی خشونت خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی توانمندسازی روان شناختی آدلری بر همجوشی شناختی و پریشانی روان شناختی زنان قربانی خشونت خانگی انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را زنان قربانی خشونت خانگی مراجعه کننده به اداره بهزیستی شهر اصفهان در فصل زمستان سال 1402 تشکیل دادند. در این پژوهش تعداد 36 زن قربانی خشونت خانگی با روش نمونه گیری هدفمند (با توجه به ملاک های ورود به پژوهش) انتخاب و با شیوه تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جایدهی شدند (18 زن در گروه آزمایش و 18 زن در گروه گواه). زنان حاضر در گروه آزمایش توانمندسازی روان شناختی آدلری را طی چهارده هفته در چهارده جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. در این پژوهش از پرسشنامه خشونت خانوادگی تجربه شده (EDVQ)، پرسشنامه همجوشی شناختی (CFQ) و پرسشنامه پریشانی روان شناختی (PDQ) استفاده شد. داده های با تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 23 تحلیل شد. نتایج نشان داد که توانمندسازی روان شناختی آدلری بر همجوشی شناختی (0/0001>p) و پریشانی روان شناختی (0/0001>p) زنان قربانی خشونت خانگی تأثیر معنادار دارد. بر اساس یافته های پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت که توانمندسازی روان شناختی آدلری با تأکید بر تعیین معنا در زندگی، احساس معناداری، شکل دهی اراده آزاد و خودتعیین گری، خودآگاهی از رفتارها، مسئولیت پذیری، ایجاد احساس توانایی و کفایت اجتماعی و کسب جرات مندی و توانایی می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت کاهش همجوشی شناختی و پریشانی روان شناختی زنان قربانی خشونت خانگی مورد استفاده قرار گیرد.
تدوین بسته آموزشی اشتغال حمایت شده و تعیین اثربخشی آن بر خودتنظیمی هیجانی در افراد دارای ناتوانی هوشی، رشدی و بیماری های اعصاب و روان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تدوین بسته آموزشی اشتغال حمایت شده و و بررسی اثربخشی آن بر خود تنظیمی هیجانی در افراد دارای ناتوانایی هوشی، رشدی و بیماری های اعصاب و روان است. روش تحقیق در پژوهش حاضر روش تحقیق ترکیبی است از دو روش کیفی و کمی در مرحله تدوین بسته آموزشی از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد قیاسی و در سنجش کمی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون می باشد. 30 نفر از از جامعه هدف به روش نمونه گیری هدفمند از کارگاه تولیدی حمایتی بهزیستی انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. به منظور گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه ی خود تنظیمی هیجانی میلر و براون استفاده شد. پرسشنامه خود تنظیمی توسط میلر، براون و لاوندوسکی در سال 1999، جهت ارزیابی فرایندهای خود تنظیمی ساخته شده است. این پرسشنامه، از 63 آیتم و 7 خرده مقیاس (پذیرش، ارزیابی، راه اندازی، بررسی، برنامه ریزی، اجرا و سنجش) تشکیل شده که برای سنجش توانایی کلی در تنظیم رفتار طراحی شده است. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی توسط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بسته آموزشی اشتغال حمایت شده بر خود تنظیمی هیجانی با اثربخشی معناداری همراه است. پیشنهاد می شود از نتایج پژوهش حاضر در جهت بهبود وضعیت روانشناختی افراد دارای ناتوانایی هوشی رشدی و بیماری های اعصاب و روان استفاده شود.