مطالعات اسلام و روانشناسی

مطالعات اسلام و روانشناسی

مطالعات اسلام و روانشناسی سال 19 تابستان 1404 شماره 37 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تدوین فرم کوتاه پرسشنامه مرزهای زوجینی براساس منابع اسلامی و بررسی ویژگی های روان سنجی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۶۱
این پژوهش با هدف تدوین فرم کوتاه پرسشنامه مرزهای زوجینی براساس منابع اسلامی و بررسی ویژگی های روان سنجی آن انجام شد. پرسشنامه اصلی مرزهای زوجینی را هوشیاری (1399) با 66 گویه طراحی کرده که این مطالعه به دنبال ارائه نسخه کوتاه تر با حفظ روایی و پایایی بوده است. جامعه آماری شامل 542 نفر از مردان و زنان متأهل شهر قم بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ملاک های ورود به مطالعه شامل رضایت آگاهانه، عدم استفاده از خدمات روان شناختی در دو ماه گذشته و زندگی مشترک دست کم دو ساله بود. مرزهای زوجینی، آموزه های اسلامی الزامی و غیرالزامی ناظر به روابط زوجین است که حدود تعاملات آنان با یکدیگر را مشخص می سازد. روش پژوهش: این تحقیق از نوع غیرآزمایشی مقطعی با رویکرد روان سنجی بود. برای کاهش گویه ها از تحلیل عاملی تأییدی و همبستگی بین گویه ها استفاده شد. گویه هایی با بار عاملی کمتر از 3/0 و همبستگی بالا با گویه های دیگر با در نظر گرفتن ملاحظات نظری و روایی محتوایی حذف شدند. پایایی پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ و روایی آن از راه همبستگی با فرم اصلی و تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد؛ همچنین همسانی طبقه بندی پاسخ دهندگان در دو فرم با استفاده از ضریب کاپا ارزیابی گردید. جامعه هدف این تحقیق را همه زنان و مردان متأهل شهر قم تشکیل داده اند. با توجه به آنکه تدوین نسخه کوتاه پرسشنامه نیازمند استفاده از تحلیل عاملی بوده و انتخاب نمونه به بزرگی 500 نفر برای انجام تحلیل عاملی «خیلی خوب» بوده است (هومن، 1391)، از جامعه یادشده 542 نمونه به صورت در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق نسخه اصلی پرسشنامه مرزهای زوجینی بود. پرسشنامه 66 سؤالی مرزهای زوجینی خانواده در سال 1399 به وسیله هوشیاری براساس آموزه های اسلامی ساخته و ویژگی های روان سنجی آن بررسی شده است و شش زیرمؤلفه را اندازه گیری می کند: تعهد خاص زناشویی، مرزهای تعاملات جنسی زوجین، مرزهای تعاملات غیرجنسی زوجین، فضای روانی فیزیکی اختصاصی، رازداری خانوادگی زناشویی و حدود انتظارات دوسویه. روش تحلیل داده ها در پژوهش حاضر متناسب با هدف پژوهش و ارائه نسخه کوتاه پرسشنامه 66 گویه ای مرزهای زوجینی بود که کاهش تعداد سؤال های پرسشنامه در دو مرحله انجام شد؛ در مرحله اول همبستگی بین سؤال های مؤلفه های پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت. سؤالاتی که دارای ویژگی های روان سنجی مطلوب بود باقی ماند و بقیه سؤالات حذف شد. در مرحله دوم پس از حذف سؤال هایی که در مرحله اول مشخص شده بودند، به منظور انتخاب سؤال هایی که بالاترین بار عاملی را روی هر یک از مؤلفه ها داشتند از مقدار برش 3/0 استفاده شد. در این مرحله سؤال هایی که دارای بار عاملی کمتر از 3/0 بودند برای حذف مشخص شدند.  به منظور بررسی پایایی فرم کوتاه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. برای تعیین میزان همسانی دو فرم در طبقه بندی پاسخگویان از میان ه اس تفاده ش د. به ازای نمره کل و هر یک از مؤلفه ها نمونه پاسخگویان به دو دسته افراد با نمره زیر میانه و بیشتر از میانه تقسیم شدند.  یافته ها: فرم کوتاه نهایی شامل 35 گویه و پنج مؤلفه اصلی شد: تعهد خاص زناشویی (4 گویه)؛ حدود تعاملات جنسی زوجین (5 گویه)؛ حدود تعاملات غیرجنسی زوجین (14 گویه)؛ رازداری خانوادگی (6 گویه)؛ فضای روانی -فیزیکی اختصاصی (6 گویه). پایایی: آلفای کرونباخ کل پرسشنامه 89/0 و برای مؤلفه ها بین 72/0 تا 83/0 بود و پایایی فرم کوتاه نزدیک به فرم اصلی و در حد مطلوب گزارش شد. روایی: همبستگی بین نمرات دو فرم 96/0 برای کل پرسشنامه و بین 90/0 تا 95/0 برای مؤلفه ها بود. ضریب توافق کاپا برای طبقه بندی پاسخ دهندگان 79/0 و برای مؤلفه ها بین 75/0 تا 83/0 بود که نشان دهنده همسانی بالا بین دو فرم است. بحث و نتیجه گیری: فرم کوتاه پرسشنامه مرزهای زوجینی با 35 گویه از روایی و پایایی مناسب برخوردار است و می تواند به عنوان ابزاری کارآمد در پژوهش های مرتبط با خانواده در جوامع اسلامی به کار رود. کاهش گویه ها بدون آسیب به روایی محتوایی و سازه ای، امکان اجرای سریع تر و گسترده تر را فراهم می کند؛ همچنین ادغام مؤلفه «حدود انتظارات دوسویه» با «حدود تعاملات غیرجنسی» به دلیل قرابت مفهومی از یافته های کلیدی این پژوهش بود. حاصل تجزیه وتحلیل آماری داده های پژوهش جدید و ترکیب آن با ملاحظات نظری، پرسشنامه ای با 35 گویه بوده که چهار مؤلفه «تعهد خاص زناشویی»، «حدود تعاملات جنسی زوجین»، «حدود تعاملات غیرجنسی زوجین»، «رازداری خانوادگی» و «فضای روانی - فیزیکی اختصاصی زوجین» را می سنجد. همبستگی نتایج حاصل از فرم کوتاه و فرم اصلی 96/0 است که نشان می دهد این فرم کوتاه می تواند 92/0 واریانس پاسخ ها به فرم اصلی را تبیین کند. مهم ترین دلیل حذف گویه ها، وجود چند گویه با محتوای همسان بود؛ ازآنجاکه در زمان تدوین نسخه اصلی پرسشنامه، محقق تلاش کرده بود تعداد گویه های بیشتری طراحی کند و برای هر نشانگر چندین گویه با عبارت پردازی های مختلف قرار دهد تا چنانچه به هر دلیل برخی از گویه ها در روند بررسی روایی و پایایی و هنجاریابی حذف شدند، روایی محتوایی پرسشنامه دچار آسیب جدی نشود؛ در فرایند تدوین نسخه کوتاه پرسشنامه از بین گویه های یادشده بهترین گویه ها انتخاب شدند که بیشترین بار عاملی را به همراه داشتند. فرایند تدوین نسخه کوتاه پرسشنامه نشان دادن گویه های مؤلفه «حدود انتظارات دوسویه» از نظر محتوایی قرابت زیادی به گویه های مؤلفه «حدود تعاملات غیرجنسی زوجین» دارد. تحلیل های آماری نیز این قرابت محتوایی را تأیید کرد؛ بنابراین گویه های این دو مؤلفه در هم ترکیب شد و با عنوان مؤلفه «حدود تعاملات غیرجنسی زوجین» قرار گرفت. در پرسشنامه اصلی مرزهای زوجینی، حدود انتظارات دوسویه شامل تعاملات همسران و محدوده انتظارات آنان از یکدیگر در رابطه با حقوق و تکالیف طرفینی است. اعمال مدیریت و سرپرستی از سوی مرد، پذیرش اقتدار و مدیریت مرد از سوی زن، پایبندی مرد به حدود کیفی مدیریت خانواده، پایبندی زوجین به حدود اقتصادی طرفینی، حریم مشترک معنویت و دینداری و محافظت از آبرو و اموال همدیگر است. هرچند توجه به حدود انتظارات دوسویه به صورت مستقل در تعاملات اعضای خانواده آثار زیادی دارد، اما با توجه به ماهیت این نوع تعاملات، می توان آن را نوع خاصی از تعاملات غیرجنسی نیز تعبیر کرد. در پرسشنامه اصلی حدود تعاملات غیرجنسی عبارت است از تمامی قوانین و آداب اخلاقی غیرالزامی تعاملات همسران که در قرآن کریم با اصطلاح «معاشرت معروف» در زمان تفاهم و «امساک به معروف» یا «جدایی به معروف و احسان» در صورت تعارضات زناشویی یک و دوطرفه تعبیر شده است. نفوذناپذیری در مقابل خانواده اصلی و نفوذپذیری در برابر همسر ارضای نیازهای عاطفی طرفینی و ابراز محبت زبانی، بدرقه و استقبال زوجین نسبت به یکدیگر، خوش زبانی و نادیده گرفتن برخی لغزش ها، خرید هدیه و سوغات و تعاون و همکاری در امور دینی و دنیوی از مصادیق معاشرت معروف و مرزهای اخلاقی زوجینی است. فرم کوتاه پرسشنامه مرزهای زوجینی افزون بر اینکه واجد همه ویژگی های پرسشنامه اصلی شامل مبنای نظری دقیق و مبتنی بر معارف اسلامی و روایی و پایایی مناسب است، به دلیل تعداد گویه های کمتر و پرداختن به گویه هایی که با بیشترین بار عاملی، نشانگرها را می سنجد، می تواند در پژوهش ها کارایی بهتر و بیشتری داشته باشد. محدودیت ها و پیشنهادها: محدودیت جامعه آماری به شهر قم ممکن است تعمیم پذیری نتایج را تحت تأثیر قرار دهد؛ بر این اساس پیشنهاد می شود این پرسشنامه در سایر جوامع اسلامی نیز هنجاریابی شود.
۲.

ساخت مقیاس بومی باورهای غیر منطقی در ازدواج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۱
مقدمه و اهداف: فرایند انتخاب همسر برای هر فرد بالغ و مجرد، مرحله ای بسیارمهم و اغلب دشوار به شمار می رود؛ انتخابی که می توان آن را مهم ترین انتخاب زندگی هر فرد دانست که سرنوشت و آینده وی را تحت تأثیر قرار می دهد. ازجمله عواملی که می تواند در پویایی این رسم پیچیده و ظریف نقش کلیدی داشته باشد باورها و انتظارات افراد در نحوه انتخاب همسر است. برخی باورها و نگرش ها به ناکامی و نارضایتی از فرایند انتخاب همسر می انجامند (کروسبی، 1985). باورهای محدودکننده انتخاب همسر از همین نوع باورها هستند. این باورها زمینه ساز گرایش ها و رفتارهای نادرست است و تأثیر نامطلوب آنها، نه تنها حیطه شناختی بلکه حیطه های گرایشی و رفتاری در انتخاب همسر را نیز تحت تأثیر قرار می دهد (حسین خانی، 1399). اگر افراد باورهای غیرواقعی درباره انتخاب همسر داشته باشند، آنها را در فرایند انتخاب همسر دچار بی تصمیمی و ناکامی خواهد کرد (باگاروزی و ران، 1981). بررسی پژوهش ها و کتب مختلف در مورد ازدواج و انتخاب همسر نشان می دهد که تاکنون مقیاس بومی- ایرانی ، اسلامی - درمورد باورهای غیرمنطقی و محدودکننده انتخاب همسر طراحی و ساخته نشده است. با توجه به اهمیت و تأثیرگذاری این باورها در فرایند وابسته به فرهنگ ازدواج و انتخاب همسر، این پژوهش با هدف طراحی، ساخت و بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس بومی باورهای غیرمنطقی در ازدواج انجام شده است. روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری افراد مجرد بالای هفده سالی است که به فضای مجازی دسترسی داشتند. حجم نمونه 339 نفر (91 پسر و 248 دختر) است که از میان جامعه یادشده با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. دامنه سنی مشارکت کنندگان بین 17 تا 40 سال با میانگین 06/27 و انحراف استاندارد 7/6 بود. در این پژوهش از دو مقیاس به عنوان ابزار پژوهش استفاده شده است. فرم اولیه مقیاس باورهای غیرمنطقی در ازدواج: فرم اولیه این مقیاس براساس اصلاح گویه های مقیاس باورهای محدودکننده انتخاب همسر کوب، لارسون و واتسون[1] (2003) از سوی نویسنده مسئول این پژوهش شکل گرفت و خزانه گویه ها به کمک مطالعات اسلامی و تجربیات حاصل از تعامل با مراجعان مشاوره پیش از ازدواج و شرکت کنندگان آموزش های پیش از ازدواج توسعه یافته و به تدوین فرم نهایی انجامیده است. مقیاس باورهای محدودکننده انتخاب همسر را لارسون در سال 1992 در سه مرحله متوالی براساس مقیاس عشق و انتخاب همسر تدوین شده است. فرم اولیه مقیاس باورهای غیرمنطقی در ازدواج شامل 97 گویه به همراه مقیاس باورهای محدودکننده انتخاب همسر، آماده شده و با استفاده از شبکه های اجتماعی در فضای مجازی در اختیار شرکت کنندگان قرار گرفته است. تعداد 339 پرسشنامه وارد مرحله تحلیل شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها در این پژوهش از نسخه 26 نرم افزار SPSS و روش های آماری همبستگی، دونیمه سازی و تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. یافته ها:  جهت بررسی روایی مقیاس از شاخص روایی محتوایی و نسبت روایی محتوایی بهره برده شد. میزان 94/0 برای شاخص روایی محتوایی (معیار قابل قبول: 79/0) و 83/0 برای نسبت روایی محتوایی (معیار قابل قبول: 62/0) به دست آمد که نشان از روایی قوی این مقیاس دارد. به منظور بررسی هماهنگی درونی گویه های مقیاس از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن برای کل مقیاس 89/0، برای آقایان 89/0 و برای بانوان 88/0 به دست آمد. نتایج آزمون دونیمه سازی نیز نشان داد که آلفای کرونباخ نیمه اول 76/0 و نیمه دوم 82/0 است؛ همچنین ضرایب اسپیرمن برون و گاتمن و همبستگی بین دو نیمه به ترتیب 85/0، 85/0 و 75/0 به دست آمد. به منظور بررسی ساختار عاملی مقیاس از تحلیل عاملی اکتشافی به روش مؤلفه های اصلی و چرخش واریماکس استفاده شد. نتایج شاخص کفایت نمونه برداری نشان داد که نمونه گیری مناسبی جهت تحلیل عاملی صورت گرفته است (72/0=KMO). نتایج آزمون کرویت بارتلت نیز بیانگر همبستگی معنادار کافی بین عبارت مقیاس است. نتایج این آزمون با درجه آزادی 4656 و مجذور فی دو 665/11669 درسطح 01/0>P معنادار است. به منظور تعیین تعداد عامل ها، نخست از ملاک ارزش های ویژه بزرگ تر از یک استفاده شد. برای اجتناب از دقت پایین در نتایج خروجی و نیز با توجه به نمودار اسکری، ارزش ویژه در مرحله دوم نیز بزرگ تر از یک انتخاب شد. جهت بررسی روایی ملاکی همزمان از پرسشنامه باورهای محدودکننده انتخاب همسر (کوب و همکاران، 2003) به کار رفت. نتایج حاصل گویای ارتباط قوی نمره کل دو مقیاس و ارتباط ضعیف تا متوسط زیرمقیاس های باورهای محدودکننده انتخاب همسر (به جز خطای معنوی) با نمره کل باورهای غیرمنطقی در ازدواج است (01/0>P). همبستگی ضعیف زیرمقیاس های باورهای غیرمنطقی در ازدواج نشانگر استقلال عوامل از یکدیگر است. بحث و نتیجه گیری: یافته های پژوهش پیش رو، روایی و اعتبار این مقیاس را تأیید کردند. این مقیاس در قالب سیزده عامل (احساس زدایی، بدبینی، تجربه خودمحورانه، تقدیرگرایی، جادوی عشق، خطای معنوی، خوش بینی افراطی، راه حل ناکارآمد، سختگیری، عشق انحصاری، کامل گرایی، نشانه های ناکارآمد و همسان گزینی) و نود گویه ارائه شده است. این فرم در میان مربیان و مشاوران پیش از ازدواج جهت ارزیابی باورهای غیرمنطقی افراد نسبت به ازدواج به کار می رود. تعارض منافع: تعارض منافعی در این مقاله وجود ندارد.
۳.

اثربخشی آموزش همدلی بر خودتنظیمی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۰۴
مقدمه و هدف: هر دانش آموزی که پا به مقطع ابتدایی می گذارد، نیازمند مهارت هایی هم در جهت موفقیت و پیشرفت تحصیلی خود و هم در جهت ارتباط با دانش آموزان دیگر است. به عنوان یکی از مهارت هایی که توجه به آن اهمیت بسیار بالایی دارد و بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان موثر است می تواند از خودتنظیمی نام برد. خودتنظیمی به عنوان راهبردی برای کمک به فراگیران در جهت تسلط بر فرآیند یادگیری و بهبود کیفیت آن، و همچنین درجهت تنظیم و سازگار کردن احساسات براساس نیازهای موقعیت شناخته می شود. در کنار آن دانش آموزان نیاز دارند تا جریان اجتماعی شدن را به درستی طی نموده و با همسالان خود ارتباط سازگارانه ای داشته باشند، چراکه سازگاری اجتماعی بالا در واقع زیربنای عملکرد خوب، تسهیل کننده نقش اجتماعی و عامل رضایت بیشتر از زندگی است. ازاین رو انجام مداخلات روانشناختی و بررسی تأثیر آموزش های مختلف در جهت سازگاری دانش آموزان امری ضروری است. از طرفی آموزش همدلی نیز به عنوان یک آموزش کاربردی برای تمام سنین شناخته می شود. ازآنجایی که زندگی در عصر حاضر سرشار از تجربه استرس ها، اضطراب ها، تعارض ها و درگیری های ذهنی است، همدلی یکی از بهترین مقابله ها در برابر این فشارهاست. براین اساس هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش همدلی بر خودتنظیمی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی بود.  روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و با استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون، همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی شهر قم در سال تحصیلی 1401 - 1402 را شامل می شد، و نمونه پژوهش دو کلاس 14 نفری (مجموع 28 نفر) از دانش آموزان پایه سوم ابتدایی مدرسه مفید در ناحیه چهار شهر قم بودند که به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده شامل: پرسشنامه های خودتنظیمی هافمن و کاشدان (2010): این پرسشنامه دارای 20 سوال همراه با طیف لیکرت 5 درجه ای می باشد و 3 مؤلفه پنهان کاری، سازش کاری و تحمل را می سنجد. پرسشنامه های سازگاری اجتماعی سینها و سینگ (1993) : این پرسشنامه دارای 20 سوال، به صورت دوگزینه ای و با گزینه های (بله - خیر) می باشد. پاسخ بله دارای نمره صفر و پاسخ خیر دارای نمره یک است. و نمره پایین تر نشان دهنده سازگاری اجتماعی بالاتر است. پس از برگزاری پیش آزمون، گروه آزمایش به مدت هشت جلسه براساس پروتکل پیشنهادی جانبزرگی و آگاه هریس (2009) آموزش همدلی را دریافت کردند. این آموزش شامل چهار گام اساسی می شد: گام اول آشنایی با احساسات فیزیولوژیک، گام دوم آشنایی با احساسات روان شناختی، گام سوم تمرکز بر مشابهت و تفاوت احساسات خود با دیگری و گام چهارم تقویت پاسخ های همدلانه. هر یک از این گام ها در دو جلسه مورد توجه قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ گونه آموزشی در این زمینه دریافت نکرد. نتایج: در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح توصیفی از میانگین و انحراف معیار استفاده شد.
۴.

شاخص های روان سنجی مقیاس صبر کودکان و نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۵
مقدمه و اهداف: مفهوم صبر کوته زمانی است که مورد توجه معدودی از روان شناسان قرار گرفته است. این مفهوم در حال گذار از روند تکوینی است. صبر توانش موجود زنده در به تاخیراندازی برخی از خواسته ها به منظور دستیابی به پاداش های سطح بالاتر در آینده ای نزدیک (اشنیتکر[1] 1 و همکاران، 2019) تعریف شده است. پژوهش ها اهمیت و نقش صبر را در کاهش پرخاشگری (شکوفه فرد و خرمایی)، زورگویی (فرمانی و خرمایی، 2015)، اضطراب و افسردگی (خرمایی، آزادی ده بیدی و زابلی، 1394) مورد بررسی قرار داده اند. همچنین دیگر پژوهش ها ارتباط این سازه روان شناختی -  دینی را با ناامیدی (خرمایی و فرمانی، 1393)، امید به زندگی (مرحمتی و خرمایی، 1397)، بهزیستی روان شناختی (مرحمتی و خرمایی، 2016)، رضایت زناشویی (فرمانی، خرمایی و دوکوهکی، 1393)، راهبردهای مقابله ای (کیهان فرد، 1389)، اهداف پیشرفت (آربزی و خرمایی، 1400) و اهمال کاری تحصیلی (خرمایی و آزادی ده بیدی، 1396) مورد بررسی قرار داده اند. در مجموع صبر قابلیتی زیستی - روان شناختی و فضیلتی اخلاقی است که به وسیله باور های دینی و عوامل تأثیر گذار درونی و بیرونی جهت داده می شود. بنابراین می توان گفت که هر چند صبر قابلیتی سرشتی دارد لیکن به وسیله باور های اعتقادی و جهان بینی دینی که ریشه در وحی دارند، محتوی می گیرد (خرمایی و فرمانی، 1393). اما آنچه در این میان اهمیت دارد آن است که برای گسترش نظری و کاربردی این سازه، ساخت و تدوین ابزارهایی برای سنجش صبر ضرورتی اجتناب ناپذیر است. این ضرورت هنگامی بیشتر احساس می شود که حوزه مطالعه صبر بر روی کودکان و نوجوانان تمرکز می یابد. بنابراین، هدف این پژوهش تدوین مقیاسی برای سنجش صبر کودکان و نوجوانان بر اساس مدل پنج عاملی صبر و بررسی شاخص های روان سنجی این مقیاس بود. روش: این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر دانش آموزان مقاطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم شهر شیراز بودند که از میان آن ها تعداد 845 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. مقیاس صبر کودکان و نوجوانان بر مبنای مقیاس صبر بزرگسالان (خرمایی و همکاران، 1393الف) تهیه شده است. به عبارت دیگر، همانند مقیاس صبر بزرگسالان (خرمایی و همکاران، 1393الف) مفاهیم کلیدی که کلیه آیات مرتبط با صبر در قرآن کریم بر آن تأکید داشته اند، مورد توجه قرار گرفت. سپس با توجه به این مفاهیم عباراتی تدوین گردید و نسخه نهایی این مقیاس در قالب 33 گویه براساس مقیاس درجه بندی لیکرت از کاملاً درست تا کاملاً نادرست تنظیم شد که به سنجش پنج عامل استقامت، درنگ، متعالی شدن، شکیبایی و رضایت می پردازد. لازم به ذکر است که در این مقیاس گویه های 2، 3، 4، 6، 7، 8، 9، 11، 12، 13، 15، 16، 17، 19، 20، 21، 23، 24، 25، 26، 27، 28، 29، 30، 31، 32 و 33 نمره گذاری معکوس دارند. تجزیه و تحلیل داده های توصیفی پژوهش با استفاده از Spss - 21 بوده است و برای تعیین روایی از روش تحلیل عامل تاییدی در نرم افزار Amos - 21 استفاده شد. پایایی کل مقیاس و مؤلفه های آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به دست آمده است. نتایج: جدول 1 توزیع گروه نمونه برحسب مقطع تحصیلی و جنسیت دانش آموزان را نشان می دهد. در جدول 2 نیز اطلاعات توصیفی کل نمونه مشاهده می شود.   جدول 1: توزیع گروه نمونه برحسب مقطع تحصیلی و جنسیت دانش آموزان مقطع تحصیلی دختر پسر کل ابتدایی (%18) 151 (%16) 135 (%34) 286 متوسطه اول (%18) 149 (%14) 120 (%32) 269 متوسطه دوم (%17) 145 (%17) 145 (%34) 290 کل (%53) 445 (%47) 400 (%100) 845   جدول 2: اطلاعات توصیفی مربوط به مؤلفه ها و نمره کل مقیاس صبر متغیر         میانگین انحراف استاندارد حداکثر نمره حداقل نمره کجی کشیدگی درنگ 32/27 73/7 50 10 12/0 - 48/0 - استقامت 69/36 77/7 50 12 40/0 - 46/0 - متعالی شدن 86/23 30/4 30 7 60/0 - 04/0 - شکیبایی 02/9 26/3 20 4 59/0 05/0 رضایت 33/10 88/2 15 3 38/0 - 32/0 - صبر 17/112 02/18 161 63 12/0 - 37/0 -   برای تعیین روایی مقیاس از روش تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. پیش از اجرای تحلیل عامل تاییدی مفروضه های این روش بررسی شدند و تمام مفروضه ها برقرار بودند. در ادامه، گویه های مقیاس در قالب مدل 5 عاملی در نرم افزار ایموس ترسیم و بر روی نمونه ای از دانشجویان شامل 845 نفر (400 پسر و 445 دختر) آزمون شد. شاخص های برازش مدل برای مدل محاسبه شد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مقیاس صبر با 5 عامل استقامت (با بار عاملی 42/0 تا 65/0)، درنگ (با بار عاملی 32/0 تا 66/0)، متعالی شدن (با بار عاملی 34/0 تا 74/0)، شکیبایی (با بار عاملی 36/0 تا 67/0) و رضایت (با بار عاملی 45/0 تا 77/0) بارگذاری شد. شاخص های برازش مدل در جدول 3 گزارش شده است. جدول 3: شاخص های برازش مدل شاخص X 2 /df GFI AGFI CFI IFI RMSEA PCLOSE مقدار 32/2 92/0 91/0 90/0 90/0 04/0 1 مقادیر قابل قبول >3 <90/0 <90/0 <90/0 <90/0 >08/0 <05/0   گویه ها در تحلیل عاملی مرتبه اول روی پنج مؤلفه و مؤلفه ها در تحلیل عاملی مرتبه دوم روی یک عامل کلی بارگذاری شدند و کلیه ضرایب معنی دار بوده است. با توجه به نتایج پیشین، می توان گفت که صبر دربرگیرنده پنج مؤلفه متعالی شدن، شکیبایی، رضایت، استقامت و درنگ است که در عین استقلال این پنج عامل بر روی عامل کلی صبر بارگذاری می شوند. همچنین پایایی مقیاس صبر از طریق آلفای کرونباخ محاسبه شده است. نتایج نشان می دهند ضرایب به دست آمده برای مؤلفه های متعالی شدن، شکیبایی، رضایت، استقامت، درنگ و کل مقیاس به ترتیب 74/0، 62/0، 70/0، 80/0، 80/0 و 87/0 به دست آمده است. بحث و نتیجه گیری: در پژوهش حاضر با استناد به مقیاس صبر بزرگسالان (خرمایی و همکاران، 1393) و با استفاده از مؤلفه های قرآنی و روایتی صبر مقیاسی جهت سنجش صبر کودکان و نوجوانان طراحی گردیده است. بدین صورت که آیات مرتبط با صبر در قرآن کریم و مفاهیم کلیدی این آیات استخراج شد. سپس با توجه به این مفاهیم عباراتی متناسب با گروه سنی کودک و نوجوان تدوین گردید. عبارات دارای مفاهیم مشابه حذف و نسخه نهایی این مقیاس در قالب 33 گویه براساس مقیاس درجه بندی لیکرت از کاملاً درست تا کاملاً نادرست تنظیم شد. سپس دانش آموزان مقاطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم به این مقیاس پاسخ دادند و ویژگی های روان سنجی مقیاس مورد بررسی قرار گرفت. به طور کلی نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مقیاس صبر کودکان و نوجوانان دارای روایی و پایایی مناسب است و می توان از آن به عنوان ابزاری روا و پایا جهت سنجش صبر کودکان و نوجوانان استفاده کرد. محققین این پژوهش پیشنهاد می کنند که ویژگی های روان سنجی این مقیاس در جمعیت های مختلف کودکان و نوجوانان مورد بررسی قرار گیرد. ساخت ابزار خودگزارشی جهت سنجش صبر کودکان و نوجوانان در پژوهش حاضر با هدف پر کردن خلاء موجود در این زمینه و انجام پژوهش های گسترده و عمیق در حوزه ی صبر کودکان و نوجوانان صورت گرفته است و به نظر می رسد که مقیاس ساخته شده در این پژوهش بتواند راهگشای پژوهش های عمیق تر در مورد روند تحولی صبر در سنین مختلف، تظاهرات مختلف صبر در زندگی کودکان و نوجوانان، ارتباط صبر با سایر متغیرهای روان شناختی و نهایتاً تدوین روش های مداخله ای برای ارتقای صبر در این گروه سنی باشد. تقدیر و تشکر: از تمام افرادی که ما را در انجام و پیشبرد این پژوهش یاری نمودند، صمیمانه تقدیر و تشکر می شود. تعارض منافع: بنابر اظهار نویسندگان این مقاله تعارض منافعی ندارد.
۵.

مدل مفهومی تفکر انتقادی مبتنی بر منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۸۰
مقدمه و اهداف: تفکر انتقادی امروزه به عنوان یکی از مهارت های اساسی و حیاتی برای همه افراد در جوامع مختلف شناخته می شود و جایگاه ویژه ای در نظام های آموزشی سراسر جهان دارد. این مهارت به واسطه تأثیرگذاری بر توسعه مهارت های شناختی سطح بالا نظیر تأمل، خودآگاهی و تحلیل مسائل پیچیده، نقش مهمی در توانمندسازی افراد برای تصمیم گیری های منطقی و حل مسائل در زندگی شخصی و حرفه ای ایفا می کند.  در دنیای پرتحول امروز، تفکر انتقادی برای مواجهه با چالش های ساده و پیچیده اهمیت زیادی دارد، به ویژه در برابر پدیده هایی مانند اخبار جعلی و نظریه های توطئه در فضای مجازی که نیازمند تحلیل و مدیریت هوشمندانه اطلاعات است. تفکر انتقادی فرآیندی پیچیده و چندبعدی است که شامل تفکر منطقی، ارزیابی شواهد و تصمیم گیری بر پایه استدلال می شود. اندیشمندان آن را گاه تفکری معقول و بازتابی و گاه فرایندی هدفمند و خودگردان می دانند. از سوی دیگر، آموزه های دینی به ویژه قرآن و روایات اسلامی نیز تأکید زیادی بر تفکر و تعقل دارند. قرآن کریم در آیات متعددی انسان ها را به تأمل و نقد باورها و سنت های بی اساس دعوت می کند و آن ها را از پذیرش کورکورانه آموزه های گذشته بر حذر می دارد. این رویکرد در راستای پرورش عقل و جلوگیری از جمود فکری است. اندیشمندانی مانند مطهری و ابن سینا نیز بر اهمیت تفکر نقادانه تأکید داشته و آن را عاملی مؤثر در رشد عقلانی و دوری از تعصب و قضاوت های عجولانه دانسته اند. علی رغم وجود پژوهش های متعدد در حوزه تفکر انتقادی از منظر روان شناسی، تعلیم و تربیت و فلسفه، هنوز مدلی جامع و مشخص که مبتنی بر منابع اسلامی باشد و مؤلفه های تفکر انتقادی را به طور دقیق تبیین کند، ارائه نشده است. هدف این پژوهش، شناسایی مؤلفه های تفکر انتقادی از منابع اسلامی و تدوین مدل مفهومی کاربردی برای تقویت این مهارت است. این مدل با تأیید متخصصان می تواند زمینه ساز برنامه های آموزشی مؤثر و ارتقای تصمیم گیری منطقی در سطوح فردی و اجتماعی شود. روش: این پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر رویکرد، آمیخته است که شامل ترکیب روش های کیفی و کمّی به صورت متوالی اکتشافی می باشد. در بخش کیفی، برای شناسایی مفاهیم مرتبط با تفکر انتقادی در منابع اسلامی، از روش معناشناسی زبانی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. جامعه آماری شامل قرآن کریم و منابع روایی معتبر از کتب درجه «الف» و «ب» و آثار پیشوایان دینی تا سده پنجم هجری است. نمونه گیری به صورت غیرتصادفی و هدفمند انجام شده و داده ها با نظر کارشناسان تجزیه و تحلیل گردیده است. ابتدا با روش معناشناسی زبانی، مفاهیم مشابه تفکر انتقادی در قرآن و روایات شناسایی شد. سپس این داده ها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی بررسی گردید تا مضامین اصلی استخراج شود. در تحلیل محتوا، داده ها به صورت نظام مند طبقه بندی شده و مفاهیم کلیدی شناسایی شدند. در بخش کمّی، برای ارزیابی روایی محتوایی مؤلفه ها از روش         توصیفی زمینه یابی استفاده شد. نظرات پنج کارشناس در مرحله مفاهیم و هفت کارشناس در مرحله مؤلفه ها به صورت هدفمند جمع آوری شد. شاخص روایی محتوایی (CVI) محاسبه و مفاهیمی که مقدار آن کمتر از 0.79 بود، حذف گردید. ویژگی های جمعیت شناختی کارشناسان شامل تحصیلات حوزوی و دانشگاهی نیز بررسی شد تا از تخصص آن ها اطمینان حاصل شود. درنهایت، روند مراحل پژوهش از آغاز تا پایان به صورت طرح نما ارائه شد تا سیر پژوهش و نحوه دستیابی به نتایج به روشنی مشخص شود. این فرآیند موجب افزایش دقت و اطمینان در یافته های پژوهش شده است. یافته ها: یافته های این پژوهش منجر به تدوین یک مدل مفهومی جامع برای تفکر انتقادی مبتنی بر منابع اسلامی شد. در مرحله نخست، با بهره گیری از روش معناشناسی زبانی و تحلیل محتوای کیفی، مفاهیم مرتبط با تفکر انتقادی استخراج شد. در این راستا، ابتدا ۱۴ مفهوم کلیدی شناسایی گردید که پس از ارزیابی روایی محتوایی توسط کارشناسان، هشت مفهوم اصلی شامل فکر نظام مند، حقیقت جویی، گشوده فکری، پرسشگری، شنونده فعال، استقلال فکری، انعطاف پذیری و فهم عمیق تأیید و انتخاب شد. مدل مفهومی طراحی شده، در سه بُعد ساختاربندی شد: بعد شرایطی: این بعد به عواملی اشاره دارد که زمینه ساز شکل گیری تفکر انتقادی هستند. مؤلفه هایی همچون فکر نظام مند (برنامه ریزی و نظم در اندیشه)، حقیقت جویی (جستجوی فعالانه حقیقت)، گشوده فکری (پذیرش دیدگاه های مختلف)، پرسشگری (طرح سؤالات بنیادین) و شنونده فعال (گوش دادن دقیق و تحلیلی) در این بعد قرار دارند. بعد هسته ای: این بعد به ماهیت و جوهره تفکر انتقادی پرداخته و شامل استقلال فکری (اتکای فرد به قضاوت شخصی)، قدرت پردازش اطلاعات (تحلیل و استنباط داده ها)، انعطاف پذیری (سازگاری با شرایط جدید) و فهم عمیق (درک عمیق از مسائل) است. بعد پیامدی: این بعد بر پیامدها و نتایج حاصل از تفکر انتقادی متمرکز است. مؤلفه هایی چون ارتباط سازنده (تعامل مؤثر با دیگران)، خودهشیاری (آگاهی از نقاط ضعف و قوت فردی)، بازنگری و ارتقای دانش (مرور و اصلاح آموخته ها)، تصمیم گیری منطقی و سخن مستندانه (استدلال بر اساس شواهد) در این بعد گنجانده شده اند. در مرحله کمّی، میزان روایی محتوایی این مؤلفه ها توسط هفت کارشناس حوزه علوم انسانی و روان شناسی بررسی شد. شاخص CVI برای تمامی مؤلفه ها بالاتر از 0.85 گزارش شد که نشان دهنده اعتبار بالای مدل ارائه شده است. این مدل قابلیت تبدیل به ابزارهای سنجش روان شناختی و برنامه های آموزشی برای ارتقای مهارت تفکر انتقادی را داراست.   شکل 1. مدل مفهومی تفکر انتقادی مبتنی بر منابع اسلامی           نتیجه گیری: فکر انتقادی به عنوان یک مهارت بنیادین، نقشی اساسی در رشد فکری، تصمیم گیری آگاهانه و حل مسائل پیچیده دارد. پژوهش حاضر با هدف طراحی یک مدل مفهومی از تفکر انتقادی مبتنی بر منابع اسلامی، نشان داد که آموزه های دینی می توانند چارچوبی جامع و کارآمد برای پرورش این مهارت ارائه دهند. مدل استخراج شده نشان می دهد که تفکر انتقادی نه تنها به مهارت های فردی محدود نمی شود، بلکه با مؤلفه هایی همچون حقیقت جویی و گشوده فکری، زمینه ساز تعامل مؤثر با محیط و پذیرش دیدگاه های متنوع است. استقلال فکری به افراد این توانایی را می دهد که از تعصب و تقلید کورکورانه دوری کرده و با تحلیل منطقی به نتایج قابل اعتماد دست یابند. همچنین انعطاف پذیری و فهم عمیق به آن ها کمک می کند تا در شرایط متغیر، تصمیم گیری های منطقی و هوشمندانه داشته باشند. از منظر آموزه های اسلامی، تأکید بر تفکر، تعقل و تدبر، نشان دهنده اهمیت بالای تفکر انتقادی در ارتقای سطح فکری و اخلاقی انسان است. این آموزه ها بر پرهیز از تعصب، دعوت به پرسشگری و بررسی عمیق امور تأکید دارند. به ویژه در عصر اطلاعات که انسان با انبوهی از داده ها و اخبار جعلی مواجه است، بهره گیری از تفکر انتقادی می تواند مانع از گمراهی و تصمیم گیری های نادرست شود. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که با به کارگیری این مدل مفهومی می توان برنامه های آموزشی مؤثری برای تقویت مهارت تفکر انتقادی طراحی کرد. این مدل می تواند به عنوان یک الگوی علمی برای پرورش تفکر نقادانه در سطوح مختلف آموزشی و فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت، توصیه می شود این مدل در قالب ابزارهای سنجش و برنامه های آموزشی مورد آزمون و بازنگری قرار گیرد تا ضمن ارتقای دقت آن، امکان به کارگیری مؤثر آن در تربیت نسل هایی با توانمندی تفکر نقادانه فراهم شود. همچنین پژوهش های آینده می توانند با تمرکز بر مقایسه این مدل با سایر الگوهای بین المللی، نقاط قوت و کاستی های آن را شناسایی و اصلاح کنند.
۶.

طراحی و اعتباریابی بسته معنادرمانی مبتنی بر دیدگاه آیت الله صفایی حائری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۰
خلأ معنا در زمره علل برخی از کژکاری هاست؛ از این رو معنادرمانی کمک به کشف معنای زندگی و خروج از خلأ هستی شناختی می باشد (براز، ساطع و فلسفی، 1402، ص39). دراین باره، گان و همکاران (2018) نشان دادند آموزش خودآگاهی مبتنی بر رویکرد معنادرمانی موجب افزایش میزان امید به زندگی در مبتلایان به سرطان سینه می شود؛ همچنین آگیونالدو و گازمن (2014) در پژوهش خود دریافتند معنادرمانی موجب افزایش هدفداری زندگی بیماران می شود. معنادرمانی از فنون قصد متضاد، بازتاب زدایی، اصلاح نگرش، حساس شدن، فراخوانی و گفتگوی سقراطی استفاده می کند. معنادرمانگران در غرب به دو گروه اصلی وجودگرایی و روان شناسی مثبت تقسیم می شوند. هر دو گروه با انتقادات جدی چون معناجویی منفعت طلبانه، غیرواقعی و سکولار (حسینی، 1402، ص ه) روبه رو هستند؛ همچنین دو رویکرد شاخص در ایران، توحیددرمانی و درمان معنوی خداسو به علت ساختارنایافته بودن (شریفی نیا، 1392، ص200) و طولانی بودن (اوصیاء، 1399) مورد انتقاد می باشند. با توجه به آنکه مبنای معنادرمانی انسان شناسی است؛ اگر انسان حی متأله (زنده خداجو) می باشد، پس حیات و خداباوری با هم گره خورده اند و درمان براساس ذات انسان که متأله است و براساس جایگاه وی (بندگی) شکل می گیرد (سلیمانی امیری و محمدی احمدآبادی، 1399، ص140)، اما اگر انسان موجودی محصور در بدن و مجبور در سرنوشت باشد، کاری جز خوراک، خواب و تلاوت تکرار ندارد (صفایی حائری، 1401، ص264). با توجه به تحقیقات انجام شده و گستره انتقادات به معنادرمانی های موجود، کشف مؤلفه های مبتنی بر دیدگاه آیت الله صفایی حائری به علت ابتنا بر انسان شناسی اسلامی و قرابت با فرهنگ ایرانی ضروری دانسته شد. افزون بر این، آیت الله صفایی حائری در زمان حیات خود مراجعان بسیاری داشته که توانسته است آنها را از بی معنایی رهانیده و به زندگی آنها حیاتی دوباره ببخشد؛ در این راستا پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی معنادرمانی مبتنی بر دیدگاه آیت الله صفایی حائری و اعتباریابی آن به انجام رسید. روش: پژوهش پیش رو به لحاظ هدف از نوع بنیادی و براساس ماهیت تحقیق از نوع ترکیبی مبتنی بر آمیختگی تحلیل محتوای قیاسی استقرائی بود. آثار           آیت الله صفایی حائری با تحلیل محتوای قیاسی و از زاویه معنادرمانی به صورت دقیق مطالعه و براساس آن مؤلفه های ناظر به ابعاد معنادرمانی شناسایی شد. واحد تحلیل داده ها از نوع تحلیل مضمون بود. داده ها در یک فرایند کدگذاری منظم در طبقات جایگذاری شدند. با توجه به دیدگاه های بدیع آیت الله صفایی حائری از روش استقرائی نیز استفاده شد؛ از این رو طبقات جدید تشکیل و پس از بررسی نهایی و اعمال نظر اصلاحی متخصصان روان شناسی و علوم اسلامی، مؤلفه های معنادرمانی و بسته آموزشی مبتنی بر آن تدوین شد. جامعه آماری، تمامی آثار مکتوب از آیت الله صفایی حائری بود. نمونه، هفت جلد از آثار ایشان (رشد، مسئولیت و سازندگی، انسان در دو فصل، حرکت، صراط، نامه های بلوغ و عوامل رشد، رکود و انحطاط) و کتاب اندیشههای پنهان که نگاه سیستمی به آثار ایشان دارد به صورت هدفمند انتخاب شد. اعتباریابی بسته معنادرمانی در دو مرحله انجام شد؛ در مرحله نخست، کاپا با رقم 78/0 در محدوده خوب تعیین گردید و در مرحله دوم، جهت به دست آوردن شاخص نسبت روایی محتوا از دیدگاه یازده تن از اساتید روان شناسی و علوم اسلامی استفاده شد. ضریب یادشده برای کلیه تکالیف بالای 63/0 به دست آمد و 22 فعالیت حذف شد. بسته آموزشی معنادرمانی حاضر در نُه جلسه 90 دقیقه ای به صورت خلاقانه و براساس روش های مداخلاتی معنادرمانی تنظیم شد. نتایج: آیت الله صفایی حائری زمینه های معنایابی را وسعت می بخشد و هشت طبقه اصلی را معرفی می کند که عبارت است از: 1. استعداد؛ 2. حرکت؛ 3. درک ترکیب؛ 4. درک وضعیت؛ 5. مرگ؛ 6. تنهایی؛ 7. رنج و 8. آرامش.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۳۸