ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۸۱ تا ۱٬۲۰۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۱۱۸۱.

تحلیل عملکرد جنسی مردان نابارور: پیامدهای ناباروری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۹۲
هدف: اگر چه ناباروری به عنوان یک بیماری تهدیدکننده ی زندگی طبقه بندی نمی شود، اما یک بحران در زندگی است که پیامدهایی را در زمینه های روانی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی به دنبال دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین پیامدهای ناباروری بر مردان نابارور با تأکید بر عملکرد جنسی انجام شد. روش کار: پژوهش حاضر از نوع کیفی و با روش داده بنیاد انجام شد. از این رو با 14 نفر از مردان ناباروری که در طول سال 1402 به دنبال درمان ناباروری خود بودند با روش نمونه گیری هدفمند مصاحبه ی نیمه ساختاریافته ای انجام شد و یافته های آن به ترتیب با روش استراوس و کوربین (1999) و سه روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: تحلیل داده ها منجربه شناسایی 25 کد باز و 4 مقوله ی اصلی شد که در 2 کد محوری ره آوردهای فردی و ره آوردهای زوجی دسته بندی شدند. یافته ها نشان داد که ناباروری تأثیر منفی بر عملکرد جنسی مردان نابارور نابارور دارد و این تأثیر منفی پیامدهای فردی و زوجی را برای این افراد به همراه دارد. ره آوردهای زوجی ناباروری بر مردان نابارور شامل رنج ها و دشواری های عاطفی- رابطه ایِ متأثر از زندگی عاری از فرزند و درماندگی در مدیریت تعارضات جنسی زوجی بود. همچنین ره آوردهای فردی شامل سختی ها و مشکلات جنسی متأثر از زندگی عاری از فرزند و اندوه ناشی از نارضایتی جنسی بود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که ناباروری پیامدهای منفی بر عملکرد جنسی مردان نابارور دارد. نتایج پژوهش همچنین نشان داد که ناباروری منجر به بروز اختلالاتی همچون کاهش میل جنسی، انزال زودرس و اختلال در نعوظ در مردان نابارور می شود. همچنین کاهش کیفیت رابطه ی جنسی و کاهش فراوانی مقاربت از پیامدهای دیگر ناباروری بر عملکرد جنسی در بعد فردی بود که مجموعه ی این چالش ها در عملکرد جنسی، منجر به نارضایتی جنسی و به تبع آن غم و اندوهی در مشارکت کنندگان در پژوهش شده بود. تجربه ی رنج ها و دشواری های عاطفی-رابطه ای و درماندگی در مدیریت تعارضات زوجی، ره آوردهای زوجی شناسایی شده در پژوهش حاضر بود. یافته های پژوهش حاضر می توانند به عنوان پیشنهاداتی برای ارجاع افراد یا زوج های نابارور به یک متخصص سلامت جنسی و روابط جنسی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۱۸۲.

مدل یابی روابط ساختاری سوگ حل نشده و قدرت ایگو با میانجیگری خودشناسی انسجامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۷۹
هدف: هدف این پژوهش، مدلسازی روابط ساختاری سوگ حل نشده و قدرت ایگو با میانجیگری خودشناسی انسجامی در دانشجویان دانشگاه های شهر ساری بود. روش شناسی: این پژوهش بنیادی و از نوع همبستگی توصیفی بود. جامعه آماری شامل 26250 دانشجو از دانشگاه های مختلف شهر ساری در سال تحصیلی 1402-1403 بود. براساس پروتکل کلاین (2023)، حجم نمونه 400 نفر تعیین شد که پس از حذف پرسشنامه های نامعتبر، 376 پاسخ معتبر تحلیل شد. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس خودشناسی انسجامی، پرسشنامه سوگ پیچیده و پرسشنامه توانمندی ایگو بود. تحلیل داده ها با استفاده از آمار استنباطی، تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام شد. یافته ها: یافته های استنباطی نشان داد که بین سوگ حل نشده و قدرت ایگو رابطه معنادار و معکوسی وجود دارد. همچنین، نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که خودشناسی انسجامی نقش میانجی در این رابطه ایفا می کند، به گونه ای که قدرت ایگو از طریق ارتقای خودشناسی انسجامی، سوگ حل نشده را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد (ضریب مسیر مستقیم 0.87 و ضریب مسیر غیرمستقیم 0.12-). شاخص های برازندگی مدل نظیر RMSEA=0.041 و CFI=0.96 نشان دهنده برازش خوب مدل بودند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد قدرت ایگو می تواند از طریق بهبود خودشناسی انسجامی، به کاهش سوگ حل نشده در دانشجویان کمک کند. این یافته ها اهمیت مداخلات مبتنی بر تقویت خودشناسی و تاب آوری روانشناختی در بهبود سلامت روان دانشجویان را برجسته می سازد.
۱۱۸۳.

اثربخشی برنامه مبتنی بر ذهن آگاهی بر پریشانی روانشناختی، نظم جویی هیجانی و ترس از پیشرفت بیماری در زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۳
زمینه: سرطان پستان شایع ترین نوع سرطان در زنان به شمار می رود و این زنان اغلب با مشکلات روانشناختی مواجه هستند که می تواند بر کیفیت زندگی آن ها تأثیر منفی بگذارد. ترس از پیشرفت بیماری، پریشانی روانشناختی و نظم جویی هیجانی از جمله مشکلات مهمی هستند که زنان مبتلا به سرطان پستان با آن مواجه می شوند و روان درمانی هایی می تواند در این زمینه مؤثر باشد که بیمار بتواند این مشکلات را بهتر مدیریت کند. هدف: پژوهش حاضر به دنبال بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر پریشانی روانشناختی، نظم جویی هیجانی و ترس از پیشرفت بیماری در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. روش: طرح پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و آزمون گروه گواه و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی زنان مبتلا به سرطان پستان بالای ۲۰ سال در شهرهای بابل و ساری از بهمن ماه سال ۱۴۰۰ تا مردادماه سال ۱۴۰۱ است که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس ۳۰ نفر از بین مراکز درمانی شامل بیمارستان روحانی بابل، بیمارستان یحیی نژاد بابل، بیمارستان امام خمینی ساری و بیمارستان بوعلی ساری گروه نمونه انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند و پرسشنامه پریشانی روانشناختی (کسلر، ۲۰۰۲)، مقیاس دشواری های نظم جویی هیجانی (گراتز، ۲۰۰۴) و ترس از پیشرفت بیماری (هرشباخ و همکاران، ۲۰۱۱) را تکمیل کردند. شرکت کنندگان گروه آزمایش تحت ۸ جلسه هفتگی ۹۰ دقیقه ای آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه مکرر و نرم افزار ۲۴-SPSS استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که شرکت کنندگان گروه آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون نمرات کمتری در پریشانی روانشناختی و ترس از پیشرفت بیماری و نمرات بالاتری در نظم جویی هیجانی گزارش کردند (۰۰۱/۰ >p). همچنین بهبودی در پریشانی روانشناختی، نظم جویی هیجانی و ترس از پیشرفت بیماری زنان مبتلا به سرطان پستان در گروه آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی در مرحله پیگیری نیز دیده شد (۰۰۱/۰ >p). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده در پژوهش حاضر به نظر می رسد مداخله ذهن آگاهی درمان مؤثری برای کاهش مشکلات روانشناختی از جمله پریشانی روانشناختی، نظم جویی هیجانی و ترس از پیشرفت بیماری در زنان مبتلا به سرطان پستان است. یافته های پژوهش می توانند به متخصصان بهداشت روانی و روان درمانگران کمک کنند تا مداخله مؤثر برای مدیریت پریشانی، نظم جویی هیجانی و ترس از پیشرفت بیماری در زنان مبتلا به سرطان پستان را شناخته و اجرا کنند. مداخل ه ای که می توانند بهبود روانی زنان مبتلا به سرطان پستان را تسهیل کرده و به کاهش عوارض روانی مرتبط با بیماری کمک کنند.
۱۱۸۴.

Effectiveness of Emotional Schema Therapy on the Quality of Relationship Dimensions and Conflict Resolution Styles in Betrayed Spouses(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۸۴
Objective: This study aimed to evaluate the effectiveness of Emotional Schema Therapy (EST) in improving relationship quality and conflict resolution styles among betrayed spouses. Methods: This study was conducted as a randomized controlled trial (RCT) with 30 participants from Tehran, Iran, who were recruited through counseling centers and online advertisements. Participants were randomly assigned to either the experimental group (15 participants), which received eight weekly 90-minute EST sessions, or the control group (15 participants), which did not receive any therapeutic intervention during the study period. Data were collected at three time points: pre-test, post-test, and five-month follow-up, using standardized measures of relationship quality and conflict resolution styles. Repeated measures analysis of variance (ANOVA) and Bonferroni post-hoc tests were used to analyze the data using SPSS version 27. Findings: The results indicated significant improvements in both relationship quality and conflict resolution styles in the experimental group compared to the control group. For relationship quality, repeated measures ANOVA revealed a significant interaction effect between time and group (F(2, 54) = 82.46, p < .001). Similarly, for conflict resolution styles, a significant interaction effect was observed (F(2, 54) = 76.92, p < .001). Bonferroni post-hoc tests showed that these improvements were sustained at the five-month follow-up. Conclusion: Emotional Schema Therapy is an effective intervention for enhancing relationship quality and conflict resolution styles in betrayed spouses. By targeting maladaptive schemas and promoting emotional regulation, EST provides a comprehensive framework for addressing relational challenges following infidelity. These findings support the integration of EST into marital therapy practices.
۱۱۸۵.

اثربخشO34ی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر پریشانی روان شناختی و ترس از بازگشت سرطان در مراقبان بیماران مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر پریشانی روان شناختی و ترس از بازگشت سرطان در مراقبان بیماران مبتلا به سرطان بود. روش پژوهش نیمه تجربی، پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری دوماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل مراقبان بیماران مراجعه کننده به موسسه خیریه امدادگران عاشورا یزد در سال های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ بود که ۴۴ نفر هدفمند انتخاب و تصادفی در دو گروه ۲۲ نفره آزمایش و کنترل گمارده شدند. پس از ریزش نمونه، ۲۰ نفر در گروه آزمایش و ۱۹ نفر در گروه کنترل باقی ماندند. ابزار پژوهش پرسشنامه های افسردگی، اضطراب و استرس لاویبوند و لاویبوند و ترس از بازگشت سرطان لین و همکاران بود. گروه آزمایش، ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد (هفته ای دو بار) دریافت کردند؛ اما گروه کنترل مداخله ای نداشت. داده ها با تحلیل کوواریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تأثیر معناداری بر کاهش پریشانی روان شناختی و ترس از بازگشت سرطان مراقبان دارد. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند مداخله ای کارآمد در کاهش پریشانی روان شناختی و ترس از بازگشت سرطان مراقبان باشد.
۱۱۸۶.

تأثیر حساسیت و گرایش به تجربه چندش در اختلال وسواسی_جبری : مقایسه درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و مواجهه سازی/ بازداری از پاسخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۳
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و مواجهه سازی/ بازداری از پاسخ بر حساسیت و گرایش به تجربه چندش در افراد مبتلا به اختلال وسواس_جبری انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی، طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دوماهه بود. از بین مراجعه کنندگان به مراکز مشاوره تحت نظارت سازمان نظام روان شناسی ایران، در سال 1401، منطقه ۳ شهر تهران با تشخیص قطعی اختلال وسواسی_ جبری توسط روان پزشک، 51 نفر به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه گمارده شدند. ابزارهای مقیاس وسواس فکری_جبری، ییل-براون و مقیاس حساسیت و گرایش به تجربل چندش ون اورولد و همکاران بود. گروه های مداخله، هر کدام ۱۲جلسه درمان دریافت کردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد هر دو روش بر کاهش حساسیت و گرایش به تجربه چندش مؤثرند و تفاوت معناداری بین اثربخشی دو روش وجود ندارد. بنابراین، درمانگران می توانند از هر یک از دو روش به طور مؤثر بهره مند شوند. این نتایج بر اهمیت پرداختن به ابعاد هیجانی و شناختی تجربه چندش در درمان این اختلال تأکید دارد و می تواند راهگشای بهبود کیفیت خدمات روان درمانی در این حوزه باشد.
۱۱۸۷.

مدل مفهومی رشد انحصار جنسی و نقش آن در پیشگیری از انحراف جنسی و خیانت زناشویی: ارایه یک رویکرد در باره وارستگی جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۴
هدف: انحرافات جنسی و خیانت زناشویی از عوامل آسیب رسان به پایداری رابطه زوج ها محسوب می شوند. هدف این مقاله ارائه یک مدل مفهومی نوین با عنوان «رشد انحصار جنسی» است که تبیین می کند چگونه رشد جنسی سالم می تواند به محدود شدن تمایل جنسی فرد به رابطه متعهدانه با همسر منجر شود و احتمال رفتارهای جنسی آسیب زا را کاهش دهد. روش: روش پژوهش در این مقاله تدوین یک مدل مفهومی بر اساس تجربه نویسنده طی 30 سال کار را افراد مبتلا به انحراف جنسی و خیانت زناشویی و کاربرد نظریه ها مربوطه در این زمینه بوده است. یافته ها: بر اساس حمع بندی نتایج کار با مراجعین دارای سابقه انحراف جنسی و خیانت زناشویی این نتیجه بدست آمد که بلوغ جنسی صرفاً به تغییرات زیستی محدود نمی شود و به عنوان فرآیندی چندبعدی شامل رشد شناختی، هیجانی، اخلاقی و خودتنظیمی در نظر گرفته می شود. بر اساس ادبیات نظری و شواهد بالینی نویسنده، مدل ارائه شده شامل ده مرحله تحول یابنده است که طی آن محرک های جنسی ناهمخوان به تدریج حذف شده و تمرکز جنسی فرد بر رابطه همسرمحور شکل می گیرد. این مقاله ضمن مرور دیدگاه های روان تحلیلی، تکاملی، دلبستگی و یادگیری در زمینه انحرافات جنسی، تبیین می کند که تجارب جنسی زودرس و کاستی های تربیتی می توانند رشد انحصار جنسی را مختل سازند و زمینه ساز احتمال خیانت زناشویی در آینده شوند. نتیجه گیری: در پایان، پیامدهای این مدل برای مشاوره پیش از ازدواج و ضرورت انجام پژوهش های تجربی برای آزمون پذیری آن مطرح شده است.
۱۱۸۸.

نقش سبک های هویت و شفقت خود در تعارض نقش خانوادگی و نقش اجتماعی زنان با میانجی گری انگیزش پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۸۱
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش سبک های هویت و شفقت خود در تعارض نقش خانوادگی و نقش اجتماعی زنان با میانجی گری انگیزش پیشرفت بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل زنان ایرانی فعال در شبکه های اجتماعی شهر تهران و قم در سال 1402 بود که ۲۲0 نفر از آنان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پنج مقیاس: سبک های هویت تجدیدنظر شده (ISI-5؛ برزونسکی، ۲۰۱۳)، مقیاس کوتاه شفقت خود (SCS-SF؛ ریس و همکاران، ۲۰۱۱)، مقیاس تعارض کار-خانواده و خانواده-کار (WFC؛ نت مایر و همکاران، ۱۹۹۶)، مقیاس تعارض تصمیم گیری (DCS؛ اوکانر، ۱۹۹۳)، و مقیاس جهت گیری انگیزشی (WOFO؛ هلمریچ و اسپنس، ۱۹۷8) گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج نشان داد که مدل از برازش مناسب برخوردار بود . تحلیل مسیر نشان داد سبک هویت سردرگم-اجتنابی، شفقت خود و انگیزش پیشرفت بر تعارض تصمیم اثر مستقیم و معنادار داشت (01/0p<). اثر مستقیم سبک های هویت اطلاعاتی و سردرگم-اجتنابی بر انگیزش پیشرفت معنادار بود (01/0p<). اما اثر شفقت خود بر انگیزش پیشرفت معنادار نبود و شفقت خود بر تعارض تصمیم و تعارض کار-خانواده اثر مستقیم داشت (05/0p<). براساس آزمون آرویان، انگیزش پیشرفت در رابطه ی سبک های هویت اطلاعاتی و سردرگم-اجتنابی با تعارض تصمیم نقش میانجی داشت (05/0p<). یافته ها بر اه می ت توجه به نقش سبک های هویت، شفقت خود و انگیزش پیشرفت در بررسی تعارض نقش های زنان تأکید دارند.
۱۱۸۹.

فراتحلیل اثربخشی درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی بر اختلال عملکرد جنسی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۸۰
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی بر عملکرد جنسی زنان با استفاده از روش فرا تحلیل است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع فرا تحلیل است که به منظور ترکیب و تجزیه وتحلیل نتایج پژوهش های مختلف انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی پژوهش هایی است که تأثیر درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی بر اختلال عملکرد جنسی زنان را بررسی کرده اند و در پایگاه های Magiran و SID منتشرشده اند. جستجوی مقالات در فاصله زمانی 1393 تا 1403 انجام گرفت. برای گردآوری داده ها از فرم کاربرگ فرا تحلیل استفاده شد که شامل اطلاعاتی همچون شناسه پژوهش، مشخصات نمونه، و شاخص های آماری بود. با غربال مطالعات درنهایت 23 مطالعه وارد تحلیل نهایی شد. یافته ها: نتایج فرا تحلیل نشان داد که درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد جنسی زنان دارند. اندازه اثر در مدل های ثابت و تصادفی به ترتیب 22/1 و 45/1 به دست آمد که نشان دهنده تأثیر مثبت و متوسط درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی است. همچنین، نتایج تحلیل های جزئی تر نشان داد که پروتکل MBSR (درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس 8 جلسه ای) بیشترین تأثیر را بر عملکرد جنسی زنان نسبت به سایر پروتکل ها دارد. پروتکل های شناختی-رفتاری و سکس تراپی مبتنی بر ذهن آگاهی تأثیرات مثبت اما ضعیف تری نسبت به MBSR داشتند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت که درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی می توانند به عنوان یک روش مؤثر برای بهبود جنبه های مختلف سلامت جنسی زنان در نظر گرفته شوند.
۱۱۹۰.

ترک زودرس روان درمانی و مشاوره در مراجعان به کلینیک های روان شناسی و روان پزشکی: نقش شاخص های جمعیت شناختی، عزت نفس و اضطراب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۵
روان درمانی در درمان اختلالات روانی موفقیت چشمگیری داشته است. اما در دههی اخیر عدم رضایت مراجعان از فرآیند روان درمانی و ترک زودرس جلسات درمانی فزونی یافته است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش عوامل جمعیت شناختی، عزت نفس و اضطراب مراجعان در پدیدآیی ترک زودرس روان درمانی و مشاوره بود. طرح پژوهش حاضر توصیفی مقطعی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی مراجعان به کلینیک های روانشناسی و روانپزشکی شهر مشهد بودند. نمونه مورد نظر شامل 87 مراجع بودند که با شیوه نمونه گیری هدفمند در بازه زمانی شهریور ماه سال 1402 تا فروردین ماه 1403 انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای مورد بررسی از پرسشنامه پیامد درمانی (OQ-45)، سیاهه اضطراب بک (BAI)، مقیاس عزت نفس روزنبرگ (RSE) و پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی برای مراجع (DIQFP) استفاده شد. یافته ها نشان داد جنسیت، سن، اضطراب و عزت نفس با ترک زودرس روان درمانی و مشاوره در ارتباط بوده (0.05>P) و 39 درصد از واریانس آن را پیش بینی می کنند. بین تشخیص بالینی و ترک زودرس روان درمانی و مشاوره همبستگی معناداری وجود نداشت (0.05>P). یافته های پژوهش حاضر نشان داد عوامل جمعیت شناختی، اضطراب و عزت نفس پیش بینی کننده ترک زودرس روان درمانی و مشاوره هستند. امید است یافته های پژوهش حاضر زمینه بررسی بیشتر فرآیند روان درمانی و جلسات درمانی را توسط متخصصین بالینی فراهم کند.
۱۱۹۱.

اعتباریابی مقیاس ارزیابی فرآیند خلاق (CPAS) و رابطه آن با پنج عامل شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۲۹
هدف: هدف پژوهش اعتباریابی نسخه فارسی مقیاس ارزیابی فرآیند خلاق و بررسی رابطه آن با ویژگی های شخصیتی بود. روش: جامعه آماری دانشجویان دانشگاه های شهر تبریز بود. حجم نمونه براساس نظر کلاین (۲۰۱۱)، تعداد ۵۴۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردید. ابزار های گرد آوری داده ها شامل مقیاس ارزیابی فرآیند خلاق (CPAS؛ ایوان گورلیچ، ۲۰۲۳)، پرسشنامه پنج عاملی شخصیت (NEO-FFI؛ کلدبرگ، ۱۹۹۹) و مقیاس خودکارآمدی خلاق (CSES؛ لی، ۲۰۰۸) بود. داده ها با نرافزار های آماری SPSS۲۶ و AMOSE۲۶ و روش های آماری تحلیل عاملی تأییدی و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل گردید. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی، مدل ساختاری مقیاس ارزیابی فرآیند خلاق را تأیید کرد. روایی همزمان این مقیاس با مقیاس خودکارآمدی خلاق تأیید گردید (۸۳/۰=R). پایایی مقیاس با روش آلفای کرونباخ (۹۰/۰) و روش بازآزمایی (۹۱/۰=R) بود. بیشترین رابطه مثبت بین تجربه گرایی با تولید ایده، وظیفه شناسی با مرحله انطباق و تحقق و برونگرایی با ارتباط و اجرا و بیشترین رابطه منفی بین توافق پذیری با کشف مسأله و روان رنجوری با ارتباط و اجرا یافت شد. روان رنجوری و توافق پذیری با کل فرآیند های خلاق دارای رابطه منفی بود. نتیجه گیری: مقیاس ارزیابی فرآیند خلاق یک ابزار معتبر و قابل اعتماد برای ارزیابی فرآیند های خلاقیت است. فرآیند های خلاق در ارتباط با ویژگی های شخصیتی است. توجه به فرآیند های خلاق و تفاوت های شخصیتی افراد در سازماندهی می تواند منجر به موفقیت در حل مسائل در سطح فردی و گروهی باشد.
۱۱۹۲.

شناسایی رفتارهای پر خطر رانندگی در ایران مبتنی بر دیدگاه های رانندگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۸۱
زمینه: تصادفات جاده ای یکی از چالش های جدی و مداوم در سطح جهان است که به خسارات جانی و مالی گسترده ای منجر می شود. اگرچه عوامل متعددی در وقوع تصادفات جاده ای دخیل هستند، اما نقش عوامل انسانی، به ویژه رفتارهای پرخطر رانندگی و جنبه های روانشناختی آن، به عنوان یکی از مؤلفه های کلیدی در تعیین سطح ایمنی جاده ها شناخته شده است. در ایران، کمبود پژوهش های جامع و هدفمند که به طور خاص به رفتارهای پرخطر رانندگی و عوامل مؤثر بر آن بپردازد، به عنوان یک شکاف پژوهشی جدی احساس می شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و دسته بندی رفتارهای پرخطر رانندگی رانندگان ایرانی بر اساس دیدگاه های خودگزارشی آنان انجام شد. روش: جامعه آماری این مطالعه کلیه رانندگان سطح کشور می باشند که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. بدین منظور ابتدا رفتارهای پرخطر رانندگی بر اساس مطالعات پیشین و رفتارهای رایج در میان رانندگان ایرانی شناسایی شد. سپس پرسشنامه ای شامل اطلاعات فردی، رفتارهای پرخطر و سوابق تصادفات رانندگان طراحی و به صورت آنلاین در سراسر ایران توزیع شد. پس از ارزیابی های اولیه، پرسشنامه های ۲۳۸۷ نفر از رانندگان با روش کمی مورد تجزیه و تحلیل نهایی قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی انجام یافته بر روی داده ها نشان داد که رفتارهای پرخطر رانندگی در پنج دسته اصلی قابل تقسیم اند: رانندگی سهل انگارانه و ناهماهنگ با قوانین، رانندگی همراه با حواس پرتی، رانندگی پرخاش گرانه، رانندگی با سرعت زیاد و رانندگی در شرایط سخت. همچنین، همبستگی مثبت و معنی داری بین ابعاد رفتارهای پرخطر رانندگی مشاهده شد (05/0 >P) که نشان دهنده روایی همزمان مناسب ابزار است. اعتبار ابزار از طریق آلفای کرونباخ برای هر پنج عامل بالاتر از 7/0 محاسبه شد که حاکی از قابلیت اعتماد مطلوب ابزار است. نتیجه گیری: این مطالعه با شناسایی و تحلیل رفتارهای پرخطر رانندگی در میان رانندگان ایرانی تلاش دارد تا مبنایی علمی برای طراحی مداخلات روانشناختی و تدوین سیاست های پیش گیرانه فراهم کند. نتایج این تحقیق می تواند به بهبود ایمنی جاده ها و کاهش آمار تصادفات در کشور کمک شایانی نماید.
۱۱۹۳.

اثر جنسیت بر مقصرشناسی قربانی قلدری سایبری و قصد یاری رسانی ناظر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۸۰
مقدمه: در تحقیقاتی که با هدف یافتن عوامل مؤثر بر واکنش ناظران به قلدری سایبری انجام شده است، تاکنون تلاش برای یافتن رابطه بین جنسیت قلدر، قربانی و ناظر با واکنش ناظران نتیجه قاطعی در پی نداشته است. هدف این پژوهش بررسی اثر تعاملی بین جنسیت قلدر، قربانی و ناظر قلدری سایبری بر قصد یاری رسانی ناظر و مقصرشناسی قربانی بود. روش: این پژوهش از یک طرح آزمایشی که در آن جنسیت قلدر و قربانی و ناظر در یک سناریوی قلدری سایبری دستکاری می شد، بهره گرفت. جامعه پژوهش دانشجویان مشغول به تحصیل در نیمسال دوم سال تحصیلی 1403-1402 در دانشگاه های تهران و هرمزگان بود. نمونه ای متشکل از 601 نفر از طریق آگهی آنلاین در شبکه های اجتماعی وارد پژوهش شدند و از طریق یک پلت فرم آنلاین به مقیاس های پس آزمون شامل قصد یاری رسانی ناظر و مقصرشناسی قربانی پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس سه طرفه و مدل سازی رگرسیون رابطه میانجی با استفاده از نرم افزارهای SPPS و AMOS (0.05=p) انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد، جنسیت با پویایی پیچیده ای بر مقصرشناسی قربانی و قصد یاری رسانی ناظر تأثیر می گذارد، از جمله اینکه ناظران به قربانیان مؤنث تقصیر بیشتری نسبت می دهند و قصد یاری رسانی کمتری به قربانیان مذکر ابراز می کنند (0.05>p). نتیجه گیری: برای کاهش اثرات منفی قلدری سایبری لحاظ کردن این پیچیدگی ها در طراحی برنامه های پیشگیری و مداخله ضروری است.
۱۱۹۴.

تفاوت راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و نارسایی های شناختی در افراد با تشخیص طیف اسکیزوفرنیک و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۴۲
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی تفاوت راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و نارسایی های شناختی در افراد با تشخیص طیف اسکیزوفرنیک و افراد عادی صورت گرفت. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی- مقایسه ای می باشد. جامعه آماری افراد با تشخیص طیف اسکیزوفرنیک مراجعه کننده به کلینک های دولتی و خصوصی شهر زاهدان و همچنین افراد عادی ساکن این شهر در سال 1402 بود. نمونه پژوهش 15 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی و 15 فرد عادی بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجانی (CER) گارنفسکی و کراج (2006) و پرسشنامه نارسایی شناختی (CFQ) برودبنت (1982) استفاده شد. داده های به دست آمده با روش آماری تحلیل واریانس چند متغیره با نرم افزار SPSS 25 تحلیل شدند. یافته ها : نتایح نشان داد که افراد مبتلا به اسکیزوفرنی نسبت به افراد عادی بیشتر از سبک های تنطیم هیجان ناسازگارانه استفاده می کنند (0.05>P) و در استفاده از سبک های تنظیم هیجانی سازگارانه ببن دو گروه تفاوت معناداری وجود ندارد (0.05<P). همچنین بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی نارسایی شناختی بیشتری نسبت به افراد عادی نشان دادند (0.05>P). نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در استفاده از راهبردهای سازگارانه تفاوت معناداری با افراد عادی ندارند، اما نقص های شناختی و تمایل بیشتر به راهبردهای ناسازگارانه در آن ها اهمیت مداخلات تقویتی در بهبود تنظیم هیجان و ارتقاء کیفیت زندگی این بیماران را برجسته می کند.
۱۱۹۵.

اثربخشی طرحواره درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی، خشم و نشخوار فکری دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۴۹
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرحواره درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی، خشم و نشخوار فکری دانشجویان بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دختر 18 تا 40 ساله دانشگاه فردوسی مشهد در نیم سال دوم سال تحصیلی 1403-1402 بودند. نمونه پژوهش شامل 30 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای سنجش شامل مقیاس نشخوار فکری-تامل تراپنل و کمپل (1996، RRQ)، پرسشنامه حالت-صفت بیان خشم اسپیلبرگر (1999، STAXI-2) و پرسشنامه کوتاه سازمان جهانی بهداشت (1996، WHOQOL-BREF) استفاده به عمل آمد. گروه آزمایش تحت طرحواره درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی طی ۸ جلسه ۹0 دقیقه ای هفته ای یکبار قرار گرفت و گروه کنترل هیچگونه مداخله درمانی دریافت نکرد. جهت تجزیه و تحلیل از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون کیفیت زندگی، خشم و نشخوار فکری در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 01/0 وجود داشت. یافته های این پژوهش نشان داد طرحواره درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش کیفیت زندگی و کاهش خشم و نشخوار فکری دانشجویان اثربخش بوده است.
۱۱۹۶.

مقایسه اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر امید به زندگی بیماران دیالیزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۲۱۱
زمینه: بیماران تحت دیالیز با چالش های جسمی و روانی متعددی روبرو هستند که می تواند امید به زندگی آن ها را تحت تأثیر قرار دهد. در این میان، مداخلات روان درمانی مانند گروه درمانی شناختی رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی به عنوان روش های مؤثر برای بهبود سلامت روان شناخته شده اند. با این حال، مقایسه اثربخشی این دو روش بر افزایش امید به زندگی در بیماران دیالیزی کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر امید به زندگی بیماران دیالیزی انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون–پس آزمون با گروه گواه همراه با پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی بیماران دیالیزی مراجعه کننده به مرکز دیالیز بیمارستان خاتم الانبیا در شهرستان شاهرود در سال 1402 به تعداد 211 نفر بودند. از بین افراد جامعه آماری، 45 نفر با نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه امید به زندگی (اسنایدر، 1991) بود. پروتکل درمان شناختی-رفتاری (والساراج و همکاران، 2021) و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (سگال و همکاران، 2023) برای گروه هیا آزمایش اجرا شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس آمیخته در نرم افزار SPSS نسخه 25 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که دو شیوه مداخله درمان شناختی رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر امید به زندگی بیماران دیالیزی در پس آزمون اثر معنی دار داشت (001/0 >P). بین نمرات امید به زندگی در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری صرف نظر از نوع مداخله، تفاوت وجود داشت. از بین دو روش مداخله درمان شناختی رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، درمان شناختی رفتاری در افزایش امید به زندگی در بیماران دیالیزی مؤثرتر بود (001/0 >P) نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن است که استفاده از مداخلات روان درمانی، به ویژه شناختی رفتاری، می تواند به عنوان یک راهکار کاربردی در بهبود امید به زندگی و ارتقای سلامت روان بیماران تحت دیالیز مورد توجه قرار گیرد
۱۱۹۷.

تبیین الگوی برنامه روی آوری و بازداری (تشویق و تنبیه) بر اساس منابع اسلامی برای والدگری معنوی خداسو(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۱ تعداد دانلود : ۲۷۱
پژوهش حاضر با هدف دستیابی به الگوی برنامه روی آوری و بازداری (تشویق و تنبیه) بر اساس منابع اسلامی برای والدگری معنوی خداسو صورت گرفته است. این پژوهش از نوع کیفی و با روش تحلیل محتوا انجام شده است. برای رسیدن به این هدف حوزه معنایی والدگری بر اساس کتب لغت و متون دینی استخراج شد و علاوه بر آن از کتب حدیثی استفاده شد. با استفاده از واژگان و منابع حدیثی این حوزه واحدهای تحلیل مرتبط با موضوع مشخص شد. به منظور بررسی روایی محتوایی مؤلفه ها و مستندات مربوطه در اختیار 3 نفر از کارشناسان قرار گرفت و نظر کارشناسان نیز بررسی و یافته ها نسبت به میزان مطابقت با مستندات و همچنین نسبت به میزان ضروری بودن مقوله ها با 100% تأیید شد. طبق نتایج به دست آمده الگوی برنامه روی آوری و بازداری در چهار قسم تقسیم بندی شدند. برنامه روی آوری، دو قسم تقویت تصریحی و تقویت تلویحی و برنامه بازداری، دو قسم تأدیب تلویحی و تأدیب تصریحی را تشکیل می دهد. همچنین نتایج نشان داد که برنامه نهفته از روی آوری (ترغیب) جلب خشنودی خداوند و برنامه نهفته از بازداری (ترهیب) دفع غضب الهی است که می توان در تمام حوزه های ادراکی مبدأ، خود، هستی عینی و غایت به کار برد.
۱۱۹۸.

Developing a Model of Psychological Flexibility in Students Based on Academic Resilience: The Mediating Role of Sense of Coherence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۳۰
This study aimed to develop a model of psychological flexibility in high school students based on academic resilience, with sense of coherence as a mediating variable. A descriptive correlational design utilizing structural equation modeling was employed, involving 350 secondary school students from Khorramabad, Iran, in the 2023–2024 academic year, selected through cluster random sampling. Data were collected using the Multidimensional Cognitive Flexibility Questionnaire, the Sense of Coherence Questionnaire (short version), and the Academic Resilience Scale. Statistical analyses were conducted using SPSS26 and AMOS24. The findings revealed significant direct effects of academic resilience (β=0.31, p<0.001) and sense of coherence (β=0.51, p<0.001) on psychological flexibility, as well as a direct effect of academic resilience on sense of coherence (β=0.56, p<0.001). Additionally, sense of coherence partially mediated the relationship between academic resilience and psychological flexibility (indirect effect=0.28, p<0.001), with academic resilience explaining 32% of the variance in sense of coherence and, together with sense of coherence, accounting for 52% of the variance in psychological flexibility. These results suggest that fostering academic resilience and sense of coherence can significantly enhance students’ psychological flexibility, providing a foundation for designing educational and psychological interventions to improve mental health and academic performance.
۱۱۹۹.

مقایسه اثربخشی آموزش های بار شناختی و خودتعیین گری بر شیفتگی و رفتار کمک طلبی تحصیلی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۷۶
شیفتگی تحصیلی و رفتار کمک طلبی از متغیرهای مهم برای دانش آموزان است و زمینه پیشرفت تحصیلی را در آن ها ایجاد می نماید. هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی آموزش بار شناختی و خودتعیین گری بر شیفتگی تحصیلی و رفتار کمک طلبی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه است. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دو ماهه و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه نواحی شش گانه اصفهان در سال تحصیلی 1403- 1402بودند. روش نمونهگیری به صورت نمونه گیری دردسترس بود و بدین منظور 63 نفر از دانش آموزان دوره دوم متوسطه دارای ملاک ورود به مطالعه به طور تصادفی در سه گروه گمارش شدند. در ابتدا از بین نواحی شش گانه اصفهان ناحیه 3 به تصادف انتخاب شد و از بین مدارس متوسطه دوره دوم دخترانه ناحیه 3، دبیرستان غیر دولتی هدف سازان به تصادف انتخاب گردید. در این دبیرستان با برگزاری فراخوان، از دانش آموزانی که تمایل به شرکت در این پژوهش داشتند دعوت به عمل آمد. از بین افراد دارای ملاک های ورود، به تصادف 63 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 23 نفری گمارده شدند. گروه آزمایش اول دوره  بسته آموزشی بار شناختی شریف منش و همکاران ( 1400) در 6 جلسه 90 دقیقه ای و گروه  آزمایش دوم بسته آموزشی خودتعیین گری جلیلی و همکاران ( 1397) را در 12 جلسه 90 دقیقه ای طی نموند گروه کنترل تحت هیچ مداخله ای قرار نگرفت. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های شیفتگی تحصیلی مارتین و جکسون  (2008) و رفتار کمک طلبی ریان و پینتریچ (1997) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 و با روش تحلیل واریانس با اندازه های مکرر انجام شد. آموزش های بار شناختی و خود تعیین گری، شیفتگی تحصیلی دانش آموزان و پذیرش کمک طلبی  را افزایش داده و اجتناب از کمک طلبی را کاهش داده اند و اثرات آموزش ها در مرحله پیگیری نیز باقی مانده است. اما بین دو مداخله آموزشی تفاوت معنی داری مشاهده نگردید. آموزش بار شناختی و خودتعیین گری می تواند یادگیری و شیفتگی و کمک طلبی تحصیلی دانش آموزان را بهبود بخشد. معلمان باید از این روش ها برای کاهش بار شناختی و تقویت انگیزه درونی دانش آموزان استفاده کنند.
۱۲۰۰.

اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر صبر، مهارگری تلاشگر و پرخاشگری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۴۵
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر صبر، مهارگری تلاشگر و پرخاشگری دانش آموزان انجام شد. پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان دوره دوم مشغول به تحصیل در سال تحصیلی ۱۴۰3-۱۴۰4 در مدارس شهر خرم آباد بود. نمونه پژوهش شامل 30 نفر بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای در دو گروه آزمایش و گواه (هرگروه ۱5 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه 2 ساعت درهفته، به صورت گروهی تحت آموزش مهارت های زندگی موتابی قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از مقیاس صبر خرمایی و همکاران (1398)، مقیاس خشم و پرخاشگری (AAS) نیلسون و همکاران (۲۰۰۰) و مقیاس مهارگری تلاشگر (ECS) الیس و رتبارت (۲۰۰۱) جمع آوری شدند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون صبر، کنترل تلاشگر و پرخاشگری دانش آموزان در گروه های آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح (001/0P<) وجود دارد. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که آموزش مهارت های زندگی منجر به افزایش صبر و کنترل تلاشگر و کاهش پرخاشگری دانش آموزان می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان