فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۸۱ تا ۱٬۲۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این مطالعه با هدف پیش بینی وفاداری به برند و سبک های تصمیم گیری برای خرید بر اساس استفاده از شبکه های مجازی در مصرف کنندگان شهر تهران انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل خریداران مراجعه کننده به فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش شهر تهران در نیمه اول سال 1402 بود که به روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب شدند. پرسشنامه های وفاداری به برند و شبکه های مجازی هر دو محقق ساخته صفاری نیا و همکاران (1403) و پرسشنامه سبک های تصمیم گیری خرید مصرف کنندگان اسپرولز و کندان (1986) به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات استفاده شد. در تحقیق حاضر برای توصیف داده ها از آمار توصیفی و به منظور تحلیل داده ها و آزمون فرضیه های تحقیق از آمار استنباطی و روش رگرسیون استفاده شد. نرم افزار مورد استفاده Smartpls بود. یافته ها: نتایج نشان داد، وفاداری به برند از طریق شبکه های اجتماعی مجازی و همچنین سبک های تصمیم گیری برای خرید از طریق شبکه های مجازی قابل پیش بینی هستند (P<0/05). نتیجه گیری: یافته ها به میزان قدرت شبکه های مجازی در پیش بینی وفاداری به برند و سبک های خرید اذعان دارد. این یافته اهمیت ارتباطات را در صنعت بازاریابی و تجارت نشان می دهد. این نتایج نه تنها با بدنه رو به رشد ادبیات تحقیقاتی در مورد تأثیر شبکه های مجازی بر رفتار مصرف کنندگان هم راستا است، بلکه نقش منحصر به فرد این پلتفرم ها را در بازاریابی مدرن نشان می دهند.
اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر نشخوارهای فکری و نگرانی بیماران دارای اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
157 - 169
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر نشخوارهای فکری و نگرانی بیماران دارای اختلال اضطراب فراگیر انجام گرفت. پژوهش حاضر کاربردی، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل بیماران دارای اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه یک شهر تهران در سه ماهه پاییز سال 1402 بودند. در این پژوهش تعداد 34 فرد دارای اختلال اضطراب فراگیر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با شیوه تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند (17 نفر در گروه آزمایش و 17 نفر در گروه گواه). بیماران حاضر در گروه آزمایش درمان مبتنی بر ذهنی سازی را طی هشت هفته در هشت جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. در این پژوهش از پرسشنامه اختلال اضطراب فراگیر (GADQ)، پرسشنامه نشخوارهای فکری (RQ) و پرسشنامه نگرانی ایالتی پنسیلوانیا (PSWQ) استفاده شد. داده ها با تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر نشخوارهای فکری (0/001>P؛ 0/62=Eta؛ 52/19=F) و نگرانی (0/001>P؛ 0/58=Eta؛ 45/23=F) بیماران دارای اختلال اضطراب فراگیر تأثیر معنادار دارد. بر اساس یافته های حاصل از پژوهش حاضر، درمان مبتنی بر ذهنی سازی با بهره گیری از آموزش مهارت ها و نگرش های بهنجار، تقویت انعطاف پذیری و مقابله با استرس، افزایش ظرفیت ارتباطی، پذیرا بودن نسبت به دیدگاه دیگران و ایجاد ذهنیت موفق می تواند به عنوان درمانی کارآمد در جهت کاهش نشخوارهای فکری و نگرانی بیماران دارای اختلال اضطراب فراگیر مورد استفاده قرار داد.
اثربخشی آموزش مهارت های روان شناختی بر آمادگی کاری دانش آموزان دختر فنی - حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
251 - 261
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مهارت های روان شناختی بر آمادگی کاری دانش آموزان دختر فنی-حرفه ای بود. این پژوهش کاربردی به روش نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر سال یازدهم دبیرستان های فنی-حرفه ای دخترانه شهر تبریز، در سال تحصیلی 1401-1402، با میانگین سنی 1±16 بود. نمونه گیری به روش خوشه ای چندمرحله ای، انجام شد. ابتدا یک ناحیه و سپس یک دبیرستان فنی-حرفه ای دخترانه به طور تصادفی انتخاب شد. سپس دو کلاس هم رشته و هم سطح (یازدهم) از آن مدرسه به طور تصادفی انتخاب گردید. سپس به طور تصادفی یکی از کلاس ها به عنوان گروه آزمایش و دیگری به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. نمونه مورد مطالعه شامل 42 نفر (21 نفر در هر گروه) بود. جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه آمادگی کاری، قبل و بعد از اجرای آموزش بسته مداخله ای مهارت های روان شناختی انجام گردید. آموزش مهارت های روانشناختی برای گروه آزمایش، طی شانزده جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد. گروه کنترل آموزشی غیر از آموزش های روتین مدرسه دریافت نکرد. تحلیل داده ها به روش تحلیل کواریانس با استفاده از نرم افزار آماری SPSS انجام گردید. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های روانشناختی بر آمادگی کاری دانش آموزان و مؤلفه های آن اثربخش است. پیشنهاد شد جهت ارتقای آمادگی کاری دانش آموزان به آن ها مهارت های روانشناختی آموزش داده شود.
بررسی نقش خودکنترلی و شفقت به خود در پیش بینی تاب آوری براساس استرس ادراک شده و ناگویی هیجانی در پرستاران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : یکی از اثرات غیرمستقیم پاندمی کرونا بر روی سلامت روان، استرس ادراک شده است. ناگویی هیجانی می تواند رابطه بین استرس ادراک شده و سلامت روان را تعدیل کند. این مطالعه با هدف تعیین نقش میانجیگری خودکنترلی و شفقت خود در پیش بینی تاب آوری براساس استرس ادراک شده و ناگویی هیجانی در پرستاران انجام شد. روش کار : مطالعه به صورت مقطعی و از نوع همبستگی، بر روی 246 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های پاستور و بوعلی استان قزوین در سال 1400، اجرا شد. افراد به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های استرس ادراک شده، ناگویی هیجانی، خودکنترلی- فرم کوتاه، شفقت به خود و مقیاس تاب آوری انجام شد. یافته ها: ضریب مسیر کل بین استرس ادراک شده و تاب آوری (01/0> P ، 456/0- =β)، ناگویی هیجانی و تاب آوری (01/0> P ، 302/0- =β)، منفی و معنادار و بین شفقت به خود و تاب آوری (01/0> P ، 268/0=β)، خودکنترلی و تاب آوری (01/0> P ، 447/0=β)، مثبت و معنادار بود. همچنین ضریب مسیر غیرمستقیم بین استرس ادراک شده و تاب آوری از طریق شفقت به خود (01/0> P، 100/0- =β)، استرس ادراک شده و تاب آوری از طریق خودکنترلی (01/0> P، 144/0- =β) و بین ناگویی هیجانی و تاب آوری از طریق خودکنترلی (01/0> P، 167/-0=β) منفی و معنادار بود. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد میزان شفقت به خود و خودکنترلی می تواند به طور مثبت و معناداری تاب آوری را در پرستاران پیش بینی کند. یعنی پرستاران با نمره بالاتر شفقت به خود و خودکنترلی میزان تاب آوری بیشتری داشتند. عوامل روانشناختی از جمله خودکنترلی و شفقت به خود می توانند در عملکرد کادر بهداشتی درمانی، دقت و مهارت آن ها در ارائه خدمات مراقبتی مؤثر و همچنین حفاظت از خودشان در مقابل بیماری را تحت تاثیر قرار دهد.
رابطه بین تجربه های آسیب زای دوران کودکی با سلامت روان با نقش میانجی راهبردهای مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
111 - 125
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین تجربه های آسیب زای دوران کودکی و سلامت عمومی با نقش میانجی راهبرد های مقابله ای بود. روش : روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانشجویان مقطع کارشناسی موسسات غیرانتفاعی شهر رشت در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه ای به حجم 173 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ)، ترومای کودکی برنستاین و همکاران (CTQ) و راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (CSQ) را تکمیل نمودند. برای تحلیل داده های آماری از ضریب همبستگی پیرسون و مدل تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS و AMOS، استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد آسیب عاطفی و غفلت عاطفی مستقیماً بر راهبردهای مقابله ای و سلامت عمومی تأثیر داشت، درحالی که آسیب جسمی و جنسی فقط بر سلامت عمومی و غفلت جسمی، تنها بر راهبردهای مقابله ای تأثیر داشت. همچنین، مقابله هیجان مدار، رابطه بین آسیب عاطفی و سلامت عمومی را میانجی گری می کرد، اما مقابله مسئله مدار نقش میانجی نداشت. راهبردهای مقابله ای هیجان مدار و مساله مدار نقش میانجی معناداری بین غفلت عاطفی و غفلت جسمی با سلامت عمومی داشتند، و به طور مستقیم بر سلامت عمومی تأثیر داشتند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان گفت، تجربه های آسیب زای دوران کودکی با میانجی گری راهبردهای مقابله ای، توانسته است سلامت عمومی دانشجویان را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین، مداخلات روان شناختی که به تقویت راهبردهای مقابله ای پرداخته و به کاهش اثرات منفی آسیب های کودکی کمک کنند، می توانند نقش مؤثری در بهبود سلامت عمومی دانشجویان ایفا کنند.
تأثیر برنامه خواندن مبتنی بر حافظه کاری واجی بر آگاهی واج شناختی کودکان نارساخوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۴)
103 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، ارزیابی و تعیین اثربخشی یک برنامه بهبود خواندن مبتنی بر مدل حافظه کاری (حلقه آوایی) برای افزایش آگاهی واج شناختی در کودکان مبتلا به نارساخوانی بود. روش: این پژوهش به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان نارساخوان پایه اول تا سوم ابتدایی مراجعه کننده به مراکز اختلالات یادگیری آموزش و پرورش شهرستان اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ است که پس از غربالگری و حذف آزمودنی های نامناسب، تعداد نمونه ها به 40 دانش آموز نارساخوان (پایه های اول تا سوم) کاهش یافت که به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش (هر کدام 20 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه برنامه بهبود خواندن را دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل بدون مداخله ماندند. ابزارهای پژوهش شامل آزمون تشخیصی اختلال خواندن (کرمی، ۱۳۹۹)، آزمون هوش ریون (1938)، و آزمون آگاهی واج شناختی (سلیمانی و همکاران، ۱۳۸۴) بودند. اندازه گیری ها در هر دو گروه قبل از مداخله، بلافاصله پس از آن و شش ماه بعد (دوره پیگیری) انجام شد. یافته ها:تحلیل آماری با استفاده از روش تحلیل کوواریانس نشان داد که نمرات گروه آزمایش در متغیر آگاهی واج شناختی به طور معناداری افزایش یافته است (p < 0.05). در گروه کنترل چنین بهبودی مشاهده نشد. نتیجه گیری: برنامه بهبود خواندن مبتنی بر مدل حافظه کاری در بهبود عملکرد خواندن دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی مؤثر
اثربخشی ذهن آگاهی بر واکنش پذیری به استرس، تبعیت از درمان و بهبود زخم پای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
111 - 123
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دیابت یک بیماری کشنده و خاموش است که سالانه باعث مرگ میلیون ها تن در جهان می شود این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی ذهن آگاهی بر واکنش پذیری به استرس، تبعیت از درمان و بهبود زخم پای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 شهر گرگان انجام شد. روش: تحقیق حاضر نیمه آزمایشی و به شیوه پیش آزمون_ پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی افراد مبتلا به دیابت نوع دو در انجمن دیابت شهر گرگان در سال 1402 تشکیل دادند و 30 نفر به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های واکنش پذیری به استرس، تبعیت از درمان و معیار زخم واگنر بود. گروه آزمایش درمان ذهن آگاهی را در 8 جلسه 60 دقیقه ای دریافت کرد، اما گروه گواه تا پایان پژوهش هیچ مداخله روانشناختی دریافت نکردند. داده های پژوهش با تحلیل کوواریانس چندمتغیری و استفاده از نسخه 26 نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که ذهن آگاهی بر واکنش پذیری به استرس، تبعیت از درمان و بهبود زخم پای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 شهر گرگان اثربخش است (05/0>P). نتیجه گیری: درمان ذهن آگاهی منجر به کاهش واکنش پذیری به استرس، افزایش تبعیت از درمان و تسریع ترمیم زخم در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 می شود. لذا می توان از این مدل درمانی به عنوان درمان کمکی جهت پیشگیری یا کاهش عوارض دیابت نوع 2 استفاده نمود.
نقش دلبستگی به خدا در پیش بینی گرایش به مواد با میانجی گری تاب آوری
منبع:
مشاوره توانبخشی سال اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
17 - 26
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نقش مسائل معنوی در زمینه مسائل روان شناختی افراد مبتلا به اعتیاد می تواند تعیین کننده باشد. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش پیش بینی کنندگی دلبستگی به خدا بر گرایش به مواد با میانجی گری تاب آوری انجام شده است.
روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه پژوهش، دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 1402-1403 می باشند. نمونه این پژوهش شامل 150 نفر دانشجوی دختر و پسر است که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند و پرسش نامه های اصلاح و به روز شده دلبستگی به خدا (بک و مک دونالد، 2006)، گرایش به مواد (وید و بوچر، 1992) و پرسش نامه تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003) را تکمیل کرده اند. داده های جمع آوری شده از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون از طریق نرم افزار SPSS-21 تجزیه و تحلیل شده است.
یافته ها: یافته ها نشان داد که بین دلبستگی به خدا با تاب آوری رابطه مثبت و معناداری (0/22 = r ، نزدیک به 0/001> P ) برقرار است و بین دلبستگی به خدا با گرایش به مواد (0/24- = r ، نزدیک به 0/001> P ) و همچنین بین تاب آوری و گرایش به مواد (0/41- = r ، نزدیک به 0/001> P ) رابطه منفی و معناداری برقرار است. علاوه براین، متغیر تاب آوری با (0/31-= P <001، ß ) و متغیر دلبستگی به خدا نزدیک به (0/16-= P <005، ß ) پیش بینی کننده های معناداری برای گرایش به مواد هستند.
نتیجه گیری: پژوهش حاضر نقش میانجی تاب آوری را در بررسی رابطه بین دلبستگی به خدا و گرایش به مواد مورد تأیید قرار می دهد؛ طبق یافته ها پیشنهاد می شود آموزش های دینی و مذهبی در راستای افزایش تاب آوری برای دانشجویان در نظر گرفته شود تا در برخورد با مشکلات زندگی بتوانند از رفتارهای نادرستی از جمله گرایش به سوء مصرف مواد مخدر جلوگیری کنند.
مدل ساختاری احساس تعلق به مدرسه بر اساس مهارت های ارتباطی، نشاط ذهنی و حمایت تحصیلی با نقش میانجی تاب آوری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل ساختاری احساس تعلق به مدرسه بر اساس مهارت های ارتباطی، نشاط ذهنی و حمایت تحصیلی با نقش میانجی تاب آوری تحصیلی دانش آموزان انجام شده است. طرح پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پایه ششم ابتدایی استان مازندران در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، ۳۱۷ نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه بری و بتی (۲۰۰۵)، پرسشنامه مهارت های ارتباطی جرابک (۲۰۰۴)، پرسشنامه نشاط ذهنی رایان و فردریک (۱۹۹۷)، پرسشنامه حمایت تحصیلی ساندز و پلاکت (۲۰۰۵) و پرسشنامه تاب آوری تحصیلی مارتین (۲۰۰۱) استفاده شد. داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار SPSS27 و Amos24 تحلیل شد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که نقش میانجی تاب آوری تحصیلی در مسیر مهارت های ارتباطی با احساس تعلق به مدرسه، مسیر نشاط ذهنی بااحساس تعلق به مدرسه و مسیر حمایت تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه معنادار است؛ همچنین نتایج نشان داد مسیرهای مستقیم این پژوهش نیز معنادار شدند. بر اساس یافته های این پژوهش، مدل ساختاری پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. این یافته ها بر اهمیت توجه به مهارت های ارتباطی، نشاط ذهنی، حمایت تحصیلی و تاب آوری تحصیلی به عنوان عوامل مؤثر بر احساس تعلق دانش آموزان به مدرسه تأکید می کند.
اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بوربا بر فریب کاری تحصیلی و رفتارهای مدنی-تحصیلی دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (آبان) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۲
۱۸۵-۱۷۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: امروزه انجام مداخله باهدف افزایش رفتارهای اخلاقی و مدنی-تحصیلی و کاهش رفتارهای فریبکارانه تحصیلی مهم و ضروری است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بوربا بر فریب کاری تحصیلی و رفتارهای مدنی-تحصیلی دختران نوجوان انجام شد. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه مدارس غیردولتی رجایی شهر کرج در سال 1403 بود که به روش نمونه گیری هدفمند، 30 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل، هر گروه 15 نفر جایدهی شدند. گروه آزمایش به مدت 11 جلسه (هر جلسه 90 دقیقه) تحت آموزش هوش اخلاقی بوربا قرار گرفتند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. پرسشنامه های فریب کاری تحصیلی فارنسه و همکاران (2011) و رفتارهای مدنی-تحصیلی گل پرور (1389) ابزار پژوهش حاضر بودند. داده ها به وسیله تحلیل واریانس اندازه های تکراری و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد آموزش هوش اخلاقی بوربا بر فریب کاری تحصیلی (01/31 =F) و رفتارهای مدنی-تحصیلی (86/11 =F) دختران نوجوان اثربخش بود (05/0 >P). اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بوربا بر فریب کاری تحصیلی و رفتارهای مدنی-تحصیلی دختران نوجوان در دوره پیگیری نیز تداوم داشت. نتیجه گیری: طبق یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود در راستای کاهش رفتارهای فریبکارانه و بهبود و گسترش رفتارهای اخلاقی در مدارس، از آموزش های مبتنی بر هوش اخلاقی توسط مشاوران مدارس استفاده گردد.
مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار بر پیروی از درمان در بیماران مبتلا به ام اس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: پیروی از درمان پایین در بیماران مبتلا به ام اس، پیامدهای درمانی ضعیف و هزینه های مراقبتی بیشتر را در پی دارد. پژوهش ها نشان داده اند که هر دو شیوه طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار بر پیروی از درمان موثراست، اما در زمینه کاربرد این درمان ها و مقایسه آن ها در پیروی از درمان در جامعه مورد پژوهش، شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار بر پیروی از درمان در بیماران مبتلا به ام اس انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه همراه با پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به ام اس بود که در نیمه دوم سال 1399 جهت دریافت خدمات به انجمن ام اس ایران در شهر تهران مراجعه کردند. روش نمونه گیری از نوع هدفمند و شامل 60 نفر (شامل دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) بود. ابزارهای پژوهش شامل؛ آزمون پیروی از درمان در بیماری های مزمن (سیدفاطمی و همکاران، 1397)، خلاصه جلسات طرحواره درمانی (یانگ و همکاران، 2006) و خلاصه جلسات درمان درمان هیجان مدار (گرینبرگ و گلدمن، (2019) بود. هر دو درمان به مدت 60 دقیقه در هر جلسه ارایه شد و داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس آمیخته و نسخه 26 برنامه SPSS تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار بر نمرات پیروی از درمان، در پس آزمون اثر معنی دار داشتند. پیگیری سه ماهه هم پایداری این اثر را نشان داد. مداخله آزمایشی منجر به تغییر در گروه آزمایش شده است و نمرات پیروی از درمان اقزایش یافته است (01/0 p<). همچنین میانگین پیروی از درمان در گروه طرحواره درمانی از گروه درمان هیجان مدار بیشتر بود. نتیجه گیری: با دو شیوه طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار، می توان پیروی از درمان را در در بیماران مبتلا به ام اس بهبود داد. یافته های مذکور می تواند در انتخاب نوع درمان در این بیماران، یاریگر درمانگران باشد.
پیش بینی شکایت روانی- فیزیولوژیکی بر اساس درآمیختگی افکار و آسیب های دوران کودکی با نقش واسطه ای توانمندی ایگو در جمعیت غیربالینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۴)
285 - 295
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی شکایت روانی - فیزیولوژیکی بر اساس در آمیختگی افکار و آسیب های دوران کودکی با نقش واسطه ای توانمندی ایگو انجام شد. روش پژوهش همبستگی بود. جامعه آماری دانشجویان رشته پرستاری در دانشگاه علوم پزشکی بوشهر در 6 ماه دوم سال تحصیلی 1403- 1402 بودند. 205 شرکت کننده به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای تک مرحله ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های مقیاس شکایت روان تنی تاکاتا و ساکاتا (2003)، در آمیختگی افکار ولز و همکاران (2001)، آسیب های دوران کودکی برنشتاین و همکاران (2003) , توانمندی ایگو مارکستروم و همکاران (1997) جمع آوری و بوسیله آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی و مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS-23 و AMOS-26 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که درآمیختگی افکار و آسیب های دوران کودکی با شکایات روانی - فیزیولوژیکی رابطه مثبت و معنی دار و توانمندی ایگو با شکایات روانی - فیزیولوژیکی رابطه منفی و معنی دار دارند (01/0> p ). نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که توانمندی ایگو روی رابطه درآمیختگی افکار و آسیب های دوران کودکی با روانی - فیزیولوژیکی نقش واسطه ای معنی دار دارد (01/0 p < ). نتایج شواهدی را نشان داد که درآمیختگی افکار و آسیب های دوران کودکی روی شکایات روانی - فیزیولوژیکی دانشجویان پرستاری تاثیر دارد و توانمندی ایگو به طور غیرمستقیم تاثیر درآمیختگی افکار و آسیب های دوران کودکی را در پیش بینی شکایات روانی - فیزیولوژیکی کاهش می دهد.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی-رفتاری کوتاه مدت بر پردازش هیجانی و اضطراب مرتبط با درد نوجوانان مبتلا به اختلال های گوارشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان پژوهی و مطالعات علوم رفتاری سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
107 - 126
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی-رفتاری کوتاه مدت بر پردازش هیجانی، اضطراب مرتبط با درد نوجوانان مبتلا به اختلال های گوارشی انجام شد. پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه های آزمایش و کنترل و دوره پیگیری دو ماهه بود. تمامی نوجوانان دارای اختلال های گوارشی مراجعه کننده به بیمارستان میلاد شهر تهران در سال 1402 جمعیت آماری پژوهش را تشکیل دادند، که با نمونه گیری در دسترس تعداد 45 نفر انتخاب و به شیوه انتصاب تصادفی در سه گروه مساوی 15 نفری گمارش شدند. هر یک از دو رویکرد مداخلاتی طی 8 جلسه (هر هفته یک جلسه 90 دقیقه ای) برای گروه های آزمایش اجرا شدند، اما گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکرد. گردآوری اطلاعات علاوه بر چک لیست اطلاعات جمعیت شناختی با استفاده از پرسشنامه پردازش هیجانی (باکر و همکاران، 2007) و پرسشنامه اضطراب مرتبط با درد (مک کراکن و همکاران، 1992) انجام شد. داده ها با استفاده از آنالیز واریانس دوطرفه با اندازه گیری های مکرر با نرم افزار آماری SPSS-v24 تحلیل شد. نتایج نشان داد که هر دو رویکرد درمانی بر بهبود نمرات کل پردازش هیجانی و اضطراب درد در آزمودنی های گروه های آزمایش اثربخش بود (05/0>P). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نیز نشان داد که بین دو رویکرد درمانی در میزان اثربخشی بر متغیرهای وابسته مورد مطالعه از نظر آماری تفاوت معناداری وجود نداشته است و هر دو شیوه درمانی تأثیر یکسانی بر کاهش اضطراب درد و بهبود پردازش هیجانی نوجوانان با مشکلات گوارشی داشته اند (05/0<P). این نتایج بیش از پیش نقش سازه های روانی و رفتاری را در مبتلایان به مشکلات گوارشی روشن ساخته و لزوم استفاده از رویکردهای درمانی کوتاه مدت و برگرفته از موج سوم روان درمانی را به منظور تعدیل علائم بیماران با مشکلات گوارشی آشکار می سازد.
نقش میانجی گری احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن در ارتباط با اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتارهای خود آسیب رسان در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیوع رفتارهای خود آسیب رسان، یک نگرانی جدی در حوزه ی سلامت روان نوجوانان محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی گری احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن در ارتباط با اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتارهای خودآسیب رسان در نوجوانان دختر 12-19 ساله بود. روش پژوهش مقطعی و توصیفی/ همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان دختر شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از این جامعه، 358نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه اعتیاد به رسانه های اجتماعی (برگن، 2016)، پرسشنامه آسیب عمدی به خود (گزاتز، 2001 )، پرسشنامه احساس تنهایی (راسل، 1998) و پرسشنامه نگرانی درباره تصویر بدنی (لیتلتون و همکاران ،2005) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری و با کمک نرم افزار AMOS نسخه 22 انجام شد. یافته های پژوهش نشان دادند که الگوی طراحی شده از بزارش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد رابطه بین اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتار خودآسیب رسان معنی دار نبود. رابطه بین اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتارهای خود آسیب رسان با میانجی گری احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن معنی دار بود. با تکیه بر نتایج این پژوهش می توان بیان داشت که احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن دو متغیر میانجی هستند که می توانند رابطه بین اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتارهای خودآسیب رسان را تبیین کنند. این یافته ها می تواند به روانشناسان و متخصصان بهداشت روانی کمک کند تا برنامه ها و مداخلات مناسب تری جهت پیشگیری و درمان نوجوانان با تاکید بر احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن ارائه دهند.
مدل ساختاری شفقت به خود با نگرانی از تصویر بدنی به میانجی گری خودانتقادی در دانشجویان با نشانگان پرخوری عصبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۸
132 - 144
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تعیین برازش مدل ساختاری شفقت به خود با نگرانی از تصویر بدنی به میانجی گری خودانتقادی در دانشجویان با نشانگان پرخوری عصبی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش کلیه دانشجویان با نشانگان پرخوری عصبی شاغل به تحصیل دانشگاه های آزاد استان گیلان در نیمسال دوم تحصیلی 1402-1401 بودند. 300 نمونه به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه های نگرانی تصویر بدنی (BICI) لیتلتون و همکاران (2005)، پرسشنامه مقیاس سطوح خودانتقادی تامپسون و زوروف (2004)، پرسشنامه پرخوری عصبی گورمالی، بلک، داستون، رادین (1982) و مقیاس شفقت به خود ریس و همکاران (2011) جمع آوری شد. داده ها با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گفت. خودانتقادی بر نگرانی از تصویر بدن اثر مستقیم و معنادار دارد (0/05>p). همچنین نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که شفقت خود بر نگرانی از تصویر بدن اثر مستقیم و معنادار(0/306- = β) دارد.همچنین اثر غیر مستقیم شفقت به خود بر نگرانی از تصویر بدنی به میانجی گری خودانتقادی (0/365- = β) معنادار بود. نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که شفقت خود با نقش میانجی واکنش پذیری هیجانی با نگرانی از تصویر بدن (0/203- = β) همبستگی منفی، غیرمستقیم و معنادار دارد. طبق نتایج مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مناسب برخوردار است. نتایج پژوهش حاکی از اهمیت نقش شفقت به خود و خودانتقادی بر نگرانی از تصویر بدن دانشجویان با نشانگان پرخوری عصبی می باشد.
اثربخشی پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره بر سبک های هویتی و عزت نفس زنان و دختران متقاضی جراحی زیبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۹
26 - 38
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره بر سبک های هویتی و عزت نفس زنان متقاضی جراحی زیبایی انجام گرفت. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل و مرحله پیگری 2 ماهه بود. جامعه آماری شامل زنان 20 تا 40 ساله مراجعه کننده به کلینیک های زیبایی بدن در تهران در سال 1402 بود. در این پژوهش تعداد 30 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جای دهی شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه 60 دقیقه ای پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره را دریافت کردند، درحالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه های سبک های هویت (برزونسکی، 1992) و مقیاس عزت نفس (روزنبرگ، 1965) بود. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار (SPSS-26) استفاده شد. نتایج نشان داد که پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره بر سبک های هویتی (برای سبک اطلاعاتی (p < 0.01, F 1.25 = 8/936)، سبک هنجاری (p < 0.01, F 1.25 = 11.723) و سبک اجتنابی (p < 0.01, F 1.25 = 11.602) و عزت نفس (p < 0.01, F 1.27 = 13.289) زنان متقاضی جراحی زیبایی تأثیر معنادار دارد. براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره با بهره گیری از فنونی همانند تقویت تصویر بدن، پرورش تجسم مثبت، تمرین مثبت بدن و پرورش مدیریت خود به عنوان یک روش کارآمد می تواند جهت بهبود سبک های هویتی و ارتقای عزت نفس زنان مورد استفاده قرار گیرد.
Investigating the Relationship Between Executive Functions and Social Skills in Children with Externalizing Behavior Problems(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Externalizing behavior problems refer to a set of symptoms that can lead to significant psychological problems over time. These disorders affect a person's behavior as well as their physical, cognitive, and social abilities, disrupting their functioning in social, occupational, and academic areas. The present study investigated the relationship between executive functions and social skills in children's play with externalizing behavior problems. This research was conducted in a descriptive manner, and its statistical population included all children in Tehran in the academic year 2024-2025. In this study, using a multi-stage random sampling method, several schools were selected from district 6 of Tehran, and 130 children whose parents or teachers were willing to participate in the research and were identified as children with externalizing behavior problems according to the results of the Achenbach Child Behavior Checklist questionnaire (CBCL) were selected as the sample. Data were collected using the BRIEF Executive Function Questionnaire and a researcher-made Social Skills Questionnaire, and data analysis was performed using single-variable regression. The results showed a positive and significant relationship between the components of executive functions (including set shifting, working memory, inhibitory control, and inhibition) and the social skills of children with externalizing behavior problems (P=0/001). Therefore, it is emphasized that by using strategies to promote executive functions and social skills in the play process, it is possible to prevent the formation and continuation of externalizing behavior problems in preschool children
رویکرد تربیتی مادران در تعامل با دختران (9- 11 ساله) در مورد نماز و حجاب: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رویکرد مادران در تعامل با دختران 9 تا 11 ساله شان درباره نماز و حجاب صورت گرفت. این پژوهش به لحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادی و از لحاظ روش از نوع مطالعات کیفی با رویکرد پدیدارشناسی بود. جامعه پژوهش را مادران دارای فرزند دختر 9 تا 11 ساله ساکن در تهران در سال 1401 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس نمونه گیری شد و پس از 17 مصاحبه، داده ها به اشباع رسید. ابزارهای این پژوهش شامل یک مصاحبه نیمه ساختاریافته و دو سوال خودگزارش دهی درباره میزان عمل به نماز و حجاب بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل مضمون به روش براون و کلارک و در چارچوب قیاسی-استقرایی بود. با تحلیل محتوای مصاحبه ها 19 مضمون فرعی و 4 مضمون اصلی بدست آمد و طبق آن مادران به سه دسته تقسیم شدند. یافته ها نشان داد 13 نفر از 17 مادر که خود را اهل انجام نماز و حجاب معرفی کردند، رویکرد تربیتی متفاوتی با قرآن در مورد نماز و حجاب داشتند و علی رغم اینکه رویکرد قرآن تقلیل ندادن اعمال دینی به رفتار ظاهری و انجام اعمال دینی از روی شناخت و آگاهی یا همان رویکرد غیرتقلیل گرایانه است، تأکید اکثر مادران بر روی رفتار و خروجی عینی نماز و حجاب و تقلیل آن ها به رفتاری ظاهری و رویکردی تقلیل گرایانه بود. لذا به نظر میرسد لازم است مادران از روش های تربیتی قرآن آگاهی پیدا کنند تا فرزندان خود را بر اساس آن تربیت کنند.
اثربخشی آموزش فرزندپروری مثبت به والدین بر میزان استرس، سلامت روان و انگیزه تحصیلی در فرزندان آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۷)
۱۵۴-۱۴۵
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش فرزندپروری مثبت به والدین بر میزان استرس، سلامت روان و انگیزه تحصیلی در فرزندان آن ها انجام گردید. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه والدین دانش آموزان پایه دهم و یازدهم شهرستان رشت در سال 1402 بودند. 30 نفر، به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند که به صورت تصادفی به 2 گروه 15 نفری (گروه آزمایش و گواه) تقسیم شدند. از مقیاس استرس ادراک شده (PSS، کوهن و همکاران، 1983)، فهرست تجدیدنظر شده علائم بالینی (SCL-90، دراگوتیس و همکاران، 1973)، مقیاس انگیزش تحصیلی (AMS، والراند و همکاران، 1992) و همچنین پروتکل 8 جلسه ای (هر دو هفته یک جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) برنامه آموزشی فرزندپروری مثبت برای جمع آوری داده ها و مداخله استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون استرس، سلامت روان و انگیزه تحصیلی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد (001/0p<). می توان نتیجه گرفت که برنامه آموزشی فرزندپروری مثبت بر کاهش استرس و افزایش سلامت روان و انگیزه تحصیلی موثر بوده است.
نقش میانجی خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی در رابطه بین هویت تحصیلی و بی ارادگی ورود به شغل در نوجوانان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی در رابطه بین هویت تحصیلی و بی ارادگی ورود به شغل در نوجوانان دختر انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. 303 نفر به روش خوشه ای چندمرحله ای در این مطالعه شرکت داشتند و به مقیاس هویت تحصیلی (AIS؛ واز و ایزاکسون، 2008)، مقیاس اراده ورود به شغل نسخه-دانش آموزان (WVS-SV؛ دافی و همکاران، 2012)، فرم کوتاه مقیاس خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی (CDSE؛ توسط بتز و تایلور، 1996) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. همچنین، نتایج نشان داد که اثرمستقیم هویت تحصیلی به خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی به صورت مثبت و در مقابل خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی بر بی ارادگی ورود به شغل به صورت منفی معنادار (001/0P<) بودند و مسیر هویت تحصیلی بر بی ارادگی ورود به شغل معنادار (195/0=P) نبود. نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که که خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی بین هویت تحصیلی و بی ارادگی ورود به شغل به طور معنادار (001/0P<) نقش میانجی داشت. نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که هویت تحصیلی با میانجی گری خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی بر بی ارادگی ورود به شغل اثر دارد.