پژوهش های نوین روانشناختی (روانشناسی دانشگاه تبریز)
پژوهش های نوین روانشناختی سال 20 پاییز 1404 شماره 79 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی روابط ساختاری خشم و تصمیم گیری اخلاقی با میانجی گری همدلی و بازداری رفتاری انجام شد. طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی افراد بزرگسال شهر تبریز در سال 1403 بودند که از میان آن ها، نمونه ای به حجم 286 نفر به شیوه دردسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از نسخه تجدیدنظر شده تکلیف تصمیم گیری اخلاقی روزمره (روزن و همکاران، 2015)، خرده مقیاس رگه خشم پرسشنامه حالت- رگه خشم (اسپیلبرگر، 1999)، مقیاس همدلی اساسی (جولیف و فارینگتون، 2006) و خرده مقیاس بازداری مقیاس سیستم های مغزی- رفتاری (کارور و وایت، 1994) استفاده شد. برای تحلیل داده ها نیز از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد خشم با همدلی رابطه مثبت و با بازداری رفتاری رابطه منفی دارد (0/01>p). همچنین بین همدلی و بازداری رفتاری با تصمیم گیری اخلاقی رابطه مثبت برقرار بود (0/05>p). بین خشم و تصمیم گیری اخلاقی رابطه مستقیم معناداری وجود نداشت (0/05<p)؛ اما اثر غیرمستقیم خشم بر تصمیم گیری اخلاقی به واسطه همدلی و بازداری رفتاری معنی دار بود (0/05>p). مبتنی بر یافته ها استنباط می شود که همدلی و بازداری رفتاری در رابطه خشم و تصمیم گیری اخلاقی نقش واسطه ای دارند و توجه به این عوامل می تواند به منظور ارتقای تصمیم گیری اخلاقی سودمند باشد.
تأثیر ضربان دوگوشی بر اضطراب امتحان، توانایی شناختی و حافظه عملکرد اجرایی دانش آموزان دارای اضطراب امتحان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی ضربان دوگوشی بر اضطراب امتحان، توانایی شناختی و حافظه عملکرد اجرایی دانشآموزان دارای اضطراب امتحان انجام شد. طرح پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون – پس آزمون بود. جامعه آماری، دانش آموزان پسر متوسطه دوم نمونه دولتی سطح شهر قزوین در سال ۱۴۰۳ بود که 30 نفر واجد شرایط ورود به مطالعه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در ۲ گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) گمارده شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه توانایی های شناختی نجاتی (۱۳۹۲)، آزمون بلوک های کرسی (۱۹۷۰) و پرسشنامه اضطراب امتحان فریدمن و جاکوب (۱۹۷۷) بودند. سپس شرکت کنندگان گروه آزمایش به مدت 30 دقیقه، 4 بار در هفته، به مدت چهار هفته ضربان دوگوشی 10 هرتز را از طریق هدفون دریافت کردند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چندمتغیری در نرم افزار آماری SPSS نسخه ۲۴ استفاده شد. یافته ها نشان داد که ضربان دوگوشی 10 هرتز به طور معنی داری حافظه فعال را بهبود بخشیده (0/05>p)، توانایی های شناختی را (به جز در مؤلفه های کنترل مهاری، برنامه ریزی و شناخت اجتماعی) افزایش داده (0/05>p) و موجب کاهش سطح اضطراب امتحان شد (0/05>p). بنابراین می توان بیان کرد که روش درمانی همگام سازی امواج مغزی در باند آلفا به عنوان یک روش مداخله ای غیرتهاجمی می تواند در جهت کاهش اضطراب امتحان و بهبود حافظه کاری و توانایی کارکردهای شناختی به کار گرفته شود.
اثربخشی پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره بر سبک های هویتی و عزت نفس زنان و دختران متقاضی جراحی زیبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره بر سبک های هویتی و عزت نفس زنان متقاضی جراحی زیبایی انجام گرفت. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل و مرحله پیگری 2 ماهه بود. جامعه آماری شامل زنان 20 تا 40 ساله مراجعه کننده به کلینیک های زیبایی بدن در تهران در سال 1402 بود. در این پژوهش تعداد 30 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جای دهی شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه 60 دقیقه ای پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره را دریافت کردند، درحالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه های سبک های هویت (برزونسکی، 1992) و مقیاس عزت نفس (روزنبرگ، 1965) بود. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار (SPSS-26) استفاده شد. نتایج نشان داد که پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره بر سبک های هویتی (برای سبک اطلاعاتی (p < 0.01, F 1.25 = 8/936)، سبک هنجاری (p < 0.01, F 1.25 = 11.723) و سبک اجتنابی (p < 0.01, F 1.25 = 11.602) و عزت نفس (p < 0.01, F 1.27 = 13.289) زنان متقاضی جراحی زیبایی تأثیر معنادار دارد. براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش پروتکل روان درمانی شناخت تن انگاره با بهره گیری از فنونی همانند تقویت تصویر بدن، پرورش تجسم مثبت، تمرین مثبت بدن و پرورش مدیریت خود به عنوان یک روش کارآمد می تواند جهت بهبود سبک های هویتی و ارتقای عزت نفس زنان مورد استفاده قرار گیرد.
مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای انگیزشی و آموزش تنظیم هیجان بر بلوغ عاطفی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای انگیزشی و آموزش تنظیم هیجان بر بلوغ عاطفی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه است. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با پیگیری همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دختران در حال تحصیل در دوره دوم متوسطه در شهر فولادشهر در سال تحصیلی 1402-1403 بود که از میان آن ها 45 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و پس از جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (در هر گروه 15 نفر) مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات مقیاس بلوغ عاطفی (EMS) یاشویر سینگ و ماهیش بهار گاوا بود. فرآیند اجرای آموزش راهبردهای انگیزشی به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای و آموزش تنظیم هیجان نیز در 8 جلسه 90 دقیقه ای برگزار شد و گروه گواه آموزشی دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش از روش کوواریانس چندمتغییره و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر –طرح آمیخته استفاده گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS ورژن 27 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج یافته ها نشان داد که آموزش راهبردهای انگیزشی و تنظیم هیجان تأثیرات معناداری بر بهبود مولفه های بلوغ عاطفی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه داشت. آموزش راهبردهای انگیزشی بهبود قابل توجهی در ثبات عاطفی و بازگشت عاطفی ایجاد کرد، در حالی که آموزش تنظیم هیجان بیشتر بر کاهش ناسازگاری عاطفی، فروپاشی شخصیت و فقدان استقلال اثرگذار بود. این تغییرات در پیگیری نیز حفظ شده و پایداری اثرات آموزش ها در طول زمان تأیید گردید. در نتیجه آموزش راهبردهای انگیزشی و تنظیم هیجان می تواند به بهبود مولفه های بلوغ عاطفی دانش آموزان کمک کند. پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی مدارس بر اساس این راهبردها طراحی شوند تا به ارتقاء سلامت روانی دانش آموزان کمک کنند.
اثربخشی برنامه آموزشی پیش مهارت های نقاشی بر توانایی نوشتاری و تعلق به مدرسه در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه با آسیب نوشتن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه آموزشی پیش مهارت های نقاشی در توانایی نوشتاری و تعلق به مدرسه در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه با آسیب نوشتن بود. طرح پژوهش به صورت نیمه آزمایشی با گروه کنترل و آزمایشی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه با آسیب نوشتن به تعداد 120 نفر در سال تحصیلی 1402-1401 شهر شیراز بودند. تعداد 30 نفر از این افراد به صورت نمونه گیری انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دو گروه 15 نفری آزمایشی و کنترل گمارده شدند. مداخله آموزشی پیش مهارت های نقاشی طی سه ماه و در 8 جلسه 45 دقیقه ای انجام شد. از مقیاس های حس تعلق به مدرسه ارسلان و دورو (2017)، و دست نویسی مینه سوتا برای جمع آوری داده ها در پیش و پس آزمون استفاده شد. تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که بین گروه آزمایشی و کنترل در متغیر توانایی نوشتاری تفاوت معنی داری وجود دارد. اما بین دو گروه در تعلق به مدرسه تفاوت معناداری مشاهده نشد (p<0.05). به طور کلی، شواهد نشان می دهد که برنامه آموزش پیش مهارت های نقاشی، این پتانسیل را دارد که به دانش آموزان با ناتوانی های یادگیری خاص و اختلال در بیان نوشتاری کمک کند تا بر موانع موفقیت تحصیلی غلبه کنند و مشارکت خود را در جامعه مدرسه افزایش دهند. با این حال، برای درک کامل تأثیر بلندمدت برنامه و شناسایی راه های اضافی برای حمایت از دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری در دستیابی به پتانسیل کامل، تحقیقات بیشتری لازم است.
اثربخشی آموزش مهارت های هوش اخلاقی بر اشتیاق، فرسودگی و خودتنظیمی تحصیلی در دانش آموزان اهمال کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش مهارت های هوش اخلاقی بر اشتیاق، فرسودگی و خودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان اهمال کار است. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری کلیه دانش آموزان پسر پایه سوم متوسطه در سال تحصیلی 1399- 1398 شهرستان شبستر بودند. تعداد 30 نفر دانش آموز اهمال کار با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایشی 8 جلسه، مهارت های هوش اخلاقی را دریافت کردند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های اشتیاق تحصیلی (فردریگز، بلومنفیلد و پاریس، 2004)، فرسودگی تحصیلی (برسو، 1997) و خودتنظیمی تحصیلی (بوفارد، وزیو و لاروشه، 1995) بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس با نرم افزار SPSS-22 استفاده شد. ضریب اعتبار بدست آمده برای پرسشنامه اشتیاق تحصیلی 0/73 و برای پرسشنامه فرسودگی تحصیلی 0/78 و برای پرسشنامه خود تنظیمی تحصیلی 0/75 محاسبه شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های هوش اخلاقی بر کاهش فرسودگی تحصیلی با اندازه اثر 0/24 (0/05>p) ، بر افزایش اشتیاق تحصیلی با اندازه اثر 0/17 (0/05>p) و برخودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان با اندازه اثر 0/19 (0/05>p) اثر بخش بود. فرسودگی، اشتیاق و خودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان با بکارگیری مداخلات آموزشی به ویژه توانمندسازی مهارت های اخلاقی قابل تغییر بوده و این مداخلات در عرصه های تحصیلی می تواند زمینه ساز بهزیستی روانشناختی دانش آموزان باشد.
روابط ساختاری سیستم سازی، همدلی شناختی و همدلی عاطفی/ هیجانی با پنج گانه تاریک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه تعیین روابط ساختاری سیستم سازی، همدلی شناختی و همدلی عاطفی/ هیجانی با پنج گانه تاریک شخصیت بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی - همبستگی مبتنی بر روابط ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1401-1400 که حدود 24 هزار دانشجو بود. بر اساس نظر کلاین (2023) 415 نفر به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای (بر اساس دانشکده ها) انتخاب شد و با استفاده از مقیاس صفات پنج گانه تاریک شخصیت (یوسفی، احمدی و میرزا زاده، 1400)، فرم کوتاه مقیاس بهره سیستم سازی (واکابایاشی و همکاران، 2006) و مقیاس همدلی پایه (جولیف و فارینگتون، 2006) متغیّرهای پژوهش اندازه گیری شد. جهت تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد مدل ساختاری سیستم سازی، همدلی شناختی و همدلی عاطفی/ هیجانی با پنج گانه تاریک از برازش مناسب برخوردار است (CFI = 0/90, NFI = 0/90, RMSEA = 0/05). همدلی شناختی بر ماکیاولیسم و خودشیفتگی اثر مثبت و معنی دار و بر کینه توزی و جامعه ستیزی اثر منفی و معنی دار دارد (0/05>p). همدلی عاطفی اثر منفی و معنی دار بر ماکیاولیسم، جامعه ستیزی، دیگرآزاری و کینه توزی دارد (0/05>p). همچنین سیستم سازی اثر منفی و معنی دار بر خودشیفتگی و دیگرآزاری و اثر مثبت و معنی دار بر جامعه ستیزی دارد (0/05>p). نتایج نشان داد سبک همدلی در تعیین و شکل گیری صفات تاریک شخصیت نقش موثر دارد لذا در مداخلات روانشناختی می توان با تمرکز بر تغییر مولفه های همدلی در صفات تاریک شخصیت تغییرات قابل توجه ایجاد کرد.
رابطه بهشیاری و خودکنترلی با آمادگی روان شناختی با میانجی گری سبک های مقابله با استرس در تیم های واکنش سریع هلال احمر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بهشیاری و خودکنترلی با آمادگی روان شناختی با میانجی گری سبک های مقابله با استرس در تیم های واکنش سریع هلال احمر ایران بود. مطالعه حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری افراد مشغول به کار در تیم های واکنش سریع هلال احمر در پاییز سال 1402 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه گیری در دسترس 338 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش مقیاس آمادگی روان شناختی (PPS؛ مک لین و همکاران، 2020)، مقیاس توجه آگاهانه بهوشیارانه (MAAS؛ براون و رایان، 2003)، مقیاس خودکنترلی فرم کوتاه (BSCS؛ تانجی و همکاران، 2004) و سیاهه کوتاه فهرست مقابله با موقعیت های استرس زا (CISS؛ اندلر و پارکر، 1990) بود. تحلیل آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 28 انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که بهشیاری و خودکنترلی بر آمادگی روان شناختی اثر مستقیم و معنادار دارد. در نهایت سبک های مقابله با استرس دارای اثر مستقیم و معنادار بودند و توانستند در رابطه بین بهشیاری و خودکنترلی با آمادگی روان شناختی نقش میانجی معنادار ایفا کنند. همچنین مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (0/06=RMSEA و 0/05>p) و 71 درصد آمادگی روان شناختی تبیین می شود. می توان نتیجه گیری کرد که با توجه به نقش میانجی معنادار سبک های مقابله با استرس، می توان با به کارگیری مداخلات موثر همچون آموزش بهشیاری و خودکنترلی با در نظر گرفتن نقش میانجی سبک های مقابله با استرس، میزان آمادگی روان شناختی در تیم های واکنش سریع هلال احمر را ارتقاء داد.
تعیین تفاوت اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی و آموزش مهارت های تفکر بر سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ با هدف تعیین مقایسه اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرت ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﺗﻔﮑﺮ ﺑﺮ سرزندگی تحصیلی داﻧﺶ آﻣﻮزان ﭘﺴﺮ ﻣﺘﻮﺳﻄﻪ اول ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن ﻫﺸﺘﺮود اﻧﺠﺎم ﺷﺪ. روش ﭘﮋوﻫﺶ از ﻧﻮع نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح پیش آزمون - پس آزمون ﺑﺎ ﮔﺮوه ﮐﻨﺘﺮل بود. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری ﭘﮋوﻫﺶ ﺷﺎﻣﻞ ﮐﻠﯿﻪ دانش آموزان ﻣﻘﻄﻊ ﻣﺘﻮﺳﻄﻪ اول ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن ﻫﺸﺘﺮود در ﺳﺎل ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ 1403-1402 ﮐﻪ آﻣﺎرﺷﺎن ﻃﺒﻖ اﻋﻼم آموزش و پرورش ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن ﻫﺸﺘﺮود 1786 ﻧﻔﺮ هستند. از جامعه حاضر تعداد 60 دانش آموز در 3 گروه 20 نفره به شیوه تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. گروه اول یک دوره آموزش مهارت های اجتماعی را در 8 جلسه دریافت کرد و گروه دوم 8 جلسه آموزش مهارت های تفکر را طی کرد و گروه سوم (کنترل) نیز هم زمان به برنامه های عادی کلاسی خود ادامه داد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سرزندگی تحصیلی حسین چاری و دهقانی زاده استفاده شد. همچنین ﺑﺮای ﺗﺤﻠﯿﻞ داده ها از نرم افزار SPSS و روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﮐﻮوارﯾﺎﻧﺲ تک متغیره (آنکوا) اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه است. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره (آنکوا) نشان داد که آموزش مهارت های اجتماعی و آموزش مهارت های تفکر در افزایش سرزندگی تحصیلی مؤثر بودند؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت با وجود اثربخش بودن هر دو روش آموزشی، اما آموزش مهارت های اجتماعی در افزایش سرزندگی تحصیلی اثربخش تر و قوی تر بود. پیشنهاد می شود در مدارس از این دو آموزش برای افزایش سرزندگی تحصیلی استفاده شود.
روابط ساختاری ابعاد مرضی شخصیت و ابعاد نشانه های وسواسی - جبری با نقش واسطه ای اجتناب تجربه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری ابعاد مرضی شخصیت و ابعاد نشانه های وسواسی - جبری با نقش واسطه ای اجتناب تجربه ای در بین دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان انجام شده است. روش این مطالعه از نوع همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شهید مدنی آذربایجان بود که از میان آنها 203 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب گردید. در این مطالعه از سیاهه شخصیت DSM-5 (PID-5؛ کروگر و همکاران، 2012)، سیاهه تجدیدنظر شده اختلال وسواسی - جبری (OCI-R؛ فوا و همکاران، 1998) و پرسشنامه چند بعدی اجتناب تجربه ای (MEAQ؛ گامز و همکاران، 2011) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شد. نتایج نشان داد که اثر مستقیم ابعاد مرضی شخصیت بر ابعاد علائم وسواسی - جبری (0/84 = β) و اثر مستقیم ابعاد مرضی شخصیت بر اجتناب تجربه ای مثبت و معنادار بود (0/26 = β). همچنین اثر مستقیم اجتناب تجربه ای بر ابعاد وسواسی - جبری مثبت و معنادار بود (0/15 = β). اثر غیرمستقیم ابعاد مرضی شخصیت بر ابعاد وسواسی - جبری مثبت و معنادار بود (0/80 = β). در این پژوهش بررسی ابعاد مرضی شخصیت به عنوان عوامل پایدار و تأثیر گذار بر ابعاد نشانه های وسواسی - جبری و نیز بررسی نقش سایر متغیرهای میانجی می تواند برای درمانگران تلویحات بالینی مختلفی در جهت تشخیص عوامل خطرساز این اختلال و نوع مقاوم به درمان آن داشته باشد.
مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار بر طرحواره های ناسازگار اولیه و کیفیت زندگی زناشویی و تنظیم شناختی هیجان در زوجین خیانت دیده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خیانت زناشویی یکی از مهم ترین آسیب های خانواده ها است که تبعات متعددی دارد و لذا نیازمند مداخلات جدی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تفاوت اثربخشی طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار بر طرحواره های ناسازگار اولیه و کیفیت زندگی زناشویی و تنظیم شناختی هیجان در زوجین خیانت دیده انجام شد. تحقیق حاضر از نوع نیمه آزمایشی و جامعه آماری شامل زوجین خیانت دیده شهر تبریز بود. 21 زوج به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل جای دهی شدند. برای اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه های طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ (1998)، کیفیت زندگی زناشویی باسبی، کران، لارسن و کریستنسن (1995) و تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج (2005) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون تحلیل واریانس مختلط انجام شد. نتایج نشان داد که طرحواره درمانی در کاهش طرحواره های رهاشدگی، بی اعتمادی/بدرفتاری، نقص/شرم، آسیب پذیری نسبت به ضرر، گرفتاری و فداکاری؛ به طور معنادار اثربخشی بیشتری نسبت به درمان هیجان مدار دارد. درمان هیجان مدار در طرحواره های محرومیت هیجانی، اطاعت و بازداری عاطفی؛ خرده مقیاس های کیفیت زندگی توافق و رضایت؛ و نیز در تنظیم شناختی هیجان سازگارانه و تنظیم شناختی هیجان ناسازگارانه به طور معنادار اثربخشی بیشتری نسبت به درمان طرحواره درمانی دارد. طبق نتایج این تحقیق، لازم است روان درمانگران برای مداخله در علایم روان شناختی زوجین خیانت دیده، از این دو درمان استفاده کنند تا بتوانند نشانه های هیجانی آنها را کاهش و به بهبود علایم کمک کنند.
اثربخشی دانش افزایی مهارت محور بر بهبود کارکردهای هیجانی و ارتباطی والدین دارای فرزند نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه دانش افزایی مهارت محور بر بهبود کارکردهای هیجانی و ارتباطی والدین دارای فرزند نوجوان (12 تا 16 سال) بود. در این راستا، از جامعه والدین دانش آموزان شهر تبریز در سال 1399، تعداد 60 نفر از طریق غربالگری با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته «میزان آگاهی والدین از بلوغ جسمی و جنسی فرزندان» انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 30 نفر) جایگزین شدند. برای گروه آزمایش، برنامه دانش افزایی مهارت محور طی 12 جلسه 45 دقیقه ای اجرا شد، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) و پرسشنامه مهارت های ارتباطی کویین دام در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره نشان داد که برنامه دانش افزایی مهارت محور بر بهبود راهبردهای انطباقی و غیرانطباقی تنظیم هیجان، کاهش اضطراب، و ارتقای مهارت های ارتباطی (شامل توانایی تبادل پیام، کنترل عاطفی، مهارت گوش دادن، بینش به فرایند ارتباط، ارتباط قاطع، دانش نقش ها، ارتباطات، پاسخگویی عاطفی، همراهی عاطفی، کنترل رفتار، حل مسئله و کارکرد کلی) در والدین اثر مثبت و معنی داری دارد (p < 0/05).
اثربخشی روش آموزشی های اسکوپ بر خلاقیت و مهارت های اجتماعی نوآموزان پیش دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی روش آموزشی های اسکوپ بر خلاقیت و مهارت های اجتماعی نوآموزان پیش دبستانی شهر تبریز بود. جامعه آماری شامل نوآموزان 4 و 5 ساله ی شهر تبریز در سال تحصیلی 99-98 بود. نمونه شامل 40 نوآموز بود که 20 نفر به عنوان گروه آزمایشی و 20 نفر به عنوان گروه کنترل به روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند. در قالب طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و اجرای آزمون تورنس فرم ب تصویری و آزمون مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (SSRS) اطلاعات لازم جمع آوری شد. پس از برگزاری دوره آموزشی های اسکوپ طی 3 ماه و تحلیل داده ها با روش کواریانس، نتایج نشان داد که الگوی آموزشی های اسکوپ بر خلاقیت و مهارت های اجتماعی نوآموزان موثر بوده است.
رابطه عامل هاى شخصیتى با روابط فرازناشویى: نقش میانجى کیفیت رابطه زناشویى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روابط فرازناشویی شکلی از رابطه عاطفی بین یکی از زوجین با فردی دیگر در خارج از چارچوب های رسمی پذیرفته شده است که در بلندمدت به آسیب دیدگی شکل، محتوا و ساختار روابط زناشویی منتهی می گردد. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی کیفیت روابط زناشویی در روابط عامل های شخصیتی با روابط فرازناشویی صورت گرفت. این پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی بود. از جامعه زوجین شهر تبریز در سال 1401، تعداد 300 نفر انتخاب شد. در این پژوهش برای جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه شخصیتی 5 عامل بزرگ، نگرش به خیانت (روابط فرازناشویی، ATIS) و کیفیت زندگی زناشویی (QMI) استفاده شد. نتایج نشان داد روان رنجورخویی به واسطه کیفیت زندگی زناشویی قادر است 0/10 از تغییرات روابط فرازناشویی را به طور معنی دار و مثبت تبیین نماید. برونگرایی به واسطه کیفیت زندگی زناشویی قادر است 0/09 از تغییرات روابط فرازناشویی را به طور معنی دار و منفی تبیین نماید. اثر گشودگی به تجربه بر روابط فرازناشویی به واسطه کیفیت زندگی زناشویی از نظر آماری معنی دار نیست. وظیفه شناسی به واسطه کیفیت زندگی زناشویی قادر است 0/11 و توافق پذیری به واسطه کیفیت زندگی زناشویی قادرند 0/09 از تغییرات روابط فرازناشویی را به طور معنی دار و منفی تبیین نمایند. بنابراین، کیفیت زندگی زناشویی قادر است روابط عامل های شخصیت و روابط فرازناشویی را میانجی گری کند.
ارائه مدل اعتیاد به شبکه های اجتماعی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده در دانش آموزان دختر دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی ارائه مدل اعتیاد به شبکه های اجتماعی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه بود. پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش همبستگی به شیوه مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول و دوم شهر کرج در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین و با روش نمونه گیری در دسترس (شیوه آنلاین) 400 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه اعتیاد شبکه های اجتماعی (SNAS)، مقیاس تجدیدنظر شده سبک های دلبستگی بزرگسالان (RAAS) و مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS) بود. تحلیل آماری داده ها با استفاده از نرم افزار AMOS ویرایش 24 انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که دلبستگی ایمن (0/62- =β و 0/05>p)، دلبستگی دوسوگرا (0/37=β و 0/05>p)، دلبستگی اجتنابی (0/31=β و 0/05>p) و بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی دارای اثر مستقیم معنادار بود. در نهایت حمایت اجتماعی ادراک شده بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی (0/36- =β و 0/05>p) دارای اثر مستقیم و معنادار بود و توانست در رابطه بین سبک های دلبستگی با اعتیاد به شبکه های اجتماعی نقش میانجی معنادار ایفا کند. همچنین مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (0/066=RMSEA و 0/05>p) و 83 درصد اعتیاد به شبکه های اجتماعی تبیین می شود. می توان نتیجه گیری کرد که با توجه به نقش میانجی معنادار حمایت اجتماعی ادراک شده، می توان با به کارگیری مداخلات موثر همانند آموزش حمایت اجتماعی و مداخلات دلبستگی محور از بروز اعتیاد به شبکه های اجتماعی در دانش آموزان دختر دوره متوسطه کاست.