پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه علی باورهای غیرمنطقی والدین و خودتخریب گری دختران نوجوان با نقش واسطه ای اضطراب والدین و رابطه والد- نوجوان انجام شد. جامعه آماری پژوهش، دختران متوسطه دوم شهر تهران و مادران آنان بودند. نمونه گیری به صورت تصادفی چندمرحله ای (خوشه ای) ابتدا بر اساس مناطق آموزش و پرورش و سپس با همکاری آموزش و پرورش مناطق و مدارس، از مدارس و به تعداد 160 نفر انجام شد. برای گردآوری داده ها پرسشنامه ارزیابی رابطه والد- نوجوان، مقیاس خودتخریب گری مزمن، آزمون باورهای غیرمنطقی و آزمون اضطراب حالت- صفت اسپییلبرگر به کار رفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-25 و Amos-25 انجام شد. شاخص های برازش مدل نشانگر برازش مدل با داده ها بود. رابطه علی میان باورهای غیرمنطقی والدین و خودتخریب گری نوجوانان دختر هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم و از طریق متغیرهای میانجی تأیید شد. در نتیجه گیری کلی می توان گفت باورهای غیرمنطقی مادر با افزایش اضطراب مادر و اثرگذاری مخرب بر روابط والد-نوجوان می تواند منجر به بروز خودتخریب گری در نوجوان شود. در نظر گرفتن این یافته ها برای درمان رفتارهای خوتخریب گر نوجوانان سودمند است.