فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۴۱ تا ۲٬۱۶۰ مورد از کل ۳۴٬۶۷۱ مورد.
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۲ زمستان (بهمن) ۱۴۰۲ شماره ۱۳۱
۲۳۸۸-۲۳۷۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: ناباروری بر وضعیت خلقی، روانی و شناختی تأثیر منفی می گذارد و افراد در این شرایط، حالات هیجانی مختلف همچون استرس را تجربه کرده و به شیوه ای نوین همچون لقاح مصنوعی متوسل می شوند. بکارگیری روش هایی که منجر به بهبود نظم جویی هیجانی و کاهش استرس در زنان داوطلب IVF از اهمیت زیادی برخوردار است؛ در کنار شیوه های درمانی استفاده شده برای این منظور، تاکنون مطالعه ای که به بررسی تأثیر طرحواره درمانی بر بهبود نظم جویی هیجانی و کاهش استرس در زنان داوطلب لقاح مصنوعی نپرداخته است. هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر نظم جویی هیجان و کاهش استرس در زنان داوطلب IVF (لقاح مصنوعی) انجام شد. روش: روش این مطالعه نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش زنان مراجعه کننده به کلینیک IVF شایا مهر تهران جهت انجام عمل IVF در زمستان 1400 بود که از میان آن ها 30 نفر از زنان مطابق با معیارهای ورود به طور هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه گواه (15 نفر) و گروه آزمایش (15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش در 10 جلسه 60 دقیقه ای تحت آموزش طرحواره درمانی بر اساس پروتکل طرحواره درمانی یانگ (2003) قرار گرفتند و گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره در نرم افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مقدار F به دست آمده برای هر دو متغیر در سطح آلفای 01/0 معنی دار است (01/0 >P) و فرض پژوهش مبنی بر اثربخشی طرحواره درمانی بر بهبود نظم جویی هیجانی و کاهش استرس ادراک شده زنان داوطلب IVF مورد تأیید قرار گرفت. نتیجه گیری: براساس نتایج این مطالعه به نظر می رسد طرحواره درمانی می تواند در بهبود نظم جویی هیجانی و کاهش استرس در زنان داوطلبان IVF (لقاح مصنوعی) مؤثر باشد و می توان از مداخله مبتنی بر طرحواره درمانی برای بهبود نظم جویی هیجانی و کاهش استرس زنان داوطلب برای لقاح مصنوعی استفاده کرد؛ بنابراین در حوزه سلامت روان زمینه سازی آموزش این روش در کلینیک های درمان ناباروری قبل از انجام عمل IVF از اقدامات مثبت خواهد بود.
تشخیص بیماری آلزایمر با شبکه عصبی کانولوشنی از تصویربرداری تشدید مغناطیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تازه های علوم شناختی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۱)
140 - 154
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این مقاله روشی جدید برای تشخیص بیماری آلزایمر بر اساس ویژگی های تصاویر تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI) ارائه می کند. تصاویر MRI با حداقل 3 تسلا و ضخامت 3 میلی متر برای تعیین پلاک های پیری و کلاف های مارپیچی ثبت می شود.
روش کار: ویژگی های تصاویر MRI مانند آتروفی لوب گیجگاهی میانی، حجم ماده سفید، حجم ماده خاکستری، مایع مغزی نخاعی و عدم تقارن تعیین می شود. افراد به سه گروه افراد سالم، بیماران خفیف و شدید تقسیم شدند. عدم تقارن و میانگین آتروفی لوب گیجگاهی با پیشرفت بیماری آلزایمر افزایش می یابد، زیرا میزان آسیب به لوب گیجگاهی در تصاویر MRI بیماری آلزایمر افزایش یافته است.
یافته ها: صحت نتایج شبکه عصبی Elman با ویژگی های استخراج شده از تصاویر MRI با صحت نتایج شبکه عصبی کانولوشنی مقایسه می شود. صحت نتایج با ترکیب ویژگی ها در افراد سالم 82/5 درصد بود. در بیماران آلزایمر خفیف 86/5 درصد و در بیماران آلزایمر شدید 94/5 درصد است.
نتیجه گیری: بالاترین صحت نتاج در گروه بیماران مبتلا به آلزایمر شدید و مناسب ترین ویژگی در بین ویژگی های تصاویر MRI، میزان آتروفی لوب گیجگاهی داخلی است. استفاده از شبکه عصبی کانولوشنی نشان می دهد که صحت نتایج در گروه سالم 98 درصد، در گروه خفیف 97/7 درصد و در گروه بیماران شدید 97/5 درصد است. این نتایج نشان می دهد که عملکرد شبکه عصبی کانولوشنی در مقایسه با شبکه عصبی Elman دارای صحت نتابج بیشتری است.
مدل ساختاری نقش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان با میانجی گری ادراک استعاری زمان در پیش بینی رفتار پرخطر نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تازه های علوم شناختی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۱)
173 - 184
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در تنظیم شناختی هیجان و رفتارهای پرخطر در نوجوانان ادراک زمان نقش بازی می کند. از این رو، هدف این مطالعه تعیین روابط ساختاری بین تنظیم شناختی هیجان با رفتار پرخطر نوجوانان با نقش میانجی ادراک استعاری زمان بود.
روش کار: روش این مطالعه همبستگی به روش معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل نوجوانان شهر تهران از مهر 1401 تا خرداد 1402 بود. بدین منظور، از بین نوجوانان شهر تهران به صورت نمونه گیری در دسترس 400 نفر انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های خطرپذیری نوجوانان، ادراک استعاری زمان و تنظیم شناختی هیجان را تکمیل کردند. برای تحلیل داده های توصیفی از نرم افزارSPSS-26 و برای ارزیابی دستیابی به مدل برازش شده از نرم افزار AMOS-8.8 استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد؛ مدل مورد مطالعه از برازش مناسب برخوردار است و مدل تحلیلی رابطه بین راهبردهای تنظیم شناختی هیجان با رفتار پرخطر نوجوانان با نقش میانجی ادراک استعاری زمان معنادار است. از طرفی، با افزایش راهبرد تنظیم شناختی هیجان منفی، ادراک استعاری زمان نوجوانان کمتر می شود و همچنین با افزایش راهبرد تنظیم شناختی هیجان مثبت، ادراک استعاری زمان نوجوانان بیشتر می شود.
نتیجه گیری: بر این اساس می توان نتیجه گرفت؛ در تنظیم شناختی هیجان نوجوانان با رفتارهای پرخطر آنها، درک زمان به صورت استعاری می تواند نقش میانجی بازی کند. از این رو، روان شناسان رشدی که در حوزه نوجوانی مطالعه می کنند، باید به درک زمان به صورت استعاری همراه با تنظیم شناختی هیجان و مولفه های آن توجه کنند.
مقایسه شاخص های عملکردهای اجرایی، فاکتورهای التهابی و استرس اکسیداتیو در افراد تحت درمان نگه دارنده با متادون و بوپرونورفین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: متادون و بوپرنورفین به عنوان دو داروی انتخابی در مراکز و کلینیک های ترک اعتیاد هستند که به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرند. بدین منظور مطالعه ای حاضر با هدف بررسی عملکردهای اجرایی در افراد معتاد تحت درمان با متادون و بوپرنورفین و مقایسه آن با افراد سالم انجام شد.
روش کار: به منظور اجرای این مطالعه از مراجعه کنندگان به مراکز ترک اعتیاد خراسان جنوبی استفاده شد، شرکت کنندگان به سه گروه 30 نفری (گروه تحت درمان با بوپرنورفین، گروه تحت درمان با متادون و گروه شاهد) تقسیم شدند. عملکردهای اجرایی در هر گروه ارزیابی شد. همچنین سطح سرمی مالون دی آلدهید، ظرفیت تام آنتی اکسیدانی و فریتین نیز اندازه گیری شد.
یافته ها: نتایج نشان داد عملکردهای اجرایی افراد تحت درمان با بوپرنورفین و متادون نسبت به گروه شاهد به طور معناداری کاهش یافته بود، سطح سرمی فریتین در گروه شاهد و متادون بیشتر از گروه تحت درمان با بوپرنورفین بود، سطح سرمی مالون دی آلدهید در گروه تحت درمان با متادون نیز به طور معناداری بیشتر از گروه سالم بود و سطح سرمی ظرفیت تام آنتی اکسیدانی در گروه تحت درمان با متادون به طور معناداری بیشتر از گروه تحت درمان با بوپرنورفین بود.
نتیجه گیری: بوپرنورفین و متادون سبب القا استرس اکسیداتیو، کاهش سطح سرمی فریتین و کاهش عملکردهای اجرایی می گردند. باید توجه داشت که این داروها به طور طولانی مدت مورد استفاده قرار می گیرند و ممکن است در طولانی مدت نسبت به مواد افیونی شرایط استرس اکسیداتیو، التهابی و حتی عملکردهای اجرایی افراد معتاد را بهبود بخشند.
روایابی مقیاس دگرگزارش "اثرات روانی-اجتماعی و رفتاری کووید-19" (PSBECS-OR) در بین والدین دانش آموزان متوسطه دوم شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۱
55 - 66
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف روایابی مقیاس "اثرات روانی-اجتماعی و رفتاری کووید-19" (PSBECS-OR) در بین والدین دانش آموزان متوسطه دوم شهر تهران در آغاز سال تحصیلی 2-1401 (مهرماه) انجام شد. روش: جامعه آماری این پژوهش شامل والدین دانش آموزان متوسطه دوم شهر تهران و نمونه انتخابی 250 نفر والد (پدر یا مادر) دانش آموز مقطع متوسطه دوم (دختر و پسر) از ناحیه 3 منطقه 11 شهر تهران بوده اند و ابزار مورد استفاده مقیاس "اثرات روانی-اجتماعی و رفتاری کووید-19" (1401) بوده است. یافته ها: یافته های تحلیل عاملی تاییدی نشان داد گویه های مرتبط با 5 عامل دارای مقدار T بالاتر از 96/1 و مقدار بار استاندارد شده بالاتر از 3/0 بودند. شاخص های برازش نیز به مقادیر مطلوبی حاصل شد و از آنجایی که RMSEA کمتر از 08/0، کای اسکوئر نسبی کمتر از 3 و نیز شاخص برازش RFI، CFI، IFI و NNFI بالاتر از 9/0 بدست آمده بنابراین مدل 5 عاملی ارائه شده، در تحلیل عاملی تاییدی مورد تایید قرار گرفته و متناسب با فرهنگ نوجوانان ایرانی 14 سال و بالاتر گزارش می شود. همچنین هر 5 عامل دارای مقدار آلفای بالاتر از 7/0 بوده اند که این امر دال بر وجود اعتبار متناسب می باشد.. نتیجه گیری: این ابزار، مقیاس معتبر برای سنجش تغییرات ناشی از کووید-19 بر شاخصهای روانی-اجتماعی و رفتاری والدین دانش آموزان متوسطه دوم می باشد.
مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد و برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش اضطراب و افسردگی زنان نابارور(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: باروری همواره یکی از مهم ترین کارکردهای خانواده به شمار رود. بر این اساس ناتوانی در داشتن فرزند، استرس آور بوده و موجب آشفتگی روانی زوجین می گردد. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد و کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش اضطراب و افسردگی زنان نابارور بود. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل زنان نابارور مراجعه کننده به مراکز درمان ناباروری شهر یزد در پاییز سال ۱۴۰۰ بود. تعداد ۳۶ نفر از آنان با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و سپس با جایگزینی تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. جهت گردآوری داده ها از مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستان (HADS) زیگموند و اسنیت (۱۹۸۳) استفاده شد. یکی از گروه های آزمایشی طی ده جلسه، تحت آموزش بر اساس درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و گروه دیگر به مدت ده جلسه تحت آموزش برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند. گروه کنترل نیز در لیست انتظار قرار گرفتند. داده ها با استفاده از SPSS نسخه ۲۶ و روش های آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. شرکت کنندگان اجازه داشتند هر زمان که مایل بودند از پژوهش خارج شوند. فرم رضایت نامه آگاهانه توسط افراد قبل از شروع مطالعه تکمیل شده است. انجام شد. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که هر دو مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد و کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش افسردگی و اضطراب زنان نابارور در مرحله پس آزمون و پیگیری مؤثر بوده اند (۰۵/۰P≤)؛ اما بین دو گروه آزمایشی تفاوت معنی داری در مراحل پس آزمون و پیگیری وجود نداشت. نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که این دو روش درمانی (آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد با کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی) در ارتقای سلامت روان زنان نابارور مؤثر محسوب می شوند. لذا این درمان ها می توانند به عنوان درمان مکمل جهت کاهش مشکلات روان شناختی در مراکز درمان ناباروری بکار گرفته شوند. تازه های تحقیق آزاده چوب فروش زاده: Google Scholar, Pubmed
نقش میانجیگرانه ی عوامل فراتشخیصی در رابطه بین رویدادهای استرس زا با اضطراب فراگیر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از شایع ترین اختلالات روانشناختی در کودکان، نوجوانان و بزرگسالان، اختلال های اضطرابی است. این اختلال ها شامل مجموعه اختلال هایی هستند که ویژگی مشترک آن ها ترس، اضطراب و آشفتگی های رفتاری است. علل و عوامل متعددی در ایجاد این اختلال دخیل هستند. هدف این پژوهش بررسی نقش میانجیگرانه ی عوامل فراتشخیصی در رابطه بین رویدادهای استرس زا با اضطراب فراگیر بود. مواد و روش ها: روش تحقیق حاضر علی از نوع غیرآزمایشی بود. جامعه آماری دانشجویان دانشگاههای دولتی وابسته به وزارت علوم شهر تهران بود. از این میان تعداد ۷۰۰ دانشجو به شیوه نمونه گیری دسترس انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه اینترنتی داده ها گردآوری شد. ابزار جمع آوری داده ها عبارت بودند از مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر اسپیتزر و همکاران (۲۰۰۶)، پرسشنامه تحمل ناپذیری بلاتکلیفی فریستون و همکاران (۱۹۹۴)، پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کراج (۲۰۰۶)، پرسشنامه پذیرش و عمل بوند و همکاران (۲۰۱۱)، پرسشنامه رویدادهای مهم زندگی پیکل و همکاران (۱۹۷۱)، و پرسشنامه باورهای فراشناختی ولز و کارترایت- هاوتون (۲۰۰۴). تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار آموس و مدل معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که اثر غیرمستقیم رویدادهای استرس زا بر نشانه های اختلال اضطراب فراگیر با نقش واسطه ای عوامل فراتشخیصی معنادار است (۰۵/۰>p). بررسی ضرایب نشان دهنده آن است که عدم تحمل بلاتکلیفی ضرایب برابری در واسطه گری میان رویدادهای استرس زا و اضطراب فراگیر دارد (۰۵/۰>p). نتایج در خصوص راهبردهای سازگارانه و ناسازگارانه تنظیم هیجان، اجتناب تجربی و باورهای فراشناختی نشان می دهد که این عوامل فراتشخیصی نقش معناداری در واسطه گری میان رویدادهای استرس زا با نشانه های اختلال اضطراب فراگیر دارند (۰۵/۰>p). نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده از تجزیه و تحلیل داده ها، می توان گفت عوامل فراتشخیصی رابطه ی بین رویدادهای استرس زا با اضطراب فراگیر نقش واسطه ای ایفا می کند. از این رو، توجه به عوامل فراتشخیصی در درمان بیماران دچار نشانگان اختلال اضطراب فراگیر از اهمیت خاصی برخوردار است. تازه های تحقیق شهرام وزیری: Google Scholar, PubMed احمد منصوری: PubMed ,Google Scholar
پدیده وانمودگرایی
حوزههای تخصصی:
پدیده وانمودگرایی (IP- سندروم ایمپاستر) به معنای احساس فریب کاری است که در میان افرادی وجود دارد که بین نگرش خود نسبت به دستاوردهای خود و ارزیابی این دستاوردها توسط دیگران تفاوت هایی را تجربه می کنند. وانمودگرایان موفقیت های خود را به عواملی مانند تلاش زیاد، بخت و اقبال خوب، خوش شانسی، جذابیت شخصی، خطای کامپیوتری و یا روابط سودمند نسبت می دهند. هدف این مقاله، تحلیل مروری IP است که در ایران کمتر موردبررسی قرارگرفته است. این مطالعه از نوع مروری- تحلیلی است. بامطالعه اسناد نظری و پژوهشی موجود و جستجوی در پایگاه های اطلاعاتی معتبر، داده ها جمع آوری شد. تعاریف و ویژگی های IP، شیوع، عوامل مؤثر بر آن، اثرات سن، پیامدهای آن، افراد در معرض خطر، نمونه های بالینی و مداخلات مربوط به کاهش این پدیده ازجمله مواردی است که بررسی شده است. IP شیوع بالایی در دانش آموزان و دانشجویان و پیامدهای زیان باری بر عملکرد آنان دارد؛ براین اساس می توان گفت که شناخت پدیده وانمودگرایی می تواند برای ژرف اندیشی پژوهشگران، تعمق در درک مشکلات وانمودگرایان و فرایند روان درمانی آنان، ارائه خدمات مناسب در مدارس و دانشگاه ها مفید واقع شود.
ساختار عاملی و تغییرناپذیری جنسیتی پرسشنامه نیازهای بین فردی (INQ-15)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی و تغییرناپذیری جنسیتی پرسشنامه نیازهای بین فردی (INQ-15) در دانشجویان بود. طرح پژوهش توصیفی- همبستگی و به طور دقیق تر اعتباریابی آزمون بود. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در ترم پائیز 1402-1401 تشکیل می دادند. با در نظر گرفتن تعداد متغیرها در مطالعه اول 236 نفر و در مطالعه دوم 292 نفر به روش تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. گردآوری داده ها با پرسشنامه نیازهای بین فردی (INQ-15؛ ون اوردن و همکاران، 2012)، مقیاس نیاز به تعلق (NTBS؛ کلی، 1999)، پرسشنامه طرحواره یانگ (YSQ-SF؛ والر و همکاران، 2001)، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21؛ لوی باند و لوی باند، 1995)، مقیاس فشار روانی کسلر (K6؛ کسلر و همکاران، 2002) و مقیاس افکار خودکشی بک (BSSI؛ بک و همکاران، 1979) صورت گرفت. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که مقیاس دارای ساختاری دو عاملی با واریانس تبییین شده 41/72 درصد بوده و از روایی تأییدی مناسبی نیز برخوردار است. ساختار عاملی بر حسب جنسیت تغییرناپذیر بود. ضرایب آلفای کرونباخ و دو نیمه کردن از 81/0 تا 96/0 به دست آمد. همبستگی مثبت با نیاز به تعلق، انزوای اجتماعی، افسردگی و فشار روانی (01/0>P) نشان از روایی همگرای پرسشنامه داشت. نیازهای بین فردی می توانستند افکار خودکشی را پیش بینی کنند(01/0>P). به طور کلی پرسشنامه نیازهای بین فردی روایی و پایایی قابل قبولی را نشان داد و از این رو می تواند به طور قابل اعتمادی در مطالعات روابط بین فردی در بین دانشجویان استفاده شود.
بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه روانشناختی سبک های تفکر جنایی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پرسشنامه روانشناختی سبک های تفکر جنایی در تشخیص و ارزیابی سبک های تفکر جنایی با تاکید بر اهمیت شناخت، به ویژه در ارتکاب و تداوم جرم در حوزه روانشناختی نقش به سزایی دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه روانشناختی سبک های تفکر جنایی در زندانیان انجام شد. روش : طرح پژوهش حاضر توصیفی- کاربردی و از نوع مطالعات روانسنجی بود. جامعه آماری شامل زندانیان شهر شیراز در سال ۱۴۰۱ بود. نمونه آماری ۵۱۹ زندانی زندان عادل آباد شیراز بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و پرسشنامه روانشناختی سبک های تفکر جنایی (۱۹۹۵) را تکمیل نمودند. تحلیل داده ها با استفاده از روش ضریب آلفای کرونباخ، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی تاییدی در نرم افزارهای SPSS و AMOS نسخه ۲۲ انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل عامل تأییدی از مدل هشت سبک تفکر جنایی و مدل سلسله مراتبی تفکر جنایی پرسشنامه روانشناختی سبک های تفکر جنایی حمایت کرد و شاخص های برازش مطلوب بود. ضریب آلفای کرونباخ تفکر جنایی کلی ۰/۹۱ و سبک تفکر فعال و منفعل به ترتیب ۰/۸۹ و ۰/۷۹ بدست آمد. همچنین ضریب آلفای کرونباخ هشت سبک تفکر جنایی در بازه بین ۰/۶۱ تا ۰/۸۱ بود، و ضریب همبستگی آزمون- بازآزمون بین ۰/۶۳ تا ۰/۸۶ بدست آمد. نتیجه گیری: پایایی و روایی نسخه فارسی پرسشنامه روانشناختی سبک های تفکر جنایی در زندانیان تائید شد. پیشنهاد می گردد این پرسشنامه توسط مددکاران اجتماعی و فعالان حوزه روانشناسی جنایی جهت پیش بینی ارتکاب و تداوم جرم به کار گرفته شود.
ررسی انگیزه تحصیلی و عوامل مرتبط با آن در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بقیه ا...(عج)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: انگیزه یکی از مهمترین مسائل تاثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی است. این مطالعه با هدف بررسی انگیزه تحصیلی و عوامل مرتبط با آن در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بقیه ا...عج انجام شد. روش: در مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر 180 دانشجو به صورت تصادفی انتخاب شدند. پرسشنامه مورد استفاده شامل بخش های اطلاعات دموگرافیک، مقیاس انگیزش تحصیلی و بخش چهار آیتمی مربوط به رضایت از وضعیت رفاهی، آموزشی، آینده شغلی و رشته تحصیلی بود. p ‹ 0.05 در نظر گرفته شد. نتایج: دانشجویان شامل 50 دانشجوی پزشکی، 4 دانشجوی داروسازی، 34 دانشجوی پرستاری، 24 دانشجوی اطاق عمل و 43 دانشجوی هوشبری بودند. میانگین سنی شرکت کنندگان در پژوهش 55/1±66/21 بود. همچنین 2/82 درصد مرد، 6/90 درصد مجرد، 1/51 درصد مقطع کارشناسی، 3/93 درصد غیر بورسیه و 3/88 درصد ساکن خوابگاه دانشجویی بودند. میانگین (SD±) برای انگیزش درونی 77/52 (90/13±)، برای انگیزش بیرونی 08/55(07/14±)، برای بی انگیزشی 98/14(32/6 ±) و برای کل انگیزش تحصیلی 84/122(48/29 ±) گزراش شد. انگیزه تحصیلی با در رابطه با سطوح مختلفی سنی، تفاوت آماری معنی داشت (05/0 ≥ p) . همچنین انگیزه بیرونی با رضایت از آینده شغلی (20/0 = r) و رضایت از رشته تحصیلی (15/0 = r) همبستگی معنی داری نشان داد (05/0 ≥ p). نتیجه گیری: جهت افزایش انگیزه تحصیلی دانشجویان توانمند سازی اساتید در به کارگیری تئوری های مختلف انگیزشی و توجه بیشتر به رفاه دانشجویان پیشنهاد می شود. تحصیل داشنجویان در رشته مورد علاقه خود و اطمبنان از آینده شغلی میتواند زمینه را برای افزایش میزان موفقیت تحصیلی آنها را فراهم آورد.
اثر برنامه هنردرمانی مادرمحور بر رفتارهای کلیشه ایی، مهارت های کلامی و تعاملات اجتماعی کودکان اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۲شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
126 - 107
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی هنردرمانی مادرمحور بر کاهش و بهبود مشکلات اساسی این کودکان درحیطه مهارت های کلامی، تعاملات اجتماعی و رفتارهای کلیشه ایی آن ها انجام شد. نقص مداوم در ارتباط اجتماعی و همچنین وجود رفتارها و حرکات محدود، تکراری، کلیشه ایی و یکنواخت از علائم طیف اتیسم است که نیاز به مداخلات را در این کودکان ضروری می سازد. روش: روش مورد استفاده در پژوهش، روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون _ پس آزمون، همراه با گروه کنترل و پیگیری (دوماهه) است. تعداد بیست مادر و کودک دارای اختلال طیف اتیسم (واجد ملاک های ورود) از میان مادران و کودکانی که به کلینیک آموزش و پژوهش کودکان با اختلال ویژه دانشگاه شهیدبهشتی مراجعه کردند، انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه ده نفره آزمایش و گواه قرار داده شدند. هر دو گروه در سه مرحله، پیش و پس از مداخله و دو ماه بعد از مداخله، به مقیاس درجه بندی اتیسم گیلیام پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی و روش های آماری t استیودنت و تحلیل واریانس آمیخته استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که برنامه هنردرمانی مادرمحور به طور معناداری مشکلات اساسی کودکان دارای اختلال طیف اتیسم در گروه آزمایش را بهبود بخشیده است یعنی مهارت های کلامی ( 046/0 sig=؛ 13/4 F=) و تعاملات اجتماعی (011/0 sig=؛ 12/7 F=) افزایش و رفتارهای کلیشه ایی ( 001/0 sig<؛ 83/43 F=) کاهش یافته است. نتیجه گیری: بنابراین اثربخشی برنامه هنردرمانی مادرمحور تائید گردید و می توان از این برنامه در مراکز درمانی و توانبخشی کودکان اتیستیک استفاده نمود.
مدل یابی بهزیستی ادراک شده نوجوانان بر اساس همکاری ادراک شده والدینی در فرآیند فرزندپروری: نقش میانجیگری دلبستگی به والدین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۲شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
170 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف: روابط میان اعضای خانواده یکی از عوامل تأثیرگذار بر میزان ادراک نوجوانان از بهزیستی است. ازاین رو هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجیگری دلبستگی به والدین در رابطه بین همکاری ادراک شده والدینی و بهزیستی ادراک شده نوجوان بود. روش: جامعه پژوهش شامل کلیه والدین (پدر و مادر) نوجوانان 18-12 ساله به همراه فرزند نوجوان آن ها در شهر اصفهان بودند، که از میان آن ها 482 نفر از والدین (241 پدر و 241 مادر) و 241 فرزند با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان به ترتیب به پرسشنامه های دلبستگی به والدین (lPPA) کیفیت زندگی کید اسکرین (KIDSCREEN-10) و روابط همکاری ادراک شده والدینی (CRS-Brief) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای 23-spss و 23-Amos تحلیل شدند. یافته ها : نتایج شاخص های برازندگی حاکی از برازش مدل پیشنهادی بود و دلبستگی نوجوان به پدر (001/0˂P) و مادر (001/0˂P) توانست نقش میانجی گر را در رابطه ی همکاری ادراک شده والدینی و بهزیستی ادراک شده ی نوجوان ایفا کند. لازم به ذکر است که مسیرهای مستقیم همکاری ادراک شده والدینی به بهزیستی ادراک شده برای پدر (16/0 P=) و همینطور مادر (22/0 P=) معنادار نبود. نتیجه گیری: بر این اساس با در نظر گرفتن نقش متغیرهایی چون همکاری ادراک شده والدینی، دلبستگی نوجوان به والدین و بهزیستی ادراک شده، همکاری هرکدام از والدین و ایفای نقش مؤثر درزمینه پرورش فرزند می تواند به واسطه ایجاد دلبستگی ایمن بیشتر بر بهزیستی روان شناختی فرزندان تأثیر بگذارد.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر شادکامی و توانایی تحمل ابهام مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال طیف اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۲شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
212 - 193
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر شادکامی و توانایی تحمل ابهام مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال طیف اُتیسم بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال طیف اُتیسم شهر کرمانشاه در سال 1400 بودند که از میان آنان 30 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و با همگن سازی سن و میزان تحصیلات به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. شرکت کنندگان جهت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به مقیاس شادکامی آکسفورد (آرگایل و لو، 1989) (OHQ) و پرسشنامه تحمل ابهام (مک لین، 2009) (ATQ) پاسخ دادند. پس از 8 جلسه آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برای گروه آزمایش، داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کواریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر شادکامی و توانایی تحمل ابهام در مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اُتیسم اثربخش بود (05/0P<) و اثر آن در طول زمان تداوم داشت (05/0P<). نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از بکارگیری شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در افزایش شادکامی و توانایی تحمل ابهام در مراکز مشاوره و روان درمانی می تواند مفید و مؤثر واقع شود.
بررسی تغییرات روابط موضوعی در بازه های زمانی مختلف درمان معطوف به انتقال در اختلالات شخصیت خوشهB(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۲شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
32 - 11
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی تغییرات روابط موضوعی در بازه های زمانی مختلف درمان معطوف به انتقال در اختلالات شخصیت خوشه B طرح ریزی و اجرا شد. روش : مطالعه حاضر شبه آزمایشی است. 32 مراجع اختلالات شخصیت خوشه B (17 مرد و 15 زن) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیده، به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. 51 جلسه (یک بار در هفته ، به مدت 45 دقیقه) درمان معطوف به انتقال به صورت فردی در مورد گروه آزمایش اجرا شد. در بازه های مختلف درمان یک پیش آزمون و سه پس آزمون (مقیاس روابط موضوعی بل) برای هر دو گروه اجرا شد و همچنین برای گروه آزمایش بعد از شش ماه پیگیری انجام شد برای تجزیه وتحلیل داده ها از طرح واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون t زوجی استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش درمان معطوف به انتقال بر ابعاد مختلف روابط موضوعی اثر داشته (p=0/05) و این تغییرات در مرحله پیگیری نیز پایدار باقی مانده است. نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد طلیعه تغییرات در دلبستگی ناایمن زودتر و در بیگانگی دیرتر از سایر ابعاد قابل مشاهده است و به نظر می رسد بیگانگی عمیق تر از سایر ابعاد است و به زمان طولانی تری برای تغییر نیاز دارد و نتایج پیگیری نشان داد علائم بعد از درمان بهبود پیداکرده اند ازآنجایی که درمان معطوف به انتقال موجب بهبود اختلالات شخصیت خوشه B می شود می توان از آن به عنوان روش مداخله ای مؤثر در درمان اختلالات شخصیت بهره برد.
تجارب زیسته خانواده های دارای گروه پر خطر در ایام کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۴۵)
21 - 42
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه با شکل گیری سبک جدیدی از زندگی، بشر شاهد تغییر و تحولاتی در بخش های مختلف زندگی اش شده است، از آن جا که مهم ترین بخش از زندگی انسان ها، خانواده است، این بخش نیز دستخوش تغییر و تحولات قرار گرفته است. مقاله حاضر با هدف مطالعه و تفسیر تجارب زیسته خانواده هایی است که دارای فرد در معرض خطر در برابر کرونا، که در واقع شامل افرادی است، دارای بیماری زمینه ای که سیستم ایمنی بدن آن ها ضعیف می باشد . روش: این پژوهش از نوع کیفی پدیدارشناسی است. جامعه آماری آن کلیه خانواده های اصفهانی دارای فرد در معرض خطر که درگیر بیماری زمینه ای در ایام کرونا بودند، می باشد و 12 نفر به صورت هدفمند برگزیده شدند و تحت مصاحبه نیمه ساختار یافته قرار گرفتند. یافته ها: داده های به دست آمده از مصاحبه با روش کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند . نتیجه گیری: نتایج حاصل از تجارب زیسته خانواده های دارای گروه پرخطر در پنج مضمون اصلی که نشان دهنده چگونگی واکنش به بحران و ادراک نقش عاملیت خانواده ها با تغییراتی که در سبک زندگی و گذر از این مرحله در کنار مولفه های واسطه ای تجربه کردند و چگونگی نحوه مقابله با این شرایط در پنج حیطه رفتاری، شناختی، هیجانی، اجتماعی و معنوی می باشد. بنابراین این یافته ها در راستای توانمند سازی مشاوران و روانشاسان برای یاری رسانی به خانواده های آسیب پذیر می باشد.
مقایسه اثربخشی دو روش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و شناخت درمانی بک بر پرخاشگری و بی مسئولیتی دانشجویان
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: جوانان اعم از دانشجو در هر جامعه ای سرمایه های فکری و معنوی آن جامعه محسوب می شوند و آینده سازان آن جامعه هستند، بنابراین این افراد هستند که باید در آینده مسئولیت های آن جامعه را بپذیرند. بررسی مسائل خاص جوانان، آموزش موفق و تامین سلامت جسمی و روانی آنان از مهمترین اهداف برنامه ریزان آموزشی دولت است؛ لذا هدف این پژوهش، مقایسه اثربخشی دو روش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و شناخت درمانی بک بر پرخاشگری و بی مسئولیتی دانشجویان بود. روش بررسی: پژوهش حاضر، از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان مراجعه کننده به مرکز مشاوره و خدمات بهداشت روانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر در نیمسال دوم سال تحصیلی 98-1397 بود.. حجم نمونه به تعداد ۴۵ نفر دانشجو بود که به روش نمونه گیری هدفمند ازجامعه آماری انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه گمارده شدند. هر دوگروه آزمایشی به مدت ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه ای در معرض آموزش قرارگرفتند. . جهت جمع آوری داده از پرسشنامه شخصیتی چند وجهی مینه سوتا ۲- فرم و جهت تجزیه و تحلیل از روش اندازه گیری مکرر ترکیبی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو درمان نسبت به گروه درمان موجب بهبود معنادار پرخاشگری و بی مسئولیتی شده اند. همچنین نتایج نشان داد «درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد» بیشتر از «شناخت درمانی بک» بر متغیر «پرخاشگری» مؤثر می باشد اما این تفاوت معنادار نیست؛ درحالی که میزان تأثیر «شناخت درمانی بک» بیشتر از «درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد» بر متغیر «بی مسئولیتی» مؤثر می باشد، که این تفاوت معنادار نیست. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها نتیجه گرفته می شود که درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند بر بهبود پرخاشگری دانشجویان و شناخت درمانی بک بر بهبود بی مسئولیتی آن ها مؤثر واقع شود.
پیش بینی تاب آوری خانواده بر اساس تعهد زناشویی و سرمایه روانشناختی در متأهلین شهر تکاب
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در شادترین روابط زناشویی، افراد گاهی با شرایط یا مشکلات استرس زا مواجه می شوند و با این حال، روابط آنها می تواند پایدار بماند. در این شرایط، تصور می شود که تعیین اینکه کدام منابع، تاب آوری رابطه ای را فراهم می کنند، می تواند راهنمایی برای تقویت یک رابطه زناشویی باشد؛ لذا پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تاب آوری خانواده بر اساس تعهد زناشویی و سرمایه روانشناختی شکل گرفت. روش پژوهش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است؛ بدین منظور از جامعه آماری زنان و مردان متآهل شهرتکاب(از استان آذربایجان غربی) نمونه ای باروش نمونه گیری در دسترس به حجم 296 نفر انتخاب شدند. در این پژوهش به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه تاب آوری خانواده مک کوبین و همکاران ( 1986 )، و پرسشنامه تعهّد زناشویی استانلی و مارکمن (1992) و پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز(2007)، استفاده شد. داده های حاصل از پژوهش با نرم افزار SPSS-23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج رگرسیون چند متغیره نشان داد تعهد زناشویی با اطمینان 99 درصد و از بین مولفه های سرمایه روانشناختی، خودکارآمدی با اطمینان 95درصد قادر به پیش بینی تاب آوری خانواده می باشد. نتیجه گیری: در نتیجه برای رویارویی و مقابله با مشکلات و بحران ها بر حفظ کیان خانواده و تعهد زناشویی و سرمایه روانشناختی تاکید می شود.
تاثیر ویژگی های شخصیتی بر رفتار تقلب با نقش میانجی جهت گیری هدف (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران شمال)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: روش های غیر اخلاقی مانند تقلب به یکی از عادات معمول دانشجویان اکثر دانشگاه های جهان بدل شده که این امر بیش از پیش باعث ایجاد نگرانی در روند تحصیلی و شغلی شده است؛ از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ویژگی های شخصیتی بر رفتار تقلب با نقش میانجی جهت گیری هدف انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش برحسب هدف کاربردی، ازنظر روش گرداوری داده ها توصیفی- همبستگی و همین طور ازنظر نوع داده کمی بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان رشته روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال بودند که با استفاده از محاسبه حجم نمونه در معادلات ساختاری و روش نمونه گیری غیرتصادفی سهمیه ای ، تعداد 217 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گرداوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد جهت گیری هدف وندی ویل و مک گریگور (2001)، پرسشنامه ابعاد شخصیتی هگزاکو (2004) و پرسشنامه تقلب تحصیلی یزدانی(1395) استفاده شد. در این پژوهش بمنظور محاسبه روایی از روایی محتوایی و سازه و به منظور محاسبه پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی استفاده شد که نتایج بیان گر روا و پایا بودن پرسشنامه های پژوهش بود. تجزیه وتحلیل داده ها در دوبخش آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار و ... ) و استنباطی (مدل سازی معادلات ساختاری ) از طریق نرم افزارهای Spss-21 و LISREL-v8.80 انجام پذیرفت. یافته ها: نتایج نشان داد ویژگی های شخصیتی شامل صداقت-تواضع (66/0)، تهییج پذیری (60/0)، برونگرایی (51/0)، دلپذیربودن(46/0)، باوجدان بودن(42/0) و گشودگی به تجربه(63/0) بر جهت گیری هدف؛ ویژگی های شخصیتی شامل صداقت-تواضع (58/0)، تهییج پذیری (66/0)، برونگرایی(63/0)، دلپذیربودن (55/0)، باوجدان بودن (66/0) و گشودگی به تجربه(49/0) بر رفتار تقلب و جهت گیری هدف (50/0) بر رفتار تقلب تاثیر دارد؛ نتیجه گیری: نتایج یافته های این پژوهش نشان داد ویژگی های شخصیتی صداقت-تواضع، تهییج پذیری، برونگرایی، دلپذیر بودن، با وجدان بودن و گشودگی به تجربه بر رفتار تقلب از طریق جهت گیری هدف به ترتیب 91/0، 96/0، 88/0، 78/0، 87/ 0و 80/0 موثر است؛ در نهایت یافته ها نشان داد مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشخوار فکری، کمال گرایی و آمیختگی فکر- عمل زنان مبتلا به وسواس فکری -عملی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: افراد مبتلا به اختلال وسواس، طرحواره های هیجانی خاصی دارند که به صورت افکار خودآیند و منفی نظیر اجتناب شناختی، نشخوار فکری، و تداوم نگرانی تجربه می شود. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشخوار فکری، کمال گرایی و آمیختگی فکر- عمل زنان مبتلا به وسواس فکری - عملی مراجعین مراکز مشاوره شهرستان نکا بوده است. روش پژوهش: روش تحقیق حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر موقعیت میدانی و از نظر روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه گواه و انتصاب تصادفی بوده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان نکا در سه ماه اول سال 1399 بوده است. نمونه گیری به صورت هدفمند و 30 نفر از زنانی که بیشترین نمره در ابزار پژوهشی وسواس فکری-عملی فوا و همکاران (2002) را بدست آوردند به عنوان نمونه انتخاب شدند و سپس با گمارش تصادفی، 15 نفر به گروه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و 15 نفر به گروه گواه تخصیص داده شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی براساس پروتکل مک کنزی و همکاران (2018) و در حالی که گروه گواه هیچ مداخله ای را دریافت نکرد. همچنین پرسشنامه نشخوار فکری نالن-هوکسما و مارو (1991)، پرسشنامه کمال گرایی هویت و فلت (1991)، و پرسشنامه آمیختگی فکر- عمل شفران و همکاران (1996) در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری مورد استفاده قرار گرفت. در نهایت، داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشخوار فکری (17/20=F، 001/0>P)، کمال گرایی (94/17=F، 001/0>P) و آمیختگی فکر- عمل (95/13=F، 001/0>P) زنان مبتلا به وسواس فکری – عملی تاثیر دارد. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشخوار فکری، کمال گرایی و آمیختگی فکر- عمل زنان مبتلا به وسواس فکری- عملی موثر است و می توان از این درمان جهت بهبود مشکلات روانشناختی زنان استفاده کرد.