فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۶۱ تا ۲٬۰۸۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف تبیین الگوی ساختاری رابطه بین طرح واره های ناسازگار اولیه با رفتارهای خود آسیب رسان در دانش آموزان: نقش میانجی تحمل پریشانی انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه ی موردمطالعه در این پژوهش تمام دانش آموزان مدارس دوره ی دوم متوسطه شهر بوکان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای نمونه ای به حجم 370 نفر انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ (2003)، آسیب به خود سانسون و همکاران (1998) و مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار آماری SPSS (نسخه 25) و Amos (نسخه 25) استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که طرح واره بریدگی، خودگردانی، جهت مندی، محدودیت و گوش به زنگی بر رفتارهای خود آسیبی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم با نقش میانجی تحمل پریشانی قابلیت پیش بینی رفتارهای خود آسیبی را دارند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که این مدل می تواند به عنوان یک الگوی کارآمد در مراکز مشاوره و روان درمانی جهت کاهش رفتارهای خود آسیبی مورداستفاده قرار گیرد.
مطالعه تجارب مشاوران خانواده قوه قضائیه جهت شناسایی ویژگی های اثربخش مشاوره خانواده در کاهش اختلافات خانوادگی و تحکیم خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۱
۹۷-۶۶
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی تجارب مشاوران خانواده قوه قضائیه جهت شناسایی ویژگی های اثربخش مشاوره خانواده در کاهش اختلافات خانوادگی و تحکیم خانواده بود. روش: این پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. شرکت کنندگان در پژوهش شامل 20 نفر (13 زن و 7 مرد) از مشاوران خانواده قوه قضائیه چند شهر ایران در سال 1400-1399 بود. شرکت کنندگان به شیوه نمونه گیری هدفمند و براساس ملاک های ورود انتخاب شده و نمونه گیری تا رسیدن به اشباع ادامه یافت. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، در ابتدا داده ها ثبت و کدگذاری شده و سپس با استفاده از روش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری ون منن مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های پژوهش شامل 6 مضمون اصلی و 33 مضمون فرعی از تجارب مشاوران به عنوان ویژگی های اثربخش درمانی بود. مضامین اصلی به دست آمده شامل: اهداف پیگیری شده جهت کاهش اختلافات خانوادگی و تحکیم خانواده، ویژگی های مشاور، اقدامات تسهیل گر و پیش برنده مشاوره کناردادگاه، شکست مقاومت در مراجعین کناردادگاه، مداخلات دستیابی به تغییر در جهت کاهش اختلافات خانوادگی و تحکیم خانواده و ویژگی های مکان مشاوره در جهت افزایش اثربخشی مشاوره های کناردادگاه بود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد مشاوران قوه قضائیه ای که نسبت به سایر همکاران خویش در کار با مراجعین متقاضی طلاق، نرخ طلاق کمتری در پایان جلسات مشاوره داشته و در حل و فصل کردن مشکلات خانواده موفقیت بیشتری کسب می کنند، ویژگیهای شخصی و اصول حاکم بر جلسات آن ها به گونه ای بوده که شرایطی ایمن و مطلوب برای این دسته از مراجعین فراهم می کند و مسیر را برای طرح مسائل، شنیدن آن ها و در نهایت حل و فصل آن ها هموار می کنند. شماره ی مقاله: ۳
شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر سوت زنی سازمانی کارکنان سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
حوزههای تخصصی:
زمینه: یکی از چالش های مهم سازمان ها در جوامع مدرن، تعییین حد و مرز رازداری است. رازداری، یکی از عوامل موفقیت سازمان ها به شمار می رود. عمل سوت زنی، افشای فعالیت های غیرقانونی و غیراخلاقی درون سازمانی به افراد مسئول بیرون یا درون سازمان و هدایت سازمان به سمت آرمان ها و مأموریت های خود است. هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر سوت زنی کارکنان از دیدگاه مدیران ارشد صدا و سیما بود. روش: این پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش کیفی بود. جهت جمع آوری اطلاعات از ابزار مصاحبه و روش تحلیل مضمون استفاده شد. مشارکت کنندگان، کلیه مدیران ارشد سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با حداقل مدرک کارشناسی ارشد و سابقه بالای 10 سال بودند. برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون و نرم افزار MAXQDA استفاده شد. فرآیند تحلیل، شامل سه مرحله کدگذاری اولیه، کدگذاری تفسیری و استخراج مضامین سازمان دهنده بود. اعتبار و روایی نتایج با استفاده از روش های اعتبارپذیری، انتقال پذیری و تأییدپذیری بررسی شد. یافته ها: در مجموع، 21 مضمون پایه به شرح ذیل شناسایی شد؛ ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی، اهداف متعارض سازمانی، سبک رهبری و ویژگی های رهبری، یادگیری سازمانی، انتقال یادگیری و مدیریت دانش، ارتباطات سازمانی، مشارکت کارکنان، اعتمادسازی، نظام تشویق و انتصابات، ظرفیت انطباق پذیری، اخلاقیات سازمانی، سطح شفافیت و دسترسی به اطلاعات، جو سازمانی، آموزش و توانمندسازی کارکنان، مدیریت منابع سازمانی، بهبود و هم افزایی فرآیندهای سازمانی و سیاست زدگی سازمانی، نفوذ سیاسی دولتمردان، انتصابات سیاسی مدیران و رئیس سازمان و ساختار سیاسی کشور. نتایج نشان داد، عوامل مؤثر بر سوت زنی سازمانی کارکنان سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به ترتیب شامل سیاست زدگی سازمانی در اولویت اول؛ نظام تشویق و انتصابات در اولویت دوم، سطح شفافیت و دسترسی به اطلاعات در اولویت سوم و اخلاقیات سازمانی و مشارکت کارکنان در اولویت های بعدی قرار دارند. نتیجه گیری: مطالعه عوامل مؤثر بر سوت زنی کارکنان، نه تنها برای سازمان ها بلکه برای جامعه به طور کلی دارای اهمیت بالایی است. با درک این عوامل می توان به ایجاد فضایی در سازمان ها در جهت کاهش تخلفات و افزایش شفافیت، پاسخگویی، عدالت و برابری کمک کرد. این مطالعه همچنین به پژوهشگران و سیاست گذاران کمک می کند تا نظریه ها و سیاست های مؤثرتری در این زمینه طراحی کنند.
اثربخشی توان بخشی شناختی بر بهبود کارکردهای اجرایی و مهارت های خواندن دانش آموزان نارساخوان: مروری نظام مند بر پژوهش های داخلی
حوزههای تخصصی:
زمینه: دانش آموزان نارساخوان در کارکردهای اجرایی خود از جمله حافظه کاری، توجه، پردازش اطلاعات، انعطاف پذیری شناختی و بازداری پاسخ بیشترین ضعف را دارند. توان بخشی شناختی با تأثیر بر روی عملکرد مغز، ظرفیت های شناختی از دست رفته فرد را بهبود بخشیده و بر روی حوزه های مختلف شناخت از جمله حافظه، توجه و کنش های اجرایی و مهارت های خواندن مؤثر است. هدف: هدف پژوهش حاضر مرور نظام مند مداخلات توان بخشی شناختی بر روی بهبود کارکرد های اجرایی و مهارت های خواندن دانش آموزان نارساخوان بود تا ویژگی های معتبرترین مداخلات را برجسته کند و پژوهش های آینده را راهنمایی کند. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه مروری نظام مند بود. نتایج این مطالعه بر اساس مقالات پژوهشی منتشر شده به زبان فارسی کسب گردید. در این پژوهش کلیه مقالات انتشار یافته در بازه زمانی (فروردین 1393 الی مرداد 1403) طی جستجو در پایگاه اطلاعاتی فارسی SID, Google Scholar, Magiran, Ensani انتخاب شدند. جستجوی مقالات فارسی با یک راهبرد مشخص شد به این صورت که در گام اول تمام مقالاتی که در عنوان یا چکیده آن ها، کلید واژه های ذکر شده یا مشابه یا مرتبط با موضوع بودند، استخراج شدند؛ در این مرحله در قسمت جستجوی پیشرفته پایگاه اطلاعاتی کلید واژه های (نارساخوانی یا اختلال خواندن یا اختلالات خواندن یا خوانش پریشی یا خواندن پریشی یا مشکلات خواندن یا ناتوانی خواندن) و (توان بخشی شناختی یا مداخلات شناختی یا تمرینات شناختی یا آموزش شناختی) به صورت ترکیبی مورد جستجو قرار گرفت. در این مرحله تعداد 603 مقاله فارسی جمع آوری گردید. در گام دوم تعداد 455 مقاله تکراری و سپس تعداد 118 مقاله که با ملاک های ورود و خروج هماهنگی نداشتند، حذف شدند. در این بخش تعداد 30 مقاله فارسی جمع آوری گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخلات توان بخشی شناختی با بهره گیری از تمرین های هدفمند و مبتنی بر اصول شکل پذیری عصبی مغز، تأثیر قابل توجهی بر بهبود جنبه های مختلف شناختی نظیر توجه، حافظه، کارکردهای اجرایی و مهارت های خواندن از جمله خواندن کلمات، ناکلمات، زنجیره کلمات، درک مطلب، هجی کردن و پردازش دیداری-واج شناختی، بهبود عملکرد کلی خواندن و کاهش علائم نارساخوانی دارد. پژوهش ها نشان دادند که توان بخشی شناختی، چه به صورت رایانه ای و چه به صورت غیررایانه ای، می تواند در بهبود مشکلات کارکردهای اجرایی و مهارت های خواندن دانش آموزان نارساخوان مؤثر واقع شود. همچنین، توان بخشی شناختی رایانه ای نسبت به روش های غیررایانه ای از کارایی بیشتری برخوردار است. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی توان بخشی شناختی رایانه ای و غیررایانه ای در کارکردهای اجرایی و مهارت های خواندن دانش آموزان نارساخوان توصیه می شود تا متخصصان، روان شناسان و مشاوران در حوزه اختلالات یادگیری، مسئولان مدارس و مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی آموزش و پرورش تلاش کنند تا با استفاده عملی از توان بخشی شناختی به صورت های گوناگون، روند یادگیری و عملکرد تحصیلی این دانش آموزان را بهبود بخشند.
The Role of Coping Strategies as a Mediator Factor in the Relationship Between Stressful Events and Resilience(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۷, Issue ۳ - Serial Number ۲۱, Summer ۲۰۲۴
33 - 42
حوزههای تخصصی:
Objective: When individuals encounter stressful and potentially life-threatening situations, they often experience significant tension that can be challenging to manage without adequate emotional regulation and effective coping mechanisms. This study seeks to explore the function of coping strategies as a mediating factor in the connection between stressful experiences and resilience in university students. Method: The research population consists of all university students enrolled in the academic year 2017-2018, characterized by a basic correlation approach. A total of 373 students were chosen using Morgan’s table and a multi-stage cluster sampling method. Data collection was done utilizing the resilience questionnaire (CD-RSC), the coping strategies questionnaire (CISS), and the stressful events questionnaire (LEQ-12). Research hypotheses were tested using correlation analysis, path analysis, and simultaneous multiple regression techniques. Results: The findings indicate a significant negative correlation between stressful events and resilience (p < 0.01), while a positive correlation exists between problem-oriented strategies and resilience (p < 0.01). Additionally, there is a negative association between emotion-oriented strategies and resilience (p < 0.01), as well as between avoidance strategies and resilience (p < 0.01). Furthermore, a negative relationship is observed between problem-oriented strategies and stressful events (p < 0.01), alongside a positive correlation between emotion-oriented strategies and stressful events (p < 0.01), and a positive relationship between avoidance strategies and stressful events (p < 0.01). Conclusions: According to the results, teaching coping strategies can lead to increased resilience.
الگوهای هویت زوجی زنان تهرانی: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ پاییز (آبان) ۱۴۰۳ شماره ۱۴۰
۱۰۵-۸۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: شرط اساسی برای پایداری یک ازدواج مطلوب، شکل گیری مناسب هویت زوجی است. هویت زوجی امری وابسته به فرهنگ است که برمبنای عوامل مختلف نظیر نحوه مشارکت زوجین می تواند اشکال متعددی به خود بگیرد و پیامدهای مختلفی به همراه داشته باشد. باتوجه به اهمیت این موضوع کمتر پژوهشی به شناسایی الگوهای هویت زوجی در فرهنگ ایران پرداخته است. هدف: هدف از پژوهش حاضر شناسایی الگوهای هویتی زوجی در بین زنان شهر تهران بود. روش: پژوهش حاضر با روش کیفی از نوع نظریه داده بنیاد مبتنی بر رویکرد گلیزری در شهر تهران و در سال ۱۴۰۱ انجام شد. نمونه مورد پژوهش شامل 16 نفر از زنان متأهل شهر تهران بود که با روش نمونه گیری هدفمند (نظری) انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته جمع آوری شد و پس از آن به روش گلیزری در سه گام کدهای باز، محوری و نظری مورد تجریه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: در پژوهش حاضر چهار الگوی هویت زوجی زنان شامل مشارکتی، منفعت طلب-تسلی دهنده، ایثارگر و تحول نیافته شناسایی شد که هر کدام از این الگوها بر اساس مشخصه های موجود در چهار محور تجلی هویت شخصی زوجین، فضای ارتباطی، فضای حمایتی-عاطفی، فضای تقسیم قدرت از یک دیگر متمایز هستند. نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که با توجه به سهم گذاری متعادل طرفین رابطه در الگوی هویت زوجی مشارکتی، این الگو در قیاس با سایرین می تواند الگوی مطلوب رابطه درنظر گرفته شود. پیشنهاد می شود یافته های حاصل از پژوهش در اختیار متخصصین این حوزه قرار گیرد تا در قالب آموزش و درمان بتوانند زوج ها را به سمت هویت زوجی مطلوب هدایت کرده و کیفیت روابط زناشویی را ارتقا بخشند.
موضوع روان شناسی اسلامی، چالش ها و افق های پیش رو(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی و معرفی موضوع روان شناسی اسلامی، چالش ها و افق های پیش رو است. بدین منظور با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به منابع اصیل و دسته اول روان شناسی که به موضوع روان شناسی در هر رویکرد پرداخته اند، مراجعه شد. موضوع از رویکردها یا صاحبان مکاتب روان شناسی استخراج گردید. سپس طبق چهار معیار جهت گیری روان شناختی، جامعیت، برخورداری از عنصر انسجام بخش، و همسویی با اهداف بررسی و به اختصار نقد گردید. در گام دوم به فعالیت های انجام شده در حوزه روان شناسی اسلامی مراجعه و موضوعات پیشنهادی برای روان شناسی اسلامی کشف و بر اساس چهار معیار پیشین بررسی و نقد گردید. در نهایت با رجوع به منابع دست اول اسلامی مانند اسفار ملاصدرا، شفاء بوعلی، آثار علامه مصباح یزدی و کتاب های نوشته شده درباره مبانی روان شناسی اسلامی با نگاهی روان شناختی موضوع روان شناسی اسلامی استخراج و با عنوان «سازمان یافتگی ها، دگرگونی ها، حالت ها و کنش های روان و فرایندهای زیرین آن ها» به عنوان موضوع منتخب برای روان شناسی اسلامی معرفی گردید.
اثربخشی آموزش شفقت به خود در تحمل ناکامی و کنترل عواطف نوجوانان بدسرپرست مرکز شبه خانواده بهزیستی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روان شناسی بالینی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۵
30 - 47
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف اثربخشی آموزش شفقت به خود در تحمل ناکامی و کنترل عواطف نوجوانان بدسرپرست مرکز شبه خانواده بهزیستی شهر تهران انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه های مجزا است. جامعه آماری، کلیه نوجوانان 13-19ساله تحت سرپرستی بهزیستی تهران در سال1402بودند. جهت تعیین نمونه 40 نفر به صورت داوطلبانه انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. جهت سنجش تحمل ناکامی از پرسشنامه هارینگتون(2005) و جهت سنجش کنترل عواطف از پرسشنامه کنترل عواطف ویلیامز و همکاران(1997) استفاده شد. قبل از اجرای مداخله از هر دو گروه پیش آزمون تحمل ناکامی و کنترل عواطف به عمل آمد. گروه آزمایش آموزش شفقت به خود را از طریق پروتکل آموزشی در 8 جلسه دریافت کرد و گروه گواه هیچگونه مداخله آموزشی دریافت نکرد. پس از اجرای مداخله در مرحله پس آزمون، هر دو گروه مجددا ابزارهای مرحله پیش آزمون را پاسخ دادند و 45 روز بعد مجددا در بین هر دو گروه ابزارها اجرا شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس آمیخته تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد: آموزش شفقت به خود در افزایش تحمل ناکامی و همچنین کنترل عواطف اثربخش بوده و بعد از 45 روز تحمل ناکامی نوجوانان همچنان پایدار بوده است(05/0>p). باتوجه به اثربخشی آموزش شفقت به خود در افزایش تحمل ناکامی و کنترل عواطف نوجوانان؛ پیشنهاد می-شود در مراکز حمایتی نظیر شبه خانواده بهزیستی به بهره گیری از این روش برای بهبود وضعیت عاطفی و تحمل ناکامی نوجوانان بهره گرفته شود.
ماهیت و نشانه های بحران شغلی در پرستاران: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین ماهیت و نشانه های بحران شغلی بر اساس تجارب زیسته پرستاران بود. این پژوهش از نوع کیفی بود که پژوهشگر با استفاده از روش داده بنیاد اقدام به جمع آوری و تحلیل داده ها نموده است. به این منظور 21 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های شهر تهران در سال 1403 که تجربه مواجه با بحران شغلی را داشتند به طور هدفمند انتخاب و تا رسیدن داده ها به حد اشباع مورد مصاحبه قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از روش استراوس و کوربین (2014) انجام شد. با تحلیل داده ها، «بحران شغلی پرستاران» به عنوان مسأله اصلی شناسایی شد. در بخش شرایط علی، «برنامه ریزی نامناسب شغلی» و «شرایط محیطی دشوار»، در بخش شرایط مداخله گر، «چالش های مرتبط با هماهنگی» و «ارتباط و چالش های مرتبط با تأمین امکانات» مطرح شدند. در بخش شرایط زمینه ای، «سیاست های مدیریتی نادرست»، «فشارهای خانواده و اقوام»، و «تحریف های شناختی شناسایی» شدند. در بخش پیامدها، «خودکارامدی منفی»، «تجربه استرس و اضطراب»، و «احساس بی تفاوتی» بر جامعه پرستاری تأثیر می گذاشتند. عوامل مختلفی ازجمله برنامه ریزی نامناسب شغلی، شرایط محیطی دشوار، چالش های مرتبط با هماهنگی و ارتباط، و سیاست های مدیریتی نادرست به عنوان دلایل اصلی این بحران مطرح شدند. برای مقابله با این چالش ها، استفاده از مهارت های حل مسأله، مدیریت ارتباط با همکاران، و ایجاد امنیت های محیطی پیشنهاد شد.
پیش بینی بهزیستی تحصیلی براساس جو روانی_اجتماعی کلاس با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی و پایستگی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ اسفند ۱۴۰۳ شماره ۱۲ (پیاپی ۱۰۵)
۲۲۴-۲۱۵
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی بهزیستی تحصیلی براساس جو روانی_ اجتماعی کلاس با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی و پایستگی تحصیلی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر دامغان در سال تحصیلی 1403-1402 بود. از بین این افراد، تعداد 270 نفر با روش خوشه ای چند مرحله ای و با توجه به ملاک های ورود و خروج براساس نظر کلاین (2023) انتخاب شدند. ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه جو روانی_ اجتماعی کلاس (PCIF) فریزر و همکاران(1995)، پرسشنامه بهزیستی تحصیلی (AWQ) تومینن – سوینی و همکاران (2012)، پرسشنامه پایستگی تحصیلی (ABQ) مارتین و مارش (2008) و پرسشنامه اشتیاق تحصیلی (AEQ) فریدریکز و همکاران (2004) بود. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از طریق مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که داده ها با مدل مفهومی برازش قابل قبولی داشته و مورد تائید قرار گرفت. همچنین مطابق با مدل ساختاری پژوهش اثرات مستقیم جو روانی_ اجتماعی کلاس، اشتیاق تحصیلی و پایستگی تحصیلی بر بهزیستی تحصیلی معنادار بود (01/0P<). همچنین اثرات غیرمستقیم جو روانی_ اجتماعی کلاس بر بهزیستی تحصیلی از طریق اشتیاق تحصیلی و پایستگی تحصیلی معنادار بود (01/0P<). به نظر می رسد نتایج این پژوهش می تواند اطلاعات مفیدی را برای مسئولین آموزشی، پژوهشگران، مشاوران تحصیلی در جهت کاهش مشکلات تحصیلی یادگیرندگان فراهم کند.
Predicting the quality of teachers' working life based on organizational citizenship behavior and psychological empowerment: A study of elementary school teachers in Rasht city
حوزههای تخصصی:
AbstractThis study aimed to predict the quality of working life from organizational citizenship behavior and psychological empowerment in elementary school teachers in Rasht city, Iran. The research's statistical population consisted of all government and non-government primary school teachers employed during the academic year 2024-2025, from which a sample of 150 individuals was chosen, and they were requested to complete questionnaires regarding Organizational Citizenship Behavior, Psychological Empowerment, and Quality of Work Life. The results were evaluated using SPSS-24. The Pearson correlation coefficient and regression analysis were utilized to interpret the data. The findings indicated that organizational citizenship behavior and psychological empowerment positively and significantly correlated with the quality of work life among primary school teachers. The two predictors accounted for 41% of the variance in quality of work life, leading to the conclusion that organizational citizenship behavior and psychological empowerment were strong predictors of the quality of work life for elementary school teachers in the city of Rasht in Iran.
Patterns of Work Behavior and the Role of Employees' Psychological Status in the Face of Occupational Stressors
حوزههای تخصصی:
Employees' work behavior patterns are associated with their psychological status, especially in the face of work stressors. Among employees with healthy and unhealthy work behavior patterns, the present study aimed to compare psychological disorders and their symptoms in an industrial organization in Mashhad. Through convenience sampling, 144 employees were selected and responded to demographic information questionnaires, work-related behavior and experience patterns questionnaire (AVEM), and Symptom Checklist-90 (SCL-90). Data analysis was performed using a one-way analysis of variance in SPSS software version 26. The findings indicated that psychological symptoms and disorders were significantly higher in employees with unhealthy work behavior patterns, especially the burnout pattern, than in employees with healthy work behavior patterns. The findings highlight the importance of focusing on the mental health of employees who adopt unhealthy work behavior patterns in the face of occupational stressors. In line with existing research evidence, psychological intervention programs that include training in adopting healthy work behavior patterns and enhancing mental health impact employees' well-being and demand further research. Developing and implementing prevention policies and mental health programs in the workplace in favor of employees' well-being is associated with increased organizational productivity and community welfare.
یافتاری داده بنیاد از ابعاد و مؤلفه های حکمرانی در نظام های آموزشی در اندیشه منظوم حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: حکمرانی در نظام های آموزشی همچون چتری بر کلیه ارکان و اجزاء دستگاه تعلیم و تربیت سایه افکنده است و شناخت ابعاد و مؤلفه های حکمرانی بویژه از منظر اندیشمندان عرصه حکمرانی، الگویی نظام مند و مجرب را پیش روی سیاستگذاران تربیتی و آموزشی خواهد گشود. از این رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های حکمرانی در نظام های آموزشی در منظومه فکری حضرت آیت الله خامنه ای که بیش از سه دهه در بالاترین سطوح حکمرانی و در چارچوب اندیشه اسلامی نقش آفرین بوده است، انجام شده است. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش «نظریه پردازی داده بنیاد» و با بهره گیری از نرم افزار تحلیل کیفی Atlas.ti و اعتباریابی دوگانه با استفاده از ارزیاب موازی با محاسبه ضریب کاپای 0.94 و اخذ نظر خبرگان و صاحب نظران موضوعی انجام شده است. یافته ها: نتایج کد گذاری سه مرحله ای بر روی 2424 سند شناسایی شده که جملگی منتسب به معظم له بوده و 273 سند انتخابی و 1381 گزاره، از رویش 3 بُعد و 13 مؤلفه حکایت دارد. بُعد «ماهیت حکمرانی» شامل مؤلفه های «مردم پایه، استقلال طلب، آرمان گرایی واقع بین، عدالت محور» و بُعد «قلمرو حکمرانی» شامل مؤلفه های «اسناد و نظامات، ارکان تعلیم و تربیت، حکمرانی بیرونی» و بُعد «ویژگی های حکمرانی» شامل مؤلفه های «انعطاف پذیری، فسادستیزی، قانون مداری، پاسخگویی، وحدت و یکپارچگی، همکاری و هم افزایی». نتیجه گیری: حکمرانی در نظام های آموزشی در هندسه فکری حضرت آیت الله خامنه ای بر الگویی منسجم و برخاسته از مبانی اندیشه اسلامی ابتناء یافته است که پژوهش حاضر گوشه ای از این انسجام فکری را احصاء و ارائه نموده است. واژگان کلیدی: حکمرانی، نظریه پردازی داده بنیاد، نظام های آموزشی، حضرت آیت الله خامنه ای
مدل توانمندسازی کارکنان آموزش و پرورش بر اساس رویکرد ارتقای عملکرد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از برجسته ترین کارکرد های مدیریت منابع انسانی، در نظام آموزش و پرورش، تربیت کارکنان توانمند، جهت؛ تغییر، تحول و توسعه سازمانی است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف معرفی مدل توانمندسازی کارکنان آموزش و پرورش، براساس رویکرد ارتقای عملکرد انجام شده است. روش ها: این پژوهش از نظرهدف، کار بردی با رویکردکیفی به روش داده بنیاد است که با روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند، 20نفر از افراد خبره و متخصص آموزش و پرورش تا حد رسیدن به اشباع نظری داده ها، انتخاب و طی مصاحبه نیمه ساختارمند، داده ها جمع آوری و از طریق کدگذاری سه مرحله ی و مقایسه مداوم با روش گرند تئوری مورد تحلیل قرارگرفت. یافته ها: مدل پارادایمی شامل شش مقوله اصلی؛ سیس تم کنترل، توانمند سازی منابع انسانی، ارتقای فرهنگ سازمانی، پویایی سیستم، تعاملات سازمانی و ارتقای عملکرد با 26مقوله فرعی ازطریق تحلیل داده ها به دست آمد و اعتبار آنها تأئید شد. نتیجه گیری: پس ازتحلیل داده ها و تأئید نهایی مقوله ها توسط خبرگان، مدل پژوهش ترسیم و نتایج نشان دادکه از اعتبار لازم برای کاربرد، جهت توانمندسازی کارکنان و معلمین آموزش و پرورش به منظور ارتقای عملکرد برخورداراست.
مدل یابی روابط ساختاری توانایی های شناختی با پیشرفت تحصیلی از طریق میانجی گری خوش بینی علمی در دانش آموزان متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
15 - 29
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پیشرفت تحصیلی آرزوی بزرگ همه والدین برای فرزندان شان است و به عوامل زیادی بستگی دارد. هدف این پژوهش مدل سازی روابط ساختاری توانایی های شناختی با پیشرفت تحصیلی با میانجی گری نقش خوش بینی علمی در دانش آموزان دبیرستانی بود. روش : روش توصیفی از نوع همبستگی بر اساس مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه 1361 دانش آموز پسر مقطع راهنمایی متوسطه نهم شهر بابل در سال تحصیلی 1391 بود که از بین آنها به روش خوشه ای دومرحله ای تعداد 250 نفر انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از مقیاس عملکرد تحصیلی فام و تیلور، پرسش نامه توانایی های شناختی نجاتی و مقیاس خوش بینی تحصیلی تشانن-موران و همکاران استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین توانایی های شناختی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره اول متوسطه رابطه وجود دارد. هم چنین، توانایی های شناختی با میانجی گری نقش خوش بینی علمی دانش آموزان متوسطه بر پیشرفت تحصیلی تأثیر بسزایی دارد. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود معلمان با میانجیگری خوش بینی علمی بر روی توانایی های شناختی فراگیران کار کنند تا آنها به پیشرفت تحصیلی بالقوه خود برسند.
تدوین مدل ساختاری همدلی زنان زندانی دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی بر اساس باور دنیای عادلانه مبتنی بر نقش میانجی رفتارهای یاری رسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
27 - 37
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با هدف تدوین مدل ساختاری همدلی زنان زندانی دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی بر اساس باور دنیای عادلانه مبتنی بر نقش میانجی رفتارهای یاری رسان، انجام گرفت.روش: بر این اساس روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه زنان زندانی دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی شهر اصفهان بود که حداقل یک سال از محکومیت آن ها می گذرد. در پژوهش حاضر از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد، بدین صورت که در مرحله اول از بین تعداد کل زنان زندانی در فاصله بهار و تابستان 1402، پس از اجرای مصاحبه بالینی و اجرای آزمون میلون 3، تعداد افرادی که تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی گرفتند به عنوان گروه هدف و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند که تعداد آن ها 128 نفر بود و جهت شرکت در پژوهش به پرسشنامه های پژوهش شامل پرسشنامه بالینی چند محوری میلون 3، پرسشنامه باور دنیای عادلانه، پرسشنامه فهرست واکنش های بین فردی و پرسشنامه شخصیت جامعه پسند، پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل آماری به شیوه معادلات ساختاری، از نرم افزار Amous استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد در در بین ضرایب استاندارد کل و مستقیم رابطه باور به دنیای عادلانه بر رفتارهای یاری رسانی به میزان 519/0، رفتارهای یاری رسانی بر همدلی 444/0 و باور به دنیای عادلانه بر همدلی به ترتیب 537/0 و 307/0 به دست آمد. همچنین در بین ضرایب غیر مستقیم میزان تأثیر متغیر باور به دنیای عادلانه بر همدلی 230/0 به دست آمد.نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش رفتار یاری رسان در تبیین همدلی زنان زندانی دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی، بر اساس باور دنیای عادلانه نقش میانجی دارد.
عوامل و مداخلات معنوی پیش گیرنده از پیشرفت زوجین در مراحل تحول طلاق براساس منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور کشف عوامل و مداخلات معنوی پیش گیرنده از پیشرفت زوجین در مراحل تحول طلاق براساس منابع اسلامی انجام شد. روش این پژوهش متشکل از روش کیفی بود که در سه مرحله اجرا شد. به منظور کشف عوامل و مداخلات معنوی پیش گیرنده از روش معناشناسی زبانی به کار گرفته شد و برای دستیابی عوامل و مداخلات معنوی از منابع اسلامی از روش تحلیل محتوا و قواعد اصول فقه استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد سه مدل «فروتنی−احسان»، «قدردانی−صبر» و «دوراندیشی−امیدواری» با محوریت ایمان و ارتباط با خدا در شش مرحله «ضعف کارکردها»، «بروز آشفتگی»، «آشفتگی»، «گسستگی»، «طلاق−بازگشت» و «جدایی سازی−بازگشت» به عنوان عوامل و مداخلات معنوی پیش گیرنده اثرگذار است. در مراحل ابتدایی بیشتر از مدل اول استفاده شد و در ادامه با توجه به روند تحول طلاق و سختی ارتباط زوجین بیشتر، مدل های دوم و سوم بیشتر نقش پیش گیرنده را ایفا می کنند.
مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تجربه شرم بیرونی و درونی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۵
111 - 124
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تجربه شرم بیرونی و درونی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی شمال شهر تهران در زمستان سال 1402 بود. در مرحله اول تعداد 45 نفر با نمره 19 و بالاتر در مقیاس اختلال اضطراب اجتماعی انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در 2 گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. سپس افراد گروه های آزمایش تحت درمان هیجان مدار و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از سیاهه اضطراب اجتماعی (SPIN) کانر و همکاران (2000)، مقیاس شرم بیرونی (OAS) گاس و همکاران (1994) و مقیاس شرم درونی (ISS) کوک (1988) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 28 با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور تاثیر معناداری بر کاهش شرم بیرونی و شرم درونی داشته اند (0/05>P). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که درمان هیجان مدار تاثیر بیشتری دارد (0/05>P). می توان نتیجه گیری کرد که علاوه بر اثربخش بودن هر دو درمان، تقدم استفاده در درمان مشکلات افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی با درمان هیجان مدار است.
نقش میانجی سبک های هویت در ارتباط میان شیوه های والدگری ادراک شده و تصورات قالبی جنسیتی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
99 - 112
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با تغییر وضعیت جهان، بسیاری از دانشجویان با شرایط جدیدی در فرآیند هویت یابی و درک تفاوت های بین فردی درگیرند که بر جنبه های مختلف زندگی آن ها تأثیر گذار است. هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی سبک های هویت در ارتباط میان شیوه های والدگری ادراک شده و تصورات قالبی جنسیتی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی بود.
روش : طرح مطالعه حاضر توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز در سال 1402 بود که 206 نفر از آن ها با روش نمونه گیری دردسترس و با مدل کلاین تعیین حجم گردید. داده ها با استفاده از پرسشنامه های اقتدار والدینی بوری (1991)، پرسشنامه استفاده از تصورات قالبی جنسیتی رسول زاده اقدم و همکاران (1395) و پرسشنامه سبک های هویت برزونسکی (1992) جمع آوری شدند و با استفاده از آزمون تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که بین شیوه های والدگری ادراک شده و تصورات قالبی جنسیتی به صورت مستقیم به واسطه سبک های هویت رابطه وجود دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش قابل قبولی برخوردار بود. سبک های والدگری ادراک شده با میانجی گری سبک هویت اطلاعاتی با تصورات قالبی جنسیتی رابطه داشت (01/0 >p). همچنین سبک های والدگری ادراک شده به واسطه میانجی گری سبک هویت سردرگم-اجتنابی با تصورات قالبی جنسیتی رابطه داشت (05/0 >p)؛ اما رابطه ای به شکل میانجی برای سبک هویت هنجاری دیده نشد (05/0 <p).
نتیجه گیری: نتایج پژوهش نگاه نوینی برای درک پدیدآیی تصورات قالبی جنسیتی دانشجویان ارائه می دهد. مشاهده شد که سبک والدگری به صورت مستقیم و غیرمستقیم به واسطه سبک های هویت در میزان استفاده از تصورات قالبی جنسیتی دانشجویان نقش مهمی دارد.
The Relationships between Parent-child Interaction and Critical Thinking Disposition: Mediating Role of Cognitive Flexibility
حوزههای تخصصی:
Objective: Critical thinking is considered a vital skill for life, especially for learning among students. The current research aims to determine a causal model of the relationship between parent-child interaction and the disposition towards critical thinking, with cognitive flexibility playing an intermediary role.Method: The design of this research was descriptive-correlational, utilizing structural equation modeling. The study population included male and female middle school students from Lahijan city during the 2023-2024 academic year. A sample of 200 students was selected through convenience sampling. For data collection in this research, the Parent-Child Relationship Scale (PCRS), The California Critical Thinking Disposition Inventory (CCTDI), and the Cognitive Flexibility Inventory (CFI) were used. The data were then analyzed using Pearson’s correlation test and structural equation modeling, with the help of SPSS 26 and LISREL 10.2 software.Results: The findings of the research indicated that the proposed model has a good fit. Additionally, parent-child interaction and cognitive flexibility have a direct effect on the disposition towards critical thinking (P > 0.05). Parent-child interaction has a significant and positive indirect effect on the disposition towards critical thinking through cognitive flexibility (P > 0.05).Conclusion: Therefore, it can be concluded that parent-child interaction and cognitive flexibility can predict critical thinking skills in students. School authorities and parents should pay special attention to these variables.