ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۸۱ تا ۲٬۱۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
۲۰۸۱.

ارائه مدل پریشانی هیجانی بر اساس رفتارهای ارتقا دهنده سلامت و احساس انسجام روانی با نقش میانجی گری معنای زندگی در افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلبی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پریشانی هیجانی رفتارهای ارتقا دهنده سلامت احساس انسجام روانی معنای زندگی بیماری عروق کرونر قلبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۵۶
بروز بیماری های فیزیولوژیک همانند بیماری عروق کرونر قلبی نظم شناختی و هیجانی بیماران را مختل نموده و آنان را با پریشانی هیجانی مواجه می سازد. بر این اساس هدف پژوهش حاضر، الگویابی ساختاری پریشانی هیجانی بر اساس رفتارهای ارتقا دهنده سلامت و احساس انسجام روانی با نقش میانجی گری معنای زندگی در افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلبی بود. پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش همبستگی به شیوه مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلبی مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر بندرعباس در فصل زمستان سال 1401 بودند. از بین جامعه آماری 245 نفر به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه پریشانی هیجانی (کسلر و همکاران، 2002)، پرسشنامه رفتارهای ارتقا دهنده سلامت (والکر و همکاران، ۱۹۸۷)، پرسشنامه احساس انسجام روانی (فلسنبرگ، ونتکولت و مریک، 2006) و پرسشنامه معنای زندگی (استگر و همکاران، 2006) بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری، به وسیله نرم افزار SPSS و Amos ویرایش 23 صورت گرفت. نتایج نشان داد که رفتارهای ارتقا دهنده سلامت بر معنای زندگی (05/0p<، 617/0β=) و پریشانی هیجانی (05/0p<، 482/0-β=) افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلبی دارای اثر مستقیم معنادار بوده و توانسته به ترتیب 38 و 2/23 درصد از واریانس این متغیرها را تبیین کند. همچنین احساس انسجام روانی بر معنای زندگی (05/0p<، 548/0β =) و پریشانی هیجانی (05/0p<، 538/0-β =) افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلبی دارای اثر مستقیم معنادار بوده و توانسته به ترتیب 30 و 9/28 درصد از واریانس این متغیرها را تبیین کند. در نهایت معنای زندگی بر پریشانی هیجانی (05/0p<، 442/0-β =) افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلبی دارای اثر مستقیم معنادار بوده و توانسته 5/19 درصد از واریانس این متغیر را تبیین کرده و در رابطه بین رفتارهای ارتقا دهنده سلامت و احساس انسجام روانی با پریشانی هیجانی افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلبی نیز نقش میانجی معنادار ایفا کند (05/0p<). با توجه به نقش میانجی معنادار معنای زندگی، می توان با بکارگیری مداخلات موثر همانند آموزش معنای زندگی از بروز پریشانی هیجانی افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلبی کاست.
۲۰۸۲.

مدل یابی ساختاری پیش بینی سوگ پیچیده پایدار در میان افراد سوگوار ناشی از کرونا بر اساس کیفیت روابط ابژه با تمرکز بر نقش واسطه ای نشخوار خشم و احساس تنهایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: احساس تنهایی روابط ابژه سوگ پیچیده پایدار نشخوار خشم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۲ تعداد دانلود : ۳۰۸
پژوهش حاضر با هدف ارایه مدل ساختاری پیش بینی سوگ پیچیده پایدار در میان افراد سوگوار ناشی از کرونا بر اساس کیفیت روابط ابژه با تمرکز بر نقش واسطه ای نشخوار خشم و احساس تنهایی انجام شد. طرح پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی با استفاده از معادلات ساختاری بود. نمونه پژوهش را 300 نفر از افراد سوگوار ناشی از کرونا در شهر تهران که یکی از اعضای نزدیک خانواده خود شامل همسر، برادر، خواهر، والدین و فرزندان را به علت کوید 19 از دست داده اند و شرایط ورود به پژوهش را داشتند، تشکیل دادند. در این پژوهش از پرسشنامه های سوگ پیچیده (پریگرسون و ماسیچواسکی، 1995)، روابط موضوعی بل (بل، 2003)، نشخوار خشم (ساکودولسکی و همکاران، 2001) و احساس تنهایی (راسل و همکاران، 1993) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر جهت بررسی روابط علی بین متغیرها انجام شد. نتایج برازندگی مدل پیشنهادی حاکی از برازش خوب مدل با داده ها بود و 1/33 درصد از تغییرات سوگ پیچیده پایدار با روابط ابژه، نشخوار خشم و احساس تنهایی تبیین می شود. ضرایب مستقیم مدل نشان داد روابط ابژه (126/β=0)، نشخوار خشم (475/β=0) و احساس تنهایی (135/β=0) بر سوگ پیچیده پایدار اثر مثبت معنادار دارد. همچنین با ورود متغیرهای نشخوار خشم و احساس تنهایی به مدل به ترتیب اثر غیرمستقیم روابط ابژه بر سوگ پیچیده پایدار به صورت مثبت 1692/0 و 0518/0 شد. بنابراین درک صحیح از تجربه سوگ نوظهور ناشی از کرونا و عوامل مرتبط با آن و امکان سنجش دقیق تر وضعیت بازماندگان، تشخیص افراد در معرض خطر را ممکن می کند تا بتوان درمان و حمایت مناسب را برای آن ها فراهم کرد.
۲۰۸۳.

اعتباریابی متقاطع الگوی صفات 9 گانه تاریک شخصیت: 9 گانه های شوم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صفات تاریک خودخواهی نفع شخصی بی قیدی اخلاقی استحقاق روان شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۴ تعداد دانلود : ۲۹۸
الگوی صفات 9 گانه تاریک، مدل گسترش یافته صفات پنج گانه تاریک است که صفات خودخواهی، نفع شخصی، بی قیدی اخلاقی و استحقاق روان شناختی را به این مجموعه افزوده است. هدف پژوهش حاضر اعتباریابی متقاطع مدل صفات نه گانه تاریک شخصیت بود. نوع پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان (6761 نفر شامل 4141 زن و 2620 مرد) و تعداد نمونه 400 نفر (شامل 229 زن و 171 مرد) بود که به روش داوطلبانه انتخاب شدند. ابزارها شامل مقیاس صفات پنج گانه تاریک، مقیاس خودخواهی، پرسشنامه نفع شخصی، مقیاس بی قیدی اخلاقی و مقیاس استحقاق روان شناختی بود. داده ها به وسیله روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی با استفاده از spss22 و LISREL8 تحلیل شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، کینه توزی، نفع شخصی، دیگرآزاری، خودشیفتگی، استحقاق روان شناختی، خودخواهی، بی قیدی اخلاقی، جامعه ستیزی و ماکیاولیسم را آشکار کرد که 58 درصد واریانس را تبیین نمود. تحلیل عاملی تأییدی نشانگر تائید ساختار نه عاملی مدل بود؛ شاخص های برازش بالاتر از 9/0 بودند. همسانی درونی از طریق آلفای کرونباخ برای مؤلفه ها بین 68/0 تا 81/0 و کل مقیاس 88/0 و از طریق دونیمه سازی برای مؤلفه ها بین 64/0 تا 79/0 و کل مقیاس 81/0 بود. مقیاس صفات 9 گانه تاریک شخصیت یک ابزار روا و معتبر برای موقعیت های بالینی و پژوهشی است.
۲۰۸۴.

تدوین و آزمون مدل علی گرایش به اعتیاد دانشجویان بر اساس سبک های دلبستگی ناایمن با میانجی گری سبک های مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سبک دلبستگی ناایمن سبک های مقابله ای گرایش به اعتیاد دانشجویان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۲۲۱
هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل پیش بینی گرایش به اعتیاد دانشجویان بر اساس سبک های دلبستگی ناایمن با میانجی گری سبک های مقابله ای بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود . جامعه آماری در این پژوهش شامل دانشجویان مشغول به تحصیل در مقطع کارشناسی دانشگاه پیام نور قم در سال 1400 بودند که از بین آنها تعداد 285 نفر به عنوان نمونه به شیوه نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس برگزیده شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سبک های دلبستگی تجدید نظر شده (کولینز و رید، 1990)، پرسشنامه سبک های مقابله ای (لازاروس و فولکمن، 1980) و مقیاس گرایش به اعتیاد (وید و بوپر، 1992) بودند . نتایج آزمون مدل مفهومی نشان داد شاخص های برازش مدل پژوهش در وضعیت مطلوبی قرار دارد. سبک دلبستگی ناایمن و گرایش به مصرف مواد رابطه مستقیم و معنادار داشتند همچنین سبک دلبستگی ناایمن از طریق سبک های مقابله ای تاثیرات غیرمستقیم معناداری بر گرایش به مصرف مواد دانشجویان داشت (P≤0/005). یافته های پژوهش حاکی از برازش مناسب مدل مفهومی پژوهش بود. بر این اساس در کلینیک های درمان اعتیاد، برای کاهش سطح گرایش به اعتیاد توجه به سبک های دلبستگی و سبک های مقابله ای ضروری است.
۲۰۸۵.

مقایسه اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه با درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی برتنظیم هیجانی و نشخوار فکری در افراد افسرده: کارآزمایی بالینی تصادفی شده(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: افسردگی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی درمان فراتشخیصی یکپارچه نشخوار فکری تنظیم هیجانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۲۰۱
اهداف افسردگی یکی از رایج ترین اختلالات روانی است که براساس پیش بینی های سازمان بهداشت جهانی تا سال 2030 مهم ترین بیماری ناتوان کننده در کل دنیا خواهد بود و درمان آن با چالش های فراوانی همراه است. امروزه توجه به درمان های نوین در جهت کاهش مشکلات افراد مبتلابه اختلال افسردگی اهمیت فراوانی دارد. درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان فراتشخیصی یکپارچه از درمان های نوین پیشنهادشده برای افسردگی می باشد. باتوجه به اینکه کمتر پژوهشی به بررسی اثربخشی درمان های جدید امروزی بر مؤلفه های اساسی در افسردگی و همچنین مقایسه این درمان ها پرداخته است، هدف از این مطالعه مقایسه تأثیر درمان فراتشخیصی یکپارچه با درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم هیجانی و نشخوار فکری به عنوان مؤلفه های مؤثر در ایجاد افسردگی می باشد. مواد و روش ها جامعه آماری این کارآزمایی بالینی متشکل از کلیه افرادی است که به مرکز مشاوره جهاد دانشگاهی مشهد در تابستان سال 1400 مراجعه کردند و با مصاحبه بالینی و پرسش نامه بک، تشخیص افسردگی خفیف یا متوسط گرفتند. تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (۱۵ نفر درمان ذهن آگاهی و ۱۵ نفردرمان فراتشخیصی یکپارچه) تقسیم شدند. ابزار تحقیق شامل پرسش نامه های افسردگی بک (BDI II)، سبک پاسخدهی نشخواری (RRS)، تنظیم هیجانی (ERQ) و مصاحبه بالینی ساختار یافته برای اختلال های روانی SCID-5CV برای تمامی شرکت کنندگان در ابتدا و انتهای مطالعه تکمیل شد و داده های حاضر با استفاده از نسخه 24 نرم افزار SPSS در آمار توصیفی ،آزمون کولموگروف-اسمیرنوف و تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافته ها نتایج این پژوهش نشان داد مداخلات درمانی در هر دو گروه آزمایش موجب بهبود معنادار میانگین نمرات تنظیم هیجانی و نشخوار فکری شدند (0/001>P). پس از کنترل نمرات پیش آزمون، تنها اختلاف معناداری در نمرات نشخوار فکری بین درمان فراتشخیصی یکپارچه و درمان ذهن آگاهی به نفع درمان ذهن آگاهی وجود داشت (F=7/87, P=0/009). نتیجه گیری بر اساس یافته های پژوهش حاضر، هر دو مداخله درمانی به یک میزان موجب بهبود تنظیم هیجانی در افراد افسرده شدند. درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی به نسبت درمان فراتشخیصی یکپارچه بر نشخوار فکری در افراد افسرده تأثیر بهتری داشت. ۲۶۶,۲
۲۰۸۶.

اثربخشی برنامه حل مسئله خانواده محور بر تاب آوری و روابط والد-فرزند در دوران پسا کرونا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: برنامه حل مسأله خانواده محور تاب آوری روابط والد-فرزند دوران پسا کرونا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۲۰۳
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه حل مسئله خانواده محور بر تاب آوری و روابط والد-فرزند در دوران پسا کرونا انجام گرفت. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش اجرا کمی، نیمه آزمایشی (پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری) با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارمندان متاهل 3 دانشکده فنی حرفه ای دختران 1، پسران 1 و 2 شهرستان کرمانشاه بود. حجم نمونه 200 نفر به روش تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تاب آوری و ارتباط والد-فرزند بود. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد برنامه حل مساله خانواده محور بر تاب آوری و روابط والد- فرزند تاثیر دارد. نتیجه گیری: نتایج اثربخشی نشان داد برنامه حل مسئله خانواده محور بر کیفیت روابط والد –فرزند و افزایش تاب آوری تأثیر دارد. بنابراین برنامه حل مسئله خانواده محور بر تاب آوری و روابط والد-فرزند در دوران پسا کرونا در یک پیگیری دو ماهه مؤثر است.
۲۰۸۷.

تدوین الگوى زندگی زناشویی براساس رویکرد مثبت نگر و روان شناسى اسلامى و بررسی اثربخشى الگوی تدوین شده بر بهزیستى روانشناختى زوجین متعارض(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: الگوی زندگی زناشویی رویکرد مثبت نگر روان شناسى اسلامى بهزیستى روانشناختى زوجین متعارض

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۱۸۴
مقدمه : این پژوهش با هدف تدوین الگوى زندگی زناشویی براساس رویکرد مثبت نگر و روان شناسى اسلامى و بررسی اثربخشى الگوی تدوین شده بر بهزیستى روانشناختى زوجین متعارض انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع آمیخته (کیفی-کمی) بود. جامعه آماری بخش کیفی پژوهش متخصصان و درمانگران و جامعه آماری بخش کمی تمامی زوجین دارای تعارض زناشویی در شهر تهران در سال 1401 بودند که تعداد 30 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و 15 نفر در گروه آزمایش (الگوی تدوین شده)، و 15 نفر در گروه گواه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه سارختاریافته و ابزار بخش کمی شامل پرسشنامه تعارض زناشویی و بهزیستی روانشناختی ریف بود. یافته ها: تحلیل داده ها به صورت کدگذاری مصاحبه ها و سپس توسط آزمون تحلیل کوواریانس انجام شد. یافته های بخش کیفی پژوهش 2 مضمون اصلى و 9 مضمون فرعی از دیدگاه مشارکت کنندگان پدیدار شد که مى توانند درک متخصصان از پدیده رویکرد روانشناسی اسلامی و مثبت نگری برای زندگی زوجین متعارض را به تصویر کشند. همچنین یافته های بخش کمی نشان داد که الگوی مداخل ای تدوین شده بر بهزیستی روانشناختی زوجین دارای تعارض زناشویی تاثیر معنی داری دارد (05/0>p). نتیجه گیری: بنابراین می توان از الگوی تدوین شده براساس رویکرد مثبت نگر و روان شناسى اسلامى برای کاهش تعارضات زناشویی و افزایش بهزیستی روانشناختی زوجین استفاده نمود.
۲۰۸۸.

نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه بین خودمهارگری و اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اهمال کاری خودکارآمدی خود مهارگری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۷۴
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه بین خود مهارگری و اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانشجویان دانشگاه پیام نور-واحد بین المللی عسلویه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. در این مطالعه 208 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (ASEQ؛ اون و فرامن، 1988)، مقیاس اهمال کاری تحصیلی دانشجویان (APQ؛ سولومون و راثبلوم، 1984) و مقیاس خود مهارگری (SCS؛ تاجنی و همکاران، 2004) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد خود مهارگری و خودکارآمدی به طور مستقیم بر اهمال کاری تحصیلی اثر منفی و معنادار داشتند؛ همچنین خودمهارگری به طور مثبت بر خودکارآمدی اثر معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که خودکارآمدی بین خود مهارگری و اهمال کاری تحصیلی نقش میانجی داشت (05/0>P). نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که خود مهارگری یک عامل مهم در کاهش اهمال کاری تحصیلی دانشجویان است، همچنین این رابطه به وسیله خودکارآمدی میانجی گری شد؛ در واقع خود مهارگری به واسطه بهبود خودکارآمدی می تواند نقش مهمی در کاهش اهمال کاری تحصیلی دانشجویان داشته باشد.
۲۰۸۹.

پیش بینی بهزیستی تحصیلی براساس جو روانی_اجتماعی کلاس با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی و پایستگی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهزیستی تحصیلی اشتیاق تحصیلی پایستگی تحصیلی جو روانی - اجتماعی کلاس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۱۹۳
هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی بهزیستی تحصیلی براساس جو روانی_ اجتماعی کلاس با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی و پایستگی تحصیلی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر دامغان در سال تحصیلی 1403-1402 بود. از بین این افراد، تعداد 270 نفر با روش خوشه ای چند مرحله ای و با توجه به ملاک های ورود و خروج براساس نظر کلاین (2023) انتخاب شدند. ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه جو روانی_ اجتماعی کلاس (PCIF) فریزر و همکاران(1995)، پرسشنامه بهزیستی تحصیلی (AWQ) تومینن – سوینی و همکاران (2012)، پرسشنامه پایستگی تحصیلی (ABQ) مارتین و مارش (2008) و پرسشنامه اشتیاق تحصیلی (AEQ) فریدریکز و همکاران (2004) بود. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از طریق مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که داده ها با مدل مفهومی برازش قابل قبولی داشته و مورد تائید قرار گرفت. همچنین مطابق با مدل ساختاری پژوهش اثرات مستقیم جو روانی_ اجتماعی کلاس، اشتیاق تحصیلی و پایستگی تحصیلی بر بهزیستی تحصیلی معنادار بود (01/0P<). همچنین اثرات غیرمستقیم جو روانی_ اجتماعی کلاس بر بهزیستی تحصیلی از طریق اشتیاق تحصیلی و پایستگی تحصیلی معنادار بود (01/0P<). به نظر می رسد نتایج این پژوهش می تواند اطلاعات مفیدی را برای مسئولین آموزشی، پژوهشگران، مشاوران تحصیلی در جهت کاهش مشکلات تحصیلی یادگیرندگان فراهم کند.
۲۰۹۰.

نقش میانجی خودکارآمدی شناختی در رابطه میان طرح واره های ناسازگار اولیه و سرزندگی روان شناختی در افراد مبتلا به اضطراب اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طرح واره های ناسازگار اولیه سرزندگی روان شناختی خودکارآمدی شناختی اضطراب اساسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۸
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودکارآمدی شناختی در رابطه میان طرح واره های ناسازگار اولیه و سرزندگی روان شناختی در افراد مبتلا به اضطراب اساسی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مقطع بالینی پزشکی دانشگاه گلستان در سال ۱۴۰۳ بود که از میان آن ها ۱۲۰ نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ (۱۹۹۸)، مقیاس خودکارآمدی شناختی شرر و همکاران (۱۹۸۲) و مقیاس سرزندگی روان شناختی کان و کرافورد (۲۰۰۳) بود. داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که طرح واره های ناسازگار اولیه با سرزندگی روان شناختی رابطه منفی معناداری دارند و این رابطه از طریق کاهش خودکارآمدی شناختی میانجی گری می شود. به بیان دیگر، طرح واره های ناسازگار اولیه با تضعیف خودکارآمدی شناختی، به کاهش سرزندگی روان شناختی در افراد مبتلا به اضطراب اساسی منجر می شوند. بر این اساس، توجه به اصلاح طرح واره های ناسازگار و تقویت خودکارآمدی شناختی می تواند به عنوان راهکارهای درمانی مؤثر برای ارتقای سرزندگی و بهبود کیفیت زندگی روان شناختی افراد مضطرب مورد استفاده قرار گیرد.
۲۰۹۱.

رابطه طرح واره های ناکارآمد و سبک های اسنادی با نشانه های افسردگی ، نقش میانجی: خود ارزشمندی

کلیدواژه‌ها: طرح واره های ناکارآمد سبک های اسناد نشانه های افسردگی خود ارزشمندی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۲۵
پیش زمینه و هدف: افسردگی، یکی از اختلال های شایع در دوره کودکی و بزرگ سالی می باشد و مشکلات زیادی در حوزه سلامت به همراه دارد. هدف این پژوهش، بررسی نقش واسطه ای خود ارزشمندی در رابطه بین طرح واره های ناکارآمد و سبک های اسناد با نشانه های افسردگی است. مواد و روش کار: طرح این پژوهش از نوع توصیفی – همبستگی بود. برای این منظور 385 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های سبک اسنادی پیترسون و همکاران، فرم کوتاه طرح واره های یانگ، افسردگی بک ویرایش دوم و پرسشنامه خود ارزشمندی کراکر و همکاران پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار SPSS نسخه 22 و AMOS نسخه 22 انجام شد. یافته ها: ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخص های برازندگی نشان داد مدل فرضی برازش دارد (94/0=CFI، 92/0=NFI، 02/0=RMSEA). نتایج نشان داد که بین سبک اسناد مثبت و علائم افسردگی رابطه منفی و بین سبک اسناد منفی و علائم افسردگی رابطه مثبت وجود دارد .بین طرح واره های محدودیت مختل، خودگردانی مختل و بریدگی-طرد با علائم افسردگی رابطه مثبت و بین خود ارزشمندی و علائم افسردگی رابطه منفی وجود دارد. همچنین تحلیل داده ها نشان داد که خود ارزشمندی قادر است رابطه سبک های اسنادی و طرح واره های ناکارآمد با نشانه های افسردگی را میانجی گری کند. بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت خود ارزشمندی در رابطه بین طرح واره های ناکارآمد و سبک های اسناد با نشانه های افسردگی نقش واسطه ای دارد. این یافته ها چهارچوب نظری مناسبی برای نشانه شناسی و سبب شناسی افسردگی ارائه می دهد و می تواند در تدوین مداخلات پیشگیرانه و درمانی کارآمد برای افسردگی مؤثر باشد.
۲۰۹۲.

پیش بینی اضطراب اجتماعی بر اساس سبک های دلبستگی، ظرفیت ذهنی سازی و قدرت ایگو در نوجوانان شهر قزوین(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: هراس اجتماعی دلبستگی به ابژه ذهنی سازی قدرت ایگو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۹۵
اهداف عوامل متعددی در تجربه اضطراب اجتماعی نوجوانان دخیل است که سبک های دلبستگی و نیز عملکردهای روان شناختی مثل قدرت ایگو و ذهنی سازی نقش بسزایی در این زمینه ایفا می کنند. هدف مطالعه حاضر پیش بینی اضطراب اجتماعی براساس سبک های دلبستگی، ظرفیت ذهنی سازی و قدرت ایگو در دانش آموزان نوجوان شهر قزوین است. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان نوجوان شهر قزوین تشکیل می دهد که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. تعداد نمونه با فرمول کوکران 380 نفر به دست آمد که از این تعداد بعد از افت آزمودنی 152 دختر و 165 پسر باقی ماند. داده ها با استفاده از پرسش نامه های اضطراب اجتماعی کانور، سبک های دلبستگی هازان و شاور، قدرت ایگوی مارکستروم و همکاران و ذهنی سازی فانگی و لایتون جمع آوری شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها باتوجه به نتایج رگرسیون خطی چندگانه (P<0/001 و f=27/28) مشخص شد متغیرهای واردشده به مدل 8/42 درصد از تغییرات اضطراب اجتماعی را تبیین کرده اند. قدرت ایگو و سبک دلبستگی ایمن با اضطراب اجتماعی رابطه منفی و معنی دار داشتند. سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی و سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرا با اضطراب اجتماعی رابطه مثبت و معنی داری داشتند. هچنین بعد قعطیت و عدم قطعیت ذهنی سازی در مدل رگرسیون رابطه معنی داری با اضطراب اجتماعی نداشتند. هرچند بررسی رابطه بین ذهنی سازی و اضطراب اجتماعی به صورت خطی با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین اضطراب اجتماعی و ذهنی سازی (بعد قطعیت) رابطه مثبت و معنی دار و ذهنی سازی (بعد عدم قطعیت) رابطه منفی و معنی دار وجود دارد. نتیجه گیری سبک های دلبستگی و قدرت ایگو می توانند اضطراب اجتماعی را در نوجوانان پیش بینی کنند. ظرفیت ذهنی سازی به تنهایی با اضطراب اجتماعی رابطه دارد اما در ترکیب با سبک های دلبستگی و قدرت ایگو در پیش بینی اضطراب اجتماعی نقش معنی داری ندارد.
۲۰۹۳.

پیش بینی ارزیابی شخصی بحران محور در مادرانِ دارای کودک مبتلا به اختلال یادگیری بر اساس انعطاف پذیری شناختی و میانجی گری باورهای معنوی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: اختلال یادگیری ارزیابی شخصی بحران محور خانواده انعطاف پذیری شناختی باورهای معنوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۸
زمینه و هدف: کیفیت ارزیابی شخصی در مواجهه با موقعیتهای استرسزا در مادران مبتلا به کودک دارای ناتوانی در یادگیری، نقش مهمی در بهزیستی روانشناختی آنها و در نتیجه ارتقاء نقش حمایتی آنها از فرزندانشان دارد؛ لذا پژوهش حاضر، با هدف پیشبینی ارزیابی شخصی بحرانمحور مادران دارای کودک مبتلا به اختلال یادگیری بر اساس انعطافپذیری شناختی و نقش میانجی باورهای معنوی انجام شد. مواد و روشها: روش تحقیق، توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش، مادران دارای کودک مبتلا به اختلال یادگیری مراجعه کننده به مراکز اختلال یادگیری باران و ساحل استان همدان، در سال 1401 و 1402 بود که از میان آن ها 202 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری دادهها از پرسشنامه ارزیابی شخصی بحرانمحور خانواده (السون و همکاران، 1981)، انعطافپذیری شناختی (دنیس و واندروال، 2010) و دینداری/ معنویت مؤسسه ملی سلامت ایالاتمتحده آمریکا (1999) استفاده شد. تمام تحلیلها با استفاده از نرمافزار Amos و SPSS نسخه 24 انجام شد. یافتهها: نتایج نشان داد که انعطافپذیری شناختی تأثیر مثبت و معناداری بر باورهای معنوی دارد (β=0.65). همچنین، تأثیر باورهای معنوی بر ارزیابی شخصی مثبت و معنادار بود (β=0.63). با این حال، تأثیر مستقیم انعطافپذیری شناختی بر ارزیابی شخصی معنادار نبود(β=0.06) و تأثیر غیرمستقیم انعطافپذیری شناختی بر ارزیابی شخصی از طریق باورهای معنوی بر اساس روش بوتاستروپ ( فاصله اطمینان 95%)، معنادار بود(β=0.40) . نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه بینش های ارزشمندی را برای مشاورانی که با کودکان مبتلا به اختلال یادگیری کار میکنند ارائه میدهد و به آنها کمک میکند تا اثر بخشی مداخلات حمایتی خود را برای مادران کودکان مبتلا به ناتوانیهای یادگیری افزایش دهند. این پیشرفتها از طریق استراتژی های متمرکز بر افزایش انعطافپذیری شناختی، تقویت باورهای معنوی و تقویت خودارزیابی های مثبت تسهیل خواهد شد
۲۰۹۴.

The Effectiveness of Schema Therapy on Sexual Aversion and Sexual Self-Efficacy(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Schema therapy sexual aversion Sexual Self-efficacy early maladaptive schemas sexual dysfunction

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
Objective: This study aimed to evaluate the effectiveness of schema therapy on reducing sexual aversion and enhancing sexual self-efficacy. Methods: The research utilized a semi-experimental design with pre-test, post-test, and follow-up assessments. Thirty couples experiencing sexual aversion and low sexual self-efficacy were selected from counseling centers in Karaj, Iran. Participants were randomly assigned to either a schema therapy group (n=15) or a control group (n=15). The schema therapy group received 8 to 10 sessions of intervention. Two standardized questionnaires, the Sexual Self-Efficacy Questionnaire and the Sexual Aversion Inventory, were used to measure outcomes. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance (MANCOVA), and follow-up tests were conducted to assess the stability of the intervention effects over time. Findings: The findings revealed that schema therapy significantly improved sexual self-efficacy and reduced sexual aversion in the experimental group compared to the control group (p < .01). These improvements were sustained during the follow-up phase, with no significant decline in outcomes. The post-test and follow-up results demonstrated that schema therapy had a lasting positive impact on participants’ sexual health. The control group, in contrast, showed no significant changes across the measurement phases. Conclusion: Schema therapy was found to be an effective intervention for reducing sexual aversion and increasing sexual self-efficacy. The sustained improvements suggest that schema therapy offers long-term benefits for individuals struggling with these sexual issues. This study highlights the importance of addressing early maladaptive schemas to improve sexual health and relationship satisfaction.
۲۰۹۵.

Effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy on the Psychological Well-Being of Couples Referring to the Dispute Resolution Council(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Psychological well-being Acceptance and Commitment Therapy couples

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۹۶
Objective: The objective of this study was to evaluate the effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) on the psychological well-being of couples referring to the Dispute Resolution Council in Omidiyeh County. Methods: This study employed a quasi-experimental design with a pre-test, post-test, and control group, along with a 45-day follow-up period. The statistical population consisted of couples who referred to the Dispute Resolution Council in Omidiyeh County in 2021. In the initial phase, a purposive sampling method was used to select 30 participants. These individuals were chosen from among those who had been engaged or married for four or five years, expressed a desire for separation, and had sought assistance from the Dispute Resolution Council. They were randomly assigned to either the experimental group or the control group. The experimental group underwent eight sessions of Acceptance and Commitment Therapy, while the control group received no intervention and remained on a waiting list. Findings: The mean age in the ACT group was 33.31 ± 5 years, in the solution-focused approach group was 32.50 ± 3.72 years, and in the control group was 33.68 ± 5.04 years. The results of the mixed-design analysis of variance indicated that the intervention had a statistically significant effect on the dimensions of psychological well-being in the post-test and follow-up stages compared to the control group (p < .05). Furthermore, the results of the Bonferroni post hoc test demonstrated that Acceptance and Commitment Therapy was more effective in improving conflict resolution styles (p < .05). Conclusion: Acceptance and Commitment Therapy can be considered an effective approach for reducing problems arising from marital conflicts among individuals referring to the Dispute Resolution Council.
۲۰۹۶.

نقش میانجی مسئولیت پذیری در رابطه بین سواد تربیتی والدین و تاب آوری تحصیلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری تحصیلی سواد تربیتی والدین مسئولیت پذیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف: پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی مسئولیت پذیری در رابطه بین سواد تربیتی والدین و تاب آوری تحصیلی در والدین دارای نوجوان و جوان پسر و دختر انجام شد. روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده که با تکیه بر تحلیل مسیر انجام شد. جامعه آماری شامل همه دانش آموران پسر و دختر دوره دوم متوسطه شهر کرج به تعداد 60715 نفر در سال تحصیلی 1401- 1400 مشغول به تحصیل و مادران آنان بودند. نمونه آماری 389 نفر دانش آموز و 389 نفر مادران آنان بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای طبقه ای تصادفی با توجه به جنسیت انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه فرزندپروری آلاباما و فریک(1996)، مسئولیت پذیری نوجوانان نعمتی(1387) و تاب آوری تحصیلی ساموئلز (2008)، استفاده شد. یافته ها: سواد تربیتی والدین بر مسئولیت پذیری و تاب آوری تحصیلی دانش آموزان و مسئولیت پذیری دانش آموزان بر تاب آوری تحصیلی آنان تأثیر مستقیم دارد. همچنین سواد تربیتی والدین با میانجی گری مسئولیت پذیری بر تاب آوری تحصیلی دانش آموزان تأثیر غیرمستقیم دارد. نتیجه گیری: اینکه سواد تربیتی والدین با میانجی گری مسئولیت پذیری بر تاب آوری تحصیلی دانش آموزان تأثیر غیرمستقیم ندارد. ممکن است به این دلیل باشد که والدین و معلمان الگوی مناسبی برای مسئولیت پذیری دانش آموزان باشند اما برای تاب آوری الگوی مناسبی نباشند. چون معمولا کودکان و نوجوانان، رفتارهای والدین از جمله تاب آوری را در موقعیتها و شرایط مختلف مشاهده، یادگیری و الگوگیری می کنند.
۲۰۹۷.

Predicting Attitudes Toward Marital Infidelity in Couples Based on Attachment Styles and Personality Traits with the Mediation of Coping Strategies (Gender Comparison)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Marital Infidelity attachment styles personality traits Coping Strategies

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۸۸
Objective: The present study aimed to predict attitudes toward marital infidelity in couples based on attachment styles and personality traits with the mediation of coping strategies (gender comparison). Methods: The research method was correlational and used structural equation modeling. The statistical population included all married women and men aged 25 to 45 in Tehran. A sample of 420 individuals, comprising 210 women and 210 men, was selected through convenience sampling. Research data were collected using the Whately Marital Infidelity Attitude Questionnaire (2006), the Collins and Read Attachment Styles Questionnaire (1994), the Cattell 16 Personality Factor Test (1973), and the Lazarus-Folkman Coping Strategies Questionnaire (1988). Relationships between variables were assessed using Pearson's correlation test, and the research model was evaluated using the Partial Least Squares (PLS) structural equation modeling technique. The mediation role was also assessed using the bootstrapping method in Smart PLS software. Data analysis was performed using SPSS version 27 and Smart PLS version 3. Findings: The research findings indicated that in the female sample, risk-taking as a personality trait could predict marital infidelity (p < .05). In the male sample, the conscientiousness personality trait directly predicted marital infidelity, while insecure attachment predicted marital infidelity both directly and indirectly through the avoidant-escape coping style (p < .05). Conclusion: The results showed that insecure attachment influences the tendency toward marital infidelity in the male group. Additionally, the conscientiousness factor influences the tendency toward marital infidelity in the male group, and the avoidance and escape strategies influence the tendency toward marital infidelity in the male group. The results also demonstrated that secure attachment negatively impacts the problem-solving coping strategy in the female group. Secure attachment negatively impacts the avoidant-escape strategy in the female group but positively impacts it in the male group. Insecure attachment positively impacts the avoidant-escape strategy in both the female and male groups. The conscientiousness factor positively impacts the problem-solving coping strategy in the female group. Moreover, sociability positively impacts the avoidant-escape strategy in the male group, while emotional stability negatively impacts the avoidant-escape strategy in the overall and male groups. Risk-taking negatively impacts the avoidant-escape strategy in the overall and male groups. These results showed no relationship between insecure attachment and the tendency toward marital infidelity in women.
۲۰۹۸.

مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی، تحریک جریان مستقیم ترانس کرانیال و تلفیق آموزش ذهن آگاهی با تحریک جریان مستقیم ترانس کرانیال بر حافظه کاری و فرا حافظه نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش ذهن آگاهی تحریک جریان مستقیم ترانس کرانیال حافظه کاری فراحافظه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۹
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی، تحریک جریان مستقیم ترانس کرانیال و تلفیق آموزش ذهن آگاهی با تحریک جریان مستقیم ترانس کرانیال بر حافظه کاری و فرا حافظه نوجوانان بود. روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش تمامی دانش آموزان پسر مشغول به تحصیل پایه نهم شهرستان بوانات در سال 1403-1402 بودند. نمونه این پژوهش متشکل از 80 دانش آموز بوده که به روش نمونه گیری در دسترس از چهار مدرسه انتخاب و دانش آموزان هر مدرسه به عنوان یکی از چهار گروه آزمایش (آموزش ذهن آگاهی، tDCS، تلفیق آموزش ذهن آگاهی با tDCS) و گروه کنترل قرار گرفتند. ابزارهای این پژوهش شامل آزمون حافظه کاری n-Back، مقیاس فرا حافظه نوجوانان، بسته آموزش ذهن آگاهی و دستگاه estim2 بود. یافته ها: هر سه روش آموزش ذهن آگاهی، tDCS و تلفیق آموزش ذهن آگاهی با tDCS بر حافظه کاری و فرا حافظه اثربخش بودند. همچنین نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز نشان داد بیشترین اثربخشی مربوط به تلفیق آموزش ذهن آگاهی با tDCS، در رتبه دوم آموزش ذهن آگاهی و در رتبه سوم tDCS بوده است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی و tDCS هر یک در جایگاه خودشان می توانند حافظه کاری و فرا حافظه را بهبود بخشند درحالی که تلفیق آموزش ذهن آگاهی با tDCS می تواند بر تقویت حافظه کاری و فرا حافظه نوجوانان مؤثرتر باشد
۲۰۹۹.

بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر حل مسأله خلاق بر یادگیری خودراهبر و خودنظم جویی شناختی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: آموزش مبتنی بر حل مسأله خلاق خودنظم جویی شناختی یادگیری خودراهبر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۷
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی برحل مسأله خلاق بریادگیری خودراهبروخودنظم جویی شناختی بود. جامعه شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاداسلامی اصفهان درسال تحصیلی1402-1401بوده است. روش: روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح دو گروهی ناهمسان با پیش آزمون و پس آزمون بود. بدین منظور 30 دانشجو با بهره گیری از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به صورت تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل هر کدام 15نفر جایگزاری شدند. گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه یادگیری خودراهبر فیشر و همکاران(2001)و خودنظم جویی شناختی گارنفسکی و همکاران (2001)صورت گرفت. سپس گروه آزمایش در طی شش جلسه شصت دقیقه ای به مدت بیست روز مورد آموزش مبتنی بر حل مسأله خلاق قرار گرفتند. برای آزمون فرضیه ها از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره استفاده گردیده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که مداخله حل مسئله خلاق بر افزایش یادگیری خودراهبرد(000/0>P 12.54F=)و خودنظم جویی شناختی(000/0>P 20.45F=) تأثیر معناداری داشته است. نتایج: بنابراین می توان نتیجه گرفت که معلمان و اساتید در آموزش های خود به فراگیران به روش حل مسأله خلاق توجه بیشتری نمایند.
۲۱۰۰.

بررسی نقش میانجی احساس خود در ارتباط بین ویژگی های آسیب شناسانه شخصیت و رگه های شخصیت مرزی: یک مدل ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ویژگی های آسیب شناسانه شخصیت احساس خود رگه های شخصیت مرزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۵۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی احساس خود شکننده و منسجم در رابطه بین ویژگی های آسیب شناسانه شخصیت و رگه های شخصیت مرزی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه های دولتی وابسته به وزارت علوم شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از بین آن ها 510 نفر با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل فرم کوتاه سیاهه شخصیت بزرگسال DSM-5 (PID-5-BF، کروگر و همکاران، 2013)، مقیاس احساس خود (SOSS، فلری و ایکس،2007) و پرسشنامه شخصیت مرزی (BPI، لیچزرنینگ، 1999) بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که ویژگی های آسیب شناسانه شخصیت و احساس خود شکننده به شکل مستقیم و معناداری رگه های شخصیت مرزی را پیش بینی می کنند (01/0p<) و ویژگی های آسیب شناسانه شخصیت به شکل غیرمستقیم و با میانجی گری احساس خود شکننده، رگه های شخصیت مرزی را پیش بینی می کند (05/0p<). بنابراین، می توان نتیجه گرفت که ویژگی های آسیب شناسانه شخصیت که می تواند بیانگر سطح سازگاری/ناسازگاری عملکرد و صفات شخصیت باشد، در تعامل با میزان یکپارچگی و انسجام احساس خود می تواند تبیین کننده آسیب شناسی رگه های شخصیت مرزی باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان