فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۸۴۱ تا ۱۰٬۸۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۴۷)
179 - 207
حوزههای تخصصی:
گفت وگو به مثابه یک کنش مهم ارتباطی، ازجمله موضوعاتی است که در رشته علوم ارتباطات کمتر به آن توجه شده است و اغلب پژوهش های انجام شده، مربوط به حوزه ارتباطات جمعی بوده اند. دراین میان، انجام پژوهشی در حیطه ارتباطات انسانی و میان فردی، با نگاه موردی و خُرد روش کیفی که در پی فهم و توصیف واقعیت ناب باشد، در حوزه پژوهش های علوم ارتباطات، مهجور است؛ ازاین رو، هدف این پژوهش، مطالعه نحوه تعامل کلاسی در جلسه های گفت وگومحورِ کلاس درس، به منظور مشخص کردن ساختار، ابعاد، و مؤلفه های گفت وگوی کندوکاوی است. تحلیل گفت و شنود، ترتیب انجام کار، سازماندهی، و نظم کنش های اجتماعی را که بخشی از تعاملات روزمره هستند، با روشی استدلالی و در گفتن ها و شنیدن های اعضای جامعه مطالعه می کند؛ بنابراین، یکی از نتایج اصلی تحقیقِ با روش تحلیل گفت وشنود، شناسایی این نظام با الگوهای زنجیره ای است که در حین تعامل، به رفتارهای شفاهی ساختار می بخشد. تحلیل گفت وشنودهای کلاس درس تفکر نشان می دهد، ساختار کلی این گفت وگوها پیش برنده است، به این معنا که هنگامی که ایده ای در پاسخ به یک پرسش بیان می شود، شرکت کنندگان، خود را ملزم به واکنشِ «موافقت» یا «مخالفت» با آن ایده می دانند. این واکنش اغلب، سبب تصحیح و تکمیل ایده اولیه یا شفاف کردن آن می شود. افراد، بین ایده های مطرح شده پیوند برقرار کرده و استنباط خود را از روند بحث مطرح می کنند. این نوع گفت وگو، نه تنها موضع گیری های فکری خوب را می طلبد، بلکه مستلزم تعهد به نتیجه یابی و جهت گیری منطقی است.
تحلیلی از مشخصه های اقتصادی- اجتماعی مرتبط با طلاق در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی دهه های اخیر، طلاق در ایران روند رو به افزایشی داشته است. این مقاله روند تغییرهای طلاق و همچنین، مشخصه های اقتصادی- اجتماعی افراد مطلقه ایران را در سالیان اخیر بررسی می کند. برای این کار، از داده های ثبت احوال کشور، و همچنین، از نتایج منتشرشده سرشماری های 1365 تا 1395 و اطلاعات فردی مربوط به نمونه 2 درصدی سرشماری 1395 استفاده شده است. برای بررسی اهمیت نسبی همبسته های متفاوت افراد، مدل رگرسیون لوجستیک برای داده های سطح فردی سرشماری 1395 به کار برده شده است. یافته های پژوهش، روند رو به رشد طلاق را در طی سالیان اخیر نشان می دهد. درصد افراد مطلقه طی سرشماری های 1365 تا 1395 افزایش داشته است. گذشته از آن، نسبت افراد مطلقه باسواد بیشتر از افراد مطلقه بی سواد است. بیشترین طلاق ها در سال های ابتدایی ازدواج اتفاق افتاده است. مطابق یافته های تحلیل چندمتغیره نیز احتمال بودن در وضعیت طلاق، در بین زنان بیش از مردان، در بین ساکنان نقاط شهری بیش از نقاط روستایی و در میان بیکاران، بیش از سایر وضعیت هااست. همچنین، براساس نتایج، تحصیلات، رابطه ای U- شکل معکوس را با تجربه طلاق نشان می دهد؛ به طوری که داشتن تحصیلات «راهنمایی و متوسطه» و «دیپلم»، بیشترین احتمال ماندن در وضعیت طلاق را نشان می دهد. در سطوح پایین تر و بالاتر تحصیلی این احتمال کمتر برآورد می شود.
تجربه زیسته دانش آموزان دختر تیزهوش شهر کرمان از دوران قاعدگی شان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۲
159 - 198
حوزههای تخصصی:
اولین سیکل قاعدگی دختران، معمولاً تجربه ای ناخوشایند به شمار می رود زیرا با عصبی شدن، خجالت زدگی نسبت به تغییرات بدن و تغییرات روانی و خلق وخو همراه است. به نظر می رسد که آگاهی از تغییرات این دوران می تواند بر نگرش و عملکرد مثبت و منفی در مورد آن تأثیرگذار بوده و موجب سلامت جسمی و روانی دختران شود. این پژوهش با اتخاذ رویکرد پدیدارشناسی به توصیف تجربه زیسته دانش آموزان دختر تیزهوش از دوران قاعدگی شان می پردازد. داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با 15 نفر از دانش آموزان دختر تیزهوش سال دهم شهر کرمان با نمونه گیری هدفمند جمع آوری و با استفاده از شیوه کدگذاری باز تحلیل شد. از تحلیل داده ها مضامین اصلی و فرعی استخراج شد. این مضامین عبارتند از: تجربه قبل از قاعدگی (معمّای آگاهی و احساسات متناقض)، تجربه اولین قاعدگی (پیش بینی ناپدیری، شوک شادی و ترس، درخواست اطلاعات، پشتیبانی خانواده و ابزارهای حیاتی) و تجارب قاعدگی های بعدی (رشد مراقبت شدگی و مراقبت کنندگی، مختل شدن زندگی فردی و اجتماعی و برخوردهای چندگانه فرا فردی با قاعدگی). در نتیجه، تجربه زیسته دختران نشان می دهد که افزایش آگاهی دانش آموزان از قاعدگی باعث می شود ، مشکلات روحی -جسمی این دوره را درک و توانایی بیشتری برای غلبه برآنها داشته باشند. پیشنهاد می شود با برگزاری جلسات آموزش خانواده توسط متخصصین حوزه زنان برای دانش آموزان دختر و برای والدین آنها به خصوص مادران، ساخت برنامه های مفید پزشکی به وسیله صداوسیما، بهبود بخشیدن محتوای کتب درسی با شرایط وقوع زمان قاعدگی و... دختران را از اهمیت سلامتی شان آگاه ساخت.
تأثیر مصرف رسانه ای بر نگرش زنان به فرزندآوری در شهر جهرم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی رابطه مصرف رسانه ای در بین زنان و تأثیر آن بر نگرش آن ها نسبت به فرزندآوری پرداخته است. روش به کار رفته در این پژوهش، پیمایش است. جامعه آماری زنان 49-15 ساله در سنین باروری ساکن شهر جهرم می باشند که 400 نفر به عنوان نمونه تعیین و با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شده اند. ابزار تحقیق، پرسشنامه است که برای تعیین اعتبار آن از روش اعتبار صوری و برای تعیین پایایی، از شیوه هماهنگ درونی به روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. نتایج توصیفی پژوهش، بیانگر آن هستند که میانگین نمره نگرش زنان به فرزندآوری در شهر جهرم در سطح بالایی است. یافته های تحلیلی پژوهش نشان می دهد مصرف رسانه بر نگرش زنان نسبت به فرزندآوری تأثیر مثبت و معنادار داشته و در واقع با افزایش استفاده از رسانه، نگرش آنان به باروری به طور مثبت، افزایش یافته است. در بین متغیرهای جمعیتی رابطه سن، تعداد فرزند و نوع شغل با نگرش زنان به فرزندآوری معنادار است. تبیین متغیر وابسته بر حسب مجموع متغیرهای مستقل، بیانگر آن است که دو متغیر مصرف رسانه و تعداد فرزند به ترتیب قوی ترین پیش بینی کننده نگرش زنان به فرزندآوری هستند و قادرند 29 درصد از تغییرات واریانس نگرش به فرزندآوری را تبیین کنند.
چالش های پیش روی فیلم های دینی در سینمای ایران: مطالعه موردی فیلم سینمایی "رستاخیز"(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سینمای دینی پس از انقلاب اسلامی در ایران، علیرغم ادعای نظام فرهنگی کشوردر حمایت ازاین گونه سینمایی، همواره با چالش های جدی روبرو بوده است. فیلم سینمایی رستاخیز، یکی از چندین فیلم دینی در ایران است که با وجود اخذ مجوزهای لازم برای اکران عمومی از مقامات سینمایی کشور، براثر اختلافات و حواشی بهوجود آمده پیرامون آن توقیف شد و همچنان (تا زمان انتشار این مقاله)، سرنوشت نامعلومی دارد. مسئله محوری در این تحقیق، مواجه با یک پدیده متناقض نما در ژانر دینی سینمای پس از انقلاب است. از یک طرف، سینماگران به تولید فیلمهای دینی تشویق می شوند و از طرف دیگر، وجود ناهماهنگیها و موانع مدیریتی و ساختاری موجب هدر رفت وقت، انرژی، بودجه سازندگان فیلمهای دینی و منابع کشور می شود. این تحقیق در نظر دارد، با استفاده از نظریه کنش ارتباطی هابرماس و روش تحلیل محتوای کیفی، چالش های پیش روی فیلم های دینی را بامطالعه موردی فیلم رستاخیز مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد. برای این منظور، سه گروه مؤثر و دخیل در سرنوشت این فیلم، یعنی؛ فقها، مسئولین فرهنگی/هنری و سازندگان فیلم شناسایی و دسته بندی شده اند. در فرایند تحلیل، اظهارات هر گروه کدگذاری، مقوله بندی و پس ازآن مضامین حاصل از مقوله ها مورد شناساییقرارگرفته و در پایان، یافته های تحقیق براساس نظریه کنش ارتباطی هابرماس، جمع آوری و جمع بندیشده اند. یافته های پژوهش حاکی از فقدان ارتباط و گفتگوی مؤثر میان گروه های دخیل در سرنوشت فیلم رستاخیز بوده، و نیز نشان می دهند که اظهارات این کنشگران از کنش راهبردی پیروی می کنند. درنتیجه، به علت فقدان عقلانیت ارتباطی در اظهارات و تعاملات میان سه گروه کنشگر، تفاهمی بر سر نمایش فیلم رستاخیز بهوجود نیامده است.
نقش خشونت ساختاری درکاهش سلامت روان زنان شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی پاییز ۱۳۹۸ شماره ۲۱
215 - 244
حوزههای تخصصی:
خشونت ساختاری، یکی از انواع خشونت ها در سراسر جهان می باشد که به تبعیض ها، محرومیت های نظام مند و ممنوعیت های نهادینه شده درجامعه اشاره دارد. برخلاف خشونت فیزیکی، خشونت ساختاری در ساختارهای یک جامعه نهفته است و درتوزیع نابرابر قدرت، مالکیت منابع و فرصت ها نمایان می شود به طوری که؛ زاینده ی برخی پیامدهای اجتماعی و روانی درسطح جامعه و به ویژه زنان و دختران است. هدف از پژوهش حاضر، با توجه به اهمیت موضوع به نقش خشونت ساختاری درکاهش سلامت روان زنان شهر زاهدان می پردازد. داده ها به صورت پیمایشی جمع آوری شده است، جامعه ی آماری کلیه ی شهروندان بالای ۲۰ سال شهر زاهدان، می باشد، با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ی آماری تحقیق ۳۸۴ نفر به دست آمده است. نتایج حاصل از تحلیل عاملی که با استفاده از نرم افزار Pls به دست آمده حاکی از معنادار بودن رابطه بین نقش خشونت ساختاری بر کاهش سلامت روان زنان است، مقدار به دست امده، در این آزمون برابر با 0.۵۷۸ می باشد که مقداری مثبت است. بر این اساس فرضیه صفر پژوهش رد و فرض مقابل تأیید می شود. همچنین تمام ابعاد ابعاد خشونت ساختاری ( نابرابری جنسیتی، نظام مردسالار، کمبود امکانات اجتماعی ، عدم حمایت قانونی و عدم دسترسی به فرصت های شغلی برابر) درکاهش سلامت روانی زنان موثر و هریک سهم مشخصی دارند.
هوش فرهنگی و رابطه آن با ویژگی های شخصی و شغلی خبرنگاران روزنامه ها و خبرگزاری های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۰ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۴)
119 - 140
حوزههای تخصصی:
هد ف این پژوهش آن است، تا رابطه بین هوش فرهنگی را، با ویژگی شخصی و شغلی خبرنگاران روزنامه ها و خبرگزاری ایرانی، که نسخه انگلیسی دارند ، بررسی کند . جامعه آماری آن شامل کلیه خبرنگاران روزنامه ها و خبرگزاری شهر تهران است که نسخه انگلیسی زبان دارند . تعداداین افراد 130 نفر است و 113 نفر از آنها به پرسشنامه ها جواب داد ند . شیوه این تحقیق پیمایش و پرسشنامه، ابزار گرداوری داد ه ها بود . برای سنجش هوش فرهنگی از تست مرکز هوش فرهنگی (2005) در آمریکا و برای آزمون پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرنباخ استفاد ه شد ؛ که برای هوش فرهنگی880/0 به د ست آمد . تجزیه و تحلیل داد ه ها نیز با بهره جستن از روش کمی و نرم افزار آماری SPSS نسخه 23 انجام شد . یافته تحقیق نشان می د هد که هوش فرهنگی 9/0 درصد پاسخگویان در سطح کم، 1/22 درصد در سطح متوسط، 2/60 درصد در سطح زیاد و 8/16 درصد در سطح بسیار زیاد ، هستند . آزمون فرضیه تحقیق نیز گویای آن است که از میان ویژگی شخصی و شغلی افراد مورد مطالعه، تنها بین میزان تحصیلات با هوش فرهنگی، همبستگی وجود دارد .
بررسی تطبیقی فضاهای ورزشی دانشگاه های منتخب جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه فضاها و اماکن ورزشی از مهمترین کاربری های دانشگاهی هستند که نقشی اساسی در بهبود کیفیت زیستی و افزایش معیارهای زندگی مطلوب دانشجویان دارند، بگونه ای که پرداختن به وضعیت این فضاها در طول تاریخ و ارائه راهکارهای ارتقائ جایگاه آنها در دانشگاهها و اشاره به استانداردها و ضوابط طراحی آنها اهمیتی اساسی دارد. این مقاله با استفاده از روش تطبیقی، فضاهای ورزشی دانشگاههای منتخب جهان را بررسی کرده است، بگونه ای که پس از جمع آوری داده ها از طریق بررسی اسناد و طرح های فضاهای ورزشی در دانشگاههای نمونه آماری پژوهش، شباهتها و تفاوتهای بین آنها بر اساس اصول اولیه استخراج شده از مبانی نظری و داده های اولیه شامل محتوا و عملکرد، تقارن و تعارض، پرسپکتیو سه بعدی ورزشگاه، همخوانی ورزشگاه با سبک و چهره عمومی دانشگاه، بیان سازه ای، استفاده خلاق از فضا و بالاخره یکی شدن ورزشگاه با شهر و منظره، شناسایی گردید و تلاش شد تا عوامل تاثیر گذار بر این شباهت ها و تفاوتها بررسی گردد و آثار تاثیر گذار ویژگی های فضاهای ورزشی در این دانشگاهها بر کیفیت زندگی دانشجویان، توضیح داده شود. در ادامه پس از ارائه نمونه هایی از واقعیت های فضاهای ورزشی امروزی در دانشگاهها، به استانداردها و ضوابط طراحی فضاهای ورزشی دانشگاهی و راهکارهایی چند در زمینه بهبود طراحی و معماری فضاهای ورزشی در دانشگاههای ایران می پردازیم.
سفال لالجین؛ فرآیند ساخت
حوزههای تخصصی:
هویت ملی و هویت قومی در زیست جهان دانشجویان بلوچ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال دهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
217-241
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف کاوش کیفی هویت ملی و قومی در زیست جهان دانشجویان بلوچ در دانشگاه های دولتی و براساس نظریهزمینه ای انجام شده است. مشارکت کنندگان تحقیق، یازده نفر دانشجوی بلوچ مقطع کارشناسی ارشد و چهار نفر دانشجوی دکتری دانشگاه های دولتی بوده اند. داده ها از طریق مصاحبه عمیق به دست آمده است. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری درخصوص مقولات مختلف مصاحبه ادامه یافتند. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. نتیجه تحلیل داده ها، دستیابی به پنج مقوله محوری و یک مقوله هسته بوده است. مقولات محوری عبارت اند از: چند لایه گی و تکثر منابع هویت بخشی، نوسان هویتی، رفت و برگشت بین هویت ملی و قومی، برجستگی مؤلفه های فرهنگی و فرسایش مؤلفه های سیاسی هویت ملی، بازنمایی هویت بلوچی در اندیشه دیگری و دیگری سازی؛ گجر و برساخت مرز هویتی. مقوله هسته نیز عبارت است از دیگرسازی هویتی سیال. همچنین یافته ها نشان دادند که بستر و منابعی مانند موقعیت مذهبی، موقعیت جغرافیایی و قومی در کنار شرایطی از قبیل احساس تبعیض سیاسی، تبعیض قومیتی، کلیشه سازی رسانه ای، وضعیت اجتماعی، سیاسی، تصورهای قالبی منفی پیوند چند جانبه ای با مقوله هسته پژوهش دارند.
میزان تأثیرگذاری رسانه های اجتماعی و مجازی بر فرآیند دموکراتیزاسیون (مطالعه موردی دولت حزب عدالت و توسعه ترکیه (2002 تاکنون))
منبع:
علوم خبری سال هشتم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۰
175 - 194
حوزههای تخصصی:
در جهان امروز، رسانه های اجتماعی و مجازی [تقریباً] یکی از ارکان اصلی ساحت سیاست و سیاست ورزی محسوب می شوند؛ چرا که هم ساختار سیاسی و هم سوژه های انسانی از این ابزارها در جهت تأمین اهداف و منافع خویش استفاده می کنند. مع الوصف در خصوص تأثیرات مثبت و یا منفی رسانه های اجتماعی و مجازی در فرآیند دموکراتیزاسیون بحث و تردید وجود دارد؛ این رسانه ها، در عین اینکه به لحاظ ذاتی و محتوایی، کارکرد متعارضِ «خدمت و خیانت» دارند؛ به لحاظ عرضی و جانبی کارکردشان به «ماهیت نظم سیاسی»، بستگی دارد. تأکید پژوهش حاضر این است که تأثیر عوارض جانبی بر کارکرد ضعیف (شکننده) و گاهاً منفی رسانه های اجتماعی و مجازی در فرایند دموکراتیزاسیون، بیشتر از عوارض ذاتی است؛ چرا که ماهیت غیردموکراتیک نظم سیاسی امکان شکل گیری فضای عمومی و برقراری ارتباط میان فضای مجازی و واقعی را نمی دهد. مطالعه موردی دوره حاکمیت حزب عدالت و توسعه ترکیه (2002-2019) تأیید کننده این مدعا است.
فراتحلیل مطالعات ناظر به برساخت اجتماعی بدن در جامعه ایرانی مورد کاوش: مقالات علمی پژوهشی داخلی 1395-1386(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه بازنمایی اجتماعی و زیبایی شناسنانه بدن در حوزه عمومی از رایج ترین دستورکارهای پژوهشی دهه اخیر در ایران بوده است. پراکندگی نتایج مطالعات، ضرورت فراتحلیل پژوهش های ناظر به ساخت اجتماعی بدن را با به منظور رسیدن به تصویری نسبتاً جامع از آورده ها و چالش های مطالعاتی آشکار می سازد. هدف مطالعه، شناسایی و سنخ بندی متغیرهای معطوف به ساخت اجتماعی بدن در جامعه ایرانی است. پرسش اصلی مطالعه این است که در پژوهش های داخلی 1395-1386 پدیده مدیریت بدن در نسبت با چه متغیرهایی مورد توجه محققان علوم اجتماعی قرار گرفته است؟ فراتحلیلِ 29 مقاله پژوهشی منتخب نشان می دهد بدن های طبیعی زیست شناختی کنش گران اجتماعی متأثر از 48 متغیر در چهار سنخ اجتماعی، فرهنگی، زمینه ای و روان شناختی، به نوعی مصنوع اجتماعی فرهنگی بدل شده اند. متغیرهای اجتماعی در 8/57% موارد بیشترین فراوانی، و متغیرهای فرهنگی در 2/27% موارد کمترین فراوانی را دارا هستند؛ در 2/78% پژوهش ها، متغیرهای روان شناختی توجه پژوهشگران را به خود جلب نموده اند؛ بدین سان، متغیرهای اجتماعی، و روان شناختی، بیشترین اهمیت، و متغیرهای زمینه ای و فرهنگی اهمیت کمتری نزد نویسندگان پژوهش های مرور شده داشته اند. فقدان راهکار اجرایی در 2/78% مطالعات و امتناع پژوهش گران داخلی از مطالعه چگونگی برساخته شدن اجتماعی بدن از منظر نسبت گزینی آن با ابعاد مختلف گفتمان مسلط دینی و سیاسی محوری ترین وجه مغفول در پژوهش های فراتحلیل شده است.
جاز ژورنالیسم؛ بررسی ابعاد شکل گیری و تبیینی بر مولفه ها و آثار
منبع:
علوم خبری سال هشتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۲۹
9 - 35
حوزههای تخصصی:
جاز ژورنالیسم به عنوان رسانه اصلی دوران جاز در دهه 1920، به ویژه در ایالات متحده آمریکا و به طور خاص در شهر نیویورک، پدیدار شده است و علاوه بر این که خود از بستر فرهنگی آن دوران تاثیر پذیرفته، آثار گسترده و زیادی را نیز بر نسل های بعدی رسانه های مکتوب و مطبوعات نیز برجای گذاشته است، این مقاله درصدد بر آمده تا ضمن بررسی ابعاد و وجوه آن با بازخوانی نسبت به تجربیات رسانه ای گذشته ابعاد جدید را از این روزنامه نگاری بکاود. این مقاله با روش اسنادی و کتابخانه ای و با رویکرد توصیفی تحلیلی نوشته شده است. نتایج یافته ها نشان می دهد که استفاده چشمگیر از تصاویر و روایت های بصری در مطبوعات آن زمان، ضمن این که به گسترش فزاینده روزنامه نگاری تابلوئید کمک کرده، باعث ترویج «غیریت سازی» در رسانه های چاپی نیز شده است.
تحلیل روند دگرگونی فرهنگ سیاسی نسل های اجتماعی شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، بررسی روند دگرگونی فرهنگ سیاسی نسل های اجتماعی شهر سنندج است. مدل نظری و مفهومی پژوهش حاضر، بر مبنای کارهای آلموند و وربا، پای، اینگلهارت، الازار و روزنبام و تسلر و گائو ارائه شده است. همچنین این مطالعه به روش کمی صورت گرفته و داده ها با تکنیک پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده است. جامعه آماری شامل افراد 15-74 ساله ساکن محله های مختلف شهر اعم از زن و مرد است که 485 نفر آنان به روش های نمونه گیری ترکیبی انتخاب شدند. نتایج نشان می دهد فرهنگ سیاسی نسل های اجتماعی شهر سنندج در حال دگرگونی از فرهنگ سیاسی محدود به دیگر فرهنگ های سیاسی از جمله دموکراتیک است. این روند با فرض رفع بسیاری از موانع ساختاری فراروی نسل های جوان تر و افزایش مشارکت های فعال آنان در زمینه های اجتماعی-اقتصادی و سیاسی تسریع می شود. همچنین نسل های بزرگ سال بیشتر بازنمای فرهنگ سیاسی محدود هستند، اما جوانان در کنار بازنمایی فرهنگ سیاسی دموکراتیک، بیش از نسل های میانی فرهنگ های بی اعتنا و عملگرا را بروز داده اند که مطابق با خواسته های تئوریک نیست. متغیرهای این مطالعه، دگرگونی و تفاوت فرهنگ سیاسی نسل ها را تا حد زیادی توضیح داده است. نتایج نیز پشتوانه نظری و تجربی دارد.
بررسی تطبیقی روش شناسی فقها در مواجهه با مسئله گسست دولت و ملت در ایران در دوره های صفویه، قاجار و معاصر(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ شیعی حاکم بر ایران، در دوره های تاریخی متفاوت و نامشروع دانستن حکومت های استبدادی مبتنی بر ایل یا حمایت های استعماری، موجب گسست دولت و ملت بوده است. دانشمندان در دوره های متفاوت، تجربه های عملی و نظری متفاوتی را با رویکردهای بومی یا برون زا رقم زده اند. مواجهه عملی و نظری علامه مجلسی، مرحوم نائینی و امام خمینی ره، با سه رویکرد اخباری، اصولی و حکومتی در سه دوره متفاوت صفویه، قاجار و پهلوی، مسئله این پژوهش است. این پژوهش، با رویکرد روش شناختی بنیادین و روش تحلیلی تاریخی، در دو محور عوامل معرفتی و غیرمعرفتی، مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از این است که هر سه رویکرد فوق، در نامشروع دانستن حکومت های فوق و اتخاذ رویکردهای ایجابی، از باب دفع افسد به فاسد اشتراک دارند. اما ظرفیت های فقهی نسبتاً متفاوت سه مدل فقه اصلاحی، انتقادی، انقلابی و پیامدهای متفاوتی در عرصه های معرفتی، اجتماعی و سیاسی به دنبال داشته است.
بررسی شیوه های پیشگیری وضعی از وقوع سرقت احشام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
1 - 24
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سرقت احشام جزء جرایمی است که امنیت عمومی را به مخاطره انداخته و به احساس امنیت عمومی، آرامش ذهنی و سلامت افراد آسیب می رساند. این پژوهش به منظور بررسی شیوه های پیشگیری وضعی از وقوع سرقت احشام در شهرستان بندرگز انجام شده است. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی- پیمایشی می باشد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جامعه آماری هم اهالی 17 روستا و فرماندهان نیروی انتظامی در شهرستان بندرگز، دامداران، شوراها، کارشناسان جهاد کشاورزی و اتحادیه دامداران می باشند، حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران محاسبه که 183 نفر می باشد. پس از جمع آوری اطلاعات داده های تحقیق با استفاده از نرم افزار spss در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی به صورت جداول توزیع فراوانی، ضریب همبستگی استفاده شده است. یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد، پیشگیری محیطی (متغیر مستقل) و مؤلفه های آن بر سرقت احشام تأثیر دارد. بیش از 50 درصد از اعضای جامعه اعتقاد به تأثیر زیاد گویه ها (افزایش زحمت، افزایش خطر، کاهش منافع ناشی از جرم، کاهش تحریک و حذف بهانه ها) بر پیشگیری از سرقت احشام دارند. نتیجه گیری: نتایج تبیینی نیز گویای این واقعیت است که بین شیوه های پیشگیری وضعی و سرقت احشام رابطه معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تبیینی نشان می دهد که؛ شیوه های پیشگیری وضعی32 درصد از تغییرات مربوط به سرقت احشام را تبیین می کند، که نشان دهنده نتیجه مثبت و ارزشمند اقدامات کلانتری پیرامون پیشگیری از سرقت احشام با محوریت پیشگیری وضعی بوده است.
مطالعۀ انسان شناختی نحوۀ بازنمایی دیگربودگی و تمایز اجتماعی در شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر دیگربودگی و تمایز اجتماعی در میان مردم سنندج و رابطه آن با گونه های زبانی حاضر در میدان - به عنوان جنبه ای نمادین از این تمایز - مطالعه شده است. پرسش های پژوهش بدین شرح هستند که: دوگانه سنندجی و غیرسنندجی در نزد مردم سنندج چه معنایی دارد؟ نحوه بازنمایی این دیگربودگی به لحاظ نمادین چگونه است؟ و زبان در این میان از چه جایگاهی برخوردار است؟ برای پاسخ دادن به این پرسش ها از روش کیفی مردم نگاری استفاده شد. داده های میدانی پژوهش با فنون مشاهده مشارکتی، مصاحبه گروهی متمرکز، مصاحبه عمیق، مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شده است. همچنین با هدف تقویت بخش تحلیلی از داده های اسنادی نیز استفاده شد. برای تحلیل گونه های زبانی موجود از تکنیک تابلوهای بهینگی در زبان شناسی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که گروه فرادست جامعه، یعنی کسانی که خود را سنندجی اصیل می دانند، برای حفظ تمایز- که تضمین کننده برتری آنها در میدان های مختلف و حفظ قدرت در دست آنهاست- از نمادهایی استفاده می کنند که یکی از این آن ها گونه زبانی است. آنها فرایند های بهینگی مانند تضعیف را ناشی از ضعف شناختی گروه های فرودست می دانند. گروه فرادست با مکانیسم های ارتباطی، رفتاری و حاشیه ای کردن، سعی می کنند گروه فرودست را به پذیرش برتری فرهنگی خود وادار کنند. مکانیسم گروه فرودست جهت رهایی از تبعیض و حاشیه ای شدن، تغییر الگوهای رفتاری و شبیه سازی گونه های زبانی است.
کشمکش های گفتمانی حافظه- فراموشی در مجموعه عکس «به روایت یک شاهد عینی» اثر آزاده اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عکس ها چونان اسنادی تاریخی منبعی برای دستیابی به واقعیت های گذشته هستند و بخشی از آگاهی تاریخی جمعی را شکل می دهند. اما عکس، همچون دیگر رسانه ها، تصویری کامل از تاریخ نیست؛ بلکه گزینش شده و برجسته سازی شده است. در واقع، عکس های تاریخی روایتی جهت داده شده و رسمی از گذشته دارند. از سوی دیگر، این هنرمندان هستند که با درام عکاسانه ساختار خطی روایت رسمی از تاریخ را بر هم می زنند و دوگانه حافظه و فراموشی را به منزله موضوع اندیشه و به مثابه برساخته ای اجتماعی تبدیل به ابزار روشنگری سیاسی می کند. سازوکار سیاست با تأکید بر رویدادهای درخشان به دنبال یادآوری خاطرات قدرت و پیروزی است و شکست های تاریخی را به فراموشی می کشاند؛ از همین رو است که منتقدان قدرت بر گسست ها و فراموش خانه های تاریخ تأکید می کنند. هنرمندان هم در ساخت حافظه و هم در بازسازی خاطره های فراموش شده نقش مهمی دارند؛ چه در ثبت رویدادهای هنری که اوج های درخشان تاریخ ملت را به فیلم و تصویر تبدیل می کنند، چه با خلق آثار انتقادی که تصویر رو به فراموشی تاریخ را یادآور می شوند. فیلم های تاریخی، عکاسی تاریخی و نقاشی تاریخی بخشی از این تلاش است. این مقاله به بررسی عکس های صحنه پردازی شده آزاده اخلاقی در مجموعه عکس «به روایت یک شاهد عینی» بر اساس تحلیل گفتمان می پردازد. با بررسی استراتژی-های گفتمانی حافظه-فراموشی در این مجموعه عکس، سه گونه روایت (فراموش شدگان، حذف شدگان و طرد شدگان) در تاریخ ایران تحلیل شد و نشان داده شد که هنرمند چگونه با کنش زیباشناختی خود سازوکارهای فراموشی حافظه جمعی را بازنگری می کند.
واکاوی میزان اثربخشی آموزش های معاونت اجتماعی بر آگاهی اجتماعی- انتظامی دانش آموزان مقطع متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال یازدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
91 - 114
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: آموزش، آگاه سازی و اقناع مردم از رویکردهای نوین، مشارکت حداکثری همه عناصر اجتماعی در فرایند تولید و بازتولید امنیت می باشد، که مأموریت اساسی نیروی انتظامی تدوین و اجرای آموزش های همگانی در تمامی سطوح جامعه می باشد. هدف این پژوهش واکاوی میزان اثربخشی آموزش های معاونت اجتماعی برآگاهی اجتماعی- انتظامی دانش آموزان مقطع متوسطه (مطالعه موردی شهر قزوین) است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر، شبه تجربی بوده که جامعه آماری تحقیق، شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوم که در سال تحصیلی 96-1395 مشغول به تحصیل بوده اند، حجم نمونه براساس نمونه گیری خوشه ای و جدول مورگان تعداد350 نفر انتخاب شده اند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه سازمان یافته (قبل از ارائه آموزش های همگانی و بعد از آن) استفاده شده است، روایی آن از طریق پانل متخصصان و پایایی با روش آلفای کرونباخ (79/0) محاسبه شد. داده ها به دست آمده از طریق آزمون های ناپارامتریک U مال ویتنی و کروسکال – والیس، T و تحلیل واریانس یک طرفه تحلیل شده اند. یافته ها: نتایج آزمون T نشان می دهد که میزان اثربخشی آموزش های معاونت اجتماعی بر آگاهی انتظامی – اجتماعی دانش آموزان در ابعاد (آگاهی از مأموریت و اقدامات آموزشی ناجا (3/3)، آشنایی با خطرات و تهدیدات (مواد مخدر، نزاع و درگیری و تصادفات) (2/3)، آشنایی با قوانین و مقررات (3/2)، علاقه به همکاری با معاونت اجتماعی (4/3)، استفاده از آموزش های در موقعیت های واقعی (9/1) و مراجعه به معاونت اجتماعی برای حل مشکلات (3/3)) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بر اساس یافته های آزمون کروسکال- والیس ارائه آموزش های در مقاطع تحصیلی مختلف در میزان آگاهی انتظامی – اجتماعی دانش آموزان تأثیر ندارد. در نهایت بر اساس آزمون واریانس یک طرفه تحصیلات والدین در ارائه آموزش های، موجب افزایش آگاهی انتظامی – اجتماعی دانش آموزان می شود. بنابراین کلیه فرضیه ها تحقیق مورد تأیید قرار گرفت. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد، بکارگیری آموزش همگانی در پیشگیری از آسیب های اجتماعی مؤثر است و نیروی انتظامی با کمک سازمان های مرتبط می تواند با استفاده از آموزش های همگانی تهدیدهای ناشی از آسیب های اجتماعی را کاهش دهد.
تجربه زیسته کارگران زن در بخش غیررسمی اقتصاد ایران (مطالعه موردی کارگران غیررسمی زن استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۱
173 - 210
حوزههای تخصصی:
اشتغال غیررسمی از بخش های قابل توجه در اقتصاد ایران است که همراهی قوی با محرومیت اجتماعی دارد؛ زمانی که زنان وارد بازار کار می شوند، اشتغال غیررسمی مهم ترین گزینه پیشِ روی آن هاست. هدف پژوهش پیش رو فهم سازوکارهای محرومیت ساز اشتغال غیررسمی و چگونگی برون رفت کارگران غیررسمی زن از این شرایط است. روش پژوهش از نوع کیفی با بهره گیری از روش نظریه مبنایی است. جمعیت مطالعه کارگران غیررسمی زن استان تهران هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند 32 نفر جهت مشارکت گزینش شده اند. فنون داده یابی مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته است. جهت داده کاوی از روش کدگذاری نظری بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اشتغال غیررسمی یک نوع سازوکار بقاگرایانه به شمار رفته و کارگران غیررسمی زن با سرمایه تهی و تجربه کاستیِ قدرت در چهارگانه حقوقی، اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی (نارسایی قدرت بخشی رسمی سازی) وارد این گستره شده، در آن می مانند و یا از آن خروج می یابند، از سویی کارگران در چرخه غیررسمی سازی، در یکی از مراحل پیش آگهی، آگاه ماندگی، کنشگری، واپس روی و رهایی بخشی قرار دارند. بر پایه پژوهش، مدل قدرت بخشی رسمی سازی از جمله سازوکارهای کمک کننده به کارگران در فرایند رسمی سازی و دسترسی بیش تر به کف حمایت اجتماعی پایه است.