فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۳۶۱ تا ۹٬۳۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
دانش انتظامی همدان سال هفتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۲۴)
89 - 112
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهشبررسی نقش پلیس، در تحقق اخلاق اسلامی در فضای مجازی مبتنی بر منظومه فکری و بیانات مقام معظم رهبری است . نیاز انسان به امنیت اخلاقی به عنوان یک نیاز اساسی، و همچنین نیاز به امنیت فردی، خانوادگی، اجتماعی، شغلی و... غیرقابل انکار می باشد . امنیت در این موارد به هم مرتبط است و عدم برقراری آن می تواند سبب سقوط و انحطاط یک جامعه گردد . استقرار نظم و امنیت و تأمین آسایش عمو می از وظایف مهی است که براساس قانون اساسی بر عهده نیروی انتظا می است . روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر اسناد کتابخانه ای و فیلم های ثبت شده است . تأکیدات مکرر مقام معظم رهبری بر اهمیت فضای مجازی حاکی از آن است که فضای مجازی در شرایط حاضر می تواند به عنوان «بزرگترین تهدید» یا «بزرگترین فرصت» انقلاب اسلا می به شمار آید . قوای انتظا می در این مورد علاوه برتلاش هایی که در عرصه مواجهه و مقابله با رفتارهای ضدارزش در محیط های عمو می دارند؛ در فضای مجازی نیز، می توانند در زمینه اصلاح رفتارهای ضدارزش وارد عمل شوند . بنابراین آنچه که از نیروی انتظا می طبق فرمایش معظم له انتظار می رود، حرکت با تحول و حتی پیشی گرفتن از آن است که دشمن نتواند با چیدن مهره های شطرنج قدرت استکباری خود، جامعه را با آسیب های مختلف اجتماعی و فرهنگی، کیش و مات کند .
کنش فرهنگی زنان پس از انقلاب اسلامی: تحلیل گفتمان مطالبات فمینیسم اسلامی در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقوع جمهوری اسلامی در ایران، فرصت ویژه ای برای کنشگری فرهنگی مبتنی بر آموزه های اسلام و نگاه ضدامپریالیستی به زنان بخشید. این امر عامل توانمندسازی جریان های مدنی زنان نیز بوده است. یکی از این جریان ها که در ادبیات بین الملل با عنوان فمینیسم اسلامی شناخته می شود، مدعی بازتفسیر ادبیات دینی مبتنی بر مفهوم مدرن برابری جنسیتی است. تدوین قوانین و تکوین هنجارهای اجتماعی، از جمله روابط زن و مرد در عرصه خانواده و اجتماع مبتنی بر قواعد اسلامی پس از انقلاب اسلامی، به زعم فمینیست های اسلامی جایگاه فرودستی برای زنان ایجاد کرده است و آن ها از همان مجاری دینی خواستار بازتعریف برخی قوانین و هنجارهای فرهنگی هستند. مقاله حاضر با بررسی منابع متعدد دانشگاهی و مطبوعاتی که گفتمان فمینیسم اسلامی را برساخته است، دال های مرکزی این گفتمان را در مواجهه با جمهوری اسلامی در ایران بیان کرده است. در اینجا، فمینیسم اسلامی بر مبنای نظریه مارگات بدران تعریف شده است و با استفاده از رویکرد لاکلا و موف در تحلیل گفتمان انتقادی دال های مرکزی بازشناسی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد، نقد رویکرد جمهوری اسلامی به تقلیل هویت زنانه به خانواده و اجتماع، تأکید بر برابری ارزشی زن و مرد برای دستیابی به تشابه حقوقی، توقف قانون گذاری نابرابر میان زنان و مردان مبتنی بر تفاسیر دینی و توسعه مشارکت زنان در جامعه مدنی از جمله موارد انتقاد فمینیسم اسلامی به جمهوری اسلامی است.
بررسی وضعیت ادراک از فساد و عوامل مرتبط با آن مطالعه شهروندان شهر سرپل ذهاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادراک از فساد، از شاخص های مهم برای شناخت وضعیت فساد، روند آن و نگرش مردم به میزان، شیوع و چگونگی آن در سطح جامعه است. پژوهش حاضر با روش کمی، به شیوه پیمایشی و با ابزار پرسش نامه، وضعیت ادراک از فساد را بین شهروندان شهر سرپل ذهاب بررسی کرده است. حجم نمونه 400 نفر بود که برای دست یابی به آنها از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای متناسب با حجم استفاده شد. برای ارزیابی اعتبار و پایایی ابزار پژوهش نیز به ترتیب از روش های اعتباریابی صوری و سازه ای و آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد که نشان داد ابزار پژوهش، اعتبار و پایایی مناسبی دارد. نتایج پژوهش نشان دادند ازنظر پاسخگویان، شهرداری ها بیشترین و دانشگاه ها کمترین میزان شیوع فساد را دارند. ازنظر آنها، در ده سال اخیر، روند اختلاس در سطح جامعه افزایش یافته است؛ این در حالی است که در میزان ارتشا و پارتی بازی تغییر چندانی صورت نگرفته است. به علاوه، میزان ادراک از فساد مردان به طور معناداری بیش از زنان بود. بین گرایش های سیاسی نیز در وضعیت شاخص ادراک از فساد تفاوت معناداری وجود داشت. شاخص ادراک از فساد، با متغیرهای آگاهی سیاسی، مصرف رسانه ای و جهت گیری ارزشی مدرن، ارتباط مثبت و معنادار و با پایگاه اقتصادی - اجتماعی، ارتباطی غیرمعنادار داشت؛ درنهایت، براساس مقدار بتا در تحلیل مسیر، مشخص شد متغیر آگاهی سیاسی، بیشترین نقش را در تبیین شاخص ادراک از فساد دارد.
تعیین عوامل راهبردی مؤثر بر پیشگیری از جرایم سایبری با رویکرد دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال دوزادهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
113 - 140
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ویژگی های محیط سایبر و در نتیجه آن پیچیده تر شدن جرایم سایبری موجب زمان بر و هزینه بر شدن کشف این جرایم شده است در نتیجه توجه به پیشگیری از جرایم سایبری از اهمیت بالایی برخوردار می باشد؛ هدف از این پژوهش تعیین عوامل راهبردی مؤثر بر پیشگیری از جرایم سایبری است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش را خبرگان پلیس فتا ناجا به تعداد 15 نفر تشکیل می دهند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته است که پایایی پرسشنامه از روش ضریب آلفای کرونباخ با مقدار 0/89 و روایی پرسشنامه با روش محتوایی تأیید شد همچنین با استفاده از روش دلفی فازی، در دو مرحله به جمع آوری اطلاعات از خبرگان مورد نظر اقدام گردید و کلیدی ترین آنها انتخاب شدند. با توجه به ماهیت این پژوهش، جهت تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده از روش دلفی فازی و از نرم افزارهای Excel و Spss استفاده گردید. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که مهمترین عوامل راهبردی مؤثر بر پیشگیری از جرایم سایبری، در 31 عامل و 7 گروه شامل عوامل فرهنگی، عوامل اجتماعی، عوامل فنی، عوامل ایجابی، عوامل سلبی، عوامل درون سازمانی و عوامل برون سازمانی می باشند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، فرهنگ سازی و تولید رسانه ای، آگاه سازی خانواده ها، استفاده از ابزارهای امنیتی توسط کاربران، در اختیار داشتن نیروهای متخصص و آموزش دیده از جمله عوامل مؤثر و نقش آفرین در پیشگیری از جرایم سایبری می باشند که بایستی در طراحی و انتخاب برنامه ریزی های راهبردی مناسب مورد توجه ویژه قرار گیرند.
مقایسه علائم اختلالات اضطرابی، ابراز هیجان و پذیرش اجتماعی در کودکان دارای تجربه طلاق و مرگ والدین با کودکان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال شانزدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۶۲
259-283
حوزههای تخصصی:
تجربه ی طلاق و مرگ والدین، می تواند به مشکلات روانشناختی و رفتاری زیادی در کودکان منجر شود. هدف پژوهش حاضر، مقایسه ی علایم اختلالات اضطرابی، ابراز هیجان و پذیرش اجتماعی در کودکان طلاق، دارای تجربه مرگ والدین و عادی بود. روش پژوهش از نوع علّی- مقایسه ای بود. در این پژوهش 71 کودک طلاق و 63 کودک مواجه با مرگ یکی از والدین به صورت کل شماری و 134 کودک عادی به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه ی غربالگری اضطراب کودک مرتبط با اختلالات هیجانی، مقیاس ابراز هیجان و مقیاس پذیرش اجتماعی و برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیری دوراهه (مانکوای دوراهه) استفاده شد. نتایج نشان داد که علایم اختلالات اضطرابی (اختلال پانیک، اختلال اضطراب فراگیر، اختلال اجتنابی، اختلال اضطراب اجتماعی، اختلال اجتناب از مدرسه)، مشکل در ابراز هیجان ( ابراز هیجان ضعیف، بی میلی در ابراز هیجان) در کودکان طلاق و دارای تجربه ی مرگ والدین بیشتر از کودکان عادی بود. همچنین میانگین اختلالات اضطرابی (ابعاد آن) و مشکل در ابراز هیجان (ابعاد آن) در دختران بیشتر از پسران بود. علاوه براین، پذیرش اجتماعی در کودکان طلاق کمتر از کودکان عادی بود. براساس نتایج، استفاده از آموزش ها و درمان های روانشناختی برای علایم اختلالات اضطرابی، مشکل در ابراز هیجان و پذیرش اجتماعی پایین در کودکان دارای تجربه ی طلاق والدین و مرگ والدین والدین پیشنهاد می شود.
تحلیل فضایی اثرات بیکاری و بیکاری تحصیل-کردگان بر جغرافیای سیاسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیکاری از لحاظ اجتماعی و سیاسی ظرفیت بحران آفرینی بالایی دارد و می تواند مقبولیت و حتی مشروعیت حکومت ها را زیر سوال ببرد. پاسخ حکومتها به بیکاری، ایجاد فرصت های آموزشی است تا ورود نیروی جدید به بازار کار را به تعویق بیندازند که در ایران باعث افزایش بیکاری تحصیل کردگان شده است. تفاوت فضایی در نرخ بیکاری و سهم بیکاران تحصیل کرده در کشور، تبعیض فضایی مزمن و تسلط الگوی مرکز- پیرامون و انطباق این الگو بر محل زیست گروه های قومی، نگرانی های سیاسی و احتمال اوج گرفتن ناآرامی را در کشور افزایش می دهد. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و آماری با تأکید بر کشف الگوهای فضایی بیکاری به طور عام و بیکاری تحصیل کردگان به طور خاص با استفاده از روش های تحلیل فضایی آماره موران و آماره Getis–Ord Gi* در پی پاسخ به این سوالات است که الگوهای فضایی بیکاری در ایران چگونه است و دارای چه اثراتی بر جغرافیای سیاسی کشور است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد الگوهای فضایی بیکاری با بیکاری تحصیل کردگان متفاوت است و پایداری این الگوها طی زمان باعث تقویت فرایندهای ناموزون مهاجرت و توسعه شده و برداشت مردم از آن را سیاسی ساخته است و تداوم این وضعیت از دیدگاه جغرافیای سیاسی، چالش بزرگی برای حاکمیت و دولتمردان است.
شناسایی راهبردهای رسانه ای به منظور افزایش نشاط اجتماعی مبتنی بر ورزش
حوزههای تخصصی:
ناین مقاله با هدف شناسایی راهبردهای رسانه ای به منظور افزایش نشاط اجتماعی مبتنی بر موضوعات و اخبار ورزشی انجام شد. بدین منظور از روش نظریه برخاسته از داده ها شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی استراوس و کوربین استفاده شد. 24 مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با نمونه گیری نظری با کارشناسان مرتبط انجام گرفت و به منظور ارزیابی اعتبار نتایج استخراج شده به 10 تن از اساتید به طور مجزا ارائه و نظرات آنها جهت اصلاح و تعدیل دریافت شد. مقوله محوری تحقیق افزایش نشاط اجتماعی شهروندان بود که با راهبردهای رسانه ای ورزشی بتواند باعث تشویق شهروندان به مشارکت در ورزش شده و با اطلاع رسانی اخبار ورزشی به توسعه فرهنگ ورزش در جامعه کمک کند. یافته های تحقیق در بعد راهبردها به مواردی از جمله مخاطب پژوهی درحوزه علاقمندان ورزش، سیاست گذاری خبری، توسعه اخبار ورزش قهرمانی، توجه به اقتصاد رسانه های ورزشی و مدیریت اخبار با محوریت المپیک و رویدادهای جهانی ورزش بود.
مفهوم شناسی و تحلیل جامعه شناختی زمینه های شکل گیری پدیده تمارض اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرسش محوری این پژوهش، بررسی چرایی و چگونگی شانه خالی کردن از انجام دادن وظایف قانونی و اخلاقی با ارجاع به عوامل بیرونی و ناموجه در تعاملات اجتماعی و زندگی روزمره است. به این معنا در آغاز پژوهش با ابزار مفهومی تمارض اجتماعی توجه شده است. از آنجا که این مفهوم را نگارندگان این پژوهش ابداع کرده اند و درنتیجه، چارچوب مفهومی آن مشخص نیست، ابتدا به درک و دریافت متخصصان علوم اجتماعی از پدیده تمارض اجتماعی رجوع کرده ایم؛ بنابراین، هدف اصلی پژوهش، تدقیق معنایی و مفهوم شناسی پدیده تمارض اجتماعی و تحلیل جامعه شناختی زمینه های شکل گیری آن در تعاملات اجتماعی و زندگی روزمره است. برای این منظور با روش کیفی و انجام دادن مصاحبه های مسئله محور به سمت نظریه ای زمینه ای برای توضیح تمارض اجتماعی در جامعه خودمان حرکت کرده ایم. این مسیر مبتنی بر طرح جی تی ام نظام مند (SY-GTM) یعنی الگوی پارادایمی استراوس و کربین در رویکرد نظام مندِ روش نظریه زمینه ای پیگیری شده است؛ به این ترتیب که با نمونه گیری نظری، 15 نفر از خبرگان و متخصصان علوم اجتماعی برای انجام دادن مصاحبه عمیق انتخاب شده اند و داده های حاصل از گفت وگو با مشارکت کنندگان با استفاده از فرایند کدگذاری سه مرحله ای در طرح جی تی ام نظام مند تحلیل و مقوله بندی شده است. این پژوهش به کشف پدیده محوری اعتراض انجامید؛ اعتراض به شرایط فرهنگی و اجتماعی و نبود امنیت هستی شناختی، که همراه با شرایط علّی، شرایط زمینه ای و مداخله گرِ مرتبط با آن، همگی به کاربست راهبرد تمارض اجتماعی از طرف افراد جامعه می انجامد؛ به بیان دیگر، در جامعه بدون امنیت هستی شناختی و با حکمرانی بد، اخلاق گرایی ایدئولوژیک، کیش فردیت، تضعیف اخلاق و ناهنجاری افراد و گروه های مرجع، افراد جامعه اعتراض دارند و تمارض اجتماعی می کنند. نتیجه چنین زیست جهانی نیز کاهش سرمایه اجتماعی و پیش بینی ناپذیری رفتارهای اجتماعی است. بنا بر یافته های این پژوهش، تمارض اجتماعی شامل کنش و برهم کنش های خاصی است که تداعی گر مسئولیت گریزی، دلیل تراشی و توریه است. این کنش اجتماعی به شکل های گوناگون در تعاملات روزمره ظهور و بروز می کند و نباید آن را فقط به یکی از وجوه آن ساده سازی کرد؛ به علاوه، تمارض اجتماعی در نموداری از شرایط علّی، زمینه ای و مداخله گرِ آن و در شبکه ای میان آن شرایط و تمارض اجتماعی به مثابه راهبردی برای مواجهه با آنها و پیامدهایشان، درک و دریافت می شود.
نقش تصوف در تشکیل حکومت صفوی (بازخوانی آراء ابن خلدون درباره تشکیل حکومت ها)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) پاییز ۱۳۹۹ شماره ۹۰
1 - 32
حوزههای تخصصی:
برخی اندیشمندان برای تبیین شکل گیری حکومت صفوی بر نقش عصبیت قبیله ای و برخی دیگر بر نقش عصبیت دینی تأکید کرده اند و درواقع، هیچ کدام به هم نشینی و هم افزایی فرایندی عوامل مزبور در تشکیل این حکومت توجه نداشته اند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر این بوده است که بر اساس آراء سیاسی ابن خلدون و با رویکردی توصیفی- تحلیلی و استفاده از روش اسنادی و مطالعه متون تاریخی مرتبط با موضوع پژوهش، فرایند هم نشینی و هم افزایی هر دو نوع عصبیت را در تشکیل حکومت صفوی آشکار کند. یافته های پژوهش نشان می دهند که شاه اسماعیل با بهره گیری از ولایت صوفیانه، موجبات هم نشینی سه عامل عصبیت قبیله ای درون هر یک از قبایل، عصبیت دینی درون هر یک از قبایل و عصبیت دینی میان همه قبایل را فراهم آورده و بر همین اساس، میان قبایل مختلف تحت امر خود اتحاد و انسجام ایجاد کرده و با استفاده از قدرت مضاعف این قبایل که محصول هم نشینی و هم افزایی پیوندهای دینی با پیوندهای قومی بوده، با پیروزی بر سایر مدعیان قدرت موفق به تشکیل حکومت صفوی شده است؛ بنابراین، در تشکیل حکومت صفوی هر دو نوع عصبیت، البته با تقدم عصبیت دینی بر عصبیت قبیله ای، دارای نقش و جایگاه بوده اند.
تبیین نقش عوامل جامعه شناختی در گرایش روستاییان به رفتار پرخطر سوء مصرف مواد (موردمطالعه: روستاهای بخش رحیم آباد شهرستان رودسر)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال هفدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۶۷
75 - 92
حوزههای تخصصی:
گرایش مردم به رفتارهای پرخطر، از مسائل اجتماعی مهمی است که کیفیّت زندگی مردم، پیوندهای اجتماعی، سرمایه های انسانی و سلامت اجتماعی جوامع را متأثر ساخته است. این پژوهش با هدف تبیین میزان تأثیر عوامل جامعه شناختی در گرایش روستاییان به رفتار پرخطر سوء مصرف مواد با استفاده از نظریه های آنومی دورکیم، پیوند افتراقی ساترلند، بوم شناسی پارک و برجس، کنترل اجتماعی هرشی، سازگاری الکساندر، بیگانگی اجتماعی سیمن، خرده فرهنگ کوهن) انجام شد. روش پژوهش از نوع پیمایش است که داده ها با ابزار پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش کلیه افراد بالای 18 سال روستاهای شهرستان رودسر می باشد که بر اساس سرشماری سال 1395 (6205 نفر) می باشند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران400 نفر تعیین شد. شیوه نمونه گیری از نوع خوشه ای می باشد. یافته های پژهش نشان داد میانگین گرایش روستاییان به رفتار پرخطر سوء مصرف مواد، پایین تر از میانگین فرضی می باشد. تحلیل استنباطی فرضیه ها، تأثیر عوامل فرهنگی، اجتماعی، بوم شناختی و فردی را در گرایش افراد به رفتارهای پرخطر را تأیید کرد.
مطالعه تطبیقی کیفیت زندگی سالمندان ساکن در منزل و ساکن در سرای سالمندی در شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۱ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
47 - 74
حوزههای تخصصی:
با تغییر نقش سنتی خانواده، فرهنگ سپردن سالمندان به سراهای سالمندی روبه افزایش است. هدف اصلی پژوهش حاضر نیز مقایسه کیفیت زندگی سالمندان ساکن منزل و ساکن سرای سالمندی است. روش پژوهش پیمایشی- مقایسه ای و جامعه آماری شامل 160 سالمند (۸۰ نفر ساکن منزل و ۸۰ نفر مقیم سرای سالمندان) شهر همدان است که با دو روش تمام شماری (سرای سالمندی) و نمونه گیری در دسترس (مقیم منزل) انتخاب شده اند. از پرسش نامه استاندارد برای گردآوری اطلاعات و برای تحلیل از آزمون تی مستقل و رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد که بین کیفیت زندگی سالمندان ساکن در منزل با سالمندان ساکن در سرای سالمندان تفاوت معنی داری وجود دارد (73/2= t و001/0= sig). رگرسیون چند متغیره نشان داد سالمندان ساکن در سرای سالمندی در مقایسه با سالمندان ساکن در منزل از کیفیت زندگی پایین تری برخوردار هستند و متغیرهای سلامت اجتماعی، حمایت اجتماعی و امیدواری به زندگی از پیش بینی کننده های قوی تغییرات کیفیت زندگی سالمندان هستند. تحلیل مسیر نشان داد حمایت اجتماعی در هر دو گروه بیشترین تاثیر غیر مستقیم برکیفیت زندگی سالمندان را دارد. با توجه به این که زندگی در سرای سالمندی به عنوان سبک زندگی جدید گریز ناپذیر است و چون قفسی آهنین سالمندان را در بر می گیرد، باید خانواده ها و مسئولین در جهت افزایش کیفیت زندگی سالمندان تلاش کنند..
دریافت کودکان از مفاهیم انتقادی پویانمایی های «دلیر » و «یخ زده »(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
233 - 255
هدف اصلی این مقاله تبیین دریافت کودکان 9 تا 12 ساله از مفاهیم انتقادی دو پویانمایی دلیر (2012) و یخ زده (2013) است. ما در این پژوهش بر مفاهیم انتقادی درون این پویانمایی ها و همچنین چگونگی تفسیر این مفاهیم توسط کودکان تمرکز کرده ایم. چارچوب نظری برای این مقاله "نظریه دریافت" و روش تحلیل محتوای پویانمایی ها برای مقوله بندی و استخراج مفاهیم انتقادی آنها روش "تحلیل محتوای مردم نگارانه" است. ما با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 10 کودک (5 دختر و 5 پسر) را انتخاب و برای آنها دو پویانمایی مذکور را پخش کردیم و سپس با آنها مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام دادیم. یافته های ما نشان داد آنچه در دریافت مفاهیم انتقادی پویانمایی ها نقشی تعیین کننده داشت، مجهز بودن شرکت کنندگان به ابزارهای مفهومی انتقادی بود. آنها پویانمایی ها را بر اساس طرحواره ها و ابزارهای مفهومی در دسترس، تفسیر می کردند. به طور کلی، شرکت کنندگان مفاهیم انتقادی پویانمایی ها را برای تقویت باورهای پیشین خود و همسو با شناخت پیشین خود تفسیر می کردند، حتی اگر مفاهیم موجود در پویانمایی ها هم جهت با شناخت پیشین آنان نبود.
جایگاه فرهنگ در توسعه اقتصادی منطقه گیلان با تأکید بر عوامل اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۲
127 - 155
حوزههای تخصصی:
پیشرفت در بستر فرهنگی و توجه به فرهنگ از گام های مهم رسیدن به توسعه است و رسیدن به توسعه اقتصادی به عنوان الزامات توسعه وابسته به عناصر فرهنگی در بستر اجتماعی یک زیست بوم تلقی می شود. مطابق چارچوب نظری کارکردگرایی نیازهای فرهنگی، زمینه ها را برای هرگونه کنش اقتصادی در راستای توسعه فراهم می سازند به گونه ای که رفع نیازها، تعریف نیازهای جدید را به دنبال دارد و در سلسله مراتب نیازها، کارکرد، مفاهیم جدید یافته تا ساختار اقتصادی اجتماعی جامعه را رقم زند. فرهنگ نیز دارای کارکرد ارضاء نیازهای انسان در زندگی اجتماعی و انطباق انسان با محیط اطرافش بوده و اجزای مختلف فرهنگ، در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر و در جهت برآوردن این خواسته شرکت می جویند. مقاله حاضر یک پژوهش توسعه ای بوده که به روش اسنادی طی سال های 1394 الی 1397 در استان گیلان انجام شده است. بر طبق یافته ها و نتایج تحقیق فرهنگ به ویژه فرهنگ عامه از جایگاه ویژه ای در امر توسعه برخوردار است، اما همه ابعاد فرهنگ عامه مردم گیلان چندان از توسعه سخن نمی گویند. آیین ها در همه فرآیندهای اقتصادی نقش اساسی دارند. تقدیرگرایی افسانه های گیلانی نمی تواند تدبیر را در کنش های اقتصادی که زمینه ساز توسعه اقتصادی اند، رهنمون شود.
بررسی آسیب شناسی تضمین فقه در فرآیند قانون گذاری دولت اسلامی
منبع:
فرهنگ پژوهش پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۳ ویژه علوم سیاسی
175 - 193
حوزههای تخصصی:
بررسی آسیب شناسی تضمین فقه در فرآیند قانونگذاری دولت اسلامی یکی از مباحثی است که در به اجرا درآمدن فقه به عنوان منبع ونرم افزار برای مدیریت جامعه مورد سؤال است، در این میان آنچه اهمیت دارد، آسیب شناسی تضمین فقه در فرایند قانونگذاری دولت اسلامی می باشد؟ هدف پژوهش حاضر، شناساندن وبررسی آسیب هایی می باشد که مانع از تضمین فقه درفرآیند قانونگذاری است وبا تکیه به روش تجربی وکتابخانه ای می باشد. یافته ها نشان می دهد که با بررسی آسیب ها وموانع می توان در مقام تضمین فقه در فرایند قانونگذاری دولت اسلامی انگیزه ای ایجاد کرد تا منجر به قانونگذاری مطلوب قرار گیرد.
دانش بومی، معانی فرهنگی و مدیریت و بهره برداریِ آب در میان عشایر ایل قشقایی: یک مردم نگاری آب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۴
57 - 103
حوزههای تخصصی:
اهمیت بحران ها و گفتمان محیط زیستی در چند دهه گذشته به شکل گیری مطالعات میان رشته ای در این حوزه منجر شده است و انسان شناسان با تلقی «فرهنگ» به مثابه فصل مشترک گفتمان محیط زیستی و انسان شناسی و همچنین با توجه به ماهیّت فرارشته ای و میان رشته ای پژوهشهای انسان شناختی اعضای ثابت قدم و کلیدی این نوع مطالعات محیط زیستی به ویژه در موضوع آب به شمار می روند.داده ها و شواهد این پژوهش کیفی از طریق روشهای میدان پژوهی از جمله مشاهده مشارکتی و مصاحبه قوم نگارانه در میان سه طایفه از ایل قشقایی در محدوده سه شهرستان کازرون و نورآباد ممسنی در ییلاق و شهرستان دژکرد در اقلید استان فارس گردآوری شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد آب در میان عشایر ایل قشقایی نه فقط برای زندگی و پایداری زیست محیطی حیاتی است، بلکه آن از زوایای متعدد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، روانی، حقوقی و جنسیتی نیز مهم است. معانی موجود درباره آب و چالش های آن با تأثیرپذیری از شرایط زیست محیطی منطقه، به مرور زمان دچار تحوّل شده است. بحرانی شدن وضعیت آب و تغییر در نوع مدیریت و بهره برداری از آب، هم تمامی ابعاد و سبک های زندگی عشایر قشقایی را متأثر را کرده است و هم معانی فرهنگی موجود درباره آب را تغییر داده است.
آسیب شناسی پدیده کودکان کار شهر تهران با رویکرد فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال دهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۷
129 - 158
حوزههای تخصصی:
با آسیب شناسی پدیده کودکان کار و علل و پیامد های شکل گیری آن در شهر تهران با رویکرد فازی، راهکارهایی مطلوب برای مقابله با این پدیده ارائه شده است. در این راستا پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوا و داده کاوی، مؤلفه های ناظر بر علل و پیامدهای پیدایش کودکان کار و راهکارهای متناظر با آن ها را استخراج کرد. با کاربست روش دلفی فازی پرسشنامه ها تجزیه و تحلیل شدند. با مدل سه شاخگی راهکارها در شاخه های محتوا، ساختار و زمینه دسته بندی شدند. برای تعیین ارتباط میان مؤلفه های مورد اجماع نخبگان، روش تحلیل و توسعه گزینه استراتژیک (سودا) به کار گرفته شد. در نهایت با ادغام نقشه های خبرگان، مدل واحدی اتخاذ شد که شامل 45 مولفه و 57 راهکار است. طبق یافته ها، فقر عامل اصلی بروز و شیوع این پدیده است که عوامل ساختاری یا مسائل مرتبط با دولت و قانونگذاری با بیشترین اثرگذاری در حل مسائل کودکان خیابانی، می تواند منجر به کاهش فقر گردد. عوامل محتوایی در درجه دوم اهمیت قرار دارند. وجود راهکارهای متعدد در حوزه مسائل فرهنگی و دینی نیز از نکات قابل توجه می باشد.
طراحی الگوی جمع الجمع مدیریت رصدخانه ای به ابتنای ذهنیت آزاد از تشریفات اندماجی (با تمرکز بر روش شفافیت گرایی مولد ذیل فلسفه خادمیت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ بشر با تفاوت هایی در الگوها و سبک های مدیریتی همراه بوده که به اقتضای بافت فرهنگی- اجتماعی هر جامعه ، حلقه مفقوده در راهبرد انتخاب و انتخاب گری صحیح از میان کثرات در عالم ربط ها و نسبت ها است؛ لذا نیاز به انتخاب است و جوامعی که به انتخاب درست می رسند، پیشتاز و صف شکن به سمت رفاه دنیوی و سعادت اخروی خواهند بود که به نظر می رسد الگوی جمع الجمع مدیریت رصدخانه ای به اقتضای مقوله های اصلی آن می تواند تأمین گر این هدف و جنبه مدیریت کلان ذیل فلسفه اجتماعی و مدیریت تراز اسلامی باشد. بر این اساس در پژوهش حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی ذیل نظریه سازی داده بنیاد و با تحلیل مندی بین رشته ای انجام شد، با بررسی سه گانه ای از نامه 53 نهج البلاغه (منشور مدیریت)، تتبعات پژوهش و 13 مصاحبه اکتشافی با مدیران و کارکنان دولتی و غیر دولتی به کدگذاری پرداخته شد. مطابق با یافته های پژوهش که در پی پاسخ به این سؤال راهبردی بود که «الگوی جمع الجمع مدیریت رصدخانه ای متشکل از چه عواملی بوده و چگونه الگویی است؟» 191 عامل در مرحله کدگذاری باز در دو سطح ایجابی و سلبی احصا شد که پس از تأیید عوامل با بررسی مجدد توسط مصاحبه شوندگان، کفایت داده ها با اشباع نظری حاصل شد و سپس با کدگذاری محوری، 35 مقوله ایجابی و سلبی تعیین شد که با کدگذاری انتخابی که مدیریت رصدخانه ای است و مراحل 6 گانه کدگذاری محوری، الگوی پژوهش ترسیم و ذیل ذهنیت آزاد از تشریفات اندماجی و فلسفه خادمیت، الگوی جمع الجمع مدیریت رصدخانه ای طراحی شد.
زندگی در چارک چهارم؛ مطالعه سبک زندگی محلات محروم شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در یک قرن اخیر، توسعه تمرکزگرا، نامتوازن و نابرابر سامان اجتماعی ایران را با چالش های جدی، از جمله محرومیت فزاینده در برخی مناطق کلان شهرها، روبرو کرده است. شهر کرمانشاه، علاوه براین فرایند، به سبب عوامل دیگری همچون جنگ تحمیلی و ویژگی های جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی، این محرومیت را به صورت مضاعف تجربه کرده است. این محرومیت، زمینه اصلی مطالعه حاضر، با تأکید بر زندگی روزمره در بین مناطق محروم و برخوردار شهر کرمانشاه است. ما شاخص های سرمایه اقتصادی، سرمایه فرهنگی، نحوه گذران اوقات فراغت، مدیریت بدن و ترجیحات را در 13 محله محروم و 2 محله برخوردار، با 800 نمونه، «پیمایش» و تحلیل کرده ایم. یافته ها حکایت از آن دارد که در مجموع، محلات محروم در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، فراغتی، ذوقیات و مدیریت بدن، به رغم تفاوت های جزئی، به طور نسبی از الگوی یکسانی پیروی می کنند که ویژگی اصلی آن فقر و محرومیت است؛ و در بیشتر شاخص ها بین مناطق محروم و برخوردار تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین، بین وضعیت اقتصادی و متغیرهای «سرمایه فرهنگی»، «مدیریت بدن» و «ترجیحات هنری و ادبی» و «منطق اقتصادی» همبستگی مثبت وجود داشته است. متغیرهای جمعیت شناختی سن، تحصیلات و شغل نیز از جمله متغیرهای مهم در تغییر میزان سرمایه ها بوده اند.
مدل ساختاری سبک نظارتی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی با میانجی گری شکاف نسلی (مورد مطالعه: جوانان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به آزمون مدل علی سبک نظارتی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی با میانجی گری شکاف نسلی پرداخته شده است. این پژوهش با توجه به هدف، کاربردی و از نظر روش، همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بوده است. ابزار آن نیز از 5 پرسشنامه استاندارد؛ سبک های نظارتی اسمال و کرنز (1993)؛ پرسشنامه جو عاطفی خانواده جعفری هرندی و رجایی موسوی (1395)؛ پرسشنامه شکاف نسلی اولسون (1999)؛ پرسشنامه کارکرد خانواده مک ماستر (2002) و یک پرسشنامه محقق ساخته (اعتیاد به شبکه های اجتماعی) تشکیل شده است. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان دختر و پسر سال دوم دوره دوم دبیرستان های منطقه 5 شهر تهران را که حدود 6000 نفر بوده اند، در برگرفته و تعداد نمونه بر اساس قاعده کلاین (2010) بیست نفر برای هر مؤلفه (در مجموع 7 مؤلفه) یعنی 140 نفر نمونه بوده که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. نتایج نشان داده است که انواع سبک های نظارتی ادراک شده والدین با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات فرزندان بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی رابطه مستقیم دارد و رابطه جو عاطفی خانواده، کارکرد خانواده و شکاف نسلی، با سبک های نظارتی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی، غیرمستقیم است؛ همچنین جو عاطفی خانواده، با کارکرد خانواده رابطه مستقیم و کارکرد خانواده با شکاف نسلی نیز رابطه دارد.
بررسی پدیدارشناسانه آگاهی زنان متأهل از فرزندآوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از پرسش های اساسی جمعیت شناسان و جامعه شناسان این است که چرا میزان باروری در چند سده اخیر کاهش پیدا کرده است. صاحب نظران، عواملی مختلفی را دلیل تغییر در رفتار باروری انسان سده 20 و 21 می دانند. پرسش اساسی این است که آگاهی انسان مدرن نسبت به فرزندآوری چه تغییری کرده است و او چه برداشتی از فرزندآوری دارد. ایران ازجمله کشورهایی است که کاهش در میزان باروری را در 50 سال اخیر تجربه کرده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی آگاهی زنان متأهل نسبت به فرزندآوری است. بدین منظور به روش پدیدارشناسی، آگاهی و تجربه فرزندآوری 11 زن متأهل بررسی شده است. بنا بر نتایج، پدیدار اجتماعی فرزندآوری شامل تم های مرکزی معنای فرزندآوری، تعداد فرزندان ایده آل، تعداد فرزندان معقول، ترجیح جنسی فرزند، دلایل فرزندآوری، موانع فرزندآوری، موانع فرزندآوری بیش از حد معقول، نگرانی از فرزندآوری، نگرانی از نداشتن فرزند، تجربه فرزند داشتن، تجربه بارداری، تصور حاملگی، پیروی از الگوی فرزندآوری مادر، دلایل رضایت یا نارضایتی از تعداد فرزندآوری خانواده مبدأ و چگونگی تشویق مادر به فرزندآوری است. این پدیدار اجتماعی حاصل میان ذهنیت مشارکت کنندگان پژوهش درباره فرزندآوری است.