فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۹۴۱ تا ۶٬۹۶۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
امنیت یکی از مقوله های اساسی در نظام های سیاسی است که ثبات و پایداری آن را رقم می زند و نیز از جمله شاخص های ضروری برای پیشرفت یک جامعه محسوب می شود. نبود امنیت، شکنندگی و ناپایداری نظام سیاسی را درپی دارد. از این رو حکومت ها به شیوه های گوناگون بر آن بوده اند تا از چالش های برهم زننده امنیت قلمرو خود جلوگیری کرده و با عوامل ناامنی بستیزند. یکی از مشکلات حکومت قاجاریه چالش های امنیتی بود که به علّت های گوناگون با آن ها رو به رو بود. عوامل متعددی، در این دوره، امنیت اجتماعی را به هم می ریخت و با همة تدابیری که برخی از رجال دولت برای غلبه بر ناامنی ها به کار می بستند، امنیت پایدار پدید نمی آمد. در این مقاله برخی از عوامل مؤثر در بروز ناامنی اجتماعی در دوره قاجاریه به شیوه توصیفی- تحلیلی، بررسی و تبیین شده است. یافته پژوهش نشان می دهد که از جنبه درونی، ساختار سیاسی موجود (تفکر ایلی حاکمیت، بافت قومی قبیله ای جمعیت، حاکمیت استبدادی شاهزادگان قاجاریدر ایالات)، مؤلفه اصلی در بسترسازی ناامنی در این دوران بوده است. Abstract For a political system, security is one of the instrumental categories which determine the stability of a government, and it is a necessary index of progress in a society. Absence of security can lead to political instability and impermanence. Using different measures, therefore, governments have always tried to prevent the factors challenging the security and peace in their territories. The Ghajarid government suffered from security problems for different reasons. Various factors challenged the social security, and although some of the statesmen took drastic measures to prevent unrest and commotion, permanent stability did not emerge during the period. The present study deals with some of the main causes of social unrest during the Ghajarid period in a descriptive-analytical manner. Findings show that the political structure created the predisposition to unrest and insurrection since it was based on tribal bases of ruling, tribal and ethnic supremacy and the despotic rule of Ghajarid princes in different provinces; and it was the main internal root of instability. Key Words : Ghajarid, Security, Unrest, Rulers of Provinces, Tribes, Security Forces.
میرزامحبعلی خان ناظم الملک مرندی یکانلو: دولتمردی ناشناخته از عصر ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران تابستان و پاییز ۱۳۹۴ شماره ۱۸ (پیاپی ۷۶/۵)
145-172
حوزههای تخصصی:
میرزامحبعلی خان ناظم الملک مرندی یکانلو، از اواخر دورة محمدشاه قاجار تا سال 1309 قمری به عنوان یکی از رجال وزارت امور خارجه، عهده دار مسؤلیت بود. وی کار خود را با دستیاری و منشیگری میرزاجعفرخان مشیرالدوله آغاز کرد. همراه او به مأموریت عثمانی رفت. بعد از درگذشت میرزاجعفرخان، به عنوان رئیس کمیسیون سرحدی ایران و عثمانی، جانشین وی شد و در مدت چند دهه عهده دار این مسئولیت بود. با وجود این، وی هنوز در زمرة یکی از رجال ناشناختة معاصر باقی مانده است. این پژوهش با روش تاریخی و رویکرد توصیفی تحلیلی و با استفاده از اسناد آرشیوی و دست نوشته ها به ویژه اسناد و نسخه های خطی باقی مانده از میرزامحبعلی خان به این پرسش ها پاسخ می دهد: میرزامحبعلی خان که بود؟ کارنامة او در طول پنج دهه فعالیت مستمر در عرصة روابط خارجی چه بوده است؟ یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که وی در مکتب دولتمردانی نظیر میرزاجعفرخان مشیرالدوله پرورش یافت؛ جانشین او شد، و در طول چند دهه مناسبات خارجی ایران، به ویژه با عثمانی و انگلیس، توانست منشأ آثاری گردد.
مبتکر نظریة رکن رابع ایمان در شیخیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیخیه یکی از جریان های نسبتاً جوان در تاریخ شیعة امامیه است.یکی از نظریّات منسوب به آنان، نظریة«رکن رابع ایمان» است که انشعابات شیخی در مورد آن نظر همسانی ندارند. یکی از وجوه اختلاف در شناسائی مبتکر این نظریه است. شیخ احمد احسائی، سیدکاظم رشتی و حاج محمد کریم خان کرمانی هریک با این عنوان مطرح شده اند. مقالة حاضر با ریشه یابی علل پدیداری اختلاف در این باب، چهار مؤلفه را در ساختار نظریه مشخص می کند:
1.ادبیات چهارگانة «خدا، پیامبر، امام، شیعه» 2. سلسله مراتب قرای ظاهره 3. تعدد یا وحدت صاحبان آن 4. نقش آنان در قبال سائرین
با پیگیری این چهار مؤلفه در متون بزرگان جریان شیخیه و با توجه به شواهد تاریخی، مقالة حاضر نشان می دهد انتساب نظریة رکن رابع به محمد کریم خان کرمانی انتسابی ناصحیح است. پایه های اصلی این نظریه متکی به کلمات شیخ احسائی است اما به نظر می رسد نظریه پرداز اصلی آن سید کاظم رشتی باشد.
نگاه تطبیقی به کتاب الاوائل و کتاب گینس؛ نخستین ها و ترین ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأثیر کنش های سه گانه ایران باستان بر رموز آیین تشرف عیاران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از دشواری هایی که همواره پژوهشگران در مطالعه و بررسی آئین و سنت های بازمانده از ایران باستان با آن مواجه اند، آمیختگی آموزه های این سنن با عناصری نمادین و یا اصطلاحاتی رمزگونه است. این مسئله که از آن به عنوان ویژگی دین های ایران باستان یاد می شود، در آئین عیاران و جوانمردان نیز نمود یافته است. در این پژوهش، تلاش شده است که تأثیرات رمزگونه سنت ایران باستان بر آئین های عیاری بررسی شود. بدین منظور با بررسی پیشینه عیاری در ایران باستان خویشکاری سه گانه ی ایزدان در سنت هندواروپایی که مبنای نظریه ی ژرژ دومزیل نیز بوده است، با مراحل سه گانه ی تشرف در آئین عیاریِ دوره ی اسلامی و نقش برجسته عدد سه در مناسک آئین فتوت سنجیده شده تا ارتباط و پیوستگی آنها با فرهنگ ایران باستان هرچه بیشتر روشن شود.
چرخش گفتمانی و خوانش های ایرانی قیام خیابانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه شرایط تاریخی، متن و خواننده به دلایل متعدد دچار پیچیدگی است. این پیچیدگی اجازه نمی دهد فرد در مواجهه با متن آن را به راحتی خوانده و فهم کند. یکی از عوامل تاثیر گذار در این پیچیدگی، مساله چرخش های گفتمانی درفرایند تاریخی است. در این مقاله با تحلیل روایت های قیام شیخ محمد خیابانی در صدد هستیم تا تاثیرچرخش گفتمانی را از خیزش در سال1299 تا سقوط سلسله پهلوی در قالب دو خوانش مسلط گفتمان ملی مشروطه خواه(آذربایجان محور، ایران محور، قیام محور) وگفتمان ملی باستان گرا(ایران محور) با استفاده از روش تحلیل انتقادی روایت و گفتمان مورد تبیین و تحلیل قرار دهیم. حاصل سخن این که، چرخش گفتمانی اجازه درک و فهم وقایع اتفاقیه را آن گونه که اتفاق افتاده اند، نمی دهند و موجب تولید خوانش های متعدد، متفاوت و متعارض از یک واقعه می شود. قیام خیابانی، در این روایت ها، از قیامی برای آزادیخواهی و دموکراسی تا هویت جویی و تجزیه طلبی، از ایران دوستی تا وابستگی به عوامل بیگانه به قصد تجزیه کشور، خوانش شده است. شخصیت ارائه شده در خوانش/روایت ها از خیابانی و دوستان ویارانش نیز متفاوت بوده و از خودخواهی و قدرت طلبی تا مردم دوستی و ظلم و استبداد و استعمار ستیزی در نوسان بود.
اتهام به الحاد و مصادیق آن در دوران سلجوقیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الحاد در علم کلام و فقه اسلامی به معنای انکار وجود خدای یگانه، نپذیرفتن دین حق، بازگشت از دین اسلام یا ارتکاب گناه در مسجد الحرام است. لیکن در طول تاریخ، طبقه حاکم و رهبران فرقه های مذهبی مکرراً از اتهام به الحاد به عنوان دستاویزی برای حذف رقیبان و مخالفان استفاده نمودند. در دوره سلجوقیان، مناسبات حکومت با دستگاه خلافت عباسی که بر دعوی قیمومیت سیاسی و مذهبی بر سرزمین های اسلامی مبتنی بود، وارد مرحله متفاوتی شد که به تبع، بر نوع نگرش و مصادیق اتهام بر الحاد تأثیرگذار بود. پژوهش حاضر ضمن بررسی مصادیق اتهام به الحاد در دوره سلجوقی و ویژگی های شخصیتی و فکری متهمان به الحاد، درصدد پاسخ به این پرسش است که اتهام به الحاد در دوران سلجوقیان بیشتر متأثر از شرایط سیاسی و اجتماعی بوده یا از گرایشات و تعصبات دینی نشأت گرفته است. در این پژوهش، داده ها به روش کتابخانه ای گردآوری و به شیوه توصیفی–تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته. حاصل پژوهش مبین این امر است که جهت گیری سیاسی حاکمیت، میزان وابستگی سلجوقیان به نهاد خلافت، تعصب دینی و مذهبی نظام حاکم و علما، فضای اجتماعی– مذهبی و به سخن دیگر عوامل سیاسی و مذهبی توأمان در ایراد اتهام الحاد به افراد، گروه ها یا مکاتب فکری نقش مهّمی داشته است.
شواهدی جدید از دوره پارینه سنگی در شهرستان خوسف، خراسان جنوبی، حاشیه شمال شرقی کویر لوت در شرق ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۴ شماره ۲۴
1 - 10
حوزههای تخصصی:
استان خراسان جنوبی از منظر مطالعات باستان شناسی پارینه سنگی منطقه ناشناخته است. شهرستان خوسف به عنوان یکی از شهرستان های این استان که در بخش های غرب تا جنوب غربی آن در حاشیه شمال شرقی کویر لوت واقع شده، در بهار سال ۱۳۹۳ با هدف شناسایی تمامی آثار فعالیت های گذشته انسان در منطقه، مورد بررسی باستان شناختی قرار گرفت. بررسی به صورت غیر پیمایشی صورت گرفت و منتج به شناسایی ۲۳۸ اثر و محوطه باستان شناختی از دوران پیش از تاریخ تا دوره اسلامی متأخر گردید. گرچه عمده آثار شناسایی شده شامل محوطه ها و بناهای مذهبی، نظامی، مسکونی و عام المنفعه دوران اسلامی (عمدتا متأخر) بود و شواهد دوره پیش از تاریخ در میان یافته ها بسیار اندک و ضعیف، اما در شش محل بقایایی سطحی که احتمالا به دوره پارینه سنگی میانی تعلق دارند، مورد شناسایی قرار گرفت. محوطه های مزبور در بخش های تپه ماهوری شرق شهرستان خوسف قرار گرفته اند. با توجه به اهمیت این یافته ها، مقاله حاضر به معرفی و مطالعه مقدماتی دست افزارهای سنگی گردآوری شده از این محوطه ها پرداخته است.
پیوند ادبیات و تاریخ در ایران
حوزههای تخصصی:
ادبیات و تاریخ دو شاخه از علوم انسانی هستند که رابطه تنگاتنگی با یکدیگر داشته و دارند. چنان که ادبیات فارسی در بستر تاریخ شکل گرفته و تطور یافته، تاریخ ایران نیز در آینه ادبیات و شاخه ها و گرایش های مختلف آن منعکس گردیده است. بن مایه های اصلی ادیبان در حوزه های شعر، نثر، طنز و صنایع و بدایع ادبی غالباً در تاریخ و حوادث و رویدادهای تاریخی یافت می شد. براین اساس حوادث و حواشی تاریخی از محرکین اصلی ادیبان در خلق آثار ادبی به شمار می روند. از سوی دیگر مورخین نیز در تألیف و تدوین آثار خود، هیچگاه از بکارگیری ادبیات و ظرایف ادبی بی نیاز نبوده اند. به دلایل و انگیزه های مختلف آنان آثار تاریخی خود را در قالب های مختلف ادبی به رشته تحریر در می-آوردند. خلاصه اینکه می توان گفت فهم و شناخت ادبیات فارسی مستلزم آشنایی با تاریخ ایران، و مطالعه و بازسازی تاریخ ایران نیز مستلزم آشنایی با ادبیات فارسی می باشد.
بررسی جنبش جمهوری خواهی رضاخان؛ زمینه ها و دلایل ناکامی
حوزههای تخصصی:
جمهوری به عنوان یک روش حکومت، یا اداره حکومت است که در سده های هیجدهم ونوزدهم در غالب دموکراسی یا حکومت مردم بر مردم مطرح شده است. پیشینه جمهوری خواهی به دوران پیش از مشروطیت باز می گردد که می توان در آراء اشخاصی چون طالبوف ملکم خان وغیره می توان آن را جست. رضا خان که پس از استعفای مشیرالدوله و خروج قوام السلطنه زمینه را برای رسیدن به مقام نخست وزیری مناسب می دید؛ درصدد برآمد که به شیوه آتاتورک مصطفی کمال پاشا رژیم جمهوری را تأسیس و خود را به ریاست جمهوری انتخاب شود. این در حالی بود که اوضاع آشفته کشور و فقدان امنیت وآرزوی مردم مبنی بر ظهور یک منجی برای نجات کشور از نابسامانی ها که پس از مشروطیت به این سو برفضای اجتماعی و سیاسی کشور سایه انداخته بود، نیاز به روی کار آوردن یک حکومت مرکزی توانمند در ایران به شدت احساس می شد. سؤال این پژوهش این بود که جنبش جمهوری خواهی رضاخانی زمینه ها و دلایل آن چگونه بوده است؟ فرضیه مقاله پیش رو این است که به نظر می رسد ناکامی این جنبش از واپس زدن جامع سنتی ایرانی و استفاده ابزاری رضاخان از آن برای کسب قدرت بوده است.
استعمار روسی و اسلام شیعی: سیاست روسیه تزاری در قبال شیعیان در نخستین سال های اشغال قفقاز(1813-1850 م.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جریان اشغال ولایات ایرانی قفقاز به دست روسیه، جمعیت چشمگیری از شیعیان این منطقه نیز به تابعیت تحمیلی روسیه تزاری درآمدند. این شیعیان بیش تر در بخش هایی از این سرزمین مستقر بودند که تا پیش از اشغال، تابعی از سپهر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران به شمار می رفت. بخش اندکی از این جمعیت، به ویژه پیشوایان روحانی ایشان با مشاهده تثبیت سلطه دولت تزاری ترجیح دادند از موطن خود هجرت کنند. اما اکثریت در همان سرزمین آباء و اجدادی خود باقی ماندند و زندگی خود را در زیر بیرق روس ادامه دادند. اداره این جمعیت و ادارة امور ایشان یکی از مسایل پیش روی حکومت استعماری روسیه و از جمله دغدغه های فرمانداری نظامی قفقاز بود. با وجود این، در شرایطی که مسایل مرزی بین ایران و روسیه هنوز به صورت نهایی فیصله نیافته و زمینه جنگ همچنان فراهم بود، مسئلة جدی و فوری، مهار گرایش شیعیان قفقاز به تبعیت از سیاست های دولت ایران در پیوند با علمای بزرگ شیعه بود. در این پژوهش کوشش شده است تا کیفیت سیاست استعماری دولت تزاری در قبال علمای شیعه قفقاز بررسی شود. کانون تمرکز آن بر نحوة رفتار فرمانداری نظامی قفقاز با دو تن از علمای برجسته شیعه، اولی ملاتنگری وردی، پیشوای مسلمانان شیعه تفلیس و دومی آقامیرفتاح، مجتهدی است که نقش آفرینی وی در جریان اشغال تبریز به دست روس ها چهرة او را در تاریخ ایران این دوره بدنام کرده است. به نظر می رسد نتایج این تحقیق می تواند زوایایی از سیاست استعماری حکومت روسی قفقاز در قبال شیعیان این منطقه را در دوره پس از تحمیل مصالحه گلستان روشن کند.
نقش امپراتوری عثمانی بر تدوین جنبش مشروطه ایران
حوزههای تخصصی:
تحولات عثمانی وجوه اشتراک و تشابهات فراوانی با تحولات ایران داشته و به نظر می رسد هرآنچه که در آنجا اتفاق افتاده با فاصله اندکی در ایران نیز به وقوع پیوسته است و این مسئله ما را به موضوع دیگری نیز رهنمون می سازد و آن تأثیراتی است که تحولات عثمانی و ایران بر یکدیگر داشته اند. در روند انقلاب مشروطه ایران عوامل داخلی و خارجی چندی نقش داشته است. عواملی که ریشه های درونی و فکری و بعضی دیگر ریشه های سیاسی و اجتماعی داشته اند. این مقاله در پی بررسی نقش حکومت عثمانی در تحولات فکری و سیاسی جنبش مشروطه خواهی ایران است. براساس نتایج تحقیق، دولت عثمانی هم در زمینه سازی فکری جنبش مشروطه در ایران تأثیر گذار بوده و هم در فرآیند وقوع آن از طرق مختلف نقش آفرینی کرده است که می توان آن ها را به عواملی از جمله رجال، نخبگان، روشنفکران، آزادیخواهان، حوزه نجف، عتبات عالیات، تجار، نویسندگان، انجمن ها و سفارت عثمانی در ایران از آن جمله بوده است.
شرق شناسی و تاریخ صدر اسلام
حوزههای تخصصی:
صُوَرِ اَعاظِم و چهره یابی دولت:خوانشی از پرتره های روزنامه در عهد ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آن حوزه ای که امروزه هنر دوران قاجار دانسته می شود، یک بخش مهم شامل تجربیات پیچیده ای بود که به بازنمایی تصویری شاه و صاحب منصبان بستگی داشت. این سلسله از کردارهای معطوف به تصویر در آن روزگار اهمیتی ویژه داشت، اما طی همین زمان تغییرات بنیادینی را نیز از سر گذراند. مسألة این پژوهش فراهم کردن روایتی معتبر از این جنبة فرهنگ بصری در دوران قاجار است، به نحوی که پیوندهای سیاسی آن با بستر تاریخی ویژه ای که از آن برخاسته نگسلد. به این منظور دو مورد تاریخیِ شاخص از پرتره های چاپ سنگیِ عهد ناصری در روزنامه ها ی رسمی دولت علّیة ایران (1277-1287ق) و شرف (1300-1309ق) مورد بررسی و تفسیر قرار گرفته اند: نخست از نظر تحولات تکنیکی درهم تنیده در حوزه هایی چون نقاشی، عکاسی و چاپ کهزمینه ساز ظهور چنین تصاویری بوده اند؛ و سپس از نظر معنای سیاسی و اهمیت فرهنگی ویژه ای که آن ها را به نقاط چرخشی شاخص در سنت مستقر بازنمایی بصری قدرت از دوران فتحعلی شاه تا آن زمان بدل ساختند. بر مبنای چنین روایتی ممکن است فهمی از پرتره ها به مثابه ظهور و بروز فرآیند چهره یابی دولت مدرن در آغاز عصر جدید حاصل شود؛ این فهم شاید گام کوچکی در فراهم آوردن اسباب و مقدمات لازم برای گشودن چشم اندازی تاریخی به مناسبات میان هنرها و دولت در ایران معاصر باشد. Abstract Within the boundaries of what today is known as Qajar art in Iran, complex experiments linked with the mission of visually representing the king and noble ranks was a significant chapter. These particular series of visual experiments were of special importance during the whole era, however, this did not stop them from being subject to fundamental transformations at the same time. This study presents a genuine narrative on this aspect of Qajar visual culture, without breaking its political ties with the historical context from which it has emerged. To that purpose, two historically important set of images from lithographic portraits of Naser al-Din Shah Era in official newspapers of “Dowlat-e Aliyye-ye Iran”(1860-1871) and “Sharaf” (1882-1891) have been investigated and interpreted: First, in relation to codependent technical developments in painting, photography and printing, which laid the ground for the images to be produced at first place and second, from the view point of their very political meaning and cultural importance that makes them a critical turning point in the established tradition of visual representation of power since Fath-Ali Shah Era. Based on this narrative, we may reach an understanding of these portraits as the emerging face of the modern state in Iran at the end of the 19 th century; An understanding this might lead, although in small degrees, to an oversight observing the relation between arts and the state in contemporary Iran from a historical point of view. Keywords: Qajar Period, State-building, Visual Culture, Portraits, Painting, Photography, Printing, Newspapers.
بررسی مبادلات تجاری و بازرگانی سیراف با شرق دور
حوزههای تخصصی:
خلیج فارس و بنادر مهم آن از قدیمی ترین ایام به عنوان یکی از شاهراه های تجری ایران با سرزمین های دیگر بود است. ناوگان های دریایی ایران در خلیج فارس همواره با سرزمین هی دیگر مانند هند و چین و افریقای شرقی تجارت داشتند. از عصر ساسانیان، بندر سیراف به عنوان یکی از مراکز ثقل تجارت ایران با سرزمین های دور دارای نقش و اهمیت بسیار شد. آمیختگی مردمان سیرافی با دریا و توسعه ناوگان دریایی آنان، این منطقه را به نقطه عطف تجارت دریایی بدل ساخته بود. به گونه ای که در قرون اولیه اسلامی سیراف به عنوان لنگرگاه صادرات و واردات به سرزمین فارس مهم ترین کانون حرکت های بازرگانی در جنوب ایران بود. حیات اقتصادی و اجتماعی این بندر مهم در طی چندین قرن متمادی گویای رونق و شکوفایی تمدنی است که دروازه رونق فارسی به حساب می آمد. بررسی ابعاد تجارت و بازرگانی در این بندر مهم بیانگر رونق صادرات و واردات کالاها به مناطق مختلف از این منطقه است.
بررسی فرصت های جریان تشیع از سقوط بغداد تا تأسیس دولت صفویه
حوزههای تخصصی:
رسمیت یافتن تشیع در دوره صفویه پدیده ایست ریشه دار در قرن ها، جریان ها، فرازها و فرودهایی که تشیع در جهت اثبات و تثبیت خود با آن مواجه شد. این پژوهش برآن بوده که به بررسی و کنکاش جریان تشیع و فرصت های آن از سقوط بغداد تا تأسیس دولت صفویه و به رسمیت شناخته شدن تشیع دوازده امامی در ایران بپردازد و حاصل اینکه تمایل و گرایش به تشیع در مسیر تاریخ ایران، از آغاز تا پیش از سقوط بغداد در سال 656 هجری قمری سیر صعودی اما بسیار کندی داشته است اما با حمله خانمان برانداز مغول به ایران و کشورهای جهان اسلام و فرصت های پیش آمده، جریان تشیع چنان شتاب و قدرتی گرفت که پس از گذشت حدود سه قرن با وجود فرقه ها و مذاهب گوناگون در ایران، سرانجام رسمیت یافت و به هویت ملی ایران و ایرانی پیوند خورد.
بررسی نامه نگاری زنان در روزنامه ایران نو؛ با تأکید بر نگرش بافت موقعیت کلمات
منبع:
پژوهش در تاریخ سال ششم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
63 - 77
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش عبارت است ازبررسی جایگاه نگارش زنان در مطبوعات مشروطه به ویژه روزنامه ایران نو. روزنامه ای با رویکرد دموکرات در دوره مشروطه، که با چاپ مطالبی که دارای محتوای برابری و توجه به حقوق اجتماعی زنان بوده است، زمینه را برای مطرح کردن بیشتر و دقیق تر مطالبات اجتماعی و سیاسی زنان هموارتر ساخت. در تاریخ ایران ، عصر قاجار و در آن، دوره مشروطه را می توان به عنوان نقطه گاه آغازین حضور اجتماعی زن در جامعه معرفی کرد . دوره ای که زن به مطرح کردن درخواست های اجتماعی مانند سوادآموزی، تلاش برای مشارکت سیاسی و اقتصادی، ایجاد انجمن های زنان، ایجاد مطبوعات و حق رأی می پردازند. این پژوهش به روش اسنادی و با استفاده از دو تکنیک تحلیل محتوا و بافت موفعیت کلمات، با تأکید بر دو نامه از زنان به صورت مقایسه ای از روزنامه ایران نو به عنوان یکی از مطبوعات مدافع حقوق زنان، گردآوری شده است. این تحقیق به ثمر رسیدن تلاش اجتماعی زن و احقاق حقوق اجتماعی آنان بعد از یک دهه تلاش را نشان می دهد.
اختلافهای سرزمینی و مرزی در میان کشورهای جنوبی خلیج فارس در سال های 1995- 2012م/1374-1391ش
منبع:
پژوهش در تاریخ سال ششم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
115 - 139
حوزههای تخصصی:
نوشتار پیش رو با طرح این پرسش که علل و دلایل اختلاف های سرزمینی و مرزی در میان کشورهای جنوبی خلیج فارس چیست؟ تلاش دارد با بهره گیری از روش توصیفی فرآیندی به این مهم بپردازد که در کشورهای حاشیه خلیج فارس مرز مفهومی بیگانه است و سرحدات بسیاری از کشورهای این منطقه به وسیله مناطق مرزی و نه خطوط مرزی مشخص می شوند.در خصوص مشخص نبودن دقیق مرزها در کشورهای حاشیه خلیج فارس می توان به مواردی نظیر کوچ قبایل، وجود صحراهای خشک و بی آب و علف، عدم اکتشافات نفتی اشاره کرد. عامل دیگری که علاوه بر مسائل محدودیت های جغرافیایی و یا اختلاف های میان منطقه ای در روابط میان کشورهای منطقه تاثیرگذار است، وجود منبع حیاتی نفت است که یکی عوامل اصلی در اختلاف و درگیری میان کشورها قلمداد می شود. حدود دو سوم ذخایر اثبات شده نفت و یک سوم ذخایر گاز طبیعی جهان در اختیار کشورهای خلیج فارس قرار دارد. هرچند وجود همین عامل یعنی نفت سبب شده تا کشورهای این منطقه برای تعیین حدود با یکدیگر وارد مذاکره شوند. به عبارت دیگر تا قبل از این که منابع عظیم زیرزمینی در بستر و زیر بستر خلیج فارس کشف شود، عملاً اختلاف های سرزمینی بین این کشورها مطرح نبود با آشکار شدن این حقیقت بود که اختلافات سرزمینی بین این کشورها بر سر تحدید حدود مناطق دریایی و حوزه های نفتی مشترک بین تمامی هشت کشور حاشیه خلیج فارس پدید آمد. البته دخالت ها و اعمال نفوذهای کشورهای استعماری بویژه بریتانیا در شکل گیری و تداوم این اختلافات موثر بوده است. همچنین به دلیل بافت جمعیتی مردم ساکن سرزمین های خلیج فارس و به خصوص سواحل جنوب این پهنه آبی عملاٌ مرزبندی های سیاسی تا اواخر قرن هجده میلادی در این منطقه به شیوه رایج در دیگر نقاط دنیا شکل نگرفته بود. به هر رو، مرزهای بین برخی از کشورهای منطقه مانند امارات متحده عربی با عربستان سعودی، عمان با عربستان سعودی، عمان با یمن و امارات متحده عربی با عمان به علت وجود ادعاهای ارضی، سیاست های توسعه طلبانه و هزینه های زیاد مربوط به علامت گذاری تاکنون بر روی زمین علامت گذاری نشده اند. بنابراین، این نوشتار بر آن است تا با بررسی و مطالعه تحولات صورت گرفته در موضوع مرز و سرزمین مابین کشورهای حاشیه ای خلیج فارس طی سالهای 1995 -2012م/1374-1391ش ، علل و دلایل اختلاف های سرزمینی و مرزی کشورهای جنوبی خلیج فارس را در قالب توصیفی فرایندی، واکاوی نماید.
بررسی سیاست های اقتصادی بیزانس و اثرات آن بر شام و مصر
حوزههای تخصصی:
این مقاله درصدد بررسی و تحلیل سیاست های اقتصادی دولت بیزانس و تأثیر این سیاست ها در شام و مصر می باشد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که سازمان جدید مالکیت اراضی کشاورزی، خود محوری مالکان بزرگ و فشار مالی را بر خرده مالکان در شام و مصر افزایش داد. ایجاد انحصار در تجارت های پر سود نیز باعث ورشکستگی تجّار و افزایش نارضایتی در شام و مصر شد. سیاست گذاری بر اساس نظام مالیاتی امپراطوری روم باعث شد تا ضعف های این نظام که زمینه را برای تشدید فشار بر حوزه های حکومت محلی فراهم می کرد و وابستگان مالکان بزرگ و کلیسا را در وضعی بهتر قرار می داد، وارد نظام مالیاتی بیزانس شود و نارضایتی را افزایش داده، خزانه دولت را با کاهش درآمد مالیات در شام و مصر مواجه نماید. تمامی این عوامل باعث شد تا سیاست های اقتصادی نقش پر رنگی در فروپاشی قدرت بیزانس در شام و مصر ایفا نماید.