فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۸۱ تا ۳٬۱۰۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال پنجم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۵
۲۲۹-۲۴۷
حوزههای تخصصی:
در زمان حکومت صفویه مذهب تشیع در شبه جزیره دکن گسترس یافت و برخی از سلاطین آن منطقه به دلیل اشتراک مذهب روابط سیاسی خوبی با دولت صفویه برقرار کردند. مهاجرت شیعیان ایرانی به دکن از نیمه قرن هشتم هجری قمری افزایش چشمگیری داشت و در قرن دهم و یازدهم هجری قمری به اوج خود رسید. یکی از مهاجرانی که نقش تعیین کننده ای در تحکیم روابط سیاسی نظام شاهیان با دولت صفویه داشت، «شاه طاهر» بود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش شاه طاهر و عوامل این ارتباط و تأثیر و تأثرات آن در دو دولت است. نگارندگان با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به روش پژوهشی و کتابخانه ای می کوشند تا نقش شاه طاهر را در رواج مذهب تشیع و تحکیم روابط سیاسی بین دو دولت تبیین کنند. پرسش مهمی که در این تحقیق عنوان می شود این است که دیوانسالاران ایرانی از جمله شاه طاهر چه نقشی در تحکیم روابط نظام شاهیان با دولت صفویه داشتند؟ اگرچه نظام شاهیان در ابتدا برخلاف عادل شاهیان و قطب شاهیان ارتباطی با ایران و خاندان صفویه نداشتند و درواقع از مهاجران ایرانی که به جنوب هند مهاجرت کردند، نبودند؛ اما با وجود این مهاجرت شاه طاهر باعث ایجاد و توسعه روابط سیاسی و فرهنگی آن ها با صفویه شد. اگرچه دولت نظام شاهی نسبت به دیگر دولت های شیعه مذهب جنوب هند با تأخیر قابل توجهی به مذهب تشیع گروید، اما طرز تلقی آنان از تشیع به صفویان نزدیک تر بود و همین نکته موجب ارتباط خاص حکومت صفوی در دوره شاه طهماسب با حکومت نظام شاهی گشت. بنابراین می توان گفت که عامل مذهب نقش کلیدی در تحکیم روابط صفویه با نظام شاهیان ایفا می کرد و سبب ساز این نزدیکی مذهبی، دیوان سالار ایرانی شاه طاهر بود. درواقع مهاجرت دیوان سالاران ایرانی به جنوب هند سبب گسترش تشیع در این منطقه شد و شاه طاهر نیز با تأثیرگذاری بر پادشاه نظام شاهیان سبب رسمی شدن مذهب تشیع در این منطقه و آغاز تحکیم روابط میان صفویه و نظام شاهیان شد.
واکاوی سیر تطور بدن نمادین سلطان در نظام پادشاهی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۸
207 - 230
حوزههای تخصصی:
در نظام پادشاهی ایران، سلطان در رأس هرم قدرت همواره دارای وجاهت خاصی بوده که او را از سایر مردمان متمایز می کرده است. این برتری حتی در بدنِ سلطان نسبت به رعایایش مشاهده می شود. به گونه ای که پادشاه تنها یک بدن جسمانی و خاکی ندارد؛ بلکه او دارای بدنی سیاسی و نمادین بوده است. در این مقاله با تکیه بر نظریات جامعه شناسی بدن، سیر تطور بدن سیاسی سلطان در تاریخ ایران مورد ارزیابی قرار می گیرد. مقطع زمانی مورد مطالعه این نوشتار تاریخ ایران باستان، ایران بعد از اسلام تا پایان عصر پهلوی می باشد. پژوهش حاضر از طریق بررسی نمادها و نشانه های مکتوب و غیرمکتوب درصدد واکاوی عوامل موثر بر تحول منزلت بدن سیاسی شاه در تاریخ ایران است. مساله پژوهش حاضر آن است که چه عاملی تمایز بدن سیاسی شاه از کالبد جسمانی او را در تاریخ ایران رقم زده و عوامل مؤثر در تطور و تحول منزلت بدن سیاسی سلطان در تاریخ ایران چه بوده است؟ دستاوردهای حاصل از این بررسی نشان می دهد که انگاره فره ایزدی در روزگار باستانی ایران وجاهتی قدسی را برای بدن سلطان رقم زد. تداوم این انگاره در دوران اسلامی در تلفیق با اندیشه ظل الهی سلطان در استمرار وجاهت معنوی بدن شاه نقشی اساسی ایفا کرد. در دوران اسلامی تا پایان پهلوی تحولاتی چون حملات بیگانگان، تحولات اجتماعی همچون دگرگونی طبقاتی، ظهور صفویان، تجدد و اندیشه های مشروطه خواهی در فراز و فرود منزلت بدن سیاسی شاه تاثیر عمیقی بر جای گذارد.
سیاست خلفای اموی در مواجهه با اهل ذمه شامات (41-132ه .ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استقرار خلافت اموی در منطقه شام وضرورت های اجتماعی آن قلمرو، سبب گردید تا سیاست های اجتماعی خلفا با توجه به واقعیات جامعه معاصر آنان تنظیم شود. در شامات افزون بر تنوع نژادی و قومی موجود، جماعات اهل کتاب حضور داشتند و به سبب توانمندی های اجتماعی و اقتصادی، عاملی تاثیرگذار در معادلات جامعه به شمار می رفتند. تعیین الگوی روابط بین حکومت و گروه های اهل کتاب و بررسی سیاست های خلفای اموی در ارتباط با اهل ذمه شامات مهم به نظر می رسد. حال این پرسش مطرح است که خلفای اموی در مواجهه با اهل ذمه شامات به ویژه مسیحیان چه سیاستی در پیش گرفتند؟ یافته های این پژوهش که با روش توصیفی و تحلیلی فراهم آمده است نشان می دهد که دو الگوی اساسی سیاست تسامح و مدارای مذهبی و اعمال محدویت ها خاص در مقاطعی بر مناسبات کلی حکومت امویان با اهل ذمه، یعنی مسیحیان حاکم بوده است.
زمینه ها و مراحل درگیری های نظامی قریش با پیامبر (ص) تا جنگ احزاب
منبع:
تاریخنامه خوارزمی سال نهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۶
27-37
حوزههای تخصصی:
این نوشتار در پی پاسخ به این سؤال می باشد که درگیری های نظامی قریش با پیامبر (ص) از مکه تا مدینه چه مراحلی را طی کرده است؟ بررسی درباره مناسبات قریش با پیامبر (ص)، غزوات پیامبر (ص)، توطئه های قریش، شرایط و زمینه های جنگ احزاب و پیامدهای این جنگ از ارکان اصلی تحقیق می باشند. تحلیل تاریخی این قسمت از سیره و تاریخ پیامبر (ص) باعث آگاهی از نحوه تعامل قریش با پیامبر (ص) و چالش های فراروی آنان در این زمینه خواهد شد. بر اساس یافته ها، اکثریت جنگ های قریش با پیامبر (ص) مقصود و مطلوب کلیه قریشیان نبوده و این بدان معنی است که قریش جهت آمادگی برای جنگ تمام عیار با پیامبر (ص) زمان زیادی نیاز داشت تا اینکه پس از پنج سال تمام شرایط و زمینه ها برای برپایی جنگ با پیامبر (ص) تحت عنوان «جنگ احزاب» فراهم شد. از آنجایی که قریش با تمام قوا این جنگ را برپا ساخته بود، شکست در آن به معنی از بین رفتن هیمنه آنان بوده که مقدمه ای برای فتح مکه توسط مسلمانان شد.
رؤیا در عملکرد نخبگان فرهنگی دوره تیموری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۹
107-126
حوزههای تخصصی:
رؤیا در عملکرد نخبگان فرهنگی دوره تیموری سمیه آقامحمدی[1]، مصطفی گوهری فخرآباد[2]، مهدی مجتهدی[3]، عباس اقدسی[4] چکیده اعتباربخشی به رؤیا و بهره برداری از آن، یکی از موضوعات قابل توجه در دوره تیموری است. این موضوع به رغم اهمیت آن در شناخت روحیه و فرهنگ ایرانیان، کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی رؤیاهای ادعایی نخبگان دوره تیموری (913-771ق) پرداخته است، تا شناخت بیشتری درباره باورها و اندیشه های عامه مردم و نیز حیات فرهنگی ایران در دوره تیموری به دست آورد. نتایج این بررسی نشان داد که در دوره تیموری توسعه هنر و پیدایش و افزایش ابداعات هنری، گاه به رؤیاهایی نسبت داده شده که ریشه در آرزوها، خواسته ها، تمنیات و ضمیر ناخودآگاه نخبگان داشته است. بر این اساس، تصمیم گیری درباره امور مختلف، از جمله پیروی از یک استاد، تألیف کتابی خاص و تأیید مطالب آن، یادگیری و ترویج سبک هنری خاص، آگاهی از صحت و ضعف احادیث و، یا حصول به دانشی خاص، گاه از مجرای رؤیا انجام می شد. واژه های کلیدی: تعبیر رؤیا، حکومت تیموری، نخبگان دوره تیموری. [1] . دانشجوی دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران somaye.aghamohammadi@mail.um.ac.ir [2] . استادیار تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه فردوسی (نویسنده مسئول) gohari-fa@um.ac.ir [3] . استادیار تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه فردوسی mmojtahedi@um.ac.ir [4] . استادیار تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه فردوسی aghdassi@um.ac.ir
مریدان ذوالقدر شیوخ صفوی
حوزههای تخصصی:
تفسیر جدید از دین به وسیله طریقت صفوی که متناسب با برداشت ترکمانان از اسلام بود، اساسی ترین عامل تسهیل گسترش این طریقت درمیان قبایل کوچ نشین بود. شیوخ صفوی توانستند با فرستادن خلفایی در میان قبایلی که به دور از تأثیر مدارس و خانقاه های وابسته به عقیده اسلام سنی بودند، پیروانی را گرد هم آورند. طریقت صفوی، نخست در میان قبایل کوچ نشین ساکن در مناطق تحت حاکمیت آق قویونلوها و قره قویونلو ها و سپس در آناتولی گسترش پیدا کرد. این طریقت علاوه بر قبایل کوچ نشین تبعه دولت عثمانی، درمیان ترکمانان تشکیل دهنده امیر نشین های رمضان اوغلو و قره مان اوغلو نیز حامیان بسیاری داشت. یکی از اویماق های ترکمانان که از پیروان راستین شیوخ صفویه بودند و در تشکیل دولت صفوی نیز نقش آفرینی کردند، ترکمانان ذوالقدر بودند. در این مقاله چگونگی مشارکت قبایل منسوب به ترکمانان ذوالقدر در اتحادیه صفوی بررسی خواهد شد در بخش نخست مقاله شرایط موجود در میان طوایف ذوالقدر را که موجب گسترش طریقت صفوی در میان آن ها شد، مورد مداقه قرار می دهیم. به همین منظور داده ها و اطلاعاتی را که در دفاتر تحریر عثمانی درباره شرایط و محیط دینی مناطق مرعش، قدیرلی، بوز اوق (یوزغاد-یوزقات) در قرون پانزدهم و شانزدهم که محل اسکان ترکمانان ذوالقدر بوده، ارائه می دهیم. بخش دوم مقاله نیز درباره طوایفی از ترکمانان ذوالقدر است که به اتحادیه صفوی پیوستند. با ذکر نمونه هایی از شخصیت های ذوالقدر که در دولت صفوی وظایف مهمی برعهده داشته اند و اینکه این شخصیت ها به کدام طایفه از ذوالقدرها منسوب بوده و از کدام ناحیه به ایران آمده اند نیز اطلاعاتی ارائه شده است. در شناسایی و ذکر یورت اصلی قبایلی از ذوالقدرها که به صفویان پیوسته اند نیز از دفاتر تحریر عثمانی به عنوان منبع اصلی استفاده شده است.
تقدّم اصلاحات اقتصادی بر اصلاحات سیاسی؛ بازخوانی آرا و اندیشه های علی اکبر داور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با آغاز مواجهه جامعه ایران با غرب، پرسش درباره انحطاط و راه خروج از آن به مسئله اصلی منورالفکران تبدیل شد. هر فرد و گروهی در مواجهه با بحران های جامعه ایران، الگوی خاصی را پیشنهاد می داد . علی اکبر داور به تأمل درباره این موضوع پرداخت. مسئله اصلی مقاله، بازخوانی انتقادی آرای داور درباره عقب ماندگی ایران است. پرسش مقاله نیز این است که داور چه الگویی از توسعه را مطلوب می دانست؟ فرضیه این مقاله این است که الگوی غالب در اندیشه داور، الگوی اصلاح اقتصادی بوده است. یافته هایِ این نوشتار نشان می دهد داور برخلاف بسیاری از منورالفکران، درکی اخلاقی از مفهوم تجدد نداشت. وی ریشه برتری غرب را در قدرت اقتصادی و صنعتی آن می دید. داور معتقد بود اصلاحات اقتصادی مقدّم بر اصلاحات سیاسی و فرهنگی است. از مجرای این تفکر، او به استبداد مُنَوِّر روی آورد؛ زیرا معتقد بود در سایه حکومتی مقتدر می توان این اصلاحات را انجام داد. نتیجه این نوع تفکر، درکی سطحی از تجدد و نوسازی بود. داور بدون توجه به مبانی و الزامات تمدن غرب، سعی کرد با تغییر شکل حکومت و اصلاحات اقتصادی، جامعه ایران را از انحطاط برهاند. اجرای این سیاست به نوسازی ناقص و بدوی منجر شد؛ نوسازی ای که نتوانست پاسخی اصولی به مسائل جامعه ایران بدهد.
مکاتبه های ساکنان ایران با امام حسن عسکری(ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال بیست و دوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۸۸)
109 - 136
حوزههای تخصصی:
شیعیان ایران در عصر امام حسن عسکری(ع)، به دلیل دوری مسافت، با نامه نگاری از طریق وکلای آن حضرت، پرسش های دینی خود را با ایشان در میان می گذاشتند. پاره ای از پرسش های موجود در این نامه ها، دارای دلالت های مهمی در زمینه سیر تاریخی فکر و فقه شیعه است که در مباحث تاریخ تمدن شیعیان باید مورد توجه قرار گیرد. پژوهش پیش رو، این مکاتبه ها را بر اساس مناطق جغرافیایی، و سپس نام راویان، سامان داده و کوشیده است به این پرسش پاسخ دهد که مناطق مختلف ایران در این خصوص چه نقشی ایفا کرده اند و در مقایسه با یکدیگر، علل و عوامل نگارش نامه ها و نیز محتوای نامه های آنها چه بوده است؟نتیجه این پژوهش، رابطه مستقیمی میان جمعیت شیعه و تعداد نامه ها را ترسیم می کند و نشان می دهد که محور اصلی نامه ها، مسائل فقهی، کلامی و اجتماعی بوده است و در میان شهرهای ایران، قم نقش بیشتری در این مکاتبه ها داشته است.
آگاهی و تصوّر نقشه نگاران اروپاییِ قرن 16 تا 18م از محدوده سرزمینی ایران با هند (با تکیه بر نقشه های ایرانِ صفوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی سال ۵۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
501 - 523
حوزههای تخصصی:
یکی از منابع قابل توجه از ایران دوره صفویه، نقشه های تاریخی است که اروپایی ها در قرون 16 تا 18م ترسیم کرده اند. این نقشه ها، اطلاعات قابل توجهی از محدوده سرزمینی ایران را با همسایگان به ویژه هند نمایان می کنند. در پژوهش پیش رو کوشش شده است تا با استناد به داده های نقشه های صفوی و روش توصیفی تحلیلی، محدوده سرزمینی ایران با هند را بررسی کنیم. پرسش اصلی پژوهش این است که نقشه نگاران اروپایی چه تصوّر و آگاهی از محدوده سرزمینی ایران با هند در دوره صفویه داشته اند؟ یافته های پژوهش حاکی است که تصوری باستانی و کهن از محدوده ایران با هند بر ذهنِ نقشه نگاران قرن 16/10 حاکم بود، اما در نقشه های قرن 17/11، این تصوّر دگرگون و به واقعیتِ موجود در دوره صفویه نزدیک شد. علاوه بر این، ضمن تثبیت این تصوّرِ نزدیک به واقعیت در نقشه های قرن 18/12، نقشه نگاران به ضبط جزئیات جدید از جمله راه ها و گروه های جمعیتی در امتداد محدوده سرزمینی ایران با هند نیز روی آوردند.
پیامدهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جنگ جهانی دوم در فارس (1324-1318ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقوع جنگ جهانی دوم (1939-1945م) باعث ایجاد شرایط ویژه ای در نقاط مختلف ایران شده بود. یکی از این مناطق ایالت فارس بود؛ نزدیکی به خلیج فارس و منابع نفت، تأثیر جنگ را بر فارس اجتناب ناپذیر می کرد. به علاوه کشمکش های سیاسی بین ایل قشقایی با حکومت مرکزی و ضعف دولت مرکزی زمینه ساز وارد آمدن خسارات عمده به این استان گردید. پژوهش حاضر در پی بررسی پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی فارس در جنگ جهانی دوم است. برهمین مبنا سؤال اصلی پژوهش ناظر بر این مسئله است که جنگ جهانی دوم و حضور متفقین چه تأثیری بر کشاورزی، حمل و نقل و بهداشت و درمان فارس گذاشت؟ این پژوهش در پی آن است تا با اتکا به اسناد ، روزنامه های محلی و منابع دست اول تأثیر حضور متفقین بر فارس در جنگ جهانی دوم را نشان دهد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که فارس طی دوران جنگ در سه بخش کشاورزی (کمبود غلات، کمبود نان مرغوب)، بهداشت (وقوع بیماری، کمبود دارو و طبیب) و حمل و نقل (عدم تأمین امنیت راه ها و قاچاق) شرایط نامساعدی را به دلیل مداخله متفقین (به خصوص انگلیسی ها) تجربه کرده است. نوشتار حاضر بر اساس روش توصیفی- تحلیلی سامان یافته است.
ارزیابی روایت های تاریخی بخاری ناظر بر سیرۀ اعتقادی و فقهی پیامبر(ص) در پیش و پس از بعثت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعالیم رسول الله(ص) در تراث اسلامی، به شکل های گوناگون در کتاب های روایی و سیره بازتاب یافته است. صحیح بخاری یکی از مصادر مهم روایی اهل تسنن است که آموزه های نبوی را بررسی کرده است. او در این کتاب، روایت های درخور توجهی در زمینۀ اعتقادی و فقهی به رسول خدا(ص) نسبت داده است؛ بنابراین ارزیابی این روایت ها هدف پژوهش حاضر است. باتوجه به جایگاه مهم صحیح بخاری در جامعۀ اهل سنت، به مثابۀ صحیح ترین نوشتار پس از قرآن، اهمیت و ضرورت این مسئله افزون می شود. این پژوهش درصدد است با جمع آوری کتابخانه ای اطلاعات و روش توصیفی تحلیلی، این مسئله را واکاوی کند: با توجه به کنش هایی که بخاری در زمینۀ اعتقادی و فقهی به رسول خدا(ص) نسبت داده است، روایت های تاریخی او چگونه ارزیابی می شود؟برپایۀ دستاوردهای پژوهش، نقد گزارش های تاریخی بخاری در دو محور راویان و دلالت و محتوای گزاره ها از حیت تعارض با دیگر نقل های گزاره، مخالفت با دیگر گزاره های تاریخی، تعارض با قرآن و اختلاف با دیگر باورهای قطعی مسلمانان درخور تأمل است. در روایت های اعتقادی و فقهی او، این ارزیابی در مضامینی همچون مقدس دانستن بت ها پیش از نبوت، تردید در پیامبری، فراگیری حوادث قیامت از یهودیان، تأثیرپذیری از یهود در روزه گرفتن روز عاشورا و التزام نداشتن به احکام اسلامی ارائه شد.
مادری جدید و آموزش زنان در عصر رضا شاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عصر رضاشاه آغاز دوران مدرن و ایجاد تحولات بنیادین در پهنۀ اجتماعی ایران است. طرح بیداری زنان در این دوره، حیات اجتماعی آنها به ویژه زنان طبقۀ متوسط و بالای شهرنشین را به اشکال مختلف تحت تأثیر قرار داد. شکل گیری نظام آموزشی نوین و تعمیم یافتن حق تحصیل در مدارس جدید دولتی به دختران، از جمله سیاست های جنسیتی دولت بود که حیات اجتماعی و فردی زنان و دختران شهرنشین را تا حد زیادی تحت تأثیر قرار داد. نگارندۀ نوشتار پیش رو درصدد بررسی سیاست های آموزشی دولت رضاشاه در حوزۀ زنان نبوده است، بلکه ضمن توضیح سیر برساخته شدن مفهوم مادری جدید، به دنبال پاسخ به این پرسش بوده است که این مفهوم چگونه آموزش زنان را به ضرورت تبدیل کرد و این آموزش از حیث کمّی و کیفی، چگونه از ایدۀ مادری جدید تأثیر پذیرفت. داده های پژوهش که به روش کتابخانه ای- آماری و مبتنی بر احصائیه ها و نشریات جمع آوری شده است، نشان می دهد ایدۀ مادری جدید و نیاز به تغییر در نقش های سنتی زنان، در وهلۀ نخست با تغییر در تعریف رَحِم زنانه از عضوی بیولوژیک به محل جاگذاری نسل آیندۀ کشور و در گام بعدی با ظهور ایدۀ مادر-مربی، یا تربیت زن تحصیل کردۀ خانه دار، آموزش دولتی زنان را از حیث کمّی گسترش داد. البته از حیث کیفی، برنامۀ آموزشی زنان در مدارس دولتی نشان می دهد که آموزش آنها با مردان بسیار متفاوت بوده و با رویکردی ایدئولوژیک، با هدف تربیت همسر و مادر جدید ایرانی تدوین شده بود؛ به همین دلیل کمک چندانی به زندگی حرفه ای و شکل گیری هویت مستقل زنانه نکرده است.
خرما، هویت و زندگی روزانه (مطالعه موردی: روستای شلدان 1300 – 1357ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معیشت، تغذیه و شیوه گردآوری غذا توسط مردم در گذشته، بخشی از مطالعات حوزه تاریخ اجتماعی به شمار می رود. با پژوهش در این موضوعات می توان با مواد غذایی و چگونگی تهیه، تولید، نگهداری و مصرف آن ها در گذشته آشنا شد. در این نوشتار، به نقش خرما در زندگی روزانه مردم روستای شَلدان در جنوب استان فارس، طی سال های 1300 تا 1357ش پرداخته شده است. خرما در این روستا، از راه های مختلفی تهیه می شد و در کنار نان، خوراک اصلی مردم شلدان را تشکیل می داد. افزون بر این، خرما استفاده طبی نیز داشت، جایگزین مناسبی برای شکر بود و از آن محصولات و غذاهای مختلفی تهیه می شد که برخی از آن ها هنوز هم مورد توجه است. این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است که خرما به عنوان یکی از مؤلفه های فرهنگ مادی چه نقشی در شکل دادن، هویت بخشیدن و استمرار یافتن زندگی روزانه مردمِ روستای شلدان در فاصله سال های 1300 تا 1357ش داشته است؟ از آن جا که در منابع تاریخی راجع به پیشینه این روستا و مکان های پیرامون آن اطلاعات زیادی وجود ندارد، تکیه اصلی این پژوهش بر تاریخ شفاهی از طریق مصاحبه با شماری از معمرین و اسناد محلی حسینیه روستا بوده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که خرما به عنوان یک عنصر مادی و یکی از مؤلفه های مهم فرهنگِ مادی و فرهنگِ دینی مردم شلدان، نقش بی بدیلی در شکل دادن و تنظیم روابط اجتماعی در زیست جهان مادی و معنوی و متعاقب آن در زندگی روزانه آن ها داشته است.
دگربار درباره نویسندگیِ ملکم خان
منبع:
پژوهش در تاریخ سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۱
165 - 170
حوزههای تخصصی:
پرونده میرزاملکم خان: میرزا ملکم خانِ ارمنی؛ سفیرِ ایران در لندن
منبع:
پژوهش در تاریخ سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۱
171 - 175
حوزههای تخصصی:
ایل بختیاری و جنگ جهانی اول: بررسی راهبردها و راهکارهای انگلیس و آلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایل بختیاری در طی جنگ جهانی اول به میدان رقابت و درگیری قدرت هایی چون انگلیس و آلمان تبدیل گردید. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی تا با بررسی علل این مسئله به این پرسش پاسخ دهد که وجوه اهمیت قلمرو بختیاری برای این دو قدرت چه بوده است؟ فرضیه پژوهش بر این است که وجود ظرفیت های مناسبی چون جاده لینچ و منابع نفتی در قلمرو بختیاری، منجر به جذابیت آن برای هر دو قدرت و اتخاذ راهبردها و راهکارهایی برای نفوذ در این ایل گردید. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که به همین علت انگلیس با اتخاذ راهبرد برقراری امنیت در این قلمرو و با بهره وری از راهکارهای مناسب تلاش می کرد تا منافع خود را در آنجا حفظ نماید. آلمان نیز با اتخاذ راهبرد ایجاد ناامنی در ایل از راهکارهایی استفاده می کرد تا منافع انگلیس را به خطر افکند. خان های کوچک آشکارا طرفدار آلمان و خان های بزرگ نیز مواضعی مبهم و دوپهلو اتخاذ کردند. به خاطر همین مواضع، انگلیسی ها با پایان جنگ، سیاست جدیدی مبتنی بر گذار از خان های بختیاری و رویکرد به یک دولت متمرکز اتخاذ نمودند.
نقش حاملان قرآن در گسترش و نهادینه سازی اهداف پیامبر اسلام(ص)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پیامبر گرامی اسلام(ص) با تدبیری سنجیده و با محوریت فراگیری حفظ و آموزش قرآن کریم، گروهی زبده از قاریان و حافظان را تربیت کرد که جامعه قرآنی صدر اسلام را تشکیل می دادند. آن حضرت با بهره گیری از همین نیروهای قرآنی توانست با نشر آیات قرآن در میان مردم از طریق بیان که تنها ابزار ارتباطی آن روزگار بود، اندیشه توحیدی را در جامعه شرک آلود جزیره العرب گسترش دهد.سپس بر اساس این نظام فکری و در پرتو مجاهدت های همان جامعه قرآنی در دوران جنگ و جهاد و پایه گذاری حکومت نبوی، امت واحده اسلامی را تحقق بخشید. این گروه از یاران به سبب جایگاه ویژه ای که در جامعه اسلامی و نزد پیامبر(ص) کسب کردند در جهت ترویج رسالت آن حضرت به ایفای نقش پرداختند.در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، نقش حاملان قرآن از اصحاب رسول خدا(ص) در روند رویدادهای ایام رسالت و ترویج و تبلیغ آموزه های قرآنی در جزیره العرب و بیرون از آن، بررسی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که این حاملان قرآن، نیروی کارآمد عمل کننده در اجرای برنامه های پیامبر اسلام(ص) و نشر معارف قرآنی در جامعه و میان مردم بودند.
نقش نیروهای واگرا در اضمحلال ساختار حکومت از زوال ساسانیان تا برآمدن نهضت خراسانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۲۸)
143-170
حوزههای تخصصی:
بررسی تحلیلی منابع عربی اسلامی و تاریخ نگاری یادسپار در تحولات درون ساختاری جامعه ایرانشهری نشان می دهد که کارکرد نیروهای واگرا در زوال حکومت ساسانی و همچنین تضعیف واکنش های نیروهای احیاگر حکومت ایرانی تا برآمدن نهضت خراسانیان، چندان ساده و بدون سابقه تاریخی و تحولی اجتماعی نبوده است. این مقاله درصدد است صورت بندی مستندی از تغییرات نهادهای اصلی اجتماعی و لایه های زیرین جامعه ایرانی در روند واگرایی از حکومت ساسانی و سپس پیوستن این اجزا به خلافت و سپس تغییر گرایششان از اقتدار خلافت به تلاشی ناموفق برای انسجام مجدد قدرت و احیای تفکر حکومت ایرانشهریدر پایان دوران خلفای اموی ارائه دهد و با استفاده از روش مطالعات میان رشته ای، یعنی اطلاعات موجود در دانش تاریخ و نظریه های نزدیک در دانش جامعه شناسی، به این سؤال پاسخ دهد که نقش و عملکرد نیروهای واگرا در جامعه ایرانی از زوال ساسانیان تا برآمدن نهضت خراسانیان چگونه بوده است؟ فرض بر این است که کارکرد نیروهای واگرا در جامعه ایرانی از اواسط دوره ساسانی بیشتر در جهت انفصال از نظام ساسانی بوده است. چنانکه در زمان سقوط ساسانیان اکثر اجزای قدرت به عوامل واگرا تبدیل شدند و با شکست های پی درپی در جنگ با عرب های مسلمان، دوره ای برای جذب و سازش با کانون جدید قدرت یعنی خلافت آغاز شد و به دلیل نیاز فاتحان، اجزای سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی نظام ساسانی به نظام جدید خلافت پیوستند. دست یافته های پژوهش مشخص می کند که زیرساخت تحولات مربوط به سقوط ساسانیان و تداوم حکومت والیان عرب، از منظر کارکرد نیروهای واگرا از حکومت ایرانشهری (در این دوره)، در ابعاد درونی و بیرونی به شیوه های متفاوتی عمل کرده است. با وجود دیدگاه های روایی و انگیزشی درباره این دوره، به نظر می رسد در سقوط ساسانیان و تداوم فقدان حکومت در ایران زمین عوامل متعددی دخیل بوده است، عواملی که عمدتاً در دوره ساسانی شکل گرفتند و والیان و مهاجران عرب به برخی از آنها به شدت دامن زدند و برخلاف فحوای عمومی منابع و تحقیقات تاریخی، دلایل عدم انسجام در این دوره چندوجهی بوده است
نقش نیشابور در شکل گیری شخصیت علمی و تدوین آثار شیخ صدوق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۰۵
35 - 9
حوزههای تخصصی:
شیخ صدوق را به دو ویژگی اش ستوده اند: فراوانی مشایخ و بسیاری سفرهای حدیثی. ازجمله مقاصد سفر صدوق شهر نیشابور بوده است. سفر به این شهر، هم برای صدوق نتایج مثبت فراوانی به دنبال داشت و هم برای نیشابوریان. این نوشتار تلاش دارد تا پس از شناسایی نیشابور در سده های 3 و 4 ق به دستاوردهای نیکوی صدوق از سفر به آن دیار در جمع آوری احادیث و یافتن انگیزه های تألیف و ماندگار کردن احادیث و منابع شیعی بپردازد. بازشناسی مشایخ صدوق در نیشابور خصوصاً مشایخ غیر امامی و تبیین گونه گونی مذاهب و فرق در آن دیار و تساهل علمی نیشابوریان از دیگر نکاتی است که در این نوشتار موردتوجه قرار گرفته است. نویسنده با تکیه بر پژوهش خود بر این اندیشه است که بعد از قم و ری که در واقع سکونتگاه صدوق بوده، نیشابور بیشترین سهم را در تغذیه حدیثی صدوق داشته است.
واکاوی نقش سکاها در تاریخ ایران باستان
حوزههای تخصصی:
سکاها دسته ای از مردمان ایرانی تبار بودند که در دوره های مختلف تاریخی ایران خودنمایی می کردند. بسیاری از نویسندگان آنان را از آریایی ها و بسیاری از شاخه های هندواروپایی قلمداد می کنند. آنان در زمره آخرین قبایل آریایی بودند که پس از مهاجرت اقوام هند و اروپایی در قرن هشتم پیش از میلاد، پس از تشکیل دولت ماد در شمال آسیای مرکزی و جنوب سیبری امروز و شمال دریای کاسپین و حدود غربی آن تا پشت کوه های قفقاز پراکنده شدند، تنها در منابع های غربی و شرقی به نام های مختلفی ازجمله در تورات «اشکوزای»، در نوشته های هرودوت «اسکیته» در نوشته های هخامنشیان «سکه» و جغرافیون قدیم «ساک» آمده اند. در سنگ نبشته های هخامنشی از سه گروه از سکاها نام برده شده است:1. سکاپردرایه /داها 2. سکاتیگره خوده ماساژت ها 3. سکاهئومه ورگ که داها به مادها حمله کردند و 28 سال آنان را زیرسلطه خود بردند؛ ولی سرانجام هوخشتره آنان را شکست داد. ماساژت ها که بیشتر در باتلاق ها زندگی می کردند و تصرفاتی تا حدود چین داشتند و کوروش بزرگ در جنگ با آنان کشته شد. و داریوش توانست آن ها را شکست داده و شاه آنان بنام اسکونخا را دستگیر و تصویر او را در بیستون حک نماید. و در دوره اشکانیان فرهاد دوم بدست آنان کشته ولی سرانجام مهرداد دوم اشکانی توانست آن ها را شکست داده و برای همیشه ایران را از تعرض آنان آسوده کند. و درجنوب در شهر «زرنگ» برقرار شوند و شهر زرنگ به «سکستان» یا «سیستان» معروف گردد. در دوره ساسانی خبری از هجوم آنان ثبت نشده است. سکاهای هوم نوش که به صورت قبیله ای در ماورای سغد در منطقه تاشکند امروزی مستقر بودند. زبان سکاها، زبان سکایی، شاخه ای از زبان های باستانی ایران است. اساس زندگی آنان بیابانگردی بود و تجارتی هم با همسایگان خود از جمله یونان داشتند. و همین خصلت بیابانگردی، منابع تحقیقی در باب احوال و فرهنگ این قوم منحصر به مقبره های بزرگان سکایی است. هرچند دارای الفبا و سکه نبودند ولی نفوذ عمیق آثار هنری آنان را می توان در همسایگان غربی و شرقی خود چون یونان، مادها، پارس ها و چین را شاهد بود.