فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۲۱ تا ۳٬۱۴۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
در بازنمایی و روایت مجدد نهضت دینی مانی در تاریخ نگاری قرون نخستین، سه رویکرد عمده قابل شناسایی ا ست که جز در برخی روایت های معدود، این بازنمایی (دست کم در دو رویکرد) با مفهومی کانونی، یعنی مفهوم «زندیق» صورت بندی شده است. این سه رویکرد عبارت است از: نخست رویکرد گذار آگاهانه و مختصرگویی، مبتنی بر نگرش ها و روایت هایی با محتوای ضد زندیقی گری، با نمایندگان برجسته ای چون طبری، ابوحنیفه دینوری، مسکویه و ابن اثیر؛ دوم رویکردی تاریخی- کلامیو مبتنی بر خوانشی بدعت گرایانه از جنبش مانیبا عالم- مورخان تأثیرگذاری چون ابوریحان بیرونی، مقدسی، ثعالبی، یعقوبی و خواجه نظام الملک طوسی؛ سوم رویکردی نسبتاً توصیفی-تاریخی با میزان به نسبت کمتری از ارزش داوری ها با مورخانی چون مسعودی و گردیزی. این سه رویکرد، در یک درهم تنیدگی عمیق با فضای گفتمانی این عصر، مجموعه ای از گزاره ها و روایت ها را حول محور مسئله مانی می آفرینند که این شخصیت و جنبش دینی او، نقطه کانونی آنها به شمار می رود. مسئله این پژوهش تبیین چرایی و چگونگی بازنمایی جنبش دینی مانی در تاریخ نگاری قرون نخستین است؛ با این فرضیه که وجوه مختلف این بازخوانی، محصول فضای سیاسی، کلامی و فرهنگی این دوره و همچنین انگاره ها، روش ها و بینش های مورخان این دوره بوده است.
شناخت شناسی سلفی گری در ایران (مطالعه موردی: بررسی رویکرد جریان های مذهبی اهل سنت کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ اسلام و ایران سال سی ام پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۷ (پیاپی ۱۳۷)
173 - 198
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی این مقاله چیستی منطق درونی، نگرش و رویکرد جریان های اصلی اهل سنت کشور به مقوله سلفی گری است. دنیای اسلام همواره شاهد شکل گیری جریان های مذهبی در شمایل مختلفی بوده است که هر یک در تلاش اند قرائتی متفاوت از دین به دست دهند. جریان های مرتبط یا نماینده اهل سنت در ایران که عموماً در طیف های جریان های سیاسی ، مذهبی و یا تلفیقی از این دو دسته بندی می شوند، سابقه ظهور و فعالیت طولانی در تاریخ معاصر کشور را ندارند و به دنبال گشایش فضای سیاسی و مذهبی پس از انقلاب اسلامی، در مناطق غرب و شرق کشور تشکیل شدند و به فعالیت سیاسی و اجتماعی روی آورده اند. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که مدلول و مثال سلفی گری در ایران امروز در میان جریان های اصلی اهل سنت به چه صورتی قابل تبیین است؟ نگارنده این تحقیق از برنامه پژوهشی «لاکاتوش» به عنوان روش تحقیق بهره برده و تلاش کرده است جریان های عمده اهل سنت کشور را به مثابه یک «برنامه پژوهشی سلفیت» مورد پرسمان قرار دهد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که جریان های جماعت تبلیغ، جماعت دعوت و اصلاح و مکتب قرآن، به عنوان جریان های عمده اهل سنت ایران، در چارچوب برنامه پژوهشی سلفیت به تبیین قرائت خود از نظر و عمل مذهبی و سیاسی پرداختند. بنابراین بررسی کیفیت خوانش این جریان ها از سلفی گری به عنوان یکی از ابزارها و منابع هویت ساز در راستای اعلام موجودیت در فضای سیاسی-مذهبی اهل سنت کشور، در اشکال مختلف موضوعیت می یابد. با وجود هم نوایی این جریان ها با سلفی گری، به دلیل جرح و تعدیل های نظری و همچنین تأثیرپذیری از شرایط عینی سیاسی و اجتماعی ملی و فراملی این جریان ها، از هسته سخت سلفی گری که دارای مؤلفه های اساسی چون تک وارگی هویتی، ظاهرگرایی تفسیری، حدیث گرایی صرف، تفسیر افراطی از توحید، جهادگرایی، خشونت، تکفیر دیگر مذاهب، جزمیت اجتماعی و آرمان گرایی مبتنی بر سیاست نجات است، خارج شده و به قرائتی خاص از سلفی گری از نوع میانه رو با مؤلفه های خاص خود در برنامه پژوهشی سلفیت روی آورده اند.
تحلیل اسامی مدارس لرستان در عصر پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نهاد آموزش رسمی دارای ظرفیت بالایی جهت گسترش و تثبیت ایدئولوژی حاکم بر جامعه است. در این راستا حکومت پهلوی از اهمّیت، جایگاه و ظرفیت های آموزش و پرورش در راستای دیدگاه های کلی خود و در جهت پیشبرد اهداف حکومت بهره گرفته است. انتخاب نام مدارس با عناوین همسو با ارزش های حکومت مثالی از ظرفیت های استفاده شده در آموزش و پرورش دوره پهلوی، به منظور القاء و تثبیت ارزش ها است؛ بنابراین انتخاب نام مدارس ارتباط مستقیمی با دیدگاه های حاکم داشته است. هدف این پژوهش بررسی اسامی انتخاب شده برای مدارس شهرها و بخش های استان لرستان در دوره پهلوی است. در این مقاله تلاش شده است تا به روش توصیفی تحلیلی و بر اساس اسناد و مدارک آرشیوی و همچنین با استفاده از نمودار و جداول به این سؤالات پاسخ داده شود: برای مدارس لرستان در دوره پهلوی اول و دوم بیشتر از چه عناوینی استفاده شده است؟ عوامل مؤثر در انتخاب نام مدارس لرستان چه بوده است؟ چه ارتباطی میان دیدگاه های حکومت پهلوی و نام مدارس استان وجود دارد؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که دیدگاه های کلی حکومت پهلوی با مؤلفه های ایدئولوژیکی همچون ملی گرایی، تأکید بر زبان فارسی، باستان گرایی و تمرکز گرایی، از طریق مسؤلین دولتی و نمایندگی ها و ادارات آموزش و پرورش در بخش ها و شهرستان های لرستان در انتخاب نام مدارس استان تأثیر مستقیم داشته است و نوع اسامی انتخابی مدارس در دوره پهلوی اول نسبت به دوره دوم، متأثر از حوادث تاریخی و جابه جایی قدرت، تفاوت های اساسی دارد.
«به کابل زناگه به کنده رسید» (یادداشتی بر ترکیب کابل/زرنگ-چین/چینستان بر پایه کوش نامه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بیتی از کوش نامه حکیم ایرانشان ابی الخیر، در حالی که شاه چین منتظر نیروی کمکی است تا به آبتین، شاهزاده ایرانی، حمله ور شود، آن نیروی کمکی بناگهان از «کابل» از راه می رسد. استاد والامقام، جلال متینی، در زیرنویس این بیت، بکارگیری کلمه «کابل» را در اصل نسخه به «یقین»، اشتباه دانسته است. در این مقاله تلاش شده است تا درستی این بیت بیاری شواهد تاریخی به اثبات برسد. با وجود این، فروپاشی شاهنشاهی ساسانی، رخدادی بزرگ در پیوندهای دو سویه ایران و شرق دور بود. در این موضوع، نخست گریز یزدگرد از مسیر سیستان به آسیای میانه و نیت به رفتن به چین و دودیگر پناهندگی دودمان شاهی به چین، دو رخداد اثرگذار بر ادب پارسی و اساطیر زرتشتی بوده است. به باور نگارنده، ایستایی یزدگرد در سیستان و نیز فرزندش، پیروز، در زرنگ، و نبرد با تازیان، از یک سو و پشتی های امپراتورهای دودمان تانگ از سویی دیگر، بهانه درهم تنیدگی این دو کران جغرافیایی بوده است؛ این درهم تنیدگی ناشی از دو رخداد سیاسی-نظامی، تاثیری مهم بر ادب فارسی و نیز برخی اساطیر کلیدی زرتشتی گذاشته است.
اعتبار سنجی تاریخی رجال شیخ طوسی در ضبط اصحاب امام حسین(ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال بیست و یکم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۸۳)
139 - 166
حوزههای تخصصی:
رجال شیخ طوسی از مهم ترین کتاب های رجالی شیعه به شمار می رود که در میان متأخران و معاصران جایگاهی والا دارد. برخی افراد، این کتاب را برای برداشت های رجالی و گاه تاریخی کافی می دانند، اما به نظر می رسد اعتماد ویژه به رجال شیخ، آن هم بدون در نظر گرفتن دیگر گزارش های تاریخی نادرست است. این مقاله با چنین پیش فرضی برای مشخص شدن میزان اعتبار این کتاب، آنچه را که شیخ طوسی درباره اصحاب امام حسین(ع)بیان کرده است، مورد بررسی و واکاوی قرار می دهد. در این پژوهش با تکیه بر دیگر گزارش ها و تحلیل های تاریخی و تطبیق نسخ خطی و چاپی متعدد از رجال شیخ طوسی، قابل تأمل بودن برخی گزارش های شیخ طوسی درباره اصحاب امام حسین(ع)به اثبات می رسد.
بررسی حیات علمی کراجکی با تاکید بر نقد دیدگاه های موجود درخصوص شاگردی وی نزد زعمای مکتب بغداد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۷
۱۲۹-۱۵۴
حوزههای تخصصی:
آگاهی از شبکه ارتباطی عالمان امامی و نحوه ارتباطات آنها با مرکز هر دوره،امری اثرگذار در شناخت ما از اندیشمندان کمتر شناخته شده مناطق مختلف است.امری که توجه به آن از جنبه های مختلفی همچون روابط استاد- شاگردی(عالم پروری)،اثربخشی تفکرات و نیز نوع و محتوای آثار تولید شده حائز اهمیت است. از اینرو در پژوهش حاضر، با تمرکز بر کراجکی(م.449) به عنوان یکی از علمای شام، رابطه استاد- شاگردی او با زعمای مکتب بغداد مورد توجه قرار گرفته و سپس تاثیر آن بر عملکرد علمی کراجکی در شام بررسی شده است. نتیجه این پژوهش توصیفی- تحلیلی حاکی از آنست که طوسی استاد کراجکی نبوده، همانطورکه میان کراجکی و سید مرتضی با وجود قرابت فکری، رابطه استاد- شاگردی وجود نداشته است. از میان زعمای مکتب بغداد، شیخ مفید تنها استاد کراجکی بوده است. ارتباطی که بر آراء فقهی، کلامی و اندیشه سیاسی او تاثیر گذارده است. انتخاب موضوعات آثار تالیفی او را تحت الشعاع قرار داده، بر گزینش و نحوه نقل روایات تاریخی در آثار این اندیشمند موثر بوده و در گسترش مکتب متکلمان در شام نقش داشته است.
واکاوی غرائب نگاری نسخه مصور چاپ سنگی «در بیان قصه حضرت سلیمان»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از کتاب های چاپ سنگی مصور، «در بیان قصه حضرت سلیمان» است که ضمن روایتگری به زبان عامیانه عصر قاجار، دارای شاخصه بصری غرائب نگاری است. مقاله حاضر با رویکرد آیکونوگرافی و با روش توصیفی تبیینی بدین سؤال پاسخ می دهد: این موجودات غریب به چه نحوی در نگاره های کتاب مذکور تصویر شده اند و منشأ شکل گیری شان چیست؟ نتایج نشان می دهند در نگاره ها، موجودات غریب خیالی، در قالب نیروهای خیر و شر با سایر عناصر تجسمی ترسیم شده اند و منشأ شکل گیری شان هنرهای تمدن جیرفت، چین و نقش برجسته های هخامنشی و ساسانی است، نیز با منشأ بهره وری از اسطوره های بین النهرین، چین، هند، مصر و همچنین نمادهایی از تمدن های عیلام و لرستان، هنر اروپای قرون وسطی و پس از آن، که در تجسم بخشیدن به این نیروها دیده می شود. نمادهای مشهود در نگاره ها ازجمله موجودات با چهار دست یا دست شاخدار، تک چشم، دستکش، ستاره، زنگوله، شیپور، بعل، دلقک و پان هستند که ریشه در تفکرات هنرهای عبری و یونانی دارند و آگاهانه چه به لحاظ فرم، اصول و قواعد بصری و چه به لحاظ بار معنایی به کار گرفته شده اند تا روایتگر این کتاب باشند.
بازخوانی حقوق زنان شهرنشین در دوران قاجاریه بر اساس اسناد آرشیوی «دنیای زنان در عصر قاجار»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصور غالب و تصویری که عموما از زنان دوره قاجار به ویژه در دوران پیشامشروطه در مطالعات به نمایش گذاشته شده است مؤید تصویری منفعل و کاملا حاشیه ای ست. اما بازخوانیِ انتقادی اسناد و مدارک آرشیوی غیررسمی و خانوادگی به ویژه اسناد فراهم آمده و جمع آوری شده توسط آرشیو برخط «دنیای زنان در عصر قاجار» که مؤید مناسبات اجتماعی در عرصه های کمتر مطالعه شده و محوریت این پژوهش است، نشان می-دهد زنان در نقش های مختلف از جمله زوجه، مادر و فعال اقتصادی در چارچوب های شرعی و سنتی، دارای حقوقی مقبول بوده و بر همین اساس، کنشگری اجتماعی تاثیرگذاری داشتند. نویسندگان بر همین اساس با استفاده از روش تحلیل تاریخی مبتنی بر اسناد و مدارک آرشیوی و مطالعات کوشیده اند، تصویری همه جانبه از فعالیت ها و اشتغالات زنان متعلق به قشرهای مختلف اجتماعی عصر قاجار را به دست دهند.
انگاره های عالمان مسیحی از ویژگی اجتماعی پیامبر اسلام(ص) از قرن هشتم تا چهاردهم میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۵
۱۴۱-۱۷۶
حوزههای تخصصی:
از آغازین سال های ظهور اسلام و گسترش آن در سرزمین های مسیحی نشین، موضع گیری متفاوتی نسبت به اسلام و بخصوص پیامبر(ص) گرفته شد و عمده این مواضع، قالب مقابله داشت. حضرت محمد(ص) در آثار مسیحی، چهره ای بیمارگونه، متمایل به سحر و جادو، حیله گر، شهوت ران، انتحارطلب و مقلد مسیحیت، معرفی شده است، انگاره هایی که مستقیماً در شکل گیری تصورات غربی از پیامبر اکرم(ص) تأثیر داشته است.این انگاره ها در دو گونه ویژگی فردی و اجتماعی پیامبر(ص)، شناسایی شد. در مقاله حاضر، بی آنکه در پی بررسی علت ظهور تصاویر در ذهنیت عالمان غربی باشیم، کوشش شده تا نسبت میان متغیرهایی چون محل نشو و نما، وابستگی سیاسی و رشته تخصصی عالمان مسیحی با انگاره های آنان از ویژگی اجتماعی پیامبر(ص) طی قرن هشتم تا چهاردهم میلادی، مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهش، در پی پاسخ گویی بدین سؤال است که چه رابطه معناداری میان متغیرهای فوق و انگاره عالمان مسیحی از ویژگی های اجتماعی پیامبر(ص) وجود دارد؟ نتایج نشان داد که عالمان مسیحی، با وجود تفاوت دوره زمانی، زادگاه و حرفه، انگاره واحدی از ویژگی های اجتماعی پیامبر اسلام داشته اند.
الگوهای معیشتی ساسانیان در شهرستان دره شهر با استناد به متون تاریخی و جغرافیایی و شواهد باستان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ اسلام و ایران سال سی ام زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۸ (پیاپی ۱۳۸)
153 - 180
حوزههای تخصصی:
در روند بازسازی الگوهای معیشتی ساکنان گذشته مناطق مختلف ایران، تطبیق محتوای متون تاریخی و جغرافیایی با شواهد باستان شناختی، بسیار راهگشا خواهد بود. شهرستان دره شهر از توابع استان ایلام، از جمله مناطقی است که بیشترین دوره استقراری به لحاظ تراکم آثار در آن مربوط به دوره ساسانی (117 اثر) است. در این پژوهش برآنیم با تلفیق و تطبیق شواهد باستان شناختی و اطلاعات محیطی با محتوای متون جغرافیایی، الگو یا الگوهای معیشتی ساکنان ساسانی شهرستان دره شهر را استنباط و ارائه کنیم. با استناد به شواهد باستان شناختی، برآیند پژوهش نشان می دهد که در دوره ساسانی مهم ترین الگوهای معیشتی متناسب با جغرافیای طبیعی منطقه، ابتدا کشاورزی آبی و سپس کشاورزی دیم و دامداری (کوچ روی عمودی) بوده است. در نتیجه، میان نتایج تحلیل داده های باستان شناختی و محتوای متون تاریخی و جغرافیایی در بحث کشاورزی این منطقه (فراوانی آب و حاصلخیزی خاک) همخوانی نزدیکی وجود دارد. علاوه بر این، با استناد به مطالعات قوم باستان شناسی، در این دوران در بخش کشاورزیِ آبی استفاده از کانال و برای مناطق دیم استفاده از تراس های سنگی رایج بوده است. این پژوهش به لحاظ ماهیت و روش از نوع تحقیقات تاریخی و توصیفی- تحلیلی و اطلاعات آن براساس مطالعات میدانی و کتابخانه ای گردآوری شده است.
بررسی جایگاه سفال نوع گودین VI در مطالعات پیش ازتاریخ شرق زاگرس مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گودین تپه کنگاور، یکی از شاخص ترین محوطه های هزاره چهارم قبل ازمیلاد غرب ایران به حساب می آید. در اواسط این هزاره، سفال های خوش ساخت و منقوشی تحت عنوان «سفال منقوش گونه گودین VI» در توالی تپه ظاهر می گردد که هیچ گونه قرابتی را با سفال های زمخت و بدون نقش دوره VIIا(VII/VI3) ندارند و نوعی نوآوری سفالی در توالی شرق زاگرس مرکزی به حساب می آید. نمونه های کاملاً مشابه این گونه سفالی در مناطق وسیعی از فلات مرکزی ایران در هزاره چهارم قبل ازمیلاد گزارش گردیده است. برخلاف کنگاور، در فلات مرکزی ایران این گونه سفالی از عمومیت و فراوانی ویژه ای برخوردار بوده و تداوم بی وقفه آن در سراسر دوران مس وسنگ برخلاف مناطق شرق زاگرس مرکزی، نشان دهنده خاستگاه اصلی آن در فلات مرکزی ایران است. هدف اصلی از نگارش این مقاله، تبیین جایگاه این گونه سفالی در توالی شرق زاگرس مرکزی و چگونگی نفوذ آن از مناطق فلات مرکزی ایران به مناطق شرق زاگرس مرکزی در غرب ایران است. بدین منظور، ابتدا اشاراتی به مطالعات هزاره چهارم قبل ازمیلاد شرق زاگرس مرکزی و معرفی این گونه سفالی خواهد شد؛ در ادامه با استفاده از منابع و داده های منتشر شده در ارتباط با محوطه های دارای سفال نوع گودین VI در مناطق شرق زاگرس مرکزی و مقایسه آن با نمونه های مشابه محوطه های فلات مرکزی ایران به دنبال پاسخ گویی به پرسش اصلی مقاله که، در چگونگی نفوذ این گونه سفالی در شرق زاگرس مرکزی است، خواهد بود. در پایان، نتیجه مطالعات نشان می دهد که مناطق شرق زاگرس مرکزی در هزاره چهارم قبل ازمیلاد به سطح کاملی از پیچیدگی های اجتماعی رسیده و با نواحی اطراف خود و به ویژه فلات مرکزی دارای بیشترین ارتباطات و برهم کنش های فرهنگی است. سفال موسوم به نوع «گودین VI» نیز نتیجه این برهم کنش ها و ارتباطات فرهنگی شرق زاگرس مرکزی با فلات مرکزی در هزاره 4 ق.م. است.
معدن کاوی و ذوب فلز کهن در بخش مزایجان، استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرستان بوانات از نظر فعالیت های معدن کاوی بسیار بااهمیت بوده، به طوری که امروزه بیشترین معادن فعال استان در این شهرستان قرار دارد؛ هرچند طی سالیان گذشته، مطالعات مختلفی ازسوی زمین شناسان درراستای معدن کاوی جدید و هم چنین نقش معادن در توسعه پایدار صورت گرفته، اما از نظر باستان شناسی و معدن کاوی کهن مغفول مانده؛ به طوری که تنها از سوی پژوهشگران معدودی به معرفی دو معدن آن پرداخته اند. بخش مزایجان و مرکزی شهرستان بوانات طی یک فصل در سال 1394 ه .ش. مورد بررسی باستان شناسی قرار گرفت که منتج به شناسایی 200 اثر از نوسنگی تا اسلامی متأخر گردید؛ در این میان، 4 معدن و 4 محوطه سرباره مورد شناسایی و بررسی قرار گرفت. از آنجا که بررسی شهرستان بوانات به طور کامل انجام نشده، مطمئناً با بررسی کامل این شهرستان و تمرکز بر شناسایی معادن و محوطه های مرتبط با فلزکاری کهن، می توان آثار بیشتری را بازشناخت و نقش معدن کاوی کهن در شکل گیری استقرارها را در ادوار مختلف بررسی کرد. مطالعه ارتباط بین منابع معدنی و نحوه استخراج، استحصال، به کارگیری، تبادل و تجارت آن توسط مردمان باستان، امری اساسی و حیاتی در مطالعات باستان شناسی خواهد بود و بازشناسی فرآیند صنعت فلزکاری به روشن کردن ارتباط میان مراحل مختلف در این چرخه و درک بهتر تأثیرات اجتماعی-اقتصادی این صنعت در بستر تحولات فرهنگی و تاریخی منطقه بوانات منجر می شود. مقاله حاضر سعی دارد تا با استناد به نتایج بررسی روشمند میدانی باستان شناختی در بخش مزایجان، شواهد مرتبط با چرخه صنعت فلزکاری را باز شناسد که در این راستا پرسش هایی مربوط به این که، پیشینه صنعت فلزکاری و معدن کاوی در این منطقه به چه دوره ای باز می گردد؟ فلزات استخراج شده چیست؟ و چرخه استخراج و استحصال چگونه بوده؟ مطرح گردید، که به نظر می رسد عمده این معادن جهت استخراج فلز مس و آهن مورد بهره برداری قرار گرفته بودند؛ گرچه جهت تاریخ گذاری شواهد سطحی چندانی به دست نیامده، اما معدود یافته های سفالی سطحی، حاکی از تاریخ دوره اسلامی و احتمالاً ساسانی است.
عوامل موثر بر پیروزی قشون متحدالشکل در جنگ شکریازی (مرداد 1301)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تا قبل از تشکیل قشون متحدالشکل در جنگ و درگیری هایی که میان اسماعیل آقا (سمکو) با قوای دولتی روی می داد غالباً شکست با نیروی دولتی بود. به دنبال تشکیل قشون متحدالشکل، سرکوبی سمکو در اولویت قرار گرفت و این مهم ترین مأموریت این نیروی تازه تأسیس بود که تحت فرماندهی ژنرال امان الله جهانبانی بالاخره در تابستان 1301 و در محلی بنام شکریازی، سمکو را شکست دادند. هدف پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش است که علل پیروزی قشون متحدالشکل در شَکَریازی چه بود و چه تمایزهایی میان این جنگ با جنگ های سابق وجود داشت؟ مقاله حاضر ضمن مروری بر جنگ های پیش از شکریازی، با تکیه بر منابع معتبر و به روش توصیفی تحلیلی برای نخستین بار به بررسی و تحلیل علل و عوامل پیروزی ارتش ایران در این جنگ می پردازد. فرضیه پژوهش حاضر بر این اساس است که جنگ شکریازی به لحاظ زمینه ها و بسترهای آن و همچنین توانایی های نظامی و عملیاتی کاملاً متفاوت از جنگ های سابق بود. یافته های تحقیق نشان می دهند علاوه بر برتری های کمی و کیفی نیروی دولتی و تسلیحات جنگی آنان، موفقیت در جنگ شکریازی همچنین حاصل تدابیر دیپلماتیکی چون هماهنگی با ترکیه و پاره ای عوامل دیگر بود.
واردات کالای خارجی و بروز بحران درتولیدات پیشه وری در دوره پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روابط ایران و غرب صنعتی در سده 12ق/ 18م آثار و نتایج گوناگونی درپی داشت؛ از جمله در حوزه اقتصادی، این نتایج کاملا محسوس و قابل توجه بود.از نیمه دوم قرن 13ق، اصناف تولیدی بیشترین تأثیرپذیری را از روابط اقتصادی ایران و غرب داشتند و در روند تدریجی دگرگونی ساختار اقتصاد ایران، از امکان تحول و نوسازی در سازمان و فنآوری تولیدی برخوردار نشدند.در نهایت در دوران پهلوی اول جهت گیری مناسبات اقتصادی و اجتماعی حاکم بر جامعه ایران موجب تغییر معنادار یا زوال تدریجی برخی حوزه های تولید پیشه وری را پدید آورد.در این بررسی چگونگی بروز دگرگونی ها در تولید پیشه وری، کنش های پیشه وران در انطباق یا مقابله با شرایط جدید و در نهایت پیامدهای اقدامات صورت گرفته در عرصه واردات کالا، مورد توجه است. این پژوهش از روش جمع آوری داده ها به شکل کتابخانه ای و خاصه آرشیوی سود جسته است و به تحلیل مناسبات تولید پیشه وری و تقابل آن با تولید صنعتی توجه دارد.نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که پیشه وران در برابر وضعیت دشواری که با آن روبه رو شده بودند، راهکارهایی در حوزه سیاستگذاری اقتصادی، کنش های مقابله جویانه و مقطعی درپیش گرفتند که در نهایت ناکارآمد بود و ورود کالای خارجی همچنان به عنوان یکی از چالشهای پیش روی اصناف تولیدی باقی ماند.
مطالعۀ تطبیقی ساختار خط شکسته در آثار درویش عبدالمجید طالقانی و یدالله کابلی خوانساری؛ منتخب شکسته نویسان قدما و معاصران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۰۴
198 - 175
حوزههای تخصصی:
خط شکسته، از خطوط زیبای جهان اسلام، سومین گونه از خطوط خوش نویسی ایرانی است که در اوایل قرن یازدهم هجری ابداع شد و در سیر تکامل، توسط درویش عبدالمجید طالقانی به کمال رسید. از شیوۀ درویش و پیروان او امروز با عنوان سبک و شیوۀ قدیم قلم شکسته یاد می شود. با گذشت چند قرن و پس از رخوت صد سالۀ اخیر، یدالله کابلی خوانساری به این قلم جان تازه ای بخشید. در شیوۀ او هر اثر، فرم، فضا و ترکیب خاص خود را پیدا کرد و همین تنوع و تازگی باعث نام گذاری سبک جدید (معاصر) قلم شکسته شده است. هدف اصلی این مقاله، مطالعۀ تطبیقی ساختار خط شکسته در آثار درویش عبدالمجید طالقانی، یدالله کابلی خوانساری؛ منتخب هنرمندان دو سبک قدیم و معاصر است. در جهت نیل به این هدف سعی بر آن است که به این سؤال پاسخ داده شود که چه وجوه تشابه و تمایزی در ساختار خط شکستۀ درویش عبدالمجید و یدالله کابلی وجود دارد؟ جامعۀ آماری این پژوهش مجموعۀ آثار این دو خوش نویس است که به صورت تصادفی و بر اساس نمونه های منتشرشدۀ در دسترس انتخاب شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که ساختار خط شکسته در آثار این دو هنرمند، ضمن دارا بودن وجوه مشترکی مانند تنوع شکل حروف و کلمات، جویده نویسی در فضای کشیده ها و استفاده از مرکب های رنگی، تفاوت هایی با یکدیگر دارند که قانون مندی بیش تر حروف و کلمات، ترکیب بندی های خوانا و به دور از پیچش های نامتعارف در آثار درویش و اعمال سلیقه بیش تر و نقاشی گونه تر کردن قطعه در آثار کابلی از جملۀ آن هاست.
نگاهی تازه بر تامین امنیت اجتماعی دوران رضا شاه (با تاکید بر آزادی های اجتماعی- سیاسی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به بررسی تبیین و تحلیل جایگاه امنیت اجتماعی درسیاست های عصر پهلوی اول پرداخته شده است. دوره سلطنت رضاشاه به دلیل تلاش حکومت برای تأسیس دولت مدرن و گسترش غربگرایی و تلاش شخص رضاشاه و روشنفکران همراه وی برای کسب مشروعیت سیاسی از طریق پیوند دادن سلطنت پهلوی با پادشاهی های باستانی ایران، یک مقطع دوران ساز و مؤثر در شکل دهی بنیان های فکری ایران نوین به شمار می رود. در این میان ناسیونالیسم که به عنوان یکی از ایدئولوژی های اصلی و ماهوی جریان تجدد خواهی، با پیروزی انقلاب مشروطیت در فضای سیاسی و فرهنگی ایران تثبیت شده بود، از یک نقش محوری در تحولات فکری عصر پهلوی اول برخوردار شد.دولت پهلوی اول باعث تغییرات در عرصه های گوناگون حیات اجتماعی ایران شد؛ از جمله این تغییرات، دگرگونی هایی بود که در عرصه ایجاد امنیت اجتماعی و متعاقب آن ناامنی اجتماعی رخ داد. در کشور ایران با وجود تلاش هایی که در عصر رضا شاه صورت گرفت، نوسازی به ایجاد جامعه ای مدرن و توسعه یافته نینجامید. این نوشتار درصدد است تا علل ناامنی های اجتماعی که در برنامه های نوسازی پهلوی اول ایجاد شد را دریابد و به این سؤال پاسخ دهد که سیاست های عصر پهلوی اول چه پیامدهایی برای امنیت اجتماعی در برداشت و راهکارهای امنیت اجتماعی در عصر پهلوی اول چه بوده است. روش تحقیق به کار گرفته شده در این پژوهش روش توصیفی است تا از طریق آن بتوان اطلاعات تاریخی به دست آمده را بهتر تحلیل کرد.
تحلیل سازه انگارانه نقش مذهب در روابط ایران و عراق بعد از اشغال توسط آمریکا
حوزههای تخصصی:
حمله آمریکا به عراق در سال 2003 باعث گردید تا ایران که قبل از آن به صورت بالقوه عراق را دشمن ژئوپلتیک خود تلقی می کرد، نگرانی اش از روی کار آمدن یک دولت تهدیدگر در عراق دوچندان شود، حضور نیروهای آمریکایی نیز به این نگرانی ها دامن می زد. با این حال شرایط در عراق پس از اشغال به گونه ای رقم خورد تا ایران به عنوان یک بازیگر خارجی اصلی در این کشور به ایفای نقش بپردازد. پس از این اشغال، نسلی از دولتمردان در این کشور روی کار آمدند که روابط نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران برقرار کردند. این روابط متأثر از انگاره های مذهبی رهبران دو کشور بود که باعث شد این روابط کاملاً متفاوت از قبل و در سطح گسترده ای دنبال گردد. با این تفاسیر هدف اصلی این مقاله بررسی چگونگی شکل گیری این روابط در سطح دو کشور ایران و عراق است. با توجه به آنچه گفته شد، سؤال اصلی این مقاله عبارت از این است که این روابط چگونه پدید آمد و عوامل مؤثر بر شکل گیری این گونه روابط چه بوده است؟ فرضیه این مقاله بر این است که انگاره های مذهبی و ذهنی در شکل گیری این روابط و به وجود آمدن همگرایی بین این کشورها مؤثر بوده است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از رهیافت سازه انگاری درصدد است تا به تبیین این موضوع بپردازد.
جایگاه زنان در دولت خودخوانده داعش
منبع:
پژواک زنان در تاریخ سال اول زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
115-142
حوزههای تخصصی:
داعش پیش از آنکه یک گروه شبه نظامی باشد، یک فرقه ایدئولوژیک با برداشت های انحرافی و متحجرانه از دین مبین اسلام است که بیشتر از آنکه به تحقق آرمان های اسلامی کمک نماید، خواسته و یا ناخواسته در جهت تخریب اسلام محمدی (ص) قدم برداشته است. داعش البته در مقایسه با سایر گروه های شبه نظامی بنیادگرا دارای نوآوری های قابل توجهی است، یکی از این موارد بهره گیری از موضوع زنان با تکیه بر برداشت های سطحی و منفعت طلبانه از دین است. پژوهش پیش رو سعی کرده است تا بدین سؤال پاسخ دهد که زنان در دولت خود خوانده داعش از چه جایگاهی برخوردار بوده اند؟ نگارنده فرضیه خود را با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی، بر این پایه قرار داد که جایگاه زنان در دوره فعالیت داعش مهم بوده و بیشتر جنبه تبلیغی، تبشیری و نظامی داشته و داعش با استفاده ابزاری از زنان در جهت رسیدن به مقاصد خود قدم برداشته است. یافته های تحقیق نشان می دهد رویه داعش در خصوص زنان ثابت نبوده و دچار نوساناتی گردیده است. ابتدا زنان صرفاً مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفتند، سپس در فعالیت های تبشیری و تبلیغی مورد استفاده قرار گرفتند و آخرین استفاده آنان در فعالیت های نظامی و انتحاری بود.
اعتبارسنجی سه گزارش سیاسی درباره میرزای نائینی؛ ارتباط نزدیک با سید جمال الدین اسدآبادی و حکم به اعدام شیخ فضل الله نوری و ملاقربانعلی زنجانی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سه گزارش سیاسی درباره میرزای نائینی، با روش تاریخی (توصیفی و تحلیلی) مورد پژوهش قرار گرفته است: 1. روابط نزدیک و صمیمی میان میرزای نائینی با سید جمال الدین اسد آبادی؛ 2. صدور اجازه از سوی میرزای نائینی برای اعدام شیخ فضل الله نوری و جعل تلگراف به نام آخوند خراسانی؛ 3. تشکیل جلسه با محوریت آخوند خراسانی جهت تصمیم گیری درباره ملاقربانعلی زنجانی که براساس آن، میرزای نائینی به لزوم اعدام ملاقربانعلی نظر داد و در تلگراف آخوند مطالبی اضافه کرد. نتایج تحقیق درباره این سه گزارش چنین است: 1. اصل آشنایی و ارتباط میان سیدجمال و میرزای نائینی صحیح است؛ اما وجود «رابطه بسیار صمیمی و گرم» میان اسدآبادی و نائینی و رفت و آمد مکرر سیدجمال نزد نائینی، نادرست و دست کم محل تردید است؛ 2. گزارش دوم از اساس کذب و دروغ است؛ 3. درباره محتوای گزارش سوم، همانند گزارش اول، باید تفکیک قائل شد. بخشی از مطالب آن، که به نوعی در برخی منابع دیگر نیز آمده، صحیح است؛ اما بخشی دیگر از آن قابل تردید و انکار می باشد. براین اساس، اینکه میرزای نائینی نظرش بر اعدام ملاقربانعلی بود و در تلگراف آخوند مطالبی اضافه کرده بود، پذیرفته نیست.
بررسی تداوم اندیشه ایرانشهری در ساختار سیاسی حکومت های ایرانی نژاد قرون اولیه اسلامی (مطالعه حکومت های سامانیان و آل بویه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در ایران اندیشه ایرانشهری به طور خاص، خود را در دولت ساسانی نشان داد و دولت ساسانی و شاهانی مانند اردشیر و انوشیروان، روح تئوریک و عملی اندیشه و تعریف ایران از امر سیاسی در قالب ایده ایرانشهری شد. با سقوط دولت ساسانی و قدرت گرفتن خلفای اموی و عباسی این اندیشه رو به افول نهاد. در این دوره حکومت های طاهریان، صفاریان از قدرت های خُرد شکل گرفته در دل حکومت مرکزی اسلامی، در جدال و رویارویی مداوم با سایر دولت های رقیب ایرانی و در یک بستر متلاطم با مرزهای تثبیت نشده و به شدت در معرض خطر قرار داشت. این دولت ها و سایر حکومت های نیمه مستقل ایرانی در بافت اجتماعی و اندیشه های خاص قرون میانه تشکیل شده و هرکدام از در ضمن پایبندی به دستگاه خلافت مرکزی، روش خاصی برای کسب مشروعیت و پذیرش ملّی از طریق انتساب خود به تبار شاهان و خاندان های کهن ایرانی از سنت های ایرانی را در پیش گرفتند و این پژوهش سعی دارد میزان سهم و شیوه دستیابی به فرهنگ ایرانشهری در ساختار دولت، در سلسله های سامانسان و آل بویه را بررسی نماید.