فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۰۱ تا ۳٬۰۲۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
بَرغَواطَه اتحادیه ای از قبایل بربر مغرب اقصی بودند که از ابتدای قرن دوم، نخست مذهب خوارج صفریه را پذیرفتند و سپس حاکمان خارجی مذهب برغواطی با استفاده از ساده اندیشی و نارضایتی بربرها از والیان عرب تبار اموی، اندیشه های التقاطی را در میان آنان گسترش دادند. بر این اساس بربرهای برغواطی ادعاهای حاکمان خود مبنی بر نبوت، رجعت و منجی بودن آنان را پذیرفته، دیگر قبایل را تکفیر کرده و با خشونت با آنان برخورد می کردند. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی، درصدد پاسخ به این سؤال است که آیا اندیشه های التقاطی برغواطه تأثیری بر دیرپایی یا اضمحلال دولتشان داشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که اندیشه های التقاطی برغواطه از یک سو با ایجاد جامعه ای مجزا از سایر قبایل بربر، ایجاد روحیه امیدوار برای دستیابی به عدالت موعود، گردن نهادن به دولت برغواطی و جنگ در راه آرمان ها، سبب دیرپایی دولت برغواطه شد؛ از دیگر سو عدم تحقق وعده های مذهبی و اقدامات خشونت بار آن دولت باعث برانگیختن سایر قبایل و دولت های همجوار علیه آنان و در نتیجه تضعیف و اضمحلال دولت برغواطه شد.
گوسان پارسی - کریشنا هندی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در تاریخ جهان دیده شده است که مردم کشوری برای زمانی طولانی به عنواین مختلف از قبیل جنگ, مهاجرت, دین و.. به یک زبان دیگر هم سخن گفته اند. این آمیختگی زبان و فرهنگ باعث به وجود آمدن سبکها و فرمهای هنری بسیاری شده و همینطور تاثیرات متقابلی بر روی فرهنگ و هنر هر دو کشور, از آنزمان به بعد گذارده است. در پژوهش های باستانشناسانه ای که پیش از انقلاب توسط پروفسور اد کیل و هیئت باستان شناختی کانادایی در قلعه یزد گرد صورت گرفت یک ستون نقشدار نیز یافت شد که حاوی نقوش مختلفی بود. بعد از مدتی این ستون ( شاید ستونها ) به موزه رام واقع در شهر تورنتو انتقال یافت. با توجه به پژوهشهایی که در این زمینه انجام دادم متوجه شدم که یکی از این نقوش, میتواند مربوط به یک رقصنده یا خنیاگر باشد و جالب تر اینکه فرم و پوشش این رقصنده شباهت زیادی به گوسان پارتی و شاید کریشنا ایزد هندی دارد. با توجه به اسناد و مدارک موجود در باره گوسانها که جزو یکی از اولین و مهمترین گونه بازیگران خنیاگر بودند, این فرضیه مطرح میشود که آیا این دیوار نگاره میتواند نقشی از یک گوسان باشد؟ و اینکه نقش برجسته یک گوسان چطور میتواند زینت بخش قصر یک شاه شود؟ بر آن شدم تا پژوهشی را در این عنوان انجام دهم.
شیعه امامیه و جریان های سیاسی فکری جامعه اسلامی از روزگار امام جواد(ع) تا غیبت صغری(221 - 256ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال سیزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۸
۱۳۱-۱۵۶
حوزههای تخصصی:
تشیع از بدو خلافت عباسیان با چالش های فکری گوناگونی از سوی حکومت و برخی جریان های فکری مواجه بوده است. پژوهش حاضر با بهره گیری از منابع کتابخانه ای،گزارش و شواهد تاریخی، در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که موضع شیعه امامیه در مقابل صف آرائی هایی که از سوی جریان ها صورت می گرفت چه بود و اساساً چگونه توانست هویت خود را در مقابل آنان حفظ نماید؟با تسلط ترکان بر خلافت اسلامی و سلطه عقیدتی سلفیه، شیعیان در تنگناهای سیاسی، اجتماعی بیشتری قرار گرفتند. در این دوره،امامان(ع) توانستند متناسب با مقتضیات زمان و مکان، راهکارهای ویژه ای چون مناظره، طرد، تکفیر، مکاتبه و... استراتژی حفاظت از جریان فکری شیعه و رشد تمدنی امامیه را دنبال نمایند. بر اساس یافته های این تحقیق که به روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته؛ابناءالرضا(ع) با معرفی معارف توحیدی و آموزه های مکتب تشیع؛ همواره در مبارزات، مکاتبات و مناطرات خود، تنها راه حل ریشه ای برای نجات جامعه و هدایت جریان های فکری را توجه و تمسک به ثقلین مطرح می کنند و سایر جریان های فکری را عاری از انحراف ندانسته اند.
معرفی و مکان یابی شهر کوهگیلویه در قرون میانه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کوهگیلویه، یکی از شناخته ترین جای نام های دوران اسلامی، در جنوب غرب ایران است که نقش بسیار مهمی در تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی این منطقه داشته است. بیش از هزار سال از ذکر نام کوهگیلویه در منابع تاریخی می گذرد، اما تاکنون هیچ گونه اشاره ای مبنی بر وجود شهری یا استقرارگاهی با نام کوهگیلویه نشده و همواره از آن به عنوان یک ناحیه یا منطقه جغرافیایی یاد شده است. کشفیات اخیر در شهر تاریخی دهدشت نشان می دهند که کوهگیلویه در قرون میانه اسلامی نه تنها یک محدوده جغرافیایی، بلکه مهم ترین مرکز شهری این منطقه بوده و از اهمیت سیاسی، نظامی، اقتصادی و حتی مذهبی برخوردار بوده است. این شواهد شامل گنجینه ای ارزشمند متشکل از 194 سکه تاریخی است که برروی تعدادی از آن ها شهر کوهگیلویه به عنوان محل ضرب این سکه ها حک شده است. قرارگیری شهر کوهگیلویه در زمره ضرابخانه های این دوره، نشان از اهمیت و جایگاه ویژه این شهر دارد که تاکنون ناشناخته باقی مانده است و از موقعیت جغرافیایی آن نیز اطلاعی در دست نیست. پرسش های این پژوهش در حول دو محور است؛ 1. سکه های مکشوف از شهر تاریخی دهدشت، به چه دوره ای تعلق دارند و در زمان کدام حاکمان ضرب شده اند؟ 2، موقعیت مکانی شهر تاریخی کوهگیلویه با کدام یک از محوطه های تاریخی هم خوانی دارد؟ بنابراین پژوهش حاضر با هدف مشخص نمودن دوره ضرب سکه های کشف شده و مکان یابی موقعیت جغرافیایی شهر کوهگیلویه به انجام رسیده و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی و رویکرد آن تاریخی-تحلیلی است. مطالعات نشان می دهند که سکه های مذکور در دوره آق قویونلوها ضرب شده اند و ضرابخانه کوهگیلویه به عنوان یکی از فعال ترین و مهم ترین ضرابخانه های دوره آق قویونلوها و اتابکان لر بزرگ، با شهر تاریخی دهدشت، در شهرستان کوهگیلویه هم خوانی دارد که در روند تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی از دوره آق قویونلوها به دوره صفویه، به نام شهر دهدشت تغییر نام داده و در گذر زمان، نام کوهگیلویه غبار فراموشی گرفته و از یادها رفته است.
امرای نظامی مغول و بحران جانشینی در دوره ایلخانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال پنجم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۱۷)
125 - 146
حوزههای تخصصی:
مسئله ی جانشینی در عصر ایلخانان، تحت تأثیر اقتدار و نفوذ حداکثری امرا و اشرافیت نظامی مغولی، به بحرانی سیاسی- اجتماعی مبدل شد. تأمل در سیر تأثیرگذاری امرای مغولی در مسئله ی جانشینی و روند تبدیل آن به یک بحران سیاسی- اجتماعی، نشان می دهد که نقش آفرینی فزاینده ی امرای نظامی مغولی در مسئله ی جانشینی، برآیندی از واقعیت های سیاسی-اجتماعی و اقتصادی-نظامی این دوره است. بر این اساس، هر چه فاصله ی ما از دوره تأسیس ایلخانان به دوره ی مسلمانی آنان بیشتر می شود، نقش امیران و اشراف مغولی در مسئله ی جانشینی کمرنگ تر و در عوض به نقش دیوانسالاری ایرانی در بحران جانشینی افزوده می شود.از همین رو پژوهش حاضر تلاش دارد تا به این پرسش پاسخ دهد که امرای نظامی مغول چه نقشی در بحران جانشینی دوره ایلخانان داشته اند و الگو و مؤلفه های مختلف دخیل در شکل گیری و تداوم این مسئله کدام است؟ فرضیه ی این پژوهش آن است امرای نظامی از تأسیس حکومت ایلخانی تا روی کار آمدن غازان نقش مهم و بی بدیلی در مسئله ی جانشینی داشتند؛ اما با روی کار آمدن غازان، مسلمان شدن ایلخانان و قدرت گرفتن دیوان سالاران ایرانی از نقش امرای نظامی در مسئله ی جانشینی کاسته شد. نتایج این بررسی همچنین نشان می دهد که تأثیر امیران مغولی در تبدیل کردن مسئله ی جانشینی به یک بحران، به بسترها و عوامل پیچیده و چندگانه وابسته بود و با تحول در نوع سیاست و حکومت مغولان در ایران، الگوی دخالت امیران نظامی در مسئله ی جانشینی هم متحول شد.
مطالعه پتروگرافی سفال های عصرمفرغ قدیم (کورا-ارس) و مفرغ میانی تپه کلار کلاردشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آغاز هزاره سوم پیش ازمیلاد، شواهدی از گسترش فرهنگی جدید در ایران پدیدار گشت که ریشه آن به منطقه قفقاز بازمی گردد. رایج ترین نام این فرهنگ «کورا-ارس» است که اشاره به منطقه اولیه شکل گیری این فرهنگ دارد. شواهد این فرهنگ از شمال فلات ایران و سواحل جنوبی دریای مازندران تا سواحل شرقی دریای مدیترانه ثبت و گزارش شده اند. برخی برای توجیه این شواهد همگون به تبیین عللی همچون تجارت و تقلید آثار متوسل شده اند. کلاردشت یکی از شرقی ترین مناطق حوزه گسترش این فرهنگ است که شواهد آن از تپه کلار و در یک کاوش باستان شناسی به دست آمد. نمونه های سفالی به دست آمده از تپه کلار که در دورترین نقطه از مبدأ این فرهنگ قرار دارد، فرصتی برای پاسخ به برخی پرسش ها را فراهم کرد. پرسش های این پژوهش عبارتنداز: 1- باتوجه به کانی های موجود در سفال های فرهنگ کورا-ارس و مفرغ میانی، چه میزان شباهت یا تفاوت بین آن ها وجود دارد؟ 2- براساس مطالعه پتروگرافی نمونه سفال های تپه کلار می توان کدام یک از نظرات پیرامون نحوه گسترش فرهنگ کورا-ارس را برای ظهور این فرهنگ در تپه کلار منطقی تر دانست؟ در این پژوهش 15 نمونه قطعه سفال از داده های کاوش انتخاب شد؛ 10 نمونه متعلق به فرهنگ کورا-ارس (مفرغ قدیم) و 5 نمونه از مفرغ میانی. نتایج پتروگرافی و داده های نقشه زمین شناسی منطقه نشان می دهند که سفال های کورا-ارس (مفرغ قدیم) و سفال های مفرغ میانی با ساختار منطقه البرز مرکزی همخوانی دارد، و وجود کانی کمیاب نفلین (Na,K) AlSiO4 (کانی تحت اشباع از سیلیس) و هم چنین دانه های یاقوت در بافت برخی سفال ها و ساختار زمین شناسی منطقه موجب تقویت این عقیده شد که سفال های کورا-ارس و مفرغ میانی تپه کلار، تولید محلی و منطقه ای هستند (وارداتی از قفقاز یا نواحی دوردست نیست)؛ اگرچه در کیفیت سفال به لحاظ بافت سفال تفاوت وجود دارد. نتایج این پژوهش ثابت کرد که سفال های کورا-ارس به علل دیگری به غیر از تجارت به محوطه کلار وارد شده اند.
سرگردانی تاریخ در دارالفنون: مسئله سرآغاز آموزش نوین تاریخ در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«آموزش نوین تاریخ با دارالفنون آغاز می شود»؛ این از مفروضات پژوهشگران و مورخان حوزه تاریخ آموزش تاریخ است که دست کم در نیم قرن گذشته بر آن تکیه و تاکید داشته اند. مسئله «سرآغاز» همواره یکی از پربحث ترین مسائل در بررسی پدیدارهای تاریخی است اما مورخان در این باره بر مبنای همین پیش فرض خطا، نتایج یکسانی گرفته اند و در تکرار آن تردید نکرده اند. پژوهش پیش رو، کوشیده با تکیه بر اسناد نویافته از جمله روزنامه وقایع اتفاقیه مدرسه مبارکه دراالفنون، صورت بودجه و مخارج مدرسه، نظام نامه مدرسه، گزارش های رسمی، مکاتبات اداری مدرسه، روزنامه ها، خاطرات، سفرنامه ها و متون تاریخ نگارانه این مفروض را به چالش بکشد و خطای آن را آشکار کند. مسئله اصلی که این پژوهش از آن مستخرج شده به تاثیر نهادها و رخدادهایی پرداخته که «پارادایم تاریخ نویسی سنتی» در دوره قاجار را با بحران مواجه کرده بود و مدرسه دارالفنون به عنوان نخستین نهاد آموزشی نوین رسمی از این حیث مورد بررسی قرار گرفت که برنامه درسی این مدرسه در نسبت با آموزش تاریخ می توانست در ایجاد بحران در تاریخ نویسی سنتی اثربخش باشد. بنابراین به دنبال آغاز تدریس تاریخ در این مدرسه به عنوان «درس عمومی» یا «رشته تحصیلی» در منابع تاریخی و پژوهش های معاصر نتایج متناقضی یافت شد؛ در پاسخ به این پرسش که «آیا در دارالفنون عصر ناصری و مظفری - از آغاز تاسیس 1268 تا 1324ق - دانش تاریخ به مثابه یک رشته تحصیلی یا یک درس عمومی مستقل تدریس می شد؟» مورخان و پژوهشگران معاصر بر مبنای پیش فرضی نادرست با اطمینان به این پرسش پاسخ مثبت داده اند، اما منابع اصلی خلاف این نتیجه را هویدا می کند. بنابراین در این نوشتار با بررسی این پژوهش ها و نقد آنها از طریق متون و منابع تاریخی از جمله اسناد نویافته به این پرسش پاسخ دادیم که آغاز تدریس تاریخ در دارالفنون چه زمان و چگونه رخ داد؟ و سرگردانی مورخان و پژوهشگران معاصر در یافتن مسئله سرآغاز به چه سبب است؟
تأملی بر طرح قانون تصفیه کارمندان دولت (1328-1329ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دوره رضاشاه در نظام اداری ایران تغییراتی به وجود آمد و دیوانسالاری در مقایسه با دوره قاجار، به رغم تداوم برخی از نواقص و کاستی ها، تغییرات رو به رشدی را تجربه کرد؛ اما تحولات شهریور 1320 و بی سامانی نظام اداری، نشان از ناکارآمدی و عدم تحول بنیادین دیوانسالاری داشت. در این دهه پر فراز و فرود، تشکیلات اداری دچار بی نظمی گردید و این موضوع تا سال های بعد تداوم یافت. در پایان این دهه اقدماتی برای اصلاح و نظارت بر نظام اداری انجام شد؛ ازجمله قانون تصفیه کارمندان دولت در کابینه های ساعد، منصور و رزم آرا که بررسی ابعاد و ماهیت آن، مسئله مقاله حاضر است. این نوشتار با روش توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، اسناد و روزنامه ها، درصدد پاسخ به این پرسش است که علل و روند و ماهیت تصویب قانون تصفیه کارمندان دولت چه بود؟ یافته ها نشان می-دهد با تصویب و اجرای این قانون به عنوان نخستین تلاش دوره پهلوی دوم برای نظارت بر عملکرد کارمندان، کمیسیون پاکسازی به بررسی وضعیت کارکنان ارشد وزارتخانه ها و ادارات مهم پرداخت و بعد از یک سال، تنها پرونده 900 نفر از 150000 پرسنل دستگاه های دولتی را بررسی کرد و در شرایطی که مشمولین این قانون از رجال صاحب نفوذ بودند، رزم آرا همچون کابینه های سابق نخواست و یا نتوانست این قانون را درباره آنها اعمال کند و در نتیجه فساد و ناکارآمدی نظام اداری تداوم یافته و کاستی ها همچنان باقی ماند.
تاریخ نگاری مصطفی فاتح؛ رویکرد فاتح به نقش نفت در توسعه و عدم توسعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ نگاری نفت از دل حوادث و رویدادهای دهه 1320شمسی و افزایش نقش نفت در دگرگونی جامعه و گسترش استعمار نفتی تولد یافت. مصطفی فاتح کارگزار رده بالای شرکت نفت انگلیس و ایران، با نگارش اثر پنجاه سال نفت ایران گامی مهم در رشد و اعتلا تاریخ نگاری نفت در دوره پهلوی برداشت. پژوهش حاضر بر اساس روش تحلیل مضمون و تفسیر روایت های تاریخی به این پرسش پاسخ می دهد که رویکرد تفکر تاریخی فاتح چه سمت وسویی دارد، تاریخ نگاری او چه ویژگی هایی دارد و به عنوان کارگزار رده بالای شرکت نفت انگلیس و ایران چه رابطه ای بین نفت و توسعه جامعه ایران برقرار می کند؟ این نوشتار بر این فرضیه استوار است که فاتح نقش دوگانه مثبت و منفی بر نفت دارد. او نفت را منبع مهم ثروت و عامل سرمایه گذاری گسترده و پیشرفت و از طرفی عامل توسعه نیافتن جامعه ایران می داند و علت آن را طبقات حاکم فاسد و نخبگان غافل و وابسته به دولت معرفی می کند. دیدگاه تاریخ نگارانه او بر این فرض است که کشورهای استعماری عامل عقب ماندگی دولت ها و ملت های نفتی است، ولی مورخ در معرفی انگلیس به عنوان عامل استعمار، مصلحت اندیشی کرده و جایگاه سیاسی اش بر بینش تاریخی او چیرگی یافته است. فاتح در نقش منفی دولت انگلیس به عنوان عامل اصلی عدم توازن توسعه و نفت در جامعه ایران ملایم تر و پنهان کارانه تر عمل کرده است. او با بهره گیری از روش برجسته سازی نقش منفی افراد داخلی و خارجی، نقش دولت انگلیس در توسعه نیافتن ایران را به حاشیه رانده است. می توان تاریخ نگاری فاتح را تاریخ نگاری شرکتی- نفتی نام نهاد.
سیر تاریخی حدود شهر قزوین در قرن ششم و هفتم ه .ق (با تأکید بر داده های تاریخی بارو و حصار شهر و جانمایی آثار آن)
منبع:
مطالعات ایران شناسی سال ۷ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۱
53 - 68
حوزههای تخصصی:
داده های تاریخی بسیاری درباره سیر تحول موقعیت جغرافیایی و نیز احوال برج و باروی شهر سوق الجیشی قزوین موجود است که با بررسی و مطابقت آنها با محدوده های فعلی شهر، حدود و موقعیت تاریخی آن قابل ترسیم است. نکته قابل توجه دوقلو بودن حصار پیرامونی شهر است، به خصوص آنکه با به فراموشی سپرده شدن و تخریب بقایای حصار اولیه و ثانویه در اطراف شهر تاکنون این مسئله مسکوت مانده است. در این مقاله کوشش شده است تا با گردآوری داده های توصیفی زمان بندی شده تاریخی و نیز مقایسه آنها با شواهد باستان شناختی و داده های میدانی، حدود و جانمایی حصار شهر در ادوار مختلف و به ویژه در سده هفتم ه .ق ترسیم شود. این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیلی-تاریخی و همچنین با جمع آوری و بررسی داده های میدانی به بررسی سیر تاریخی حصار و باروی قزوین پرداخته است. در این راستا می توان نتیجه گرفت حصار و حدود شهر قزوین از موقعیتی دوقلو برخوردار بوده است. همچنین با بازخوانی و مقایسه دو نسخه از تاریخ گزیده مستوفی حدود و جغرافیای تاریخی قزوین ارائه شده که احتمالاً تاریخ نویسان محلی در شناسایی دیه نرجه و ابهررود در جغرافیای تاریخی قزوین دچار اشتباه شده اند و این دو موقعیت جغرافیایی نه در منطقه تاکستان قزوین بلکه دو موقعیت کمتر شناخته شده در اطراف خود شهر قزوین است.
مفاهیم دوگانه در قلمرو دانش تاریخ نگاری ایران: نقد راهِ رفته و طرح راهِ جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانش تاریخ نگاری یکی از شاخه های جدید علوم تاریخی است که موضوع آن تأمل نقادانه هم در متن های تاریخ نگارانه و هم در اندیشه، گفتمان، سبک، روش و دستاوردهای مورخان است. تاکنون دانش تاریخ نگاری در ایران به شکل های گوناگون دریافت شده و در نتیجه، نگرانی ها و مخاطرات فراوانی به بار آورده است. تأمل نقادانه در پژوهش های انجام شده نشانگر آن است که عمدتاً از دوگانه های مفهومی «بینش و روش» و نیز «تاریخ نگری و تاریخ نگاری» به عنوان چارچوب تحلیل در این پژوهش ها استفاده شده است، اما مسئله این است که از همین مفاهیم نیز معناهای متفاوتی مراد شده و پژوهشگران این عرصه را سرگردان کرده است. مقاله حاضر با نقد دوگانه های موجود و نشان دادن نحوه کاربست این مفاهیم در برخی از پژوهش ها، می کوشد برخی از آشفتگی های نظری و عملی آن را آشکار کند و به این پرسش پاسخ دهد که آیا می توان به چارچوب روش شناختی تازه ای در این مسیر دست یافت. مقاله برای برون رفت از این وضعیت آشفته کنونی به این نتیجه می رسد که باید طرحی تازه در چارچوب «دانش تاریخ نگاری» و شاخه های اصلی آن یعنی «مورخ شناسی» و «متن شناسی تاریخی» درافکند. مقاله سرانجام سه قالب پژوهشی «مورخ محور»، «متن محور» و رهیافت «ترکیبی» را پیشنهاد می کند و از رویکردهای مفهومی- نظری فلسفه علم تاریخ و فلسفه نظری تاریخ به عنوان چارچوب تحقیق در این دانش سخن می گوید.
تکوین سازمان های زنان ایران در عصر پهلوی دوم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
حضور زنان در جنبش مذهبی- ملی تنباکو و نهضت مشروطه، سر آغاز فعالیت زنان در عرصه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. هرچند این حضور در ابتدای سلطنت رضاشاه به لحاظ تسلط نیروهای مذهبی و سنت گرا بسیار اندک تلقی می شد؛ ولی با اجرای سیاست های جدید از سوی رضاشاه و محمد رضا پهلوی فعالیت این قشر در قالب نهادها و سازمان های زنان انسجام بیشتری یافت و ابعاد وسیع تری را در برگرفت. چگونگی شکل گیری و نحوه فعالیت نهادها و سازمان های زنان در عصر پهلوی دوم و ارتباط آنها با حکومت مسئله ای است که در این پژوهش بدان پرداخته شده است. این مقاله که در چارچوب مطالعه تاریخی و به روش توصیفی- تحلیلی است، با بررسی منابعی چون روزنامه ها و کتب صورت گرفته است و مشخص می کند که اعضای نهادها و سازمان های زنان، اغلب متشکل از زنان تحصیل کرده ای بودند که بیشترین تلاش آنها در ابتدا بهبود وضعیت زندگی، آموزشی و بهداشتی بانوان و سپس رفع نابرابری حقوقی و کسب حق رأی برای زنان بوده است. برخی از این تشکل ها در جهت تأمین منافع دولت و برخی نیز در راستای برآورده ساختن نیازهای حزب و یا جمعیتی خاص گام برداشته اند و بر حوادث آن دوره تأثیر گذارده اند.
The Socio-Political Aspect of Religious Terminologies in Medieval Iran: The Case of “Akhbārī-uṣūlī” in Kitāb al-Naqḍ Written by ʿAbd al-Jalīl Qazwīnī Rāzī (d. 560/1165)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The conflict between the Akhbārīs and Uṣūlīs dates from the time of Mawlá Muḥammad Amīn Astarābādī (d. 1033/1624). However, limited usage of the two terms can be traced back to before that period. Kitāb al-Naqḍ , written by ʿAbd al-Jalīl Qazwīnī Rāzī (d. 560/1165), is one of the few Imāmī sources that contains a group of references to a similar conflict between the Shiʿa Uṣūlīyyah and Shiʿa Akhbārīyyah. The former term, in particular, repeatedly appears in the book. The aim of this paper, adopting a conceptual approach to history, would be to demonstrate that the Akhbārī/Uṣūlī terms in medieval Iran do not refer to a legal concept, nor to the dispute between the moderate/extremist Shiʿis in that context. Despite the first impression which the term conveys, it will be suggested that the term “uṣūlīyyah” does not have its roots in uṣūl al-fiqh (Islamic legal methodology), but rather, refers to some specific rational uṣūl (principles) usually applied to uṣūl al-ʿaqāʾid (Islamic theological principles). That is, “uṣūlīyyah,” according to Qazwīnī, refers to those whose religious knowledge has been based on rational principles. However, the Akhbārī-Uṣūlī terminology introduced by Qazwīnī cannot be paired with the historical Shiʿi schools and figures of his period. If we consider the social and political pressures under which Iranian Imāmīs were living, it will appear that employment of such terms has had a strategic purpose. In this case, calling most of his contemporaries “uṣūlīs,” and attributing controversial Shiʿi beliefs to the Akhbārīs, Qazwīnī has attempted to exonerate Imāmīs from their accusations, and to improve their social position.
جایگاه صید و تجارت مروارید در همگرایی ساحل نشینان خلیج فارس در عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ صید و تجارت مروارید، سازوکاری سنتی و باستانی داشته است و نقش مهمی در شناخت مبانی تاریخی مناسبات اجتماعی و اقتصادی ساحل نشینان خلیج فارس و هویت تاریخی این منطقه دارد. معیشت ساکنان بنادر و جزایر تاحد چشمگیری به این کالای مهم وابسته بوده است. این وابستگی همراه با اتکای آن بر مهارت و دانش بومی، باعث شده است این کالا در تداوم حیات سنتی و فرهنگ و هویت ساحل نشینان، در دوران استعمار، نقش مؤثری ایفا کند. این مهم، پژوهشگرهای حوزۀ خلیج فارس را به بررسی ابعاد اجتماعی و اقتصادی و سیاسی مروارید سوق می دهد. ازجمله زمینه های تاریخی مهم، شناخت و بازتعریف نقش مروارید در همگرایی ساحل نشینان خلیج فارس در ابعاد محلی و منطقه ای است که واکاوی ماهیت آن، باتوجه به وجود برخی پرسش ها دربارۀ تعامل های تاریخی ساحل نشینان شمالی و جنوبی بنادر و جزایر خلیج فارس، اهمیت دارد. این مقاله با رویکردی تحلیلی و براساس برخی شواهد تاریخی، به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است: باتوجه به سازوکار صید و تجارت مروارید، این کالا در ایجاد تعامل و همگرایی میان ساحل نشینان خلیج فارس چه نقشی ایفا می کرد؟ فرض غالب بر این است که باتوجه به اهمیت صید و تجارت مروارید و تأکید پژوهشگرها بر وجود ضوابط و عرفی سنتی، فرایند حضور در صیدگاه ها و ضوابط و قواعد فرهنگ صید، در ایجاد همگرایی و تعامل میان ساحل نشینان وظیفه ای مهم داشته است.
پژوهشی در احوال و آثار یک حروفی گمنام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش های شرق شناسان و پژوهشگران ایرانی و تُرکیه ای، رسالۀ خواب نامه از منابع اصلی دربارۀ فرقۀ حروفیه و اندیشه های رئیس این فرقه، میرزافضل الله استرآبادی، است. نویسندۀ این رساله، نصرالله بن حسن نافجی، در زمان سکونت فضل الله در اصفهان مرید و انیس او بود. از دیگر متون اعتقادی حروفیان مثنویی است در بحر هزج به نام مخزن الرموز که آن نیز اثر نصرالله بن حسن نافجی است و در سال 825ق/1422م نوشته شده است. این دو متن برای شناخت تفکر، الفبای رمزی و تعالیم فرقۀ حروفیه منابعی مهم هستند. دربارۀ این نویسنده تا امروز هیچ اطلاعی در دست نیست و هر جا اسمی از او آورده اند، به خواب نامۀ او اشاره کرده و گذشته اند.در این پژوهش، نسخه های خطی این دو متن مهم معرفی می شوند. نسخه های این دو متن در کتابخانه های خارج از ایران نگهداری می شوند. غیر از معرفی دو متن یادشده، زندگی نصرالله بن حسن نافجی و زادبوم او که نامی از آن در منابع تاریخی نیامده است، واکاوی می شود؛ همچنین اطلاعات گوناگونی از نظر گذرانده می شود که این گزارش نویس در حوزۀ موضوعات جغرافیایی و اجتماعی ارائه کرده است. نصرالله به علت زندگی در محیط اصفهان در قرن هشتم و اوایل قرن نهم قمری/پانزدهم میلادی، در رسالۀ خود از رجال و محلات اصفهان آگاهی های ارزشمندی آورده که در این پژوهش به آنها توجه شده است.
بررسی پیمان قبیله خزاعه و عبدالمطّلب و اثرآن بر روابط با پیامبر(ص)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
با توجه به زندگی قبیله محور اَعراب در دوره جاهلیت، آگاهی از اخبار قبایل و نقش آفرینی آنها در تحولات اجتماعی، می تواند علاقه مندان به تاریخ اسلام را در فهم بهتر حوادث آن روزگار یاری رساند. مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی دلایل هم پیمانی قبیله خزاعه با عبدالمطّلب و پیامدهای آن در روابط با پیامبر(ص) است. یافته های پژوهش، بر پایه اطلاعاتِ گردآوری شده از منابع دست اوّل کتابخانه ای، نشان می دهد که این پیمان، نوعی همگرایی سیاسی و اجتماعی به شمار می رفته است. عبدالمطّلب بعد از اختلاف با عمویش نوفل بن عبدمناف که بر سر تصاحب املاک و مناصب وی صورت گرفت، برای تحکیم موقعیتش در مکه، با قبیله خزاعه پیمان دوستی بست؛ زیرا خزاعیان از نظر جمعیت، نیرو و امکانات و موقعیت اجتماعی، در کنار قریش و کُنانه، از قبایل مهم به شمار می رفتند. بنی خزاعه نیز با توجه به شخصیت قابل احترام عبدالمطّلب، پیمان با ایشان را در تأمین منافع تجاری و بازیابی قدرت گذشته خویش، مؤثر دانستند و از پیشنهاد عبدالمطّلب استقبال کردند. این پیمان، در روابط محبت آمیز و احترامِ متقابل بین خزاعه و پیامبر(ص) تأثیر مهمی بر جای گذاشت و موجب حمایت خزاعیان از دعوت نبوی گردید.
واکاوی سیر تطور بدن نمادین سلطان در نظام پادشاهی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۸
207 - 230
حوزههای تخصصی:
در نظام پادشاهی ایران، سلطان در رأس هرم قدرت همواره دارای وجاهت خاصی بوده که او را از سایر مردمان متمایز می کرده است. این برتری حتی در بدنِ سلطان نسبت به رعایایش مشاهده می شود. به گونه ای که پادشاه تنها یک بدن جسمانی و خاکی ندارد؛ بلکه او دارای بدنی سیاسی و نمادین بوده است. در این مقاله با تکیه بر نظریات جامعه شناسی بدن، سیر تطور بدن سیاسی سلطان در تاریخ ایران مورد ارزیابی قرار می گیرد. مقطع زمانی مورد مطالعه این نوشتار تاریخ ایران باستان، ایران بعد از اسلام تا پایان عصر پهلوی می باشد. پژوهش حاضر از طریق بررسی نمادها و نشانه های مکتوب و غیرمکتوب درصدد واکاوی عوامل موثر بر تحول منزلت بدن سیاسی شاه در تاریخ ایران است. مساله پژوهش حاضر آن است که چه عاملی تمایز بدن سیاسی شاه از کالبد جسمانی او را در تاریخ ایران رقم زده و عوامل مؤثر در تطور و تحول منزلت بدن سیاسی سلطان در تاریخ ایران چه بوده است؟ دستاوردهای حاصل از این بررسی نشان می دهد که انگاره فره ایزدی در روزگار باستانی ایران وجاهتی قدسی را برای بدن سلطان رقم زد. تداوم این انگاره در دوران اسلامی در تلفیق با اندیشه ظل الهی سلطان در استمرار وجاهت معنوی بدن شاه نقشی اساسی ایفا کرد. در دوران اسلامی تا پایان پهلوی تحولاتی چون حملات بیگانگان، تحولات اجتماعی همچون دگرگونی طبقاتی، ظهور صفویان، تجدد و اندیشه های مشروطه خواهی در فراز و فرود منزلت بدن سیاسی شاه تاثیر عمیقی بر جای گذارد.
سیاست خلفای اموی در مواجهه با اهل ذمه شامات (41-132ه .ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استقرار خلافت اموی در منطقه شام وضرورت های اجتماعی آن قلمرو، سبب گردید تا سیاست های اجتماعی خلفا با توجه به واقعیات جامعه معاصر آنان تنظیم شود. در شامات افزون بر تنوع نژادی و قومی موجود، جماعات اهل کتاب حضور داشتند و به سبب توانمندی های اجتماعی و اقتصادی، عاملی تاثیرگذار در معادلات جامعه به شمار می رفتند. تعیین الگوی روابط بین حکومت و گروه های اهل کتاب و بررسی سیاست های خلفای اموی در ارتباط با اهل ذمه شامات مهم به نظر می رسد. حال این پرسش مطرح است که خلفای اموی در مواجهه با اهل ذمه شامات به ویژه مسیحیان چه سیاستی در پیش گرفتند؟ یافته های این پژوهش که با روش توصیفی و تحلیلی فراهم آمده است نشان می دهد که دو الگوی اساسی سیاست تسامح و مدارای مذهبی و اعمال محدویت ها خاص در مقاطعی بر مناسبات کلی حکومت امویان با اهل ذمه، یعنی مسیحیان حاکم بوده است.
زمینه ها و مراحل درگیری های نظامی قریش با پیامبر (ص) تا جنگ احزاب
منبع:
تاریخنامه خوارزمی سال نهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۶
27-37
حوزههای تخصصی:
این نوشتار در پی پاسخ به این سؤال می باشد که درگیری های نظامی قریش با پیامبر (ص) از مکه تا مدینه چه مراحلی را طی کرده است؟ بررسی درباره مناسبات قریش با پیامبر (ص)، غزوات پیامبر (ص)، توطئه های قریش، شرایط و زمینه های جنگ احزاب و پیامدهای این جنگ از ارکان اصلی تحقیق می باشند. تحلیل تاریخی این قسمت از سیره و تاریخ پیامبر (ص) باعث آگاهی از نحوه تعامل قریش با پیامبر (ص) و چالش های فراروی آنان در این زمینه خواهد شد. بر اساس یافته ها، اکثریت جنگ های قریش با پیامبر (ص) مقصود و مطلوب کلیه قریشیان نبوده و این بدان معنی است که قریش جهت آمادگی برای جنگ تمام عیار با پیامبر (ص) زمان زیادی نیاز داشت تا اینکه پس از پنج سال تمام شرایط و زمینه ها برای برپایی جنگ با پیامبر (ص) تحت عنوان «جنگ احزاب» فراهم شد. از آنجایی که قریش با تمام قوا این جنگ را برپا ساخته بود، شکست در آن به معنی از بین رفتن هیمنه آنان بوده که مقدمه ای برای فتح مکه توسط مسلمانان شد.
آگاهی و تصوّر نقشه نگاران اروپاییِ قرن 16 تا 18م از محدوده سرزمینی ایران با هند (با تکیه بر نقشه های ایرانِ صفوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی سال ۵۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
501 - 523
حوزههای تخصصی:
یکی از منابع قابل توجه از ایران دوره صفویه، نقشه های تاریخی است که اروپایی ها در قرون 16 تا 18م ترسیم کرده اند. این نقشه ها، اطلاعات قابل توجهی از محدوده سرزمینی ایران را با همسایگان به ویژه هند نمایان می کنند. در پژوهش پیش رو کوشش شده است تا با استناد به داده های نقشه های صفوی و روش توصیفی تحلیلی، محدوده سرزمینی ایران با هند را بررسی کنیم. پرسش اصلی پژوهش این است که نقشه نگاران اروپایی چه تصوّر و آگاهی از محدوده سرزمینی ایران با هند در دوره صفویه داشته اند؟ یافته های پژوهش حاکی است که تصوری باستانی و کهن از محدوده ایران با هند بر ذهنِ نقشه نگاران قرن 16/10 حاکم بود، اما در نقشه های قرن 17/11، این تصوّر دگرگون و به واقعیتِ موجود در دوره صفویه نزدیک شد. علاوه بر این، ضمن تثبیت این تصوّرِ نزدیک به واقعیت در نقشه های قرن 18/12، نقشه نگاران به ضبط جزئیات جدید از جمله راه ها و گروه های جمعیتی در امتداد محدوده سرزمینی ایران با هند نیز روی آوردند.