فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۴٬۴۹۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی میزان دلبستگی شغلی کارکنان دانشگاه شهید بهشتی و میزان اهمیت هر یک از مولفه های دلبستگی شغلی از دیدگاه کارکنان است. علاوه بر این نیز همبستگی دلبستگی شغلی کارکنان با وفاداری آن ها نسبت به سازمان و میزان تحصیلات و سابقه خدمت کارکنان مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش تمامی کارکنان آموزشی، پژوهشی و مالی دانشگاه شهید بهشتی می باشد که نمونه آماری این پژوهش از طریق فرمول کوکران به تعداد 124 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته میزان دلبستگی شغلی کارکنان و اهمیت هریک از عوامل آن از دیدگاه کارکنان مورد بررسی قرار گرفت این پرسشنامه در دوبخش 20 گویه ای طراحی شد که در مجموع ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه محقق ساخته 0.797 می باشد. این مطالعه نشان داد که اختلاف معناداری در میانگین نمره دلبستگی شغلی کارکنان دانشگاه شهید بهشتی بین وضع موجود و مطلوب آنها وجود دارد و میانگین وضع موجود دلبستگی شغلی کارکنان به میزان 83/0 کمتر از وضعیت مورد مطلوب آنهاست. میانگین دلبستگی شغلی در مجموع به میزان 12/0 پایین تر از میانگین نظری قرار دارد که آماره t برای آن 620/2- بوده و مقدار معناداری آن در سطح کمتر از 05/0 تأیید شده است و فقط میانگین دلبستگی شغلی در مولفه «شرایط شغل و تناسب شاغل با آن» بر خلاف دیگر مولفه ها به مقدار 13/0 بالاتر از میانگین نظری قرار دارد. در خصوص میزان اهمیت هریک از عوامل دلبستگی شغلی از دیدگاه کارکنان مولفه «شرایط شغل و تناسب شاغل با آن» از بیشترین اهمیت برخوردار است، پس از آن مولفه «رهبران و مدیران» جایگاه دوم، مولفه «نظام جبران خدمات و پاداش» جایگاه سوم و مولفه «فرصت های یادگیری و رشد کارکنان» از کمترین اهمیت برخوردار است. همچنین در اندازه گیری دلبستگی شغلی کارکنان بین مولفه رهبران و مدیران با سابقه خدمت کارکنان همبستگی معناداری در سطح آلفای کمتر از 05/0 وجود دارد و بقیه ضرایب همبستگی معنادار نشده اند.
بررسی مدل توسعه پایدار با محوریت سلامت خانواده و تأکید بر نقش وابستگی به مصرف مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گسترش چالش وابستگی به مصرف مواد مخدر سلامت خانواده و جامعه را به خطر انداخته و تأثیر سوئی نیز بر توسعه پایدار ایجاد نموده است. ازاین رو با توجه به اهمیت موضوع، این پژوهش با هدف فراهم آوری مدل توسعه پایدار با محوریت سلامت خانواده و تأکید بر نقش وابستگی به مصرف مواد مخدر در چارچوب یک پژوهش اکتشافی- توصیفی (پس رویدادی) و در دو مرحله کیفی-کمی (آمیخته) انجام گرفته است. در روش کیفی، با استفاده از فن دلفی فازی 12 مؤلفه و 86 شناسه در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی جهت تدوین مدل استخراج گردید و در روش کمی، پرسشنامه ای میان نمونه 201 نفری از مدیران، کارشناسان مبارزه با مواد مخدر استان تهران پخش گردید. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون فریدمن و آزمون t در نرم افزارهای SPSS22 و LISREL انجام گرفت. برآیندهای آزمون t نشان داد بیشترین تأثیر به ترتیب مربوط به ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی با میانگین 02/4 و 58/3 و 28/3 است. درباره مؤلفه ها و شناسه ها به ترتیب بیش ترین تأثیر مربوط به مؤلفه توانمندسازی خانواده با میانگین 24/4 و یکی از برجسته ترین شناسه ها به نام آموزش و توسعه مهارت های اجتماعی، مهارت زندگی و ارتباطی خانواده با میانگین 35/4 بوده است. از این رو این پژوهش به منظور شناخت بهتر پیامدهای وابستگی به مصرف مواد مخدر بر سلامت خانواده و توجه به این معضل در سند چشم انداز بیست ساله کشور و تأثیر تباهگر آن بر توسعه پایدار، می کوشد تا به با تکیه بر نقش خانواده به زدایش شکاف ایجادشده در راستای تحقق سؤالات پژوهش راهکارهایی را ارائه نماید.
مقایسه اثربخشی آموزش روانی بر اساس الگوی مک مستر و السون در انسجام خانواده معلمان زن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۷
99 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش روانی بر اساس الگوی السون و مک مستر در افزایش انسجام خانواده معلمان زن بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری بود. جامعه پژوهش کلیه معلمان زن متاهل شاغل در آموزش و پرورش شهرستان خرمدره در سال تحصیلی 96-95 به تعداد 550 نفربودند. تعداد نمونه 45 نفر بود که از بین معلمانی که نمره پایین در پرسشنامه انسجام خانواده(اولسون،1999) کسب کرده بودند به صورت تصادفی انتخاب و بصورت تصادفی در سه گروه(گروه آزمایشی(1) 15نفر، گروه آزمایشی(2)15 نفر و گروه کنترل 15 نفر) قرار گرفتند. آزمودنیهای گروه های آزمایشی در جلسات آموزشی شرکت کردند و افراد گروه کنترل مداخله خاصی دریافت نکردند. پس از پایان جلسات پس آزمون برای هر سه گروه اجرا شد. یکماه بعد نیز جلسه پیگیری برگزار گردید. داده ها با روش تحلیل واریانس چندراهه (آمیخته) تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش روانی بر اساس الگوی السون و مک مستر در ارتقای انسجام خانواده معلمان زن اثربخش است و این اثربخشی در طی زمان ماندگار است(001/0P≤). همچنین نتیجه پژوهش نشان داد که اثربخشی این دو آموزش در انسجام خانواده معلمان زن متفاوت نیست. بنابراین، می توان نتیجه گرفت برای ارتقای انسجام خانواده معلمان زن می توان از آموزشهای مبتنی بر الگوی اولسون و مک مستر استفاده کرد.
نقش تمایزیافتگی خود و عوامل اقتصادی با میانجیگری تعارضات خانوادگی در پیشگیری از آسیب های روانی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۷
143 - 170
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تمایز یافتگی خود و عوامل اقتصادی با میانجیگری تعارضات خانوادگی در پیشگیری از آسیب های روانی و اجتماعی انجام شد. روش انجام پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود.جامعه آماری تحقیق ، کلیه افراد متاهل شهر بندرعباس بودند که با توجه به جدول مورگان و کرجسی تعداد 420 خانواده به عنوان حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای سهمیه ای انتخاب شدند. برای آزمون فرضیه ها از تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه تجدید نظر شده تعارضات زناشویی ثنایی و همکاران ، پرسشنامه نقش عوامل اقتصادی در تعارضات خانواده ، فرم کوتاه پرسشنامه تمایز یافتگی خود ، پرسشنامه چند وجهی شخصیتی مینه سوتا MMPI ، پرسشنامه سنجش نگرش نسبت به آسیب های اجتماعی بود. یافته های پژوهش نشان داد، بین تمایز یافتگی خود و آسیب روانی رابطه وجود دارد اما بین تمایز یافتگی خود و تعارضات خانواده و نگرش نسبت به آسیب های اجتماعی رابطه معنی داری وجود ندارد. همچنین عوامل اقتصادی بر افزایش تعارضات خانواده و آسیب های روانی و اجتماعی نقش دارد، و در نهایت تعارضات خانواده نقش پیش بینی کنندگی بر آسیب های روانی و اجتماعی دارد.نتایج پژوهش حاضر نشان داده است که تمایزیافتگی خود می تواند آسیب های روانی را پیش بینی کند ، همچنین عوامل اقتصادی فاکتور خوبی برای پیش بینی تعارضات خانواده و آسیب های روانی و اجتماعی است.
اثر بخشی درمان پردازش مجدد هولوگرافیک بر معنای زندگی، ترس از ارزیابی منفی و نشخوار فکری زنان افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۹
49 - 70
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اثر بخشی درمان پردازش مجدد هولوگرافیک بر معنای زندگی، ترس از ارزیابی منفی و نشخوار فکری زنان افسرده انجام گرفت. این پژوهش در چارچوب یک مطالعه آزمایشی تک موردی همراه با طرح خطوط پایه چندگانه انجام شد. نمونه این پژوهش دو زن دارای تشخیص افسردگی از بین مراجعه کنندگان اورژانس اجتماعی شهرستان بادرود بود که تحت 12 جلسه درمان پردازش مجدد هولوگرافیک قرار گرفتند. هر دو آزمودنی دوهفته قبل از شروع جلسات پرسشنامه های معنای زندگی استیگر و همکاران (2006)، ترس از ارزیابی منفی لری (1983) و نشخوار فکری نولمن-هوکسیما و مورو (1991) را تکمیل نمودند. در ادامه یک روز قبل از جلسه اول و همچنین در جلسات چهارم و هشتم ودوازدهم و در نهایت یک ماه بعد از پایان جلسات به منظور پیگیری پرسشنامه ها در اختیار آزمودنی ها قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل نموداری و تعیین درصد بهبودی و شاخص تغییر پایا استفاده شد. یافته ها نشان داد پیشرفت های بالینی و آماری معناداری در بهبود معنای زندگی، ترس از ارزیابی منفی و نشخوار فکری بعد از درمان بدست آمد (01/0>p). در پیگیری هم پیشرفت های بدست آمده در طول درمان حفظ شد که نشان از پایداری اثر مداخله می داد. با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گیری کرد که درمان پردازش مجدد هولوگرافیک بر افزایش معنای زندگی، و کاهش ترس از ارزیابی منفی و نشخوار فکری زنان افسرده تأثیر معنی داری دارد.
رابطه احقاق جنسی و نارضایتی جنسی با بی رمقی زناشویی: نقش واسطه ای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رضایت جنسی می تواند تأثیر شایانی در رابطه زناشویی و رضایت از آن داشته باشد. این پژوهش با هدف شناسایی رابطه میان احقاق و نارضایتی جنسی با بی رمقی زناشویی با نقش واسطه ای تعارض زناشویی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی و مبتنی بر روش تحلیل مسیر در چارچوب مدل سازی معادلات ساختاری بود. ابزار مورداستفاده پرسشنامه های احقاق جنسی هالبرت (1992)، نارضایتی جنسی هادسون (1981)، تعارض زناشویی براتی (1375) و بی رمقی زناشویی پاینز (1996) بود. جامعه آماری پژوهش همه زنان مراجعه کننده به مراکز خدمات مشاوره ای شهرستان زاهدان (320 نفر) در زمستان سال 94 که با روش نمونه گیری خوشه ای شمار 150 نفر انتخاب شدند، بود. داده ها با به کارگیری دو نرم افزار SPSS20 و LISREL8.8 تحلیل شد. یافته های پژوهش گویای این است که تعارض زناشویی نقش واسطه ای میان احقاق جنسی و بی رمقی زناشویی (05/0 P
بررسی نقش میانجی گری اضطراب پیشرفت تحصیلی در رابطه بین کنترل روان شناختی والدین و درگیری تحصیلی داوطلبان ورود به دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۰
113 - 132
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی گری اضطراب پیشرفت تحصیلی در رابطه بین کنترل روان شناختی والدین و درگیری تحصیلی، انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان سال آخر مقطع متوسطه شهرستان اهواز بود که در سال تحصیلی 98- 1397 داوطلب ورود به دانشگاه بودند که از بین آن ها 353 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند؛ و به پرسشنامه های کنترل روان شناختی والدینی، اضطراب پیشرفت و درگیری تحصیلی پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند؛ و به منظور تعیین پایایی ابزار از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج نشان داد رابطه مستقیم کنترل روان شناختی والدین با اضطراب پیشرفت تحصیلی (01/0≤ P, 28/0= β) و رابطه اضطراب پیشرفت تحصیلی و درگیری تحصیلی (01/0≤ P, 20/0- = β)، معنی دار بود. همچنین اضطراب پیشرفت تحصیلی رابطه بین کنترل روان شناختی والدین و درگیری تحصیلی را به صورت کامل میانجی گری کرد. درنتیجه می توان با کاهش کنترل روان شناختی توسط والدین میزان اضطراب پیشرفت تحصیلی را کاهش و درنتیجه آن درگیری تحصیلی دانش آموزان را بهبود بخشید.
ارائه مدل اضطراب تحصیلی بر اساس ادراک والد فرزند، ادراک محیط کلاس و وضعیت اقتصادی-اجتماعی با میانجی گری سبک های مقابله با استرس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف مطالعه حاضر ارائه مدل اضطراب تحصیلی بر اساس ادراک والد-فرزند، ادراک محیط کلاس و وضعیت اقتصادی اجتماعی با میانجی گری سبک های مقابله با استرس در دانش آموزان بود. روش شناسی: روش پژوهش از نوع توصیفی، و با روش همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه مدارس دولتی شهر تهران که در سال تحصیلی 96-1395 مشغول به تحصیل بودند. حجم نمونه شامل 480 دانش آموز دختر مقطع متوسطه دوم که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. دانش آموزان به پرسشنامه های ادراک محیط کلاس ساخته ی فراسر، فیشر و مک روبی (1996)، سبکهای مقابله ﺍﻧﺪﻟﺮ ﻭ ﭘﺎﺭکﺮ (1990) ، اضطراب تحصیلیابوالمعالی و همکاران (1994)، ادراک رابطه والد فرزندفاین، جی مورلند و اندرو شوبل(1983) و پرسشنامه وضعیت اقتصادی اجتماعی تیمز(2007) پاسخ دادند. به منظور تحلیل داده ها از روش الگو یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد مدل ساختاری پژوهش که در آن فرض شده متغیرهای وضعیت اجتماعی اقتصادی، ادراک رابطه والد فرزند و ادراک محیط کلاس هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم با میانجیگری سبک های مقابله با استرس، متغیر مکنون اضطراب تحصیلی را پیش بینی کردند و با داده های گردآوری شده برازش داشتند. نتیجه گیری:متغیرهای وضعیت اجتماعی اقتصادی، رابطه والد فرزند و ادراک محیط کلاس، هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم با میانجیگری سبک های مقابله با استرس متغیر مکنون اضطراب تحصیلی را پیش بینی می کند.
تحلیل مکالمه فرایند محور: روش پیشنهادی برای مداخله و ارزیابی در قلمروی مشاوره و روان درمانی با افراد مبتلا به افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۸ بهار ۱۳۹۸ شماره ۶۹
4-30
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف تعیین جایگاه پرسشگری، مهارت و فن در مشاوره با مراجعان دارای اختلال افسردگی با استفاده از روش تحلیل مکالمه فرایند محور اجرا گردید. روش: روش پژوهش از نوع کیفی و تک موردی بود. دونفر از مراجعان به مرکز مشاوره سپند شهر اردبیل که دارای اختلال افسردگی بودند با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از روش فرا نظری تحت مشاوره و روان درمانی قرار گرفتند. رویدادهای هر جلسه به طور کامل نوشته شد و پس از آن، واکنش های درمانگر پس از نامگذاری، در قالب معادله تغییر و بر پایه مدل تحلیل رگرسیون برای هر مراجع تعیین شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بسهولت می توان معادله تغییر را درقالب پرسش ها، مهارت ها و فنون از فرایند روان درمانی استخراج نمود و معادله تغییر را با استفاده از سیستم نمادین عینی سازی کرد. از طرف دیگر مشخص شد سهم هریک از مولفه های اثربخش وابسته به پاسخ های درمانگر در واریانس تغییر چقدر است. نتیجه گیری: برپایه تدوین معادله تغییر، ضمن سهولت امر نظارت بر روان درمانی، می توان بر طیف وسیعی از وقایع مشاوره و روان درمانی مثل پیچیدگی شناختی مراجع و میزان فعال بودن درمانگر یا مراجع دست یافت.
تدوین الگوی سازش یافتگی زنان پس از رخداد طلاق: یک پژوهش زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طلاق عامل ازهم گسیختگی بنیادی ترین بخش جامعه یعنی خانواده است که پس از مرگ همسر، نیازمند بیشترین تغییر برای سازش یافتگی مجدد در افراد مطلقه است. این پژوهش با هدف تدوین الگوی کیفی سازش یافتگی پس از رخداد طلاق و با استفاده از روش نظریه زمینه ای انجام شد. میدان پژوهش در برگیرنده همه زنان مطلقه مراجعه کننده به مراکز مشاوره تحت نظارت سازمان بهزیستی در شهر اهواز بود. شرکت کنندگان این پژوهش 20 زن مطلقه بودند که به روش هدفمند و از نوع موارد مطلوب انتخاب شده و مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. در تحلیل داده ها از شیوه نظام مند استراوس و کوربین بهره گرفته شد. 265 کد اولیه، 43 مقوله فرعی، 17 مقوله اصلی و یک مقوله هسته از کدگذاری داده ها استخراج شد که کدهای اصلی به این شرح بود: «حمایتگری راهبردی اطرافیان، رویارویی مذهبی، صبوری رشد دهنده، مدیریت مالی عاملی مهم، ارتباط گیری و مرزسازی با محیط، اخلاق گرایی و خودکنترلی، وجود فرزند، ساختار شخصیتی و تربیتی، چگونگی بودن در زندگی سابق، تمرین خوداندیشی با مطالعه، تکاپوهای آرامش بخش، توسعه شخصی، حضور معنادار اجتماعی، بستری برای رشد فرزندان، جستجوی کمک های تخصصی، شغل و تحصیل رهایی از قفس طلاق و نیز استفاده از مهارت های مسئله گشایی». در ادامه «سازش یافتگی پس از طلاق: پویشی برای استقلال و آرامش» به عنوان مقوله نهایی انتخاب شد و در پایان الگوی پارادایمی مستخرج از داده ها طراحی گردید. نتایج می تواند برای نهادهای حمایتی و نیز مشاوران خانواده در ارائه راهکارهای مناسب و بهبود شرایط سازش یافتگی با طلاق، راهگشا باشد.
تدوین و اثربخشی برنامه آموزشی فرزندپروری با تاکید بر نظریه انتخاب بر افزایش خودکارآمدی والدینی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، تدوین و اثربخشی برنامه آموزشی فرزندپروری با تاکید بر نظریه انتخاب بر افزایش خودکارآمدی والدینی بود. روش شناسی: روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزندان زیر شش سال شهرتهران بودند. روش نمونه گیری پژوهش حاضر، نمونه گیری در دسترس بود. انتخاب نمونه از میان تمامی مادران دارای فرزندان زیر شش سال مراجعه کننده به خانه های سلامت شهرداری تهران در مناطق 3، 5، 14 و 20 در ماه های مهر و آبان 1396 بود. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه خودکارآمدی والدینی (PSAM) دومکا بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس در سطح معناداری 05/0 و نرم افزار spss بهره گرفته شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش فرزندپروری با تاکید بر نظریه انتخاب، بر افزایش خودکارآمدی والدینی تاثیر معناداری داشت(001/0>P). مقدار اتای محاسبه شده نشان داد که 23 درصد از تغییرات خودکارآمدی والدینی مربوط به عامل آموزش بود. نتیجه گیری: برنامه آموزشی فرزندپروری با تاکید بر نظریه انتخاب بر افزایش خودکارآمدی والدینی موثر می باشد.
طراحی مدل پیش بینی انعطاف پذیری شناختی بر اساس تحلیل روند تغییرات چرخه زندگی در زوجین متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۹
157 - 180
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی مدل پیش بینی انعطاف پذیری شناختی بر اساس تحلیل روند تغییرات چرخه زندگی در زوجین متقاضی طلاق بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و براساس معادلات ساختاری و جامعه آماری زوجین متقاضی طلاق مراجعه کننده به دادگاه خانواده در 6 ماه اول سال 1397 در استان آذربایجان شرقی بودند. با روش نمونه گیری هدفمند، 200 زوجین (400 نفر) که دارای ملاک های ورود به پژوهش بودند به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (دنیس و وندروال، 2010) بود. داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری و تحلیل مسیر و نرم افزار AMOS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مدل ساختاری پژوهش برازش قابل قبولی با داده های پژوهش دارد. نتایج تحلیل روند حاکی از آن بود که تغییرات انعطاف پذیری شناختی در مراحل گوناگون چرخه زندگی زوجین متقاضی طلاق معنادار است. بیشترین میزان انعطاف پذیری شناختی در مراحل عقد و بدون فرزند می باشد. همچنین انعطاف پذیری شناختی زوجین با ورود اولین فرزند کاهش می یابد و کمترین انعطاف پذیری شناختی زوجین در دوره نوجوانی فرزند است و در مرحله آشیانه خالی دوباره افزایش می یابد. (P<0.01). نتایج پژوهش شواهدی را پیشنهاد می کند که انعطاف پذیری شناختی همسران از مراحل چرخه زندگی خانوادگی تبعیت می کند. لذا پیشنهاد می شود زوج ها به آموزش مهارت های اجتماعی لازم به نوجوان توجه کنند و با بعد از دوره نوجوانی فرزند، روابط خود را با اطرافیان دوباره بازسازی کنند.
اثربخشی زوج درمانی متمرکز بر هیجان مبتنی بر مدل درمان آسیب دل بستگی بر بخشش در زن های آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدل درمان آسیب دل بستگی رویکردی ساختاریافته برای درمان و بهبود روابط آشفته است که بر چرخه های تعاملی منفی پایدار در اثر آسیب پذیری هیجانی عمیق، توجه دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی زوج درمانی متمرکز بر هیجان مبتنی بر مدل درمان آسیب دل بستگی بر بخشش در زن های آسیب دیده از خیانت زناشویی انجام گرفت. روش پژوهش حاضر، آزمایشی تک موردی از نوع طرح های خط پایه ی چندگانه ناهم زمان بود و جامعه ی آماری آن را 53 زن خیانت دیده مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر بوشهر تشکیل می دادند. نمونه پژوهش دربرگیرنده 3 زن خیانت دیده از میان زن های مراجعه کننده به این مراکز بودند که با در نظر گرفتن ملاک های ورود و خروج از پژوهش، پاسخ به پرسشنامه ی بخشش (رای و همکاران، 2001) و با روش نمونه گیری هدفمند-داوطلب انتخاب و به همراه همسر پیمان شکن خود در درمان شرکت داده شدند. زوج درمانی هیجان محور مبتنی بر مدل درمان آسیب دل بستگی در سه مرحله خط پایه، مداخله و پیگیری انجام شد. داده ها به روش های ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا و فرمول درصد بهبودی تجزیه وتحلیل گردید. یافته های حاصل نشان داد که مدل درمان آسیب دل بستگی موجب افزایش معنی دار بخشش در میان زن های خیانت دیده در مرحله درمان (26/35 درصد بهبودی) و پیگیری (93/45 درصد بهبودی) شده است؛ بنابراین یافته های پژوهش روشنگر این است که مدل درمان آسیب دل بستگی می تواند به عنوان مداخله ای مؤثر در کاهش آسیب های ناشی از خیانت زناشویی مورداستفاده قرار گیرد.
رابطه سواد سلامت و کیفیت زندگی با نقش میانجی سازگاری اجتماعی در افراد سالمند(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش، بررسی رابطه سواد سلامت و کیفیت زندگی با نقش میانجی سازگاری اجتماعی در افراد سالمند بود. روش شناسی: هدف تحقیق، کاربردی و روش پژهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل 110 نفر افراد بالای 65 سال عضو خانه جهان دیدگان شهر ساری بودند که 85 نفر با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به روش تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت است از پرسشنامه 26 سوالی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996)، پرسشنامه سنجش سواد سلامت جمعیت شهری ایران شامل 33 گویه و پرسشنامه سازگاری اجتماعی بل (1961) با 32 گویه. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون معادلات ساختاری و نرم افزار PLS استفاده شد. یافته ها: یافته های آماری نشان داد که سواد سلامت و کیفیت زندگی با نقش میانجی سازگاری اجتماعی در افراد سالمند رابطه معناداری داشتند (001/0>P). نتیجه گیری: با آموزش سواد سلامتی می توان عملکرد اجتماعی و کیفیت زندگی سالمندان را بهبود بخشید.
رابطه بین ساختار توانمندساز مدارس با خشنودی شغلی معلمان و اثربخشی مدارس مقطع ابتدایی شهرستان قرچک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی تردید، سازمان های آموزشی، یکی از اساسی ترین سازمان ها می باشند که مسئولیت عظیم تعلیم و تربیت رسمی افراد جامعه را بر عهده دارند. بنابراین ایجاد درکی روشن از مشخصات مدارس اثربخش، یک پیش شرط ضروری برای توسعه راهبردهای منطقی بهبود مدرسه است. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین ساختار توانمندساز مدارس با خشنودی شغلی معلمان و اثربخشی مدارس مقطع ابتدایی شهرستان قرچک انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل کلیه معلمان مقطع متوسطه شهرستان قرچک در سال تحصیلی 96- 1395 می باشد. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان 269 نفر تعیین شد. روش نمونه گیری در پژوهش حاضر، تصادفي طبقه ای بوده و به منظور گردآوری داده ها، از سه پرسشنامه استاندارد ساختار توانمندساز، خشنودی شغلی و اثربخشی مدارس استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون، t تک نمونه ای و رگرسیون خطی با استفاده از نرم افزار spss صورت گرفت. یافته های ضریب همبستگی پیرسون نشان می دهد بین ساختار توانمند مدرسه با خشنودی شغلی و اثربخشی مدارس مقطع متوسطه شهرستان قرچک رابطه معناداری در سطح 01/0 وجود دارد. هچنین متغیر ساختار توانمند مدرسه 19 درصد واريانس متغير اثربخشی مدارس مقطع متوسطه شهرستان قرچک را تبیین می کند. نتایج پژوهش حاضر نشان دهنده این نکته است که ساختار توانمند مدارس به عنوان عامل تأثیر گذار بر رضایت شغلی کارکنان و معلمان و در نتیجه اثربخشی مدارس، نقش بی بدیلی ایفا می کند.
بررسی نقش شیوه های دل بستگی و سلامت روانی در روابط میان فردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت شیوه های دل بستگی و سلامت روانی در زمینه های گوناگون زندگی ازجمله روابط میان فردی، به ویژه روابط زناشویی و روابط خانوادگی که از ارج بیشتری برخوردار است، در پژوهش حاضر به بررسی نقش شیوه های دل بستگی و سلامت روانی در روابط میان فردی دانشجویان پرداخته خواهد شد. روش طرح پژوهشی حاضر توصیفی از نوع رگرسیون چندگانه است. جامعه آماری شامل همه دانشجویان دختر و پسر مقطع کارشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه رازی بودند که به کتابخانه این دانشکده مراجعه می کردند. از این جامعه، به شیوه غیر احتمالی از نوع در دسترس، شمار 100 نفر (50 دختر و 50 پسر) انتخاب و به پرسشنامه های مهارت های ارتباطی بارتون (1990)، سلامت روانی گلدبرگ (1972) و آزمون دل بستگی هازن و شیور (1987)، پاسخ دادند. داده ها از طریق ابزار آماری رگرسیون چندگانه به شیوه ورود استاندارد، تحلیل گردید. فرضیه مدل حاضر، به طورکلی در سطح (001/0p
مولفه های احساس تنهایی دختران نوجوان مبتنی بر تجارب زیسته ی آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین مولفه های احساس تنهایی نوجوانان دختر بر اساس تجارب زیسته ی آنان بود. روش: پژوهش حاضر، از نوع کیفی بود و جهت اجرای آن از روش پدیدارشناسی استفاده شد. نمونه گیری به صورت هدفمند بود، به این صورت که پرسشنامه ی احساس تنهایی UCLA بر روی نوجوانان دختر با میانگین سنی 16 سال اجرا شد و 30 نفر از افرادی که نمرات بالاتر از برش در احساس تنهایی داشتند به عنوان جامعه پژوهش انتخاب شدند. ابزار اصلی پژوهش مصاحبه بود، پس از 15 مصاحبه و کدگذاری با استفاده از نظریه ی زمینه ای، داده ها به اشباع رسید. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مولفه های احساس تنهایی نوجوانان دختر به ترتیب عبارتند از: 1. احساس تنهایی خانوادگی 2. احساس تنهایی ارتباطی/ اجتماعی3. احساس تنهایی هیجانی/ فردی. با توجه به نتایج مصاحبه و بررسی عمیق تجارب دختران نوجوان از احساس تنهایی، به نظر می رسد آنان بیشتر از احساس تنهایی در محیط خانواده مثل احساس طرد شدن، شنیده نشدن، سرزنش شدن و همچنین عدم اعتماد خانواده به آنان رنج می برند. در ارتباطات و محیط اجتماعی، احساس عمیق برآورده نشدن نیاز به همدم، هم صحبت، همراه و حامی دارند، از احساس عدم اشتراک با دیگران رنج می برند، از برقراری ارتباط با دیگران ناتوان هستند و در جمع احساس تنهایی می کنند. همچنین به لحاظ هیجانی و فردی احساساتی چون بی اعتمادی به دیگران، نا امیدی و تسلیم شدن در برابر تنهایی را تجربه می کنند و از ابراز احساسات خود ناتوان هستند. نتیجه گیری: احساس تنهایی خانوادگی، بخش مهمی از احساس تنهایی نوجوانان دختر را شکل می دهد و پس از آن به ترتیب عامل ارتباطی/ اجتماعی و هیجانی/ فردی. با توجه به اینکه این پژوهش در بافت فرهنگی کشور ایران صورت گرفته است، به منظور پیشگیری و یا درمان احساس تنهایی نوجوانان دختر، ضروری به نظر می رسد که این مولفه ها در مداخلات درمانی و برنامه های آموزشی مورد توجه قرار گیرد.
اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی - عاطفی بر روی اختلالات رفتاری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی- عاطفی به روش YCDI (You Can Do It ) بر اختلالات رفتاری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان بود. روش شناسی: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را 40 نفر از دانش آموزان دختر منطقه 1 تهران که در سال تحصیلی 97-1396 در پایه هشتم تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس برای انجام تحقیق انتخاب شد. سپس، به روش تصادفی ساده دو مدرسه از بین مدارس این منطقه انتخاب و 40 نفر از دانش آموزان پایه هشتم که با استفاده از آزمون های غربالگری سیاهه مهارت اجتماعی ایندربیتزن و فوستر ( 1992)، فرم سیاهه رفتاری کودک (CBCL در آزمون آخنباخ و پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) شناسایی شده بودند به تصادف در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. به گروه آزمایشی در یازده جلسه مهارت های اجتماعی- عاطفی با روش YCDI آموزش داده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس در سطح معناداری 05/0 و با استفاده از نرم افزار spss21 انجام شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که مداخله آموزشی YCDI منجر به کاهش اختلالات رفتاری و افزایش عملکرد تحصیلی شد (001/0>P). همچنین از بین مؤلفه های عملکرد تحصیلی، آموزش مهارت های اجتماعی - عاطفی بر روی انگیزش بیشترین اثر و بر روی اثر هیجانی و فقدان کنترل پیامد کمترین اثر را داشت. نتیجه گیری : معلمان در کنار تدریس مهارت های شناختی به دانش آموزان به آموزش مهارت های عاطفی-اجتماعی نیز اقدام نمایند.
مقایسه تاب آوری و اضطراب در بین والدین دارای فرزند معلول شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف:هدف پژوهش حاضر، مقایسه تاب آوری و اضطراب در بین والدین دارای فرزند معلول شهر تهران بوده که در سال تحصیلی 1397-1398 در تهران صورت گرفت. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر کلیه ی والدین دانش آموزان مدارس استثنایی(بعثت و میثم ) منطقه 2 تهران بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شد. نمونه آماری پژوهش حاضر شامل 196 نفر از والدین کودکان مدرسه استثنایی بود.ابزار مورداستفاده در پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب بک(1990) وپرسش نامه تاب آوری کونور و دیویدسون (۲۰۰۳) بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش از آمار توصیفی (فراوانی درصد، میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل واریانس یک راهه).استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل نشان داد که بین نوع معلولیت (شنوایی، نابینایی، جسمی- حرکتی) با تاب آوری والدین مدارس استثنایی منطقه 2 آموزش وپرورش شهرتهران تفاوت وجود دارد. همچنین بین نوع معلولیت (شنوایی، نابینایی، جسمی- حرکتی) با اضطراب والدین مدارس استثنایی منطقه 2وآموزش وپرورش شهرتهران تفاوت وجود داشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمد حمایت اجتماعی همه جانبه، ارائه خدمات و امکانات توانبخشی و آموزشی از طرف ارگان های اجتماعی ضروری می باشد. هنگامی که این نوع حمایت ها در جامعه وجود داشته باشد، از یک طرف موجب رشد فرد معلول در جنبه های مختلف شده و از طرف دیگر به دلیل کم شدن وابستگی فرد معلول به خانواده، میزان استرس خانواده کمتر می شود که این امر خود به نوبه خود موجب سازگاری بیشتر در آنان می شود.
رشد مسیر شغلی مبتنی بر اُمید براساس اهمال كاري تحصیلی و انگیزش تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اين پژوهش بررسي رشد مسير شغلي مبتني بر اميد بر اساس انگيزه تحصيلي و اهمال كاري تحصيلي بود. روش تحقيق از نوع توصیفی- همبستگي بود. نمونه آماري شامل 231 نفر از دانشجويان دختر دانشگاه اصفهان بودند كه با استفاده از روش نمونه گيري خوشه ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گيري پژوهش شامل پرسشنامه رشد مسير شغلي مبتني بر اميد (HCCI؛ نورمن اماندسون و همكاران، 2013)، پرسشنامه اهمال كاري تحصيل ( سولومون و راثبلوم، 1984) و پرسشنامه انگيزه تحصيلي (والرند و همكاران، 1989) بود. براي تجزيه و تحليل آماري از شاخص هاي آمار توصيفي و ضريب همبستگي پيرسون و تحليل رگرسيون چند متغيره(همبستگي چندگانه) استفاده شده است. با توجه به ضريب همبستگي پيرسون رابطه معنادار و مثبت بين اميد و مؤلفه هاي انگيزه تحصيلي وجود داشت يعني با افزايش هريك از مؤلفه هاي انگيزه تحصيلي اميد افزايش مي يابد و بين اميد و مؤلفه هاي اهمال كاري تحصيلي رابطه منفی و معنادار بدست آمد يعني با افزايش هريك از مؤلفه هاي اهمال كاري تحصيلي اميد كاهش معناداري يافته است. نتايج تحليل رگرسيون انجام شده پيش بيني اميد را از طريق متغير انگيزه تحصيلي و مؤلفه هاي آن و متغير اهمال كاري تحصيلي و مؤلفه هاي آن مورد تائيد قرار داد.