فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۸۸۱ تا ۱۰٬۹۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۹
101 - 132
حوزههای تخصصی:
موضوع المقاله التی بین أیدینا تطابق مبادئ سیره أمیر المؤمنین علی(ع) مع مبادئ النظام الدیمقراطی. إن المنزله الرفیعه للدیمقراطیه لا تخفی علی عاقل و لکن منذ أکثر من ثلاثه عشر قرن مضت وفی مجتمع مثل المملکه العربیه التی کانت تنتقل لتوّها من الجاهلیه نحو الحضاره، فإن عرض رؤیه وسلوک یدلّان علی مجتمع وحکومه دیمقراطیه فهو أمر یستحق التأمل. إن هذه الدراسه بالإعتماد علی المنهج الوصفی- التحلیلی هدفت إلی تطبیق نهج الإمام(ع) فی الفعل والقول فی عصر الخلفاء وخاصه أثناء خلافته مع نهج الأنظمه الدیمقراطیه. إنّ البحث والتحقیق فی سیره الإمام علی(ع) وفحص مختلف جوانب سلوکه بعد رحیل النبی محمد(ص) یُظهر أنّ سلوکه یتّسق مع ما یسمی الیوم بالنظام الدیمقراطی وعلیه یمکن اعتبار الإمام(ع) شخص دیمقراطی. شخصٌ علی الرغم من وجود نصوص من الآیات القرآنیه الکثیره والروایات العدیده الدّاله علی خلافته للرسول الأکرم(ص) وجدارته بها حُرم من حقه الطبیعی ومع ذلک وحفاظاً علی الدین الإسلامی وحمایه حیاه المسلمین؛ لم یکتفِ فقط بقبول رأی الناس واختیاره الصمت لمده ربع قرن، بل قدّم مشورته للخلفاء وکان مثالاً للدیمقراطیه خلال فتره حکومته.
أحمد شوقی شاعر الإسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال دهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۳۷
21 - 38
حوزههای تخصصی:
یتجاوب شوقی مع المعانی الاسلامیه السامیه التی تجیش بها قلوب المسلمین نحو خاتم المرسلین فلا تفوته مناسبه إلا یذکر فیها سیرته(ص) مشیدا بفضائله الکریمه وشمائله الرفیعه، متضرعا ملتمسا شفاعته(ص) مستشفیا به لتفریج کروب الأمه الاسلامیه وموجها لها لتتخذ منه القدوه والاسوه حتی تستعید مجدها و تسترجعها فیها المجید. فإن شعره المجسد للعقیده الاسلامیه ومعرفه الدقیقه للدین الاسلامی یلقی لنا الضوء علی حقیقه عقیده الشاعر، ونحن إذا دققنا النظر فی شعر أحمد شوقی لا نجد فیه شیئاً یشیر إلی مروقه بل ولاء تام للاسلام والمسلمین؛ و له فی أشعاره الاسلامیه ثلاث قصائد فی مدح النبی هی «النهج البرده» و«الهمزه النبویه» وأما الثالثه فهی «ذکری المولد» تبیّن اعتزاز شوقی الشدید بإسلامه فی حیاته وأیضا فی شعره، وهذه القصائد خیر بیان علی مدی وعی شوقی بدور الاسلام فی حیاته، ونحن بصدد علی دراستها التحلیلیه فی هذه المقاله.
تحلیل توصیفی اقلیم یا شهرهای جنوب در ادبیات داستانی جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه شعر تمثیلی فارسی با دینداری و سبک زندگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
دینبه عنوانیکیازسرمایه هایاصلیجامعهباعثمی شودکهافرادتحت تأثیرآنبتواننددیدگاه ها،رفتارهاو درنهایتسبکزندگیخودراازدیگرانمتمایزکنند . سبکزندگی،بیانگرانواعالگوهایمصرف،جوانمردی و تحمل پذیری،شیوهتعاملاتوحتیتحولاتفرهنگیپنهاندریک جامعهاست . براساسنظریه هایبسیاریازجامعهشناسانازجمله (وبر)،(زیمل)،(گیدنز)،(بوردیو)و ... امروزهتنهاعاملاقتصادی،مثلآنچهمارکسمی گفت،نمی تواندتعیینکنندهشیوهزندگیافراد باشد.دراینمقالهابتدا با بررسی اشعار آیینی و دینی با هدف استخراج الگوهای سبک زندگی اسلامی در ابعاد اعتقادی و اخلاقی، مبتنی بر بررسی شعرتمثیلی شاعران پارسی و نگرش آنها نسبت به این پدیده،دینبهعنوانیکعاملمؤثربرسبکهایزندگیدانشجویاندر نظر گرفته شده است و ضمن ارائه نمونه های شعر دینی و تمثیلهای شعرا، تا ثیر دین در سبک زندگی دانشجویان مورد بررسی قرار گرفته است.پژوهش حاضر با روش تحقیق کتابخانه ای به بررسی تعامل دو سویه بین «سبک زندگی و اشعار فارسی» پرداخته است. سپس با روش مطالعات توصیفی- همبستگی، داده های جمع آوری شده تحلیل آماری بصورت توصیفی گزارش می گرددکه نشان می دهد میان این دو عنصر رابطه و پیوند گسست ناپذیری وجود دارد. نیزسبکزندگیدانشجویانیکههمدرمعرضمدرنیتهوهمدرجامعهدینیرشد یافته اندموردتوجهبودهاست . یافته هایتحقیقنشانمی دهدکههر چهمیزاندینداریپایین تراست،سبک زندگی،مدرن تروهرچهافراددیندارترهستند،سبکزندگی،سنتیوغیرمدرن تر می شود. همچنین،درمیانپنجمؤلفهاصلیسبکزندگیموردبررسیدراینپژوهش،مدیریتبدنوتوجهبهپدیدهمدو مارکدرمیان دانشجویانبیشازسایرمؤلفه هایسبکزندگیتحتتأثیرمدرنیته قراردارد.
بررسی تطبیقی و تحلیلی جایگاه و نقش زن در مقام مادر و همسر در رمان معاصر ایران و سنگال (با تأکید بر دو رمان شوهرآهوخانم و نامه ای بسیار طولانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات جایگاهی ویژه در بازنمایی جامعه دارد. رمان قالب ویژهی ادبی و آینه واقع نمای رخدادهای جامعه و تحت تأثیر تحولات آن است. بویژه اینکه در هر دو کشور ایران و سنگال این سبک نگارش با دگرگونیهای اجتماعی و فرهنگی همراه بودهاست. خانواده مهم ترین و اساسی ترین رکن اجتماع است. مفهوم خانواده در اکثر رمانهای معاصر نقش کلیدی دارد و همواره نقش اصلی داستان در قالب خانواده معرفی می شود. از سویی دیگر، پرداختن به نقش هایی که انسان ها در خانواده به خود می گیرند، غالباً بیانگر واقعیت های موجود جامعه است. به مناسبت شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر هر دوره، چگونگی توجه به مسیله نهاد خانواده در آن دوره متفاوت است و دغدغه نویسندگان در بازتاب مسایل خانواده با اوضاع اجتماعی زمانه مناسبت تام دارد. در این مقاله، ضمن معرفی وضعیت ادبیات در دو جامعه ایران و سنگال در پاسخ به این پرسش که شباهتها و همچنین تفاوتهای ساختاری خانواده در داستانهای معاصر این دو ملت کدام است و چگونه در عناصر داستانی بروز و ظهور یافتهاند؟ این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی و ابزار گردآوری اسنادی - - کتابخانهای به بررسی تطبیقی و تحلیلی خانواده در دو رمان شوهر آهو خانم و نامهای بسیار طولانی پرداخته می شود. این تحقیق، هم نوعی مقایسه میان دو فرهنگ ایرانی و سنگالی است و هم، آثار داستانی مهم نویسندگان معاصر در این دو کشور با هم مقایسه می- شوند که می تواند به رشد پژوهشهای ادبیات تطبیقی در هر دو کشور یاری رساند.
بازنمایی تنازع سرزمین مادری و سرزمین دیگری در ادبیات داستانی مهاجرت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پدید آمدن تنازعات فرهنگی و هویتی یکی از پیامدهای مهاجرت است. تفاوت های فرهنگی میان دو سرزمین، سبب بروز جدال های فرهنگی می شود. در مهاجرتها، رابطه فرهنگی و هویتی فرزندان و پدر و مادر، شکل های گوناگون دارد و جامعه شناسان نیز نظریههایی را درباره وضعیت فرهنگ پذیری و گسست فرهنگی مهاجران در جامعه میزبان بیان کرده اند. ادبیات داستانی، زمینه طرحِ اَشکال و پیامدهای متنوع تنازعات فرهنگیِ مهاجرت است. این مقاله بر پایه نظریه های جامعه شناختی درباره مفاهیمی نظیر ادغام، انطباق، همانندی و جدایی، سه داستان «مرغ عشق»، «بزرگراه» و «چه کسی باور میکند رستم» را بررسی کرده است. در داستان مرغ عشق، چالش و جدالِ میان دو نسل به مقاومت و رویارویی بی سرانجام نسل اول و نسل دوم میانجامد و فرهنگپذیری آنها را با مشکل مواجه میکند. در داستان «بزرگراه»، مهاجر از فرهنگ و هویت سرزمین مادری جدا شده، سعی میکند با گزینش راهبرد همانندی و ادغام به جامعه میزبان بپیوندد؛ اما گذشته او را رها نمیکند؛ او در وضعیتی آستانه ای و چالش بین دو فرهنگ قرار میگیرد و باید به پاسخ این پرسشها برسد که «آیا ارزش دارد فرهنگ نیاکان را حفظ کرد؟» و «آیا حفظ روابط با دیگر گروه ها ارزشمند است؟». در رمان چه کسی باور میکند رستم، فرزند خانواده با انتخاب الگوی همانند شدن از رفتار و کردار مادر تبعیت نمی کند و رفتار خود را بر اساس ارزش ها و هنجارهای سرزمین میزبان شکل میدهد. مادر که علاقه مند به فرهنگ سرزمین مادری و بی توجه به فرهنگ میزبان است، از کنش متقابل با سرزمین میزبان یا فرهنگ دیگری پرهیز می کند و با انتخاب راهبرد جدایی، به جدال میان خود و فرزند دامن می زند.
متن شناسی و معرفی کتاب حماسی سالارنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سالارنامهکتابی حماسی به شیوة شاهنامهفردوسی است. در این اثر تاریخ ایران از ابتدا تا زمان سرودن آن، دوران زمامداری مظفرالدین قاجار، به نظم درآمده است. این کتاب دو بخش دارد؛ بخش نخست به نام نامه باستاناز ابتدای تاریخ ایران تا پایان پادشاهی یزدگرد ساسانی را در بر می گیرد و سروده روشنفکر و آزادی خواه کرمانی، میرزا آقاخان است. پس از آنکه عوامل حکومتی قاجار او را کشتند، ملااحمد حافظ عقیلی کرمانی در اندک زمانی بعد از سرودن این اثر ادامه کار را تا دوره مظفرالدین شاه به انجام رساند. ملااحمد بن حافظ در خدمت عبدالحسین میرزا فرمانفرما، سالار لشکر ایران بود و به همین سبب نام کتاب را سالارنامهگذاشت. اکنون تنها سه نسخه از این اثر موجود است که نگارنده با سیری در آنها به معرفی و متن شناسی کتاب می پردازد. شاعر با بینشی نو به رخدادهای تاریخی گذشته می نگرد و آنها را به پیروی از فردوسی در سبک حماسی بیان می کند؛ باتوجه به به این نکته ها چهارچوب کلی ای از تاریخ ایران، از ابتدایی ترین دوران تا زمان قاجار به زبان شعر می توان ارائه داد. زبان شعری آقاخان روان و یکدست و از صنایع ادبی به دور است؛ اما ملا احمد حافظ همواره می کوشد از عناصر بلاغی به ویژه تشبیه و ایهام استفاده کند؛ همچنین در مقایسه با زبان نامه باستان، مطالب شاعر یکدست نیست. آقاخان از ابتدایی ترین زمان ایران برای تاریخ واقعی سخن گفته است. البته به سبب وجودنداشتن اسناد تاریخی تحت تأثیر کتاب های دساتیری بوده است؛ اما در دوره های بعد تاریخی، به ویژه مادیان و هخامنشیان و اشکانیان و سلوکیان و ساسانیان، با اسناد کشف شده باستان شناسان و ترجمه خطوط قدیمی، تاریخ صحیحی به زبان شعر ارائه می دهد. احمد بن ملاحافظ نیز با استفاده از تاریخ های گوناگون دوره اسلامی ایران، به ویژه روضه الصفاادامة دوره های تاریخی را به نظم درمی آورد و تاریخ درست و فشرده ای ارائه می کند.
نقدی بر مقالۀ «قرآن درست کردن (تأملی بر بیتی از سعدی شیرازی)»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشته حاضر، نقدی است بر مقاله «قرآن درست کردن» (تأملی بر بیتی از سعدی شیرازی) به قلم آقای دکتر مجتبی مجرد، که در مجلۀ جستارهای ادبی شمارۀ 201 تابستان 1397 به چاپ رسیده است.
ماه هاماوران یا شاه هاماوران؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در داستان رستم و اسفندیار کتایون برای این که مانعِ رفتنِ پسرش اسفندیار به سیستان و رویارویی با رستم بشود خدمات و پهلوانی های رستم را یادآوری می کند و از جمله می گوید: «همان ماه هاماوران را بکشت/نیارست گفتن کس او را درشت» در این بیت منظور از ترکیب «ماه هاماوران» سودابه است و با این که فقط در یک نسخه (لندن/ بریتانیا 675 ه.ق) آمده در همه چاپ های معتبر و نیمه معتبرِ شاهنامه انتخاب شده است، امّا نگاشته بیش ترِ دست نویس ها، «ش اه هاماوران» است ک ه فق ط در بعضی چاپ های سنگی و کم اعتبارترِ شاهنامه دیده می شود. چون در گزارش نبرد هاماوران در شاهنامه ، شاه هاماوران از رستم زنهار می خواهد و به دست او کشته نمی شود مصحّحان، وجهِ «شاه هاماوران» را نادرست انگاشته و رها کرده اند، در حالی که بررسیِ منابعِ متعدّدِ فارسی و عربی نشان می دهد که از داستان جنگ هاماوران چند روایت (حدّاقل سه گزارش) مختلف وجود دارد که در بعضی از آن ه ا شاه ه ام اوران زنده می ماند و در برخی دیگر به دست رستم کشته می شود. مأخذِ اشاره بیتِ مذکور دسته دوم از روایاتِ مربوط به عاقبت کار پادشاه هاماوران و مستند بر مآخذ اصیل و حتّا کهن تر از شاهنامه است که اتّفاقاً در بیتی دیگر از داستان رستم و اسفندیار هم بازتاب یافته است. بر این اساس ضبط «شاه هاماوران» که بِظاهر نادرست می نماید به لحاظِ داستانی معتبر است و از نظر ضوابط تصحیح متن نیز به دلیلِ استناد بر اکثر نسخ و دشوارتر بودن نسبت به وجه «ماه هاماوران» باید در متنِ نهاییِ شاهنامه بیاید.
سبک ادبی- عامیانه در اسکندرنامه منوچهرخان حکیم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ششم آذر و دی ۱۳۹۷ شماره ۲۳
151-181
حوزههای تخصصی:
از اسکندرنامه منوچهرخان حکیم، ملقب به اسکندرنامه نقالی ، به منزله متنی ساده در ادبیات عامیانه یاد می شود که در برابر متون منشیانه عصر صفوی قرار دارد؛ اما کوشش های مؤلف برای آفرینش اثری فاخر و حماسی در تمام متن دیده می شود. مقاله حاضر در پی آن است تا بررسی کند که مؤلف از چه شگردهای سبکی در این زمینه بهره برده و تا چه اندازه در دستیابی به هدف خود موفق بوده است. همچنین، کدام یک از دو سوی فاخرنویسی و عامیانه نویسی بسامد بیشتری دارد؟ بر این اساس، مؤلفه های سبکی سطح لغوی در تمام متن کلیات هفت جلدی اسکندرنامه نقالی بررسی و مقوله های عامیانه نویسی و فاخرنویسی در آن ها شناسایی شده است . گرایش های لغوی مؤلف برای فاخرنویسی به دو حوزه کهن گرایی و عناصر ادبی رایج در همه دوره های سبکی تقسیم می شود و ساخت های گوناگون صفت و موصوف، واژه های کهن، حروف ندا و «را»، ساخت های گوناگون فعل، عربی گویی، القاب و عناوین طولانی، لغات و اصطلاحات فاخر، آن را به متون فنی و متکلف نزدیک کرده است. در حوزه عامیانه نویسی نیز، مواردی مانند لغات عامیانه، نام سازی های جعلی، املای نادرست، ناسزاگویی، متن را در حوزه ادبیات عامیانه قرار داده است . تلفیق شکوهمندنویسی با عامیانه نویسی، سبکی دوگانه و مشوش ساخته است؛ از سویی ادبی و از سوی دیگر عامیانه است که متن تحت تأثیر ناهنجاری ها و قیاس های متعدد، گاه از فصاحت و روانی دور می شودو درنتیجه، به متنی هزل گونه تبدیل شده است.
بررسی فرمالیستی شعر «ارغوان» از هوشنگ ابتهاج در سه حوزه ی زبان، موسیقی و زیبایی شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۲۴)
31 - 48
حوزههای تخصصی:
«ارغوان» شعری درخشان با مضمونی اجتماعی، سروده هوشنگ ابتهاج از چهره های مشهور شعر معاصر یا نیمایی است. عواطف غالب بر این شعر غم و اندوه و حسرت است که فقدان آزادی بر دل شاعرِ دربند مستولی گردانده است، اما اندیشه آرمان گرایانه او در انتظار دمیدن صبحی برای پرواز و رهایی است. این پژوهش با رویکردی فرمالیستی و با روشی تحلیلی سعی دربررسی شعر ارغوان در سه ساحت زبانی، موسیقایی و زیبایی شناختی دارد. بررسی های صورت گرفته در این پژوهش نشان می دهد دلایل موفقیّت، جذابیّت و ماندگاری این شعر در هماهنگی میان کاربرد زبان عاطفی و پراحساس، وزنِ متناسب با محتوا و اعتدال در به کارگیری فنون بلاغت به ویژه استفاده هنرمندانه از زبان استعاری است. این عوامل، شعر ارغوان را در ترازوی نقد ناقدان وزین کرده است. ابتهاج با به کارگیری شگردهایی در هر یک از این سطوح (زبانی، آوایی و ادبی)، توانسته است به گونه ای موفق عاطفه و احساس خود را به مخاطب انتقال دهد.
رویکرد مخاطب گزین شمس و نقش آن در تکوین ساختار مقالات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال دهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۸
191 - 230
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل پراهمیت در خوانش مقالات، نحوه تعامل شمس تبریزی با مخاطبانش است. ساختار مقالات بیش از هر مطلب دیگری، متأثر از نگاه مداوم شمس به مخاطب بوده است. شمس تبریزی در لابه لای مقالات به تبیین جایگاه و نقش مخاطب در تکوین اثرش، مخاطب خاص و چگونگی تعامل با وی پرداخته است. وی نه مخاطب محور نه مخاطب سالار و نه مخاطب ناشناس بوده است؛ او مخاطب گزینی بوده که وسواس فراوانی در تخصیص خطاب و کلام داشته است. بیان مختصر و موجز، نامأنوس، دیریاب و دشوار و پرابهام شمس با مخاطبان خویش در مواضعی از مقالات، تغییر و نوسان یافته است. روی سخن شمس در مقالات ، بیشتر با مخاطبان زبده ای بوده که عمدتاً قادر به درک و دریافت زبان ویژه وی بوده اند؛ ازاین رو، وی در مقالات تلاش کرده است تا به نحو مؤثری با آنان ارتباط برقرار کند. در این مقاله، نویسنده به شیوه تحلیلی و توصیفی، در پی تبیین شیوه هایی ارتباطی است که شمس با به کاربستن آن ها بر ذهن و ضمیر مخاطبان تأثیر گذاشته است.
گذر از رمز به تعلیم خوانش انتقادی دو بیت رمزی در اولین داستان مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۹
128 - 156
حوزههای تخصصی:
سال هاست که وجود و چگونگی ساختار مثنوی معنوی محل بحث است. اگر مثنوی از نوع ادب تعلیمی باشد، ساختار آن همان طرح درسی مثنوی است. نیز بر اساس ماهیت رمزی متون عرفانی می بایست بازخوانی آن در گرو بازگشایی رمزهای زبان عرفانی مولوی از طریق تتبع آن ها در آثاری از باشد که تقدم زمانی بر مثنوی داشته اند؛ زیرا در تعلیم، معلم ناگزیر از رعایت عهدهای ذهنی و و روش های بیانی است که از ابتدا برگزیده است. در این پژوهش برای آزمودن صحت این فرضیه، دو بیت متوالی تمثیلیِ نخستین حکایت مثنوی ، داستان معروف «شاه و کنیزک»، و ارتباط آن ها با یکدیگر و با کل داستان، نمونه قرار گرفت. با تکیه بر ابیات و جملاتی از آثار منظوم و منثور مولوی که پیش از مثنوی تصنیف شده اند و نیز تکیه بر ابیات خود مثنوی ، خوانش دو بیت مورد بررسی قرار گرفت و با شروح دیگر مقابله شد و این نتایج حاصل شد: نخست اینکه دو بیت مورد پژوهش، موقوف المعانی و مصداق صنعت ادبی براعت استهلال و لذا مبین مضمون نخستین داستان مثنوی هستند. دیگر اینکه مضمون دو بیت شناختِ امر اولی از امر ثانوی است. دو دیگر اینکه چون هدف غایی سلوک مولوی بر اساس نی نامه، بازگشت به اصل است، مضمون داستان نخست آشکار می کند که راه بازگشت به اصل در سلوک روحانی مولوی مبتنی بر شناخت است. بر اساس این یافته ها می توان گفت که برای یافتن ساختار مثنوی به عنوان اثری از ادب تعلیمی صوفیانه، خوانش روشمند آثار متقدم مولوی مبتنی بر رمزگشایی و کشف زبان عرفانی او شرط اساسی است.
تأثیر حماسه ملی و میهنی ایران در اشعار اقبال لاهوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب حماسی سال چهاردهم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲۶
117 - 131
حوزههای تخصصی:
علامه محمد اقبال لاهوری از شاعران نام دار و برجسته پاکستان است که نقشی بسزا در دفاع از ارزش های ملّی و آزادی خواهی در پاکستان و شبه قارّه و بویژه در قلمرو زبان و در پیروی از گران مایگان فرهنگ و ادب ایران و معارف اسلامی دارد و چشمه زلال اندیشه وطنی وی همواره در جوش و خروش بوده است و این شوریدگی ملّی و آیینی را در قالب زبان فاخر فارسی و اندیشه های بلند فرهنگ ایرانی، ناموس اخلاقی و شرف دینی خود می دانست. در این مقاله که از روش کتاب خانه ای و فیش برداری از کتاب ها، مقاله ها، فرهنگ لغات، مجله ها، دانش نامه ها و دیوان شاعران و هم چنین نرم افزارها، از جمله نرم افزار لغت نامه ها استفاده شده، کوشش نگارندگان بر آن بوده است که تأثیر پذیری این گوینده پر آوازه را از فرهنگ فاخر ایرانی و معارف ارزش مند اسلامی نشان دهد.
تحلیل تطبیقی اصالت بشر از دیدگاه مولانا با اندیشه های ژان پل سارتر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۴۶
253 - 271
حوزههای تخصصی:
اصالت بشر یا وجود مسأله ای فلسفی است که در طول تاریخ زندگی انسان همواره دغدغه فلاسفه و متفکران غرب و شرق بوده است. اگزیستانسیالیست های غربی به خصوص سارتر بر ماهیت فرامادی و فرامعنوی انسان تأکید داشته وجود را بر ماهیت مقدم می دارند؛ حال آنکه ماهیت وجودی انسان در عرفان اسلامی به خصوص اندیشه و آثار مولوی به ویژه در «غزلیات شمس» دارای دو بعد مادی و معنوی است که ماهیت یا چیستی اش بر وجودش تقدم دارد. یافته های تحقیق که به روش اسنادی و بررسی توصیفی به دست آمده، بر آن است که تفاوت در تعریف ماهیت انسان نزد سارتر و مولانا موجب شده تا اصالت وجود نزد ایشان متمایز باشد. سارتر با رد الهیات، ماهیت وجودی انسان را نهایتاً اخلاقی می داند که با مرگ پایان می پذیرد. در مقابل مولوی برای وجود انسان دو ماهیت روحانی و مادی می شناسد که با خودآگاهی می تواند با گذر از جهان مادی و رسیدن به دنیای معنوی، به ازلیت و ابدیت دست یابد.
مفهوم درد از دیدگاه محتشم کاشانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از مبانی دستگاه فکری محتشم کاشانی، مقوله درد است. محتشم، درد درونی و حقیقی را مبنای حرکت در این عالم، عامل رافع حجاب دل، باعث رسیدن به لذّت پایدار و موجب خلوص عیار عشق می داند. در نقطه مقابل، بی دردی را مایه هلاکت و نابودی، موجب ملال و افسردگی و حجاب راه انسان معرفی می کند. این مقاله،به روش تحلیلی به واکاوی و تبیین موضوع درد در شعر محتشم می پردازد؛و نیز سیری است در اشارات تأمّل برانگیز این شاعر بزرگ، درباره اهمّیت درد، نشانه هاو لوازم راه درد، لذّتِ درد، انواع درد، فواید و اثرات درد، عوارض بی دردی، عوامل درمان کننده درد؛ و این که درد، باعث حرکت و شوقِ حیات است، و آن چه را که اوصاف غیر انسانی است از وجود انسان می زداید و تا حدّ ممکن، اوصاف روحانی را برای او محقق می سازد تا انسان با التزام به اخلاق و اطوار اهلِ درد، به انسان واقعی که شایسته مقام خلافت الهی است برسد.
التداخل اللغوی الأسلوبی بین الأمثال العامیه الأهوازیه والأمثال الفارسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یعتبر المثل جنساً عریقاً ویحتل حیزاً وسیعاً بین الآداب العالمیه وذلک أنّه سجل صادق للشعوب علی مرّ العصور وهو یمثل أحداث وعادات وطقوس الشعوب وذلک بإیجاز واختصار لغوی کما یعوّل علی الأسالیب اللغویه تنویعاً من أجل التعبیر المعنوی. وتبعاً لهذا عالج البحث مقتطفات من الأمثال الأهوازیه والفارسیه عامداً علی الأسلوبیه مقارناً أسالیبها علی ضوء المدرسه الأمریکیه وذلک بناء علی رؤیه رنی ویلیک کما یعتقد بعدم التأثیر والتأثر، والانخراط فی اللغه بأسالیبها لتتبع التداخل الأدبی بین الآداب. ولهذا تعتبر هذه الورقه البحثیه الأسالیب اللغویه نهجا لها لتناول الأمثال العامیه الأهوازیه والفارسیه وتداخلها بحیث ترمی إلی تبیین تداخل المثلین أسلوبا ودلاله بالإضافه إلی تتبع عوامل التطورات والتغیرات اللغویه منها الصوتیه والمعجمیه للمثل الأهوازی، وتأثّرها باللغه الفارسیه.
هذا وتوصّل المقال إلی أنّ التداخل الأسلوبی والمعنوی لکثیر من الأمثال الوارده موجود وذلک علی المستوی المعجمی والترکیبی والبلاغی لأنّ الأهوازیین والأقوام الفارسیه الأخری یقطنون إقلیما جغرافیا واحدا ولیس من المستغرب أن یستعیر کلٌ منهما عن الآخر المثل ویحوّره مع بعض التغییرات فی الأسلوب اللغوی بحیث إنّ التداخل ممتد فیما بین اللغات والآداب وذلک علی المستوی المعجمی والدلالی والترکیبی فاللغات تختلف فی طریقه الأداء والانتقاء معجماً وترکیباً لتبنی دلاله جدیده للإبداع فی العمل الأدبی. أمّا أسباب التطورات والتغییرات اللغویه الموجوده للمثل الأهوازی فتعود إلی القوانین اللغویه منها الإبدال، والصدفه، والتواضع والإصطلاح اللغوی، والتخفیف والتیسیر اللغوی، والجهد العضلی الأقل فی النطق بحیث فرضتها اللهجه وظروف النطق. فبناءً علی هذه الأسباب تداخلت الأمثال مفرده وترکیبا بینما لم تتأثر الأمثال الأهوازیه باللغه الفارسیه صوتا ومعجما.
تحلیل بن مایه اسطوره ای کوه آتشفشان در چهار منظومه غنایی همای و همایون، گل و نوروز، جمشید و خورشید و مهر و ماه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۷
146 - 170
حوزههای تخصصی:
بن مایه های اسطوره ای نامیرا و ماندگار، با ویژگی انعطاف پذیری خود و با معانی گسترده، عمیق و شگرفی که در خود دارند، به مقتضای خصوصیات فکری و اجتماعی ادوار مختلف و همچنین متناسب با مضمون روایات گوناگون همواره در این روایات حضور می یابند و به جریان یافتن باورهایی که پایه و اساس شکل گیری آنها محسوب می شوند، تداوم می بخشند. یکی از این بن مایه های ماندگار کوه آتشفشان است که چون اژدها یا اهریمنی جلوه می کند و مبارزه شخصیت اصلی روایت با آن در راستای اثبات شجاعت و لیاقت او برای رسیدن به مقصود و همچنین برکت بخشی برای دیگران تعبیر می شود. این بن مایه کهن، که قدمتش به اساطیر آریایی می رسد، فقط در روایات حماسی حضور نیافته است، بلکه نمونه های جابه جاشده آن را می توان در برخی از منظومه های غنایی نیز مشاهده کرد. در این مقاله، به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی بن مایه اسطوره ای کوه آتشفشان در چهار منظومه غنایی همای و همایون، گل و نوروز، جمشید و خورشید و مهر و ماه و همچنین شباهت و تفاوت آن با روایات حماسی پرداخته می شود و جریان پویای اساطیر در متونی غیر از حماسه ها اثبات می گردد.
بحران بازنمایی در رمان آزاده خانم و نویسنده اش نوشته رضا براهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال بیست و ششم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲۹ (پیاپی ۸۴)
185-204
حوزههای تخصصی:
بحران بازنمایی از اصطلاحات متعلق به نقد و نظریه ادبیات پسامدرن است. این عبارت به بحران های عصر حاضر ازقبیل بحران معنا، سرگشتگی انسان معاصر درمیان انبوهی از داده های معتبر و نامعتبر، ازخودبیگانگی و... اشاره دارد. ادبیات به مثابه آینه تمام نمای زندگی انسان، بازگوکننده این بحران ها در دوره معاصر است. رمان آزاده خانم و نویسنده اش یا آشویتس خصوصی دکتر شریفی ، نوشته رضا براهنی، از شناخته شده ترین رمان های سه دهه اخیر ایران است. این رمان را می توان اثری درخور توجه در شیوه داستان نویسی پسامدرن ایران دانست. در مقاله حاضر، بحران بازنمایی در رمان آزاده خانم و نویسنده اش ، با تکیه بر "سوژه"، به مثابه جایگزین فلسفی مفهوم "انسان"، تحلیل شده است. در این تحلیل، عوامل بحرانی شدن بازنمایی، پیامدهای آن بر سوژ ه انسانی و نوع تأثیرگذاری آن بر شخصیت ها در اثری داستانی بررسی و تبیین شده است؛ درنتیجه، بحران هایی چون بحران هویت، بحران شخصیت و... را می توان از عوارض ابتلای انسان امروز به بحران بازنمایی دانست.