فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۹۴۱ تا ۱۰٬۹۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
منبع:
پژوهش های ادبی - قرآنی سال ششم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۲۳)
155 - 185
حوزههای تخصصی:
دانش معنا شناسی مطالعه علمی معنا است که به تحلیل معنا ی واژه ها با توجه به نظام معنایی آن می پردازد . از مهم ترین راه هایی که امروزه در علم معناشناسی مورد توجه ادب پژوهان واقع شده، تکیه بر روابط هم نشینی و جانشینی است؛ زیرا از طریق شبکه معنایی با بررسی واژگان در سیاق آیات می توان به معنای دقیقی از واژه دست یافت. واژه «عذاب» یکی از پر بسامد ترین واژگان قرآنی محسوب می شود. در پژوهش حاضر در پی آن هستیم به این سؤال پاسخ دهیم که مهم ترین هم نشین ها و جانشین های واژه عذاب چیست؟ با نگاهی معنا شناختی بر محور هم نشینی و جانشینی می توان گفت که این واژه در قرآن کریم بر محور هم نشینی با واژگانی چون «کفر»، «ظلم»، «کبر»، «نفاق» و ... هم نشین شده است که این عوامل زمینه ساز عذاب می شوند. در محور جانشینی نیز با واژگانی چون «خسر»، «حبط»، «عقاب»، «نار»، «جزاء» و ... دارای هم معنایی نسبی است که هرکدام به نوعی، عذاب را نشان می دهند. هدف از پژوهش حاضر بررسی واژه «عذاب» با روش توصیفی- تحلیلی، مطالعات واژه شناسانه و تحلیل از طریق هم نشینی واژه ها و جانشینی است؛ بنابراین پس از انتخاب واژه محوری «عذاب»، نخست هم نشین های پر بسامد این واژه تعیین و سپس بر اساس هم نشین ها به جانشین های این مفهوم پرداخته می شود.
دراسه مقارنه للتصدیر البدئی فی الروایات العربیه والفارسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال هشتم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۲
33 - 49
حوزههای تخصصی:
یسعی النقد الجدید بالبحث عن العتبات النصّیه لما له من أهمیّه فی قراءه النص والکشف عن دلالاته والتصدیر بوصفه عتبه ذا أهمیّه ذات وظیفه جمالیه و دلالیه، استُثمِر فی کثیر من الأعمال الروائیه؛ فهذه الدراسه تتناول مدی استخدام هذه العتبه فی الروایات الفارسیه والعربیه ویهدف إلی دراسه مقارنه للتصدیر بین الأدبین روایهً، للوقوف علی طبیعه استثمار عتبه التصدیر وللإطّلاع علی کمیّه توظیف التصدیر وأنواعه ونوع مصادره وتعدّد التصدیر وعلاقه التصدیر مع العنوان. الدراسه هذه تعمل بالرصد والوصف والتحلیل والمقارنه من خلال استخدام المنهج الوصفی والتحلیلی وبواسطه استخدام برنامج SPSS، یتمّ عرض السکّان الإحصائیه. الروائیون العرب أکثر حرصا لاستخدام التصدیر فی مستهلّ روایاتهم فتعدّدت مصادر تصدیراتهم من الدینی والأوروبی والشرقی والکتاب المقدّس والشعر والنثر والمثل و... فی حین اختیار التصدیر واستخدامه فی الروایه الفارسیه عفویه ولیس فیها تعمّد وتکلّف. تعدّدت التصدیرات فی الروایه العربیه وتنوّعت وصارت أسلوبَ خاصٍّ للکاتب الروائی. غاده السمّان وواسینی الأعرج وإبراهیم الکونی أکثر مستخدما للتصدیر فی الروایه العربیه وفی الروایات الفارسیه، محمد أیوبی ونادر إبراهیمی أکثر استخداما له. إنّ نصیب التصدیر الغربی من مجموعه التصدیرات العربیه أکثر من سائر التصدیرات ویمتلک 60% منها.فی حین التصدیر الغربی فی الروایه الفارسیه یمتلک أقلّ نصیب (5/17%) وفی الروایه الفارسیه التصدیر الشرقی أکثر، یلیه فی المرتبه الثانیه، التصدیر الذاتی. والمصادر الفارسیه المستفاده، فی الأغلب هی أشعار حافظ ومولوی. برتولد بریخت ومیکل أنجلوو، إریک فروم، باسکال، لئون تولستوی أکثر حضورا فی التصدیرات الروائیه العربیه. إنّ الروائی العربی تأثّر من الغربیین واستخدم التصدیر کفنّ وزخرفه والروائی الفارسی استخدمه للمعنی ویأتی بالأقوال الشهیره لدی المخاطب.
انسان خودشکوفا و خودشکوفایی سعدی با رویکرد تطبیقی به نظریه مزلو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴۰
1 - 36
حوزههای تخصصی:
روان شناسی انسان گرا (Humanistic) از مکاتب روان شناختی نیمه دوم قرن بیستم است و سعی در کشف خودآگاهی، رشد و کمال، خودشکوفایی، خلاقیت و توان مندی های بالقوه و بالفعل انسانی دارد. پدر معنوی اندیشه های این مکتب، آبراهام مزلو است. مزلو بر آن بود که رفتار انسان توسط سلسله مراتب نیازها برانگیخته می شود که در قالب یک هِرَم ترسیم می گردد. در رأس هرم سلسله مراتب نیازهای مزلو خودشکوفایی (self-actualization) قرار دارد. در واقع مزلو نخستین روان شناسی بود که مفهوم خودشکوفایی را مطرح کرد. سعدی شاعری کمال طلب و کمال گراست. دو کتاب گلستان و بوستان او بهترین تصویر واقع گرایی و ایدئال گرایی اندیشه های او را به نمایش می گذارد. سعدی یکی از بزرگ ترین شاعران ادب فارسی است که علاوه بر آنکه سخنش در فصاحت، بلاغت و زیبایی در اوج قرار دارد، محتوای سروده ها و نوشته هایش نیز مورد توجه بوده و به شیوه های گوناگون مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. بسیاری از اندیشه های سعدی با مفاهیم روان شناختی امروز قابل تطبیق اند. در بسیاری از گفتار سعدی، مفهوم خودشکوفایی را مطابق آنچه مزلو بررسی کرده است، به طور کاملاً واضح می توان تشخیص داد. در این مجال، مفهوم خودشکوفایی و انسان خودشکوفا را در آثار و نوشته های سعدی به بحث می نشینیم.
کارکرد های ادبی ترکیبات اسمی بر محور همنشینی و جانشینی در تاریخ بیهقی
حوزههای تخصصی:
ترکیبات را در زبان فارسی به دو گونه ی اضافی و وصفی تقسیم کرده اند. ترکیب اسمی از نوع ترکیب اضافی بشمار می آید و اساس آن بر اسم است. این ترکیبات مانند اسم، نقش های گوناگونی در جمله می پذیرند و در کارکردهای متنوعی بکار می روند. به وسیله ی این ترکیبات می توان تاثیرگذاری کلام را بر نگرش و احساسات مخاطب افزایش داد. نگارنده با ارئه ی شواهدی چند از تاریخ بیهقی به بررسی کارکردهای این ترکیبات بر محور همنشینی و جانشینی پرداخته و مساله ی معنی را از دید روابط مفهومی و در سطح واژگان نظام زبان مورد بررسی قرار داده است در ترکیبات صحبت از چگونگی پیوند کلمات و نقش کلمات در داخل ترکیب ها در میان است ترکیبات اسمی با عنوان ترکیبات اضافی، که به بخش وابسته های پسین مربوط می شود، شناخته شده اند. مضاف الیه گروه اسمی یا اسمی است که پس از حرف اضافه ی کسره بیاید. اسمی که مضاف الیه داشته باشد مضاف نام دارد و نسبت دادن مضاف الیه به مضاف، اضافه نامیده می شود .برای شناخت بهتر و خطا نکردن در تشخیص ترکیب اضافی از ترکیب وصفی ابتدا باید صفت را از مضاف الیه بازشناخت.
تحلیل عنصر المقاومه فی شعر الربیع بوشامه وسید حسن حسینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال دهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۳۷
39 - 59
حوزههای تخصصی:
تعد الجزائر وایران من الشعوب التی عانت معانات کثیره من سلطه الإستعمار وتعدی المعتدین، ثم استطاعت أن تتخلص من سلطات الظلم والاستبداد عبر الفداء والتضحیه وترخیص الدم، لذا المقاومه الشعبیه والتفانی فی سبیل تحریر الوطن أدی إلی خلق أدب المقاومه. یعکس الشعراء فی أدب المقاومه بطولات الشعب وکفاحهم ضد الطغاه ویستخدمون ألفاظهم للحث علی الجهاد وإستنهاض الهمم فی نفوس أبناء الشعب. هذا البحث یقوم بدراسه مقارنه لعنصر المقاومه فی شعر الشاعر الجزائری الربیع بوشامه والشاعر الایرانی سیدحسن حسینی لیکشف عن زوایا أدب المقاومه فی شعرهما بتحلیل النماذج الشعریه عن طریق المنهج الوصفی- التحلیلی. فالدعوه إلی الثوره والنضال، تکریم الشهاده والشهید، الأمل بالحریه، فضح وتحدی الطغاه من أهم عناصر المقاومه فی شعرهما. الشاعران یقومان بترهیب العدو بالتعبیر عن صمود الشعب وکفاحهم وتفانیهم فی سبیل الوطن وحبهم لبلادهم وفی شعر الربیع نجد نوعا من الحث علی استئصال الاستعمار من الجزائر لکن حسینی بسبب عدم استعمار الایران من قبل العراق لم یتطرق لهذا المضمون. والشاعران یریان الشهید خالداً لأنه یتفانی بالروح فی سبیل الوطن وحریته لکن الربیع یجعل الشهید رمزاً للأجیال المتعاقبه حینما حسینی لم یتطرق إلی رمزیه الشهید.
الحریه والوطنیه فی شعر إیلیا أبو ماضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴۰
73 - 84
حوزههای تخصصی:
کان أبو ماضی طفلاً فی عصره، بسبب الظروف الاجتماعیه السیاسیه ووجود الأجانب فی بلاده، کان دائماً یشجع الناس علی أن یکونوا یقظین ویتحرکون نحو مستقبل مشرق. شرودر- السیاسه هو الشعور الداخلی للشاعر الذی ألم بألم مجتمعه، وهو متجذر بعمق فی حیاته، وقد کان لغه المجتمع بإبداعه الذاتی وذوقه الأدبی. فی قصیده أبو ماضی ، ینظر إلی التعاطف مع المجتمع، والاستیقاظ، ومحاربه الاستبداد، والتحریر وحب الوطن. إنه شاعر رومانسی استوعب أفکاراً متفائله من الطبیعه وتزامن مع مختلف الموضوعات الاجتماعیه والثقافیه والسیاسیه و... واستخدم الرمز الذی هو نوع من الأساس لأدب الأرض ویتناول القضایا الاجتماعیه- السیاسیه للأرض العرب، وخاصه لبنان وفلسطین، وهلم جرا. یبدو وکأن فلسطین لیست دوله عربیه إسلامیه، کجزء من عالم له الحق فی العیش بحریه- مثل أی إنسان ذی تفکیر حر. توصلت الأبحاث إلی أن التفاؤل والأمل فی المستقبل یمکن أن یجعلان تحریر الاحتلال.
شهر بی نشان در اندیشه عبدالوهاب البیاتی و مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۴۷
109 - 130
حوزههای تخصصی:
شهر آرمانی نمایانگر حقیقتی است دست نیافتنی که از گذشته های دور همواره در اندیشه انسان وجود داشته و پناهگاه او برای گذر از ناملایمات روزگار و تلخی های هستی بوده است. این نامرادی ها سبب شده که شاعران معاصر بکوشند در آثار خود دنیایی آرمانی و شایسته زیستن انسان بیافرینند. در این آرمانشهرها کمال مطلوب، دستیابی به نظام و سامانی عقلانی و انسانی است که شر و فساد و سایر خوی های تباه کننده بدان راه نداشته باشند. پژوهش حاضر، به آفرینش آرمانشهر و متضاد آن پلیدشهر، در اندیشه دو شاعر معاصر ایرانی و عراقی، مهدی اخوان ثالث و عبدالوهاب البیاتی ، می پردازد. محیط یکسان زندگی دو شاعر، برداشت و واکنشی یکسان را از رویدادهای هستی برای دو شاعر در پی داشته است. اخوان و بیاتی هر دو نگاهی یکسان به پدیده آرمانشهر داشته اند و در مقابلش پلیدشهر را نیز تصویر کرده اند، اما در پرداختن به این موضوعات تفاوت هایی نیز باهم دارند که این پژوهش به شرح این تفاوت ها می پردازد.
اضطراب تنهایی و رفع آن از دید مولانا و یالوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۴۷
313 - 336
حوزههای تخصصی:
تنهایی دل مشغولی انسان در طول تاریخ بوده و هست و معانی مختلف و انواع متعددی دارد که در حوزه های مختلف فلسفه، عرفان و روان شناسی، جامعه شناسی و ... قابل بحث و بررسی است . یالوم معنادرمان اگزیستانسیالیست است. او بر چهار اضطراب مرگ، تنهایی، آزادی و بی معنایی که به گفته او ریشه در هستی انسان دارند، تمرکز می کند و برای رهایی انسان از این چهار دلواپسی معتقد به ابداع معناست و معنای زندگی را در سه چیز می داند: خدمت کردن به دیگران، خودشکوفایی، آفرینش. یالوم و مولانا هر دو به تنهایی بنیادین معتقدند و هر دو در صدد رفع این تنهایی هستند و هر کدام راه حلی برای رهایی از این تنهایی ارائه کرده اند. در این مقاله نویسندگان سعی بر بررسی تطبیقی دیدگاه مولانا و یالوم در این موضوع با روش تحلیلی- توصیفی دارند. هدف این تحقیق روشن کردن تفاوت های موجود در دیدگاه های آنان درباره این سؤالات می باشد: آیا تنهایی بنیادینی که مولانا به آن معتقد است، همان تنهایی بنیادینی است که یالوم مطرح می کند؟ از طرف دیگر راهکار آن دو برای رفع این تنهایی و رهایی از اضطراب چیست؟
Traduction Classique et Sous-Titrage : Analyse Comparative(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Le manque des cours d’enseignement de la traduction en sous-titrage dans le programme universitaire de licence, nous suscite à rédiger cet article. En effet en présence d’un tel programme dans nos universités, en Iran, comme dans beaucoup d’autres pays, suppose en toute logique une augmentation conséquente de traduction en sous-titrage, dites adaptation. L’explosion du multimédia va dans le même sens, avec notamment la commercialisation des productions cinématographiques en DVD sous-titrés multilingues. La présente recherche traite du sous-titrage linguistique (ou interlinguistique) qui correspond à la traduction d’un programme et non pas de sous-titrage télétexte pour les sourds et malentendants. Deux domaines y sont étudiés : la traduction et l’adaptation. Ces deux termes sont polysémiques et ambigus car ils peuvent tous deux référer à une activité écrite ou orale – pour la traduction, l’interprétariat et pour l’adaptation, le doublage. Nous avons travaillé sur la traduction, au sens de traduction classique écrite et sur l’adaptation, au sens de traduction en sous-titrage.
شیوه ی القای ایدئولوژی و تأثیر آن بر تقابل لذت/ آموزش در دو رمان نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی شیوه های القای ایدئولوژی و بازنمایی لذت جست وجوی ایدئولوژی های پنهان و آشکار در دو رمان نوجوان نگاشته می شود. رمان های امپراطور کوتوله ی سرزمین لی لی پوت جمشید خانیان و کنسرو غول مهدی رجبی، نمونه های بررسی شده ی این جستارند. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی با روی کرد توصیفی تحلیلی است. چارچوب نظری استیونز و مک کالم در باب ایدئولوژی و کتاب های کودکان، به ساختار مقاله شکل می دهد. در این جستار، بازتاب های ایدئولوژی، در نظام های نشانه شناسیک زبانی و در چهار محور جایگاه های سوژی نهفته در متن، تخیل، جنسیت و عصیان بررسی خواهد شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در امپراطور کوتوله ی سرزمین لی لی پوت، تخیل، نوجوان را به تفسیر نمادین تجربه های عینی می رساند و یاری گر او در کشف معنای زندگی و رویدادها است. نوجوان از این ابزار برای وسعت بخشیدن و نظام مندساختن زندگی خود و اطرافیانش استفاده می کند. در کنسرو غول، تخیل جایگاه ویژه ای دارد، به رسمیت شناخته می شود و نوجوان به مدد آن و با فرافکنی، با دنیای واقعی و مشکل های زندگی اش کنار می آید و شخصیتش را بازسازی می کند. در واقع، تخیل به حذف رفتارهای ضداجتماعی می انجامد. زاویه ی دید در هر دو رمان، راوی-قهرمان است و روایت بی فاصله صورت گرفته است و همین، منجر به هم حسی مخاطب و تأثیرپذیری ایدئولوژیک بیشتر می شود. عصیان در هر دو اثر با شدت و ضعف دیده می شود. خانیان طلب رهایی و پرواز نوجوان را در لایه های زیرین پنهان کرده است. در مجموع، در قیاس دو کتاب، در رمان خانیان، نمادها و معناهای نهفته در پشت آن ها، هوشمندانه تر استفاده شده اند.
درآمدی بر بوم فمنیسم: مطالعه ی موردی دو دوست و دیلینگ دیلینگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله برآنست تا پس از معرفی بوم فمنیسم با کاربستش در ادبیات کودک ایران جنبه های جدیدی از آن را آشکار کند. رابطه ی زن طبیعت کانون بررسی پژوهش های بوم فمنیسم است. دو دیدگاه جوهرگرا و ساخت گرا برای تفسیر این رابطه وجود دارد. بوم فمنیسم سه موضع مختلف در برابر این رابطه اتخاذ می کند: تقویت، تضعیف و یا بازنگری در آن. البته، توجه به بدن به عنوان چاره ای برای برون رفت از اختلاف نظرها بر سر جوهرگرایی و ساخت گرایی مطرح شد. به رغم اختلاف نظرها، بوم فمنیست ها بر سر مبارزه با منطق چیرگی، تکثّرگرایی و رویکردهای چندفرهنگی، تأکید بر تنوع، و ارتباط انواع مختلف تعدی با یکدیگر توافق دارند. پس از تبیین اصول بوم فمنیسم، دلینگ، دلینگ نوشته ی زهره پریرخ و به تصویرگری لیسا جمیله برجسته و دو دوست اثر هدا حدادی در این چارچوب بررسی می شوند. دلینگ، دلینگ رابطه ی زن طبیعت را به شکلی سنتی، غیرنقّاد و بدون به چالش کشیدن آن بیان می کند. همین رویکرد سنتی در رابطه ی متن و تصویر نیز آشکار است. مضمون متن و تصویر پیرامون رابطه ی مادر، دختربچه و عناصر طبیعی و تلاش انسان برای مهار نیروی طبیعت است و هر دو ویژگی های مادرانگی سنتی را به زن و طبیعت نسبت می دهند. اما دو دوست تأویلی متفاوت از این رابطه به دست می دهد که در برهم کنشی فعّال و افزاینده ی متن و تصویر نیز نمود یافته است. در این کتاب تصویرها به جای رنگ از عناصر طبیعی تشکیل شده اند و رابطه ی زن طبیعت غالباً به دور از برتری جویی انسان بر طبیعت تصویر شده و به تقویت رابطه ی زن زن و توجه به بدن و مفاهیم انتزاعی چون عشق می انجامد.
«خوانش واسوخت گرایانه غزلیات سنایی همراه با مقایسه آنها با غزلیات طرز واسوخت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۸۳
101-125
حوزههای تخصصی:
واسوخت سرایی در اصطلاح به اشعاری ساده و فارغ از پیچیدگی های حاصل از آرایه های ادبی معنوی اطلاق می شود که روی گردانی از معشوق درونمایه اصلی آنها را تشکیل می دهد. مقاله حاضر با بررسی توصیفی- تحلیلی غزلیات سنایی با پاسخ دادن به این سؤالات که آیا سنایی در غزلیات خویش به واسوخت سرایی گرایش داشته یا نه و در صورت اثبات این موضوع، واسوخت های او چقدر با موازین طرز مشهور واسوخت مطابقت دارد؟ تبیین می کند سنایی در قرن ششم بدون به کارگیری اصطلاح واسوخت در بسیاری از ابیات خود به طورضمنی و آشکارواسوخت سرایی کرده است؛ در این راستا نگارنده با ذکر شواهد متعددی از غزلیات وی ثابت می کند سنایی از یک سو به دلیل سرخوردگی از معشوق زمینی و از سوی دیگر به سبب دستیابی به عشق متعالی و ابداع قلندرانه سرایی به اعراض از معشوق و سرودن «واسوخت های تمام عیار» که از نظر ساختار و محتوا کاملاً با موازین طرز واسوخت مطابقت دارند، روی آورده است.
بررسی تطبیقی مینی مالیستی داستان های کودکانه زکریا تامر و صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنبش فرمالیسم (1920) مغرب زمین، باعث شکل گیری منشور مینی مالیسم، با شعار «کم، زیاد است» در ادبیات گردید و نویسندگان از این رویکرد استقبال کردند، چنان که داستان های کودکانه تامر و هدایت متأثر از اصول فرمالیسم است. داستان های تامر شکل دهنده آغاز راه صحیح برای کودکان و نوجوانان و مبلغ ارزش های انسانی است و نیز هدایت در داستان های کودکانه خویش توجه ویژه ای به نکات اخلاقی و تربیتی دارد. این دو نویسنده، گاه فضا را برای بیان ارزش ها آماده می کنند و زمانی نتیجه گیری و درک آن را به مخاطب وامی گذارند. بیشتر داستان های مورد بحث، از طرحی ساده؛ یعنی خرده پیرنگ برخوردارند و زبان آن ها برای همگان قابل فهم است. شخصیت ها در این داستان ها نماینده افکار، رفتار و گفتار جامعه سوری و ایرانی هستند و زمان داستان ها بر گذشته و حال دلالت دارد؛ اما به مکان وقوع حوادث، اشاره ای نشده است و تنوع مکانی نیز در آن ها وجود ندارد. این مقاله، عناصر مینی مالیسم را در داستان های تعلیمی زکریا تامر و صادق هدایت با هدف تبیین مشخصه های مینی مالیسم و انگیزه نویسندگان از توجه به این شگردها در رویکردی توصیفی- تحلیلی وبا تکیه بر مکتب تطبیقی آمریکایی بررسی کرده و نشان داده است که بسیاری از داستان های این دو نویسنده، مشخصه های مینی مالیستی مانند: محدودیت شخصیت ها، گفت وگوی زیاد، جملات کوتاه و... را بازنمایی کرده اند.
مظاهر الثقافه الإیرانیه فی الشعر العربی بخراسان وسجستان خلال القرنین الرابع و الخامس الهجریین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال هشتم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۲
133 - 145
حوزههای تخصصی:
من رموز الوحده الحضاریه بین المسلمین ذلک التفاعل الأدبی بین الإیرانیین والعرب بدءاً من حضور الإسلام فی إیران ومروراً بالعصور اللاحقه وخاصه فی القرنین الرابع والخامس الهجریین. أما خراسان وسجستان، وبوصفهما من البُقع ذات المکانه الأدبیه فی المشرق والقریبه من مراکز الحضاره العربیه، فلهما ازدهار عظیم للغه العربیه وآدابها فی القرنین الرابع والخامس؛ حیث أسَر شعراؤهما قلوبَ المشتاقین من أقاصی البلاد وعرضوا مفاهیمهم إلیهم مزیجه بالتعبیر عن ثقافتهم الفارسیه. کانت مجالس هؤلاء الشعراء من أمثال أبی بکر الخوارزمی، وأبی منصور الثعالبی، وأبی الفتح البستی، وغیرهم تجمع کبار المثقّفین والشعراء العرب؛ ولکنهم رغم تأثّرهم باللغه العربیه فقد اهتموا بالغه الفارسیه ونقلوا معارفها، وطقوسها، ویومیاتها، وأساطیرها إلى العرب وذلک عن طریق الشعر الذی نظموها باللغه العربیه؛ لغه العلم، والأدب فی تلک الأیام. جاء البحث للکشف عن البواعث التی دفعت الشعراء إلى هذا النقل وتبیین محاورها معتمداً على المنهج الوصفی- التحلیلی. تبیّن من خلال البحث أنّ النزعه الوطنیه، وحاجه الشعراء إلى إفهام معانیهم، والتعبیر عن مهاراتهم الأدبیه، والتملح والاستظراف مما جعل الشعراء الخراسانیین والسجستانیین ینقلون الثقافه الإیرانیه فی شعرهم العربی، ویتحقّقون ذلک عبر ذکر الأبطال الإیرانییّن، والمفردات الفارسیه، وترجمه الأمثال والأبیات الفارسیه.
دوره بندی شعر معاصر تاجیک: از روشنگری تا استقلال (1870-2015م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ماوارءالنهر درمقام نخستین وطن اقوام آریایی نژاد پیوسته در تاریخ ادب فارسی حضوری برجسته داشته است. پس از تشکیل دولت صفویه در ایران و ازبکان شیبانی در بخارا در سده پانزدهم میلادی، سرنوشت سیاسی دو منطقه از یکدیگر جدا شد؛ اما تا اشغال این منطقه از سوی تزار روسیه در سده نوزدهم، روابط فرهنگی مردمان دو سوی جیحون کمابیش ادامه داشت. نهضت بیداری با حضور روسیه و اشغال منطقه زبانه کشید و بعدتر در قامت تجددگرایان شعله ور شد. تجددگرایان با پیروزی احزاب کمونیسم، برای رسیدن به آرمان های خود به دامان آن خزیدند. با تشکیل پنج جمهوری شورایی از دل ویرانی های خانات منطقه، تاجیکان در سال 1924 صاحب حکومت شدند. آنها طی نزدیک به هفت دهه در بستر ادبیات شورایی به آفرینش ادبی دست یازیدند؛ اما با استقلال در سال 1991 بار دیگر به آغوش مام وطن تاریخی بازگشتند. مسئله اصلی این پژوهش بررسی دوره بندی تحولات شعری تاجیکان از شروع نهضت بیداری تا استقلال منطقه در بستر نظریه تاریخ ادبیات است. پس از بررسی دوره بندی های صورت پذیرفته و نقد مبانی فکری آنها الگوی نگارنده در این زمینه پیشنهاد شده است. به نظر می رسد این الگو تأثیر مستقیمی در نگارش جریان شناسی شعر معاصر تاجیک داشته باشد و بتواند در معرفی میراث آن به فارسی زبانان جهان نقش مؤثری ایفا کند.
L’étude de l’infanticide dans quatre récits de Hedayat(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Il existe une lutte perpétuelle entre la vie et la mort dans l’œuvre mais aussi dans la vie personnelle de Hedayat. Cependant, la tendance pour la mort est plus forte chez lui et le destin de la plupart de ses protagonistes, comme le sien, aboutit à la mort. La présence perpétuelle de la mort sous toutes ses formes a été, plus ou moins, dépouillée par les critiques. Pourtant son œuvre, n’a jamais été étudiée du point de vue du destin des enfants. En effet, ces derniers n’ont pas de rôle principal dans ses ouvrages et même, ils disparaissent très tôt de la page de ses écritures. Donc, leur mort pose un point d’interrogation devant nous. Pourquoi les enfants meurent ou bien sont tués dans les ouvrages de Hedayat ? Pourquoi ils ne sont pas heureux chez lui ? Quelle est l’origine de leur funeste destin chez cet écrivain ? Ce sont les questions essentielles dont on va s’occuper dans cet article. Dans la présente recherche, en faisant allusion à la question de l’infanticide dans la mythologie et dans la littérature, nous l’examinerons dans quatre récits de Hedayat: Abji Khanoum, Guerdab, Talab-e-Amorzesh et Misanthrope. Certes, nous nous concentrons sur les causes et les origines de ce type de mort. Pour ce faire, et pour éviter les préjugés, nous nous référerons aux propos de Hedayat lui-même plutôt qu’à ceux des critiques. Ainsi, notre analyse du thème de l’infanticide va se baser sur la méthode analytique et documentaire, les théories d’Aristote et les archétypes des mythes gréco-romains.
تفسیر و تحلیل نگرشی تطبیقی به ریشه های سه جنبش حرکه الاحیاء، کلاسیسم و بازگشت ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ادبیات غرب از آغاز قرن شانزدهم تا هفدهم، نهضت کلاسیسم یا سنت گرایی پیدا می شود و شاعران و نویسندگانی چون مولیر، راسین و ... از آثار بزرگ ادبی یونان و لاتین، تقلید می کنند. در ادبیات عرب هم چیزی شبیه به این جریان تحت عنوان حرکه الاحیاء یا جنبش بازآفرینی وجود دارد. دوره بازگشت در ایران نیز خلاصه ای از همه سبک ها و جریانات مهم ادبی دوره قبل است. گویی ادبیات این سه دوره به مروری همه جانبه در میراث خود احتیاج داشته است. در این جستار با نگاهی تطبیقی به اصول و قواعد ریشه های این سه جریان و همچنین بررسی ویژگی های مشترک موجود در این آثار اثبات خواهیم کرد که در ریشه های شعر این سه دوره، از نظر اصول و قواعد فکری و هنری و کاربرد تکنیک های بلاغی، مشابهت های فراوانی وجود دارد؛ همچنین با ریزبینی و مداقه در عناصر شاعری به کار رفته در آثار این دوران، به آشکارسازی این دقیقه پرداخته می شود که دلایل مشترک روی آوردن شعرای سه دوره بازگشت، حرکه الاحیاء و کلاسیسم به گذشته و دوختن نگاهشان به شکوه ادبیات قدمای خود چه چیز بوده است.
کاربرد ادبی و هنری حرف الف در پهنه ادب پارسی (با تکیه بر اشعار جامی و شاعران سبک عراقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آ، الف، ا، (همزه)، اولین حرف الفبای زبان فارسی و عربی است و نیز نخستین حرف از حروف جمّل و ابجد بوده و به حساب جمّل نماینده عدد یک است. الف، رمز برج ثور است. الف در ادبیات عرفانی و کلامی و فلسفی کنایه از ذات یکتای احدیت، روح اعظم، عالم تجرید و تفرید و سرّ بیچون ... است. حرف الف به واسطه شکل و جایگاه خاص و برخی از ویژگیهای منحصر به فرد، یکی از پرکاربردترین حروف در ساخت مضامین بکر و فضاهای شاعرانه و ترکیبات و تعبیرات نغز و ظریف ادب پارسی بویژه در اشعار شعرای سبک عراقی است. در اکثر اشعار این شاعران، الف؛ سابق، پیشوا، صدرنشین، نامور است. الف؛ نمادِ قد موزون، استوار، مستقیم و رعنا است. الف؛ مظهرِ سرافرازی، سربلندی، لاغری، ضعف، قیام، استقامت، قائم بودن است. الف، عاشق بالای خود است. الف چون سرکش دارد، پس سرکش است. الفِ زبان دار و دوزبان، در عین داشتن زبان، خاموش است. الف، فقیرترین به حساب می آید. الف؛ نماد بی چیزی، فقر، گدایی، عدم و ترک اوصاف است. الف؛ عریانی، شادابی، بی سری، میان بستگی و آراستگی را به ذهن متبادر می کند. الف؛ مظهرِ تنهایی، تجرد، تفرد، صداقت، درستی و پاکی است. الف، بی حرکت و ساکن است. آفرینش الف با نقطه آغاز می شود. جمله حروف و اعداد بر محور حرف الف می گردند. الف، اولین حرف آفرینش است. الف، نمادِ خُردی و کوچکی و ریزی هم است. الف یکی از مشبه به های پرکاربرد ادب پارسی است و شعرا در تصاویر و مضامین شعری، خار، هلال ماه، عصا، قلم، انگشت، سرو، ماه نو، کمر باریک و... را به الف مانند می کنند. در این مقاله سعی شده است به کاربرد ادبی و هنری الف در اشعار شاعران سبک عراقی با تکیه بر اشعار جامی پرداخته شود.
بررسی رابطه ی «حافظ و خدا» در ساحت همسخنی و گفت وگویی
حوزههای تخصصی:
یکی ازدستاوردهای ارزشمند میراث صوفیه در مقام مقایسه با فقه، فلسفه و کلام، تعریف و تلقی خاصی از رابطه ی انسان با خداست که آن را از رابطه ی انسان و خدا در نظام فقهی، فلسفی و کلامی متمایز می سازد و به رابطه ی عاشق و معشوق، تبدیل می کند و صمیمی ترین و ناب ترین گفت وگوها در قالب رابطه ی من و تویی بازتاب می یابد ؛ اما در این میان، برخی عارفان و شاعران کلاسیک، برخلاف گفتمان غالب صوفیانه که در آن، رابطه ی من و توییِ بنده و خدا تا مرز اتحاد و تسلیم و رضا در برابر خداوند پیش می رود؛ رابطه ی من و تویی بنده و خدا در قالب گستاخی، بی پروایی و من و تو کردن با خدا تبلور می یابد که تداعی گر استقلال دو طرف گفت وگو در عین صمیمت و پیوستگی در تلقی فلسفه ی همسخنی و گف وگویی مارتین بوبر است. در غزلیات حافظ، رابطه ی بنده و خدا از رابطه ی عاشق و معشوق در تلقی متعارف عارفانه بسی فراتر می رود و حافظ با خداوند در مقام دوست وارد گفت وگو می شود؛ گاه کبر و استغنا می ورزد و گاه به گونه های مختلف، با خداوند، نظام آفرینش و فلسفه ی خلقت، از درِ طعن و تعریض وارد می شود. این نوشتار، به تحلیل بیش تر رابطه ی من و تویی در ساحت همسخنی و گفت وگویی در اشعار حافظ پرداخته است..
زبان اخلاق از سنایی تا حافظ
حوزههای تخصصی:
مقاله ی پیش رو می کوشد نگاهی دیگرگون به زبان اخلاق در غزل پارسی به ویژه از سنایی تا حافظ داشته باشد و بیان کند دلیل اختیار نمادها و مضامین ملامی و بهره گیری از مسلک ها و آیین هایی که انتساب آن ها به خودْ موجب تلقّی منفی و جلب ملامت در جامعه ای اسلامی می شد، چه بوده است. پیش از سنایی، زبان اخلاق، اندرز، عقیده ی دینی یا مذهبی و امثال این معانی، بیشتر خشک، صریح، یک رویه، بیش از حد خطابی، تحکّمی و در مجموع کمتر برخوردار از روح شعری و هنری بود. سنایی به غزلْ حیاتی تازه و به اخلاقْ رنگ و زبانی بی سابقه می بخشد و چونان ارمغانی پایا و پویا به آیندگان از جمله حافظ می سپارد تا در تکاملش بکوشند. با کوشش سنایی منبع ذخّار مضامین به مهم ترین و رایج ترین طریق و طریقه ی بیان اخلاق، منش، روش سلوک، معرفت و عرفان (از نوع عاشقانه) و در تقابل با زهد خشک و متعبّدانه یا دعوی، ریا، رعونت، خودپسندی، تخطئه و تحقیر فِرَق و اقشار دیگر بدل شد.