فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۹۲۱ تا ۱۰٬۹۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
«الهی نامه» از منظومه های عرفانی و اخلاقی عطار است که با دو طرح روایی کلان و خرد و با هدف القای مسائل مهم عرفانی و اخلاقی سروده شده است. بررسی دقیق این کتاب نشان می دهد که به سبب ضعف های آشکار دو عنصر «تعلیق» و «فضاپردازی» در این کتاب، «لحن» مهم ترین عامل برای تأثیرگذاری بر مخاطب است. مهم ترین عامل پیش برنده طرح در حکایت کلان و حکایات خرد، گفت وگو است و لحن این کتاب به صورتی منظم و با کمترین تنوع، متناسب با شخصیت های گفت وگوکننده، تکرار شده است. تقابل اصلی شخصیت در حکایت کلان، میان «پدر» و «پسر» است که در مضمون و لحن کلام دو شخصیت ایجاد شده است. لحن غالب شخصیت پدر، «واعظانه» و لحن غالب شخصیت پسر، مصرانه است. این ساختار لحن به گونه ای کاملاً آشکار در حکایات کوتاه نیز تکرار شده است. لحن واعظانه و جاهلانه، در حکایات کوتاه نیز میان شخصیت-های «دیوانه و عاقل»، «زیردست و زبردست»، «غلام و شاه»، «عارف و عامی» و... تکرار می شود. لحن واعظانه، برآیند لحن های «متعجبانه»، «سرزنشگرانه»، «متعصبانه» و «فیلسوف مآبانه» است. به همین دلیل عناصری مثل «پرسش»، «شرط»، «صفت» و «ندا» بارها در گفت وگو به کار می رود که عناصر اصلی ایجاد لحن های یادشده است. لحن مهم دیگر در الهی نامه، لحن طنزآمیز است که فقط در حکایات کوتاه، این لحن را می بینیم. برای ایجاد این لحن از عناصری مثل دعا، استعاره تهکمیه، پارادوکس، شرط و پرسش استفاده شده است. شخصیت مثبت حکایاتی هم که لحن طنزآمیز دارند، «دیوانه» است که در تقابل با خدا و شخصیت عاقل قرار می گیرد.
برساخت گفتمانیِ پیرنگ در گزارش های تذکره ایِ عرفانی: روایت های حلاج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گزارش های تذکره ای شکلی از روایت پردازی عرفانی است که با قصد مشروعیت بخشی یا مشروعیت زدایی، سوژه ها را فراخوانده؛ واقعیت یا واقعیت هایی را به نفع یا علیه آنها سامان می دهد؛ درک بهتر این واقعیت هایِ برساخته، نیازمند تبیین شیوه های پیرنگ سازیِ گزارش های مذکور از منظر گفتمانی است. در این نوشتار برساخت گفتمانی پیرنگ در باب حلاج به مثابه نمونه ای شاخص در دو سطح مشروعیت بخشی و مشروعیت زدایی درگزارش تذکره ای شانزده کتاب عرفانی طبقه بندی و تحلیل شده است. برای دلالت یابی و تفسیر در سطح مشروعیت بخشی به برخی از مفاهیم ماکس وبر و تئو ون لیوون و در سطح مشروعیت زدایی به بعضی از سخنان فوکو و مری داگلاس استناد شده است. نتیجه نشان می دهد که دسته ای با گرایش عاشقانه- قلندری سعی کرده اند تا با انتساب اشکالی از اقتدار به همراه ارزیابی اخلاقی مثبت و اسطوره سازی به حلاج مشروعیت ببخشند. دسته ای دیگر با تمایلات زهدانه- شریعت محور و ذکر نمونه هایی از نظم شکنی دینی-شرعی و فرهنگی-عرفی منتسب به حلاج یا بازنمایی مبتنی بر حذف و پوشیده گویی در خدمت گفتمان طرد و مشروعیت زدایی از وی قرار گرفته اند. دسته ای هم در مقامی بینابین، با اینکه اغلب از حلاج دفاع کرده؛ در مواردی هم برخی از ابعاد منفی زندگی وی را بدون دفاع از وی مطرح کرده اند. با نگاهی به موضع گیری های مذکور می توان چنین پنداشت که نوع موضع گیری ها مبتنی بر جهان معرفتی- ایدئولوژیک گزارش نویسان بوده؛ از طرفی دیگر ضمن غلبه گفتمان قبول بر گفتمان طرد در باب حلاج؛ طرد مذکور بنا به جهت و شدت موضع گیری ها به معنای مصطحِ طرد نیست.
بررسی مقایسه ای سیر اسماء جمالی خداوند در متون عرفانی قرن چهارم و ششم هجری (مطالعه موردی کشف المحجوب و روح الارواح)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی سال دهم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۹
27 - 55
حوزههای تخصصی:
در متون صوفیانه و عارفانه و در آموزه های عارفان، مبحث اسماءالله جایگاه ویژه ای دارد که می توان گفت تقریباً از سایر مباحث عرفانی گسترده تر و بااهمیت تر است. به خصوص بحث در باب اسماء جمالی و جلالی پروردگار، چگونگی جلوه آن ها و آثار خاصی که هریک در روح انسان به جا می گذارند، بخش اعظمی از آثار عرفانی را به خود اختصاص داده است و نویسندگان صوفی مسلک به طرح نظریات خویش در این زمینه پرداخته اند. در این پژوهش، به روش توصیفی-تحلیلی و با جست وجو در منابع و آثار مربوط، پس از جست وجویی مختصر در تاریخچه مطالب مرتبط با اسماءالله و کاوشی در نظریات عارفان در این زمینه، در دو سطح اندیشگانی و ادبی دو اثر برجسته عرفانی قرن چهارم و ششم، یعنی کشف المحجوب و روح الارواح مطالعه می شود. می توان گفت که در قرن چهارم، آثار عرفانی به شکل متشرعانه و نگارش هایی تعلیمی و رسمی و به نثر مرسل نوشته شده اند، اما به موازات حرکت عرفان از زهد به سوی عشق، به تدریج به سمت انتزاعی ترشدن تصاویر و ساختار مجرد و ادبیت متن پیش می روند. در روح الارواح ، مبادرت آگاهانه سمعانی به بیان تجربه های عرفانی به وضوح در تمام اثر دیده می شود. این نکته با جایگاه جمال شناسی خاص و منسجم نثر روح الارواح نیز مرتبط است که از طریق بیان، ذوق و حس عاشقانه و تعبیرات و تجربه های عارفانه به خواننده منتقل می شود؛ نکته ای که در بیان تعلیمی و خشک کشف المحجوب دیده نمی شود.
تمثیل عرفانی در شعر فولکلور معاصر، بر محور «به علی گفت مادرش روزی»، اثر فروغ فرخزاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۱۰ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۶
143 - 163
حوزههای تخصصی:
از دیرباز، به دلایل مختلف، شاعران ترجیح داده اند که مطلب، و بویژه مسأله عرفانی مورد نظر خویش را به صورت غیر مستقیم و گاه رمزی بیان کنند. یکی از روش های بیان غیرمستقیم این گونه مطالب، استفاده از حکایت های تمثیلی است. در چنین اشعاری که معمولاً حاوی روایت هستند، کشف معنای باطنی شعر در گرو رمزگشایی از داستان است. در گذشته ادب فارسی حکایت های حاوی تمثیل عرفانی به وفور ملاحظه می شود. با وجود این، در شعر معاصر نیز گاهی می توان چنین آثاری را یافت. همچنین، تمثیل های عرفانی قدیم با زبان رسمی و فاخر بیان شده اند، حال آنکه نمونه ای از این گونه حکایات، شعر فروغ فرخزاد، «روزی به علی گفت به مادرش» است که دارای ویژگی های فولکلور است. در این تحقیق خوانشی عرفانی از شعر مذکور ارائه و تلاش شده است تا اثر مزبور بر مبنای چنین نگرشی رمزگشایی شود. بر مبنای یافته های پژوهش حاضر معلوم شد که به رغم خوانش رایج اجتماعی از شعر مورد نظر و نیز، افشای نیت مؤلف توسط خود او، مبنی بر طرح مسائل اجتماعی در این اثر، می توان مبتنی بر نظریات هرمنوتیک، خوانشی عرفانی از حکایت تمثیلی شعر مزبور به دست داد که با مؤلفه های ساختاری و محتوایی اثر سازگار باشد. اندیشه ها و مفاهیمی همچون بی ارزشی دنیا، اهمیت طلب، شجاعت و عشق عرفانی از جمله مسائلی است که از طریق تأویل خاص در این شعر ملاحظه می شود.
بنیان های اکوکریتیسیزم در نمادهای بلاغی اشعار رضا براهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاربرد نمادهای زیست محیطی در حوزهٔ ادبیات فارسی قدمتی دیرینه دارد. در شعر معاصر فارسی نیز نمادهای جانوری و گیاهی به وفور دیده می شود. بسیاری از این نمادها جهت تبیین واقعیات یا تخیلات فردی شاعران قرار گرفته اند. نمادهای حیوانی و گیاهی در اشعار رضا براهنی از منظر زیست محیطی و نگاه بوم گرایانه قابل تأمل هستند و کاربردی منحصر دارند. در مقاله حاضر تلاش شده است با استفاده از شیوه توصیفی- تحلیلی، به معرفی کاربرد این نوع نمادها و رابطه آن اکوکریتیسیزم موجود در اشعار براهنی پرداخته و به این پرسش پاسخ داده شود که نمادهای حیوانی و گیاهی چگونه در اشعار براهنی تفسیر می شوند و آیا این نمادها در خدمت تبیین خصایص زیست محیطی قرار داشته اند یا انسان محوری در کاربرد این نوع نمادها ملاک شاعر بوده است. بدین منظور ابتدا به چگونگی کاربرد نماد جانوری و گیاهی پرداخته، سپس نمادها از زاویهٔ اکوکریتیسیزم در اشعار تحلیل و بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد انسان در اشعار براهنی مغلوب طبیعت است و «اومانیسم واژگونی» بر رتوریک نمادهای جانوری و گیاهی حاکم است.
مطالعه سنت دِسان خوانی در میان ترکمن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ششم آذر و دی ۱۳۹۷ شماره ۲۳
219-244
حوزههای تخصصی:
سنت داستان گویی تاریخی بسیار طولانی دارد و به عنوان گونه ای مهم از ادبیات شفاهی، در شناخت فرهنگ و ادبیات بسیار باارزش است. با وجود این، محققان به سنت دِسان خوانی در میان قوم ترکمن خلاف سنت های مشابه، بسیار کم توجه کرده اند. دِسان خوانی به اجرای داستان های عامیانه ای گفته می شود که ترکیبی از بخش های منثور و منظوم هستند و خُنیاگر (دِسان باغشی) به ترتیب آن ها را تعریف و به آوازی که با ساز همراهی می شود، اجرا می کند. این سنت شعری - موسیقاییِ شفاهی، ما را با صورتی از ادبیات شفاهی و تطور و تحول آن و شگرد های روایی که در آن به کار رفته است، آشنا می کند. جدای از اهمیت و نقش مهم این سنت در فرهنگ ترکمنی، داستان ها در سنت دِسان خوانی در عین داشتن خصوصیات ترکمنی، تشابهاتی با فرهنگ های اقوام تُرک آسیای میانه و نیز فرهنگ های ایرانی دارند که بر هویت التقاطیِ این فرهنگ و نقش مهم ارتباطی آن دلالت دارند. نویسنده در این مقاله سعی دارد با مطالعه این سنت با تمرکز بر معرفی، طبقه بندی و مطالعه داستان ها، مجریان (دِسان باغشی ها) و تمهیدات اجرایی، سنت دِسان خوانی را در میان ترکمن ها بررسی کند.
نقد انگاره بی بهرگی فرشته از عشق در شعر حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی سال دهم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۸
133 - 162
حوزههای تخصصی:
معنای انگاره فرشته در اندیشه حافظ، در تطبیق اثر با سایر متون صوفیه، دستخوش تحولی جدی شده است. غالب حافظ پژوهان بر این باورند که حافظ عشق را همان بار امانت الهی تلقی می کند که منحصراً به انسان سپرده شده است و در مقابل، فرشتگان را از عشق بی نصیب می داند. با وجود این، مقایسه نشانگان موجود در شعر حافظ، با صورت بندی های مفهومی موجود در تألیفات سایر صوفیه، صحت این گزاره را مورد تردید قرار می دهد. ادعای حافظ مبنی بر بی بهرگی فرشتگان از عشق، از آنجا که با رویکرد کلی عرفای اسلامی یعنی سیطره عام عشق در جهان خلقت تضاد دارد، شایسته بازنگری است. به نظر می رسد که حافظ در این میانه بیش از همه از عطار نیشابوری تأثیر پذیرفته و با وجود اعتقاد به سیطره عام عشق در جهان خلقت، نقطه کمال عشق را که همان دَرد عشق است، مخصوص انسان می داند. این در حالی است که حافظ پژوهان عمدتاً این دیدگاه حافظ را به گونه دیگری تفسیر کرده اند. در خلال این تفاسیر، بسیاری از مفاهیم و مضامین شعر حافظ از دسترس فهم مخاطب خارج خواهد شد. این مقاله با تبیین یکی از استعاره های بنیادین موجود در متون تصوف، یعنی «دُردی دَرد»، و مقایسه گزاره های مرتبط با آن در شعر حافظ و سایر تألیفات اهل تصوف به بازخوانی انگاره فرشته و بهره آنان از عشق در متن اندیشه حافظ می پردازد.
تبیین الگوی کاربرد صناعات بدیعی و بیانی در نفثه المصدور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲۳۸
119-144
حوزههای تخصصی:
نفثه المصدور یکی از شاهکارهای بدیع نثر فنی و مصنوع در حوزة زبان و ادب فارسی است که شهاب الدین محمد خرندزی زیدری نسوی آن را در شرح مصائب روزگار جلال الدین خوارزمشاه در زمان حملة مغول نوشته است. این کتاب دارای نثری منشیانه و فصیح است که نویسنده در تصنیف آن توجه فراوانی به کاربرد آرایه های بدیعی، بیانی، آیات، احادیث و لغات و اصطلاحات عربی دارد. سؤال مطرح این است که آیا نویسنده در کاربرد آرایه های زبانی از الگوی خاصی پیروی کرده یا اینکه این عناصر را تنها به منظور آرایش لفظی و معنوی کلام خود به کار برده است. در پاسخ به این پرسش باید گفت که زبان فنی این اثر، دارای الگوی منسجمی در ژرف ساخت است که نویسنده به پیروی از آن، دست به گزینش صنایع و آرایه های لفظی و معنوی زده و از یک سو کنایه و تشبیه را بیشتر از استعاره و مجاز به کار برده و از سوی دیگر به پیروی از همین الگو از میان آرایه های بدیع لفظی، انواع گونه های سجع و جناس را برگزیده و در ایجاد موسیقی زبان اثر خود از آن ها بهره برده است. در حوزة بدیع معنوی نیز کاربرد صنعت اغراق، تضمین و تلمیح که زیرساختی تشبیهی دارد، صبغة تشبیهی زبان نفثه المصدور را پررنگ تر کرده است.
کاربرد واژگان در رمان سمفونی مردگانِ «عباس معروفی» از منظر زبان و جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲۳۸
229-244
حوزههای تخصصی:
زبان از عناصر بنیادی در داستان نویسی به شمار می رود. یکی از مباحث مهم در بررسی زبان، توجّه به جنسیّت و رابطه آن با زبانِ اثر است. بسیاری از پژوهشگران معتقدند میانِ زبان و نوشتارِ زنان و مردان تفاوت زیادی وجود دارد. هدف اصلی در پژوهش حاضر تفاوت های زبانیِ زنان و مردان در حوزه کاربرد واژگان از منظر زبان و جنسیّت در رمانِ سمفونی مردگان اثر عبّاس معروفی است. در این مقاله اهتمام نگارندگان بر آن است تا تفاوت های واژگان به کاررفته در زبان زنان و زبان مردان در رمان سمفونی مردگان شامل متغیّرهایی چون رنگ واژه ها، دش واژه ها (رکیک و غیررکیک)، سوگندواژه ها، تصدیق گرها، تعدیل کننده ها، کلام آمرانه و دستوری، صفات و واژگان عاطفی در مکالمات شخصیّت های رمان با توجّه به موازین علمی زبان شناسی، نقد و بررسی کند. عبّاس معروفی اگرچه در مواردی، زبانی متناسب با جنسیّت قهرمانان خود خلق کرده، لیکن به دلیل عدم توجّه به یافته های علمی زبان شناسان اجتماعی به خصوص زبان و جنسیّت، در مواردی هم موفّق به خلق زبانی متناسب با جنسیّت قهرمانان خود نشده است.
Étude Sémiotique du Silence dans l'Espace à Travers l'Absence de Solouch et Désert(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La sémiotique est une méthode qui fournit une analyse exhaustive des différentes manières de la construction et de la saisie du sens. Et la sémiotique de l'espace se penche sur l'étude des configurations spatiales dans le discours et relève les effets de sens dont elles sont l'origine.Mahmoud Dowlatâbâdi est un auteur réaliste contemporain iranien dont l'œuvre couronne l'espace, non plus comme un simple décor mais en tant qu'une instance productrice du sens. En plus, l'Absence de Solouch est une vaste étendue où résonne le silence, surtout à travers les hétérotopies.Jean-Marie Gustave Le Clézio, l'auteur contemporain français, répand la voix du silence dans toute son œuvre et dans Désert , le silence se présente plutôt comme le fruit de l'étendue de l'espace.Basée sur les théories de la sémiotique de l'espace, la présente recherche a pour objectif de montrer comment l'espace se libère de sa nature référentielle pour pouvoir signifier et comment le silence se crée à travers les formes spatiales. Dans ce dessein, l'étude de certains éléments dont les couleurs, l'ensemble du bestiaire et le vent nous paraîtra inévitable.
روش شناسی زندگی نامه نویسی در ادبیات عرفانی (مطالعه موردی: تذکر ۃ الاولیاء عطار نیشابوری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زندگی نامه به مثابه گزارش و حکایت کتبی از ابعاد زندگی شخصیتی تاریخی است. این شیوه در عصر حاضر یکی از مؤلفه های اصلی و کارآمد در حوزه ادبیات و تاریخ محسوب می شود. با توجه به الگوها و شیوه های متعددی که در نگارش زندگی نامه های ملل مختلف به کار رفته است، می توان پرسش هایی به شرح زیر مطرح کرد: زندگی نامه ها بر پایه چه اصول و قواعدی نگارش یافته و در حوزه معرفت شناسی و هستی شناسی ملزم به رعایت چه مقولاتی است؟ زندگی نامه های عرفانی از چه جایگاه علمی و ویژگی های بیانی برخوردارند؟ و در نگارش و عینیت بخشی به این نوع از زندگی نامه ها از چه منابع و دانش هایی استفاده می شود؟ برای مطالعه روش شناسانه زندگی نامه های عرفانی، یکی از برجسته ترین متون نثر عرفانی، یعنی تذکر ۃ الاولیاء را بررسی کرده ایم. در مقام پاسخ به پرسشهای مذکور و تبیین آن کوشیدیم که با بهره گیری از نظریه های جدید ادبی و تجزیه و تحلیلِ ابعاد وسیع معرفتی تذکر ۃ الاولیاء ، شرحی کلی از سرشت ادبی- عرفانی و تاریخی این اثر ارائه دهیم و نقش اصول زندگی نامه نویسی و نحوه استفاده آنها را توسط عطار، در شکل گیری گزاره های ادبی و عرفانی تبیین کنیم.
بررسی کارکرد زبان و جنسیت در دیوان جهان ملک خاتون شیرازی بر مبنای نظریه DSL(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۳۹۷ شماره ۷۶
164-143
حوزههای تخصصی:
یکی از نظریه های نوین درباره زبان شناسی و جنسیت، تیوری DSL از دکتر رابین لیکاف، زبان شناس برجسته آمریکایی است. وی به اختصار معتقد است که سبک گفتار زنان و مردان، حتی در پوشیده ترین حالات، کاملاً متمایز از هم است و بر مبنای تقسیم ساختار جنسیتی زبان به دوشاخه فکری و زبانی تشخیص داده می شود. نگارندگان مقاله حاضر از این نظریه برای تحلیل کارکرد زبان در شعر جهان ملک خاتون، شاعره قرن هشتم هجری که نخستین شاعره ای است که دیوان نسبتاً کاملی از وی به جامانده است، بهره برده اند. علت این بررسی ازآن روست که در چند اثر پژوهشی که به صورت مختصر و ضمنی از شعر جهان ملک سخن رفته، زبان اشعار او پیرو زبان موجود در شعر مردان هم عصر و پیش از وی دانسته شده است و جنبه زنانه کارکرد زبان در شعر او موردتوجه قرار نگرفته است. یافته های این بررسی در شاخه زبانی که ازجمله آن ها، بسامد بالای استفاده شاعر از واژگان با بار معنایی اشتراک و معیت است و نیز در شاخه فکری که ازجمله آن ها، بسامد بالای صراحت در اظهار عواطف زنانه است، نشان دهنده کارکرد زبان زنانه در شعر جهان ملک است. در واقع، نظریه لیکاف به دلیل توجه به زوایای مختلف کارکرد زبان و جنسیت در آثار ادبی، الگویی مناسب برای بررسی آثار ادبی از نگاه زبان و جنسیت است.
تحلیل محتوایی روزنامه حشرات الارض(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روزنامه طنز انتقادی حشرات الارض توسط میرزاآقا بلوری طی سال های 1326 تا 1329ه.ق در تبریز منتشر می شد. این نشریه در دوره استبداد صغیر روزنامه ای بود که با استفاده از کاریکاتور انتقادی و طنز منتشر می شد. مطالب آن بیشتر از زبان غفار وکیل (دیوانه بازارگرد) و به صورت شعر طنزگونه چاپ و کاریکاتورهای آن به دست حسین طاهرزاده بهزاد کشیده می شد. کاریکاتورها بیشتر در انتقاد از پادشاه ضدمشروطه، سوءاستفاده والیان از مناصب و فساد مالی آنان بود. بعضی طرح ها به مداخلات بیگانگان در امور ایران اشاره دارد. پیام طرح ها عموماً آگاهی بخشی به مردم برای آشنایی با حقوق خود و مسیولیت های حاکمان قاجار بود. برای نخستین بار با زبان حیوانات، جریانات اجتماعی و سیاسی آذربایجان و ایران را افشا و از مشروطه، برقراری قانون و عدالت حمایت می کرد. این مقاله با تکیه بر مندرجات و کاریکاتورهای روزنامه حشرات الارض و منابع دیگر با روش تحلیل محتوا، سعی دارد گفتمان حاکم بر این روزنامه را در یکی از حساس ترین سال های تاریخ ایران عصر مشروطه در مقابله با استبداد روشن سازد.
رباعیات خیام و صلاح جاهین در آیینه ادبیات تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رباعیات خیام نیشابوری، یکی از مجموعه های شعری است که در مجامع بین المللی به دلیل روح انتقادی و سنت ستیزی آن، به شهرت فراوانی دست یافته است؛ به گونه ای که کمتر اثر دیگری با این نوع شعری و موضوع آن برابری می کند. صلاح جاهین، شاعر، کاریکاتوریست، هنرمند و روزنامه نگار معاصر مصری، دارای رباعیات در خور توجهی است. در این مقاله برآنیم با بررسی دیوان دو شاعر به اندیشه های مشترک آنها اشاره نماییم. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی مبتنی بر ادبیات تطبیقی؛ براساس مکتب فرانسوی و با تکیه بر دیوان دو شاعر است. فرضیه پژوهش بر این نکته استوار است که چون رباعی یک قالب ایرانی است و از آنجا که بیشترین ترجمه رباعیات خیام در کشور مصر صورت گرفته است، احتمال داده می شود که صلاح جاهین از خیام تأثیر پذیرفته است. هرچند نویسندگان این مقاله معتقدند که این مسأله، تأثیرپذیری مطلق نبوده، بلکه در اشعار صلاح، نوعی نوآوری نیز وجود دارد؛ برای نمونه، وی در پایان هر رباعی، واژه «عجبی» را می آورد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مضمون ها و رویکردهایی همچون؛ زندگی، مرگ و نیستی، جوانی، معشوق، شراب، فصل بهار، روش فلسفی و بهره گیری از مفاهیم قرآنی، از اندیشه های مشترک خیام و صلاح به شمار می آیند.
اقتباس ادبی در سینمای ایران (مطالعه موردی، چهل ودو فیلم اقتباسی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال دوم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳
99 - 112
حوزههای تخصصی:
چگونگی اقتباس از آثار ادبی یکی از موضوعات مهم در حوزه ی مطالعات سینمایی است و نظریات گوناگونی در این زمینه پدید آمده است. آنچه در بیشتر این مباحث می بینیم، پرداختن به موضوع اقتباس از منظر سینماست، درحالی که در مطالعات ادبی، پرداختن به موضوع اقتباس از منظر ادبیات دارای اهمیت است. نکته دیگر آن است که نظریات مطرح شده در حوزه ی اقتباس، بر اساس فیلم های خارجی شکل گرفته است و گاهی در تطبیق میان آن نظریات و آنچه در سینمای ایران رخ داده است، تمایزاتی دیده می شود و لازم است نظریه ای بومی در این حوزه ارائه گردد. در پژوهش حاضر، اقتباس در سینمای ایران از دو منظر متن تصویری (فیلم سینمایی) و متن نوشتاری (داستان) بررسی شده است و بر اساس اقتباس های صورت گرفته، نظریه ای تازه ارائه گردیده است. با بررسی فیلم های اقتباسی سینمای ایران می توان گفت اقتباس دارای دو رویکرد اصلی است: رویکرد نخست، اقتباس بر اساس منبع ادبی و رویکرد دیگر اقتباس بر اساس عناصر داستانی است. در روش نخست، حضور عناصر سازنده ی متن نوشتاری در ساخت فیلم سینمایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، درحالی که در روش دوم، آنچه مهم است، نظر فیلم ساز در ساخت اثر است. در این رویکرد، فیلم ساز مضمون کلی متن نوشتاری را در فیلم مورداستفاده قرار می دهد و به دیگر عناصر سازنده ی متن داستانی می تواند توجه زیادی نکند یا آن ها را بر اساس نظر خود تغییر دهد.
بررسی لحن روایت در داستان اعرابی درویش و ماجرای زن با او؛ بر پایه نظریّه کانون روایت ژرار ژنت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال دوم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۶
48 - 60
حوزههای تخصصی:
روایت شناسی در دهه های اخیر با ارائه نظریّه های گوناگون بیش از پیش مورد توجّه قرار گرفته و دست کم در ادبیّات داستانی از جهات بسیاری راه گشا بوده است. در این رابطه، یکی از نظریّه پردازان برجسته، ژرار ژنت نام دارد که با تکیه بر مقوله لحن، تحوّل مهمّی در روایت شناسی پدید آورده است. کاربست مبانی آراء ژنت در داستان های فارسی، بخش های نوینی از هنرنمایی نویسندگان را آشکار می کند. در حوزه ادبیّات داستانی کلاسیک فارسی، مولوی چهره ای ممتاز است. او در مثنوی بسیاری از موضوعات اخلاقی، عرفانی و دینی را در قالب داستان تشریح کرده است. در مقاله پیش رو، با روش توصیفی- تحلیلی، تکنیک های روایی به کاررفته در حکایت اعرابی درویش و ماجرای زن با او و لحن آن با رویکرد به آراء ژنت، کاویده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که زمان غالب روایت، هم زمانی و کانون مکان روایت پربسامد، من- قهرمان بوده است. دیگر آن که، تک گویی درونی تنها مؤلّفه ای بوده که در داستان دیده نشده است. این امر، بیانگر برون گرایی شخصیّت ها و کنشگری آن ها در دنیای واقعی است.
معنا شناسی واژه «عذاب» در قرآن کریم با تکیه بر روابط هم نشینی و جانشینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی - قرآنی سال ششم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۲۳)
155 - 185
حوزههای تخصصی:
دانش معنا شناسی مطالعه علمی معنا است که به تحلیل معنا ی واژه ها با توجه به نظام معنایی آن می پردازد . از مهم ترین راه هایی که امروزه در علم معناشناسی مورد توجه ادب پژوهان واقع شده، تکیه بر روابط هم نشینی و جانشینی است؛ زیرا از طریق شبکه معنایی با بررسی واژگان در سیاق آیات می توان به معنای دقیقی از واژه دست یافت. واژه «عذاب» یکی از پر بسامد ترین واژگان قرآنی محسوب می شود. در پژوهش حاضر در پی آن هستیم به این سؤال پاسخ دهیم که مهم ترین هم نشین ها و جانشین های واژه عذاب چیست؟ با نگاهی معنا شناختی بر محور هم نشینی و جانشینی می توان گفت که این واژه در قرآن کریم بر محور هم نشینی با واژگانی چون «کفر»، «ظلم»، «کبر»، «نفاق» و ... هم نشین شده است که این عوامل زمینه ساز عذاب می شوند. در محور جانشینی نیز با واژگانی چون «خسر»، «حبط»، «عقاب»، «نار»، «جزاء» و ... دارای هم معنایی نسبی است که هرکدام به نوعی، عذاب را نشان می دهند. هدف از پژوهش حاضر بررسی واژه «عذاب» با روش توصیفی- تحلیلی، مطالعات واژه شناسانه و تحلیل از طریق هم نشینی واژه ها و جانشینی است؛ بنابراین پس از انتخاب واژه محوری «عذاب»، نخست هم نشین های پر بسامد این واژه تعیین و سپس بر اساس هم نشین ها به جانشین های این مفهوم پرداخته می شود.
دراسه مقارنه للتصدیر البدئی فی الروایات العربیه والفارسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال هشتم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۲
33 - 49
حوزههای تخصصی:
یسعی النقد الجدید بالبحث عن العتبات النصّیه لما له من أهمیّه فی قراءه النص والکشف عن دلالاته والتصدیر بوصفه عتبه ذا أهمیّه ذات وظیفه جمالیه و دلالیه، استُثمِر فی کثیر من الأعمال الروائیه؛ فهذه الدراسه تتناول مدی استخدام هذه العتبه فی الروایات الفارسیه والعربیه ویهدف إلی دراسه مقارنه للتصدیر بین الأدبین روایهً، للوقوف علی طبیعه استثمار عتبه التصدیر وللإطّلاع علی کمیّه توظیف التصدیر وأنواعه ونوع مصادره وتعدّد التصدیر وعلاقه التصدیر مع العنوان. الدراسه هذه تعمل بالرصد والوصف والتحلیل والمقارنه من خلال استخدام المنهج الوصفی والتحلیلی وبواسطه استخدام برنامج SPSS، یتمّ عرض السکّان الإحصائیه. الروائیون العرب أکثر حرصا لاستخدام التصدیر فی مستهلّ روایاتهم فتعدّدت مصادر تصدیراتهم من الدینی والأوروبی والشرقی والکتاب المقدّس والشعر والنثر والمثل و... فی حین اختیار التصدیر واستخدامه فی الروایه الفارسیه عفویه ولیس فیها تعمّد وتکلّف. تعدّدت التصدیرات فی الروایه العربیه وتنوّعت وصارت أسلوبَ خاصٍّ للکاتب الروائی. غاده السمّان وواسینی الأعرج وإبراهیم الکونی أکثر مستخدما للتصدیر فی الروایه العربیه وفی الروایات الفارسیه، محمد أیوبی ونادر إبراهیمی أکثر استخداما له. إنّ نصیب التصدیر الغربی من مجموعه التصدیرات العربیه أکثر من سائر التصدیرات ویمتلک 60% منها.فی حین التصدیر الغربی فی الروایه الفارسیه یمتلک أقلّ نصیب (5/17%) وفی الروایه الفارسیه التصدیر الشرقی أکثر، یلیه فی المرتبه الثانیه، التصدیر الذاتی. والمصادر الفارسیه المستفاده، فی الأغلب هی أشعار حافظ ومولوی. برتولد بریخت ومیکل أنجلوو، إریک فروم، باسکال، لئون تولستوی أکثر حضورا فی التصدیرات الروائیه العربیه. إنّ الروائی العربی تأثّر من الغربیین واستخدم التصدیر کفنّ وزخرفه والروائی الفارسی استخدمه للمعنی ویأتی بالأقوال الشهیره لدی المخاطب.
انسان خودشکوفا و خودشکوفایی سعدی با رویکرد تطبیقی به نظریه مزلو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴۰
1 - 36
حوزههای تخصصی:
روان شناسی انسان گرا (Humanistic) از مکاتب روان شناختی نیمه دوم قرن بیستم است و سعی در کشف خودآگاهی، رشد و کمال، خودشکوفایی، خلاقیت و توان مندی های بالقوه و بالفعل انسانی دارد. پدر معنوی اندیشه های این مکتب، آبراهام مزلو است. مزلو بر آن بود که رفتار انسان توسط سلسله مراتب نیازها برانگیخته می شود که در قالب یک هِرَم ترسیم می گردد. در رأس هرم سلسله مراتب نیازهای مزلو خودشکوفایی (self-actualization) قرار دارد. در واقع مزلو نخستین روان شناسی بود که مفهوم خودشکوفایی را مطرح کرد. سعدی شاعری کمال طلب و کمال گراست. دو کتاب گلستان و بوستان او بهترین تصویر واقع گرایی و ایدئال گرایی اندیشه های او را به نمایش می گذارد. سعدی یکی از بزرگ ترین شاعران ادب فارسی است که علاوه بر آنکه سخنش در فصاحت، بلاغت و زیبایی در اوج قرار دارد، محتوای سروده ها و نوشته هایش نیز مورد توجه بوده و به شیوه های گوناگون مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. بسیاری از اندیشه های سعدی با مفاهیم روان شناختی امروز قابل تطبیق اند. در بسیاری از گفتار سعدی، مفهوم خودشکوفایی را مطابق آنچه مزلو بررسی کرده است، به طور کاملاً واضح می توان تشخیص داد. در این مجال، مفهوم خودشکوفایی و انسان خودشکوفا را در آثار و نوشته های سعدی به بحث می نشینیم.
کارکرد های ادبی ترکیبات اسمی بر محور همنشینی و جانشینی در تاریخ بیهقی
حوزههای تخصصی:
ترکیبات را در زبان فارسی به دو گونه ی اضافی و وصفی تقسیم کرده اند. ترکیب اسمی از نوع ترکیب اضافی بشمار می آید و اساس آن بر اسم است. این ترکیبات مانند اسم، نقش های گوناگونی در جمله می پذیرند و در کارکردهای متنوعی بکار می روند. به وسیله ی این ترکیبات می توان تاثیرگذاری کلام را بر نگرش و احساسات مخاطب افزایش داد. نگارنده با ارئه ی شواهدی چند از تاریخ بیهقی به بررسی کارکردهای این ترکیبات بر محور همنشینی و جانشینی پرداخته و مساله ی معنی را از دید روابط مفهومی و در سطح واژگان نظام زبان مورد بررسی قرار داده است در ترکیبات صحبت از چگونگی پیوند کلمات و نقش کلمات در داخل ترکیب ها در میان است ترکیبات اسمی با عنوان ترکیبات اضافی، که به بخش وابسته های پسین مربوط می شود، شناخته شده اند. مضاف الیه گروه اسمی یا اسمی است که پس از حرف اضافه ی کسره بیاید. اسمی که مضاف الیه داشته باشد مضاف نام دارد و نسبت دادن مضاف الیه به مضاف، اضافه نامیده می شود .برای شناخت بهتر و خطا نکردن در تشخیص ترکیب اضافی از ترکیب وصفی ابتدا باید صفت را از مضاف الیه بازشناخت.