ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۷۸۱ تا ۷٬۸۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۷۷۸۱.

A Study of the Novel Cold Suran: A Temporality Structure Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۳ تعداد دانلود : ۴۵۶
In the novel Cold Suran , a causal link between events is established by time. The disruption of the conventional sequence of time gives the novel a beginning from the end. Every incident in the novel is like a circle starting at one point, and returning to the same starting point after the story is narrated. Frequent travels in the memories of Sohrab (one of the main characters) have created a non-linear time in the novel. This study aims to analyze the novel Cold Suran based on the "temporality structure" view. This research was conducted using the qualitative content analysis method. After analyzing the novel based on the "temporality structure" approach and using various resources, it was concluded that Cold Suran corresponds to the "temporality structure" showing how Afhami uses nonlinear time. Sohrab's mindset and his confusion show his character. Afhami also gives individuality to characters embodying important elements such as family name, special time, material environment, the narrator's ego, and language.  
۷۷۸۲.

A Lesser-Known Characteristic of Metaphorization in Khaghani’s poems(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۸ تعداد دانلود : ۴۸۱
The subject of the present study is the metaphorical chain, a lesser-known characteristic of metaphorization in Khaghani's poetry. The purpose of this study is to better understand the ability of Khaghani odes, his specific techniques in metaphorization, the rhetorical capacities of the Persian language, and the elegance of Khaghani’s poetry. The statistical population was selected according to the version of Khaghani's odes emented by Mirjad al-Din al-Kaza'i, which contains 130 odes. The sample size was based on Cochran's formula and 97 odes were selected by simple random sampling using a random number table. The research method employed was descriptive-analytical. Data were obtained through the library and document analysis method and analyzed based on the content analysis technique. According to the research findings, in metaphorization, Khaghani used strange and far-fetched metaphors, hybrid metaphors, and metaphorical chains. The metaphorical chain is one of the lesser-known features of Persian literature and a stylistic feature of Khaghani’s poetry that distinguishes him from Iranian and Arab poets. Choosing the present tense with the transitive verb provided the poet with a metaphorical chain as exemplified in an 88-verse poem with the two motifs of the Prophet Mohamed's (p.b.u.h.) grave soil and praise of his poetry. In this poem, he succeeds in creating 44 metaphors for the grave of the Prophet (p.b.u.h) and 14 metaphors in praising his poetry as a paradigmatic axis.
۷۷۸۳.

تحلیل زبان عرفانی روزبهان بر اساس الگوی مربع تنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۶۷۰
یکی از وجوه اهمیت روزبهان بقلی از عارفان قرن ششم هجری، بازتاب گسترده تجربه های عرفانی، در آثار وی است. تحلیل زبان عرفانی ویژه او با استفاده از الگوی مربع تنشی امکان پذیر است. فرایند تنشی گفتمان نشان می دهد زبان عرفانی، کنشی ایستا و از پیش تعیین شده نیست، بلکه روند همیشگی صیرورت و سیالیت تجربه عرفانی در ساحت زبان است و فرایند زنده «شدن» را بازمی نماید. فرایند تنشی با استفاده از تعامل دو بعد شناختی و عاطفی گفتمان و به واسطه اصل سیالیت نشانه ها، رابطه های هم سو و ناهم سو را در زبان عرفانی مشخص می سازد. «عبهرالعاشقین» از جمله آثار روزبهان است که به تجربه عرفانی او در آسمان های عالم معنا و کشف و شهودها و دیدارهایی در «ارض ملکوت» و سپس بازگشت به اقلیم خاک و ابتلای او به عشق می پردازد. این پژوهش به تحلیل زبان عرفانی عبهرالعاشقین بر اساس الگوی تنشی می پردازد و نشان می دهد که الگوی مربع تنشی در زبان عرفانی روزبهان تابع ساختار افزایشی است و زبان او همچون زبان متون غنایی به درونه زبان متمایل است.
۷۷۸۴.

روایت شناسی جمله معترضه در تاریخ بیهقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۲ تعداد دانلود : ۶۴۶
در دستور سنتی جمله به عنوان بزرگ ترین واحد زبان، متشکل از کلمات و گروه هایی است که به صورت متوالی به هم پیوسته اند و معنای مورد نظر گوینده را منتقل می کنند. جمله معترضه بند وابسته ای است که در میانه جمله یا جملات می آید و موضوع و معنایی دیگر را علاوه بر غرض اصلی گوینده، به جمله می افزاید. بر همین اساس نیز قابل حذف از جمله اصلی است و ذکر آن ضروری به نظر نمی رسد. روایت نیز از منظری ساختاری، دستوری دارد و متشکل از نهاد و گزاره های فعلی و وصفی و امثالهم است، با این تفاوت که معنای آن مانند جمله، حاصل جمع ساده گزاره ها نیست بلکه این گزاره ها از طریق ترکیب در سطحی بالاتر از جمله، معنا پیدا می کند. هر عنصر زبانی در سطح روایت می تواند از طریق این ترکیب ها، دلالت های گوناگونی ایجاد کند. جمله معترضه نیز اگرچه در سطح جمله، فرعی و قابل حذف به نظر می رسد، وقتی در ساختار ترکیبی روایت بررسی شود، با دیگر سطوح روایت ارتباط برقرار می کند و رکنی ساختاری محسوب می شود، تا جایی که حذف آن، اخلال های زبانی و معنایی در روایت ایجاد می کند. با توجه به بسامد بالای جملات معترضه در تاریخ بیهقی، در این پژوهش تلاش شده تا با رویکرد روایت شناختی، کارکردهای روایی این ویژگی سبکی بررسی شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد که این ساختار نحوی کارکردهای روایی و معنایی مهمی در این متن دارد که مهم ترین آنها شخصیت پردازی، ایجاد زمان پریشی، بازنمایی ایدئولوژی های مؤلف پنهان و تقویت بنیان علّی حوادث است.
۷۷۸۵.

پژوهشی در زندگی سراج الدین قمری آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۵ تعداد دانلود : ۵۲۳
سراج الدین قمری آملی شاعر قصیده سرای نیمه دوم قرن ششم و اوایل هفتم هجری قمری است. دیوان شعر او را یدالله شکری تصحیح کرده است. مصحّح دیوان بر آن است که قمری چون ناصرخسرو و سنایی، دو دوره زندگی داشته است؛ در آغاز کار شاعری تا میان سالی، بی بندوبار و می گسار و بدزبان بوده است؛ اما پس از آن توبه کرده و به زهد و پارسایی روی آورده است؛ اما بنابر اشعار دیوان وی این ادعا درست نیست. این مقاله در پی آن است که به روش کتابخانه ای و با استناد به ابیات قمری روشن کند داوری یدالله شکری نادرست است و قمری تا پایان زندگی خود، شاعری مداح بوده است. او حتی در کهن سالی نیز با پادشاهان، وزیران و بزرگان در ارتباط بود و در شعر خود به ستایش آنها می پرداخت و صله هایی چون می، پوستین، برنج، گاو و ... درخواست می کرد. کلیدواژه ها: سراج الدین قمری آملی، دو دوره زندگی، یدالله شکری.
۷۷۸۶.

کارایی فرضیه در ادبیا ت پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۰ تعداد دانلود : ۵۳۴
دانش ناگزیر از پژوهش است؛ پژوهشی سخته و پرورده که دغدغه رفع مشکلات و حلّ مجهولات را داشته باشد و به استانده های علمی نگری و علمی نگاری پایبند بوده باشد. ادبیات نیز آن گاه که نه به مثابه «متن بودگیِ خلّاقانه»، که همچون ابژه ای قابل شناسایی بدان نگریسته می شود، شایسته آن است که از جوانب متفاوت و به شیوه های مختلف به شکل علمی واکاوی شود (:ادبیات پژوهی). پژوهش ادبی اصیل نیز چونان هر پژوهش اصیلی در دیگر شاخه های دانش، نیازمند «فرضیه» است. فرضیه، انگاره ای در برابر مسئله پژوهش و پاسخی ارتجالی و ابتدایی بدان است. از موارد اهمیت فرضیه، تشخیص درستِ پیشینه پژوهش، تبیین نقشه پژوهش و تعیین روش پژوهش تا رسیدن به سنجیده ترین پاسخ را می توان برشمرد. به دلیل آنکه پژوهش های ادبی، عمدتاً پژوهش های توصیفی اند، کیفیّت فرضیه نیز در این پژوهش ها منطق خاص خود را دارد. این جستار با تکیه بر مطالعه کتابخانه ای و به گونه توصیفی - تحلیلی در پی تبیین این مسئله است که آیا فرضیه سازی در ادبیات پژوهی کارایی دارد و اگر چنین است، به دلیل تفاوت ماهوی ادبیات با دانش های دیگر، فرضیه در ادبیات پژوهی باید چگونه باشد. پاسخ یابی برای این مسائل، ازجمله با نقد تئوری «فرضیه فرایندنگر» در مطالعات ادبی همراه بوده است. کلید واژه ها: پژوهش ادبی، روش تحقیق، نظریه، فرضیه
۷۷۸۷.

تضاد و متناقض نما در دیوان شمس با جستاری در تبارشناسی تضاد و متناقض نما در منابع بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۵ تعداد دانلود : ۵۶۸
بحث تضاد و تقابل در آثار ادبی از اهمیت زیادی برخوردار است و برخی از شگردهای مؤثر ادبی و بلاغی مثل تضاد، مقابله، متناقض نما (پارادوکس)، ایهام تضاد و ... بر بنیاد تضاد و تقابل بنا نهاده شده است. در این مقاله با شیوه توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تحلیل محتوا، نخست آرایه تضاد و متناقض نما (پارادوکس) در کتاب های بلاغی بررسی شده، سپس کاربرد این فنون در 50 غزل از غزلیات مولوی بررسی و تبیین شده است. نتیجه این است که در کتاب های بلاغی متأخر، تعاریف و تقسیم بندی ها دقیق تری از شگرد ادبی تضاد ارائه شده و گستره آن فراتر از گذشته دانسته شده است و آرایه متناقض نما تنها در برخی از کتاب های بلاغی متأخر بحث شده است. مولوی در استفاده از این شگرد ادبی مقلد صرف نیست، بلکه به اقتضای حال نوآوری کرده است. متناقض نماهای غزلیات مولوی بسیار و از نوع اسنادی است. استفاده نسبتاً زیاد از تقابل آفرینی در غزلیات مولوی ضمن اینکه نشان دهنده فهم عمیق هنری و بلاغی او از قابلیت های هنری فنون بلاغت است، به این واقعیت هم اشاره دارد که تعبیرات پارادوکسیکال با فضاهای عرفانی متناسب است. درمجموع می توان گفت استفاده مولوی از شگرد تضاد و متناقض نما در نبوغ ذاتی و اندیشه خلاق و وجد و حال عرفانی او ریشه دارد.  
۷۷۸۸.

تبیین جایگاه صفت در گفتمان مدح(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۸ تعداد دانلود : ۵۲۵
شعر مدحی آشکارترین نمونه شعر ایدئولوژیک در ادبیات کلاسیک فارسی است که در اصلی ترین کارکرد خود، حافظ منافع حاکمیت و تثبیت کننده آن است. شاعران مدیحه سرا در مقام افرادی متعلق به نهاد قدرت، شعر به ویژه قالب قصیده را به ابزار زبانی تولید و گسترش گفتمان قدرت تبدیل کرده اند. بر این اساس، زبان در خدمت محتوا قرار گرفته و ابزاری مؤثر در برجسته سازی هدف های حاکمیت به کار رفته است. ایدئولوژی در تمام لایه های زبانی، امکان بروز و گسترش دارد و بررسی هریک از مقوله های زبانی در شناسایی سازکارهای ایدئولوژیک متن میسّر است. یکی از انواع مؤلفه های زبانی در متن، مقوله صفت است که از انواع کلمات اختیاری در ساخت متن شناخته می شود. مطالعه ساختار و محتوای صفت و چگونگی کاربرد آن در نقش عنصری زبانی در زمینه مدح، مقوله مدنظر این پژوهش بوده است. بررسی صفات به کاررفته در مدح با تکیه بر نمونه هایی از شش شاعر برجسته مدیحه سرا نشان می دهد شاعران با آگاهی از نقش صفت در شکل دهی معنا به خوبی از آن در گفتمان مدح استفاده و اهداف سیاسی خود را با ساخت های مختلف صفت و استفاده از آن در جایگاه های متفاوت در ساخت متن پیگیری کرده اند. کاربرد صفت در مدح به تأکید و تثبیت بر اقتدار، تمامیت خواهی، نمایش چهره ای آرمانی از ممدوح و قطبی سازی میان خودی و غیرخودی انجامیده است.
۷۷۸۹.

Elément Aérien chez Jean Echenoz et Patrick Deville(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۵ تعداد دانلود : ۳۹۷
Réputés surtout pour avoir un style dépouillé et une écriture fragmentaire, Jean Echenoz et Patrick Deville ont encore en commun un univers fictionnel, caractérisé par le dynamisme, le mouvement et le déplacement géographique, et peuplé des personnages vagabonds. Les personnages sont plongés dans un cadre spatio-temporel flou auquel est lié un élément clé de l’imagination dynamique : l’élément aérien. L’abondance des références faites à l’air, chez ces deux éminents romanciers de l’extrême-contemporain, suggère un sens plus profond de cette substance chez eux. Le secret d’un tel sens peut être dévoilé par la ‘critique des profondeurs’, proposée par Gaston Bachelard ; une approche de la critique thématique qui permet de découvrir l’imaginaire de l’esprit poétique au moment de la création, un état de rêverie éveillée où l’esprit incarne ses images dans un élément matériel. C’est en fait la découverte de cet élément et de ces composants qui peut expliquer le rapport qu’entretient l’être de l’ère contemporain avec le monde qui l’entoure. Se basant sur la typologie des images aériennes, décrites par Bachelard, ce travail s’intéresse à découvrir le lien latent de l’élément le plus léger, le plus fugitif et le plus dynamique avec la vision du monde et le style minimaliste de Jean Echenoz et de Patrick Deville.
۷۷۹۰.

Le Réalisme Magique dans La Sorcière de Marie NDiaye(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۸ تعداد دانلود : ۴۹۵
Le réalisme magique qui est l’un des styles narratifs les plus adoptés par les auteurs post-modernes, examine la rupture de l’ordre reconnu et l’irruption de l’inadmissible au sein de la réalité quotidienne. Amaryll Chanady dans son livre intitulé Magical realism and the fantastic: Resolved versus unresolved antinomy estime que le réalisme magique est un moyen de subvertir les vérités établies par l’imaginaire en présentant une autre image du monde dans lequel nous vivons. En créant des situations quotidiennes et habituelles les auteurs présentent le surnaturel et l’imaginaire comme acceptables et vraisemblables. Dans cet article, nous concentrerons notre analyse sur La Sorcière , le roman de Marie NDiaye, qui montre de manière saisissante des particularités du réalisme magique. Dans La Sorcière NDiaye utilise le réalisme magique pour tracer la vie d’une famille sorcière et présenter à travers cette famille un portrait pessimiste des conditions de vie d'une classe sociale en France. Nous chercherons à comprendre, comment cohabitent deux cadres de référence réaliste et magique dans ce roman grâce à ce mode narratif et quels objectifs vise l’écrivain en choisissant ce mode d’écriture.
۷۷۹۱.

Dualité Affective et Quête Ontologique dans Un Cœur Sous la Cendre d’Éric-Emmanuel Schmitt(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۸ تعداد دانلود : ۲۶۹
L’importance accordée au motif du double est un élément constant dans les nouvelles publiées par l’auteur français contemporain Éric-Emmanuel Schmitt. La nouvelle Un cœur sous la cendre contient une pluralité de formes classiques du double : binômes spéculaires, dédoublement psychologique, ambivalence des sentiments, correspondance des affects avec le milieu extérieur. Aux figures qui continuent la tradition littéraire s’ajoutent des expressions contemporaines du double, qui font également l’objet des débats philosophiques, sociologiques et bioéthiques : l’avatar numérique, le corps- alter ego , les questions identitaires autour du sujet de la transplantation d’organes. L’article a pour but une analyse thématique des modalités du double, retrouvables dans la nouvelle, par une recherche qualitative et interdisciplinaire. Les méthodes principales de travail sont l’analyse textuelle et la lecture critique, complétées parfois par une recherche comparative et diachronique. Les concepts-clé sur lesquels s’appuie la discussion sont fournis par les critiques Thierry Ozwald et Florence Goyet en ce qui concerne les formes classiques du double littéraire, par le sémiologue Fanny Georges en relation avec l’avatar numérique et par le sociologue David Le Breton au sujet de la quête ontologique qui a lieu autour du corps humain, les trois volets théoriques représentant les directions principales de la recherche empirique.
۷۷۹۲.

Littérature migrante des écrivains africains francophones: discours éthique, empathique et subjective?(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۷ تعداد دانلود : ۴۷۵
Dans le présent travail, nous présentons différents «espaces conceptuels» où nous pouvons nous interroger sur les questions éthiques profondes des relations sociales. Grâce à une lecture attentive de deux écrivains migrant d’origine africaine, Alain Mabanckou, Wilfried N’Sondé, nous allons démontrer des exemples où des questions éthiques sont soulevées et des rencontres éthiques sont promulguées. En invoquant la terminologie et les théories dérivées d’Axel Honneth et Emmanuel Levinas, nous tenons compte de la relation intersubjective et de la reconnaissance de l’altérité comme une stratégie conceptuelle utile pour éclairer les rencontres éthiques instanciées dans ces récits. En outre, en tenant compte du profil rigoureux de la représentation et de la performance épistémologique, démontré par Spivak, ainsi que de l’efficacité de l’inventivité narrative (de la singularité de la littérature d’Attridge), nous allons montrer où ces aspects de l’altérité éthique se manifestent dans le récit et au niveau méta-narratif. En utilisant ces outils d’interprétation, nous allons les combiner et les appliquer à notre corpus. Il faut bien évidemment tenir compte du discours éthique, empathique et subjective des récits. Cela soulève des questionnements sur la réalisation de soi, la reconnaissance mutuelle et sur la performance épistémologique de l’imaginaire éthique. L’interaction entre un discours fictif ou référentiel et la représentation d’un moi dans le contexte de l’altérité seront également discutées dans cette recherche.
۷۷۹۳.

Stratégie didactique en production écrite et le fonctionnement de la mémoire de travail chez les adultes(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۵ تعداد دانلود : ۵۲۴
Des recherches récentes, analysant l’activité rédactionnelle et le coût cognitif des processus, ont montré le rôle de la mémoire de travail (MDT) dans la production écrite et les stratégies qui peuvent réduire les charges cognitives. La MDT du rédacteur implique des connaissances linguistiques, référentielles mais aussi des stratégies de récupération de la mémoire à long terme (MLT) pour produire un texte bien structuré. Les études sur la production écrite, surtout depuis Hayes et Flower (1980), s’intéressent davantage à cette activité en temps réel (Alamargot et al. 2005; Olive et Piolat 2005; Olive, 2011). Le processus de planification engage la MDT à capacité limitée, ce qui exige une bonne gestion de ressources cognitives. Les stratégies contribuant au développement de ce processus s’avèrent donc utiles si elles peuvent améliorer la tâche de MDT. Dans le cadre de cette recherche, en tenant compte des approches didactiques concernant les textes argumentatifs, nous nous intéressons à repérer des démarches stratégiques qui peuvent contribuer au développement du processus de la planification, tout en considérant le fonctionnement de la mémoire de travail engagée pendant ce processus. Plus précisément, nous cherchons à savoir quelle stratégie pourrait se conformer mieux au fonctionnement de la MDT au cours du processus de la planification. Nous avons étudié deux groupes d’apprenants du FLE en Iran. Les apprenants du groupe expérimental, dans leur production de posttest, ont surtout mieux élaboré et développé leurs idées dans un cadre structurel.
۷۷۹۴.

Образ арабского Востока в путевой литературе Серебряного века(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۴ تعداد دانلود : ۳۱۹
Серебряный век русской культуры как особый образ мировосприятия знаменует собой возрождение интереса к Востоку. В данный период значительно возрастает количество путешествий в страны арабского мира и создается большой пласт путевой литературы. Среди территорий, сыгравших значительную роль в формировании образа арабского Востока, важное место наряду с классическим Ближним и Средним Востоком начинают занимать страны африканского континента (Марокко, Алжир, Тунис, Египет, Абиссиния). С неведомой Африки снимается покров таинственности, она становится «землей для путешественников» и активно включается в русское исследовательское и художественное пространство. Если интерес ученых-путешественников во многом отражал имперскую политику России, то в художественном мире, полном мистицизма, философских и теософских исканий, арабский мир открывал глубокий пласт знаний и возвращал к первобытности, чистоте архаических культур. В рамках данной статьи рассмотрим путевую прозу яркого представителя литературы Серебряного века символиста Андрея Белого. Его путешествие на Восток (Тунис, Египет) раскрывает не только ориенталистские тенденции эпохи, символическое видение восточных стран, но и философские и творческие искания самого поэта, становление новой поэтики.
۷۷۹۵.

واکاوی چند لغزش در اغراض السّیاسه با تأکید بر یک نسخه خطی نویافته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۱ تعداد دانلود : ۵۷۹
واژه ها در متون ادب فارسی به دلایل متفاوتی مانند نسخه نویسی های فراوان، رسم الخط های گوناگونِ نسخه ها، نسخه های ناخوانا از یک اثر و دخل و تصرف کاتبان به تصحیف و تحریف دچار می شود. آثار یک نویسنده یا شاعر و ویژگی های سبکی او، دیوان های دیگر شاعران، علاوه بر نسخه های خطی یک اثر، می تواند در تصحیح آن اثر نقش مؤثری داشته باشد. اغراض السّیاسه فی اعراض الرّیاسه تألیف ظهیری سمرقندی نیز از متونی است که در گذر زمان دچار تصحیفات و تحریفات فراوانی شده است. جعفر شعار با در اختیار داشتن یک نسخه خطی و سه نسخه عکسی از اغراض السّیاسه ، ولی بدون بهره گیری از همه نسخه ها، به تصحیح این اثر اقدام کرد و آن را در سال 1349 برای نخستین بار به چاپ رساند. استفاده نکردن از نسخه خطی مشکوه در تصحیح و مسامحه در امانت داری نسبت به آثار عکسی اغراض السّیاسه ، شتاب زدگی در تصحیح و ضعف حروف چینی متن نیز سبب ایجاد لغزش هایی در متن این کتاب شده است. نگارندگان در این مقاله می کوشند تا با بررسی شماری از ضبط های اغراض السّیاسه به ویژه نسخه خطی نویافته موجود در کتابخانه خانقاه احمدی شیراز و با مراجعه به آثار دیگر ظهیری سمرقندی ( سندبادنامه و غر ه الالفاظ ) و دیوان های برخی از شاعران، چند لغزش در متن چاپ شده اغراض السّیاسه را بررسی و تصحیح کنند.
۷۷۹۶.

نقد بوم گرایانه قصّه های عامیانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۳ تعداد دانلود : ۷۹۳
نقد بوم گرایانه رویکردی تازه در عرصه نقد ادبی و پاسخی به بحران های زیست محیطی ایجادشده در دهه های اخیر است. باور بر این است که اهمیّت انحصاری به انسان، به رابطه او با طبیعت آسیب رسانده و نباید انسان را در رأس هستی بدانیم؛ درواقع انسان بخشی از طبیعت است نه جدا و مسلّط بر آن. یکی از روش های اصلی نقد بوم گرا در رسیدن به این هدف، ترغیب بشر به بازگشت به دوران اسطوره هاست؛ دورانی که انسان با طبیعت دوست و هم زیست بوده است. تجلّی آن دوران را می توان در قصّه ها نیز -که میراث دار اساطیر هستند- مشاهده کرد. در این مقاله چهل قصّه عامیانه انتخاب شده و بر مبنای نقد بوم گرا، مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش نظری و به روش کتابخانه ای انجام شده است. نقش طبیعت در بعضی از عناصر از جمله مکان، درون مایه و پیام، موضوع، بن مایه و به خصوص شخصیّت ها برجسته تر است. رابطه انسان و طبیعت در این قصّه ها بسیار نزدیک و دوستانه است. در قصّه ها انسان و طبیعت در کنار یکدیگر هستند.
۷۷۹۷.

حضور عناصر چهارگانه و زبان نمادین در سعادت نامه استرآبادی و ساقی نامه ترشیزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۷ تعداد دانلود : ۵۶۳
نوشتار حاضر کوششی در جهت یافتن برخی از نمادها در دیوان سعادت نامه استرآبادی و ساقی نامه ترشیزی است. نمادها در حقیقت مبیّن اشکال و مفاهیمی هستند که ما نمی شناسیم و از آن جا که نمادها بیانگر حالات روانی خاصّی از انسان ها هستند، می توان با تأویل و تفسیر آن ها در اشعار، به ویژگی های خاصّ روانی و جهان بینی شاعران دست یافت. ساقی نامه ظهوری ترشیزی و سعادت نامه نظام الدّین استرآبادی از جمله آثاری هستند که تحقیقات کافی در مورد آن ها صورت نگرفته و بسیاری از زوایای ارزشمند آن ها پنهان مانده است؛ بنابراین با استخراج نمادها در این دو اثر، می توان کمک شایانی به تفسیر ابیات کرد. این مقاله با هدف بررسی تطبیقی برخی نمادها در سعادت نامه نظام الدّین استرآبادی و ساقی نامه ظهوری ترشیزی مورد ارزیابی قرار گرفته است و بر آن است که به سؤال های مطرح شده پاسخ دهد. پس از استخراج این نمادها در هر دو دیوان، این نتیجه به دست آمد که نظام الدّین استرآبادی شناخت عمیق و دقیقی از نمادها داشته و انگاره های کهن الگویی را با استفاده از عنصرخیال در سعادت نامه خود به طور ویژه ای به کار برده است. این در حالی است که ترشیزی، از موقعیّت های کهن الگویی در اثرش بهره نبرده است. این پژوهش به شیوه نظری و به روش کتابخانه ای و از نوع تحلیل محتوا است.
۷۷۹۸.

ابوعلی فارمدی؛ عارفِ سخنور و حلقه مکمّل تصوّف عاشقانه و عالمانه خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۷ تعداد دانلود : ۵۳۳
قرن پنجم هجری از لحاظ رشد کمّی و کیفی در حوزه هایی چون: تصوّف، تفسیر، حدیث، فقه، کلام، وعظ و خطابه، نقطه عطفی در خراسان بزرگ و ماوراءالنهر محسوب می شده، بویژه در دو شاخه تصوف عاشقانه با تأکید بر «محبّت و عشق و جوانمردی» و تصوف عالمانه با محوریت «آشنایی با معارف اسلامی»، اهمیت بسزایی دارد. ابوعلی فارمدی (م 477) یکی از عارفانِ همین قرن است که منظومه فکری وی را مجمع البحرینی از اندیشه های صوفیانه و معارف اسلامی تشکیل می داد. مهارت و استادی فارمدی در سخنوری و مجلس گویی و برپایی مجالسِ وعظ و تذکیر، زبانزد خاص و عام بوده و القابی چون: «لسان الوقت» و «زبانِ خراسان» را برای وی به ارمغان آورده است. فارمدی به همراه پنج عارف دیگر به نام های: «ابوعلی رودباری، ابوالقاسم نصرآبادی، ابوعلی دقّاق، ابوسعید ابوالخیر و ابوالقاسم کُرَّکانی»، زنجیره تصوف عاشقانه و عالمانه خراسان را در قرون چهارم و پنجم تشکیل می داده، در منظومه عرفانیِ مشترک خود بر مضامین و بن مایه هایی چون: «مجلس گویی، تبحّر در معارف اسلامی، رعایت حرمت و ادب نسبت به پیر و استاد، شریعت مداری و احیای شیوه زاهدانه سَلَف، اعتقاد به محبت و لطف و رحمت خداوند، تسامح و خوش رفتاری و  بی تعصّبی، حریّت و فتوّت و سرانجام نظام تفکّر حلاّجی»، تأکید می ورزیدند. در این مقاله کوشیده ایم ضمن مختصری در احوال و زندگی فارمدی، به نقش و اهمیت او در تکمیل و به سامان رساندن میراث و جریانی که از ابوعلی رودباری شروع شده و به شخص فارمدی ختم می شد، بپردازیم تا زوایای پنهان و جذّابیت و هنرسازه های تصوف خراسان، بیش از پیش آشکار شود.
۷۷۹۹.

«نظم پریشان»؛ بازیابی اصطلاحی در قلمرو شعر و نثرِ گذشته و تأویل معاصران از آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸۰ تعداد دانلود : ۵۵۵
معنای مفاهیم و اصطلاحات در طول زمان دگرگون می شوند؛ از همین رو نباید برداشتِ امروزی خود را از آن ها الزاماً برابرِ با برداشتِ پیشینیان بدانیم. اگر در پیِ تفسیرِ یک اصطلاح هستیم، ناگزیر از بازگشت به سیر تطور آن خواهیم بود. در عوض چنانچه بر آن باشیم تا صرفاً تأویلی از آن به دست دهیم می توانیم به گذشته آن رجوع نکنیم. یکی از اصطلاحات مربوط به قلمرو شعر و نثر و به طورکلی سخن، «نظم پریشان» و ترکیب های هم خانواده اش همچون «سخن  پریشان»، ارقام پریشان» و... بوده است. این اصطلاحات در میان گذشتگان معنای ویژه ای داشته که عبارت بوده از: شعر یا نثر یا به طور کلی سخنی که ناسنجیده  و  بی کیفیت است. برخی از پژوهشگران و مفسرانِ معاصرِ ما از این اصطلاح، برداشتی متفاوت دارند. آن ها با عنایت به کاربردِ آن در شعر حافظ معتقدند که «نظم  پریشان» به معنای آن است که شعر حافظ در ظاهر دارای پراکندگی است، اما در باطن از نظمی  قوی برخوردار است. بدین ترتیب محققانِ امروز معنایی کاملاً متفاوت از آنچه قدما از آن درمی یافته اند به دست می دهند. در این مقاله کوشش شده است تا نخست پیشینه این اصطلاح در شعر و نثر گذشته آشکار شود و سپس برداشتِ معاصران از آن، به سنجش درآید.  
۷۸۰۰.

عطسه؛ تصویری اساطیری از انتقال روح(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۰ تعداد دانلود : ۵۱۱
یکی از معانی واژه «عطسه» در زبان و ادبیات فارسی «فرزند و نتیجه مشابه با نمونه اصلی» است. پژوهش حاضر در صدد یافتن پاسخی برای این پرسش است که «چه ارتباطی بین عطسه، زایایی و تولیدمثل وجود دارد؟». تصاویری که بر پایه پیوندی مجهول بین عطسه و مفهوم زایایی شکل گرفته اند، در زبان ها و فرهنگ های ملل دیگر نیز یافت می شوند. ریشه یابی این تصاویر در اسطوره های مربوط به آفرینش و زایایی، همچنین معجزات و کراماتی که به نوعی با این مسأله در ارتباط اند، توجه ما را به این نکته جلب می کند که «عطسه» مانند تصاویر دیگری چون «پاشیدن بزاق» و «دمیدن»، یکی از تصاویر رایج انتقال روح در اساطیر دنیای باستان و متون  یهودی، مسیحی و اسلامی است که به ادبیات فارسی راه یافته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان