آیین ازدواج از نخستین مراحل تا پایان جشن عروسی مجموعه ای از مراحل و عناصر را در خویش دارد. این آیین در فرهنگ عامه کشور ما با وجود همانندی ها، تفاوت هایی نیز دارد. استان فارس به ویژه مناطق جنوبی آن، مجموعه ای متنوع از فرهنگ ها، آداب و رسوم را در خود دارد که با وجود اشتراک با دیگر نقاط کشور، تفاوت ها و زیبایی های ویژه ای نیز دارد. هدف این مقاله معرفی و تحلیل ویژگی های فرهنگی و بومی آیین ازدواج، بر مبنای مردم نگاری است که به روش گردآوری داده ها به صورت میدانی و پرسش از بزرگ سالان و آگاهان بومی، به توصیف و تحلیل آیین ازدواج در علامرودشت (در جنوب استان فارس) پرداخته است. همچنین از زاویه «آیین های گذر» نیز برخی از مراحل تحلیل شده است. مراسم عروسی در علامرودشت از سنت هایی است که همچنان نشانه هایی از پای بندی به رسوم و میراث پیشین، در آن مشاهده می شود. یافته های این تحقیق نشان می دهد که فرایند ازدواج از انتخاب همسر تا پایان عروسی در این منطقه شامل مجموعه ای است که شادابی، همکاری گروهی، مشورت، احترام به بزرگ ترها، تأثیر مذهب و باورهای دینی، باورهای بومی، بازی های محلی، اشعار متنوع و موسیقی، همدلی، شور و شادی مهم ترین عناصر بومی و فرهنگی در مراحل مختلف آن است.
Les voyages dans les romans d’Amin Maalouf ne mènent pas à une destination ou un point nommé la fin. Dans l’univers romanesque de Maalouf la destination fait partie du chemin. C’est pourquoi l’auteur signale dans Samarcande : les voyageurs sont trop pressés d’arriver. Les héros de Maalouf sillonnent le monde dans toutes les directions contrairement aux voyageurs pressés, pour que cette vie d’errance se referme sur le point de départ. Maalouf appelle ce dernier le point d’origine et le met en opposition à la racine. La racine est enfoncée à la terre alors que le point d’origine, le rhizome en devenir est libre comme le rocher de Tanios qui est entre le ciel et la terre. Nous allons voir à la fin de cette étude comment Tanios, représentant du héros maaloufien, met fin à son long voyage en s’asseyant sur un rocher situé sur la terre natale, sur un espace de purgatoire. La recherche présente vise donc à clarifier la relation étroite entre le voyage et le purgatoire dans le sens que Maalouf donne à ce dernier.
از گذشته تاکنون، میان پژوهندگان درباره این که باب برزویهِ طبیب دربردارنده آرای مانویان است یا خیر و نسبت دادن آن به ابن مقفّع که به مانوی بودن شهره بود، اختلاف نظر است. پژوهش پیشِ رو، با تحلیل باب برزویه و قراردادن آن در ترازوی سنجش با آموزه های مانوی، درپی مشخص کردن چنین آموزه هایی در باب برزویه است. برای این هدف، به سه موضوعِ کلان؛ یعنی شکاکیتِ دینی، زُهدگرایی و تمثیل ها توجه شده است. آنچه از بررسی و تحلیل درون مایه های مانوی در ذیل سه گانه یادشده به دست خواهد آمد، نخست این که در بحث شکاکیت دینی، گزاره گزینشِ ماحصلِ دین ها، یعنی تعبیرِ «زبده همه ادیان» در باب برزویه، در پیوند با گزینش گری مانویت و استفاده مانی از آثار و باورهای همه ادیان در جهت ساماندهی کیش خود است. در پیوند آموزه های زُهدگرایانه باب برزویه با عقاید مانوی نیز باید به آفرینش اهریمنیِ تنِ انسان، آرزویِ رهایی از زندان تن، باور به رنج آمیز بودن زندگی، ترک همبستری با زن، ترک جادوگری، پرهیز از آزار رساندن به انسان و حیوان اشاره کرد. در موضوع تمثیلات نیز هشدارِ باب برزویه درباره توجه به لذت های حواس به عنوان مانع اصلی سعادت، در تناسب با آموزه های مانوی و دنیاگریزی آنهاست. با تکیه بر شواهد متنی و سنجش آنها با آموزه های مانوی، در سراسر باب برزویه، بیننده مضمون هایی هستیم که در پیوند و همسویی با باورهای مانوی است
به گمان بسیاری از صاحب نظران، شیخ شهاب الدین سهروردی در آثار خود، وجوه مشترکی میان حکمت ایران باستان و فلسفه و عرفان اسلامی مطرح کرده است. وی با ورود به دنیای نشانه های رمزی به حوزه استعاره مفهومی نزدیک تر شده است. «نور» و «فرّه ایزدی» کلان استعاره های دربردارنده استعاره های خُردتر و برخاسته از طهارت نفس هستند که درنتیجه یک تعامل حسی ادراکی میان سوژه و نشانه های زبانی، معنا به دست می آید. ارتباط معنایی نشانه های زبانی «فرّه ایزدی» و «نور» در گفتمان روایی الهی، تحت چرخه صحیح تعامل و مبادله ارزش برجسته می شود. «فرّه ایزدی» با انسان برگزیده حق، و «نور» با آفریننده انسان و جهان نسبت یافته است که مسیری از مُلک تا ملکوت را طی می کنند. همچنین نسبت این «نور» با «نور سیاه» در عرفان شایسته بررسی است. آیا حقیقت و متافیزیک به گمان پساساختارگرایان، توهّمی شکل گرفته در نظام استعاره هاست؟ آیه 35 سوره نور مهم ترین کلان استعاره قرآن است که با استعاره مفهومی فرّه ایزدی، رابطه عموم و خصوص مطلق دارد؛ زیرا نور الهی دربرگیرنده آن فرّه ایزدی درخورِ افراد شایسته است. در تفکر عرفانی مبتنی بر وحدت نگری نمی توان نور را از ظلمت به کلّی جدا کرد؛ زیرا وجود هر دو در عالم ضروری است و نور خاستگاه هر نور و ظلمت است. این جستار با رویکرد تحلیل نشانه معناشناختی به چگونگی تولید معنا از میان نشانه های زبانی مشابه می پردازد و از نظریه «نقصان معنا»ی گرمس برای رسیدن به اهداف این پژوهش بهره می گیرد. از میان چهار روایت مطرح شده وی، «روایت تطابقی» و «روایت هم آمیخته» برای تفسیر استعاره مفهومی «نور» و پیوند آن با «فرّه ایزدی» رهگشا خواهد بود.
این مقاله با تحلیل عناصر شالوده شکنی از دیدگاه «دریدا» به تشریح این عناصر در مقالات شمس پرداخته و می کوشد تا تکثر معنایی را در خدشه دار کردن انگاره های متافیزیکی مطرح شده در فلسفه غرب بازسازی کند و به معناهایی تازه از متن دست یابد. مقالات شمس تبریزی این ظرفیت را دارد که با تعلیق-های پیاپی معنایی، دال ها و نشانه های بی شماری را برای معناهای متکثر حاصل کند. نویسندگان با روش توصیفی- تحلیلی بر اساس رویکرد شالوده شکنی دریدا، برخی از این انگاره ها مانند نفی تعریف واحد حقیقت، مرگ مؤلف، نشانه-شناسی پساساختارگرایی، ایدئولوژی غالب متن از طریق نفی تقابل ها و ارزش ها و... را تدقیق کرده اند. در مقالات شمس، در حوزه نفی تعریف حقیقت واحد، حقیقت، امری مطلق و واحد تلقی نمی شود، بلکه در حوزه بحث های تأویلی قرار می گیرد و هر کس دریافت خاص خود را از آن دارد. شمس برعکس دیدگاه های لوگوس محور افلاطونی، خرد و عقل گرایی را در راه حقیقت، کاملاً ناقص معرفی می کند و آن را حجاب راه سالک می بیند. او نوشتار و گفتار یا حضور و غیبت را در تقابل با یکدیگر قرار نمی دهد، بلکه فراتر از این دو، به طور کلی سخن و حضور را حجاب می داند.
مهم ترین و رایج ترین کتاب دعایی که در دوره معاصر مورد استفاده مردم قرار می گیرد، کتاب مفاتیح الجنان اثر شیخ عباس قمی است. این کتاب پر تیراژترین کتاب پس از قرآن کریم است. بنابراین لازم است این اثر گرانسنگ به دلیل گستردگی و نفوذ خود در جامعه ، از ابعاد مختلف مورد بررسی و کنکاش پژوهشگران قرار گیرد. به همین منظور، در پژوهش حاضر، ضمن تأکید بر تمایل مؤلف به انتخاب و بهره گیری مطالب معتبر در ادعیه و زیارات، برخی نکات قابل توجه پیرامون اعتبارسنجی کتاب مفاتیح الجنان، مورد تأمل و تذکر واقع می گردد. در نهایت مشخص شد، با این که شیخ عباس قمی تلاش داشته است تا مطالب نامعتبر کتاب مفتاح الجنان بروجردی را حذف و مطالب معتبر را در تلخیص و تألیف خود ارایه نماید، امّا بنابر نمونه هایی که در مقاله حاضر ذکر شد، روشن گشت که مطالب مختلفی در کتاب مفاتیح قابل ردگیری هستند که به دلایلی، نامعتبر یا ضعیف و مخدوش می باشند. بنابراین لازم است که تمامی مطالب مفاتیح، مجدداً و به صورت اختصاصی و مجزا، اعتبارسنجی و مستندسازی دوباره شوند.
دیدگاه دیرینه شناسی فوکو به بررسی گفتمان ها می پردازد و تأکیدش بر فضای متخاصم گفتمان ها، منازعات معنایی و تعیین زمان و مکان است. در بُرهه های زمانی و مکانی خاندان های شاهی فریدون و پریام، تحت تأثیر خاستگاه ها، گفتمان هایی بر اساس ستیز برای کسب قدرت پدید آمده اند که برخی در فضای متخاصم توانسته اند غالب شوند و در منازعات معنایی، معنای خود را تثبیت کنند؛ این مقاله تحلیلی _ توصیفی و تطبیقی به این پرسش که خاستگاه ها چگونه در کلانْ گفتمان های هویت دینی _ سیاسی، هویت سیاسی و هویت شاه که غلبه گفتمانی در دو متن دارند، تأثیر گذاشته اند و توانسته اند بر هویتِ گفتمان های دیگر تأثیر بگذارند، می پردازد؛ نتایج پژوهش نشان می دهد گفتمان های غالب از طریق مفصل بندی واحدهای گفتمان سازیی چون مقدس بودن، تقدیرگرایی و ... هژمونی شده اند و با بسامد بالا در رفتاروکردار سوژه ها نمود دارند؛ همچنین روابط خاستگاه های دین و سیاست به عنوان خاستگاه های قدرتمند و گفتمان ساز از طرفی و هنجارپذیری سوژه ها از طرفی دیگر نمایانده شده است.
تلوین و تمکین به عنوان یکی از اصطلاحات مهم دوگانی در عرفان و تصوف دارای ویژگی های خاصی است که آن را از مفاهیم منفرد در این حوزه متمایز می سازد. در مراحل ابتدایی سیر استکمالی سالک به سمت حق تعالی، تلوین به منزله مقدمه و محرکی در جهت پیشرفت و حرکت روحی سالک به مراتب بالاتر و دستیابی به مرتبه تمکین است به دیگر سخن، صوفی تا زمانی که در دگرگونی میان کشف و حجاب به سر می برد، در مقام تلوین قرار دارد اما همین که صفات بشریت و حجاب های نفسانی در او زایل شود به تمکین می رسد و به حقیقت متصل می گردد. اغلب عرفا در کتب خود از تلوین و تمکین به عنوان یک مقام و مرتبه مهم یادکرده اند و به تبیین زوایا و ابعاد گوناگون آن پرداخته اند.این مقاله با استناد به منابع کتابخانه ای و به کار گیری روش توصیفی-تحلیلی درتحلیل محتوا و با استفاده از الگویی ساختارمند جایگاه تلوین و تمکین را در سلوک عرفانی بررسی کرده است. یافته ها نشان می دهد سالک مبتدی و متوسط به دلیل وجود شرایطی از قبیل تعاقب احوال، ضعف خود و عدم تسلط بر صفات نفسانی هرلحظه دستخوش دگرگونی و دارای نشانه هایی است که مانعی در سیر صعودی او است تا زمانی که با کاربست مقدمات و انجام اعمالی و نیز با کشش الهی به تدریج به مرتبه نهایی ثبات و تمکین یعنی مقصود و قرارگاه منتهیان نائل می گردد.
اثر فلسفی شیلر "در باب تربیت زیبایی شناختی انسان در رشته ای از نامه ها" انسان شناختی به شخصیت انسان و جامعه می پردازد و سه نوع شخصیت را مورد مداقه قرار میدهد: بربر، متوحش و شخصیت سوم، شخصیت های غیر اخلاقی و شخصیت ایده آل اخلاقی. لوکاچ و پژوهش های معاصر شخصیت های نمایشی شیلر را در ارتباط با نامه های تربیت زیبایی شناختی – بی آنکه به تحلیل انسان شناختی این نامه ها بپردازند- تجلی کمشکش درونی میان فضیلت و رذیلت می دانند که از آن می توان به نزاع میان باید های اخلاقی و بودنِ روانشناختی نیز تعبیر کرد. چنانچه در آثار ادبی و در اثر فلسفی شیلر شاهد حضور و تطور اندیشه های انسان شناختی شیلر باشیم، درک، دریافت و تحلیل کامل این انسان شناسی - انسان شناسی اثر فلسفی و آثار نمایشی - و بدین ترتیب تحلیل شخصیت های نمایشی در گرو نگاهی همزمان به این آثار است. بدین منظور با نگاهی به نظریه ی لوکاچ، پژوهش های معاصر و تربیت زیبایی شناختی شیلر به تحلیل شخصیت های آثار نمایشی پرداخته و سعی بر ارائه تصویری کامل از انسان شناسی شیلر خواهد بود .
آموزش حروف اضافه، یکی از مباحث چالش برانگیز در حوزه آموزش زبان است. حروف اضافه فارسی، به طور کلی به دو دسته ساده و مرکب تقسیم می شوند. در این پژوهش، آموزش چهار حرف اضافه ساده «از، به، با، در» مطالعه و بررسی شده است. هدف از این پژوهش، بررسی بازخورد های زبان آموزان خارجی به آموزش این حروف اضافه، با رویکرد شناختی بوده است. دو گروه زبان آموز غیرایرانی در این تحقیق شرکت داشته اند: گروه اول: گروه شاهد؛ گروه دوم: گروه مداخله. پس از آموزش این حروف به گروه مداخله با رویکرد شناختی و بررسی و تحلیل خطاهای زبان آموزان دو گروه در پیش آزمون و پس آزمون، مشخص شد که عملکرد زبان آموزان در سه سطح درک، تشخیص و تولید چهار حرف اضافه «از، با، به، در» یکسان نبوده و گروه مداخله، نمره بیشتری از گروه شاهد در پس آزمون کسب کرد.
حادثه 11 سپتامبر در آمریکا باعث تحولات بسیاری در دنیا گردید که دنیای ادبیات و هنر نیز از آن بی بهره نماند و کتابهای زیادی تحت تاثیر این حادثه منتشر شد. . تندروی خشونت آمیز داخلی همانند تندروی خشونت آمیز خارجی فاجعه به بارآورده است. در این مقاله رمان تروریست اثر جان آیدایک بر اساس تندروی داخلی بررسی می شود. برای تحلیل رفتارهای شخصیت اصلی داستان از دیدگاه مکالی و مسکالنکو استفاده شده است که تندروی و رادیکالیسم را به سه دسته فردی، گروهی و جمعی و دارای دوازده مکانیسم تقسیم کرده اند. در رمان تروریست مکانیسم های فردی کاربرد بیشتری دارند. بررسی نشان می دهد که مشکلات فراوانی از جمله عدم حضور پدر، بی پروایی زندگی خانوادگی مادر، دردسرهای همکلاسی ها در دبیرستان و نیز محیط پیرامون نقش مهمی در ایزوله شدن وسردرگمی هویتی احمد و هدایت وی بسوی تروریست شدن دارند. اما احمد در پایان رمان بمب را منفجر نمیکند زیرا که شک و تردید در نگرش وی به خود و نیز در چرایی انفجار وجود دارد.
«آه» یکی از عناصر مهم و محوری مضمون سازی در شعر فارسی است و شاعران و عارفان در شعر خود با استفاده از این واژه، مضامین عرفانی متنوّعی خلق کرده اند. ذکر و دعا زمانی که از مرحله زبانی به مرحله وجودی و قلبی می رسند، تأثیرگذارتر و بابرکت تر می شوند، علّت تأثیرگذاری فوق العاده آه هم در این است که آه ذکر و استغاثه ای وجودی و قلبی است، هرکس که آه می کشد، در حقیقت از ته دل، به خداوند تبارک و تعالی استغاثه و طلبِ نیاز کرده است. هرقدر انسان عاجزتر و درمانده تر باشد، آهش قوی تر و تأثیرگذارتر می شود و ترکیباتی چون «زورِ ناتوانی» و «قدرتِ عجز» که در متون عرفانی فراوان به کار رفته اند، اشاره به این امر دارند که قدرتِ افراد عاجز و ناتوان در آه تأثیرگذارشان است. در این جستار، اقسام آه و نقش آنها در آرامش و تکامل معنوی انسان و مضمون های خلق شده از این واژه در معرض نقد و بررسی قرار گرفته است. پژوهش، براساس نحوه کاربرد این واژه مضمون ساز در آثار مهمّ عرفانی و ملاحظه دیدگاه های صاحب نظران و دریافت بی واسطه از آنها به روش تحلیل محتوای این آثار صورت گرفته است. نتیجه کلّی مقاله این است که آه کشیدن، در تقویت سیستم ایمنی بدن و آرامش و سلامتی جسمی و روحی انسان نقش مهمّی را ایفا می کند و آه های احساسی و عاطفی در جلا و صفای آیینه دل و روح مؤثّر بوده و در نهایت، موجب تعالی و کمال آدمی می شود و همه اینها نشانه هایی از نظم شگفت انگیز هستی و آفرینش احسن است.
پیوند میان زبان فارسی و عربی دیرزمانی است که برقرار شده و تعامل و تداخل فرهنگ ها به اوج خود رسیده است. ابزار ترجمه یکی از اسباب بده و بستان این تعاملات فرهنگی و هدف اصلی این بوده که چگونه یک پیام با کمترین خدشه از یک زبان مبدأ به زبان مقصد انتقال یابد. در واژگان پیام رسان زبان مبدأ، صوت واژه ها حامل هایی هستند که احساسات عاطفی یا غیرعاطفی را با خود حمل می کنند. احساسات عاطفی همچون احساس شادی، اندوه، درد، حسرت و غیرعاطفی مانند آواهای تقلیدی. در این مقاله به بررسی صوت واژه ها در ترجمه رمان درازنای شب که مشتمل بر تعداد قابل توجهی از آن ها است، پرداخته شده است. تجزیه آحادی ترجمه و مقایسه آن با واژه فارسی یکی از روش های مطابقت میان آن هاست و از این طریق میزان تطابق دو واژه فارسی و عربی بررسی شده است. از جمله رهاورد این پژوهش آن است که مترجم در بیشتر موارد، ترجمه صحیحی از صوت واژه ها ارائه داده و توانسته است دلالت های آن ها را با توجه به بافت و سیاقی که داشته اند به طور کامل به زبان مقصد انتقال دهد؛ هر چند تا اندازه ای موفق بوده، اما در برخی مواقع هم راه را به خطا رفته و در انتقال ترجمه صحیح وامانده است.
میرزاعبدالله گرجی اصفهانی (متخلص به اشتها و سرگشته) ازجمله اطعمه سرایان شاخص قرن سیزدهم بوده است که با استفاده از شاخه های مرتبط با طنز یعنی نقیضه گویی اشعار درخور توجهی سروده و از خلال آن، هم هنر طنزپردازی را نشان داده و هم به انتقاد از کمبودها و کاستی های موجود در زمانه خود پرداخته است. نویسندگان این نوشتار به دلیل نبود تعریف واحد و مشخص از نقیضه، سعی کرده اند ابتدا تعریف واحدی از آن ارائه دهند و سپس کوشیده اند نقیضه های گرجی اصفهانی را از منظر آرایه های بیانی واکاوی کنند. بررسی نقیضه های اشتها نشان می دهد وی به مخاطبان شعر خود که عمدتاً از قشر عامه و کم سواد جامعه بودند. توجه ویژه ای نشان داده است و ضمن به کارگیری آرایه های بیانی ساده تر (تشبیه و کنایه) از ظرفیت های بالقوه آن ها استفاده کرده است و ساختاری یکدست را خلق کرده و با برهم ریختن نظام شعری شاعرانی که شعرشان در اذهان عموم منسجم شده است، مجال یافت تا آشفتگی های زمانه خویش را از طریق طنزپردازی های تلخ آمیز یا قهقهه برانگیز نمایان کند.
رویکردی فرهنگی به هویت در ترجمه ی ادبیات نوجوان: مطالعه ی موردی رمان خورشید هم یک ستاره است زهره قرائی* شیرین شب انگیز ** چکیده ادبیات یکی از عوامل مؤثر در رشد فکری کودک و نوجوان است. با وجود اینکه در ایران ادبیات ترجمه شده سهم بزرگی از آثار کودک و نوجوان را تشکیل می دهد، مطالعات چندانی در رابطه با ابعاد مختلف آن انجام نشده است. در پژوهش حاضر به بررسی ترجمه های یک رمان نوجوان از منظر مؤلفه های هویت فرهنگی پرداخته شده است. طبق تعریف هالیدی، عناصر هویت فرهنگی در رمان شناسایی شد. سپس دو ترجمه ی فارسی آن بررسی شد تا با انتخاب رویکردی فرهنگی، مؤلفه هایی مشخص شوند که بیشتر دستخوش دست کاری شده بودند. بررسی ها نشان داد که مهم ترین مؤلفه های هویت فرهنگی در رمان بررسی شده زبان، غذا، حرفه و تحصیلات، رویکردهای هستی شناختی و روابط هستند. بررسی ترجمه ها نشان داد که از میان مؤلفه ها، زبان بیشتر دستخوش دست کاری شده است؛ زیرا لهجه های اجتماعی که در رمان، نسل اول مهاجران به آمریکا و همچنین نوجوانان را نشان دار می کنند در ترجمه تبدیل به زبان استاندارد شده اند. به علاوه، گرچه محتوای جنسی رمان در ترجمه ها به طور کلی حفظ شده بود، اما با تکنیک های حذف، خلاصه سازی و تلطیف تا حدی دستخوش تغییر گردیده بود. این مشاهده، با درنظرگرفتن رویکردهای هستی شناختی شخصیت ها که در تعارض با رویکرد غالب در جامعه ایران است، ولی در ترجمه ها معمولاً بدون دست کاری منتقل شده است، تأییدکننده ی این ادعاست که سخت گیری ها در ترجمه ی آثار، کم رنگ تر از تألیف هستند. برای بررسی تأثیر دست کاری ها بر کلیّت ترجمه، مشاهدات از منظر مفهوم «آمیختگی» هومی بابا به بحث گذاشته شد تا نقش لهجه ی اجتماعی در هویت فرهنگی برجسته شود. درنهایت، باتوجه به جایگاه ادبیات ترجمه شده ی نوجوان در ایران، نظام چندگانه ی روند حاضر توجیه شد. * استادیار مطالعات ترجمه دانشگاه کاشان zgharaei@kashanu.ac.ir (نویسنده ی مسئول) ** کارشناس ارشد مطالعات ترجمه دانشگاه شیخ بهایی shirinsh.1395@gmail.com تاریخ دریافت مقاله: 20/2/1400 تاریخ پذیرش مقاله: 22/5/1400
در ایتالیای قرن بیستم نویسندگانی چون پرتزولینی، پاپینی و ورگا با توجه به اینکه به ساختاررمان کلاسیک قرن نوزدهم متصل بوده و در سبک نوشتاری از لئوپاردی و مانتزونی تقلید کرده اند، در نوسازی ادبیات قرن بیستم و به خصوص رمان نقش خاصی ایفا نکرده اند، لذا رمان در قرن بیستم می بایست با نیاز فرهنگی و اجتماعی انسان عصر جدید آشنا باشد و این همخوانی به نظر برخی منتقدین فقط از طریق حرکت به سمت رمان مدرن اروپا ممکن ا ست. ایتالو ازوو در این سالها با پیروی از برخی تئوری های تفکر غربی در رمان خویش به بررسی رابطه فرد با دیگران در جامعه مدرن می پردازد و بدین سان رمان ایشان دارای نوآوری های حائز اهمیت است. این مقاله ضمن پرداختن به شرایط و ویژگی های فعالیتهای ادبی دهه سی قرن بیستم و با بررسی برخی نویسندگان مجله سولاریا سعی بر آن دارد شرایط فرهنگی و ادبی ای که با آن جامعه ایتالیا به استقبال ایتالو ازووُ می رود را مورد بررسی قرار دهد.
اهی رخدادهای تلخ زندگی، روح انسان و به ویژه روح لطیف شاعران را که عاطفهای به شدت شکننده دارند، به اندازهای مکدر میکند که پدیدهها و اشیای زیبای طبیعت، در چشم و دل آنها به کلی، رنگ می- بازد و شکلی کابوسگونه به خود میگیرد. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی مبتنی بر مقایسه، این رویکرد را در نمونه اشعاری، از دو شاعر برجسته معاصر، شفیعی کدکنی و امل دنقل بررسی نموده و کوشیده به این پرسش، پاسخ گوید که کابوسگونگی در شعر این دو شاعر، چگونه نمود پیدا کرده و چه تأثیری بر زبان و تصویرهای شعری آنها گذاشته است. یافتههای پژوهش نشان میدهدکه در شعر این دو شاعر دغدغهمند معاصر، کابوسهای شعری ترسناک بسیاری یافت میشود و در بسیاری از اوقات، رخدادهای ناگوار زندگی، شاعر را مجبور به انتخاب درونمایهای خشن و زمخت و به تبع آن، نواختن نغمه- هایی ناهمسو با لطافت ذاتی شعر سوق داده است در این نمونه اشعار، بیرحمی و تلخی حوادث، احساس شاعر را به گونهای ناگوار ساخته که وصف دلپذیر پدیدههای زیبای طبیعت و لطافت زندگی که ویژگی اتی شعر است، جای خود را به توصیف رخدادهای دلخراش داده و در پی آن، لطافت زبان و خیال شاعرانه، دستخوش یک نوع دگردیسی بنیانی شده است.