فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۶۱ تا ۱٬۳۸۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
177 - 203
حوزههای تخصصی:
باور به شاه در دوره صفوی یکی از اعتقادات مهم درمیان مردم و تاثیر گذار بر کنش های اجتماعی و زندگی روزانه آن زمان بود. یکی از منابع مهم در دوران صفوی دیوان اشعار و ابیات باقی مانده شاعران این عصراست. منابع ادبی می توانند بازتابی از افکار جامعه باشند.اشعار صائب تبریزی به عنوان ملک الشعرای دربار و هم عصر سه شاه صفوی نیز شاهدی مناسب در کنارسایر دادهای تاریخی برای درک جایگاه شاه و باور به وی در میان مردم و زندگی آنها است.با توجه به مساله پژوهش که بررسی باورهای عامه به شاه ایران در متون ادبی و تاریخی این دوره علی الخصوص دیوان صائب تبریزی است تا دریابد چه درکی از شاه و جایگاه وی در میان ادیبان ، مردم و صائب تبریزی به عنوان نمونه ای از جامعه ی عصر صفوی بوده است؛ سوالات پژوهش این خواهد بود: شاه در باور مردم و صائب تبریزی دارای چه ویژگی هایی بود؟ این ویژگی هاچه تاثیری بر زندگی مردم می توانست داشته باشد؟شاه در باور مردم به عنوان شخصی مقدس، نایب ائمه، مرشد کامل طریقت، شفا دهند و مبرا از گناه شناخته میشد که اطاعت از وی واجب و فرامین وی حتی بر فرامین شرعی اولویت داشتند، ویژگی برجسته شاه عدالتش بود و بنا بر نسب قدسی که داشت امری ذاتی برای وی به حساب می آمد زندگی مردم می توانست با هر تصمیمی از شاه و حتی یک خواب وی دچار تغییر شود. این پژوهش با تکیه بر روش توصیی-تحلیلی و استناد به کتب ادبی صورت پذیرفته است.
تحلیل رزم ابزار های حماسی فارسی براساس نظریه بیان شفاهی (مطالعه موردی: هفت لشکر (طومار جامع نقالان)، طومار نقالی شاهنامه، شاهنامه، شهریارنامه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۲ مهر و آبان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
1 - 46
حوزههای تخصصی:
این مقاله براساس دستاورهای نظریه بیان شفاهی درپی معرفی یکی از ویژگی های سنت شفاهی در حماسه فارسی است. لذا بر روی رزم ابزارها تمرکز کرده و برای مطالعه، استخراج انواع و میزان بسامد آن، طومار هفت لشکر و طومار نقالی شاهنامه را به عنوان نمونه هایی از حماسه شفاهی و شاهنامه و شهریارنامه را به عنوان نمونه هایی از حماسه منظوم، برگزیده است و در روند این پژوهش علت برجستگی و شهرت رزم ابزارهای حماسی را به دلیل انتساب به شاهان و پهلوانان، کشور / شهر ، حیوانات توتمی و نیز اغراق در وزن و قدرت، کاویده است. شاعران حماسه سرا/نقالان، این رزم ابزارهای ویژه را در شکل و ساخت «گزاره های قالبی»، در این مقاله براساس دستاورهای نظریه بیان شفاهی درپی معرفی یکی از ویژگی های سنت شفاهی در حماسه فارسی است. لذا بر روی رزم ابزارها تمرکز کرده و برای مطالعه، استخراج انواع و میزان بسامد آن، طومار هفت لشکر و طومار نقالی شاهنامه را به عنوان نمونه هایی از حماسه شفاهی و شاهنامه و شهریارنامه را به عنوان نمونه هایی از حماسه منظوم، برگزیده است و در روند این پژوهش علت برجستگی و شهرت رزم ابزارهای حماسی را به دلیل انتساب به شاهان و پهلوانان، کشور / شهر ، حیوانات توتمی و نیز اغراق در وزن و قدرت، کاویده است. شاعران حماسه سرا/نقالان، این رزم ابزارهای ویژه را در شکل و ساخت «گزاره های قالبی»، در گنجینه ذهن خویش داشته و در مرحله سرایش حماسه، به طور طبیعی و ناخودآگاه وارد آن کرده اند. مهم ترین دستاورد این پژوهش در کنار معرفی رزم ابزارها به عنوان یک «گزاره قالبی حماسی»، این است که اختلاف در بسامد و تنوع رزم ابزار ها میان متون منظوم حماسی و طومار های نقالی و نیز کاربرد رزم ابزارها در متون پیش و هم زمان با شاهنامه مانند یادگار زریران، اشعار رودکی، فرخی سیستانی و ... نشان دهنده آن است که اولاً «گزاره های قالبی رزم ابزار حماسی» میراثی از سنت شفاهی حماسه فارسی است و شاعران حماسه سرا / نقالان حتی فردوسی در ابداع آن ها هیچ نقشی ندارند. دیگر آنکه طومار های نقالی صرفاً از متون حماسی منظوم متأثر نبوده ، بلکه روایت های شفاهی نیز در شکل گیری آن نقش داشته است.
بی رنگ و بی نشان؛ تجربه ی معشوق در غزلی از مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷
39 - 66
حوزههای تخصصی:
مولانا مهم ترین شاعر غزل سرا در تاریخ شعر عرفانی فارسی است که به خوبی توانسته است از میان عوالم روحی متلاطم خود راهی به دنیای شعر و خاصه غزل بگشاید. از آنجا که اوصاف معشوق در شعر عارفانه وام دار توصیفاتی است که در اشعار عاشقانه زمینی بکار رفته است مخاطب شعر میان انتخاب معشوق زمینی و آسمانی دچار سردرگمی می شود. با شناساندن انواع معشوق شعر فارسی با تکیه بر ساحات وجودی آن در کنار اتخاذ یک روش تحقیق مناسب که در آن موقعیت تجربه گر، موضوع تجربه، محتوای تجربه و ساختار زبانی روایت در ارتباطی ساختاری با هم مطالعه شود می توان بر این سردرگمی فائق آمد. در روش پیشنهادی ضمن قائل شدن به دو معشوق زمینی و آسمانی و توجه به ساحات وجودی هر یک از آنها، دو معشوق آسمانی – لاهوتی و زمینی – ناسوتی بنابر مفروضات بیان مسئله از دایره بحث خارج می شود و دو معشوق آسمانی – ناسوتی و زمینی – لاهوتی با توجه به کارکردهای معرفتی آنها اساس بحث قرار می گیرد. سپس چهار مؤلفه تأثیرگذار تجربه گر، موضوع تجربه، محتوای گزارش شده از تجربه و ساختار روایت در ارتباط با یکدیگر تحلیل می شود. به باور نویسندگان با استفاده از چنین روشی می توان در غزلیات عرفانی معشوق محور به ماهیت معشوق و کیفیت تجربه شاعر از آن پی برد. به همین منظور یکی از غزلیات مولانا در ساختار پیشنهادی بازخوانی شد و ضمن نشان دادن ارتباط میان مؤلفه های چهارگانه فوق الذکر در تفسیر غزل مشخص گردید معشوق غزل «بی رنگ و بی نشان» معشوقی زمینی با بُعد وجودی لاهوتی است.
تطبیق سلوک هفت گانه عرفانی هفت پیکر با سفر هفت گانه شازده کوچولو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷
315 - 349
حوزههای تخصصی:
داستان هفت پیکر نظامی و رمان شازده کوچولو ، جز آثار ارزشمندی محسوب می شوند که داستان پردازی خاصی در آن صورت گرفته است. پژوهش حاضر به شیوه تحلیلی- تطبیقی، ابتدا با تبیین عناصر داستانی نظامی و اگزوپری با ارائه سلوک هفت گانه هفت پیکر و شازده کوچولو ، قواعد حاکم بر ساختار دو داستان را مورد بررسی قرار داده است و در پایان به کمک نظریه روانکاوانه لاکان به ارزیابی دو داستان پرداخته شده است. نظریه روانکاوی ژاک لاکان، نظریه ای است که درباره ضمیر ناخودآگاه ارائه شده و بر اساس آن، ضمیر ناخودآگاه را با زبان مقایسه کرده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که هفت سیاره ای که شازده کوچولو از آن ها گذر می کند، بی شباهت به سلوک هفت گانه عرفانی در داستان هفت پیکر نظامی نیست؛ زیرا همان گونه که در هفت پیکر ، بهرام گور با گذشتن از هفت گنبد و سیاره به حقیقت و رشد شناختی خود دست می یابد، شاهزده کوچولو نیز با گذشتن از هفت سیاره نیز به حقیقت اصلی که همان گل سرخ است، می رسد. همچنین بر اساس تحلیل عناصر برجستّ داستانی، نشان می دهد که هر دو نویسنده در داستان نویسی از سنت قصه در قصه گفتن بهره برده اند و برای تازگی بخشیدن به داستان های خویش از ش گرد ص حنه پ ردازی ه ای پوی ا، توصیفات بیرونی حیرت انگیز و گره افکنی های متعدد در پیرنگ اس تفاده ک رده اند، اما تفاوت مهمی که در محتوای دو متن مشاهده می شود، این است که هفت پیکر را می توان تفسیر عرفانی کرد در حالی که در متن شازده کوچولو می بینیم، عرفان از آن نوعی که در جامعه و تفکر ایرانی وجود دارد، نیست، بلکه نوعی کمال جویی و تشرف به مراتب وجودی یک انسان از نظر اخلاق و رفتار و رشد شناختی است که با دوره نوجوانی و مرحله تشرف نوجوان به تکامل شخصیتی مناسبت بیشتری دارد.
بررسی و نقد جامعه شناختی آثار محمّد بهمن بیگی بر اساس دیدگاه آنتونی گیدنز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
62 - 96
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین مسائلی که جامعه کنونی با آن روبرو است؛ رابطه سنت و مدرنیته می باشد و به عنوان یک موضوع اجتماعی در ادبیّات داستانی بازتاب یافته است. در جریان مدرنیته شدن، جوامع بسیاری از ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و حتی نقش ها، دچار دگرگونی و تحوّل شده اند. جامعه ایل بختیاری به عنوان بخشی از ساختار جامعه ایرانی، دارای ساختاری کاملاً سنتی می باشد که در سال های اخیر مسیر رشد و تحوّل و دگرگونی را طی نموده است، به نحوی که این تغییرات در ساختارهای مختلف خانوادگی، ایلی و طایفه ای، روابط بین نقش های اجتماعی، آداب و رسوم و به طور کلی در تمام عناصر فرهنگی خود را نشان داده است. نویسنده در این پژوهش درصدد آن است تا به شیوه توصیفی- تحلیلی به بررسی و نقد جامعه شناختی آثار محمّد بهمن بیگی بر اساس دیدگاه آنتونی گیدنز بپردازد. آنتونی گیدنز معتقد است که سنت ها در هر جامعه ای حتی جامعه مدرن نیز به حیات خود ادامه می دهند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سنت ها در آثار بهمن بیگی حضور چشمگیر دارند و از بین نرفته اند و حتی نگاهبانانی دارند که مراقب و محافظ آنها هستند. این آداب و رسوم بر اساس نظر گیدنز به صورت دسته جمعی و گروهی برگزار می شوند به نحوی که با هویت افراد ایل، پیوند ناگسستنی دارند و به انحای گوناگون تکرار می شوند.
تحلیل معناشناختیِ چند بیت از خاقانی شروانی با رویکردی انتقادی به شروح پیشین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۲
179 - 218
حوزههای تخصصی:
یکی از دشوارترین دیوان های تاریخ شعر پارسی، دیوان خاقانی شروانی است. با وجود تحقیقات گسترده سالیان اخیر درباره شعر و اندیشه این شاعر بزرگ و گره گشایی های فراوان از اشعار دشوار و دیرفهم وی، همچنان زوایای مغفول و نامکشوف بسیاری در این دیوان، باقی است که کشف و حل آن ها نیازمند تداوم و استمرار تحقیقات زبانی و ادبی و بررسی های دقیق درون متنی و بینامتنی است. پژوهش پیشِ رو نیز با همین هدف و با رویکردی تحلیلی و معناشناختی، به سراغ چند بیت دشوار خاقانی رفته است تا ضمن بررسی و نقد شروح و پژوهش های پیشین، با بازنگری در ضبط و خوانش برخی مفردات و ترکیبات و پیوند آنها با سایر اجزای سخن، و نیز با توجه به رابطه های گوناگون درون متنی، فهم و درک تازه ای از مفهوم عبارات و ابیات خاقانی به دست دهد. بر این اساس، در این نوشتار، اصطلاحات و ترکیباتی نظیر روح القدس و روح الامین، مزدورِ دارخانه نحل، زیر و دستان، شاهقام، خزر و قُندز، بانگ دزدان، رَسته، زَند، با نظر به برخی ظرائف معنایی، زبانی و ادبی، و روابط بینامتنی ادبیات فارسی، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته و پس از تحلیل معنا و کشف شیوه کاربرد هریک در سخن خاقانی، مفهومی روشن و دقیق از ابیات، ارائه شد ه است.
تحلیل گفتمان فرائد السلوک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
113 - 133
حوزههای تخصصی:
شمس سُجاسی در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم فرائد السلوک را با نثری فنی در شرح مفاهیم اخلاقی نوشته است. فرائد السلوک در میان متون مختلف اخلاق نویسی، شیوه تفسیری متفاوتی از مفاهیم اخلاقی ارائه می دهد. شرح عامدانه این متن همچون روایتی هدفمند از اخلاق جهت تأثیر بر آگاهی مخاطب، نقد و تحلیل کارکرد گفتمانی آن را ضروری می سازد. نظریه تحلیل گفتمان لاکلائو و موفه به سبب تأکید بر بافت اجتماعی- سیاسی اثر و مؤلفه های فراجمله ای، همچنین اعتقاد به متن به عنوانِ برساختی از واقعیت نهفته، شیوه مناسبی در بررسی این کتاب است. نتیجه تحقیق نشان می دهد فرائد السلوک از یک سو به حکومتی که ارزش های اخلاقی را به عنوانِ اصول حکومتی، مبنای قانون و آیین خود قرار داده باشد مشروعیّت می بخشد و از سوی دیگر از حکومت غلام زادگان به سب تهی شدن از مکارم اخلاق مشروعیّت زدایی می کند. دال مرکزی شاه- اولی الأمر به عنوانِ «گرهگاه» گفتمان دینی و تیپ سازی های صوفی و فتی، دال پنهان نومسلمانی ریایی، غلام زادگی و عدمِ اصالت نژاد ایرانی شاه عصر را علناً نشان می دهد و کاستی و کاهلی شاه را در قبال مسئولیت دینی و اجتماعی اش یادآور می شود. نویسنده از قدرت تصوّف جهت مقابله با ستمگران استفاده می نماید و با گفتمان فتوّت در میان مردم نفوذمی کند. هدف از تلفیق دین، تصوّف و فتوّت جهت سوژه سازی شاه و اطرافیان او بوده است تا با گوشزدکردنِ مسئولیت هایشان، دنیایی آرام و جامعه ای سالم ساخته شود.
نقدی بر فرضیه رؤیاپنداری وحی با مبانی اندیشه های مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث نوظهور در حوزه زبان قرآن و چگونگی نزول وحی، فرضیه رؤیاانگاری وحی است که در حدود یک دهه اخیر مطرح شده و مورد توجه و انتقاد صاحب نظران واقع شده است. یکی از مباحث پایه ای صاحب آن فرضیه که از آن برای تأیید فرض خود استفاده و بدان استناد کرده این است که این فرضیه تحت تأثیر تعالیم و زندگی عارفان و شاعران، به ویژه جلال الدین محمد بلخی مشهور به مولوی، بوده است. رؤیاانگار با ذکر شواهدی از اشعار مولوی می کوشد که فرض خود را تأیید کند و اثرپذیری خود را از تعالیم او نشان دهد. نگارنده، باتوجه به این موضوع، به شیوه تحلیل متن و با رویکردی انتقادی کوشیده است با اشاره به برخی از مبانی اندیشه های مولوی، نقدی مختصر، اما نظری و مبنایی بر فرضیه رؤیاانگاری وحی ارائه دهد. هدف از این نقد، نشان دادن ضعف های این فرضیه و برداشت های مغایر یا نادرست صاحب آن از اندیشه های محوری مولوی است. همچنین، نگارنده در پی اثبات این نکته است که این فرضیه و برداشت با اندیشه های بنیادی مولوی در حوزه های مختلفی همچون خداشناسی، جهان شناسی، انسان شناسی و پیامبر شناسی، و قرآن شناسی و وحی شناسی، نه تنها سازگاری و هماهنگی ندارد، بلکه در موارد متعددی با آن ها در تناقض است.
L’étude des seuils entre le hors-texte et le texte dans Le Grand Vestiaire de Romain Gary(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Chaque roman a deux seuils, un seuil initial et un seuil final; ces deux seuils sont les intersections des deux mondes, le monde réel (le hors-texte) et le monde imaginaire (le texte). L’incipit, le seuil initial, est le lieu où la voix narrative commence à apparaître dans le monde imaginaire du récit. Cette relation, créée entre le lecteur et le texte par l’incipit sera terminée à la clôture du texte. Or, la partie finale est aussi considérée comme une position stratégique parce qu’elle fait état des données spatio-temporelles qui sont vitales pour le lecteur. Dans cette recherche nous allons étudier le rôle et l’importance de ces deux seuils entre le hors-texte et le texte dans Le Grand Vestiaire de Romain Gary. Nous visons à étudier comment l'auteur fait entrer le lecteur du hors-texte dans le texte et comment il le fait sortir du texte vers le hors-texte. Nous essayons alors de présenter, tout d’abord, des bases méthodologiques et des explications sur la notion de l’incipit et de la clôture et ensuite nous procédons à une analyse descriptive du texte. Les résultats de cette recherche nous montrent que l’auteur prend recours à des techniques différentes pour présenter le lecteur au milieu des évènements. Ensuite il utilise un système énigmatique pour encourager le lecteur à suivre les évènements de l’histoire. Les thèmes répétitifs dans l’incipit et la clôture fortifient l’homogénéité du texte d’autant plus qu’elles font état de l’habilité de l’auteur pour former les deux seuils initial et final.
تناسخ بلاغی (معرفی تناسخ ادبی به مثابه شگردی بلاغی در ادبیات فارسی و کُردی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های دستوری و بلاغی سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
152 - 168
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به تحلیل مکانیسم تناسخ ادبی پرداخته می شود. در قالب این مکانیسم، شاعر مفاهیم و اشیاء متفاوت را به همدیگر تبدیل می کند. این مکانیسم با تشبیه و استعاره فرق دارد. اگر در تشبیه ادعای شباهت مطرح و در استعاره ادعای همسانی در تناسخ ادعای تبدیل و حلول مطرح است. همچنین بخشی از آرایه های ادبی (اضافه استعاری و استعاره نوع دوم) که بر پایه مفروضات بلاغت سنتی فهم نمی شوند و با مشکل بنیادی روبه رو است، در چارچوب تناسخ ادبی فهم می شود. در این مقاله ابعاد مختلف تناسخ و تناسخ ادبی بررسی و در بخش آخر تحلیلاتی در جهت تبیین کارکرد تناسخ بلاغی در ادبیات و علم بلاغت ارائه می شود. تحلیل ها و بررسی های این مقاله بر پایه مثال ها و شواهدی از ادبیات کُردی و فارسی انجام شده است. در نهایت می توان نتیجه گرفت که تناسخ بلاغی/ ادبی دارای هویتی مستقل است و مبنای شناختی مخصوصی دارد و بنیان استعاره نوع دوم است و بافت و روایت و فرم در تحلیل آن نقشی اساسی دارند و می توان با مبنا قرار دادن تناسخ به جای تشبیه در تأویل روساخت کلام به گزاره تناسخی رسید نه گزاره تشبیهی. در واقع این مقاله نخستین گام در حوزه ارتباط بلاغت و تناسخ است.
گسترش و جایگاه زبان پارسی دری در حوزه هند
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵
173 - 191
حوزههای تخصصی:
سرآغاز ورود زبان پارسی دری به هند در زمان حمله سلطان محمود به نیم قاره هند است. از آنجا که غزنویان ترک نژادِ پارسی زبان بودند و هم ردیف آنها در عهد غوریان تاجیک ها نیز پارسی زبان بودند، زبان پارسی راه خود را در هند و در عمق فرهنگ آن بازکرد و یگانه زبان ارتباطی، زبان تفاهم، زبان تحصیل و زبان دانشگاهی هند شد این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی در پی بیان چرایی گسترش زبان پارسی دری در هند بوده و نتیجه گرفت که این زبان بعد از ورود محمود غزنوی به هند جایگاه ویژه ای در گستره ادبیات هندی یافت و این سرزمین مرکز بزرگی برای نشر آثار زبان پارسی دری شد. مطالعه ادب و فلسفه هند، ابوریحان البیرونی را که همراه با سلطان محمود وارد هند شده بود، فریفته خود ساخت و کتاب های تحقیق ماللهند، آثارالباقیه و التفهیم لاوائل صناعت تنجیم را تألیف کرد. سلطان محمود از سال ۳۹۲- ۴۱۶هش. هفده بار به هند سفر کرد و هربار دانشمندان و شاعران و ادبای زیادی چون عنصری بلخی و فرخی سیستانی و ... با او همراه بودند. چون سلطان زبان پارسی دری را دوست داشت شاعران و ادبای این زبان در هند به دربارش گرد آمدند، از آن تاریخ به بعد زبان پارسی دری در هند گسترش و مراکز ادبی و فرهنگی از خراسان به هند انتقال یافت. این مراکز به گونه ای گسترده و چشمگیر به پخش و انتشار ادب و فرهنگ خراسانی اقدام کرده و در نتیجه ثمره های بسیار ارزشمند به بار آوردند.
بررسی طبیعت در هزار و یک شب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
66 - 78
حوزههای تخصصی:
هزارویک شب یکی از متون ادبیات عامیانه به شمار می آید که به لحاظ گستردگی محتوایی و اشارات آن به مفاهیم ساده و در عین حال عمیقی که در طول تاریخ دغدغه بشر بوده اند تا به امروز محل بحث و بررسی بوده است. هدف مقاله حاضر بررسی طبیعت در داستان های هزارویک شب است. این مقاله با روش توصیفی بر اساس کتاب هزارویک شب ترجمه محمدرضا مرعشی پور انجام شده است. نتیجه اینکه ما در این مجموعه عظیم با سه نوع طبیعت روبه رو هستیم: 1. طبیعت بی جان مانند جزیره، غار، کوه، دریا؛ 2. طبیعت سبز گیاهان و درختان که شامل درختان طبیعی و درختان جادویی و عجیب و غریب می شود؛ 3. طبیعت جاندار یا حیوانات که شامل حیوانات معمولی و حیوانات افسون شده است. در حکایت های هزارویک شب با بسامد بالای تغییر شکل انسان به جانور مواجهیم که معمولاً به عنوان مجازات فرد گناهکار و یا حتی ساحری انسان بی گناهی را به خر، غزال، خرس، میمون، سگ و پرنده تبدیل می کند. در نهایت اینکه اساساً طبیعت در هزارویک شب زمینه ساز وقوع قصه های فراوانی شده است که اگر این زمینه وجود نداشت، قصه آفریده نمی شد.
نقدی بر کتاب در لفظ دری
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
110 - 129
حوزههای تخصصی:
دیوان ناصرخسرو یکی از دیوان هایی است که بخش هایی از آن تحت عناوین مختلف شرح و منتشر شده است. یکی از این آثار کتابی است تحت عنوان «دُر لفظ دری» که در آن دکتر کاظم دزفولیان قصایدی را شرح کرده است.این کتاب در 200 صفحه نوشته شده است و انتشارات طلایه آن را منتشر کرده است.در این مقاله به بررسی و نقد این کتاب می پردازیم و نکاتی را پیرامون بخش هایی از آن بیان خواهیم کرد.در این مقاله به برخی از اشکالات و ناراستی های کتاب اشاره شده است.با بررسی های دقیق در این مقاله خواهیم دید که نویسنده به بسیاری از جنبه های شعر ناصرخسرو توجه نکرده است و در مواردی نیز برخی ابیات را درست شرح نکرده است؛ لذا این شرح یکی از شرح های ناقصی است که تقریبا گرهی از دشواری های شعر ناصرخسرو را نگشوده است و ضروذی است نویسنده در چاپ های بعدی نسبت به اصلاح موارد ذکر شده و همچنین افزودن جوانب شرح نشده اقدام نماید.
نقش القاگری هم خوان ها در نمود جنسیت در شهرآشوب های فارسی (مطالعه موردی: مهستی گنجوی و امیرخسرو دهلوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان در تولید و طبقه بندی عوامل هویتی و فرهنگی نظیر جنسیت نقش مهمی ایفا می کند. شهرآشوب، در ادب ایرانی، ماهیتی مردانه دارد؛ زیرا نیازمند مراودات انسانی-اجتماعی آزادانه ای است که عرف اجتماعی آن را برای زنان نمی پسندیده است؛ بنابراین این پیش داوری در مورد شهرآشوب وجود دارد که زبان جنسیت زده و مردانه داشته باشد. ورود مهستی گنجوی در این عرصه و ابداع شهرآشوب های صنفی در قالب رباعی، واکنش های انتقادی متفاوتی با خود به همراه داشت که در یک نقطه نظر، یعنی مردانه بودن زبان شهرآشوب های مهستی به اشتراک می رسند. مساله اصلی تحقیق حاضر، ثبوت وجود زبان جنسیتی زنانه در شهرآشوب های مهستی گنجوی بوده است. برای اثبات این مسأله، از نظریه القاگری موریس گرامون در مقایسه انواع هم خوان های تکرارشونده و نوع القاگری آن در شهر آشوب های امیرخسرو دهلوی و مهستی گنجوی استفاده شد. در این پژوهش، متغیّر جنسیت، مبتنی بر دیدگاه عرفی و کلیشه های فرهنگی در موضوعیت نقش های مردانه و زنانه سنجیده شده است و این نتایج به دست آمد: نوع القاگری هم خوان ها در همه گروه ها (انسدادی، خیشومی، روان، سایشی و دمشی و نیم خوان ی) در شهرآشوب های مهستی و امیرخسرو دهلوی، به گونه ای معنادار از هم تمایز داشته و کاملا در جهت مخالف یکدیگر قرار دارد. القاگری انواع هم خوان ها در شعر دهلوی متمایل به سمت سرعت ادا، سطحی بودن عواطف، خشونت و تیزی و برندگی اصوات و کلمات است. دهلوی از موضع قدرت، با صراحت کامل، فرادستانه و تحقیرآمیز با مخاطب/معشوق شهرآشوب هایش مخاطبه می کند. ویژگی این القاگری ها با جنسیت شاعر و آزادی فرهنگی و اجتماعی و برون گرایی عرفی او انطباق کامل یافته است. برعکس، القاگری هم خوان ها در شهرآشوب های مهستی مبیّن درون گرایی، محافظه کاری و احتیاط شاعر است و از هر جهت گرایش به سمت نرمی، ملاطفت و نوازش گری دارد که این مفاهیم نیز با جنسیت مهستی در تطابق است. بنابراین می توان ادعا نمود که زبان شعری شهرآشوب های مهستی، برخلاف تصور عمومی، درصد بالایی از زنانگی را داراست.
جستاری درباب ضرورت سنجش، تأمل و بازنگری درباره اصطلاح «نمایشنامه» با تأکید بر گفتمانهای نو در مطالعات تئاتر و هنرهای دراماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸۳
۸۵-۶۱
حوزههای تخصصی:
اصطلاح نمایشنامه یکی از واژگان کلیدی، پربسامد و کاربردی در حوزه دانش مطالعات تئاتر، ادبیات دراماتیک و هنرهای نمایشی است. این واژه، که پس از تحولات زبانی ازپی تأسیس دانشگاه تهران و فرهنگستانِ اول به جای واژه دخیل و بیگانه پی یس در گفتمان هنرهای نمایشی گزیده شده است باتوجه به گفتمانهای نو در تئاتر معاصر مثل تئاتر قساوت، نظریه اجرا و تئاتر پست دراماتیک، که بر تمایز آشکار دو پدیده تئاتر و نمایش تأکید می کند از نظرگاه اصطلاح شناختی برای بیان مفاهیم علمی، ناکارآمد و نامناسب به نظر می رسد؛ از این رو این پژوهش با شیوه تحلیلی-توصیفی و با استفاده از نگرشهای فلسفی، ضمن بررسی جنبه های مختلف «اصطلاح» از نظرگاه اصطلاح شناسی و مبانی زبان فلسفی به کاستی های این واژه پرداخته و تبارشناسی آن را مورد واکاوی قرار داده است؛ در نهایت با درنظر گرفتن اهمیت بازنگری در اصطلاحات علمی و تخصصی، اصطلاح جایگزین «تئاترنوشت» را پیشنهاد کرده است.
منابع اشعارِ سرگردانِ متن نزهه العقول فی لطایف الفصول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۲
73 - 98
حوزههای تخصصی:
نزهه العقول اثر محمّد عوفی، مشحون از ابیات و اشعاری است که بدون نام شاعر به متن راه یافته اند. این متن، چهل فصل دارد که مؤلف آن در هر فصلی، متناسب با حکایات، ابیات و اشعاری در قالب های مختلف آورده است. پژوهش حاضر با تکیه بر شیوه توصیفی- تحلیلی به بررسی این اشعار پرداخته است. در این متن، نود و هفت بار از شعر استفاده شده که قالب رباعی پربسامدترین قالب شعری به کار رفته در آن است. در نزهه العقول: از سی و چهار رباعی، بیست و هشت تک بیت، شانزده قطعه، یازده مثنوی و هشت بار از ابیاتی متناسب با قالب های قصیده و غزل استفاده شده است. از این نود و هفت شعر مورد استفاده، منبع یا منابعی برای سی و چهار شعر پیدا شد؛ از سنایی، خاقانی و نظامی به دفعات استفاده شده و از شاعرانی چون: عین القضات همدانی، معین الدین اصم، سیدحسن غزنوی، باباافضل کاشانی و ... اشعاری ذکر شده است. در اغلب اشعار به کار رفته در متن نزهه العقول، اختلاف هایی با نسخه های چاپی دیوان شاعران وجود دارد. ضمن اینکه در انتساب بعضی از اشعار به کار رفته، تنازع وجود دارد که نزهه العقول در این زمینه یاری دهنده است.
رویکرد نوین نگارش و حرکت گذاری متن عربی در متون فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گاهی در نگارش برخی متون لزوماً از متن عربی در لابه لای متن فارسی بهره گرفته می شود. در این میان، اگر درست حرکت گذاری نشود یا املای صحیح آن رعایت نگردد، مخاطب را به اشتباه می اندازد؛ درنتیجه متن فارسی نیز گنگ و مبهم خواهد شد. پس یکی از مشکلات و چالش های پیش روی زبان آموزان در زبان فارسی کلمه ها و عبارت های عربی در نوشتارها و متون فارسی است. این موضوع به دو گونه میان ما نمود می یابد: أ) کلمه های عربی دخیل؛ ب) کلمه ها و عبارت های عربی مانند آیه های قرآن کریم، حدیث های پیامبر(ص)، پیشوایان(ع) و بزرگان دین، نثر و شعر. البته هدف پژوهشگر در این مقاله نوع دوم است؛ زیرا به نظر می رسد برخی اصحاب فرهنگ و هنر نتوانسته اند کلمه یا متن عربی نوع دوم را در زبان فارسی درست بنویسند و یا اینکه به درستی حرکت گذاری کنند. از این رو نگارنده مقاله با بهره گیری از روش تحلیلی توصیفی بنا دارد با آوردن نمونه ها و مثال های فراوان درست نویسی کلمه ها و حرکت گذاری روشمند و استاندارد متون عربی را به زبان آموزان فارسی آموزش دهد. البته در آغاز به بیان چارچوب و قواعد درست آنها خواهد پرداخت، سپس مهم ترین اشکال و ایرادهای نگارشی (ازجمله همزه نویسی، نگارش الف، تاء و ...) و حرکت گذاری رایج در نوشتارهای مجازی و حقیقی را نیز به چالش می کشاند. ما باید بپذیریم ناتوانی در این موضوع، پیامدهای سنگینی برای زبان مقصد در پی داشته و دارد. در این نوشتار به روشنی نشان داده خواهد شد هر کس که نتواند متون عربی را روشمند حرکت گذاری کند و درست بنویسد، بی تردید نخواهد توانست آنها را نیز درست و روان بخواند و بفهمد. بر این اساس راهکارهای درست نویسی و حرکت گذاری صحیح متون عربی با آموزش، روشمندکردن و رهایی از روش نادرست گذشتگانی است که در قرن های پیاپی به طور عمده از سوی کاتبان، منشیان، دبیران و... پیش روی ما گذارده شده است. انشای سست، نارسا، مبهم و دور از فصاحت و بلاغت عیب شمرده می شود، ولی به نظر نگارنده درست نانویسی و حرکت گذاری ناهمگون بدتر از آن، بلکه گناه نابخشودنی است.
معرّفی و بررسی نسخه خطّی میامن التّرجمان و مونس الانسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابومطیع مکحول بن فضل نسفی (م 318 ه..ق) کتابی با نام لؤلؤئیّات به زبان عربی در موضوع زهد و عرفان و تصوّف دارد که تاکنون به چاپ نرسیده است. محمود بن حسن قاضی اعرج لؤلؤئیّات را در قرن هشتم به فارسی برگردانده و آن را میامن التّرجمان و مونس الانسان نام نهاده است. در این اثر حدود 3436 گفتار از بزرگان صدر اسلام و عارفان نخستین قرون اسلامی با طبقه بندی موضوعی در 127 باب گردآمده و به نام بیش از 800 سالک، عارف و زاهد اشاره شده است. علاوه بر آن قاضی اعرج آیات متعددی از قرآن کریم، ابیات عربی، فارسی و احادیث نبوی را برای تبیین موضوع های مختلف به عنوان شاهد، آورده است. میامن التّرجمان و مونس الانسان از زمان مترجم تاکنون ناشناخته مانده و در کتاب های فهرست نسخ خطّی، هیچ یک از نسخه های مختلف این کتاب معرّفی نشده است. این کتاب بی شک جزو منابع دست اوّل زهد و اخلاق اسلامی - ایرانی است. از ترجمه محمود بن حسن قاضی اعرج سه نسخه در دست است که هر سه در کتابخانه ملی تاجیکستان موجودند و نیز دو نسخه یکی در لاهور و دیگری در ماوراءالنهر دیده شده که هیچ کدام در دست نیست. در این مقاله پس از معرّفی اجمالی قاضی اعرج و نسخه های میامن التّرجمان، برخی از ویژگی های رسم الخط نسخه اساس و مشخّصات فکری، زبانی و ادبی آن با ذکر نمونه هایی ارائه می شود. روش پژوهش حاضر به شیوه اسنادی و کتابخانه ای و برپایه مقابله نسخ بدل با نسخه اساس و ثبت اختلاف نسخ است.
دگردیسی اسطوره در غزل های حسین منزوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حسین منزوی (۱۳۲۵- ۱۳۸۳) با به کارگیری زبان امروزی و تحوّلاتی که در عرصه غزل به وجود آورده است، جزءِ نوآوران این عرصه شمرده می شود. از ویژگی های بارز غزل های منزوی استفاده از اساطیر به ویژه اسطوره های ملی و حماسی است. شیوه پردازش این اسطوره ها و گاه گزینش یکی از ویژگی های این اساطیر، نشان دهنده اهمیت آن جنبه، از نظر منزوی است؛ هرچند عناصر اسطوره ای رایج نیز در غزل های منزوی حضوری پررنگ و برجسته دارند. نگارندگان با روش توصیفی- تحلیلی مبتنی بر متن غزلیات منزوی با پاسخ به این پرسش بنیادی که منزوی چگونه و با چه شگردی، ساختار دیگری از تلمیحات اسطوره ای را در غزلیات خود طرح می کند؟ می کوشند نگاه دیگرسانِ شاعر به این عناصر اسطوره ای را کشف و استدلال کنند، تلفیق اساطیر سبب درهم شکستن زمان و مکان در غزل های منزوی شده و این کارکرد، به بازآفرینی اسطوره ها و بازتولید روایات تاریخی و داستانی در بافتی نو و دارای ظرفیّت های معنایی و دلالت گریِ تازه در شعر منزوی منجر شده است. تغییر نقش اسطوره ها به صورت کاربرد اساطیر مذهبی در شعر تغزلی یا اساطیر عرفانی در شعر ملی، تلفیق اسطوره ها با طبیعت، تبدیل شدن اسطوره به استعاره مفهومی، شکل گیری خیال های نو سوررئالیستی و اندیشه تکامل به واسطه توجه خاصّ وی به کارکردهای اساطیری خورشید از جمله مواردی است که از شگردهای نوگرایانه منزوی در کاربرد عناصر داستانی و اسطوره ای شمرده می شود.
بررسی تمثیل های اقناعی در مثنوی طاقدیس ملااحمد نراقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شاعرانی وجود دارند که علاوه بر بکارگیری تمثیل و انواع شناخته شده ی آن، از گونه ی دیگر تمثیل با عنوان تمثیل اقناعی استفاده می کنند تا مخاطب را نسبت به حرفی که می زنند اقناع و راضی کنند. آشنایی بیشتر با تمثیل اقناعی به عنوان روشی جهت پرورش معانی، این ضرورت را ایجاد کرد که پژوهش حاضر با هدف بررسی تمثیل های اقناعی در مثنوی طاقدیس ملا احمد نراقی به نگارش در آید. در این نوع تمثیل که بسیار کوتاه و در حد چند بیت می باشد اغلب شاعر در پی خرسند نمودن مخاطبانش، مثالی روشن و آشکار و گاهی در میانه ی حکایت و داستان های خود بیان می کند. این نوع تمثیل بیشتر به عنوان زیر مجموعه ی استدلال و از راه های پرورش معانی محسوب می شود. از آنجایی که تاکنون پژوهشی در این خصوص به نگارش درنیامده و کاری کاملاً نو است نگارنده در پی آن شد تا پژوهش حاضر را با روش توصیفی- تحلیلی و همچون دیگر کارهای پژوهشی رشته علوم انسانی به صورت کتابخانه ای انجام دهد و از ابزارهایی همچون فیش و نمونه برداری از کتب و مقالات معتبر استفاده کند.. در این پژوهش، شواهد و مصادیقی از تمثیل های اقناعی در مثنوی طاقدیس استخراج و تحلیل و بررسی شدند. یافته های پژوهش نشان داده که نراقی با هدف راضی کردن مخاطبان، تمثیل های اقناعی خود را که از عناصر سازنده ایی همچون پدیده های طبیعت، کارهای روزمره، حیوانات و ... که همگی محسوس و ملموس هستند بکار برده است.