فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۰۱ تا ۱٬۳۲۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
عناصر طبیعت یکی از گسترده ترین ابزارها برای آفرینش خلاقیت های هنری است زیرا تخیل را حاصل کشف رابطه ای تازه و شگرف میان عناصر طبیعت با سرشت یا با تفکر انسان دانسته اند. در پژوهش حاضر اشعار کسرایی از لحاظ نگرش تازه ای که به طبیعت دارد، مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات کتابخآن های انجام گردید. کسرایی از چهره های سرشناس شعر سیاسی و اجتماعی است لیکن زبان شعر او، زبانی «تغزل گرا» است. مرور اشعار سیاوش کسرایی نشان می دهد که طبیعت نقشی اساسی در سبک شناسی شعر او دارد به گونه ای که می توان با بررسی دقیق اشعارش به شیوه ها و نگرش تازه ای از کاربرد این عناصر دست یافت. کسرایی با استفاده از روش هم پیوندی عینی یا «این همانی» پیوندی میان عناصر طبیعی و ذهنیت خود ایجاد می کند که از بهترین روش های ممکن برای «نشان دادن» عواطف، احساسات درونی و تفکرات سیاسی و اجتماعی است. کسرایی به طبیعت به عنوان نماد و یک معشوق می نگرد و در شرایط دشوار اجتماعی و روحی، همچون شاعران رومانتیک، بدان پناه می برد. بسیاری از عناصر خیال شعر کسرایی، از جمله تشبیهات شگرف او، حاصل کشف رابطه ای تازه میان طبیعت با تفکرات اوست. تلطیف زبان، به دلیل بسامد زیاد عناصر طبیعت و هماهنگی تصویر و محتوای شعر از دیگر مواردی است که نگرش تازه او را در به کارگیری عناصر طبیعت نشان می دهد.
بررسی فرافکنی در قالب تمثیل در منطق الطیر عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرافکنی در رفتار، گفتار و احساسات افراد و بخصوص در ادبیات فارسی وجود دارد و آثار آن در ارتباطات انسان با افراد و با جهان بیرون مشهود است که در قرون اخیر به عنوان یکی از مباحث علم روانشناسی مطرح شده است. رد پای این مفهوم در آثار کلاسیک بخصوص منطق الطیر عطار نیشابوری در شرح ماجرای سی مرغ در جستجوی سیمرغ دیده می شود؛ پرندگانی تمثیلی و نمادین که به دنبال محبوب ازلی و ابدی رهسپار سفری پر مخاطره هستند؛ گروهی از پرندگان بر حسب بینش درونی خود از رفتن در این راه امتناع می کنند و مطلوب غیر حقیقی را بر می گزینند و پندار خود را به محبوب حقیقی فرافکنی می کنند و در نهایت گروهی اندک به محبوب می رسند. روش تحقیق در این پژوهش بر مبنای هدف، توصیفی– تحلیلی است. یافته ها نشان می دهد که شکل فرافکنی با توجه به نمادین بودن شخصیت ها متفاوت است و از آنجایی که وحدت موضوع در کل اثر وجود دارد نوع فرافکنی ها نیز از یک موضوع یکسان تبعیت می کند که در قالب جهان بینی های مختلف شخصیت ها مطرح شده است. در نتیجه هر کدام از شخصیت ها به نوعی ویژگی ها، افکار و احساسات خود را به مطلوب فرافکنی کرده اند و به سرکوبی یا انکار توانایی های خود پرداخته اند.
ساختار های تمثیلی و انواع آن در کلیله و دمنه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با عنوان ساختار های تمثیلی در کلیله و دمنه ، به تبیین این موضوع با محوریت نقش سازنده ی تشبیه در ساختار روایی حکایتهای تمثیلی و متن کلیله و دمنه پرداخته می شود . استفاده از تمثیل ، به عنوان ویژگی سبکی این کتاب شمرده میشود. محقق با بررسی متن کتاب کلیله و دمنه انواع تمثیل و ساخت های گوناگون آن ،که در خدمت تمثیل بوده اند را برشمرده است . این تحقیق با هدف برجسته سازی و مشخص کردن کاربرد تمثیل در کتاب کلیله و دمنه انجام شد و اهمیت آن در این است که تمثیل جایگاه ویژه ای در متن کتاب کلیله و دمنه دارد که در مقایسه با سایر صور خیال و عناصر ادبی کمتر مورد توجه بوده است . تصویر سازی و ایجاد هنر های زبانی که به خلق جملات بی مانند و ایجاد روابط خاص میان واژه ها می انجامد از این ویژگی هاست . در این پژوهش محقق دریافت ساخت های گوناگون از تمثیل و حکایت تمثیلی در این متن به چشم می خورد . چهار نوع ساختار تمثیلی درکتاب کلیه و دمنه می توان یافت. پس از بررسی و فیش برداری از منابع دست اول و کد گذاری فیش ها پژوهشگر به تحلیل داده ها اقدام خواهد کرد . این پژوهش به شیوه ی توصیفی و تحلیلی انجام شده است .
اخلاق در آینه اشعار لسانی شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
36 - 66
حوزههای تخصصی:
ایرانیان از دیرباز به اخلاق و انسان مداری اهمیت می دادند. اندرزنامه های به جا مانده از دوره پیش از اسلام و فراوانی حکایات اخلاق محور در متون پیشنیان گواه صادق این مدعاست. از آنجا که تأکید بر آموزه های اخلاقی غالباً برآمده از جامعه های متمدن و خداباور است، محوریت اخلاق و فرهنگ را در دوره پس از اسلام نیز شاهدیم. یکی از مظاهر آشکار آن، مباحث اخلاقی و تعلیمی، در میان آثار شاعران گذشته تا به امروز ماست که بیش و کم همه شاعران در این مقوله مضمون آفرینی و قلم فرسایی کرده اند. لسانی شیرازی شاعر برجسته قرن دهم نیز از شاعرانی است که مباحث اخلاقی و تعلیمی در اشعار او نمودی آشکار دارد. در این پژوهش، در ابتدا مختصری از زندگی لسانی و تعریفی از اخلاق ارائه گردید و در ادامه مکارم و آفات اخلاقی مستخرج از دیوان شاعر به همراه شواهد مثال ذکر گردید. مکارم اخلاقی با یازده بخش و مجموعاً شامل چهل و دو شاهد مثال است و آفات اخلاقی را با دو منشأ عوامل نفسانی و عوامل فکری و ذهنی بیان کردیم که عوامل فکری و ذهنی مبادرت به خطا در سه بخش، با ده شاهد مثال و عوامل نفسانی در شانزده بخش، با صد و نه شاهد مثال ذکر گردیده است.
بررسی تطبیقی حکایت شیخ صنعان عطار با رمان انگلیسی سیر و سلوک زائر جان بانین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
49 - 65
حوزههای تخصصی:
سلوک در ادبیات ایران و جهان، به ویژه در حوزه ادبیات عرفانی، جایگاه خاصی دارد. هدف از جستار حاضر، تطبیق دو اثر از ادبیات جهان شامل داستانی از ادبیات انگلیسی و حکایتی به زبان فارسی است. کتاب سیر و سلوک زائر اثر جان بانین رمانی به زبان انگلیسی است و حکایت شیخ صنعان عطار نیشابوری داستانی است که به زبان فارسی سروده شده است. در این پژوهش تلاش شد وجوه تشابه و تمایز این آثار بررسی شود. شالوده مطالعه حاضر بر پایه های مکتب ادبیات تطبیقی آمریکایی استوار است. در انجام تحقیق از منابع کتاب خانه ای و از شیوه تحلیل محتوا بهره گرفته شده است. تأکید اصلی در مکتب آمریکایی یافتن شواهد متنی و تمرکز بر جنبه های زیباشناختی آثار مورد تطبیق است. الگوی منازل هفتگانه سلوک در منطق الطّیر عطار، چارچوب اصلی پژوهش را تشکیل می دهد. این مراحل چنین نامگذاری شده است: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر و فنا. علی رغم وجود وجوه افتراق جزئی، یافته های مقاله حاکی از تطبیق مراحل یادشده با مراحل سلوک قهرمان دو داستان، ترسا و شیخ صنعان، است. پرداختن هر دو اثر به مضمون مشترک «سفر عرفانی» و تعلّق آنها به حوزه ادبیات مذهبی را می توان از دلایل اصلی بروز این تشابه دانست. معیارهایی چون روح مشترک بشری، حقیقت جویی و کمال گرایی در پیدایش چنین آثار عرفانی سلوک-محور و تطبیق پذیر، نقش ممتازی دارند.
تلفیق گفتمان ها در زندگی و شخصیت جلال الدین محمد بلخی (مولانا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲۷
187 - 161
حوزههای تخصصی:
غالباً تصور می شود گفتمان فقهی و عرفانی و به تبع آن، عرفا و فقها نسبت تخاصمی یا متضاد دارند، چنان که گویا فقه و تصوف ذاتاً غیرقابل جمع اند. نیز هر دو گفتمان اموری یک دست و بی منفذ تصور می شود که از هرگونه تداخل با یکدیگر شدیداً پرهیز دارند؛ اما در تاریخ شخصیت های متعددی ظهور کرده اند که در عین ارتقا به مناصب والای فقاهت، دارای گرایش های شدید عرفانی هم بوده اند؛ به طوری که می توان آن ها را عارف – فقیه نامید. تصورات شبیه به این، کمابیش درباره نسبت میان دو گفتمان تصوف و سیاست نیز وجود دارد. حال آن که سه گفتمان سیاسی، فقهی و تصوف در طول تاریخ وابستگی ها، پیوستگی ها و همگرایی های متعددی داشته اند. از دیگر سو، وقتی به عناصر گفتمانی سیاست، فقاهت و تصوف نگاه می کنیم، در مواردی آن ها را غیرقابل جمع می یابیم. ما در پی بررسی چگونگی تلفیق گفتمان های به ظاهر ناسازگار در زندگی و شخصیت مولانا هستیم. رویکرد ما تحلیل متنی و استفاده از نظریه تحلیل گفتمان است و در پایان نشان داده ایم که گفتمان های سیاسی، فقهی، اقتصادی و عرفانی در همه دوره های زندگی مولانا با یکدیگر تلفیق شده اند و تصوراتی که زندگی مولانا را به دو دوره کاملاً منفک و در تقابل با یکدیگر مطرح کرده اند، نادرست است.
تحریفِ گفتمان محورِ تاریخ جنبش جنگل در رمان دختر رعیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۵
199-219
حوزههای تخصصی:
زبان و آثار زبانی ازجمله نوشته های ادبی، هیچ گاه از وجوه ایدئولوژیک برکنار نیستند. هدف این پژوهش، تبیین ایدئولوژی ها و گفتمان های سیاسی خودی و دیگری در رمان دختر رعیت نوشته به آذین بود. برای بررسی، از نظریه و روش تحلیل گفتمان انتقادی (رویکردهای جیمز پل جی و نورمن فرکلاف) بهره گیری شد. با استفاده از نظریه جی، مسائل برجسته شده، هویت ها، روابط اجتماعی-سیاسی، کنش ها، منافع اجتماعی و غیره بررسی شد. نظریه فرکلاف به منظور تبیین گفتمان های خودی و دیگری به کار بسته شد. برخی دستاوردهای پژوهش بدین شرح است: در رمان، برخی مسائل سیاسی عصر مشروطه از 1286 تا 1300ش (پایان جنبش جنگل) برجسته شده است؛ مانند اوضاع نابسامان ایران، اشغال ایران در جنگ جهانی اول، استعمار انگلیس و روسیه، استبداد داخلی و مهم تر از همه جنبش جنگل و انقلاب سوسیالیستی گیلان. برخی وجوه ایدئولوژیک رمان عبارت است از: هواداری از رعیت، کارگر و پیشه ور؛ انتقاد از زمین داران و ثروتمندان؛ لزوم آگاهی و مبارزه با استبداد و استعمار برای رسیدن به جامعه آرمانی بی طبقه. به آذین عضو حزب توده بوده و رمان را به سبک «رئالیسم سوسیالیستی» نگاشته است. در رمان، گفتمان چپ (سوسیالیسم)، به صورت «خودی» و گفتمان حاکم (قاجار و پهلوی)، گفتمان اسلام گرا (تشیع) و امپریالیسم به صورت «دیگری» بازنمایی شده است. رمان، مخالف قدرتِ حاکم و وضعِ موجود و خواهان دگرگونیِ آن است. جنبش جنگل که متعهد به اسلام و تشیع بوده، با دیدگاهی منفی نمایش داده شده است. نویسنده برخی واقعیت های تاریخی را نادیده گرفته است. او نقش کمونیست ها را برجسته ساخته و اهمیت جنبش جنگل را فروکاسته و گاهی اقدامات سودمندشان را ناگفته رها کرده است. نویسنده از سران جنبش، به ویژه میرزا کوچک خان، به دلیل داشتن اندیشه های اسلامی و مخالفت با کمونیسم، انتقاد کرده و او را ساده لوح، غیرسیاستمدار، ناسازگار، پیمان شکن و ترسو نشان داده است. نویسنده انقلاب گیلان را حاصل تلاش کمونیست های ایران (هم فکران خود) می داند. بازنمایی رویدادها و هویت های رمان، با آنچه در منابع معتبر تاریخی آورده شده، متفاوت است.
نقد و ارزیابی برگردان رمان یومیات مطلقة از هیفاء بیطار در پرتو راهبردهای ترجمه عناصر ترجمه ناپذیر فرهنگی مالکوم هاروی 2000 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد و ارزیابی ترجمه متون به ویژه متون ادبی و ارائه برگردان مناسب از مفاهیم و عناصر مختلف موجود در زبان مقصد همواره مورد توجه بوده است. یکی از موضوعات حوزه ترجمه، موضوع ترجمه ناپذیری عناصر فرهنگی است. مالکوم هاروی یکی از کسانی است که در این حوزه صاحب نظر است. وی برای ترجمه عناصر فرهنگی، روش هایی نظیر معادل کارکردی، معادل زبانی، وام گیری و معادل توصیفی- توضیحی را پیشنهاد داده است. در این جستار و با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی، برگردان سید مهدی حسینی نژاد از رمان یومیات مطلقه اثر هیفاء بیطار بر اساس راهکارهای ترجمه عناصر ترجمه ناپذیر فرهنگی مالکوم هاروی و میزان مطابقت ترجمه مترجم با رویکرد مزبور مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مترجم علاوه بر حفظ و رعایت ظرافت ها و اصول زبانی و فرهنگی و نیز پایبندی به سنت ها و آداب و رسوم مربوط به ساختار زبان فارسی، تلاش و کوشش خود را در جهت عبور از ترجمه ناپذیری عناصر فرهنگی و زبانی و منطبق ساختن برگردان خود با مؤلفه های تعیین شده از سوی هاروی به کار گرفته است، هر چند که در برخی موارد می توانست علمکرد بهتری نیز داشته باشد که در خلال نمونه ها به آن اشاره شده است.
شرح اصطلاح «شاه رخ» زدن در بیتی از حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۲
169 - 185
حوزههای تخصصی:
حافظ یکی از مشهورترین شاعران سبک عراقی است که از اصطلاحات علوم مختلف و بازی های مرسوم زمان خود مانند نرد و شطرنج و... در اشعارش اندک، اما دقیق و با رعایت تمام جوانب استفاده کرده است. بهره بردن او از این اصطلاحات هیچ گاه تصنعی و غیرمنتظره نمی نماید و چهره لطیف و دلنشین غزل او را زمخت و مخاطب گریز نمی کند. او در برخی از ابیاتش از اصطلاحات شطرنج، مانند «شه انگیز»، «شاه رخ زدن» و... استفاده کرده است که فهم دقیق آن ها برای درک ظرافت این ابیات، الزامی است. در برخی موارد شارحان دیوان حافظ به درستی از عهده شرح اصطلاح و به تبع از شرح بیت برنیامده اند. در این مقاله به روش تحلیلی- توصیفی به شرح اصطلاح «شاه رخ زدن» در بیتی از حافظ پرداخته شده است. این اصلاح به معنی «جابه جایی شاه با رخ» یا «به قلعه رفتن شاه» است که باعث دور کردن خطر از شاه می شود و در هر بازی فقط طبق شرایطی یک بار امکان پذیر است و در صورت استفاده نکردن فرصت برای همیشه از دست می رود، اما در تمام شرح ها این اصلاح را با تکیه بر فرهنگ های لغت و... اشتباه معنی کرده اند.
L’étude sociocritique du discours dans Cris de Laurent Gaudé(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Le centenaire de l’Armistice de 1918 fut l’occasion de plusieurs activités commémoratives, notamment par l’intermédiaire d’une foule impressionnante de publications en France. Sur la liste de la littérature de guerre et de témoignages de cette période, on retrouve les analyses et critiques des écrits testimoniaux d’hier ainsi que les récits et romans d’auteurs d’aujourd’hui. Dans cette optique, Laurent Gaudé représente une nouvelle vision sur la Grande Guerre et ses conséquences sur l’histoire contemporaine dans son roman intitulé Cris. Dans cet écrit, la représentation de la guerre est fragmentaire et lacunaire avec des éléments de rupture et d’incohérence. Cette narration contemporaine, appuyée sur une nouvelle image du massacre, met au défi la possibilité d’exprimer totalement l’expérience du grand conflit et dénonce plutôt le vide qu’elle a causé. Contrairement à la majorité des récits consacrés à ce sujet, Cris adopte une approche antihéroïque, exposant les soldats qui ne sont pas fidèles aux valeurs supérieures de la guerre et qui sont les porte-paroles du sociolecte idéologique de l’auteur. En fait, la condamnation de la guerre l’emporte largement sur le côté héroïque du livre. L'objectif principal de cette recherche consiste à examiner les enjeux sociaux du roman à travers le discours des personnages et de révéler la société à travers le système d'expression et la structure du texte. Pour ce faire et pour mieux cerner la Grande Guerre avec ses effets dévastateurs de manière contrastive, nous nous référons à l’approche sociocritique préconisée par Pierre Zima et nous nous attardons sur l’univers social du texte par l’intermédiaire de l’approche sociocritique. Cette analyse s’efforce de déceler la socialité de l’œuvre littéraire à travers l’analyse des niveaux textuels afin de révéler les traces de la situation sociale contemporaine.
بررسی تناسبات رنگ در منظومه های هفت پیکر و هشت بهشت از منظر روانشناسی تحلیلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش دو منظومه هفت پیکر و هشت بهشت به عنوان یک پدیده زبانی، امری ظاهری فرض شده که باطن (محتوای) خود را آیینه وار منعکس می کنند. سفر بهرام رمزی از مواج است که حرکت وی می تواند نمادی از طی مراحل سلوک و مراحل تکوین آفرینش، حرکت از زمان (سیاه) به بی زمانی (سفید) و به آشتی رساندن و تعادل ابعاد وجود (سیاه و سفید به عنوان نماد دوگانگی وجود انسان) باشد. پژوهش حاضر با روش تحلیلی_تطبیقی و با هدف بررسی تناسبات رنگ با محتوای قصه های هفت پیکر نظامی و هشت بهشت امیرخسرو دهلوی و با استفاده از روان شناسی تحلیلی در پی کشف آن است که آیا رنگ هم همانند سبک می تواند هنجارهای ذهنی و زبانی خالق متن را آشکار کند. نتایج حاکی از آن است که بین هفت پیکر نظامی و هشت بهشت امیرخسرو دهلوی تشابهات سبکی فراوانی وجود دارد و هر دو شاعر از همه ظرفیت های زبانی و دلالت های عنصر رنگ برای آب و رنگ بخشیدن به محتوای داستان های خود استفاده کرده اند. عنصر رنگ در دو داستان هفت پیکر و هشت بهشت ارتباط معنایی شگرفی با داستان و محتوای آن دارد. ساختار کلی داستان ها قصه هایی است برای آزمونی معنوی و توالی آموزه ای برای تشرف قهرمان از یک مرحله به مرحله ای متعالی تر.
کندوکاو در آثار عطار در ساحت وجودشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۲
57 - 88
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی پژوهش بینارشته ای پیش روی که به شیوه توصیفی- تحلیلی و به صورت کتاب خانه ای فراهم آمده، آن است که با بررسی مثنوی های مسلم عطار (منطق الطیر، الهی نامه، مصیبت نامه و اسرارنامه که در انتساب آنها بدو شبهه ای وجود ندارد) و نیز شیوه زیست او، به دیدگاه های اگزیستانسیالیستی عطار در چهار حوزه آزادی، مرگ اندیشی، تنهایی و معناآفرینی دست یازیده، اثبات نماید که ریشه های فلسفه اگزیستانسیالیسم مانند بسیاری از اندیشه های ناب بشری از دیرباز در میان متفکران مشرق زمین وجود داشته و بعدها از شرق به غرب راه یافته است. اصول این مکتب فلسفی و اشراقی که امروزه بر بسیاری از علوم مانند روان کاوی و مردم شناسی سایه افکنده، در شالوده های عرفان ایرانی- اسلامی قابل مشاهده بوده، در افکار و آثار عطار بیشتر جلوه گر شده است. مهم ترین پرسش آن است که: اصول اگزیستانسیالیسم، چگونه در مثنوی های عطار و نیز در شیوه زندگی او متبلور شده است؟ فرضیه پژوهش این است که: مثنوی ها و شیوه زندگانی عطار، اغلبِ نگرش های اگزیستانسیالیستی، البته از نوع خداباورانه و عرفانی آن را در خود جای داده است. برخی از مهم ترین مصادیق از مفاهیم اگزیستانسیالیستی از قبیل آزادی، مرگ اندیشی، تنهایی و معناآفرینی (با رویکردی عرفانی) در آثار عطار به وفور یافت می شود. برای مثال، مفهوم آزادی و انتخاب مسیر الی الله در منطق الطیر نزد سی مرغی که در طلب سیمرغ اند، به روشنی قابل مشاهده است. در آثار عطار، مرگ اندیشی و پذیرش آن در مفهوم وصال حق است. تنهایی در اندیشه عطار جایی ندارد، زیرا دنیا جلوه گاه اوست و معشوق در دل عاشق، سکنی دارد و معنایی که عطار اگزیستانسیالیست می آفریند، قرب الی الله و وصال اوست.
بررسی و تحلیل بازنمود طالع های سعد نجوم احکامی در اشعار انوری، نظامی و مسعود سعد سلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
21 - 45
حوزههای تخصصی:
توجه گسترده پیشینیان به افلاک و حوادث فلکی موجب باور به تأثیر افلاک در زندگی انسان ها شد و این امر تا جایی پیش رفت که تمام شئونات زندگی، مانند سرنوشت انسان ها، پیروزی ها و شکست ها، خوشبختی و بدبختی، ترسالی و خشک سالی و... را در برگرفت و موجب پدید آمدن مباحث گسترده ای چون سعد و نحس نجوم، طالع بینی ها و اختیارات نجومی شد. این باور عمومی به ویژه پس از نیمه های سده پنجم هجری بسیار مورد توجه شاعران ایرانی قرار گرفت؛ به گونه ای که تفسیر بسیاری از ابیات شاعران بزرگ این دوران، بدون آگاهی کافی از دانش نجوم، باورها و احکام نجومی ناممکن است. در این پژوهش طالع های سعد در اشعار انوری، نظامی و مسعود سعد سلمان که هر سه از حکیمان آگاه به نجوم بوده اند، بررسی شده است. در نتیجه این پژوهش، 47 طالع سعد از اشعار این شاعران استخراج شده و با مراجعه به آثار معتبر و کهن نجومی، علت سعد خوانده شدن آنها توضیح داده شده است.
شخصیه محمّدعلی أکبر فی قصّه "موت سریر رقم 12" من منظور الراوی؛ دراسه نفسیه وفقا لنظریه "عقده النقص" لآلفیرد آدلر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
37-54
حوزههای تخصصی:
یُظهر الأدب وعلم النفس، على الرغم من اختلافاتهما المنهجیه، روابط عمیقه بسبب دراستهما المشترکه لتعقیدات الإنسان. وقد أدى تآزرهما إلى فهم أکثر شمولاً للإنسان وقضایاه. هذا الاندماج، ولاسیما من خلال التحلیل النفسی للنصوص الأدبیه من قبل رواد مثل فروید وأدلر، یساعد فی استکشاف أعمق للعالم الداخلی للشخصیات وتحدیاتها النفسیه. فی هذا السیاق، تناولت الدراسه الحالیه، باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی، العوامل التی تکمن وراء عقده النقص فی شخصیه محمد علی أکبر فی قصه "موت سریر رقم 12"، وهی القصه السابعه ضمن مجموعه "موت سریر رقم 12" لغسّان کنفانی، الکاتب والصحفی الفلسطینی. کما بحثت الدراسه فی علامات هذه العقده فی شخصیه محمد علی أکبر والآلیات الدفاعیه التی یستخدمها. تُشیر نتائج البحث إلى أن عقده النقص لدى محمد علی أکبر تنبع من الإهمال العاطفی والفقر الاقتصادی، مما أدی إلى قلق أساسی واعتماد تقدیر الذات لدیه على عوامل خارجیه. وتظهر هذه العقده لدیه من خلال علامات مثل الغضب الموجه نحو اکتساب الثروه، والکراهیه المعممه للمحیط، والتشاؤم المُسقط. یستخدم محمد علی أکبر لمواجهه عقده النقص، التعویض العدوانی الأدْلری مثل تکدیس الثروه والزواج من امرأه قویه، والتعویض العزائی أی الهروب فی أحلام الیقظه حول العوده المنتصره، بالإضافه إلى النکوص الفرویدی الذی یتجلى فی التعلق المفرط بالصندوق.
معرفی نسخه خطی اشعة اللوایح عبدالملک بن عبدالغفور انصاری مشهور به امان الله پانی پتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسخه های خطی گنجینه های عظیمی به شمار می روند که تصحیح و چاپ آن ها بسیار ارزشمند است. نسخه خطی اشعه اللوایح ، اثر عبدالملک بن عبدالغفور انصاری پانی پتی مشهور به امان الله، از پیروان مکتب وحدت وجود با سرسلسلگی محی الدین ابن عربی، در سده دهم هجری قمری است. این اثر تاکنون به چاپ نرسیده است. اشعه اللوایح شرحی بر رساله لوایح عارف بزرگ قرن نهم هجری، نورالدین عبدالرحمن جامی است و باتوجه به برجستگی و ارزشمندی آثار جامی، تبیین و تفسیر این شرح ضروری به نظر می رسد. از سوی دیگر، ارتباط نزدیک امان الله (با دو واسطه شاگرد جامی) نیز به ارزش و اهمیت اشعه اللوایح می افزاید. امان الله در مقدمه این نسخه، به شرح مفصلی از برخی اصطلاحات و مضامین عرفانی پرداخته است. وی با بیشتر سلاسل متصوّفه در ارتباط بوده و مطالعات زیادی بر آثار اهل عرفان و تصوف داشته است؛ به همین دلیل برای نگارش این اثر، از دانش کافی بهره مند بوده است. ازاین رو، اشعه اللوایح می تواند دریچه ای نو برای کشف، درک و دریافت اصطلاحات، مضامین عرفانی، اقوال و آموزه های بزرگان مکتب وحدت وجود باشد. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی و با انتخاب نسخه اساس و مقابله هفت نسخه موجود، به معرفی این اثر ارزشمند می پردازد.
بررسی تجددِ امثال و مراتب سه گانه آن در اندیشه مولانا و عُرفای پیش از او(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجدد امثال یکی از بنیادین ترین اندیشه ها در فلسفه، کلام و عرفان اسلامی است. براساس این قاعده، جهان به حکمِ صفات محیی و ممیت و تجلی های مستمر خداوند، دائماً در دگرگونی و تجدد است. از این منظر، تمامی موجودات و ممکنات، هم در جوهر و هم در عَرَض، دم به دم در حالِ تازه شدن هستند و هیچ امری کهنه نیست. این پژوهش با بررسی دیوان شمس و مثنوی به روش استناد کتابخانه ای، به نقد و بررسی تجدد امثال پرداخته است. از منظر مولانا در درون انسان مراتب سه گانه افکار، احوال و خیال های نو به صورت مستمر در حال تازه شدن هستند و بیانگر آنند که غم پایدار نیست. مولانا این قاعده عرفانی را با تأثیرپذیری از قرآن، احادیث و اندیشه عارفان پیش از خود و با آمیختن آن با اندیشه و شهود خویش، به وسیله تمثیل و تشبیه در بیانی شاعرانه و عارفانه بیان کرده است. این مرتبه های سه گانه برای انسان امری نو ایجاد می کنند که می تواند به رشد و تعالی او منجر شود.
تکرار تمنای کودکانه با میل به آگالمای دیگری بزرگ؛ تحلیل لکانی معلم مورچه ها و فیل کوچولو کجا خوابیدی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبب بروز بیشتر کنش های انسان به لحاظ روانی با دانش روان کاوی تبیین شده است. ژاک لکان، با بازخوانی زبانی و نمادین آرای زیست شناختی فروید، تحول بزرگی در دانش روان کاوی ایجاد کرد. بر این اساس، تمنا یا طلب، میل، کودک و دوره ی پس از کودکی خوانشی زبانی یافت. تحلیل آثار ادبیات کودک با آموزه های روان کاوانه ی ژاک لکان می تواند به عنوان روش یا دیدگاهی باشد که چگونگی عدم احراز یا تکرار تمنای کودکانه ی فرد را توجیه و تبیین کند. در این پژوهش، کوشیده ایم چگونگی تکرار تمنای کودکانه را در ساحت نمادین یا انطباق هویت ثانویه در معلم مورچه ها از محمد سهرابی و فیل کوچولو کجا خوابیدی؟ اثر میترا مسیحا روشن کنیم. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که شخصیت هایی مانند زنبور عسل، بچه اردک و در یک موضع کلاغ، به سبب دیدن تصویری خیالی از خودِ انسجام یافته در آینه ای که دیگری کوچک یا مادر آن را مقابل کودک گرفته، احساس یکپارچگی و تمامیت می کرده اند. تمنای کودکانه تا آن جا برای فرد پایدار بود که وی با فقدان موجود در خود روبه رو نشده بود و ایگو را به منزله ی هویتی اخته بازشناسی نکرده بود. همچنین، زمانی که فرد ایگو را به منزله ی موجودیتی اخته شناسایی می کند، برای اینکه بتواند دوباره منِ آرمانی خود را در مقام تمنایی کودکانه بازیابی نماید، وارد انطباق هویت ثانویه یا حیطه ی امر نمادین میل دیگری بزرگ می شود. در این مرحله، فرد از زنجیره ی دلالت امر نمادین به امیدِ احراز مجدد تمنای کودکانه ی پیشین، تبعیت می نماید؛ اما هر بار تلاش او به سبب بازنمایی شدن دالِ اضطراب، با شکست مواجه می شود. در فیل کوچولو نیز، گذر از فانتزی بنیادین و مواجهه با دال میل حقیقی، سبب رفع اختگی و بازیابی تمنای کودکانه ی پیشینِ فرد نمی شود.
ادراک مدرسان آزفا از تدریس تأملی: بررسی نقش عوامل آموزشی و تجربی در بالندگی حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی سطح ادراک مدرسان آزفا از مؤلفه های تدریس تأملی و تحلیل نقش متغیرهای آموزشی و تجربی در شکل گیری آن انجام شد. با توجه به کمبود مطالعات تجربی در آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان، این پژوهش تلاش دارد تا شکاف میان مبانی نظری و شواهد میدانی را پر کند. مطالعه به روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد پیمایشی اجرا شد. 34 مدرس آزفا از دانشگاه ها و مراکز آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان از طریق نمونه گیری در دسترس با مشارکت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بومی سازی شده از ترینح (2024) با 12 گویه در مقیاس لیکرت و چهار مؤلفه (منبع اطلاعات، توسعه تفکر حرفه ای، رشد مهارت های تدریس، و حل مشکلات آموزشی) بود که روایی آن توسط متخصصان و پایایی آن با آلفای کرونباخ 0.87 تأیید شد. تحلیل داده ها با SPSS 26 و آزمون های آماری (فریدمت، تی مستقل، تحلیل واریانس، رگرسیون، اسپیرمن) انجام گرفت. میانگین مؤلفه ها (>4) نشان دهنده نگرش مثبت مدرسان آزفا به تدریس تأملی بود، اما تفاوت معناداری میان مؤلفه ها مشاهده نشد (p>0.05). متغیرهای جمعیت شناختی (سن، جنسیت، مدرک تحصیلی) اثر معناداری نداشتند، در حالی که عوامل آموزشی و تجربی (سطح کلاس های تدریس شده، گذراندن دوره های تربیت مدرس، منبع آشنایی با تدریس تأملی) با برخی مؤلفه ها رابطه معنادار داشتند. یافته ها حاکی از آن است که تدریس تأملی مهارتی آموزش پذیر و وابسته به عوامل تربیتی است. طراحی دوره های تربیت مدرس با تأکید بر تدریس تأملی می تواند کیفیت آموزش و بالندگی حرفه ای مدرسان آزفا را ارتقا دهد.
نگاهی بر ماجرا در عرفان و تصوف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷
167 - 192
حوزههای تخصصی:
جامعه تصوف به عنوان نهادی اجتماعی دارای ادبیات و آیین ها و مناسک خاصی هستند که اجرای این قوانین و ضوابط حاکم در خانقاه ها بر مریدان و حتی بزرگان و پیر و مرشد ضروری و الزامی می باشد. یکی از این آیین ها و مناسک ماجرا گفتن است. «ماجرا» در اصطلاح صوفیه و نظام آموزش خانقاه و آداب آن، بازخواست از درویشی است که ترک ادبی نسبت به پیر یا درویش دیگر از او سر زده و او در حضور پیر باید خطای خود بپذیرد و عذرخواهی کند. با توجه به اینکه ماجرا و ماجرا گویی به صورت پراکنده در اشعار شاعران و همچنین برخی کتب صوفیه دیده می شود و تنها منابع معتبر که به طور مفصل تر به این آیین پرداخته، کتاب «اورادالاحباب و فصوص الآداب ابوالمفاخر باخرزی» و «انسان کامل عزیز الدین نسفی» است، نویسندگان در این جستار با تکیه بر این متون و دیگر متون عرفانی به بررسی و تحلیل آداب و قوانین «ماجرا گفتن» پرداخته اند که می توان به این موارد اشاره کرد: کینه به دل نگرفتن و آشکارا سخن گفتن سالک رنجیده، ماجرا گفتن در حضور پیر و جمع درویشان، پاکیزه و خالی بودن مکان ماجرا از اغیار، استغفار کردن مرید خطاکار، پرداختن غرامت و مجازاتی همچون ایستادن در صف النعال، دستار انداختن و سر و پای برهنه کردن توسط درویش خطاکار، برپا کردن جشن برای کدورت رفع شده.
مادّه تاریخ در قطعات و رباعیات میرزا سیّد یحیی مدرّس متخلّص به فدایی یزدی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
توجه به حروف الفبا برای ترتیب و تنظیم مادّه تاریخ و محاسبات نحوی به حساب جمّل و حروف ابجد از دیرباز مورد توجه و استفاده بوده است. استفاده از حروف الفبا برای انعکاس و بیان موّاد تاریخ نیازمند به هنرمندی و تسلّط خاصی است. یکی از شاعران صاحب ذوق که در دیوان ارزشمند خود به آن نظر داشته است میرزا سیّد یحیی مدرّس متخلّص به فدایی یزدی (ف 1282ه.ق)از شاعران دوره بازگشت است. هدف از نگارش این مقاله آشنایی با تاریخچه مادّه تاریخ، سپس محاسبه آن در دو قالب قطعه و رباعی با ذکر مثال هایی از آن در دیوان فدایی یزدی است. این پژوهش به شیوه تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای انجام شده و محدوده مورد مطالعه آن در قالب قطعه از نسخه خطّی معتبری به خط خود شاعر محفوظ در کتابخانه شخصی سیّد یحیی مدرّسی وامق و در قالب رباعی از نسخه خطّی معتبر در کتابخانه آیت الله مرعشی استفاده شده است. فدایی یزدی در تاریخواژه های منظوم خود از اشکال کاربرد مادّه تاریخ به ذکر تاریخ درجمله ها و واژه های معنی دار پرداخته و آن را برای بیان موضوعاتی چون ولادت، ساخت بنا، تألیف کتاب، ذاکری و ارتحال اشخاص به کار برده است که در این میان نخست مادّه تاریخ درباره ارتحال اشخاص به خصوص فوت علما و بعد ولادت بسامد بالایی دارد. وی از مجموع 88 قطعه، در 32 قطعه به آوردن مادّه تاریخ نظر داشته و کاربرد آن در قالب رباعی اندک است.