تحلیل گفتمانی تحول قدرت: از فقاهت سلجوقی تا عرفان در عصر ایلخانی با محوریت جایگاه مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۲
81-112
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل گفتمانی و چارچوب نظری ارنستو لاکلائو[1] و شانتال موفه[2]، به بررسی گذار گفتمانی از یک دولت مبتنی بر فقه تسنن به دولتی مبتنی بر تصوف در دوره تاریخی سلجوقی و ایلخانی می پردازد. این تحول با همت نظریه پردازان برجسته ای چون خواجه نظام الملک، امام محمد غزالی در ایران و به خصوص مولانا جلال الدین رومی در کانون معنوی - سیاسی قونیه، مورد تحلیل قرار گرفته است. در بخش نخست سلطنت سلجوقیان، گفتمان فقه تسنن با پشتیبانی ساختاری نهاد قدرت، به عنوان ابزاری برای مشروعیت بخشی دینی و سرکوب رقیبان شیعی، به ویژه اسماعیلیان، به هژمونی دست یافت. این فرایند ازطریق تأسیس شبکه ای از مدارس نظامیه و تدوین متون سیاسی-فقهی نظیر سیاست نامه ها به پیش رانده شد. بااین حال، با وقوع تهاجم مغولان و فروپاشی ساختارهای سنتی، ناتوانی فقه تسنن در پاسخ گویی به نیازهای عمیق معنوی، روانی و اجتماعی جامعه، بستری برای غلبه گفتمان تصوف فراهم آورد. این گفتمان، با تکیه بر دال های باطن محور، تسامح و انسان گرایی، ازطریق نفوذ عرفا در لایه های مختلف نهاد قدرت، هژمونی خود را تثبیت کرد. تحلیل این مطالعه نشان می دهد که این گذار، نتیجه یک فرایند دیالکتیکی پیچیده میان الزامات تاریخی (مانند بحران های نظامی)، اجتماعی (نیاز به معنویت جمعی) و فرهنگی (تمایل به انعطاف پذیری دینی) بوده است. این پژوهش، با ارائه تحلیل های مبتنی بر داده های تاریخی، به تبیین سازوکار های این تحول و تأثیرات بلندمدت آن بر ساختار قدرت می پردازد. [1] .Ernesto Laclou [2]. Chantal Mouffe