فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
252 - 286
حوزههای تخصصی:
بهار دانش از افسانه های عامیانه و کهن هندی به زبان فارسی با درون مایه عشقی، نوشته عنایت الله کَنَبوِه لاهوری (درگذشته 1088ق) که آن را در سال 1061ق به نام شاه جهان گورکانی تألیف کرده است. این کتاب جزوِ ادبیات داستانی، یعنی فصل مشترک داستان های عامیانه و ادبی و به شیوه داستان پردازی هندی، داستان در داستان است. داستان اصلی و طولانی آن، تخیلی و موضوعش عشق «بهره وربانو و جهاندارشاه» و مضمون داستان اصلی و عمده ترین داستان های فرعی آن، حکایت هایی در مکر زنان است. در بهار دانش، درون مایه هایی چون تغییر شکل، طلسم، جادو، تجسد در حالت تغییر شکل، آگاهی به علم خلع بدن و نقل روح از کالبدی به کالبد دیگر در سراسر فضای داستان ها دیده می شود. به علاوه حضور و تسخیر دیوان و غولان، سخن گفتن با حیوانات جادویی، بهره گیری از جادوی موجود در عناصر طبیعت و... در تمامی داستان ها وجود دارد. در این مقاله، کارکردهای جادو و یاریگران آن، اشیا و ابزارهای جادو و شیوه های استفاده از آن ها، سفرها و مکان های جادویی و موجودات فراواقعی، راه های دست یابی به عوامل جادو و باطل کننده های سحر و طلسم در حکایات بهار دانش، بررسی و تحلیل شده تا هرچه بیش تر بر اهمیت مطالعه، آگاهی و حفظ پیشینه فرهنگی و اجتماعی قصه های عامیانه که مهم ترین بس تر حضور و تجلی بن مایه های اس اطیری و کهن در میان توده مردم اس ت- تأکید شود.
بازگشت به ریشه ها: نقش بازی های محلی در توسعه گردشگری و حفظ فرهنگ بومی (مورد مطالعه: استان یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶۳
65 - 104
حوزههای تخصصی:
بازی های محلی به عنوان بخشی از میراث ناملموس فرهنگی، نقش مهمی در حفظ هویت بومی و تقویت ارتباط نسل ها با سنت های محلی دارند. احیای بازی های محلی می تواند به عنوان ابزاری مؤثر در توسعه گردشگری فرهنگی عمل کند و به ایجاد فرصت های اقتصادی پایدار و تقویت پیوندهای اجتماعی منجر شود. بازی های محلی یزد، با ریشه داشتن در تاریخ و فرهنگ بومی این منطقه، نه تنها جنبه ای سرگرم کننده دارند، بلکه بازتاب دهنده ارزش ها، شیوه زندگی و هم بستگی اجتماعی مردم هستند. با پیشرفت تکنولوژی و تغییر در سبک زندگی مدرن، محبوبیت بازی های سنتی کاهش چشمگیری پیدا کرده است. بنابراین هدف از این پژوهش معرفی و تحلیل برخی از بازی های محلی و نقش آن ها در توسعه گردشگری و حفظ فرهنگ بومی استان یزد است. در این پژوهش ضمن بررسی ابعاد آموزشی و تربیتی، تأثیرات روان شناختی و اجتماعی و سیر تحول بازی های بومی و سنتی، به تحلیل تطبیقی بازی های بومی و سنتی با سایر فرهنگ ها و جغرافیاها و اثرات این بازی ها بر هویت فرهنگی و میراث معنوی پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که بازی های محلی نه تنها جذابیت های فرهنگی منحصربه فردی برای گردشگران فراهم می کنند، بلکه فرصتی برای انتقال دانش بومی به نسل های آینده و تقویت هویت اجتماعی هستند. همچنین، احیای این بازی ها در قالب رویدادهای گردشگری می تواند به ایجاد فرصت های اقتصادی و افزایش تعاملات فرهنگی منجر شود. این پژوهش بر اهمیت برنامه ریزی و سیاست گذاری مناسب برای ترویج بازی های محلی در قالب جشنواره ها و رویدادهای فرهنگی تأکید می کند.
شگردهای زیبایی شناسانه زبان در غزل های سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زبان ادبی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
79 - 112
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل شگردهای زیبایی شناسانه و ویژگی های زبانی غزل های سعدی انجام شده است. غزل سعدی به عنوان زبان عشق، بیانگر پیوندی ناگسستنی میان عاشق و معشوق است و کلمات در آن هم نقش توصیفی و هم نقش نمادین و عاطفی دارند. زبان سعدی با بهره گیری از ظرفیت های استعاری، تمثیلی، ایهام و اشاره، امکان انتقال مفاهیم انتزاعی و عاطفی به مخاطب را فراهم می کند. در پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تکیه بر نظریه های نشانه شناسی، تحلیل زبان سعدی را بر اساس چهار محور اصلی: زبان اشارت و تمثیلی، زبان حس و دل، زبان ایهام و دلالت های چندگانه، و گزاره های حذف زبانی بررسی شده است. نتایج نشان داد که سعدی با استفاده از تمثیل و استعاره، مفاهیم عقلانی و عاطفی را به زبان محسوس نزدیک می کند و با بهره گیری از حصر و قصر، تأکید و برجستگی در سخن ایجاد می نماید. ایهام و دلالت های چندگانه، هم امکان کشف معانی متنوع و هم تعامل فعال ذهن مخاطب با متن را فراهم می آورد. زبان حس و زبان دل، جلوه های محسوس و باطنی تجربه انسانی را در غزل ها تجسم می بخشد و حذف لفظ و معنا نیز نقش زیبایی شناسانه و هنری دارد. این تحلیل نشان می دهد که سعدی با ترکیب سنت توصیفی و نوآوری خلاقانه، شبکه ای پیچیده از نشانه ها و روابط معنایی را به وجود می آورد که درک آن نیازمند توجه دقیق به زبان و بافت فرهنگی اثر است. به این ترتیب، غزل های سعدی نه تنها انعکاس احساس و تفکر انسانی اند، بلکه نمونه ای برجسته از توانمندی هنری و زبان شناسانه شاعر در ایجاد معنا و تأثیرگذاری بر مخاطب هستند.
بررسی ساختار معنایی روایت های حماسی و اساطیری ایران، هند، یونان و بین النهرین بر پایه نردبان معنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
263 - 282
حوزههای تخصصی:
الگوی «نردبان معنایی» که از مربع های معنایی متوالی تشکیل شده است، مراحل تولید معانی موجود در ژرف ساختِ روایت را از معنای اولیه تا معنای نهایی، به تصویر می کشد؛ به گونه ای که این معانی از حالت ایستایی در مربع معنایی گریماس عبور کرده و شکلی پویا یافته اند. در این مقاله برای اثبات این مسئله، به تجزیه وتحلیل چند روایت در ژانر حماسی و اساطیریِ ایران، هند، یونان و بین النهرین پرداخته شده است تا با بررسی معانی موجود در ژرف ساختِ روایت ها، ویژگی پویایی معنا در نردبان معنایی و ساختار معنایی این روایت ها بررسی شود. پس از تجزیه وتحلیل روایت های «ضحاک»، «فرود»، «رامایانا»، «گیل گمش» و «اودیسیوس»، مشخص شد که فرایند نردبان معنایی به کمک مربع های معنایی متوالی، معانی موجود در ساختار روایت را به شکلی پویا و سیال به نمایش می گذارد و در ژانرهای مختلف، قابل تطبیق و اجراست. همچنین با نردبان معنایی می توان الگوی طرحِ حرکت فاعلِ روایت در مسیر دستیابی به هدف را به وضوح مشاهده کرد و ساختار معنایی این روایت ها را بررسی و ترسیم کرد.
خشونت کلامی در حدیقه سنایی غزنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
189 - 226
حوزههای تخصصی:
حدیقه الحقیقه به عنوان یکی امهات آثار ادبی و عرفانی و از جریان ساز ترین آن ها، ظرفیت های پژوهشی بسیاری دارد. از جمله موضوعات قابل تأمل در حدیقه بحث زبان آن است. زبان حدیقه به مانند بسیاری دیگر از آثار ادبی عرفانی به شکلی غیر رسمی و نزدیک به زبان محاوره سروده شده است. این نزدیکی به زبان محاوره زمینه ورود برخی از اشکال ناخوشایند زبان را فراهم آورده است.که می توان آن ها را مصداق خشونت زبانی دانست. در این مقاله که به روش تحلیلی صورت گرفته است ابتدا مصادیق خشونت کلامی چون؛ ناسزا و دشنام، تشبیه به حیوانات، خانواده و زن ستیزی، حقیقت خودستایی و تحقیر دیگران و موارد مشابه در حدیقه استخراج شده و سپس در پیوند با گفتمان عرفانی و شرایط زیستی شاعر و همچنین واقعیت های سیاسی و اجتماعی عصر شاعر تحلیل شده است. و در پایان به عوامل احتمالی بروز چنین نوع زبانی پرداخته شده است. بنظر می رسد؛ علل ظهور خشونت کلامی در حدیقه را اولاً باید به مخاطب آثار صوفیه که عموماً عوام بودند مرتبط دانست. وجود مخاطب عام آزادی بیشتری در استفاده از ظرفیت های زبان به شاعر داده است. دلیل دیگر وجه تعلیمی ادبیات عرفانی است. ادبیات تعلیمی در مقایسه با انواع دیگر ادبی از چاشنی خشونت بیشتری برخوردار است. حیات فردی شاعر و انحطاط اخلاقی جامعه از دیگر عواملی است که در بسامد بالای خشونت در حدیقه مؤثر افتاده است .
بررسی انواع حجاب های نورانی و ظلمانی در مرصاد العباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
371 - 404
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین موانعی که عرفا در راه رسیدن به محبوب لایزالی با آن مواجه می شوند، حجاب های عرفانی است. حجاب اسم عامی است که در متون عرفانی برای هرچیزی که سدّ راه سیر و سلوک عارف شده و او را از حق باز می دارد، گذارده می شود. نجم الدین رازی در کتاب مرصاد العباد بر این مهم تاکید دارد که انسان باید به مدد شریعت و طریقت، روح گرفتار در بند جسم را به حق بازگرداند اما ودیعه های الهی نزد انسان می تواند حجابی باشد که نه تنها مانع نیل به مقصود گردد، که انسان را از صراط مستقیم دور سازد. از اینرو سالک باید انواع حجاب، چرایی وجود آنها و راه کشف این حجب را بشناسد. نجم الدین رازی در مرصاد العباد به دو دسته کلی از حجاب های نورانی و ظلمانی نظر دارد. حجب نورانی که شامل سترهایی چون عبادات صوری و صفات جمال و جلال می شوند، بسامد کمتری نسبت به حجاب های ظلمانی دارند. در نگاه رازی حجاب های ظلمانی، به مواردی چون حجاب بشریت، نفس، تقلید، عبارت، تلوین و عقل تقسیم می شوند. رازی بر آن است که آدمی تنها به مدد ذکر حقیقی می تواند، ستر ظلمت را زدوده، به شهود و در غایت به قرب حق، قرب نوافل، نائل شود. در پژوهش پیش رو، نویسنده برآن است تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی از چیستی، چرایی و انواع حجب ظلمانی و نورانی در مرصاد العباد و راه های زدودن آن از منظر نجم الدین رازی پرده بردارد.
Perception, Disappearance, Transmission and Multiple Identities as the Products of Change in The Chronicles of Narnia
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۷, No ۲, Spring and Summer ۲۰۲۵
169 - 185
حوزههای تخصصی:
This paper seeks to explore C. S. Lewis's The Chronicles of Narnia under the light of Paul Virilio's framework of thought. Virilio's concept of dromology explains the way people see things change as they move faster, and how this affects the way they see other people and things around them. This can lead to a greater sense of control and surveillance. The study argues that the robots in Lewis's stories represent future humans brought closer through advanced technology that transcends time limits. Lewis's characters are like a reflection of the reader. They help the reader see themselves and their dreams in a new way. Lewis has addressed how these characters see the world changes them into different creatures, in that the way they see the world affects how they see themselves. Lewis's characters can be observed as the people who represent the society. This paper demonstrates that the characters in the series are cyborgs and live in a cyborg world. To support this argument, the principles of the panopticon theory are needed to indicate how the characters seem to have a purpose with reference to the pejorative aspects of human’s psyche.
انسان گرایی لیبرال و صهیونیسم: نگاهی به نمایشنامه های راه اندوه و دیوار اثر دیوید هِر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیطره صهیونیستی بر فرهنگ و اندیشه غرب پس از جنگ جهانی دوم بیش از پیش در ادبیات معاصر نمایان می شود. هم زمانی و پیوند تشکیل اسرائیل به سال 1948 با مساله هولوکاست و همچنین نفوذ و تسلط صهیونیست ها بر صنعت فرهنگ در غرب به تبع آن منجر به تولید حجم عظیمی از آثار هنری و ادبی توسط هنرمندان و نویسندگان یهودی و غیریهودی، بویژه در آمریکا و انگلیس، می شود که البته تصادفی نیست. پژوهش حاضر با تکیه بر آرای ناقدان و نظریه پردازانی چون ادوارد سعید (Edward Said) و ایلان پاپه (Ilan Papé ) در صدد است تا نمایشنامه های راه اندوه (1998) (Via Dolorosa) و دیوار (2009) (Wall) نوشته دیوید هِر را بررسی کند. نگارندگان برآنند تا پس از بررسی سبک خاص نمایشنامه نویسی هِر، به تحلیل موشکافانه این دو نمایش با تکیه بر موضع لیبرال اومانیستی وی بپردازند. آن چه در این گفتار موکد می شود موضع یک بام و دو هوای هِر است به عنوان فردی با داعیه عدالت خواهی و آزادی خواهی در مواجهه با مسائل انگلیس و همچنین خاورمیانه، که ریشه در تناقضات بنیادین گفتمان انسان گرایی لیبرال دارد. نگارندگان نشان می دهند چگونه آثاری به ظاهر مستند و بی طرف، به واقع روایت هایی شبه تبلیغاتیند برای سفیدشویی اشغالگری و جنایت های بیشمار صهیونیست ها.
بررسی تأثیر جنگ ناسیونالیستی جهانی دوم بر آرمان خانواده در اتوبیوگرافی مثلاً برادرم اثر اووه تیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات معاصر آلمان به گونه ای چشمگیر با جنگ جهانی دوم و حاشیه های آن گره خورده است، جنگی که بسیاری از آلمانی ها در ابتدا شور و اشتیاق وافری به آن نشان دادند و آن را "ملی گرایی خاص آریایی" قلمداد و پس از پایان جنگ آن را یک اشتباه فاحش تاریخی نامیدند. موضوع جنگ جهانی دوم تا سالیان متمادی یکی از ارکان مهم ادبیات معاصر بوده و در این میان نویسندگان برجسته ای ظهور کردند که به عینه شاهد جنگ و خرابی های آن بودند. از جمله ی این نویسندگان، اووه تیم است که با اثر خود مثلاً برادرم، زندگی خانواده ی خود را که تحت تأثیر مستقیم جنگ جهانی دوم و پیامدهای آن قرار دارد به چالش کشیده و با زبانی صریح و در عین حال نیشدار تأثیر مخرب این پدیده را بر روابط خانودگی به تصویر می کشد. در این اثر، برادر اووه تیم، محور اصلی داستان است، ولی سرگذشت پدر و مادر و خواهر وی نیز با سرنوشت او عجین شده است. اووه با آنکه هنگام فوت برادر، سه ساله بوده و تنها تصاویر مبهمی در ذهن دارد، با استفاده از عکس ها و نامه هایی که برادرش از میدان جنگ با خانواده ی خود ارتباط برقرار کرده، کمک گرفته تا این اثر را خلق نماید. جستار ذیل بر بستر تصویر بینش یک خانواده ی آلمانی به جنگ ناسیونالیستی جهانی دوم در اثر مثلاً برادرم، تأثیر جنگ بر روابط خانوادگی بین اعضای خانواده ی تیم را که به تبعیض بین فرزندان از طرف والدینش منجر می شود، مورد مداقه قرار داده است.
بررسی روانشناختی عنصر شخصیت اول در رمان آتش بدون دود اثر نادر ابراهیمی با تکیه بر الگوی کنش کامل کارل رانسوم راجرز
حوزههای تخصصی:
کارل راجرز، روانشناس انسان گرا با تأکید بر تجربه های فردی، نظریه کنش کامل را ارائه کرده است که نشان می دهد احساس آزادی، اعتماد به عواطف درونی و تجربه پذیری، مهم ترین مولفه های روان سالم را تشکیل می دهند. پژوهش حاضر کنش و رفتار دو شخصیت اصلی در رمان هفت جلدی آتش بدون دود : 1- گالان اوجا 2- آلنی آق اویولر را بر اساس نظریه کنش کامل راجرز و به شیوه تحلیلی- توصیفی مورد نقد روانشناختی قرار می دهد. هدف از انجام این پژوهش، واکاوی و مقایسه کنش های روانی اشخاص اول رمان آتش بدون دود است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که گالان شخصیت اول رمان آتش بدون دود در جلد نخست، به دلیل تعصبات قبیله ای، جنگ و خونریزی، بهره اندکی از مولفه های کنش کامل دارد و حیاتی روان پریشانه را تجربه می کند؛ در مقابل، شخصیت آلنی قهرمان جلد دوم تا پایان جلد هفتم، کاملاَ با مولفه های کنش کامل مطابقت داشته و نمونه کاملی از روان سالم نوع آدمی را به نمایش می گذارد. نتیجه آنکه رمان آتش بدون دود در پرداخت اشخاص اول رمان، ایستا و ثابت نیست؛ بلکه مسیر تطور و تعالی را طی می کند و با ایجاد تقابل و تفاوت در اشخاص اول رمان، مراحل بلوغ فکری و روانی انسان معاصر را به تصویر می کشد.
Ralph Waldo Emerson’s Empirical Knowledge and Transcendental Experience through the Prism of Life and Intuition: A Phenomenological Reading
حوزههای تخصصی:
This study explores the analogy between Ralph Waldo Emerson’s Transcendentalism and his mystical experience through a phenomenological lens, emphasizing cross-cultural cognitive dimensions and their impact on the concept of universality. The research addresses the contemporary relevance of this analogy in an era marked by scientific advancements that, while clarifying many misconceptions, fail to provide existential reassurance or answer all human inquiries. This reflective inquiry seeks to understand reality and the rational linkage of events by engaging with life’s forces, which are integral to human wonderment. The methodology involves a comparative analysis of Emerson’s themes of intuition, light and knowledge alongside Tymieniecka’s Phenomenology of Life. The study does not aim to offer practical solutions but rather provides a philosophical account of intuition’s role in human experience, addressing fundamental challenges at their core. The findings suggest that Emerson’s mystical experiences, when analyzed through his themes of light, intuition and knowledge, align with phenomenological signification on an intuitive basis. Emerson’s Transcendentalism reflects life’s ontopoietic dynamism, perceiving universal structures akin to eidetic intuition essential for mental functionality. This study underscores the philosophical potential inherent in merging transcendental thought with phenomenological inquiry, offering new insights into understanding universality across literary contexts.
Metamorphic Narratives: A Comparative Study of Transformation in Gholam Hossein Saedi's The Cow and Franz Kafka's The Metamorphosis
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۷, No ۲, Spring and Summer ۲۰۲۵
105 - 127
حوزههای تخصصی:
This study employs the framework of Influence Studies within Comparative Literature to explore the impact of Franz Kafka (1883-1924) on Gholam Hossein Saedi (1936-1985). The primary focus of this comparative study is to assess the quality of influence and elucidation regarding the overarching perspective on loneliness, isolation, identity crisis, and metamorphosis, ultimately aiming to comprehend the similarities and distinctions between Gholam Hossein Saedi's The Cow (1965) and Franz Kafka's The Metamorphosis (1915). The present research, conducted through a descriptive-analytical approach and grounded in the French school of comparative literature, concerned with influence studies, determines that the central theme of Kafka's novel revolves around human destiny, which is altered by societal issues. Both narratives illustrate the transformation of their main characters into non-human forms, emphasizing the alienation and isolation faced by individuals in contemporary society. Kafka examines the absurdity of human existence through Gregor's transformation and his subsequent ostracism by society, while Saedi sheds light on the struggles of marginalized communities through Mashd Hassan's change into a cow. The findings of this study demonstrate that Saedi, influenced by Kafka, has adapted and expanded the notion of metamorphosis in The Cow, thereby enriching the landscape of Persian literature.
Maurice Blanchot: réécrivain du Terrier de Franz Kafka(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Si Blanchot est un des plus grands écrivains du siècle dernier, c’est, en partie, parce qu’il ne se contente pas d’écrire : il s’efforce de réécrire les textes dont il propose une critique. Non qu’il estime le livre médiocre, mais parce qu’il pense qu’une médiocre étude est celle qui n’en restitue que le contenu ; non qu’il ait à cœur de corriger l’auteur, mais parce qu’il a à dédain de poser sur son œuvre un regard aussi objectivant que s’il continuait, lui, à être le sujet du discours. Qu’on se penche par exemple sur « Le dehors, la nuit », l’article où Blanchot évoque, entre autres, Le Terrier de Franz Kafka, et on le verra abolir les limites entre critique et fiction et prolonger l’état d’inachèvement dans lequel l’écrivain tchèque avait laissé sa nouvelle. Nous reviendrons dans notre contribution sur l’entretien que l’auteur de L’Espace littérature engage dans son article avec celui du Château, et ce dès les premières lignes. Nous verrons comment la nuit y devient un personnage de Kafka et la bête une figure de Blanchot, et comment ce qui est à l’œuvre dans Le Terrier l’est également dans tout récit, et jusque là où on n’en décèle aucun.
Former les traducteurs à la post-édition: enjeux, défis et stratégies pédagogiques à l’ère de l’intelligence artificielle(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Les avancées des technologies d’intelligence artificielle, y compris des outils de traduction automatique tels que Google Translate, DeepL et ChatGPT, ont profondément transformé le domaine de la traduction et fait de la post-édition une compétence essentielle pour les traducteurs modernes. Cet article examine les défis et opportunités liés à l’enseignement de la post-édition aux étudiants en traduction. Cette étude analyse les performances de 30 étudiants en licence et master de traduction dans le domaine de la post-édition. Ces étudiants ont travaillé sur des traductions automatiques de textes techniques, littéraires et culturels, et les résultats ont été évalués en termes de qualité linguistique, de cohérence stylistique et d’adaptation culturelle. Les résultats montrent que la post-édition a permis des améliorations significatives des traductions automatiques, avec des scores passant de 3,2 à 4,4 pour la qualité linguistique, de 2,8 à 4,0 pour la cohérence stylistique et de 2,5 à 4,1 pour l’adaptation culturelle. Cette recherche souligne l’importance d’intégrer des exercices créatifs, l’utilisation d’outils avancés de traduction et une réflexion sur les enjeux éthiques dans la formation. Face au rôle croissant de l’intelligence artificielle, il est impératif de préparer les futurs traducteurs à la post-édition afin d’optimiser la productivité tout en maintenant une qualité professionnelle élevée.
از رویداد تاریخی تا روایت ادبی خوانش رواییِ رویداد تاریخی «استخلاص بخارا» در تاریخ جهانگشا با استفاده از نظریه دیوید هرمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال ۳۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳ (پیاپی ۹۸)
215 - 238
حوزههای تخصصی:
رویداد تاریخی استخلاص بخارا از آن دسته رویدادهای پراهمیتی است که مورّخان متعدد آن را ضبط کرده اند. ضبط این رویداد در تاریخ های گوناگون از تفاوت رویکردها و نوع نگاه مورّخان به موضوع تاریخ نگاری و شرح رویداد حکایت می کند. در برخی از این متون، روایات با تفصیل بیشتری همراه است و رویداد از حالت گزارش تاریخی خارج شده است. یکی از مورّخانی که با رویکردی فراتر از گزارش این رویداد را ثبت کرده، عطاملک جوینی، صاحب تاریخ جهانگشا، است. در تحلیل روایت جوینی، عوامل متعدد مخاطب را متقاعد می کند که او نه تنها با هدف ارائه گزارش، بلکه با چشم اندازی فراتر از آن رویدادها را ثبت و ضبط کرده است. در جستار حاضر، با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد روایت شناسی، رویداد تاریخی استخلاص بخارا کاویده شد. تحلیل براساس نظریه چهارسطحیِ تحلیل روایت دیوید هرمن صورت گرفته است. این نظریه روایات را در چهار سطح واقع شدگی، توالی رویدادها، جهان پردازی/جهان پریشی، و هم حسی بررسی می کند و میزان روایتمندی در رویداد را نشان می دهد. در سطح اول روایت جوینی (واقع شدگی)، موضع راوی در چهار چهره قابل تشخیص است؛ به بیان دیگر، جوینی هربار با قرارگرفتن در یکی از قالب های نگارنده (گزارشگر و یادآور) و بازگو (گزارشگر، پنددهنده) از شگردهایی بهره می گیرد که رویداد را از حالت گزارشگری خارج می کند و آفرینشی ادبی ترتیب می دهد. در سطح دوم (توالی رویدادها) نیز، جوینی با چینش رویدادها درقالب یک نظام علّی، آغاز و میانه و پایان روایت را که مستلزم پیرنگ روایی است به خوبی تنظیم می کند. جوینی در پرداخت این روایت، رویدادهای اصلی و فرعی را تنظیم کرده است. این تنظیم رویدادها و چینش دقیق به همراه توصیفات دقیق از زمان و مکان روایت، شیوه جوینی را در پرداخت سطح سوم روایت (جهان پردازی) روشن می کند. درنهایت نیز، در سطح چهارم روایت، جوینی با سه شیوه به خواننده حالت هم حسی القا می کند. باید در نظر داشت که القای این حالت در متون تاریخی کمتر حس می شود؛ این درحالی است که شیوه مورخان ایرانی در گزارش صرف نمی شود و هدفی موازی با آن در نظر دارند که می توان از آن با عنوان اصل تعلیم درجهت تأثیرگذاری بر مخاطب یاد کرد. جوینی در این سطح با اتخاذ سه شیوه متمایز، یعنی توصیف براعت استهلال گونه در آغاز روایت، ترکیب کلام با تصویر، و نقل اشعار و امثال درجهت دنبال کردن خط تعلیم، بر نظام احساسی مخاطب اثر می گذارد و احساس را به ادراک تبدیل می کند. درنهایت، از این فرآیند اندیشه ای مرکزی در مخاطبان ایجاد می شود. این فرآیند به ایجاد یکی از عناصر مهم روایتمندی منتهی می شود که به معنای گذر از سطح گزارش صرف و رسیدن به سطحی از آفرینش ادبی است.
تحلیل داستان موسی و شبان بر اساس نظریه انتخاب گلسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۰
109 - 138
حوزههای تخصصی:
ویلیام گلسر نظریه پرداز امریکایی با ارائه نظریه انتخاب، سهم مهمی در تغییر روان شناسی کنترل بیرونی به کنترل درونی با تأکید برمسئولیت پذیری، واقعیت پذیری و انتخاب ایفا کرد. تئوری انتخاب می گوید تمام آنچه از ما سرمی زند رفتار است و تمام رفتارها انتخاب می شوند و همواره از سوی ژن ها و از درون برانگیخته می شویم تا پنج نیاز اساسی خود را برآورده کنیم: نیاز به عشق و احساس تعلق، قدرت و پیشرفت، آزادی، تفریح و بقا.در این نظریه همه ما دنیایی به نام دنیای مطلوب داریم. تصویر ذهنی خاصی از یک جهان آرمانی که دوست داریم در آن زندگی کنیم که هسته اصلی زندگی ما است. این پژوهش بر آن است تا به شیوه تحلیلی – توصیفی با تکیه بر تئوری انتخاب ویلیام گلسر، الگوی رفتاری دو شخصیت برجسته داستان، موسی و شبان را تدوین نماید. نتایج پژوهش حاکی از آن است که موسی و شبان هر یک راه های مختلفی برگزیده اند.موسی با توجه به قدرت پیامبری و اقتدار معنوی خود انتخاب شبان را انکار کرده و او را مورد مذمت قرار می دهد. خداوند موسی را سرزنش کرده و مسئولیتش را به او یادآوری می کند.انتخاب شبان مورد تأیید و عنایت الهی قرار می گیرد و در طرفه العینی از وادی شریعت به طریقت اوج می گیرد و به حقیقت می رسد.
پیوند تشیّع با وجوه حیات سیاسی و حِکمی سدهٔ یازدهم هجری در اندیشهٔ زلالی خوانساری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵
11 - 52
حوزههای تخصصی:
ادیبان پارسی گوی عصر صفوی با توجّه به شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این دوره به ویژه یکپارچگی ایران زمین در بستر رسمیت و فراگیری مذهب امامیهٔ اثنی عشری و سلطنت دودمان سیادت تبار صفوی از حیث نمود هویّت ایرانیان، سهم بزرگی از بازتاب هویّت ایرانی در تاریخ این سرزمین را به خود اختصاص داده اند. در این میان، زلالی خوانساری، از شاعران برجستهٔ اواخر سدهٔ دهم و اوایل سدهٔ یازدهم هجری در روزگار شاه عباس صفوی (996-1038ق)، در کلّیات خود به طرز وسیعی به وجوه حیات سیاسی و حکمی سدهٔ یازدهم هجری پرداخته است. تحقیق حاضر بر آن است تا از منظر تاریخی و به روش توصیفی-تحلیلی با اتّکا بر منابع تاریخی و ادبی عصر صفوی به خصوص کلّیات زلالی خوانساری به این پرسش، پاسخ دهد که جایگاه وی در بیان پیوند تشیّع با وجوه حیات سیاسی و حکمی سدهٔ یازدهم هجری چگونه است؟ دستاوردهای مطالعه و پژوهش حاضر، بیانگر آن است که زلالی خوانساری به عنوان ادیب و شاعر چیره دستی که در طرز شاعری و استفادهٔ مطلوب از اسالیب و صنایع ادبی مورد توجّه شاعران و ناقدان ادبی عهد صفوی واقع شده، به روشنی از عناصر گوناگون دخیل در هویّت سرزمینی، قومی، فکری و مذهبی ایرانیان بهره برده و در اجزاء و قطعات مختلف کلّیات منظوم خود به کار بسته است. و از این حیث، ضمن آنکه تأثیر عمیق خویش از هویّت ایران یکپارچهٔ شیعی عصر صفوی را نشان داده است، با توانمندی تحسین برانگیز خویش در استفاده از ابزار ادبی و شاعری، جهت نمایاندن ابعاد گوناگون هویّت مزبور، توفیق بسیار یافته است.
کمال گرایی در آثار عطار براساس دیدگاه اخلاقِ مراقبت و همدلی نل نادینگز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عطار نیشابوری(540 – 618 هه. ق)، در آثار خویش به موضوع انسان، کمال و سعادت او و راه های رسیدن به آن پرداخته است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، تلاش دارد تا وجوه اشتراک کمال گرایی را در آثار عطار براساس آرای نل نادینگز (قرن بیستم) مفسر تعلیم و تربیت در خصوص اخلاق مراقبت و همدلی به مثابه نظام ِ ارزشی انسانی تبیین سازد. محور معنویت، در زندگی آدمی، در جهت کمال و ارتقای روحانی انسان، اهمیت وافری دارد. براساس باور نل نادینگز، مراقبت، اساس روابط انسانی را تشکیل می دهد. براساس ماحصل تحقیق، روابط مراقبتی، همدلی و توجه به دیگری دارای اهمیت ویژه ای در اخلاق مراقبت است؛ به نحوی که کل زندگی شخص را تحت تأثیر قرار می دهد. تمام فعالیت های ما و ارزش های زندگی، حول مراقبت نظم پیدا می کند. آثار عطار نیز مؤلفه های اخلاق مراقبت را بازنمایی می کنند و دارای تمامی ویژگی های اخلاق مراقبت هستند. اخلاق مراقبت در آثار عطار، نگرشی اخلاقی مبنی بر انسجام بخشی مطلوب به جامعه است و به عنوان ارزشی انسانی، مدّ نظر قرار می گیرد و می تواند در جامعه ترویج شود تا در کنار سایر رویکردهای اخلاقی، پاسخگوی بخشی از نیاز امروزی جامعه باشد.
استعاره مفهومی عشق در دفتر چهارم مثنوی معنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۱
101 - 132
حوزههای تخصصی:
استعاره مفهومی رویکردی نوین به متون ادبی است که با کمک آن می توان از راهبرد و تجربه موجود از مفاهیم عینی به درک مفاهیم انتزاعی رسید و در نهایت، اندیشه های پنهانی نویسنده را برای مخاطب آشکار کرد. از آنجا که زبان عرفان، زبان رمز و اشاره است، بنابراین گاه شاعر، قالب این قواعد را برای بیان اندیشه ها و تجربه های خود تنگ می بیند و از ابزار استعاره بهره می گیرد. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی در نظر دارد به بررسی استعاره مفهومی عشق در دفتر چهارم مثنوی معنوی بر اساس نظریه لیکاف و جانسون بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که همانند شدن عشق به آتش، غیرت، کشتی، نور، چوگان و زندگی در لایه های پنهان ذهن مولانا وجود داشته و به وسیله این مفاهیم عینی، مفهوم انتزاعی «عشق» را برای مخاطبان خویش، مفهوم سازی و ملموس کرده است. همچنین خاصیت ترک نام و ننگ در راه عشق، رسیدن به فنا و بی خودی، گذرا بودن عشق، بی قراری و باختن در عشق و در نهایت راز بودن و وحدت و یکپارچگی عشق در دفتر چهارم مثنوی، دیدگاه و اندیشه مولانا و تأکید و توجّه وی را به این مقوله عرفانی نمایان ساخته است.
بازآفرینی اسطوره ققنوس در شعر معاصر فلسطین با تکیه بر رویکرد میرچا الیاده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۱
133 - 168
حوزههای تخصصی:
اسطوره، نیرویی فعال با وزنی کلان و منشور عملی جوامع بدوی است. شاعران فلسطینی با پیوند اسطوره انسان بدوی به زندگی انسان امروزی، به دنبال رساندن منظوری خاص از دغدغه های خود هستند. آن ها با کاربست اسطوره های گوناگون، از جمله اسطوره ققنوس، تصویری شاعرانه از آلام و رنج های خود به نمایش می گذارند. پژوهش حاضر به روش تحلیلی تطبیقی و با تکیه بر نظریه اسطوره شناسی میرچا الیاده و رویکردی هرمنوتیکی، خوانش شاعران معاصر فلسطین از اسطوره ققنوس را بررسی می کند. در این راستا، ابتدا نمادها، رمزگشایی و ابعاد زبانی و نحوی اشعار تحلیل می شود و سپس بر اساس نظریه الیاده، لایه های پنهان معنایی این اشعار آشکار می شود. با توجه به آرای الیاده در ارتباط با اسطوره های بازگشت به بنیان، نگارندگان پس از کشف چگونگی بازگشت ققنوس، به این مسأله پاسخ می دهند که شاعران فلسطینی با کاربست این اسطوره به خلق چه مضامینی در سروده های خود پرداخته اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که سمیح القاسم با نگاهی مأیوس، تنها از ویژگی های پرنده ققنوس برای تصویرسازی شعری استفاده می کند. فدوی طوقان و معین بسیسو با کاربست این اسطوره، به بیان اهداف سیاسی و اجتماعی می پردازند و در مقابل، کاربست این اسطوره در شعر محمود درویش در خدمت مفاهیم شخصی است.