با ورود به سده بیست و یکم، از نیروی انسانی به عنوان شریک استراتژیک و با ارزش ترین سرمایه سازمان یاد می شود. بدیهی است سرمایه به خودی خود حاصل نمی شود و صرف داشتن آن کفایت نمی کند. چه بسیار افرادی که دارای سرمایه بوده اند اما به جهت غفلت و ندانم کاری آن را به باد داده اند. به طریق مشابه، سرمایه انسانی را نیز می بایست به دست آورد، حفظ نمود و از آن به نحو بهینه جهت ایجاد ارزش افزوده، بهر برداری کرد. این امر، نیازمند تفکر و عمل است. تفکری که ارزش این سرمایه را بداند و عملی که شیوه جذب، پرورش و نگهداشت آن را نشان دهد. مدیریت استراتژیک منابع انسانی بیانگر این تفکر و استراتژی منابع انسانی نمایانگر این عمل است. اما اینکه استراتژی مزبور می بایست دارای چه ویژگی ها و کارکردهایی باشد، موضوعی است که نظریه های مختلفی پیرامون آن مطرح شده است.تشریح این رویکردهای نظری در قالب رویکردهای استراتژیک و غیراستراتژیک، موضوعی است که مقاله حاضر به آن می پردازد.
هدف از مطالعه حاضر، مقایسه ارزشیابى رفتار دانشآموزان از نظر خودشان، معلمان و والدین آنها است.بدین منظور از یک مطالعه بزرگ که 1784 دانشآموز(در مقطع ابتدایى و راهنمایى)در شهر شیراز را شامل مىشود، تعداد 220 دانشآموز که مقیاسهاى درجهبندى رفتار به وسیله خود دانشآموز، معلم و والدین آنها تکمیل شده بود، مورد بررسى قرار گرفتند.جهت کسب اطلاعات، از نیمرخ درجهبندى رفتار براون و هامیل(1978)یعنى سه مقیاس ارزشیابى رفتار به وسیله خود دانش آموز، معلم و والدین، استفاده شد.پایایى و روایى مقیاسهاى مورد استفاده در تحقیق حاضر مورد تأیید قرار گرفت.نتایج به دست آمده نشان داد که مابین زیرمقیاسهاى نمونه پرسشنامه دانشآموز (خانه، مدرسه و همسالان)همبستگى مثبت و معنى دارى(001/0 P) وجود دارد و حاکى از اعتبار سازهاى نمونه دانشآموز مىباشد.به علاوه مابین ارزشیابى رفتار خود دانشآموز با ارزشیابى والدین و ارزشیابى معلم از رفتار دانشآموز همبستگى مثبت و معنىدارى(01/0 P به دست آمد، در حالى که مابین ارزشیابى والدین و ارزشیابى معلم از رفتار دانشآموز، رابطه معنىدارى به دست نیامد.جهت بررسى تفاوت میانگینهاى ارزشیابى رفتار از نظر خود دانشآموز، معلم و والدین آنها، از تحلیل واریانس چند متغیره طرحهاى تکرارى (AVONAM) استفاده شد و تفاوت مابین کلیه میانگینها معنىدار بود.همچنین تفاوتهاى فوق در دو گروه دانشآموزان پسر و دختر بهطور جداگانه مورد بررسى قرار گرفت و یافتهها نشان داد که بین(خود-ارزشیابى)رفتار دانشآموز باارزشیابى والدین و ارزشیابى معلم از رفتار دانشآموز همبستگى وجود دارد.به عبارت دیگر، ارزشیابى والدین و معلم با خود ارزشیابى دانشآموز همسویى دارد.به منظور بررسى تفاوت نظرات سه گروه(دانشآموز، والدین و معلم)بررسى میانگین نمرات ارزشیابى رفتار نشان داد که معلمان رفتار دانشآموزان را مطلوبتر از دو گروه دیگر ارزیابى مىکنند و برعکس، والدین ارزیابى پایینترى از رفتار فرزندانشان نسبت به معلمان و خود فرزندانشان دارند.در پایان نتایج مورد بحث و بررسى قرار گرفت و پیشنهادهاى لازم ارایه گردید.
هدف این تحقیق مقایسه و بررسی جهت گیری ورزشی دانشجویان ورزشکار دانشگاه گیلان است بدین منظور 134 دانشجوی ورزشکار 98 مرد و 36 زن کل جامعه آماری تحقیق نمونه تحقیق را تشکیل دادند ضمن شناسایی برخی ویژگی های فردی نمونه تحقیق مانند جنسیت رشته ورزشی ( تیمی یا انفرادی ) و رشته تحصیلی تربیت بدنی یا غیر تربیت بدنی از پرسشنامه استاندارد جهت گیری ورزشی SOQ طراحی شده توسط گیل 1988 برای اندازه گیری جهت گیری ورزشی دانشجویان ورزشکار در سع بعد رقابت طلبی تمایل به پیروزی و هدف گزینی استفاده شد پس از ترجمه و اظهار نظر تخصصی هشت نفر از اعضای هیات علمی گروه تربیت بدنی و علوم اجتماعی پرسشنامه در دو مرحله مورد مطالعه آزمایشی قرار گرفت و با روش ضریب آلفای کرونباخ اعتبار آن 88/0=R برآورد شد اطلاعات تحقیق با آزمون آماری خی دو و تجزیه و تحلیل واریانس ANOVA در سطح 05/0 >P تجزیه و تحلیل شده است یافته های تحقیق نشان داد که بین ابعاد جهت گیری ورزشی دانشجویان ورزشکار اولویت و ترتیب خاصی به صورت معنی دار وجود دارد که عبارت است از هدف گزینی و میل به پیروزی و رقابت طلبی و لی تفاوت معنی داری در اولویت جهت گیری ورزشی دانشجویان با توجه به ویژگی جنسیت رشته ورزشی (تیمی یا انفرادی)و رشته تحصیلی (تربیت بدنی یا غیر تربیت بدنی ) مشاهده نشد
کیفیت زندگی از مسائل پیش روی جهان امروز و از مباحث اساسی در تکوین سیاست گذاری اجتماعی به شمار می رود. از این رو، مطالعه حاضر بر آن است تا با بهره گیری از رویکردهای نظری مختلف، به بررسی مفهوم کیفیت زندگی در مناطق روستایی و همچنین، اولویت بندی مناطق روستایی بر اساس سطح کیفیت زندگی در روستاهای بخش آق بلاغ استان زنجان با استفاده از مدل وایکور و AHP در سال 1388 بپردازد. روش شناسی تحقیق از نوع پیمایشی با رویه اسنادی است که با استفاده از مطالعات پیمایشی و نمونه گیری هجده روستا و 36 نفر اعضای شورای اسلامی در دهستان آق بلاغ استان زنجان در قالب جامعه نمونه انجام می شود؛ و سرانجام، بر اساس شاخص های کیفیت زندگی، روستای ممقان دارای بالاترین و روستای ارقین دارای پایین ترین سطح کیفیت زندگی در منطقه شناخته می شوند، که نشان دهنده وجود تفاوت های فضایی به لحاظ کیفیت زندگی در میان روستاییان منطقه مورد مطالعه است.
اسطوره، در تمام فرهنگ ها الهام بخش شاعران و نویسندگان بوده است و شاعران و نویسندگان در هر دوره با توجه به مقتضیات زمان و میزان قبول در آن دوره از آن بهره جسته اند. این است که در دوره ای اسطوره ها به دیده احترام و در دوره ای خوار و زبون نگریسته شده اند.
یکی از این دوران، دورانی است که عمدتاً از آن به عنوان ادبیات دفاع مقدس و یا ادبیات جنگ نام برده می شود. شاعران و نویسندگان دوران دفاع مقدس از اسطوره های ملی و مذهبی در بیداری روحیه مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن بهره جسته اند. نمادها و اسطوره ها در شعر این دوره به مثابه یک رسانه عمل کرده اند. تهییج مخاطب به حضور در میدان نبرد در اکثر مواضع مدیون همین نمادها و اسطوره هاست.
مقاله حاضر عهده دار بحث درباره حضور اسطوره های ملی و مذهبی در شعر دفاع مقدس و نوع نگاه شاعران دفاع مقدس به اساطیر است و می کوشد تا روشن کند تا چه میزان نام های اسطوره ای در تحریک مخاطب در مقابله با دشمن سهیم بوده است.
مرچندایزینگ را در ایران به بازارپردازی ترجمه می کنند. این ترجمه ی رایج، برخی از صاحبنظران را برآن داشته که هربار در به کارگیری واژه ی بازارپردازی، توضیحاتی را بیفزایند که مقصود کلام آنها را بهتر انتقال دهد.
فارغ از نبود واژه ی دقیقتر در ایران برای مرچندایزینگ، ظاهراً هنوز کتاب مستقلی درباره ی مرچندایزینگ یا بازارپردازی تألیف و ترجمه نشده است. اما گاه دانشجویان بنا به ذوق و علائق شخصی، مرچندایزینگ را به عنوان موضوع پایان نامه ای خویش برگزیده اند که حاصل آن به صورت جسته و گریخته، در فروش برخی از فروشگاههای زنجیره ای یا برخی از کالاها مؤثر افتاده است و این نیز نتایج تحقیقات پیشین را تائید می کند که مرچندایزینگ یا بازارپردازی بر تصمیم خرید مشتریان بشدت تأثیرگذار است.
در سودمندی مرچندایزینگ یا بازارپردازی از سوی بسیاری از فروشگاههای زنجیره ای، شرکتها و صاحبان کالاهای مصرفی تردیدی نیست، اما نبود اطلاعات جامع دراین باره مانع از آن شده مرچندایزینگ یا بازارپردازی به عنوان یک مجموعه فعالیت و روشها درکنار سایر فعالیتهای بازاریابی، درست در زمان مناسب اجرا شود، اندازه گیری شود، و برپایه ی نتایج به دست آمده در زمانهای آتی تداوم یابد؛ این در حالی است که شرکتها و صاحبان کالا نیازمند این دانش نظری و کاربردی مرچندایزینگ یا بازارپردازی هستند.
مرچندایزینگ یا بازارپردازی به لحاظ دانش نظری بازاریابی، زیرمجموعه ی بازاریابی میدانی است و زمانی که جایگاه فعالیتهای مرچندایزینگ یا بازارپردازی با سایر فعالیتهای بازاریابی پیوندی هدفمند پیدا کنند، سودزایی و اثربخشی آن آشکار خواهد شد.
توسعه مهندسی بازار به سهم خود می کوشد برای تعمیق دانش نظری بویژه کاربردی کردن این دانش تلاشهایی را به ثمر رساند. سایت بازاریابی میدانی به نشانی www.Fieldmarketing.ir، درج مقالاتی دراین باره از شماره های پیشین و این شماره ی نشریه، بخشی از آن تلاشها است.
افزون بر آن، در این شماره ی نشریه، گفتگویی را با دکتر محمد بلوریان تهرانی داریم که داوری برخی از پایان نامه های دانشجویی را با موضوع مرچندایزینگ یا بازارپردازی برعهده داشته اند و تجارب عملی نیز دارد.
بلوریان تهرانی، اکنون عضو هیأت علمی دپارتمان آموزش TMBA، مدرس و مؤلف کتابها و مقالات بازاریابی است؛ متولد 1325، دانش آموخته ی اقتصاد و بازاریابی و دارنده ی مدرک دکتری D.A. از دانشگاه دولتی ایندیانای امریکا.
سوابق تدریس او در دانشگاه آزاد واحدهای تهران و کرج، دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه علوم و فنون مازندران و دانشکده صدا و سیما است. علاوه بر دانشگاههای فوق وی با سازمان مدیریت صنعتی، مرکز آموزش مدیریت صنعتی، مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی ایران، انجمن مدیران صنایع، انجمن مدیریت ایران و سازمان توسعه تجارت نیز سابقه همکاری و تدریس داشته و به موازات آنها سالها به مشاوره و پژوهش بازاریابی و تبلیغات در صنایع و واحدهای تولیدی و خدماتی کشور اشتغال داشته است.
گفتگوی ما با دکتر بلوریان تهرانی عمدتاً متکی بر دانش کاربردی مرچندایزینگ یا بازارپردازی است. کوشیدیم از روشها و تکنیکهای مرچندایزینگ فراتر رویم. محورهایی نظیر استخدام و آموزش نیروهای به کار گرفته شده در مرچندایزینگ، زمان مناسب برای اجرای مرچندایزینگ یا بازارپردازی، نحوه ی ارزیابی این فعالیت، تصحیح فعالیت مرچندایزینگ برای اقدامات آتی بخشی از پرسشهایی بود که وی بدان پاسخ گفت.
توسعه مهندسی بازار پذیرای آثار و مقالات صاحبنظران درباره ی مرچندایزینگ است، و همچنین از تجارب شرکتها و سازمانهایی که درباره ی مرچندایزینگ یا بازارپردازی اقداماتی را به ثمر رسانده اند، استقبال می کند.
نوشته حاضر به تحلیل رمان «ویران می آیی» نوشته حسین سناپور می پردازد. قرائت ساختارگرایانه متن، نمونه ای خصیصه نما از یک تحلیل ساختارگرایانه متون ادبی و مبتنی بر ایده «تودوروف» درباره دستور روایت است. این بررسی نشان می دهد که می توان تمامی کنش ها را در روایت داستان «ویران می آیی»، به دو گزاره جست وجوکردن و نیافتن فروکاست. سپس با تکیه بر مفهوم مفصل بندی در رویکرد پساساختگرای تحلیل متن «لاکلو و موف»، نشان می دهد که شخصیت های اصلی داستان در جست وجوی روایتی جدید از هویت خود هستند که از طریق گفتمان غالب خانواده و حول محور گره گاه جنسیت شکل گرفته است، اما ناتوانی شخصیت ها در سامان دهی مجدد زنجیره هم ارزی که حول محور دال های اصلی مرد/زن شکل می گیرد، به معنای ناکامی آن ها در کسب هویت دیگری است که خواهان آن هستند. این نوشته همچنین نشان می دهد که مفصل بندی گفتمان متن، کاملاً شبیه به گفتمان های شکل دهنده هویت شخصیت های داستان است و به مانند آن ها و به دقت، هویت مردانه و زنانه را در قالب زنجیره های هم ارزی کاملاً مجزا سامان می دهد.
امروزه نقش اساسی ورزش در ابعاد گوناگون زندگی انسان باعث شده است تا کلیه کشورها به صورت جدّی و برنامه ریزی شده در عرصه های مختلف ورزشی سرمایه گذاری کنند. نفوذ ابعاد مختلف ورزش در جامعه بالاخص از جنبه های اقتصادی آن، به جایی رسیده است که از آن به عنوان یکی از شاخص های مهم توسعه اقتصادی و اجتماعی یاد میشود و موفقیت های ورزشی در ابعاد همگانی و قهرمانی را برابر با توسعه شاخص های اقتصادی و اجتماعی میدانند. از آنجا که پیش نیاز موفقیت در هر زمینه ای فراهم آوردن امکانات و زیرساخت های لازم برای انجام آن است، مقاله حاضر با هدف بررسی و تجزیه و تحلیل برخورداری استان های ایران از امکانات ورزشی و تربیت بدنی در سال 85-1384 تدوین شده است.
روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و جامعه آماری آن را استان های ایران تشکیل میدهند. داده های مورد نیاز این پژوهش شامل شاخص های ورزشی و تربیت بدنی میباشد و آمار و اطلاعات مربوط به آن، از مرکز آمار و اطلاعات سازمان تربیت بدنی و سالنامه های آماری کل کشور تهیه شده است. به منظور تعیین درجه توسعهیافتگی ورزشی و تربیت بدنی، از روش تاکسونومی عددی با استفاده از 20 شاخص بهره گیری شده است.
نتایج این تحقیق حاکی از آن است که از میان استان های موجود در ایران، تنها استان سمنان است که با درجه توسعهیافتگی 495/0 و 712/0 در سال های 1384 و 1385 در زمره استان های برخوردار از امکانات ورزشی و تربیت بدنی قرار داشته است. به عبارت دیگر، بیش از 93 درصد از استان های ایران از امکانات ورزشی و تربیت بدنی کافی محروم بوده اند. محروم ترین استان های کشور از لحاظ شاخص های فوق در دو سال مورد بررسی، استان های اصفهان، کهگیلویه و بویراحمد، کرمان و سیستان و بلوچستان بوده اند. نتایج این تحقیق به مسئولان و برنامه ریزان کمک میکند تا با شناخت استان های توسعه نیافته یا کمتر توسعهیافته در امر ورزش به منظور کاهش ناهمگنیها و بهبود زندگی ساکنان آنها، اولویت سرمایه گذاریها را به این مناطق اختصاص دهند.
رنگ یکی از نشانه های مهم روایتگری نظامی برای بیان وجه تمثیلی نگرش هستی شناسانه اوست، به این دلیل رنگ ساحتی رمزگرایانه و تأویل پذیر دارد، فهم معنی رمزی آن مستلزم شناخت زمینه های تأویلی آن است. شناخت این زمینه ها، سبب فهم پیوند رمزی رنگ و منشأ آن، نور، می شود. ارتباط نور و رنگ در روایت پردازی نظامی کانون جذب عناصری دیگر، از قبیل هفت ستاره، هفت گنبد، هفت اقلیم، هفت بانو، هفت فلز، بهرام، زمان و... شده که با رنگ ارتباط صوری و محتوایی یافته اند. این ارتباط در تأویل رمزی آن سبب شده که «آفریننده» مرموزٌالیه نور و «انسان مثالی» با اطوار وجودش مرموزٌالیه رنگ گردد و نور و رنگ جلوه ای از «وحدت و کثرت» باشد. در این مقاله کوشش شده تا دیدگاه نظامی در این باره توضیح داده شود و پیوندهای آشکار و پنهان میان رنگ و صورت و محتوای حکایتی که در هر یک از گنبدهای هفتگانه روایت می شود و زمینه های تأویلی آنها بیان گردد.
جایگاه عرفان را میتوان اعتماد بر اشراق در کشف حقیقت دانست تا عقل و استدلال. عرفان در میان مسلمانان، مخصوص صوفیان است که در گذر زمان و مکان تغییر نام داده اند. یکی از راه های درک زبان عرفا، شناخت نمادهای ایشان در لباس و رنگ های آن است. عرفا معتقدند که علمای طریقت، باید به شکل و رنگ لباسی درآیند که مناسب حال و مقام ایشان باشد. در این مقاله سعی بر آن است تا علاوه بر معرفی ویژگی صوفیان و اهل زهد در اسلام، جام? ایشان، برخی از تاج های ایشان، رنگ تاج ها و معانی نمادین آن مورد بررسی قرار گیرد. همچنین علل استفاده از اینگونه پوشش و رنگ ها نیز بیان گردد. نگارنده در جهت درک و شناخت صحیح، از کتب، روایات و گفتار اهل حق سود جسته است. در انتها بنیادهای عرفانی رنگ را از منظر برخی عرفای مسلمان مانند نجم رازی، نجم الدین کبری، علاءالدوله سمنانی و ابن هیثم و جایگاه رنگ های مورد استفاده به عنوان سنجشی عقلانی و شرعی را بیان داشته است. در استفاده از کتب سعی بر آن بوده تا جای ممکن از برخی منابع نوشتاریِ اسلامی بهره گرفته شود و سپس با طبقه بندی محتوای مطالب، به بازشناخت البسه و رنگ های آن در میان اهل حق پرداخته شده است.